جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و واکاوی یکی از شبهات و فتاوای «دین فروشان آل‌سلول» در خدمت به کفر جهانی و خیانت به ثروت امت

جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و واکاوی یکی از شبهات و فتاوای «دین فروشان آل‌سلول» در خدمت به کفر جهانی و خیانت به ثروت امت

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در روزهای جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که دارالاسلام ایران تحت شدیدترین هجمه‌های نظامی و اقتصادی مثلث شوم «آمریکا، صهیونیسم و مزدوران منطقه‌ای» قرار گرفته و جنگی نابرابر در ماه مبارک رمضان بر مؤمنین تحمیل شده، بار دیگر شاهد ظهور «علمای درباری» و جریان «سربازان بخش جنگ روانی دشمن» هستیم. این جریان با تلبیس و تمسک به شبهات، تلاش می‌کند تا دفاع مشروع دارالاسلام ایران را جرم‌انگاری کند.

مزدوران دین فروش مدعی‌اند که بستن تنگه هرمز مصداق «قطع طریق» (راهزنی) است. اما در فقه مذاهب چهارگانه ، حکم «محاربه و قطع طریق» متعلق به کسی است که برای ارعاب مسلمین و غارت اموال آن‌ها سلاح بکشد و الله تعالی در مورد مجازات آنها می فرماید:

إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/ ۳۳) کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می جنگند، و در زمین به فساد و تباهی می کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. این برای آنان رسوایی و خواری در دنیاست، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.

آیا بستن گلوگاه اقتصادی کفر که از آن برای تأمین سوخت ماشین جنگی علیه مسلمانان استفاده می‌شود، فساد است یا جهاد؟ فقه اسلامی به حاکم مسلمین اجازه می‌دهد در مقام دفاع از دارالاسلام، از «محاصره اقتصادی» علیه کفار محارب آمریکایی و اسرائیلی  استفاده کند همانگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم به کاروانهای تجاری قریش حمله کرد و غزوه ی بدر به همین دلیل اتفاق افتاد و همانگونه که ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه به کاروانهای تجاری قریش و متحدان آن حمله می کرد و شریان اقتصادی آنها را چنان مورد تهدید قرار داد که کفار قریش مجبور به عقب نشینی از بخشی از صلح حدیبیه شدند و اجازه دادند مسلمین به دارالاسلام مدینه بروند.

هم اکنون نیز باید دقت کرد که  ثروت مسلمین غنیمت رایگان کفار است یا سلاح امت؟

درحالی‌که نفت و گاز منطقه به ثمن بخس به جیب صهیونیست‌ها و آمریکا می‌رود تا بمب بر سر کودکان مسلمان فرود آید، دین فروشان خائن نگران امنیت انتقال این انرژی هستند؛ در حالی که فشار اقتصادی بر کفار محارب غربی و شرکای آنها جهاد به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم است و باید بر این اهرم اقتصادی تا رسیدن به اهداف دارالاسلام انگشت گذاشت و زمانی که الله می فرماید: وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (مائده/ ۲) تسهیل عبور انرژی برای دشمنی که در حال جنگ با دارالاسلام است، صریح‌ترین مصداق «اعانت بر کفر» و خیانت به انفال و اموال عمومی مسلمین است. طبق فقه مذاهب، اموال مسلمین نباید مایه تقویت جبهه کفار محارب شود.

آمریکا و اسرائیل با تجاوز مستقیم به خاک دارالاسلام ایران، عملاً وضعیت جنگی (حربی) ایجاد کرده اند. در چنین شرایطی، طبق اجماع فقهای سلف و خلف، «جهاد دفاعی» بر هر مسلمانی فرض عین است.

اگر دفاع از مالِ شخصی شهادت است (مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ[۱])، دفاع از ثروت ملی و مرزهای دارالاسلام در برابر اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی، والاترین مراتب جهاد است. دین فروشان با عوام فریبی و جعلیات خود قصد دارند دست مدافعان اسلام را ببندند تا دشمن به‌راحتی یورش آورد.

جریان دین فروش با تمسک به جهالت مسلمین، قائل به «وجوب اطاعت از حاکم هرچند مرتد و مزدور باشد» هستند. آن‌ها حاکمانی را که «سگ‌های شکاری و گاوهای شیرده ترامپ» (به تعبیر خود غربی‌ها) هستند، «اولی الامر» می‌نامند در حالی که الله تعالی می فرماید: وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/۱۴۱) و خدا هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است. چون این کفار بر خلاف شریعت الله دستور می دهند و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا طاعَةَ لمخلوقٍ في معصيةِ اللهِ عزَّ وجلَّ.[۲] در معصیت الله عزوجل، هیچ اطاعتی از مخلوق جایز نیست.

حاکمی که با آمریکا و صهیونیستها پیمان می‌بندد و راه را برای بمباران مسلمانان باز می‌کند ولایتی بر مؤمنین ندارد، و بستن تنگه هرمز تا رسیدن دارالاسلام ایران به اهداف مشروع خودش اقدام راهبردی در برابر تجاوز کفار محارب آمریکائی – صهیونیستی است.

دین فروشان دجال در حالی بر بستن تنگه توسط دارالاسلام ایران می‌تازند که سکوت مِهرآمیز خود را در برابر محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام توسط آمریکا حفظ کرده‌اند.

بستن تنگه هرمز، ابزاری است برای قطعِ «سبیل» و سلطه کفار بر مقدرات مسلمین. این اقدام، نه قطع طریق، بلکه «سدِ طریقِ کفار» است.

در این صورت این دین فروشان، نه مفسر دین، بلکه مترجم اراده‌ی پنتاگون در لباس روحانیت هستند. آن‌ها با قلب واقعیت، جای ظالم و مظلوم را عوض می‌کنند. امروز باز مرز میان «مومنین اهل دعوت و جهاد» و «اسلام آمریکایی – صهیونیستی» در تنگه هرمز و در میانه نبرد رمضان ۱۴۰۴ش مشخص شده است.


[۱]  أخرجه البخاری فی: ۴۶ ـ کتاب المظالم: ۳۳ ـ باب من قاتل دون ماله.

[۲]  أخرجه البخاري (۷۲۵۷)، ومسلم (۱۸۴۰)، وأبو داود (۲۶۲۵)

مسئولین و سربازان امارت اسلامی افغانستان باید حکومت غلامان در پاکستان را پاسخگوی خیانتها و جنایتهایش کنند

مسئولین و سربازان امارت اسلامی افغانستان باید حکومت غلامان در پاکستان را پاسخگوی خیانتها و جنایتهایش کنند

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در پی حملات وحشیانه و خائنانه ی نیروهای رژیم غلام پاکستان بر حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، وزارت امور خارجه ا. ا. افغانستان، امروز شارژدافیر سفارت این رژیم را در کابل احضار نموده و مراتب اعتراض شدید و انزجار امت اسلامی را به وی ابلاغ کرد.

وزارت امور خارجه امارت اسلامی، حملات اخیر نیروهای پاکستانی بر اهداف غیرنظامی، تأسیسات عامه در امتداد خط فرضی دیورند و به‌ویژه حمله به یک مرکز تعلیمی در ولایت کنر را با شدیدترین الفاظ محکوم می‌کند. این اقدامات:

  • تجاوز به خاک پاک دارالاسلام که با خون مجاهدین آزاد شده است.
  • هدف قرار دادن مراکز آموزشی و تعلیمی که نشان‌دهنده عمق عداوت رژیم طاری با آگاهی و تعلیم نسل مسلمان است.
  • این حملات برخلاف تمامی اصول بین‌المللی و حسن همجواری است.

امارت اسلامی افغانستان، ادعاهای واهی و دروغین مقامات پاکستانی مبنی بر آغاز خشونت‌ها از سوی افغانستان را به‌طور قاطع رد می‌کند. رژیم پاکستان که خود درگیر بحران‌های داخلی و خدمت به منافع بیگانگان است، سعی دارد با فرافکنی و نشر اکاذیب، ریشه‌های ناکامی خود را پنهان کند. باید تصریح کرد که ریشه‌های اصلی ناامنی، در سیاست‌های دوگانه و غیرمسئولانه خودِ این رژیم دست نشانده و خائن نهفته است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر اساس نصوص شرعی و قواعد فقهی، حق مشروع و مسلم خود برای دفاع از خاک، ثغور و جان مردم مسلمان خود را محفوظ می‌داند و به طرف پاکستانی اکیداً توصیه می‌شود از تکرار چنین حرکات نابخردانه و متجاوزانه خودداری کند. تداوم این‌گونه برخوردهای غیرمسئولانه، عواقب سنگین و ناگواری به دنبال خواهد داشت که مسئولیت آن مستقیماً بر عهده رژیم اسلام‌آباد خواهد بود.

امارت اسلامی افغانستان همواره خواستار ثبات در منطقه است، اما هرگونه دست‌درازی به حریم دارالاسلام را با مشت آهنین پاسخ خواهد داد.

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

به قلم: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه یکی از قدرتمندترین اعضای ارتش ناتو است که شما حتی یک ساعت پیدا نمی کنید که یکی از اعضای ناتو در نقطه ای از سرزمینهای اسلامی در حال قتال با مسلمین نباشد؛ همچنین بر کسی نیست که حکومت سکولار پاکستان نیز دست نشانده و بخشی از مزدوران ناتو است که اخیرا با آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بسته است.

در کنار این می بینیم امروز که پرچم شریعت در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برافراشته شده و دارالاسلام ایران نیز در برابر کفار محارب آمریکائی صهیونی و غلامان منطقه ای آنها ایستاده است، جبهه نفاق و کفر در لباس رژیم‌های دست‌نشانده‌ای چون پاکستان و ترکیه، کمر به نابودی این نهال نوپا بسته‌اند. بر این دو قطب اقتدار اسلامی واجب است که با هشیاری کامل، مرزهای خود را از نفوذ و دسیسه‌های «این دو خائن» مصون بدارند.

در حالی که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در آغاز راه تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم سکولار ترکیه با اتخاذ سیاستی منافقانه، به مأمنی برای فراریان و خائنان به ملت افغانستان تبدیل شده است.

مهره‌های سوخته‌ای چون عبدالرشید دستم، محقق، سیاف و دیگر مزدوران سابق که دستشان به خون و مال مردم آلوده است، تحت حمایت حکومت سکولار ترکیه به طراحی توطئه مشغولند. این افراد خائن به دین و وطن از تریبون‌های استانبول و آنکارا علیه نظام اسلامی اعلام جنگ کرده و با حمایت‌های لوجستیک و سیاسی رژیم سکولار ترکیه، قصد تضعیف پایه های دارالاسلام را دارند.

نمونه بارز این دسیسه‌ها، اظهارات اخیر «محقق» در خاک ترکیه است که با بی‌شرمی تمام، خط فرضی و استعماری «دیورند» را مرز رسمی میان دارالاسلام افغانستان و دارالکفر طاری پاکستان خواند. این سخنان نه تنها یک ابزار تبلیغاتی برای رژیم سکولار پاکستان، بلکه تعرضی آشکار به تمامیت ارضی و عزت دارالاسلام است. رژیم سکولار ترکیه باید پاسخگو باشد که چرا اجازه می‌دهد از خاکش برای رسمیت بخشیدن به نقشه‌های استعماری و تجزیه‌طلبانه استفاده شود؟

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید در عرصه بین‌الملل، از موضع قدرت و عزت (العزة لله و لرسوله و للمؤمنین) با این تهدیدات برخورد کند. باید به رژیم ترکیه تفهیم شود که اگر یکی از مخالفان نظام لائیک ترکیه در خاک امارت اسلامی افغانستان ساکن می‌شد و علیه آن نظام سخن می‌گفت، آیا آن‌ها سکوت می‌کردند؟ قطعاً خیر. پس چرا امارت اسلامی در برابر پناه دادن به باغیان و مفسدان خاموش بماند؟

وزارت امور خارجه باید با سیاستی صریح و سخت، ترکیه را میان «رابطه با نظام اسلامی» یا «حمایت از خائنان فراری» مخیر سازد. جلوگیری از فعالیت سیاسی مخالفان، کمترین مطالبه بر حق دارالاسلام است.

دو حکومت سکولار و خادم دشمنان یعنی پاکستان و ترکیه با هماهنگی جبهه کفر غربی، به دنبال ایجاد آشوب در مرزهای افغانستان و ایران هستند؛ آنچه گروه مزدور جبهه مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان و با حمایت استخبارات نظامی پاکستان انجام می دهد مثل همان حملاتی است که دیروز پاکستان به ولایت کُنر افغانستان انجام داد؛ پس هوشیاری در برابر دسیسه‌های اطلاعاتی پاکستان و بازی‌های سیاسی ترکیه، یک ضرورت شرعی است. امارت اسلامی نباید اجازه دهد که «خط دیورند» یا «فتنه‌های قومی» توسط مهره‌های مقیم ترکیه به ابزاری برای فشار تبدیل شود.

زمانِ مماشات با رژیم‌هایی که در ظاهر ادعای دوستی و در باطن به دشمنان اسلام پناه می‌دهند، به پایان رسیده است. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با تکیه بر قدرت الهی و اتخاذ سیاست خارجی قاطع، رژیمهای سکولار پاکستان و ترکیه را وادار به پاسخگویی نموده و ریشه‌های مداخله را از بن برکند و در حد توان با پاکستان مقابله کند همان کاری که دارالاسلام ایران با دولتهای خائن اطراف خلیج فارس در زمان جنگ رمضان ۱۴۰۴ انجام داد.

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به منابع شرعی خود نگاهی بیندازیم پُر است از دلایل و مستنداتی که مومنین را به اتحاد و وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق دعوت می کند و حتی در جاهایی به عنوان عبرتگیری و تهدید می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال/ ۷۳)و کسانی که کافر شدند، یاران و پیوند‌دهندگان یکدیگرند؛ اگر شما (مؤمنان) چنین نکنید (و با یکدیگر متحد نشوید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

آیا فساد ناشی از اتحاد کفار سکولار جهانی و منطقه ای و تفرق میان مومنین را با چشم سر نمی بینی؟

به عنوان نمونه ای نزدیک و زنده، امروز جغرافیای اسلام شاهد توطئه‌ای پیچیده و خطرناک است. در حالی که «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلامِ ایران» به عنوان دو دژ مستحکم در برابر کفار محارب آمریکائی و صهیونی ایستاده‌اند، مثلث شومِ «آمریکا، صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای آن‌ها» درصدد گشودن جبهه‌ای تازه برای ضربه زدن به دارالاسلام هستند.

دیدیم و اخبار و شواهد میدانی نیز نشان داده اند که مزدوران «پاکستان» و «سعودی» زیر سایه‌ی فرماندهی شیطان بزرگ (آمریکا)، پیمان‌های نظامی و امنیتی بستند. این توافقات نه برای امنیت منطقه، بلکه دقیقاً برای هدف قرار دادن نظام‌های اسلامی در افغانستان و ایران طراحی شده است.

پاکستان به عنوان «سگ شکاری آمریکا» و عربستان به عنوان «خزانه‌دار و گاو شیرده کفر»، مأموریت دارند تا با حمایت لجستیکی و مالی از گروه‌های فتنه‌گر و ایجاد درگیری‌های مرزی، تمرکزِ دو کشور مسلمان را برهم زده و زمینه‌ی بازگشت نفوذِ آمریکا را فراهم کنند. حملات اخیر و بخصوص حملات دیروز پاکستان به کُنَر در ا.ا.افغانستان، سرآغاز این نقشه‌یِ شوم است که از اتاق‌های فکر واشنگتن هدایت می‌شود.

در برابر جبهه‌ی متحد کفر و نفاق، هیچ راهی جز اتحاد راهبردی و فوری وجود ندارد. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی، دارای دشمن مشترک، مرزهای مشترک و آرمان‌های مشترک هستند.

بستن یک «پیمان جامع امنیتی و دفاعی» میان این دو نظام، یک ضرورتِ شرعی و عقلی است. این پیمان باید شامل موارد زیر باشد:

  • دفاع مشترک: هرگونه تجاوز به خاک افغانستان یا ایران، تجاوز به کل جبهه‌ی توحید تلقی شود.
  • همکاری اطلاعاتی: برای شناسایی و سرکوب مهره‌های ستون پنجمِ دشمن که از سوی پاکستان و سعودی تغذیه می‌شوند.
  • سد محکم در برابر غلامان مسلح صادراتی: مقابله با فتنه‌هایی که تحت عناوین مختلف از سوی سازمان‌های جاسوسی غرب در مرزها ایجاد می‌شود.

باید به خود یاد آوری کنیم که هرگاه مسلمین در برابر دشمن واحد، پراکنده شده‌اند، دشمن از شکاف میان آن‌ها برای نابودی هر دو استفاده کرده است. پاکستان و سعودی بارها نشان داده‌اند که در لحظات حساس، قبله‌ی خود را به سمت کاخ سفید کج می‌کنند.

امروز که امارت اسلامی افغانستان پس از دهه‌ها جهاد، پرچم اسلام را برافراشته و دارالاسلام ایران به عنوان قدرت بلامنازع ضدِ صهیونیستی در منطقه می‌درخشد، دشمن قصد دارد با استفاده از «غلامان حلقه به گوشِ» خود در منطقه، این دو قدرت را ضعیف کند.

حفظ «نظام اسلامی» از اوجب واجبات است. برای صیانت از خون شهدای جهاد افغانستان و پاسداری از عزت مردم مسلمان، مقامات امارت اسلامی باید هرچه سریع‌تر مواضع هم‌پیمانی خود را به صورت رسمی و عملی با همسایه‌ی مقتدر خود (ایران) مستحکم کنند.

این اتحاد، پیامی لرزاننده به ریاض و اسلام‌آباد خواهد بود که بدانند: «عصر یکه‌تازی مزدوران آمریکا به پایان رسیده است.»

همچنین این اتحاد می تواند سببی شود که الله در جهاد دارالاسلام برکت بیندازد و این مومنین مجاهد متحد را دوست داشته باشد چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف:/ ۴) به راستی که خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی (واحد) می‌جنگند، گویی آنان بنایی استوار و پولادین هستند.

زمان، زمان بیداری و اقدام است. پیش از آنکه فتنه‌ی دشمن مشترک شعله‌ور شود، باید «اتحادِ دو دارالاسلام» را به امضا رساند.

الله اکبر، القاعدة الجهاد در غرب اسلامی وزیر دفاع مالی را به درک فرستاد

الله اکبر، القاعدة الجهاد در غرب اسلامی وزیر دفاع مالی را به درک فرستاد

چند روز است که حملات القاعدة الجهاد شاخه ی غرب اسلامی که به جماعت النصره الاسلام والمسلمین نیز شناخته می شود به کشور دست نشانده مالی شدت گرفته است.

حمله گسترده القاعدة به محل اقامت ژنرال سادیو کامارا وزیر دفاع کشور آفریقایی مالی باعث کشته شدن او شده است.

ولله الحمد و المنه.

به دام افتادن طرفداران موشه ربع پهلوی به دنبال تیراندازی به تجمعات مردمی در کرمان

به دام افتادن طرفداران موشه ربع پهلوی به دنبال تیراندازی به تجمعات مردمی در کرمان

سربازان گمنام در اداره کل استخبارات/ اطلاعات ولایت کرمان ایران در یک عملیات مشترک با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران و فراجا، تیم تروریستی ۴ نفره‌ای را شناسایی و بازداشت کردند.

این تروریست‌ها وابسته به گروهک‌های سلطنت‌طلب و تحت مدیریت موساد بودند و با تیراندازی به تجمع ضد آمریکایی – صهیونی، دو مرد و یک دختر خردسال را مجروح کردند.

آنها به همراه چند قبضه سلاح گرم، سلاح‌های شکاری، مقادیر قابل توجهی فشنگ و مهمات و سازه‌های انفجاری دستگیر شدند.
وزارت استخبارات/اطلاعات از مردم خواسته است هرگونه موارد مشکوک را به ستاد خبری وزارت اطلاعات به شماره ۱۱۳ یا درگاه‌های رسمی این وزارت‌خانه در پیام‌رسان‌های ایتا، بله، روبیکا و سروش‌پلاس به آدرس vaja113@ گزارش کنند

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز اگر شاهد هجمه‌ها و تجاوزات هوایی و امنیتیِ آمریکا و صهیونیست‌ها از خاک «پاکستان» به حریم «دارالاسلام افغانستان» هستیم، ریشه در یک حقیقت دارد: عزت و استقلال امارتِ اسلامی.

آمریکا پس از شکست ننگین، خواهان در اختیار گرفتن پایگاهِ استراتژیک بگرام بود تا نفوذ خود را در قلب آسیا حفظ کند، اما پاسخ قاطع مجاهدین امارت اسلامی، نقشه‌های کفار محارب آمریکائی را بر آب کرد. این حملات، انتقام حقارت‌آمیز آمریکا از ملتی است که تسلیم خواسته‌های زورگویان حیوان صفت آمریکائی نشد.

حکام مرتد پاکستان امروز نه به عنوان مدیران یک دولت اسلامی، بلکه به عنوان مزدوران محلی آمریکا، آل‌سعود و امارات متحده صهیونی عمل می‌کنند. آن‌ها با بستن پیمان‌های امنیتی ننگین با آل‌سعود، عملاً به بخشی از ساختار نظامی کفر جهانی و مرتدین محلی تبدیل شده‌اند.

علاوه بر این، دولتِ پاکستان با اسکان دادن و حمایت از گروه‌های فتنه‌گر و مزدوری همچون «جیش‌العدل و انصارالفرقان و…» در ایالت بلوچستان، خنجری از پشت به دارالاسلامِ ایران می‌زند تا امنیت مرزهای برادران مسلمان را به دستور اربابانِ آمریکایی-سعودی خود مختل کند.

نکته ای که اوج حقارت مزدوران پاکستانی را نسبت به مردم پاکستان نشان داد به رگبار بستن شیعیان و تظاهرکنندگان در کراچی بود که به خونخواهی رهبران مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم برخاسته بودند، که برای چندمین بار نشان داد که ارتش و امنیت پاکستان تنها برای محافظت از منافع آمریکا و صهیونیسم ماشه می‌چکانند و حتی حاضر هستند مردم بومی پاکستان را نیز به خاطر این کفار خارجی قربانی کنند.

این حکام سکولار خائن که نیمی از وجودشان در گرو دلارهای سعودی و نیمی دیگر در ترس از تشر آمریکاست، تنها نقش «سگ‌های شکاری» را ایفا می‌کنند که هرگاه ارباب اراده کند، آن‌ها را به جان مسلمانان می‌اندازند. اما واقعیت میدان تغییر کرده است. پیوند میان مجاهدان راستین و بیداری ملت‌ها، این حصار کفر و نفاق را خواهد شکست.

در کنار این، همان‌گونه که از پایگاه‌های موجود در قطر، بحرین، کویت و امارات و عربستان برای حمله به دارالاسلام ایران استفاده می‌شد، همین زیرساخت‌ها برای تحت فشار قرار دادن امارتِ اسلامیِ افغانستان نیز به کار گرفته می‌شوند.

حکام عرب اطراف خلیج فارس با در اختیار گذاشتن خاک خود به جنگنده‌های آمریکایی، رسماً در خون مسلمانان و تجاوز به بلاد اسلامی شریک هستند. آن‌ها محکوم‌کننده‌ی حملاتِ تدافعی دارالاسلام ایران به پایگاه‌های آمریکا هستند، اما در برابر جنایات آمریکائی ها و صهیونیست‌ها سکوت یا همکاری می‌کنند.

در نهایت باید گفته شود که رفتارهای پاکستان و حکام مرتد منطقه در برابر ملت مسلمان خود و منطقه، نه از روی قدرت، بلکه از روی حقارت و وابستگی است. ایستادگی امارت اسلامی در برابرِ زیاده‌خواهیِ آمریکا در بگرام و ثباتِ دارالاسلامِ ایران در برابر تهدیدات آمریکا و  صهیونیستها، نویدبخش عصری جدید است که در آن «مزدوران محلی» جایی در جغرافیای سیاسی امت نخواهند داشت.

زمانی که منهج اهل سنت و جماعت گروه منافقین را در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران عقب راند

زمانی که منهج اهل سنت و جماعت گروه منافقین را در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران عقب راند

به قلم: محمد اسامه

منهج اهل سنت و جماعت به صورت واضح و آشکارا بیان می کند که در جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی بر هر بخشی از سرزمینهای اسلامی جهاد به صورت دایره وار بر مومنین آن منطقه و سراسر دنیا فرض عین می شود و در این جنگ انسانهای روی زمین به ۳ دسته تقسیم می شوند:

  1. کفار محارب و جبهه ی همسو با آنها
  2. مومنین که در جبهه ی دارالاسلام قرار دارند
  3. گروه منافقین که می خواهند نشان دهند تماشاچی و بی طرف هستند اما در واقع با جبهه ی کفار محارب خارجی اند.

این منهج واضح اهل سنت و جماعت است؛ اما گروه منافقین در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به دست و پازدنها و مکر و فریبها و غوغاسلاری و عوامفریبی های مختلفی دست زدند و در نهایت در بین خودشان نیز به ۳ گروه عمده تقسیم شدند:

  1. عده ای آشکارا همچون خدمتی و ترشابی و هاشمی و احراری و … نفاق و جبهه ی خود را آشکار کرده و در صف مرتدینی چون موشه رضا پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی قرار گرفتند و یکی از مرتدین شدند.
  2. عده ای تنها به دارالاسلام ایران حمله کردند و به مشکلات و نارسائی ها و حتی اختلافات فقهی و مذهبی و غیره خود را شمغول کردند و بخشی از سربازان جنگ روانی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران شدند بدون آنکه اسمی از آمریکا یا صهیونیستها یا اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بیاورند.
  3. عده ای نیز تنها بی طرف ماندند و تماشاچی

الله می فرماید: وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (انفال/ ۳۰) آن‌ها نقشه می‌کشند و مکر می کنندو الله هم نقشه می‌کشد و مکر می کند؛ و خداوند بهترین مکر کننده و چاره‌جویان است.

بله، مکر اینها به جائی نمی سرد چون اهل سنت و جماعت بیدار است اما اینها را باید به این حکم الله بشارت داد که می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا* الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹). منافقان را بشارت ده که بر آنان عذابی دردناک خواهد بود. همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند، آیا نزد کافران عزّت می‌طلبند؟ عزّت همه نزد خداست.

در کنار این جوجه منافقین داخلی باز ما شاهد مکرهای پی درپی مسئولین حکومتی و وعاظ السلاطین دارالکفرهای زاری آل‌سعود، امارات، قطر، بحرین، پاکستان، اردن، سوریه، مصر و… بودیم که فرسنگ‌ها از آرمان فلسطین فاصله گرفته و به پیاده‌نظام آمریکا و صهیونیسم تبدیل شده‌اند. این حکام مرتد که در ظاهر ادعای مسلمانی دارند، در باطن برای تثبیت قدرت خود، با دشمنان خدا هم‌پیمان گشته‌اند.

این دولت‌ها با کمک مجریان جنگ روانی و تبلیغی خود وظیفه دارند سناریوی «اختلافات مذهبی» را در رسانه‌های خود (مانند العربیه و الجزیره و کلمه و …) دامن بزنند تا مسلمین ناآگاه را علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مجاهدین همسو با آن بشورانند.

هم اکنون که ما چهره ی واقعی این خائنین و مرتدین موجود در شبکه های ماهواره ای را دیدیم که در لباس دین خود را نشان داده اما یکی از دشمنان دین و قوانین شریعت الله و سربازی از سربازان مرتدین داخلی و کفار محارب خارجی هستند باید یک لگد جانانه ای به آنها بزنیم و هرگز فریب شعارهای فریبکارانه ی شبه اسلامی آنها را نخوریم اگر مومن هستیم؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  لا یُلدَغُ المُؤمِنُ مِن جُحرٍ واحِدٍ مَرَّتَینِ.[۱] مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.

مومنین آگاه، فریب سم پاشی های گروه منافقین آشکار شده و سناریوهای هالیوودی-صهیونیستی را نخواهند خورد و می‌دانند که صیانت از دارالاسلام و عزت مومنین، جز با نابودیِ غده‌ی سرطانی و تنبیه حکام خائن و بیرون راندن آمریکا و سایر کفار محارب از سرزمینهای اسلامی میسر نخواهد بود.

برای مومنین و حتی کسانی که خود را مسلمان می دانند و هنوز به دایره ی مومنین وارد نشده و ابزار دست گروه منافقین و مرتدین داخلی شده بودند این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که چهره ی اصلی خائنین را اشکار کرد باید برایشان فرصتی باشد و زمانی که می بینند الله به آنها فرصت شروع جدید را زرقشان کرده است دیگر از اشتباهات گذشته دست بکشند.

.


[۱]   بخاری ۶۱۳۳

وحدت کلمه در برابر کفر مطلق و بازگشتی به فتوای مجاهدانه مفتی بزرگ لیبی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

وحدت کلمه در برابر کفر مطلق و بازگشتی به فتوای مجاهدانه مفتی بزرگ لیبی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: خالد هورامی

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/ ۹۲)

سخنان شیخ المجاهد الصادق الغریانی، مفتی عام لیبی، در خصوص جایگاه ایران به عنوان «دارالاسلام»، نه‌تنها یک موضع سیاسی، بلکه تجلی دقیق منهج نبوی و فقه اصیل اهل‌سنت و جماعت است. ایشان با بصیرتی دقیق شرعی، بر این حقیقت پای فشردند که ایران، بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می شود و «دارالاسلام» است و بر این اساس دفاع از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین منطقه ای و داخلی «فرض عین» است.

این روح مطلب فقهی و شرعی سخنان مفتی مالکی مذهب سرزمین لیبی است. فتوائی که نه تنها شافعی ها و حنفی ها و حنبلی ها بلکه تمام مذاهب اسلامی در طول قرون گذشته در مورد «دارالاسلام» بر آن تاکید کرده اند به همین دلیل است که شیخ الغریانی می گوید: در جنگ بین مسلمانان و کفار بی طرف وجود ندارد و هر کسی که بی طرف باشد منافق است.

عده ای سعی داشتند با برداشتهای آلوده ی نجدیت آل سعود در اسلام شیعیان خدشه ای وارد کنند تا «دارالاسلام» بودن ایران را نیز زیر سوال ببرند، اما هم آیات قرآن و هم احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز مرز میان اسلام و کفر را به وضوح تبیین فرموده‌اندچنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ صَلَّى صَلَاتَنَا، وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا، وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا، فَذَلِكَ الْمُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ.[۱] هر کس نماز ما را بخواند و رو به قبله ما بایستد و از ذبیحه ما بخورد، او مسلمانی است که در امان خدا و رسول اوست.

یکی از فصل‌الخطاب های مفتی اهل سنت لیبی نیز همین است: وقتی در دارالاسلام ایران پرچم توحید برافراشته است و میلیون‌ها مؤمن رو به سوی کعبه دارند، هیچ‌کس حق ندارد بر اساس اختلافات مذهبی یا سیاسی، آن‌ها را از دایره‌ی اسلام خارج کند.

این منهج پایدار ائمه‌ی اربعه ی اهل سنت و جماعت (امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) است که همواره بر حفظ وحدت امت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی استوار بوده است.

در فقه سیاسی مذاهب اربعه، هنگامی که «دارالاسلام» که مهمترین ابزار جهت حفظ کیان و اساس اسلام و مومنین است  توسط کفار حربی آمریکائی و صهیونیستها تهدید شود، تمامی اختلافات فرعی، کلامی و فقهی حرام گشته و وجوب دفاعِ مشترک تحت پرچم توحید، بر همگان فرض می‌گردد.

الله جل جلاله به صراحت می‌فرماید: وَالَّذينَ كَفَروا بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ إِلّا تَفعَلوهُ تَكُن فِتنَةٌ فِي الأَرضِ وَفَسادٌ كَبيرٌ (انفال/ ۷۳) کافران یار و یاور یکدیگرند؛ اگر شما [مسلمانان] چنین نکنید (و یار هم نباشید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

مفتی اهل سنت لیبی با درک این آیه و ایات و احادیث و احکام مشابه به آن، هشدار می‌دهد که در جنگ میان دارالاسلام (ایران و جبهه مقاومت) و دارالکفرهای محارب (آمریکا و صهیونیسم)، هرگونه تفرقه، پهن کردن سفره برای شیطان است. وقتی موشک‌های کفر بر سر مسلمانان فرود می‌آید، آن‌ها نمی‌پرسند که این مسلمان «سنی» است یا «شیعه»؛ آن‌ها به دنبال نابودی اصلِ اسلام هستند. لذا، ایستادن در کنار دارالاسلام ایران، ایستادن در سنگر اسلام است.

این واکنش، یعنی کنار زدن «خلاف‌های جزئی» برای «اصل کلی» بر این قاعده‌ی فقهی استوار است که می‌گوید: « درء المفسدة مقدم على المصلحة». امروز «ضرورت حفظ دارالاسلام» در برابر هجمه‌ی وحشیانه‌ی کفار سکولار آمریکائی – صهیونی و شرکای غربی آنها و «دور نمون مفسده ی» این کفار محارب، بر تمام مباحثات علمی و مذهبی که ممکن است خیری هم در آن باشد مقدم است. فتوای شیخ الغریانی، بازگشت به عصر عزتمندی امت است؛ عصری که در آن دشمن اصلی  و سر افعی(آمریکا) شناخته شده و برادر مسلمان (هرچند با اختلاف سلیقه و فکر و مذهب) در آغوش گرفته می‌شود.

در این صورت موضع شجاعانه‌ی مفتی لیبی که در آن کشور حتی یک لیبایی شیعه مذهب نیز وجود ندارد، فریاد بیداری در جهان اهل سنت و جماعت است. او در این فتوای خود و با تکیه بر منهج سلف صالح، ثابت کرد که:

۱.  دارالاسلام ایران، سپر مجاهدین اهل دعوت و جهاد و دژ مستحکم اسلام در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی است.

۲. دشمن کنونی دارالاسلام ایران (آمریکا و اسرائیل) کافر سکولار(مشرک)ی است که دشمن تمام پیامبران و کتب آسمانی است.

۳. هر کس در این جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی، علیه دارالاسلام ایران و به نفع جبهه‌ی کفر موضع بگیرد، از صراط مستقیم اسلام خارج و به جرگه‌ی منافقین و مزدوران پیوسته است.

پس سلام بر مجاهدانی که مرزهای مذهبی را برای اعتلای کلمة‌الله درنوردیدند و در برابر آمریکا (سر افعی و شیطان بزرگ) و صهیونیستهای وحشی، ید واحده گشتند.


[۱]  بخاری ۳۹۱

فتنه‌ی انهدام مَسریٰ؛ سناریوی مشترک صهیونیستها و حکام مرتد علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی

فتنه‌ی انهدام مَسریٰ؛ سناریوی مشترک صهیونیستها و حکام مرتد علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

گزارش‌های افشاگرانه حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی با حفر تونل‌های عمیق و استقرار مواد منفجره در زیر پی مسجدالاقصی و قبة‌الصخره، در حال آماده‌سازی برای یک جنایت بی‌سابقه است. هدف آن‌ها تخریب فیزیکی این اماکن مقدس و سپس اجرای یک «عملیات فریب رسانه‌ای» است؛ آن‌ها در جریان جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران قصد داشتند با فرافکنی جهانی مدعی شوند که این تخریب بر اثر اصابت موشک‌های «ایران» رخ داده است. این مکر شیطانی برای انحراف خشم جهان اسلام از اسرائیل به سمت تنها حامی واقعی فلسطین طراحی شده بود که موفق نشد و هم اکنون قصد دارند حزب الله لبنان و حتی خود فلسطینی های مجاهد اهل غزه را نشانه روند.

در این راستا ما شاهد سکوت و حتی همسویی خائنین منطقه با صهیونیستها هستیم که بقای تخت لرزان خود را در سایه‌ی نفاق می بیننند.

حکام آل‌سعود، امارات متحده‌ی یهودی، ترکیه، بحرین، اردن، سوریه، کویت، مصر و قطر، امروز به بخشی از ماشین جنگی و امنیتی صهیونیستها تبدیل شده‌اند. این رژیم‌ها که از خیزش مردمی و بیداریِ اسلامی ملت‌های خود به وحشت افتاده‌اند، بقای حکومت‌های پوسیده‌ی خود را در غلامی حلقه‌به‌گوش آمریکا و اسرائیل و همسوئی با آنها در برابر دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی می‌بینند.

الله تعالی در مورد این موجودات می فرماید: فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ (مائده/ ۵۲) کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است می‌بینی که در دوستی با آنان (کفار) سرعت می‌گیرند و می‌گویند: می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار برای ما رخ دهد (و ورق برگردد و به ما صدمه ای وارد شود.)

در حالی که هم الان هم مردم غزه تحت سخت‌ترین فشارها هستند و دارالاسلام ایران و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و مجاهدین الشباب سومالی جنگ اقتصادی را در تنگه ی هرمز و باب المندب و دریاری سرخ بر علیه آمریکا و صهیونیستها به راه انداخته اند، این حکام با باز نگه داشتن مسیرهای تجاری و همکاری‌های اطلاعاتی، از فروپاشی رژیم کودک‌کش صهیونیستی و آمریکائی وحشی جلوگیری می‌کنند.

این حکام مرتد، ایمان و غیرت اسلامیِ ملت‌هایشان را در بازار سیاستِ واشنگتن و تل آویوحراج کرده‌اند تا چند صباحی بیشتر بر کرسی قدرت تکیه بزنند.

چرا ابتدا دارالاسلام ایران هدف این توطئه بود؟

کفار محارب آمریکائی – صهیونی به همراه شرکای غربی و مزدوران منطقه ای آنها می‌دانند که دارالاسلام ایران، ستون خیمه‌ی مقاومت اسلامی و تنها قدرتی است که هیمنه‌ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها را در میدان به چالش کشیده است. با متهم کردن دارالاسلام ایران به تخریب الاقصی، آن‌ها می‌خواستند:

۱. جنگِ شیعه و سنی را در ابعادی عظیم به راه اندازند.

۲. ایران را در جهان اسلام منزوی کرده و جبهه‌ی مقاومت را متلاشی کنند.

۳. راه را برای تخریب نهایی قدس و بنای معبدِ ادعایی هموار سازند.

اما همه بدانند ملت‌های مسلمان که از بی‌غیرتی و نفاق حکام خود به ستوه آمده‌اند، دیگر فریب این بازی‌های رسانه‌ای را نخواهند خورد. نفرت مردم منطقه از حاکمانی که برای آمریکائی ها و صهیونیست‌ها فرش قرمز پهن می‌کنند، به نقطه‌ی انفجار رسیده است. این توطئه، نه تنها دارالاسلام ایران و مجاهدین همسو با آن در جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر کفار آمریکائی – صهیونی را ضعیف نخواهد کرد، بلکه چهره‌ی واقعی «مرتدین منطقه‌ای» را برای همیشه افشا خواهد ساخت.

فقط کافی است به پس از دوران این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش نگاهی بیندازید و یقین داشته باشید که نصرت الهی نزدیک است و مکر خائنان به خودشان باز خواهد گشت و ما شاهد چهارمین قدرت نظامی جهان و اولین قدرت جهادی دنیا خواهیم بود.

دارالاسلام ایران جبهه ای جهادی غیر مذهبی و حتی فرا دینی با کفار آمریکائی – صهیونی تشکیل داده که همچون زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نه تنها کفار اهل کتاب اطراف مدینه و نجران بلکه کفار شبه اهل کتاب الاحساء و کفار سکولار(مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و… نیز می توانند در آن مشارکت داشته باشند.