۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۱)

۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۱)

به قلم: کارزان شکاک

در ۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات ویژه نازران، که در جسارت و حرفه‌ای‌گری بی‌سابقه بود، وارد تاریخ هنر نظامی جهان شد و به نمونه‌ای کلاسیک از یک عملیات خرابکاری و حمله موفق برای تصرف کل یک شهر با حداقل نیروهای نظامی تبدیل شد.

به عنوان یادآوری، ۶۰۰ مجاهد به رهبری شامیل باسایف و دوکو عمروف در عملیات ویژه نازران شرکت کردند. آنها برای چند ساعت کنترل کامل شهر را به دست گرفتند، در حالی که توانستند نیروهای نظامی عظیم کفار روسی و مرتدان اینگوش را مسدود کرده و آنها را در پایگاه‌ها و محل‌های استقرارشان فلج کنند.

چند روز پس از این عملیات ویژه، کانال تلویزیونی عربی العربیه فیلم‌هایی را پخش کرد که ساکنان اینگوشتیا را با شادی در حال استقبال از مجاهدین اینگوشتیا و چچن نشان می‌داد، که در چندین شهر و روستای اینگوشتیا حمله مسلحانه‌ای را در اعماق خطوط ارتش روسیه انجام داده بودند.

این فیلم به وضوح ده‌ها نفر از ساکنان اینگوش را نشان می‌داد که مردان مسلح را در لباس استتار در آغوش گرفته بودند، بدون اینکه هیچ کس تعجب یا خشمی نشان دهد.

این فیلم همچنین شامل فریادهای “الله اکبر!” و “مرگ بر کافران!” بود.

این فیلم همچنین تاریخ فیلمبرداری را در ساعت ۹:۰۰ شب، ۳۰ دقیقه تا ۲۱:۳۶ دقیقه، ۲۱ ژوئن ۲۰۰۴ نشان می‌داد.

سپس یک مفسر العربیه به طور خاص اشاره کرد که مجاهدین در فیلم ویدیویی همگی اروپایی، با موهای بور و چهره‌های روشن بودند. تمرکز بر ظاهر مجاهدین به دلیل تلاش دولت روسیه برای به تصویر کشیدن وضعیت به گونه‌ای بود که گویی “مزدوران خارجی” در عملیات نظامی در اینگوشتیا شرکت دارند. بنابراین، نماینده‌ای از سرویس امنیت فدرال روسیه به خبرنگاران گفت که واحدهای مجاهدین شامل اعراب، پاکستانی‌ها و الجزایری‌ها بودند.

با این حال، این ادعاها از قبل با شک و تردید مواجه شده بود، زیرا ساکنان محلی و روزنامه‌نگاران اینگوش شهادت دادند که آنها چچنی و اینگوشی هستند.

در جریان گلوله‌باران ساختمان وزارت امور داخلی اینگوش، مجاهدین گروه‌های سیار را در محله‌های مجاور میدان نبرد مستقر کردند. ساکنان محلی با برخی از آنها گفتگو کردند.

یکی از مجاهدین حتی گفت که آنها، اینگوشی‌ها، بودند که شامیل باسایف را متقاعد کردند تا این عملیات را انجام دهد تا به نیروهای امنیتی دست‌نشانده اینگوشتیا، وزارت امور داخلی روسیه، سرویس امنیت فدرال روسیه و سایر سازمان‌های اطلاعاتی که مرتکب اعدام‌های فراقضایی و آدم‌ربایی در اینگوشتیا می‌شوند، درس عبرتی بدهد.

مجاهدین اظهار داشتند: “…وقتی برادرم ربوده شد و یک سال است که نتوانسته‌ام جسد او یا محل او را پیدا کنم، به کوهستان نزد شامیل باسایف رفتم. صدها نفر مثل من هستند. بیشتر اینگوشی‌ها اینجا می‌جنگند.”

ادعاهای طرف روسی در مورد تلفات سنگین غیرنظامیان نیز تأیید نشد. ساکنان محلی خود از مرگ یک مدیر بازار خبر دادند که او را با یک افسر پلیس اشتباه گرفته بودند زیرا او یک تپانچه پلیس حمل می‌کرد، یک کارمند سازمان ملل که در تیراندازی متقابل گرفتار شده بود و دو غیرنظامی ناشناس.

در مورد ادعاهای FSB در مورد “تیراندازی به یک زن باردار و آمبولانس‌ها”، همانطور که انتظار می‌رفت، این اظهارات به دروغ استانداردی تبدیل شد که لوبیانکا برای هر احتمالی در نظر دارد.

به یاد داشته باشید که کفار و مرتدان در آن زمان گزارش دادند که عملیات ویژه نازران “۸۰ سرباز و غیرنظامی را کشته و حدود ۲۰۰ نفر را زخمی کرده است.”

فرماندهی مجاهدین به نوبه خود ادعا کرد که بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کافر روسی و مرتدان اینگوش را کشته و حداقل ۳۰۰ نفر را زخمی کرده است. مجاهدین منحصراً به اهداف نظامی در اینگوشتیا حمله کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *