
از انحرافات منهجی نجدیت در طبقهبندی کفار ۵گانه و مشرک نامیدن اهل قبله
به قلم: ابومحمود کندزی
دیروز در زیارتگاهی در اطراف هرات چند مسلمان شیعه به شیوه ای درندانه قتل عام شدند که لازم میدانم با توجه به سوابق چنین جنایاتی نکاتی را بیان کنم.
بزرگترین مصیبت منهجی پیروان محمد بن عبدالوهاب و شیوخ درباری، جابجایی مفاهیم قرآنی است. آنها صهیونیستهای مشرک و سکولار را که دشمن خونی بشریت هستند، تحت عنوان «اهل کتاب» (یهود) طبقهبندی میکنند تا به نوعی برای آنها مشروعیت یا تخفیف در دشمنی قائل شوند. در مقابل، مسلمانان (اعم از شیعه، صوفی و سایر مذاهب اهلسنت) را که رو به یک قبله نماز میگزارند، به بهانههای واهی «مشرک» میخوانند. این جابجایی، آدرس غلط دادن به امت اسلامی برای شناسایی دشمن است.
منهج نجدیت بر اساس یک پیشفرض غلط استوار است که گمان میکنند توسل یا ارادت به اولیاءالله توسط اهل سنت و شیعه، شرکی بدتر از کفر صهیونیسم و آمریکااست. این در حالی است که آنها بر اساس همین تحلیل اشتباه، نتیجه میگیرند که «مشرک (مسلمان از نظر آنها منحرف) از کفار مشرک اصلی(آمریکا و اسرائیل) بدتر است». البته به اندازه ای جاهل به منهج اهل سنت و جماعت هستند که کفار مشرک صهیونیست و آمریکائی را جزو کفار اهل کتاب یهودی و نصرانی حساب می کنند.
این نگاه باعث شده است که نوک پیکان حملات آنها به جای دشمن غاصب مشرک محارب، به سمت سینه برادران مسلمان نشانه رود.
قرآن کریم در آیه ۱۷ سوره مبارکه حج، دستهبندی روشنی از گروهها ارائه میدهد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.
این آیه نشان میدهد که یهود، صابئین، نصارا، مجوس و مشرکین هر کدام جایگاه و ماهیت خود را دارند. انحراف نجدیها در این است که الله تعالی کفار یهودی و نصرانی و مجوس و صابئین را جزو کفار مشرک قرار نداده است اما نجدیت نه تنها همه را جزو کفار مشرک قرار می دهد بلکه مذاهب اسلامی را نیز در ردیف «مشرکین» قرار میدهند و به این شکل ماهیت جنایتکارانه و الحادی صهیونیسم و غرب سکولار(مشرک) را پشت نقاب «اهل کتاب» پنهان میکنند، در حالی که عملکرد صهیونیستهای سکولار فرسخها با تعالیم تورات فاصله دارد.
این تفکر نجدیت که به محمد بن عبدالوهاب و الدعوه النجدیة منسوب است، آشکارا با قرآن، سنت نبوی و آراء امامان بزرگ اهلسنت (مانند امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) در تضاد است.
قاعده اصیل اهلسنت، عدم تکفیر «اهل قبله»ای است که دارای عذرهای معتبر شرعی هستند و هر کسی که کلمه «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کند، خون و مالش حرام است؛ اما منهج نجدیت با برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین این اصل بنیادین را زیر پا گذاشته و راه را برای فتنههای مذهبی باز کرده است.
نتیجه عملی این تفکر اشتباه در جنگ امروز غزه و تقابل با صهیونیسم و آمریکا کاملاً مشهود است .کسی که در «کافر سکولار» بودن صهیونیستهای جنایتکار و آمریکای متجاوز شک کند، در حقیقت در شناخت بدیهیات اسلام دچار مشکل شده است و شیوخ درباری با استناد به همین مبانی غلط، از ایجاد وحدت اسلامی علیه اسرائیل جلوگیری میکنند، چون دشمن فرضی خود را (شیعه و صوفی) خطرناکتر از دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) معرفی کردهاند.
منهج نجدیت با ارائه تعریف لفظی از «مشرک» و جایگزین کردن آن با معنی معنی شرعی مشرک، عملاً امت اسلام را از درون تهی و زمینگیر کرده است. بازگشت به قرآن و تبعیت از سیره واقعی سلف صالح و ائمه مذاهب، تنها راهی است که در آن دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) به درستی شناسایی شده و برادری میان اهل قبله جایگزین تکفیر و برادرکشی میگردد.