
جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحتگرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
سالهاست که دسته ای از کسانی که خود را جزو اهل دعوت و جهاد می دانند و یا در لباس تحلیلگران خود را نشان داده اند، هرگونه عقبنشینی و انحراف از اصول شریعت مقدس اسلام را به حساب مصلحت گذاشته و توجیه میکردند که شرایط جاری، چنین اقتضایی دارد.
این رویکرد تساهلآمیز، در مراحل مختلفی از تحولات سوریه، از تقسیم قدرت با آنچه جنایتکاران رژیم اسد خوانده میشدند تا همکاری با ائتلاف آمریکائی که به شهادت بسیاری از مجاهدین انجامید، مشاهده شد. در تمامی این مراحل، توجیهاتی از قبیل جلوگیری از دشمنتراشی بیشتر یا ناچاری در سازگاری با واقعیتها مطرح میگردید و بسیاری از دلسوزان و منتقدان، سکوت اختیار کرده یا توجیهات را میپذیرفتند، شاید به امید اینکه این مصلحتاندیشیها در نهایت به خیر و صلاح امت منجر شود.
اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از هرگونه مصلحت قابل توجیهی است که پیشتر به آن استناد میشد. درد اصلی اینجاست که نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمیشود، بلکه بر اساس گزارشها و مشاهدات، خود جولانی، در مجالس منکر و فحشا حضور پیدا میکند و با کمال جسارت، نظارهگر آن است. اینجاست که دیگر سخن از مصلحتگرایی، برای بسیاری از ناظران و حتی پیروان سابق، قابل درک و پذیرش نیست و این اقدامات، ماهیت مصلحت را به خیانت و همدستی تغییر میدهد.
این تحولات، پرسشهای جدی و اساسی را در اذهان عمومی شکل میدهد. شیوخ دینفروش و مبلغان دینی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که از ابتدا تا کنون پشتیبان این جریان بوده اند و برای توجیه اقدامات رهبران خود، دست به تأویل و تلبیس میزده اند، امروز چگونه میتوانند چنین رویکردهایی را توجیه کنند؟
این اقدامات نه تنها با آرمانهای اولیه جهاد و انقلاب و خونهای ریخته شده در تعارض است، بلکه به وضوح نشان میدهد که اولویتهای این جریان از دفاع از شریعت و امت، به سوی حفظ قدرت و سازشهای کفر آمیز با کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها تغییر یافته است.
این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری در مواضع و محکومیت این خیانت آشکار را گوشزد میکند.