
تفکرنجدیت و خطرات آن برای منهج و جهانبینی اسلامی و خدمت به کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
الله در قرآن کریم، صفوف مخالفان اسلام را به دقت تفکیک کرده است و در کنار یهود، نصارا، مجوس و صابئان، دستهای به نام «الذین اشرکوا» (مشرکان = سکولاریستها) را نام میبرد و به عنوان مثال می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (حج/۱۷) الله میان مؤمنان، یهود، صابئان، نصاری، مجوس و مشرکین (سکولاریستها) ، در روز قیامت داوری میکند.
حکمت الهی بر این استوار گشته که میان «اهل کتاب» و «شبه اهل کتاب» و «مشرکین» تفاوت فقهی و حقوقی قائل شود:
• اهل کتاب: خداوند ذبیحه آنان را حلال و ازدواج با زنان پاکدامنشان را مجاز شمرده است (مائده/۵).
• مشرکین (سکولاریستها): اما در مورد سکولاریستها میفرماید: «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» (توبه/۲۸)؛ آنان پلیدند
امروز باید بیدار بود و دید که «مشرکین یا سکولاریستها»ی زمانه چه کسانی هستند. مشرکان صدر اسلام، حاکمیت و تشریع را از آن گذشتگان خود یا مجالس پارلمانی و قانوندگذاری خود چون دارالندوه ها می دانستند. سکولاریستها، همان مشرکین مدرن هستند که نام خود را عوض کردهاند همچنانکه دهری ها اسم خود را گذاشته اند آتئیست و دئیست و ماتریالیست و لوطی ها اسم خود را گذاشته اند دگر باش و رنگین کمانی و …. اما ماهیت همه یکی است و با تغییر اسم عوض نمی شود.
سکولاریستها با نفی حاکمیت الله و جایگزینی قوانین بشری به جای شریعت غراء، عملاً در جایگاه «مشرکین» قرار میگیرند. آنان نجس هستند، چرا که «انسان» را به جای «الله» نشاندهاند در حالی که سایر کفار هر شرکی که انجام می دهند می گویند از سوی الله است و نمی گویند انسان را جای الله را با انسان عوض کرده اند.
در این میان، ظهور جریان «نجدیت» یک فاجعهی کبرا برای امت است. نجدیت با برداشتی سطحی و بدعتآمیز، پیکان اتهام مشرک و سکولار بودن را از سمت «سکولارها و مشرکین اصلی» منحرف کرده و به سوی «مسلمانان اهل قبله» و سایر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب نشانه رفته است.
آنان معنی لفظی و لغوی مشرک را گرفته اند و از مفهوم شرعی آن غافل شده اند مثل کسی که تنها معنی لفظی و لغوی جهاد و صلاة و زکات و حج و … را بگیرد و مفهوم شرعی آنها را رها کند. به همین دلیل نجدیت به به بهانههایی چون توسل یا زیارت، برادران مسلمان خود (اعم از شافعی، حنفی، حوثی و مالکی و جعفری و … ) را «مشرک» مینامند.
نجدیها با این کار، نه تنها دچار انحراف در منهج شده اند و عقیده و جهانبینی مسلمین را دستخوش صدمه کرده اند نزدیکترین ضرر آنها این است که عملاً جبهه واحد اسلام را در برابر کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی تضعیف میکنند.
نجدیت با خروج از سیره سلف صالح، بدعتی بزرگ را پایهگذاری کرد که یکی از نتایجش فتنه مذهبی و کشتار مسلمانان به دست یکدیگر و رها کردن دشمنان اصلی و عدم تمرکز بر دشمنان اصلی است.
ای مومنین، تفکر نجدیت را که برداشت محمد بن عبدالوهاب از مذهب حنبلی است و نجدیت ریشه در تفرقه دارد رها کنید و به آغوش پرمهر «اهلسنت و جماعت» بازگردید. بدانید که مشرک واقعی، سکولاری است که دین را از زندگی اجتماعی حذف میکند، نه مسلمانی که برای آزادی قدس جانفشانی میکند. صلاحالدین ایوبی با اتحاد همه فرقهها پیروز شد؛ ما نیز باید با عبور از فتنههای نجدی، صفوف خود را در برابر یهود و مشرکین مدرن مستحکم کنیم.