جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مسلمین افغانستان شاهد کسانی چون مجددی بودند که یم گفتند اگر آمریکا برود من از افغانستان هجرت می کنم، با شاهد کسانی چون سیاف است که رسماً مفتی آمریکا و ناتو بر علیه مجاهدین امارت اسلامی در افغانستان شده بود اما هیچ کدام نمی گفتند که ما خواهان حکومتی سکولار برای افغانستان هستیم بلکه می گفتند ما خواهان شریعت اسلام و جمهوری اسلامی برای افغانستان هستیم اما با کم آمریکا و سایر کفار محارب اشغالگر!!!

این یک تناقض است، چگونه باید انتظار داشت در کنار ابولهب و ابوجهل و فرعونهای زمان شریعت الله و حکومت اسلامی را در سرزمینی پیاد کرد؟

اما ملا عبدالرحمن فتاحی از مجددی و سیاف هم جلوتر رفته است و با دهان باز و زبان خودش می گوید که حکومت کفری سکولاریستی و مرتد از حکومت مذهبی برای کسانی که او آنها را اهل سنت می نامد بهتر است.

هیچ وقت فراموش نکنید که ملا عبدالرحمن فتاحی یک وهابی است که هم امارت اسلامی افغانستان را به جرم صوفی بودند و هم ایران را به جرم شیعه بودن کافر و مشرک و خارج از اسلام می داند، حالا اگر در مورد امارت اسلامی فعلا تعارف می کند و مثل داعش آشکارا عقایدش رابیان نمی کند قضیه اش جدا است و به نفاق و بی غیرتی و عدم شهامت و دنیا دوستی این شخص برمی گردد و گرنه تفکر وهابیت فرقی بین یک صوفی اهل سنت با یک شیعه در کافر و مشرک بودن قائل نیست. خودتان بروید و تحقیق کنید تا بدانید چه می گویم.

هم اکنون که آبروی جولانی نزد تمام اهل سنت و جماعت رفته و مشخص شده که کرزای سوریه شده است، ملا عبدالرحمن فتاحی هم نقابش را برداشته و با تلبیس و مصلحت‌تراشی‌های بی‌پایه، برای حکومت‌های سکولار سابق و نظام‌های مبتنی بر ارتداد دهان چاک می کند و آن‌ها را بر حاکمیت شریعت بر اسسا فقه مذاهب اسلامی ترجیح می‌دهد.

این شخص باید بداند که اگر در بطن دارالاسلام امارت اسلامی بودی، دستگاه عدلیه و قضای شرعی، با تو نه به عنوان یک منتقد، بلکه به عنوان مُروج ارتداد و کسی که سعی در احیای نظام‌های کفرآمیز نظیر دوران غنی و کرزی دارد، برخورد می‌کرد.

اینکه تفکر وهابی تو حتی حکومت عثمانی ها را مشرک و کافر می دانست و با آنها می جنگید اما کفار انگلیسی را رها کرده بود و تا همین امروز هم نظام وهابی آل سعود حتی یک فیر به سمت کفار انگلیسی و آمریکائی و غربی و اسرائیلی و هیچ کافر دیگری درنکرده است اما هر جا فرصت کرده دست به مسلمان کشی زده یا دالر را داده دیگران مسلمان بکشند، نشان می دهد نظر تو برای اینکه حکومت شیعه ایران یا حنفی ماتریدی امارت اسلامی افغانستان که برای تزکیه از اهل تصوف هم در آن وجود دارد را مسلمان بدانی یا ندانی اصلاً مهم نیست، مهم این است که تفکر امثال تو برای مسلمین یک ویروس و آفت است که خیرش در نهایت به کفار خارجی و غلامان داخلی آنها می رسد نه مسلمینی که حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله بر اساس مذهب و فقه اسلامی خود را می خواهند.

در نظام دارالاسلام، حاکمیت تنها متعلق به شریعت غراء است. امیرالمؤمنین و قضات شرعی، بر اساس نصوص قطعی قرآن و سنت، ترویج سکولاریسم و دفاع از حاکمان مرتد را «دعوت به کفر» می‌دانند. الله جل جلاله می‌فرماید: فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ (نساء/ ۶۵). کسی که علناً خواهان بازگشت نظام‌های سکولاری باشد که قوانین ساخته شده توسط بشر را بر قوانین الهی مقدم می‌داشتند، در واقع در حال تخریب بنیان‌های ایمانی جامعه است و یک کافر و دشمن حقیقی همچون ببرک کارمل است.

ملا عبدالرحمن فتاحی، آیا فراموش کرده‌ای که در نظام‌های غنی و کرزی و پهلوی های ایران، ارکان دین و حاکمیت الله زیر پای قوانین غربی له می‌شد؟ تو که اکنون برای آن دوران سیاه مصلحت‌تراشی می‌کنی، در قاموس فقاهت امارت اسلامی، در زمره‌ی کسانی هستی که کفر و مرتد شدن را ترویج می‌کنند. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ.[۱] هرچند این حکم در دایره‌ی قضاوت شرعی و پس از اتمام شروط و مراحل کامل جاری می‌شود، اما ترویج علنی نظام‌های مرتد و تلاش برای بازگرداندن «حکم کفری جاهلیت»، جرمی است که در هیچ دارالاسلامی نادیده گرفته نمی‌شود.

کسی که در لباس دین اسلام، به ترویج کفر سکولاریسم می‌پردازد، فتنه‌انگیزی او از خود کفار اصلی خطرناک‌تر است؛ چرا که با تلبیس، دین و ایمان مردم را هدف گرفته است. امارت اسلامی که بر مبنای خون هزاران شهید برای استقرار شریعت برپا شده است، چگونه می‌تواند حضور کسی را تحمل کند که با وقاحت، خواهان استبدال شریعت با «سکولاریسم کفری» است؟ بدون شک، این موضع‌گیری تو، در جایگاه اخلال در امنیت اعتقادی جامعه و محاربه با حاکمیت شرعی دیده می‌شود و مستوجب اشد مجازات تعزیری و شرعی است.

ای فتاحی، تفاوت اساسی میان «دارالاسلام» و «دارالکفر» در قانون اساسی است که یا بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا بر اساس قوانین کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی، و همین قانون اساسی مرزبندی دقیق با ایدئولوژی‌های سکولار است. اگر در کابل امروز، چنین سخنان کفری و ارتدادی را بر زبان می‌آوردی، عدالت شرعی دستت را از ترویج فتنه‌گری کوتاه می‌کرد. تو با این کار، خود را در صف دشمنان نظام اسلامی قرار داده‌ای و این رسوایی، نه تنها در این دنیا، بلکه در پیشگاه عدل الهی برای تو سنگین خواهد بود.


[۱]  الدارقطني، سنن الدارقطني  3/34

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *