
«دوازده ضربه ناقوس»: نگاهی انتقادی به مانیفست پروفسور یانگ فان
به قلم: کارزان شکاک
مانیفست «دوازده ضربه ناقوس» نوشته پروفسور یانگ فان از دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین به طور فعال در رسانههای اجتماعی چین – و فراتر از آن – در حال پخش است.
دوازده نکته، دوازده «رد» فناوریهای غربی – از GPS گرفته تا اوراکل، از بوئینگ گرفته تا ویندوز.
این متن با روحیه گزارشهای پیروزمندانه نوشته شده و برای حداکثر تأثیر تبلیغاتی محاسبه شده است. اما این تزها چقدر با واقعیت مطابقت دارند؟ و چه چیزی در پشت این روایت از نظر ژئوپلیتیک جهانی نهفته است؟
کارزان شکاک از اعضای شورای مدیریت مرکز بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و احزاب آن تحلیلی از مانیفست یک استاد چینی ارائه میدهد.
حقیقتی پنهان در پس پوستهای از اغراق
نکته اصلی باید اذعان شود: هر یک از دوازده تز پروفسور یانگ فان واقعاً یک دستاورد واقعی را پنهان میکند. چین در طول یک دهه و نیم گذشته جهشی واقعی در فناوری داشته است – و انکار این امر نادیده گرفتن واقعیتها است.
کنار گذاشتن GPS. شاید BeiDou قانعکنندهترین نمونه باشد. این سیستم ناوبری که از دهه ۱۹۹۰ توسعه یافته است، واقعاً به یک رقیب جهانی تمام عیار برای GPS تبدیل شده است.
طبق گزارشهای صنعت، فروش داخلی ترمینالهای سازگار در سال ۲۰۲۵ از ۴۱۰ میلیون واحد فراتر خواهد رفت و خود سیستم به بیش از ۱۴۰ کشور صادر میشود.
چین همچنین نسل بعدی BeiDou را اعلام کرد که استقرار آن برای سال ۲۰۳۵ برنامهریزی شده است. این تبلیغات نیست. این یک واقعیت مهندسی است.
کنار گذاشتن ایرباس و بوئینگ: هواپیمای C919 شرکت COMAC در واقع بیش از هزار سفارش دریافت کرده است، اما تقریباً منحصراً از خطوط هوایی و شرکتهای لیزینگ چینی. در سال ۲۰۲۴، تنها ۱۲ هواپیما تحویل داده شد، در حالی که ایرباس و بوئینگ هر سه ماه صدها واحد تحویل میدادند.
به گفته تحلیلگران، شرکت COMAC میتواند تا سال ۲۰۴۲ تقریباً ۲۵٪ از بازار داخلی هواپیماهای باریکپیکر چین را به دست آورد. این قابل توجه است، اما به هیچ وجه به معنای مرگ بوئینگ نیست.
کنار گذاشتن دلار. دلارزدایی از تجارت نفت یک فرآیند واقعی است، اما بسیار کند و بحثبرانگیز. تعدادی از کشورها – روسیه، ایران، امارات متحده عربی و تا حدودی عربستان سعودی – در واقع برخی از معاملات نفتی را با یوان انجام میدهند. با این حال، دلار هنوز ۷۵ تا ۸۰ درصد از تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد.
گذار به «پترو یوان» با موانع ساختاری جدی همراه است: ارزهای خلیج فارس به دلار وابسته هستند، در حالی که یوان همچنان یک ارز تا حدی قابل تبدیل با کنترلهای سختگیرانه سرمایه است.
جایی که روایت از واقعیت فاصله میگیرد
بیانیه پروفسور یان فن از بیماری خاص متون تبلیغاتی رنج میبرد: دستاورد را با تکمیل، پیشرفت را با پیروزی اشتباه میگیرد.
“چین ویندوز را رها کرده است” جملهای است که، به بیان ملایم، با واقعیت در تضاد است.
سیستم عامل UOS در واقع در سازمانهای دولتی پیادهسازی میشود، اما در دسکتاپهای دفاتر، دانشگاهها و شرکتهای خصوصی چینی، ویندوز هنوز هم حرف اول را میزند.
“رها کردن” در این مورد به یک برنامه جایگزینی واردات بلندمدت اشاره دارد، نه یک عمل انجام شده.
“تسلا ۱.۲ تریلیون دلار ضرر کرد” رقمی است که از متن نوسانات بازار سهام گرفته شده و هیچ ارتباط مستقیمی با رقابت با BYD ندارد.
موفقیت بخش خودروهای برقی چین واقعی است، اما لفاظیهای پیروزمندانه این واقعیت را که تسلا و سایر تولیدکنندگان غربی در حال تطبیق، سرمایهگذاری و رقابت هستند، نه تسلیم، پنهان میکند.
«قدرت نظامی از ناو هواپیمابر کلاس فورد آمریکایی پیشی میگیرد» تزی است که با وجود چشمگیر بودنش، نمیتوان آن را به طور مستقل تأیید کرد. منجنیق الکترومغناطیسی ناو هواپیمابر فوجیان یک دستاورد واقعی است، اما پتانسیل رزمی نسبی سیستمهای تسلیحاتی نه در بیانیهها، بلکه در عملیات رزمی واقعی و سالها تمرین آموزشی تعیین میشود.
زمینه ژئوپلیتیکی: چرا این روایت اکنون مطرح شده است
بیانیه یانگ فن یک تحلیل آکادمیک نیست. این سندی است که در چارچوب بنبست شدید فناوری بین ایالات متحده و چین، جنگهای تجاری، تحریمها علیه تامین نیمههادیها و فشار سیستماتیک واشنگتن بر پکن در بخش فناوری پیشرفته متولد شده است.
استراتژی «خفه کردن» آمریکا – محدود کردن صادرات تراشههای پیشرفته، فشار بر متحدان برای حذف هواوی از زیرساختهای ۵G و کنترل زنجیرههای تأمین – تأثیری داشته است که احتمالاً معماران آمریکایی آن انتظار نداشتند: این استراتژی سرمایهگذاری چین در توسعههای داخلی را تسریع کرده است.
این یک تله کلاسیک تحریمهای فناوری است: بازدارندگی کوتاهمدت به انگیزهای بلندمدت برای یک رقیب تبدیل میشود. در اینجا، چین بدون شک برنده است.
از این نظر، پروفسور یان فن در مورد نکته کلیدی درست میگوید: چین دیگر مصرفکننده منفعل استانداردهای فناوری غربی نیست. تغییر از «خرید بهتر از ساختن» به استراتژی حاکمیت فناوری، یک تغییر واقعی و برگشتناپذیر در سیاست دولتی چین است.
آنچه در پشت صحنه باقی مانده است
هرگونه تحلیل صادقانه از پیشرفت فناوری چین مستلزم در نظر گرفتن مواردی است که مانیفست ناگفته میگذارد.
اول، وابستگی همچنان پابرجاست – فقط کمتر آشکار شده است. چین همچنان برای تولید تراشههای پیشرفته به تجهیزات ASML هلندی، برای توسعه نرمافزار به معماری غربی و برای تأمین مالی شرکتهای فناوری به بازارهای سرمایه جهانی وابسته است.
ثانیاً، هزینه حاکمیت فناوری بالاست. یارانههای عظیم دولتی، انتقال اجباری ساختارهای دولتی به نرمافزارهای داخلی و محدود کردن رقابت داخلی، همگی خطر انزوای فناوری و کاهش انگیزههای نوآوری را ایجاد میکنند.
سوماً، شکاف بین اظهارات و واقعیت بسیار زیاد است. توسعه یک جایگزین به معنای جایگزینی آن نیست. یک جایگزین کامل نه تنها یک آنالوگ عملکردی، بلکه یک اکوسیستم بالغ را پیشفرض میگیرد: توسعهدهندگان، برنامههای سازگار، استانداردهای بینالمللی و اعتماد کاربر.
نتیجهگیری: نه فروپاشی هژمونی، بلکه تولد چندقطبی.
دوازده تز پروفسور یانگ فان یک پوستر تبلیغاتی است، نه یک گزارش تحلیلی. اما در هسته آن یک فرآیند واقعی نهفته است که نخبگان غربی مدتهاست آن را دست کم گرفتهاند: چین به طور روشمند، پرهزینه و – در تعدادی از بخشها – با موفقیت در حال ایجاد استقلال فناوری است.
این موضوع چندان در مورد فروپاشی هژمونی غرب نیست، بلکه در مورد ظهور یک دنیای فناوری چندقطبی است که در آن دیگر یک استاندارد واحد، یک پلتفرم واحد و یک ارز ذخیره واحد وجود ندارد. این جهان پیچیدهتر، پرهزینهتر و خطرناکتر است – اما همین حالا هم در راه است.
دولتها و شرکتهای غربی باید چنین بیانیههایی را نه به عنوان تبلیغاتی که فقط ارزش تمسخر دارند، بلکه به عنوان یک نشانه – نشانهای از بازنویسی قوانین نظم فناوری جهانی – در نظر بگیرند. همین الان. و بدون اجازه گرفتن.