حکم اهانت و آتش زدن قرآن نزد مذاهب اهل سنت و جماعت و چرائی سکوت مولوی عبدالحمید در برابر هتاکان به قرآن در اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش ایران (۱)

حکم اهانت و آتش زدن قرآن نزد مذاهب اهل سنت و جماعت و چرائی سکوت مولوی عبدالحمید در برابر هتاکان به قرآن در اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش ایران (۱)

ارائه دهنده: ابوامیر احمد

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

فتنه‌ی دشمنان در رزوهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و ورود مستقیم آمریکا و اسرائیل به صحنه نبرد از یک طرف و اهانت به قرآن و مظاهر دین از جمله به آتش کشیدن قرآن کریم و لگد مال کردن آن و همچنین تخریب مساجد و به آتش کشیدن آنها از طرف دیگر نشان داد که عده ای به هیچ وجه دغدغه معیشت ندارند و خواهان جنگ و محاربه‌ی با خداوند و رسول الله هستند. به عبارت دیگر اعتراض به حق علیه گرانی و مسائل اقتصادی بهانه‌ای برای عده ای جاسوس و دست نشانده به قیام بر علیه اسلام و مسلمانان تبدیل شده است.

دشمنان اسلام در این جنگ از هر ابزاری برای ضربه زدن به مردم و اسلام و دیانت آنان استفاده کردند. عقائد آنان را هتک کردند. به مساجد حمله ور شده و اقدام به تحریب آنها کردند. به قرآن اهانت کرده و آن را به آتش کشیدند! با این وجود و علیرغم رو شدن دست دشمن و بر ملا شدن چهره واقعی اغتشاشگران ولی برخی همچنان چشم را بر روی حقائق بسته و از اهالی فتنه دفاع می‌کنند و آنها را در زمره‌ی جماعتی می‌دانند که نسبت به وضعیت معیشت و اقتصاد، اعتراض دارند. مولوی عبدالحمید از جمله کسانی است که به صورت تمام قد از اغتشاشگران دفاع کرده و آنان را در زمره جنبش اعتراض به مسائل اقتصادی و گرانی اجناس می‌داند. وی در کسوت دینی از گروه اغتشاشگر حمایت کرد و اقدام به انتشار مطالبی در فضای مجازی کرده و در خطبه های نماز جمعه -که باید محلی برای دفاع از دین و مسجد و قرآن باشد- از نیروهای امنیتی و نیروهای نظامی و انتظامی درخوداست کرد که به صف آشوبگران بپیوندند! و سد راه آنان نشوند!

آنچه مولوی عبدالحمید مرتکب شد ضد اسلام و فقه تمامی فرق اهل سنت است. علمای اهل سنت بر حفظ حرمت مسجد و قرآن اجماع دارند. آنان بیان داشته اند کسی که حرمت قرآن و مسجد را نگه ندارد کافر و مرتد است. لذا دفاع مولوی از کسانی که به مسجد و قرآن اهانت کرده و اقدام به آتش زدن این دو کردند برخلاف فتوای تمامی علمای اهل سنت است و دفاع از کفر و ارتداد است که در این نوشتار به تبیین آن پرداخته ایم.

تحلیل نفی اهانت و استخفاف مسجد با استناد به قرآن و روایات

خدای متعال می فرماید:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (بقره/۱۱۴)

در این آیه به صراحت عمل مانعان ذکر خدا و ویرانگران مساجد را در اوج ستم قرار می‌دهد و برای آنان خواری دنیایی و عذاب عظیم اخروی مقرر می‌کند. این آیه به روشنی بیان می‌کند که مساجد، خانه‌های خداوند برای ذکر و عبادت هستند و هرگونه جلوگیری از این کارکرد یا تخریب فیزیکی آن، مصداق ظلمی بزرگ و دشمنی با شعائر الهی است.

در منابع حدیثی نیز بر این حرمت تأکید می‌کنند. در روایات صحیح مسلم و مسند احمد آمده است که حتی عمل ناپسند و غیرعمد یک فرد بی‌اطلاع (اعرابی جاهل و بادیه نشین) که در مسجد ادرار کرد، با واکنش قاطع پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مواجه می‌شود. پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ابتدا مانع قطع عمل او می‌شوند تا بی‌احترامی افزون‌تر نشود، سپس با آرامش اما صریحاً به او تذکر می‌دهند که «این مساجد برای چنین کارهای پلیدی (بول و قذر) ساخته نشده‌اند؛ این‌ها تنها برای ذکر خدا، نماز و قرائت قرآن هستند».

«بينما نحن في المسجد مع رسول الله صلى الله عليه وسلم. إذ جاء أعرابي فقام يبول في المسجد، فقال أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم: مه مه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «لا تزرموه دعوه» فتركوه حتى بال، ثم إن رسول الله صلى الله عليه وسلم دعاه فقال له: «إن هذه المساجد لا تصلح لشيء من هذا البول، ولا القذر إنما هي لذكر الله عز وجل، والصلاة وقراءة القرآن» [۱]

این بیان نورانی پیامبر(ص)، حقیقت وجودی و قداست مسجد را ترسیم می‌کند: مسجد حریمی است که کوچک‌ترین آلودگی مادی (مانند ادرار) یا معنوی (مانند غفلت از ذکر خدا) با مقام آن سازگار نیست.

با توجه به این نصوص مقدس، روشن می‌شود که احترام به مسجد و پرهیز از کوچک‌ترین اهانت یا استخفاف نسبت به آن، یک حکم تأکیدشده شرعی است. اگر جلوگیری از ذکر خدا و ویرانی مسجد در آیه قرآن، ظلم بزرگ شمرده شده و اگر پیامبر(ص) حتی پاک‌سازی آلودگی ناشی از یک عمل غیرعمد را ضروری دانسته‌اند، به طریق اولی هر عمل عمدی و سازمان‌یافته با هدف تخریب، اهانت یا نابودی مسجد – مانند سوزاندن آن – مصداق بارز «سعی در خرابها» و دشمنی آشکار با دین خدا است. چنین عملی نه تنها تجاوز به حریم مقدسی است که برای عبادت و ذکر خدا بنا شده، بلکه حمله به نماد وحدت جامعه مسلمانان و هتک حرمت یکی از آشکارترین شعائر اسلامی است. بنابراین، سوزاندن مسجد جرمی است که هم در دنیا مستوجب مجازات شدید است و هم در آخرت، وعده عذاب عظیم الهی را برای مرتکب آن در پی دارد.

فتاوای علمای حنفی درباره اهانت به قرآن

تمامی علمای حنفی بر حفظ حرمت مسجد و قرآن اتفاق نظر دارند و استخفاف کنندگان را تکفیر کرده و مرتد می‌دانند.

۱) محمد انور شاه کشمیری حنفی دیوبندی استخفاف و اهانت به قرآن کریم را در شمار افعال کفری یاد کرده است، وی در این باره می‌نویسد:

اتفقوا في بعض الأفعال على أنها كفر، مع أنه يمكن فيها أن لا ينسلخ من التصديق، لأنها أفعال الجوارح لا القلب، وذلك كالهزل يلفظ كفر، وإن لم يعتقده، وكالسجود لصنم، وكقتل نبي، والاستخفاف به، وبالمصحف، والكعبة؛ فقهای حنفی در برخی از اعمال اتفاق نظر دارند که کفر محسوب می‌شود، هرچند ممکن است در آن‌ها شخص از تصدیق قلبی خارج نشده باشد؛ زیرا این‌ها اعمال جوارح هستند نه قلب. مانند شوخی و مزاحی که به زبان کفر گفته می‌شود، هرچند گوینده به آن معتقد نباشد؛ و مانند سجده کردن برای بت، و کشتن پیامبر، و بی‌احترامی و اهانت به او، و به قرآن، و به کعبه.[۲]

۲) ابن نجیم مصری حنفی درباره استخفاف به قرآن می‌گوید:

أما المصحف فلأن في تقديمه تعظيمه وتعظيمه عبادة والاستخفاف به كفر؛ اما (سخن درباره) قرآن از آن جهت که همراه داشتن آن، تعظیم آن به شمار می‌آید، و تعظیم آن عبادت است؛ و بی‌احترامی و استخفاف به آن کفر محسوب می‌شود.[۳]

ابن نجیم مصری حنفی باز نیز درباره استخفاف به قرآن می‌گوید:

ويكفر بوضع رجله على المصحف مستخفا به؛ و کسی که از روی بی‌احترامی پای خود را بر روی مصحف بگذارد، کافر می‌شود.[۴]

۳) شمس الأئمة سرخسی حنفی به جهت احترامی که به قرآن دارد از اینکه قرآن در معرض استخفاف دشمن قرار بگیرد، نهی کرده و می‌نویسد:

الْقُرْآنُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ مَنْ اعْتَصَمَ بِهِ نَجَا، إلَّا أَنَّهُ مَنْهِيٌّ عَنْ تَعْرِيضِ الْمُصْحَفِ لِاسْتِخْفَافِ الْعَدُوِّ بِهِ؛ قرآن ریسمان استوار خداوند است؛ هر کس به آن چنگ زند نجات می‌یابد. با این حال، انسان از آن نهی شده است که مصحف را در معرض بی‌احترامی و استخفاف دشمن قرار دهد.[۵]

۴) شیخی زاده حنفی درباره زیر پا گذاشتن مصحف می‌گوید:

ويكفر بوضع رجله على المصحف مستخفا؛ و کسی که از روی بی‌احترامی پای خود را بر روی مصحف بگذارد، کافر می‌شود.[۶]

۵) فناری رومی حنفی می‌گوید:

أمارة الكفر الذي هو في نفسه خفي فيقوم مقامه كإلقاء المصحف في القاذورة؛ نشانه کفر ـ که خودِ آن در درون پنهان است ـ چیزی است که قائم‌مقام آن می‌شود؛ مانند انداختن مصحف در پلیدی و کثافت.[۷]

بنابراین می توان گفت که در فقه حنفی، مصحف به‌سبب اینکه کتاب وحی و منبع تشریع و دین است از جایگاه ویژه و قدسی دارد؛ لذا هر فعل عملی که دلالت بر تحقیر یا بی‌احترامی به آن باشد، استخفاف آن محسوب شده و از مصادیق کفر عملی محسوب می‌شود. همانطور که در متون فقهی، زیر پا گذاشتن یا انداختن مصحف در نجاست به‌عنوان اماره کفر بیان شده است؛ از این‌رو، آتش زدن مصحف که مستلزم اهانت آشکار و تخریب عمدی کتاب خداست، حکم شدیدتر و کفر آن بارزتر است و به‌طور قطعی حرام است.


[۱] . صحيح مسلم (۱/ ۲۳۶/۲۵۸) مسند أحمد بن حنبل ت شعيب (۲۰/ ۲۹۷/۱۲۹۸۴)

[۲] . اکفار الملحدین ص۶۸

[۳] . البحر الرائق شرح كنز الدقائق (۲/ ۳۴)

[۴] . الأشباه والنظائر (ص۱۶۰)

[۵] . شرح السير الكبير (ص۲۰۵)

[۶] . مجمع الأنهر في شرح ملتقى الأبحر (۲/ ۵۰۷)

[۷] . فصول البدائع في أصول الشرائع (۱/ ۳۴۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *