
مولوی عبدالحمید و زبان سستی و نفاق و بذر ناامیدی در برابر متجاوزان در جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش به جای ندای جهاد
به قلم: صلاح الدین مجاهد
شروع جنگ مستقیم تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران در رمضان ۱۴۰۴ش و حمایت آشکار خائنینی چون ربع پهلوی از این اشغالگران کافر و محارب خارجی، در میان مومنین چنین توقعی را به وجود آورده است که خطبا و علمای مسلمان در کنار کفار اهل ذمه ی داخلی که غیرتی دارند و برای کشور خود در برابر اشغالگران خارجی ارزشی قائل هستند نسبت به این جنگ تحمیلی واکنشی شرعی و غیرت پسند از خود نشان دهند.
به همین دلیل، در حالی که منطقه در آتش جنایات بیسابقه رژیم صهیونیستی و آمریکا میسوزد و ملت ایران هدف حملات تروریستی و خصمانه دشمنان کافر و محارب خارجی قرار گرفته است، مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی در نماز جمعه زاهدان، بار دیگر موجی از انتقادها را برانگیخته است.
وی در سخنانی که بوی انفعال و عقبنشینی در برابر دشمن میدهد، مدعی شده است که «هیچیک از ملت ایران خواهان جنگ نیستند» و با بیانی که به جای برانگیختن روحیه حماسی، به تضعیف اراده ملی میانجامد، بر طبل پرهیز از مقابله میکوبد. این سخنان در حالی مطرح میشود که دشمن سفاک، از به قتل عام هیچ یک از اهل و هدف قرار دادن کودکان معصوم و مظلوم تا بمباران اماکن عمومی و از بین بردن زیر ساختهای مردم چون آب شیرین کنها و برق و سایر منابع مردم ایران، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است.
آمریکا و صهیونیستها با مردم ایران وارد جنگ شده اند و گرنه زدن دبستانها و دانشگاهها و آب شیرین کنها و دکلهای برق و سایر زیر ساختهای مردم چه ربطی به جنگ به حاکمیت ایران دارد؟
از کسی که ردای علم و سیادت بر تن دارد و خود را پیشوای مذهبی میداند، انتظار میرود در لحظات حساس تاریخی، تریبون نماز جمعه را به پایگاه تبیین آیات الهی و فقه اسلامی در باب مقاومت و ایثار تبدیل کند. خداوند متعال در قرآن کریم صراحتاً برتری مجاهدان را بر خانهنشینان و عافیتطلبان اعلام کرده و میفرماید: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً (نساء/ ۹۵) خداوند مجاهدانی را که با مال و جانشان جهاد میکنند، بر خانهنشینان مرتبهای برتری بخشیده است.
استفاده از ادبیاتی که دشمن را به طمع میاندازد و ملت را به سمت «یاس و ناامیدی» سوق میدهد، با منطق قرآن در تضاد کامل است که میفرماید: وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ (آلعمران/ ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نگردید، و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.
با آنکه آمریکا و صهیونیستها شروع کننده ی جنگ بودند و ابتدا توانستند ضرباتی به دارالاسلام ایران و اهل آن وارد کنند اما به گواهی دوست و دشمن، هم اکنون دارالاسلام ایران قدرت برتر است؛ در چنین شرایطی منتقدان بر این باورند که مولوی عبدالحمید با نادیده گرفتن رشادتهای فرزندان این مرز و بوم و استقامت و میدان داری مردم ایران، مسیری را در پیش گرفته که خروجی آن چیزی جز «ذلت» در برابر کفار محارب خارجی نیست چون سخن گفتن از ترسِ از جنگ در زمانی که دشمن به حریم کشور و دارالاسلام تعرض کرده، مصداق بارز سستی در دین تلقی میشود.
چگونه میتوان مدعی خیرخواهی برای ملت بود اما در برابر خونهای ریخته شده کودکان و مظلومان ایران، زبان به ایثار و انتقام و ایستادگی نگشود؟ زبان نفاقگونهای که تحت لوای صلحطلبی، دست قدرت ملت را در برابر صهیونیستهای متجاوز سست میکند، تنها خدمتی به منافع همان کشورهایی است که عبدالحمید خود مدعی است به فکر منافع خودشان هستند.
امروز روز فراخواندن امت به صفوف جهاد و تبیین آیات مقاومت است، نه روز لرزیدن در برابر تهدیدات پوشالی دشمن؛ چرا که به قول سلف: فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ . جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را بر روی دوستان خاص خود گشوده است. کسی که این باب عزت را ببندد، جز جامه ذلت بر تن ملت نخواهد پوشاند چنانچه ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گوید: ما ترک قوم الجهاد الا ذلوا. هیچ قومی جهاد را ترک نکرده است مگر اینکه ذلیل شده است. ترک جهاد باعث ذلت است.
هم اکنون که جهاد در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی «فرض عین» شده است، هر سخنی که در خدمت این جهاد نباشد و باعث سستی و ناامیدی در میان مومنین شود خدمت به کفار محارب و زمینه سازی برای ذلت در میان مومنین است.