
رسول الله صلی الله علیه وسلم و خائنین و پیمان شکنان، درسی برای منتقدین سیاستهای کنونی دارالاسلام ایران در مورد آمریکا و خائنین (۲)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
در روابط خارجی هم لازم است بدانیم که فتح مکه پایتخت دارالکفر سکولاریستهای شبه جزیره عربستان نیز در نتیجه ی حمله ی دارالکفر سکولار بنی بکراز متحدین دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستهای قریش به دارالکفر سکولار بنی خزاعه از متحدین دارالاسلام[۱] و در واقع خیانت به مفاد صلح حدیبیه بود.[۲] یعنی اگر دارالاسلام با دارالکفری بر علیه دارالکفر دیگری پیمان ببندد و به این دارالکفر متحد با دارالاسلام حمله شود دارالاسلام ملزم است طبق مفاد پیمانی که بسته متناسب با قدرت نظامی که دارد با آن دارالکفر مهاجم وارد جنگ شود. در اینجا بر خلاف تصورانسانهای جاهل و کوتاه بین، دارالاسلام از کفریات و جنایات این دارالکفر متحد با خود دفاع نکرده است بلکه به دستور الله تعالی در پایبند بودن به عهد و پیمان عمل کرده است که می فرماید: وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً (اسراء/۳۴) و به عهد و پیمان وفا کنید، چرا که از عهد و پیمان پرسیده میشود.
در زمان فتح مکه نیز با آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با محتوای پیام: اَلْیَومَ یَومُ الْمَرحَمَه (امروز، روز رحمت و گذشت است) به جای: اليومَ يَوْمُ المَلْحَمَةِ [۳] کفار اصلی را بخشید که دستشان به خون مسلمین آلوده شده بود و مسلمین را شکنجه کرده بودند و مسلمین را محاصره اقتصادی کرده بودند و صدها جنایت دیگر مرتکب شده بودند اما با این وجود دستور داد دو گروه اگر به پرده های کعبه هم آویزان شده باشند باز کشته شوند و آنها را نبخشید:
- در میان کفار اصلی، مجریان جنگ روانی که در قالب شعر و ترانه و غیره بر علیه مومنین و دارالاسلام فعالیت کرده بودند حتی اگر زنان و کنیزهایی ترانه خوان بوده باشند. [۴] و این باید سرنوشت تمام مجریان و فعالان در ماهواره ها و فضای مجازی باشد که بر علیه جبهه ی مومنین و دارالاسلام ایران و به نفع جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی در حال فعالیتند حتی اگر در قالب شعر و ترانه چیزی گفته باشند چه رسد به نوشتن مقاله یا مصاحبه و مجری گری و …
- مرتدین، که قبلاً مسلمان بوده و بعد با خیانت به اسلام و دارالاسلام مرتد شده بودند مثل عبداللَّه بن سعد بن ابی سَرح که ابتدا مسلمان شد و حتی کاتب وحی هم شد اما بعد از آن از اسلام برگشت و دوباره سکولار (مشرک) شد[۵]
در کنار این و بعد از نقض پیمان آتش بس مدت دار حدیبیه توسط متحدین قریش، با اینکه ابوسفیان رهبر کفار سکولار آن زمان (یعنی قبل از اسلامش چیزی شبیه ترامپ در زمان حاضر) جهت عذرخواهی به خاطر این نقض عهد به مدینه آمده بود، رسول الله عذر او را نپذیرفت و آن عهد را کان لم یکن فرض کرد و نادیده گرفت و به مکه حمله و آنجا را در سال هشتم هجری فتح کرد.
در سال در سال دوم هجری هم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه دارالاسلام را تشکیل داد و با کفار یهودی بنی قینقاع، بنی نضیر و بین قریظه و… پیمان بست زمانی که بنی قینقاع بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر پیمان شکنی می کنند رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز بلافاصله قلعه شان را محاصره و آنان را همراه با زن و فرزند و اموالشان از مدینه اخراج کرد و فرصت دوباره به این خائنین برای جبران نداد.
در سال چهارم هجری هم که بنی نضیر طرح ترور نافرجام رسول الله صلی الله علیه وسلم را چید و این توطئه و خیانت بنی نضیر رو شد و نقض عهدشان آشکار گردید رسول الله صلی الله علیه وسلم قلعه شان را محاصره و آنان را بلافاصله از مدینه اخراج کرد و به این خائنین هم طبق معمول فرصت دوباره نداد.
در سال پنجم هجری هم قبیله یهودی بنی قریظه در جنگ احزاب با کفار سکولار قریش بر ضد دارالاسلام متحد شد و به دارالاسلام خیانت کرد و بلافاصله رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها حمله کرده و بدون دادن فرصت دوباره به خائنین تمام مردان بالای ۱۵ سال آنها با حکم حکمی که یهودیها انتخاب کرده بودند به قتل رساند.
اگر تاریخ را نگاه کنیم متوجه می شویم که در هیچ یک از موارد فوق رسول الله بعد از نقض عهد دشمنان مجددا پشت میز مذاکره و تجدید عهد با خائنین ننشست، بلکه بلافاصله نقض عهد آنها را با نقض عهد پاسخ داد و بعد از خروج دشمنان از پیمان، رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از پیمان خارج شد و تجدید پیمان با آنان نکرد.
[۱] واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۱۲؛ /ابن هشام، السیرة النبویة، ج۳، ص۳۳۲، ج۴، ص۳۱ـ۳۲؛/ بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۵؛ /طبری، ج۲، ص۶۳۵
[۲] واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۰ـ۷۸۹؛/ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۳۱ـ۳۳، ۳۶ـ۳۷؛/ طبری، ج۳، ص۴۴ـ۴۵/ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۳۶؛ / ابن سعد، ج۴، ص۲۹۵؛ / مسعودی، التنبیه، ص۲۶۶
[۳] صحيح البخاري۴۲۸۰ / أسد الغابة، ج ۲، ص ۲۸۴،/ فتح الباري شرح صحيح البخاري،كتاب المغازي، باب أين ركز النبي صلى الله عليه وسلم الراية يوم الفتح ، ج ۷، ص ۵۹۷
[۴] ابن كثير، اسيرة النبويّة، ج ۳، ص ۵۶۳ به بعد.
[۵] النسائي ۴۰۶۹ وأبو داود ۴۳۵۸ / عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: كَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِى سَرْحٍ يَكْتُبُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَزَلَّهُ الشَّيْطَانُ فَلَحِقَ بِالْكُفَّارِ فَأَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُقْتَلَ يَوْمَ الْفَتْحِ فَاسْتَجَارَ لَهُ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ فَأَجَارَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم .