بن سلمان آل سعود و جولانی سوریه غم خواران سلامتی ترامپ سگ زرد آمریکا

بن سلمان آل سعود و جولانی سوریه غم خواران سلامتی ترامپ سگ زرد آمریکا

به قلم: محمد اسامه

ای موحدان، و ای کسانی که روزگاری خیال می کردید باند جولانی در سوریه در حال جهاد في سبيل الله است، بنگرید! این الجولانی است که زمانی ادعا می‌کرد برای حمایت از مظلومان و سرنگونی تخت کفر آمده است، اما امروز با ذلت و خواری ایستاده و تهدید دونالد ترامپ، بزرگترین رهبر کفر جهانی و سرافعی، را محکوم می‌کند! این چه ذلتی است؟ چه ارتدادی.
شکست‌خوردگان پس از حادثه تیراندازی در مهمانی خبرنگاران کاخ سفید، مأموران و منافقان برای محکوم کردن آن هجوم آوردند.

بن سلمان، مستبد آل سعود فورا بیانیه‌ای صادر کرد و چهار ساعت بعد، الجولانی مستبد سوریه نیز بیانیه‌ای از وزارت امور خارجه خود با همان کلمات و عبارات صادر کرد.

ای ملا فتاحی و پس مانده های انصار الاسلام در سوریه که هم اکنون تحت فرمان جولانی مرتد و با نام مبارزه با تروریسم به زیر پرچم آمریکا در آمده اید:

سوریه چه ربطی به یک حادثه داخلی، انفرادی و منزوی در آمریکای جنایتکار و در هزاران کیلومتر دورتر دارد که شما برای محکوم کردن آن عجله می‌کنید؟ راز نگرانی بزرگ برای جان یک جنایتکار شرور، دشمن اسلام که در کشتار، سوزاندن و نابودی مسلمانان، فرزندان و زنانشان در غزه، افغانستان، سوریه و جاهای دیگر دست دارد چیست؟

چگونه می‌توانید این حادثه را تروریسم توصیف کنید در حالی که رئیس جمهور آمریکا که هدف قرار گرفته بود، آن را تروریسم ننامید، بلکه اظهار داشت که مهاجم بیمار روانی بوده و به تنهایی و بدون هیچ حمایتی عمل کرده است؟

فرض کنید مهاجم جنگ‌های رئیس‌جمهورش، جنایاتش، تجاوز، مثله کردن و قتل کودکان در جزیره اپستین را دیده و می‌خواسته این ننگ را از کشورش پاک کند، پس این کار را کرده و غیرتش قابل تقدیر است، پس چگونه می‌توانید او را محکوم کنید؟

چگونه می‌توانید در مواجهه با عملیات تروریستی با دولت آمریکا اعلام همبستگی کنید در حالی که این همان دولتی است که در چنین روزی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله را به عنوان مثال ترور کرد و این غیر از ده‌ها و بلکه صدها مسلمان دیگری است که روزانه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و توسط جنایتکارانی چون رژیم صهیونیستی قتل عام می کند. و به عملیات کثیف خود افتخار کرده است.

آیا هیچ مسلمانی وجود دارد که با قاتلان جنایتکار در برابر خواهران و برادران خودش همبستگی کند؟ «پس می‌بینی کسانی که در دل‌هایشان بیماری است به سوی آنها می‌شتابند و می‌گویند: می‌ترسیم که بدبختی بر ما نازل شود.»

دلالت‌های مذاکراتی در پیام جدید عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت روز خلیج فارس

دلالت‌های مذاکراتی در پیام جدید عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت روز خلیج فارس



۱. تنگه هرمز سرمایه راهبردی ماست؛ یعنی معامله‌پذیر نیست.
۲. آینده خلیج فارس بدون آمریکا ترسیم شده؛ یعنی حضورش رو به حذف است.
۳. مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران است؛ یعنی تصمیم‌گیری مستقل انجام می‌شود.
۴. این مدیریت، آغاز نظم جدید منطقه است؛ یعنی نقش آمریکا تمام می شود.
۵. منافع اقتصادی تنگه به مردم می‌رسد؛ یعنی عوارض و .. را خواهیم گرفت.
۶. فناوری هسته‌ای و موشکی سرمایه ملی است؛ یعنی قابل مذاکره نیست.

در مورد تنگه ی هرمز ذکر این هشدار رهبر شهید انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران حائز اهمیت بالائی است که می گوید :

به افکار عمومی جهان و به همه‌ی آزاداندیشان دنیا، تأکید می‌نمایم که تصمیم ما درباره‌ی تنگه‌ی هرمز، اگر منافع کشور ما در خلیج فارس مورد هرگونه تهدیدی واقع شود، تصمیمی قطعی و نهایی خواهد بود.

اگر روزی بخواهیم امنیّت منطقه را به‌هم بریزیم، قطعاً نه ناوگان‌های آمریکا و انگلیس، و نه هر قدرت دیگری، نمیتوانند امنیّت را به آن بازگردانند.

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۲)

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۲)

به قلم: خالد سیف الله المسلول

پیش فرض ت.د در این مقاله اشتباهات القاعدة ی سوریه و یمن و لیبی در مورد القاعدة در سرزمین مالی و غرب اسلامی است؛ در حالی که در این سرزمینهای سوریه و… گروهی کوچک بودند که استقلالی از خود نداشتند و مدیریت جنگ در اختیار کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها بود نه القاعدة، در این سرزمینها القاعدة با قدرتهای خائن و مزدور و مرتد همسو با آمریکا و ناتو هم مسیر شده بودند و قتال آنها تبدیل به قتال فی سبیل آمریکا و ناتو شده بود، نتیجه ی چنین هم جبهه ای شدنها هم مشخص است.

به عنوان مثال زمانی که جولانی از همان ابتدا با هماهنگی و از کانال سازمان جاسوسی ترکیه در حال پیاده کردن پروژه های آمریکا و غرب در سوریه بود، امری عادی است که امثال الشیخ ایمن الظواهری رحمه الله را فریب دهند یا حراس الدین (القاعدة سوریه) ابزار دست جولانی و باندش شود به نحوی که تمام فعالیتهای جهادی اش تحت مدیریت آمریکا و ناتو از کانال جولانی و باندش قرار بگیرد و در نهایت منهدم و حل شود و افراد وفادار به منهج القاعده هم حتی بعد از انحلال ترور و سرکوب شوند.

بر این اساس است که ت.د می گوید که القاعده “منتظر می‌ماند تا ببیند آیا به سودش هست که سکوت و مداهنه کند (همان کاری که در ابتدا با جولانی کرد)؟ یا صبر می‌کند تا مطمئن شود از صحنه حذف شده، آنگاه به آن پشت کرده و علیه آن شورش می‌کند و سپس درباره عقیده و شریعت سخنرانی راه می‌اندازد؟!”

ت.د نمی خواهد بپذیرد که القاعده در سومالی و مالی قدرت برتر و مستقل با محوریت تحکیم شریعت الله است و با القاعده ی سوریه و یمن و لیبی که تابع تصمیمات کفار سکولار غربی از کانال حکومتهای ترکیه و آل سعود و امارات بودند فرق دارند.

مورد دیگری که ت.د در این سرمقاله به آن اشاره کرده کرده این است که می گوید: “آخرینِ این تناقضات، تفاوت قائل شدن میان دولت افغانستان و دولت سوریه است، در حالی که هر دو در شرایط مشابهی پدید آمده‌اند. القاعده اولی را “الگوی اسلامی” می‌بیند، اما دومی را چیزی دیگر می‌پندارد.”

به صورت مختصر و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت،«قانون و حکم» و «سلطه و حاکمیت» معیار و ملاک تشخیص «دارین» در دنیا می شوند و آنچه که به عنوان خون در رگ حاکمیت جریان پیدا می کند و به آن حیات می دهد «قانون و حکم» است و «قانون و حکم» مناط، ملاک و  معیار زیر بنائی جهت تشخیص «دارالاسلام» از «دارالکفر» می شود.

حالا، قانون اساسی امارت اسلامی افغانستان چیست؟ قانون شریعت الله بر اساس فقه حنفی رایج در میان مردم افغانستان.

قانون اساسی حکومت باند جولانی در سوریه چیست؟ قانون کفری سکولاریستی.

آیا این دو با هم فرق ندارند؟ آیا یک دارالاسلام با یک دارالکفر طاری با هم فرق ندارند؟

آخرین موردی که ت.د به عنوان « سریال آشفتگی و سرگردانی روش‌شناختی القاعده » و «از نمونه‌های ابهام القاعده» نام می برد این است که: “میان سرباز و افسر تفاوت قائل می‌شود؛ گاه سربازان را می‌بخشد”

در این زمینه ی مشخص دیدیم که امروز جماعت نصرة الاسلام و المسلمین ۲۰۰ نفر از سربازان ارتش سکولار و مرتد مالی را به شرط نجنگیدن و تحویل اسلحه های خود بخشید و آنها را رهاکرد؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم کفار اصلی مکه را به شرط نجنگیدن و حضور در مکه و منزل ابوسفیان و… بخشید و عده ای(بخصوص مجریان جنگ روانی و تبلیغی و قاتلینی چون عبد الله بن خطل که مدعی العموم داشتند) را نبخشید امریست که منهج اسلامی به تفصیل در مورد آن صحبت کرده است و امیر میدانهای جهاد هم با توجه به «وضع موجود» تصممیات لازم شرعی را می گیرد.

در این صورت واضح شد که اتهامات تنظیم الدولة (داعش) به فعالیتهای جهادی القاعده در مالی هیچ اساس شرعی ندارد و صرفاً ناشی از بهانه گیری و حتی حسادتهای خاص گروههای اهل بدعت است آنهم زمانی که پیشرفت و قدرت گیری جماعت اسلامی مخالف خود را می بینند.

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۱)

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۱)

به قلم: خالد سیف الله المسلول

امروز ۳۰ آوریل  2026ن تنظیم دولة (داعش) در سرمقاله ی شماره ۵۴۵ «النباء» مقاله ای تحت عنوان «نوسانات القاعدة» نشر داده که به بررسی تحولات القاعده و چرائی اتحاد جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی با گروه قوم گرای ازواد پرداخته است که نیاز به روشنگری مختصری دارد.

تنظیم دولة (ت.د) می گوید: “آن‌ها به دنبال گفتگو و تفاهم با طرف‌هایی هستند که در “عرف جهادی سنتی”، به دشمنی و ارتداد شناخته می‌شدند.”

در اینجا لازم است به دو نکته ی مهم توجه داشته باشیم:

  1. زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی یکی از سرزمینهای اسلامی را به اشغال خود در می آورند، جماعت اسلامی که از استقلال برخوردار است می تواند با گروههای ارتدادی دیگری که بر علیه این کفار محارب خارجی در حال جنگ هستند جبهه ای واحد تشکیل داده و یا حتی با آنها متحد شوند.

 این همان چیزی بود که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و ناتو به مجاهدین پیشنهاد داد که حتی با بعثی های مرتد هم جبهه ای شوند و از جنگ با این مرتدین داخلی که با آمریکا و انگلیس و شرکای آنها در حال جنگ هستند پرهیز کنند.

  • جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی جماعتی مستقل و قدرت برتر است و مبنای اتحاد و هم جبهه ای شدن آن با گروه قوم گرای ازواد و سایر گروههای مختلف مساله ی اساسی و مهم «حاکمیت شریعت الله» است.

این دقیقاً همان چیزی است که ت.د از گفتن آن صرفنظر کرده است . مهم نیست که گروهی قبلاً دارای چه گرایشاتی بوده است، مهم این است که هم اکنون با محوریت «حاکمیت شریعت الله» با القاعدة هم مسیر شده است؛ هر چند القاعده لازم است هوشیاری خودش را از توابین حفظ کند. همان کاری که عمر بن خطاب نسبت به توابینی چون مسلیمه ی کذاب انجام می داد و بیشتر از چند نفر محدود در اختیار آنها قرار نمی داد. چون اساساً مرتدین از گروه منافقین بوده اند که کفر و نفاق خود را آشکار کرده اند و بعد از توبه هم لازم است همان قاعده ی « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ » را حفظ کرد.

ت.د می گوید: ” القاعده خبر این اتحاد با به‌اصطلاح «برادرانشان در جبهه آزادی‌بخش ازواد» را اعلام کرد.”

اینکه گروهی مبارز را که تابع شریعت الله شده باشد و در حاکمیت شریعت الله با شما متحد و هم مسیر شده باشد، آشکار کردن چنین اتحادی نمی تواند عیب به شمار رود یا گفتن «برادر» به این اشخاص نیز باعث طعن زدن به آنها نمی شود.

ت.د می گوید: “جبهه آزادی‌بخش ازوادپیش از این هم پیمان با این جهادی‌ها را آزموده بودند که به دلیل تضاد پروژه‌ها به پایان رسیده بود. حال پرسش اینجاست: چه تغییری در این دو پروژه رخ داده که دوباره با هم ائتلاف کرده‌اند؟… آیا سکولارها تغییر کرده‌اند یا جهادی‌ها؟ یا اینکه هر دو طرف در یک معجون بی‌ثبات و «ژلاتینی» ذوب شده‌اند؟”

اینکه چه چیزی تغییر کرده تا القاعدة حاضر به هم مسیری و شریک شدن با جبهه ی ازواد شده (که رهبر و هسته ی اصلی و بدنه ی اصلی القاعدة هم از همین قوم ازواد است) روشن شد اما منظور ت.د از ذوب شدن هر دو گروه در یک معجون بی‌ثبات و «ژلاتینی» چیست؟

از سخنان تازۀ عالیقدر مولوی هبت‌الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان : اطاعت حکم من چنان بر شما لازم است  مانند حکم الله متعال و رسولش، نافرمانی من مانند نافرمانی الله و رسولش است

از سخنان تازۀ عالیقدر مولوی هبت‌الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان : اطاعت حکم من چنان بر شما لازم است  مانند حکم الله متعال و رسولش، نافرمانی من مانند نافرمانی الله و رسولش است

به قلم: گل محمد کابلی

عالیقدر مولوی هبت‌الله آخندزاده گفت:

به هیچ وجه از کسی تحفه نه گیرید، چرا که تحفه را بخاطر امارت برایت می دهند.
هیچ مسؤل حق تجارت ندارد، شخص مسؤل باید تجارت نه کند.
مسؤلین امارتی باید مدارس نسازند، اگر ساخته باشند به وزارت معارف بسپارند، زیراکه مدارس مسؤلین زمینۀ رشوت را برابر می کنند.
ازین بعد نام پولیس برای کسی گرفته نمی شود، بجای پولیس لفظ شرطه بکار می رود، من بزودی قانونش را نافذ می کنم.
ازین بعد هر کس که در امـ.ارت مقرر می شود، تمام سرمایه اش ثبت می شود، در وقت رفتنش از امـ.ارت من همرایش حساب می کنم، مال اضافی اش در بیت المال جمع می شود.
تا امروز اگر بی اطاعتی من را کرده اید همه شما را عفو کرده ام، الله متعال شما را مغفرت کند، درآینده زیاد احتیاط کنید.
به من از بی اطاعتی های بعضی ها خبر رسیده، همه شما همراه من ایستاد شوید و سفارش آنان را نه کنید.
در مجالس تخنیکی و غیرتخنیکی علما را همراه خود داشته باشید، زیراکه تمام امور دنیوی به دین ضرورت دارند.
اطاعت حکم من چنان بر شما لازم است  مانند حکم الله متعال و رسولش، نافرمانی من مانند نافرمانی الله و رسولش است، زیرا الله متعال در قرآن کریم در کنار اطاعت الله و رسولش اطاعت امیر را نیز یادآوری کرده است.

….

توضیح:

از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند:

 «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّه، وَمَنْ يُطِعِ الأمِيرَ فَقَدْ أطَاعَنِي، ومَنْ يعْصِ الأمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي»

 «هرکس از من اطاعت کند، از الله اطاعت کرده است؛ و هرکس از من نافرمانی نمايد، از الله نافرمانی نموده است. و هرکس از امير اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هرکس از امير نافرمانی نمايد، از من نافرمانی نموده است»

رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که اطاعت از ایشان، اطاعت از الله است؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فقط به شریعتی امر می کند که الله متعال آن را برای او و امتش تشریع کرده است؛ بنابراین چون به چیزی امر می کند، همان شریعت الله است؛ لذا هرکس از او اطاعت کند، درحقیقت از الله متعال اطاعت کرده است. و هرکس از او نافرمانی کند، درواقع از الله متعال نافرمانی کرده است؛ و اگر از امیر اطاعت شود، درواقع از رسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت شده است و اگر از امیر نافرمانی شود، درحقیقت از رسول الله صلی الله علیه وسلم نافرمانی شده است؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در احادیث زیادی به اطاعت از امیر فرمان داده است مگر اینکه امیر به معصیت و نافرمانی دستور دهد که در این صورت از وی اطاعت نمی شود.

این نکته بخصوص برای مومنین دارالاسلام ایران بسیار ضرورت دارد، باید از امير آن در این زمان حساس در غیر معصیت الله اطاعت دقیق کنند که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کرده اند.

جهاد با آمریکا و اسرائیل بر آنها فرض عین شده است و باید زیر پرچم واحد امیر ایران به این فرض عین عمل کنند. إن شاءالله.

بیانیه ی جدید جماعة نصرة الإسلام و المسلمین : اتحاد با همه وطن دوستان به شرط اولویت اساسیِ برقراری «شریعت»

بیانیه ی جدید جماعة نصرة الإسلام و المسلمین : اتحاد با همه وطن دوستان به شرط اولویت اساسیِ برقراری «شریعت»

جماعة نصرة الإسلام و المسلمین اعلام کرد:

عملیات پیروزمندانه آزادسازی شهر «کیدال» توسط نیروهای JNIM و با همکاری نزدیک و ثمربخش برادران و شرکای ما در «جبهه آزادی‌بخش آزاواد» (FLA) انجام شد.

حملات همزمان و ویرانگری که در گائو، سواره، کاتی و همچنین در نزدیکی فرودگاه باماکو و دیگر سایت‌های استراتژیک جنوب اجرا شد، منحصراً اثر قدرتمند JNIM است. ما در مواجهه با استبداد جنایتکارانه این نظامیانی (خونتا) که مالی را در هرج‌ومرج و تحقیر فرو برده‌اند، فراخوانی رسمی، فوری و سازش‌ناپذیر خطاب به تمام نیروهای فعال ملت مالی صادر می‌کنیم.

لحظه حقیقت فرار رسیده است: باید مالی را پیش از آنکه خیلی دیر شود، از سقوط به پرتگاه نجات داد. ما از همه وطن‌ دوستان مخلص، بدون هیچ استثنایی، می‌خواهیم که برخیزند و نیروهایمان را در یک جبهه مشترک متحد کنند: احزاب سیاسی، نیروهای مسلح ملی، مقامات مذهبی، سران قبایل و تمام اجزای جامعه مالی؛ تا کلمة‌الله بالاترین باشد و مالی حاکمیت واقعی و عزت خود را باز یابد.

پایان دادن به دیکتاتوری این نظامیان تروریست با تمام ابزارهای مشروع، امری حیاتی است. اما هشدار می‌دهیم: سرنگونی این جبهه نظامی کافی نیست. ما باید با هم، از هرگونه خلاء قدرت که منجر به هرج‌ومرج شده و میهنمان را به فروپاشی کامل می‌کشاند، جلوگیری کنیم. ما خواهان یک دوره انتقالی مسالمت‌آمیز، مسئولانه و فراگیر هستیم که هدف اصلی آن ساختن «مالی جدید» با اولویت اساسیِ برقراری «شریعت» باشد.

این وظیفه‌ای سنگین، اما جمعی و مقدس است. مالی دیگر نمی‌تواند منتظر بماند.

شکوه، پیروزی درخشان و ستایش برتر از آنِ الله، قادر متعال و پروردگار جهانیان است.

درود و سلام بر پیامبر، محمد صلی الله علیه وسلم.

جماعة نصرة الإسلام و المسلمین

پیام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به‌مناسبت روز ملی خلیج فارس


پیام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به‌مناسبت روز ملی خلیج فارس

امروز خلیج فارس تحت‌تأثیر جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی و قلدری حاکم خبیث، پلید و قمارباز کاخ سفید در نقطه‌ای تاریخی ایستاده است؛ جایی که ضرورت حفظ ثبات، امنیت پایدار و همکاری هوشمندانه منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

این آبراه حیاتی، شریان زندگی اقتصادی، انرژی و ارتباطی منطقه است و امنیت آن، همانگونه که بارها در سیاست‌ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران تأکید شده است از رهگذر تدبیر، خرد جمعی و مشارکت فعال کشورهای حوزه خلیج فارس و بدون حضور بیگانگان و قدرت‌های استکباری و سلطه‌گر معنا می‌یابد.

ملت ایران، با پشتوانۀ تاریخی و توان ملی خود، همواره بر اصل حسن هم‌جواری، احترام متقابل و مشارکت سازنده تأکید کرده است.

راهبرد جمهوری اسلامی ایران در قبال خلیج فارس بر پایۀ امنیت جمعی، توسعه مشترک، احترام به تمامیت سرزمینی کشورها و برقراری توازن پایدار منطقه‌ای استوار است.

راهبردی که ثبات و آرامش را در کنار اقتدار و استقلال معنا می‌کند، اما سیاست‌های پیدا و پنهان آمریکای جنگ‌افروز و صهیونیسم بین‌الملل که با آغاز جنگ رمضان و تحمیل تجاوزی وحشیانه به ملت ایران و درگیرساختن کشورهای اسلامی ساحل جنوبی خلیج فارس امنیت عمومی این منطقه راهبردی به ویژۀ سرزمین، زیرساخت‌های راهبردی و مردمان این کشورها را به مخاطره انداخته است، مانع نقش‌آفرینی و مشارکت برخاسته از اعتماد اخوت و برادری تأکیدشده در فرهنگ اسلامی و سنت پیامبر اعظم برای تامین و تضمین امنیت خلیج فارس با همراهی هم‌افزایی محوری جمهوری اسلامی ایران شده است.

با تکیه بر تجارب عبرت‌آموز تاریخی و حقایق برخاسته از واقعیت‌های میدانی این منطقه و در میان جنگ تمام‌عیار قرار گرفته در ایستگاه «سکوت در میدان نبرد نظامی» به ملت‌ها و دولت‌های این منطقه یادآوری می کنیم:

خلیج فارس نماد همزیستی ملت‌هاست و تاریخ نشان داده است اقتدار واقعی زمانی تحقق می‌یابد که امنیت، شکوفایی و پیشرفت را برای همگان به ارمغان آورد.

در پرتو این واقعیت راهبردی ایران اسلامی به‌مدد ارادۀ ملی ایرانیان و اقتدار و ظرفیت‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همچنان ایران عزیز و قوی ستونی استوار، معتمد و معتبر در حفظ امنیت، آرامش، ثبات و پیشرفت و اعتلای منطقه است و نیروی دریایی پرافتخار و مقتدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این راستا ضمن ارتقای توانمندی‌های خود برای مدیریت و کنترل تنگه هرمز و اعمال تدابیر و سیاست‌های حاکمیتی برای صیانت از حقوق حقه ایرانیان در این صحنه خطیر، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.

این روز بزرگ، فرصتی است برای بازخوانی میراث تمدنی ایران و تأملی دوباره بر آینده‌ای که در آن خلیج فارس، نه عرصۀ رقابت و تهدید، بلکه بستر همکاری، دانش، تجارت و صلح پایدار میان ملت‌ها باشد.

با تبریک این روز خجسته به تمامی ساکنان خلیج همیشه فارس و تعظیم به مقام شامخ شهیدان والامقام ایرانی به‌ویژه شهید دریاسالار پاسدار علیرضا تنگسیری و سردار رشید نادر مهدوی و دیگر شهدای مصاف با آمریکای متجاوز ، تأکید می‌کنیم:

روند حوادث و رخدادها نشان می‌دهد در آینده نزدیک با اخراج امریکا و بیگانگان از منطقه‌، امید و انتظار ملت‌ها برای درک روزی که خلیج فارس به‌عنوان محور همگرایی ملت‌های مسلمان منطقه، بر مدار آرامش، اقتدار و پیشرفت نسل‌ها بدرخشد، و نقش راهبردی و جهانی خود را به درستی و در اوج شکوه و عظمت ایفا نماید ، به سر خواهد رسید.

پیام عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت روز ملی خلیج فارس

پیام عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت روز ملی خلیج فارس

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

یکی از نعمتهای بی‌بدیل خداوند متعال برای ملتهای مسلمان منطقه‌ی ما خصوصاً مردم شریف ایران اسلامی، موهبت «خلیج فارس» است. نعمتی فراتر از یک پهنه‌ی آبی که بخشی از هویت و تمدن‌مان را شکل داده و علاوه بر نقطه اتصال ملتها، مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن دریای عمان ایجاد کرده است. این سرمایه‌ی راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقه‌ی تجاوزهای مکرّر بیگانگان اروپایی و امریکایی، ناامنی‌ها، ضررها و تهدیدهای متعدد برای کشورهای منطقه، تنها گوشه‌ای از نقشه‌های شوم مستکبران جهان علیه ساکنان منطقه‌ی خلیج فارس می‌باشد که تازه‌ترین نمونه‌ی آن قدّاره‌کشی‌‌های اخیر شیطان بزرگ بود.

ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانی‌ها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالی‌ها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسه‌های مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و … اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومت‌ها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقه‌ی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانه‌ی امریکا در نقشه‌ی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.

. روز ۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج فارس و سالروز اخراج پرتغالی‌ها از تنگه هرمز

ملت‌های منطقه خلیج فارس که سال‌های متمادی به سکوت و ذلّت‌پذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوه‌های زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّه‌‌ی جنوب ایران عزیز در نفی سلطه‌ی بیگانگان به چشم خود دیدند.

امروز به عنایات حضرت حق جَلَّ‌وعَلا و به برکت خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی سوم علی‌الخصوص رهبر عظیم‌الشأن و دوراندیش انقلاب اسلامی اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف، نه فقط در میان افکار عمومی جهان و ملت‌های منطقه، حتی برای سلاطین و حاکمان کشورها نیز ثابت شد که حضور بیگانگان امریکایی و لانه‌گزینی و آشیانه‌کردن آنها در سرزمین‌های خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاه‌های پوشالی امریکا تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد، چه‌ رسد به اینکه امیدی به تأمین امنیت وابستگان و امریکاپرستان منطقه توسط امریکا باشد.

به حول و قوّه الهی آینده‌ی درخشان منطقه‌ی خلیج فارس، آینده‌ای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت‌هایش خواهد بود. ما با همسایگان‌مان در پهنه‌ی آبی خلیج فارس و دریای عمان «هم‌سرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمع‌کارانه در آن شرارت می‌کنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آب‌هایش. و زنجیره‌ی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایه‌ی تدابیر و سیاست‌های مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعه‌ی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.

امروز برانگیختگی معجزه‌گون ملت ایران، منحصر در ده‌ها میلیون جان‌فدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خون‌ریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شده‌ی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیت‌های هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوری‌های پایه‌ای و نوین ـ از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی ـ را سرمایه‌ی ‌‌ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.

ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه‌ی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه‌ی ملت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.

  سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
      ۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵

اعتراف کفار به ایران متحدتر از همیشه

اعتراف کفار به ایران متحدتر از همیشه

به قلم: شیعه علی

یکی از دوستان که سروصدای چند هرزه ی محدود در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ش را می دید که با چه بزرگنمایی توسط رسانه های مختلف جهانی و منطقه ای و بومی به نمایش در می آمد.

همچنین از این سو جمعیت چند ده ملیونی ایرانی را ساکت و تماشاچی می دید، به من گفت : می دانی الان ما به چه نیاز داریم؟ به یک جنگ با دشمنان خارجی. جنگ این میلیون‌ها مسلمان را پای نظام و انقلاب می کشاند و به میدان می آورد و این چند حشره ی موزی هم تو سوراخهایی مخفی می شوند.

جنگ ۱۲ روزه و بخصوص جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش و حضور مردم ایران در خیابان‌ها، صحت سخنان این دوست با تجربه ی بنده را نشان داد.

در این زمینه فارن پالیسی می نویسد:

“برخلاف تصور رایج در واشنگتن که ایران را دچار تفرقه و بی‌رهبری می‌داند، رویدادهای میدانی در تهران تصویر دیگری را نشان می‌دهند.‌

جنگ و آتش‌‌بس پس از آن، نه تنها نظام سیاسی ایران را از هم نپاشیده، بلکه آن را متحدتر از گذشته ساخته است.”

بله، ایران هم اکنون نه تنها متحدتر بلکه قدرتمند تر از گذشته ست.

نمایش دادگاه «امجد یوسف»، رهایی اهل سوریه از حاکمیت «هیئت جولانی» و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب

نمایش دادگاه «امجد یوسف»، رهایی اهل سوریه از حاکمیت «هیئت جولانی» و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب

به قلم: مجاهد مهاجر

«الشرع» (ابومحمد الجولانی/رهبری هیئت تحریرالشام) برای اینکه بتواند بر رسوایی «تالار الفیحاء» سرپوش بگذارد، نیاز داشت که «بویضانی» را بیرون بیاورد، به «دوما» برود و «امجد یوسف» را بازداشت کند (یا شاید هم او را در زمان مناسب از زندان خارج کند). اما موضوع مهم‌تری در جریان بود: اعتصاب تجار دمشق در حمایت از «مأمون الحمصی»؛ معارضی که پیش از آنکه پلمب‌کنندگانِ دفترش به دنیا بیایند، مخالف نظام بود. دفتر او اکنون با استناد به حکم قضایی صادر شده از سوی «نظام اسد» پلمب شده است.

آیا احمد زیدان، موسی العمر، هادی العبدالله و بقیه اعضای این دار و دسته می‌فهمند که اجرای حکم قضایی صادر شده توسط نظام اسد علیه یک معارض سوری، آن هم صرفاً به خاطر انتقاد از قدرت، چه معنایی دارد؟ همان‌طور که با «غسان عبود» انجام دادید و هفت حکم قضایی صادر شده از سوی نظام علیه او و نهادهایش را لغو نکردید.

جنایتکارانِ بخش «امنیت عمومی» به دستور «الشرع» و «انس خطاب»، به سراغ تک‌تک مغازه‌ها رفتند و تهدید کردند که اگر کسی در اعتصاب شرکت کند، مغازه‌اش برای همیشه بسته خواهد شد. تصور کنید این است ثمره «آزادسازی»! اینکه یک نظام استبدادی و خونریز دیگر در برابر چشمان مردم بازسازی شود، به این بهانه که «من برای شما سوریه را آوردم». همان‌طور که «الشیبانی» گفت: «شما گروگان‌های ما هستید؛ هر کاری بخواهیم با شما می‌کنیم چون ما شما را آزاد کردیم.»

اصول و مبانی تجزیه‌ناپذیرند؛ ظلم، ظلم است و ریختن خون، ریختن خون. قطعاً جنایتکاری مثل «امجد یوسف» با مجموع جرایم «هیئت» قابل قیاس نیست، اما فراموش نکنیم که ده‌ها نفر به دست «ابواحمد حدود» زیر شکنجه در زندان‌هایش کشته شدند. همچنین انفجار «اطمه» که او (ابواحمد حدود) عامل ورود خودروی بمب‌گذاری شده بود، منجر به کشته شدن ۷۰ مسلمان انقلابی از ارتش آزاد شد؛ یعنی ۷۰ خانواده را عزادار و بی‌سرپرست کرد.

این دیگر چه نوع استنطاق و بازجویی است؟ در حالی که بازجو (انس خطاب) با تکبر لم داده (منجعص) و بدون هیچ احساسی، از توصیفی بسیار نرم مانند «تو بی‌عاطفه هستی» استفاده می‌کند! از هر متخصص بازجویی و روانشناسی بپرسید، تحلیل دقیقی از وضعیت «انس خطاب» هنگام بازجویی از آن خنزیر (امجد یوسف) به شما خواهد داد.

ما هرگز دستور کتبی از بشار اسد برای بمباران شیمیایی غوطه پیدا نکردیم و نخواهیم کرد، اما آیا می‌توان گفت بشار بی‌گناه است؟ طبق سلسله‌مراتب، بشار مسئول تمام جنایات ارتش خود است. به همین ترتیب، «فادی صقر» مسئول دفاع وطنی در محله «تضامن» است و امجد یوسف تحت امر او بود. امجد یوسف اعتراف کرد که فادی صقر چهار برابر او آدم کشته است؛ پس چرا کسانی که از بازداشت امجد خوشحالند، فشار نمی‌آورند تا نظام فادی صقر را هم مثل امجد یوسف بازداشت و اعدام کند؟

همین سه روز پیش، یک بازداشتی اهل دیرالزور به صورت جسدی بی‌جان از زیر شکنجه در زندانِ تحت مدیریت «انس خطاب» خارج شد. به دروغ به او اتهام زدند که «مهره ایران» است. حتی اگر مهره ایران هم بود، باید بازجویی و محاکمه می‌شد، نه اینکه زیر شکنجه کشته شود.

پیروزی انقلاب کامل نخواهد شد مگر با رهایی از حاکمیت «هیئت» (تحریرالشام) و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب.