جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

به قلم: کارزان شکاک

از همان ابتدا و در جنگهائی که گروههای خائن و جاسوسی چون باند جولانی بر تنظیم دولة در سوریه تحمیل کردند و از همان ابتدا دیدیم که همین باند جولانی با مرتدین حزب کارگران اوجالان ( PKK-PYDقسد) جبهه ای مشترک بر علیه تنظیم دولة به وجود آوردند تا به اینجا رسیده اند که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا جهت جنگ با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها پیوسته اند و مرتدین ( PKK-PYDقسد) با باند جولانی هم صف و هم جبهه ی و متحد و یکی و برادران آشکار شده اند، میزان خیانت و جنایت این باند خائن به تدریج برای همگان روشن شده است هر چند که در همان ابتدا چهره ی این مرتدین برای حکمای اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود.  

این انحراف در نهایت به نتیجه ای رسید که همه انتضارش را داشتیم: تولید صهیونیست عرب دیگری در سوریه و پرورش مزدوری جهت حفظ منافع آمریکا و غرب در سوریه.

بر این اساس و به تدریج حیطه ی فاعلیت مریدان و باند این جریان خائن نیز تغییر پیدا کرد و در برهه‌ای که چشمان جهان اسلام به ظلم بی‌امان اشغالگران و مظلومیت مردمان تحت ستم دوخته شده است، شاهد ظهور و تداوم رویکردهایی هستیم که بیش از آنکه مرهمی بر زخم‌ها باشند، خود به عاملی برای تفرقه و انحراف تبدیل شده‌اند.

شیوخ دین‌فروش که تحت لوای جولانی فعالیت می‌کنند، امروز بیش از آنکه به مقابله با دشمنان اصلی امت اسلام بپردازند، تمام توان و وقت خود را صرف امر و نهی مردم از موسیقی و دخالت در آداب شخصی و مسائل جزئی زندگی خصوصی آنان کرده‌اند. در حالی که جهان اسلام و به ویژه مردم سوریه، قربانی توطئه‌های بین‌المللی و تجاوزات خارجی هستند، این جریان به جای بسیج امکانات برای مقابله با اشغالگران کافر محارب آمریکائی – صهیونی، به وضع قوانین سفت و سخت در مورد لذت‌های مشروع و سلیقه‌های فردی مشغول است.

آنچه بیش از همه جای تأمل دارد، سکوت و بی‌تفاوتی محض این جریان نسبت به اشغالگران آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در شرایطی که آرمان فلسطین در معرض بزرگترین تهدیدات قرار دارد و مردم مظلوم غزه، هر روز زیر بمباران و محاصره، در خون خود غوطه می‌خورند، هیچ خبری از موضع‌گیری قاطع، حمایت عملی یا حتی محکومیت جدی از سوی این شیوخ و رهبران نیست. این بی‌عملی، این شبهه را تقویت می‌کند که گویا آرمان مقدس فلسطین و سرنوشت مظلومان غزه، به راحتی به آمریکا و صهیونیست‌ها فروخته شده است.

این رویکرد نه تنها نشان‌دهنده اولویت‌های وارونه و گمراهی از مسیر اصلی مبارزه است، بلکه با فداکاری‌ها و خون‌هایی که برای آزادی و عزت ریخته شده، در تناقض آشکار قرار دارد.

 وقتی ده سال از عمر و خون یک انقلاب برای رسیدن به اهدافی والا صرف می‌شود و در نهایت شاهد بازگشت به نقطه صفر و تکرار همان الگوهای حکومتی هستیم که هدف اعتراض بودند، این سوال مطرح می‌شود که گناه مهاجرین و انصارسوریه و عموم مردم این سرزمین چیست که باید تاوان چنین تجربه‌های بی‌ثمر و پرهزینه‌ای را بپردازند.

 اگر قرار بر این بود که پایان کار چنین باشد، قطعا از بسیاری فداکاری‌ها، خون‌ها و مجازات‌ها جلوگیری می‌شد و سرنوشت مردم جور دیگری رقم می‌خورد اما ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو چیزی جز این نیست و در هر سرزمینی و در هر تاریخی پیاده شود نتیجه یکی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *