حکم اجازه خواستن از پدر و مادر برای جهاد

حکم اجازه خواستن از پدر و مادر برای جهاد

به قلم: خالد سیف الله المسلول

رسول الله صلی یالله علیه وسلم می فرماید: «الجهادُ سِنامُ العملِ»[۱] جهاد اوج و قله ی عمل است، اما ایین عمل هم باید از کانال دارالاسلام و جماعت حاکم بر دارالاسلام انجام شود نه از طریق فرقه ها و احزاب مختلف چون رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را به ملزم شدن به جماعت حاکم بر دارالاسلام و رهبر آن امر کرده است و می فرماید: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و بعد از این دستور داده است «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[۲]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن.

با این نگرش اساسی می گوئیم: برای اجازه خواستن از پدر و مادر در جهاد دو حالت می‌باشد.

حالت اول: زمانی که جهاد فرض کفایی باشد: و پدر و مادر مسلمان باشند، پس اجازه خواستن از آنان واجب است.

دلیل:

 عن عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما: جَاء رجل للنبي صلی الله علیه وسلم فَاسْتَأْذَنَهُ فِي الْجِهاد، فقال: “أَحَيٌّ وَالِدَاكَ؟”، قَالَ: “نعم”، قَالَ: «فَفِیهِمَا فَجَاهٕدْ».[۳] از عبدالله بن عمرو (رضی الله عنهما) نقل شده، که شخصی نزد رسول الله ﷺ آمد و از ایشان اجازه جهاد خواست، پس رسول الله ﷺ برایش فرمود: آیا پدر و مادرت زنده هستند؟ او گفت: بله! زنده هستند، پس رسول الله ﷺ فرمود: خدمت آنها را بکن.

حالت دوم: وقتی که جهاد فرض عین باشد، مانند زمان فعلی، پس به اتفاق فقهاء (رحمهم الله تعالی) اجازه خواستن از پدر و مادر واجب نیست، زیرا در حکم فرض عین اجازه پدر و مادر شرط نیست، اگر پدر و مادر به ترک جهاد فرمان دهند، پس این فرمان به گناه است، زیرا ترک جهاد گناه است و در امر گناه فرمان هیچ کسی پذیرفته نمی‌شود.

در حدیث وارد شده که رسول الله ﷺ فرموده است: «لَا طَاعة لمَخلوق في معصیة الخالق»[۴]در نافرمانی خالق فرمان مخلوق پذیرفته نمی‌شود.


[۱] الترمذي، سنن الترمذي ۱۶۵۸

[۲] البخارى (۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴) ومسلم (۱۸۴۷)

[۳]  رواه البخاری ومسلم

[۴]  أخرجه ابن ابي شیبة في مصنفه: ۷۳۷/۷

‏پیام تعزیت امارت اسلامی در پیوند به شهادت شماری از رهبران جنبش حماس و در عموم شهدای مبارزات در فلسطین

‏پیام تعزیت امارت اسلامی در پیوند به شهادت شماری از رهبران جنبش حماس و در عموم شهدای مبارزات در فلسطین

بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (الأحزاب ۲۳)

امارت اسلامی افغانستان مراتب همدردی و تعزیت عمیق خویش را در پیوند به شهادت محمد الضیف مسئول بخش نظامی مقاومت اسلامی فلسطین(جنبش حماس) و شمار دیگری از بزرگان و عموم شهدای مجاهدین فلسطینی، به رهبری جنبش اسلامی حماس، خانواده های همۀ شهدا، مجاهدین و تمام ملت فلسطین ابراز میدارد.

این رهبران مقاومت  جنبش اسلامی، در برابر اشغالگری صهیونیستی یک میراثی از  مقاومت خستگی ناپذیر خود را بجا گذاشتند که مثالی از عزت، شجاعت، مقاومت و مبارزات استقلال فلسطین و تعهد شکست ناپذیر برای نسل آینده خواهد بود.

یکبار دیگر مانند همیشه باور خود را تکرار می کنیم که مبارزات جهادی با شهادت تضعیف نمی گردد، بلکه بیشتر تقویت می شود و راه را بسوی هدف نهایی کوتاه می سازد.

قضیه فلسطین با شهادت به سطح رهبری و قربانی های تمام شهدای این مبارزه، یکبار دیگر به قضیه مطرح جهانی مبدل شده است و جنبش اسلامی حماس به برکت قربانی های خویش در میادین سیاسی و نظامی نسبت به گذشته بیشتر قوی و مستحکم شده است. ان شاءالله تعالی

امارت اسلامی افغانستان
۴/۸/۱۴۴۶هـ ق
۱۵/۱۱/۱۴۰۳هـ ش ــ ۲۰۲۵/۲/۳م

واقعیت عثمان الخمیس در دیدار با فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

واقعیت عثمان الخمیس در دیدار با فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

به قلم: مسعود سنه ای

نجدیت درباری آل سعود که همچون یک آفت و بیماری در سرزمینهای اسلامی پخش شده و ابزاری در اختیار طاغوتها بر علیه اهل دعوت و جهاد شده است بزرگترین شگردش پرداختن به مسائل ریز اختلافی و مشغول کردن مسلمین به مسلمیین و ایجاد تفرق میان مسلمین و تولید جنگ داخلی میان مسلمین و در نهایت خدمت به کفار اشغالگر خارجی و طاغوتها محلی است.

عثمان الخمیس یکی از این مجریان جنگ روانی نجدیت است که در حمله ی به شیعیان و سنی های اهل تصوف و اشعری و ماتریدی که اکثریت مطلق اهل سنت جهان را نیز تشکیل می دهند شهرت دارد.

حالا: عثمان الخمیس در کویت ساکن است و : کویت یکی از مستعمره های آمریکاست که بالغ بر ۱۳۰۰۰ سرباز آمریکایی را در خود جای داده و همچنین  یکی از مقرهای پیشروی واحد موسوم به “ارتش مرکزی ایالات متحده” در کوییت قرار دارد. آمریکا همچنین در این کشور نیروها و تجهیزاتش را در دو پایگاه هوایی و یک پایگاه نیروی دریایی حفظ کرده است. فرودگاه بین المللی کویت همچنین میزبان بزرگترین مقر لجستیک هوایی منطقه‌ای ارتش آمریکا است. حدود ۲۲۰۰ خودروی تاکتیکی آمریکایی مقاوم در برابر مین در آنجا مستقر هستند.

اما عثمان الخمیس در برابر این اشغالگر کافر خارجی ساکت است. حالا عثمان الخمیس به بحرین مسافرت کرده، آنهم برای دیدار چه کسی؟ فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

و لازم است بدانیم که پایگاه بزرگ ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که ناظر بر منطقه است در بحرین مستقر است که بالغ بر ۷۰۰۰ سرباز آمریکایی را در خود جای داده است. پایگاه هوایی شیخ عیسی در این جزیره همچنین میزبان جنگنده های آمریکایی، هواپیماهای تجسسی و یک مرکز عملیات نیروهای ویژه آمریکایی است. البته انگلیس نیز اخیرا اولین پایگاه نظامی خود در شرق کانال سوئز از سال ۱۹۷۱ تا کنون را در بحرین افتتاح کرده است.

این چهره یی واقعی عثمان الخمیس است؛ سربازی در بخش جنگ روانی و تبلیغی آمریکا و انگلیس و طاغوتهای محلی؛ دقیقا مثل شیعیان انگلیسی چون شیطان یاری و یاسر الخبیث و صادق شیرازی و … که مرکز رسانه های آنها در انگلیس و آمریکاست اما همان وظایف عثمان الخمیس را در تولید جنگ داخلی میان مسلیمن و خدمت به مصالح آمریکا و انگلیس و سایر دشمنان ایفا می کنند.

ای اهل سنت و جماعت، اگر از این به بعد کلیپی از این مجریان جنگ روانی دشمنان بر علیه شیعیان یا سایر مسلمین مخالف خود دیدید ذوق زده نشوید، بلکه بدانید دامی است که برای شما توسط این سربازان بخش تبلیغی دشمن پهن شده است.

جنایات نجدیت از قلب آفریقا تا حماه سوریه تا افغانستان و… باید محکوم شود

جنایات نجدیت از قلب آفریقا تا حماه سوریه تا افغانستان و… باید محکوم شود

به قلم: ابوخالد هورامی

رسانه های امروز دو خبر را به صورت هماهنگ نشر دادند:

  1. اجساد ۹ فرد شیعه که قبلاً توسط مردانی با یونیفرم های دارای پرچم رژیم جدید سوریه ربوده شده بودند، در حماه پیدا شده است.
  2. فرقه نجدی داعش ۲۴ نصرانی را در استان های شمال شرقی جمهوری کنگو در منطقه ماسائو در لوبرو قتل عام کرد و بیش از ۷۰ خانه نصرانیان را سوزاند.

داعش اکنون به جای تیراندازی به نصرانی های دستگیر شده، شروع به سلاخی، بریدن سر و یا خنجر زدن به آنها کرده اند.

به نظر شما این شیعه ها و نصرانی ها و یا صوفی های اهل سنت افغانستان و غیره به چه جرمی کشته می شوند؟

به جرم مشرک بودن.

یعنی نجدیت تنها به معنی لغوی مشرک نگاه می کند و نسبت به معنی شرعی مشرک جاهل سنت به همین دلیل تمام کفار را جزو کفار مشرک حساب می کند و تمام مسلمینی هم که با تعریف آنها زا توحیید مخالف است را نیز جزو مشرکین محسوب می کنند، به همین دلیل حکم کفار مشرک را بر همه تطبیق می دهند و کفار مشرک اصلی را یا رها کرده اند یا در اولویت چندم قرار داده اند.

«مشرکین یا احزاب» در واقع كسانی هستند كه «آشکارا و واضح» اقرار می کنند که قوانین خودشان را از شریعتهای آسمانی نگرفته اند بلکه افكار، تصورات و انديشه‌های خودشان در مورد خدا و جهان غیب و بهشت و جهنم و بشريت و جهان اطراف را، معيار قانون گذاری و تنظيم روابط خود با ديگران و محيط اطراف و ماوراءالطبيعه می‌دانند، و به صورت کامل از هيچ يك از قوانين و احكام الهی تبعيت و پيروی نمي‌كردند؛ و جهت حفظ منافع و طبقه‌ی مادی و معنوی خودشان، حتی از پذيرش کامل احکام و برنامه های شریعت های آسمانی كه انديشه‌های بشری زيادی در آن ها رسوخ كرده است و تقريباً قالب تحريفی به خود گرفته و بيشتر به انديشه‌های بشری شباهت دارد تا كلام و پيام الهی، از آن هم خودداري می کنند.

اسم امروزین مشرک، سکولاریست است و مشرکین سکولاریستهای امروزین هستند.

نجدیت با عدم فهم این اصل مهم قرآنی مرتکب جنایات مختلفی از زمان پیدایش آن توسط محمد بن عبدالوهاب تا کنون شده است و باید ضمن روشنگری در مورد آن، محکوم شود.

علت اصلی سقوط تدریجی القاعده ی الظواهری، اینبار جماعت نصرالاسلام والمسلمین در مالی و بورکینافاسو

علت اصلی سقوط تدریجی القاعده ی الظواهری، اینبار جماعت نصرالاسلام والمسلمین در مالی و بورکینافاسو

به قلم: محمد اسامه

القاعده که با منهج و تفکرات اخوان المسلمینی سیدقطب رحمه الله توسط دکتر عبدالله عزام رحمه الله شکل گرفت و توسط شیخ اسامه بن لادن رحمه الله رسمیت یافت جریانی جهادی بود که بر دو محور اصلی فعالیت داشت:

  1.  اتحاد با تمام تفکرات و جریانات و مذاهب اسلامی
  2. تمرکز بر آمریکا و صهیونیستها و متحدان آنها به عنوان دشمنان اصلی و پرهیز از بازکردن هرگونه جبهه ی انحرافی

تا زمانی که شیخ اسامه بن لادن زنده بود این جریان با قدرت پیش می رفت و روز به روز در حال گسترش در تمام سرزمینهای اسلامی از غرب آفریقا تا اندونزی در شرق اسلامی بود و ضربات مهلکی هم به آمریکا و متحدینش وارد کرد.

بعد از کشته شدن شیخ اسامه و در زمان دکتر ایمن الظواهری رحمه الله به صورت بنیادین تغییراتی در القاعده رخ داد:

  1. منهج القاعده از تفکرات اخوان المسلمینی سید قطب رحمه الله به تفکرات نجدیت شیخ محمد بن عبدالوهاب و گرایش به شیوخ نجدی چون ابومحمد المقدسی و هانی السباعی و… تغییر یافت
  2. بعد از گرایش به نجدیت، به صورت اتوماتیک همچون تمام نجدی ها: القاعده ی الظواهری از اتحاد با تمام مذاهب اسلامی به فتنه و دامی جهت مشغول شدن مسلمین به مسلمین تبدیل شد و با باز شدن جبهات انحرافی میان گروههای مختلف اسلامی، تمرکز بر آمریکا و صهیونیستها و متحدین آنها از بین رفت  
  3. در بدترین حالت، القاعده ی الظواهری به صورت غیر مستقیم در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار گرفت و بر علیه مسلمین مخالف خود در سوریه و یمن و … وارد جنگ شد.

نجدیت، القاعده را از درون نابود کرد تا اینکه به تدریج از جریانی بین المللی به گروه و حزبی منطقه ای و محدود در چند سرزمین محدود شد و در نهایت به این نقطه رسید که شاخه های آن به تدریج در حال انحلال خود هستند.

سه روز پیش حراس الدین شاخه القاعده در سوریه بعد از آنهمه قتال فی سبیل آمریکا و ناتو در کنار جولانی، خودش را منحل کرد و امروز هم جماعت نصرالاسلام والمسلمین (JNIM)، شاخه القاعده که در مالی و بورکینافاسو فعالیت می کند، تصمیم به جدایی از القاعده و منهج نجدیت گرفته است.

هدفی که القاعده برایش درست شده بود با کشته شدن شیخ اسامه رحمه الله در القاعده الظواهری از بین رفت و با کشته شدن دکتر ایمن الظواهری هم القاعده با رهبریتی کاریزماتیک در عمل وجود ندارد.

القاعده جهت اتحاد میان مسلمین با تفکرات مختلف و بیرون راندن اشغالگران خارجی از سرزمینهای اسلامی و تمرکز بر آمریکا به عنوان سر افعی و متحدینش درست شده بود با نفوذ نجدیت در آن نه تنها هدف از بین رفت بلکه خودش در سرزمینهایی چون سوریه و یمن به مانعی در برابر اهل دعوت و جهاد تبدیل شد.

بر این اساس آنهائی که این واقعیت را متوجه شده اند می دانند که دیگر هیچ توجیهی برای اطلاق نام القاعده ی الظواهری بر روی خودشان وجود ندارد و به جای سود بردن آنها، فقط مشکلات آنها را افزایش می دهد.

این یکی از ثمرات نجدیت است، نجدیت با نقاط مثبتی هم که دارد اما در کل نقاط منفی آن به اندازه یا زیاد است که همچون یک آفت و مانع عمل می کند که اگر به قلبی برود آنرا آلوده می کند و اگر به حزب و جریان و جامعه ای هم وارد شود آنرا به تدریج به سمت و سوی تفرق و خدمت به اهداف دشمنان سوق می دهد.

نقدی بر سخنان مجری شبکه کلمه در مورد جهاد مومنین غزه

نقدی بر سخنان مجری شبکه کلمه در مورد جهاد مومنین غزه

به قلم: ابوبکر الخراسانی

الله تعالی می فرماید: كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإذْنِ اللَّهِ واللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ

عقیل هاشمی مجری شبکه کلمه در پاسخ به سؤال بیننده‌ای مبنی بر اینکه چرا هنگامی که حماس برای آزادی‌اش می جنگند شما ترش می کنید؟جواب داد: در مباحث جهاد باید قوا برابر باشند!!

این پاسخ هاشمی با دین، واقع و تاریخ  در تضاد است.

در واقع با این شرطی که وی ذکر کردند، نباید جهاد کرد، چون برابری قوا امکان پذیر نیست…

در غزوه بدر قدرت طرفین برابر بود؟

در احد و خندق و یا فتح مکه و غزوه تبوک ومؤته برابری قدرت حاکم بود؟

الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ، هیچ بحثی در مورد برابری قدرت نیامده است و بلکه برای مومنین اهل جماعت، آمادگی به اندازه توان شرط است و جنبش حماس هم با وارد شدن به جبهه مقاومت تحت پرچم دارالاسلام ایران موفق به اهل جماعت شدن و سپس موفق به ساخت سلاح شده است و بعد از آمادگی وارد این نبرد مبارک شده است.

باید در نظر داشت: در طول تاریخ لشکر اسلام و کفر را نگاه کنیم، در کدام غزوه لشکر مسلمانان بیش از لشکر کفار بوده است؟

امروز که مسلمانان اهل تفرق هستند و مجاهدان هم هرگز نمی توانند با هیچ کشوری به برابری قدرت برسند، راه حل چیست؟ راه حل این است که اهل جماعت شوند.

یعنی در اولین دارالاسلامی که به وجود آمده عضو شوند و اهل جماعت شوند و یا مثل حماس و جهاد اسلامی جبهه ی واحدی با این دارالاسلام و جماعت تشکیل دهند، اگر به دلایل مذهبی به چنین رشدی نرسیده اند در دارالاسلامهای موازی که اهل جهاد هستند عضو شوند و به این شکل متحد و یکدست شوند.

جنگ ما، جنگِ ایمان و کفر است، ایمان و سپس اهل جماعت شدن است که تعیین کننده سرنوشت جنگ ها خواهد بود.

الله تعالی خطاب به جماعت و اهل جماعت متحد و یکدست زمان حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

ایمان واقعی و سپس اهل جماعت شدن  شرط است، با اهل جماعت شدن مومنین قدرت می گیرند.

اهل تفرق چنین قدرتی را درک نمی کنند و نمی بینند.

ترور امثال ابودجانه الترکسانی هشداری برای تمام مهاجرین سوریه که …

ترور امثال ابودجانه الترکسانی هشداری برای تمام مهاجرین سوریه که …

به قلم: عبدالله مهاجر

ابوقصره ابوالحسن الحموی وزیر دفاع جانشینان بشار اسد در مصاحبه ی تلویزیونی خود در مورد مهاجرین خارجی گفت که اینها به شرطی در نهادهای حکومتی استخدام می شوند که تماماً تابع قوانین تعیین شده توسط آنها باشند.

یعنی تمام مهاجرینی که در سوریه هستند اگر تابع قوانین لیبرالی جولانی نباشند باید هزینه های مختلفی را پرداخت کنند.

هم اکنون جولانی در مسائل قضائی و اقتصادی و… بر اساس قوانین بشار اسد حاکمیت را می چرخاند و حتی حاکمیت او تحت همان جمهوری عربی سوریه نامگذاری شده است، به همین دلیل مخالفین و بخصوص مخالفین مهاجر باید بدانند که نظام اسلامی نیست و انتظار حاکمیتی اسلامی و برخوردی اسلامی را نداشته باشند.

جولانی همچنانکه خودش اعتراف می کند از ابتدای انقلاب سوریه با سازمان اطلاعات و جاسوسی ترکیه همکاری داشته است و وزیر امور خارجه ترکیه و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه هم اقرار کردند که جولانی در مبارزه با افراد و گروههایی که ترکیه و هم پیمانان ترکیه آنها را تروریستی می نامند همکاری کاملی داشته است.

 بر این اساس است که ما هر چند وقت یکبار شاهد ترور یکی از مجاهدین و بخصوص مجاهدین مهاجری هستیم که صد درصد خود را با جولانی و سیاستهایش تطبیق نداده اند.

دیروز هم هواپیماهای ائتلاف بین المللی به خودرو ابو دوجانه ترکستانی از اعضای حزب اسلامی ترکستان در نزدیکی روستای باپتو در جنوب سرمد در حومه ادلب حمله کردند و او را به قتل رساندند.

هر کسی می تواند از خود بپرسد که در حاکمیت جولانی چه کسانی مختصات این افراد را به ائتلاف تحت مدیریت آمریکا و ناتو می دهد؟ چرا جولانی حتی یک اعتراض ساده هم نسبت به این ترورها ندارد؟

مهاجرین هر زمان در معرض فروش و معامله هستند، بخصوص آنهائی که خودشان را صد درصد با سیاستهای گروه لیبرال و دست نشانده ی جولانی هماهنگ نکرده باشند.

گروه مُلا فتاحی با شعارهای سابقشان در حاکمیت لیبرال مزدوران آمریکا و ناتو چه حالند؟

مراحل انجام جهاد مسلحانه در اسلام

مراحل انجام جهاد مسلحانه در اسلام

به قلم: صلاح الدین مجاهد

باید بدانیم زمانی جهاد مسلحانه ی با کفار بر مسلمین فرض شد که مسلمین دارای دارالاسلام بودند و در این دارالاسلام دارای حاکمیت و جماعتی واحد و رهبری واحد بودند. این همان چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمین را به آن دعوت می کرد یعنی «اهل جماعت» شدن که مساوریت با حکومتی شدن و می فرماید: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگر حاکمیت و جماعتی واحد برای جهاد نبود می فرماید «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[۱]ازتمام فرقه ها و گروهها دوری کن .

پس شرط اول برای انجام جهاد این است که در پناه دارالاسلام و جماعت صورت گیرد که هم اکنون دارالاسلام ایران و دارالاسلام الشباب سومالی و دارالاسلام نصره الاسلام و المسلمین مالی و غرب اسلامی و جبهه ی مقاومت تحت پرچم دارالاسلام ایران در حال انجام آن است، هر چند در چرکستان (پاکستان قدیم) نیز مسلمین در مناطق قبایلی دارالاسلامهایی موازی برای جهاد دارند. 

اما این جهاد تحت پرچم دارالاسلام چند مرحله داشت؟ جهاد در اسلام سه مرحله داشته است:

 مرحله‌ی‌اول: اجازه به مسلمانان در این باره بدون اجبار و الزام همان‌گونه که در کلام الهی مشهود است: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ (حج/۳۹)  اجازه  به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ می‌گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است. و الله توانا است بر این‌که ایشان را پیروز کند.

مرحله‌ی‌دوم: امر به مبارزه با ‌کسانی‌که با مسلمانان می‌جنگند و دست کشیدن از جنگ با کفاری که اهل ذمه می شوند: وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ. (بقره۱۹۰) و در راه الله بجنگید با کسانی‌که با شما می‌جنگند. و تجاوز و تعدی نکنید؛ زیرا الله تجاوز گران را دوست نمی‌دارد.

مرحله سوم: جهاد با کفار سکولار و سکولاریستها (مشرکان) به صورت مطلق و جنگیدن با آن‌ها در سرزمین‌هایشان تا این‌که اثری از دین سکولاریسم و قوانین سکولاریستی و فتنه‌ای باقی نماند و خالصاً دین الله (با تمام شریعتهایش)بماند و به تمام ساکنان زمین خیر برسد و دامنه‌ی اسلام گسترش یابد و داعیان سکولاریسم از بین بروند و بندگان از حکم شریعت عادل و تعالیم آسان آن بهره مند شوند. به وسیله ی این دین استوار، انسان‌ها را از تنگناهای دنیا به گشایش اسلام و از عبادت خلق به عبادت خالق سبحان و از ظلم ستمگران و حکام جور به عدالت شریعت و احکام ناب و راه‌گشای اسلام رهنمون گردند. این‌همان چیزی‌است که برنامه‌ی‌دین بر اساس آن استقرار یافته و رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تا مرگ در راه آن و برای آن بوده است.

الله ‌تعالی نیز در این باره در سوره البراءة(توبه) آیاتی نازل کرده است: فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ (توبه/۵) هنگامی‌که ماههای حرام پایان‌گرفت، مشرکان (سکولاریستها) را هر کجا که بیابید بکشید.

جنگ با این کفار سکولار هخم به میزان قدرت نظامی دارالاسلام و جماعت مسلمین بستگی دارد اما همیشگی است؛ به این ترتیب مشخص شد که هر‌کس‌که کم ترین بصیرت را هم داشته باشد می‌داند که سخن بعضی از نویسندگان معاصر که ‌می‌گویند: جهاد فقط بصورت دفاعی مشروعیت دارد، سخن نادرستی است.

هرکس در سیره رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و اصحاب تأمل کند، آن چه در خصوص جهاد با سکولاریستها که در ادبیات قرآنی و فقهی ما تحت عنوان مشرکین و احزاب از آنها یاد می شود ذکر شد برایش روشن خواهد شد .

پس: جاهِدوا المشرِكينَ بأموالِكُم، وأنفسِكم، وألسنتِكُم (صحيح أبي داود) با سکولاریستها با مالهایتان و جانهایتان و زبانهایتان جهاد کنید.


[۱] متفق علیه / البخارى (۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴) ومسلم (۱۸۴۷)

مُلا عبدالرحمن فتاحی و پاشیدن خاک در چشم مردم در مورد جانشنیان بشار اسد در سوریه

مُلا عبدالرحمن فتاحی و پاشیدن خاک در چشم مردم در مورد جانشنیان بشار اسد در سوریه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

مُلا عبدالرحمن فتاحی که نمائی از مجموع الفتاوی ابن باز مفتی نجدی آل سعود و «فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء» رسمی علمای نجدی آل سعود  را به عنوان نمای پشت سر خود انتخاب کرده است در برنامه ای ضبط شده برای یکی از کانالهای مجازی کوردی از سه بعد زمانی و مکانی و فکری و منهجی به بررسی حاکمیت جدید بر دمشق می پردازد و می گوید کسانی که این پیروزی را به دست آوردند از نظر فکری و منهجی جهادی هستند و معتقد به بازگرداندن حکم شریعت الله از کانال جهاد و قتال هستند.

نه تنها مُلا فتاحی بلکه هر ناظری می داند که حاکمیت بر دمشق طی معامله ای بین المللی و منطقه ای به جولانی و شرکای مختلف محلی او سپرده شد و این شرکای جولانی هم  همه دارای افکار و منهج جهادی نیستند بلکه از طیفهای مختلف سکولار و اسلامگرا تشکیل شده اند اما خروجی این تغییر و تحول، و خروجی و ثمره ی رفتن بشار اسد و جانشین شدن جولانی این شعار کفری و شرکی سکولاریستی شده است که می گویند: الدّين للّه والوطن للجميع.

مُلا فتاحی چرا این خروجی، ثمره و حقیقت سکولاریستی تمام فعالیتهایشان در این چند سال گذشته را بیان نمی کند؟ چرا نمی گوید هنوز به قوانین سکولاریستی بشار اسد حکم می شود؟ این قرآن بیشتر از ۱۴۰۰ سال قبل را کافی نمی دانند که حداقل در مورد مسائل «المعلوم من الدين بالضرورة» بر اساس آن حکم کنند و منتظر قرآنی دیگر هستند که توسط قانونگذاران آنها تصویب شود که بر اساس آن حکم شود؟!

مُلا فتاحی همچنین می گوید که حاکمیت ۷۰ ساله حکومت سکولار خانواده اسد و سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی منطقه ای و جهانی باعث تولید احزاب مختلف و ایجاد تفرق میان مردم سوریه شده اند اما به شهادت وزیر خارجه و رئیس اطلاعات و جاسوسی ترکیه و همچنین به اقرار خود جولانی اشاره ای نمی کند که خود جولانی و گروهش  (که مُلا فتاحی هم یکی از آنهاست) از ابتدای شروع انقلاب در سوریه با سازمان جاسوسی و اطلاعات ترکیه کار کرده اند و حتی بر علیه تمام مجاهدین و آزادیخواهانی که از نظر ناتو و آمریکا تروریست محسوب شده اند جاسوسی و خبر رسانی و همکاری نزدیک و فعال داشته اند؟!  

مُلا فتاحی و تمام آگاهان به مسائل سوریه می دانند که اینها سالهاست که فی سبیل آمریکا و ناتو بر علیه ایران و متحدین ایران جنگیده اند و هم اکنون هم حاکمیتی سکولار لیبرال جهت حفظ منافع آمریکا و ناتو و صهیونیستها در سوریه تشکیل شده است و همه ی رهبران گروهها و احزاب ریز و درشتی که سالها برای حاکمیت اسلامی و آزادی قدس و بازگرداندن «خلافة على منهاج النبوة» و فتح اردن و مصر و از بین بردن مرزها و… شعار می دادند و مردم را با این شعارها به قتلگاه سوریه می کشاندند هم اکنون شرمنده اند و نمی دانند چه پاسخی به اعضای رده پائین خود و مردم شریعت گرای جهان بدهند.

مُلا فتاحی هم یکی از این شرمنده هاست که در بین این تناقضات گیر کرده است و زمانی که می بیند که حاکمیت سکولار لیبرال جانشنیان جولانی چه کارنامه ایی دارند سعی می کند با بازی با کلمات و کلی گوئی های خاص «الرُّويْبِضَةُ» (الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ / ابن ماجه ۴۰۳۶) مخاطب خود را به مسائل حاشیه ای و ریز جانبی چون تعریف و چگونگی تشکیل گروهک حرکت مهاجرین اهل سنت ایران و نزدیکی یا دوری از انصارالاسلام و… بکشاند و از عمق فاجعه دور کند.

حتی بهانه می آورد چرا با کوردهای انصارالاسلام یکی نمی شود اما فورا دلیل یکی شدنش با گروه خائن و جاسوس جولانی از سال ۲۰۱۶م تا کنون را توجیه می کند!

یا زمانی که از او سوال می شود بعد از این و با اینهمه قدرت گروه جولانی چکار می کنید؟ با کلی گوئی هائی در مورد تعریف خاص و عام از جهاد و اعداد مالی و علمی و…، حتی جرئت ندارد بگوید الان در خاک سوریه که ما در آن هستیم نوبت جهاد با آمریکائی ها و صهیونیستهای اشغالگر و حکومت مرتد و سکولار ترکیه است که هر یک بخشهایی از خاک سوریه را اشغال کرده اند و بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی هم اکنون جهاد با این کفار اشغالگر فرض عین است همچون نماز و سایر فرضهای عین.

اینها هرگز بر علیه اربابان خود نخواهند جنگید و دیروز هم ارباب نزدیک مُلا فتاحی، یعنی جولانی، با مزدوران محمود عباس فلسطینی که در اختیار آمریکا وصهیونیستها هستند و هنوز دستشان از خون مجاهدین فلسطینی خشک نشده است دیدار کرد و…

«اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» همین است، جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو همین است: بازی بر اساس سناریو و نقشه ی دشمنان و در نهایت رسوائی نزد اهل دعوت و جهاد و مردم آزادیخواه جهان.

چرا ایران از روابط بین ا.ا.افغانستان با آمریکا نگرانی ندارد؟

چرا ایران از روابط بین ا.ا.افغانستان با آمریکا نگرانی ندارد؟

کاتب: ا.ب. نورزئی

یک مقام مطلع(ارشد) ایرانی می‌گوید:

آقای امیرعبداللهیان فرصت سفر نیافت اصلا ولی میزبانی می‌کرد هم امیرخان متقی را و هم هیات بلندپایه اقتصادی به رهبری ملابرادر را، آقای عراقچی رویه‌اش حضور در میدان هست مانند سوریه لبنان و در جاهای دیگر،

ایران به هیچ وجه نگرانی عمیقی نسبت به روابط امریکا -افغانستان ندارد چون احساسش این هست که آمریکایی‌ها با موجودیت امارت اسلامی مشکل دارند. آمریکایی‌ها با اصل وجود یک نظام اسلامی مشکل دارند مگر اینکه دست نشانده باشد،اگر امارت اسلامی دیانت را کنار بگذار یا استقلال را در آن صورت باید نگران بود اما این اطمینان وجود دارد که حاکمان شما شریعت و استقلال را به راحتی معامله نخواهند کرد ما در خصوص حمایت آنها از فلسطین این را دیدیم و موارد دیگر…

ایران حتما نگران عمیق نیست چون احساسش این هست که آمریکایی‌ها با موجودیت امارت اسلامی مشکل دارند. اصلا آمریکایی‌ها با اصل وجود یک نظام اسلامی مشکل دارند مگر اینکه دست نشانده باشد. امارت اسلامی یا باید دیانت را کنار بگذار یا استقلال را در آن صورت باید نگران بود اما این اطمینان وجود دارد که حاکمان شما شریعت و استقلال را به راحتی معامله نخواهند کرد

اما در خصوص سفر:یک لحظه از این سفر در مورد مذاکرات میان امارت و آمریکا نیست “در هیچ دیداری” اصلا هیات همراه عراقچی بیشتر بر حوزه اقتصادی متمرکزهست تا حوزه های حتی امنیتی و ترکیب هیئت همراه کاملا اقتصادی است.

واینکه امریکا به هیچ کشوری نزدیک نمیشود مگر اینکه استقلال سیاسی و اقتصادی آن کشور را تحت کنترل خود دراورد

قرار گرفتن پرچمهای ایران و ا.ا.افغانستان در کنار هم موجب خشم امریکا و برخی از کشورها شده و خواهد شد اولین واکنش رو مارک روبیو وزیر خارجه امریکا داشت که رهبران امارت اسلامی رو تهدید به مرگ (جایزه برای سر انها)کرده،

هزینه استقلال سیاسی و اقتصادی سنگین هست اگر مثل جولانی و جهادیهای سوری باشیم و سر خم کنیم و خاک و استقلال و همه چیز را با هم تحفه بدهیم قطعا آدمهای خوبی از نظر آنها هستیم در غیر اینصورت تروریست هستیم !

استقلال ما خریدنی نیست اگر ما آنها را بنده بودیم ۲۰ سال با امریکا وقبل از آنها با شوروی وقبل تر با انگلیس جهاد نمی‌کردیم