عدالت حقیقی نزد سکولاریستها اسیر قدرت و در حد شعار است

عدالت حقیقی نزد سکولاریستها اسیر قدرت و در حد شعار است

به قلم: کیوان مریوانی

علاوه بر حمایتهای بی دریغ سیاسی و اقتصادی و تسلیحاتی و جاسوسی و امنیتی آمریکا و متحدین آن از صهیونیستهای جنایتکار در قتل عام مردم مسلمان غزه، یکی از دستورات اجرائی ترامپ در همان روز اول ریاست جمهوریش این بود که فرمان اخراج دانشجویان خارجی حامی حماس و حزب الله از آمریکا را امضا کرد!

البته این برای قدرتهای ریز و درشت جهانی سکولار امری غیر عادی نیست، زمانی که چند قدرت برتر سکولار جهان از حق وتو برخوردارند یعنی چه؟ یعنی اگر تمام دنیا بگوید فلان کار صحیح است و من گفتم صحیح نیست پس صحیح نیست. به همین سادگی.

پائین تر از حق وتو، این قدرتهای سکولار جهانی باز عدالت را اسییر قدرت خود کرده اند؛ به عنوان مثال زمانی که در سال ۲۰۱۷ دادستان لاهه شکایتی را علیه جنایات جنگی امریکا در افغانستان مطرح کرد بلافاصله امریکا او را تحریم کرد و با سرسختی تمام گفت که اگر چنین تحقیقاتی انجام شود تمام قضات لاهه را تحریم می‌کند و پشت پرده فشارهای مختلفی به این نهاد وارد کرد امروز که ۸ سال از آن زمان گذشته هیچ تحقیقاتی در خصوص جنایات جنگی امریکا در افغانستان انجام نشده است و حتی درخواست دادستان لاهه در دستور کار این نهاد نیز نیست!!

این تنها یک نمونه از واقعیت جایگاه عدالت نزد قدرتهای سکولار است به همینی دلیل اینها تنها زبان زور را متوجه می شوند و مسلمین باید قدرت نظامی بازدارندگی جهت ترساندن این دشمنان و حمایت از عدالت واقعی داشته باشند چنانچه الله تعالی می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُمۚ(انفال/۶۰)  برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تفسیر این آیه می فرماید: «أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ» [۱]آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است؛ آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است؛ آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است. 

الان چگونه می توان آمریکا و ناتو و روسیه و چین و اتحادیه ی آفریقا و سایر کفار اصلی و احزاب سکولار و مرتد محلی را ترساند و از عدالت مورد نظر الله محافظت کرد؟ با چاقوی آشپزخانه ی زنان با ریش و عمامه که اخلاق زنان حجله نشین را دارند؟ یا با کلاشینکف و آر پی جی و چند اسلحه ی مختصر فرقه ها و گروههای متفرق؟ یا با انواع موشکها و بمبها و هواپیماها و کشتی ها و زیر دریایی های جنگی حاکمیت بر دارالاسلام؟  

از عدالتی که اسیر دست قدرتهای سکولار است اینگونه می توان آنرا بر اساس شریعت الله پیاده کرده و از آن محافظت کرد.

نکته ی مهم اینکه: سکولاریستهایی چون آمریکا و امثال آمریکا با زبان زور وارد سرزمینهای اسلامی شده اند و با زبان زور سکولاریستهای مرتد محلی را بر مسلمین تحمیل کرده اند و تنها زبان زور را متوجه می شوند.


[۱]  مسلم ۱۹۱۷/ سَمِعْتُ رَسولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عليه وَسَلَّمَ وَهو علَى المِنْبَرِ يقولُ: {وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ} [الأنفال: ۶۰]، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ.

شجاعت زنان صدر اسلام: صفیه رضی الله عنها

شجاعت زنان صدر اسلام: صفیه رضی الله عنها

به قلم: اسماء هورامی

عده ای از مردم خیال می کنند که زن مسلمان یعنی زنی ترسو که تنها در منزل نشسته و قادر به انجام اموری چون جهاد و … نیست. در زیر به داستانی توجه فرمائید تا میزان شجاعت زنان صحابه برایتان روشن شود:

صفیه عمه رسول الله صلی الله علیه وسلم و خواهر حمزه رضی الله عنه است و در جنگ احد شریک بود. وقتی مسلمانان مواجه باشکست شدند و عده ای از انان پا به فرار گذاشتند، او بشدت جلو فراریان را می گرفت و به طرف میدان جنگ برمیگرداند.

در غزوه خندق رسول الله صلی الله علیه وسلم تمام خانم ها را در یک قلعه اسکان دادند و حسان بن ثابت را مامؤر حفاظت آنان کردند. این فرصت برای یهود فرصتی بسیار طلائی بود.  گروهی از یهود قصد حمله به خانوم ها را کردند و یک نفر یهودی به خاطر بررسی اوضاع خود را به قلعه رساند صفیه از برنامه یهودی ها مطلع شد. به حسان گفت: این یهودی(اشاره به آن مخبر) برای بررسی اوضاع آمده است تا زمینه را برای حمله آماده کند.  شما بیرون قلعه بروید و او را نابود کنید.  حسان ناراحتی و ضعف جسمی داشت و توان حمله را به خود ندید صفیه چوب خیمه را کند و به یهودی حمله برد او را از پای در اورد و به قلعه برگشت و به حسان گفت: به دلیل مرد و نامحرم بودن یهودی لباس ها و وسایلش را بیاورید و سرش را نیز از بدن جدا کنید به داخل قلعخ بیاورید.

حسان بن ثابت چون انسان ترسوئی بود این کار را هم نتوانست انجام بدهد.  انگاه صفیه دوباره بیرون قلعه رفت و سر او را برید و داخل قلعه اورد و از بالای دیوار به جایی که یهودی ها تجمع داشتند به بیرون انداخت  وقتی سر از تن جدا شده جاسوس خود را دیدند. به همدیگر گفتند: ما می دانستیم که محمد صلی الله علیه وسلم خانوم ها را بدون محافظ مرد در قلعه رها نمیکند.

صفیه در سال بیستم هجری در سن ۷۳ سالگی وفات کرد. هنگام جنگ خندق که در سال پنجم هجری صورت گرفت ۵۸ سال داشت. امروز برای خانوم های ۵۸ ساله انجام کارهای خانه نیز مشکل است.  چه جایی که بتوانند با مردان مقابله کنند و آنان را از پای در آورند. علی الخصوص در چنین شرایطی که یک طرف تنها زنان و طرفی تجمع یهودی باشد.

بیدار شویم:

امروزه که کفار سکولار همگی زن و مرد قبح شکنی کرده و به فرهنگ و دین و عقاید ما یورش آورده اند خود را بار دیگر سازماندهی کرده و در برابر این دشمنان قرار بگیریم حتی اگر یکی از اعضای خانواده و یکی از اطرافیان و هم محله ای های ما باشند.

دمکراسی : حکومت قوانین مردم بر مردم بجای حکومت قوانین الله بر مردم

دمکراسی : حکومت قوانین مردم بر مردم بجای حکومت قوانین الله بر مردم

به قلم: آغسار تورکمن

به صورت ساده در عنوان مطلب، تعریف دموکراسی را آوردم اما دوست دارم این مفهوم را با چند آیه توضیح دهم.

حکومت مردم:منظور از آن، اين است که تشريع و قانون‌گذاری حق مردم است و به اللّه و‌قانون الله در دموکراسی جایی ندارد، پس مردم و نماینده ها با قانون‌های که می‌گذارند، حکم می‌کنند

هرچه را بخواهند حلال و هرچه را بخواهند حرام میکنند و اين از طريق نمايندگانی  که در مجالس قانون‌گذاری کفری هستند.

الله متعال میفرماید :

  • إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه [یوسف ۴۰]حکم و فرمانروایی از آن الله است
  • أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[الأعراف: ۵۴]آگاه باشيد که آفرينش و فرمانروايي از آنِ او است، پر برکت (و به غايت بزرگ) است خداوندي که پروردگار جهانيان است.
  • وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ اَلْخِيَرَةُ سُبْحانَ اَللّهِ وَ تَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ[القصص: ۶۸]و پروردگارت هرچه را بخواهد مي‌آفريند و بر مي‌گزيند و آن‌ها را اختياري نيست، اللّه منزه و فراتر از آن چيزي است که شريک (او) مي‌سازند.
  • أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ  وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ  وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[الشوري: ۲۱]آيا براي آن‌ها شريکاني هست که برايشان از دين، چيزي را که الله بدان رخصت نداده تشريع کرده‌اند؟ و اگر آن سخن (مهلت) قطعي نبود مسلّماً ميان آن‌ها حکم مي‌شد و قطعاً برای ظالمان، عذابی دردناک است.

باید برایت روشن شده باشد:

شخص یا مسلمان است و تابع قوانین شریعت الله یا کافری است سکولار و تابع قوانینی که توسط این مردم به جای قوانین الله تولید شده اند.

دارالاسلام باید حدود الله را اجرا کند

دارالاسلام باید حدود الله را اجرا کند

به قلم: مجیب الرحمن سمنگانی

اهل دعوت باید در امر به معروف و نهی از منکر کوشا باشد چون امر الله است که یم فرماید: وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةࣱ یَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَیۡرِ وَیَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَیَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ هُمُ ٱلمُفلِحُون.(آل عمران/۱۰۴) ‏باید از میان شما امتی باشند که ( تربیت لازم را ببینند و قرآن و سنّت و احکام شریعت را بیاموزند و مردمان را ) دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند، و آنان خود رستگارند .‏

در سایه دوری مردم از حدود الهی و اخطار‌های شرعی در بازار و اماکن عمومی و علنی کردن گناهان و اعلان به اینکه آن بخشی از تمدن، فرهنگ و پیشرفت است، بر متولیانِ امر لازمی است از دریای خونی که جاری شده است به خوبی امانت‌داری کنند و مبادا خون شهیدان را ضایع کرده و به وصیت آنان پشت کنند.

آنان خون خود را فدا کردند و عهد گرفته بودند که در مقابل خونشان، احکام الهی جاری گردد، بر متولیانِ امر ضروری است که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اهمیت ویژه‌ای قائل شوند.

ما در دارالاسلام خواستار تطبیق قوانین شریعت الله بدون ترس از سازمانهای سکولاریستی جهانی و بدون ترس از آمریکا سکولار و ناتو سکولار هستیم.

ما با دست خالی در برابر آمریکا و ناتو و تمام متحدین آن جنگیده ایم و ترسی از آنها نداریم هم اکنون که اینهمه اسلحه و قدرت داریم چرا بترسیم؟

ما اهل سنت و جماعت حاضر نیستیم به خاطر مال دنیا و ثروت دنیا تطبیق شریعت الله را کنار بگذاریم و از شریعت الله دور شویم .

شعار «یا شریعت یا شهادت» را فراموش نکنید و از عاقبت کنار زدن شریعت الله بترسید .

تمام تلاش‌ها برای فاصله انداختن بین حماس با جبهه ی مقاومت و پشتوانه مردمی آن شکست خورد

تمام تلاش‌ها برای فاصله انداختن بین حماس با جبهه ی مقاومت و پشتوانه مردمی آن شکست خورد

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در گرامگرم جهاد حماس و جهاد اسلامی فلسطین به عنوان یکی از بازوان جبهه ی مقاومت اسلامی با صهیونیستهای اشغالگر در طوفان الاقصی بودیم که ابوعبیده سخنگوی گردان‌های قسام در سخنرانی خود به نیروی پشتیبانی «اسناد» اشاره کرد و اینکه فقط قسام علاوه بر ارتش خود ۱۵۰،۰۰۰  جوان آماده ی پیوستن به جنگ در غزه دارد که در این فصل دوره های اسلحه ها را گذرانده اند و مشتاقانه منتظر شرکت در جهاد طوفان الاقصی هستند.

همین امر، دلیل واضح و آشکار بر ادامه حمایت مردمی از جبهه ی مقاومت اسلامی بود و اینکه مقاومت اسلامی در سلامت کامل است و لحظه به لحظه و همگام با تحولات پیش می‌رود و آنهمه جنگ روانی صهیونیستها و صهیونیستهای عرب و عجم و و آنهمه کشتار وحشیانه ی صهیونیستها نتوانست بین مقاومت اسلامی و پشتوانه ی مردمی فاصله بیاندازد و تمام تلاشهای دشمنان شکست خورد.

نکته ی مهم دیگر به سخنان  ابوعبیده بعد از شکست صهیونیستها بر می گردد که جهاد غزه را بخشی از جهاد اعضای جبهه ی مقاومت چون ایران و یمن و لبنان و عراق معرفی کرد و آشکارا گفت:

“ما به همراه برادرانمان در دیگر گروههای مقاومت با تمام قدرت و ایستادگی، با دشمن جنگیدیم، و دستاوردهایی شبیه افسانه ها محقق کردیم… ملت برادر یمن را یادآور می‌شویم. کسانی که چقدر شبیه ما در کرامت و عزت هستند. کارهای آنها جهانیان را شگفت‌زده کرد و نمونه بی‌نظیر و تاریخی ارائه کردند.

از برادران عزیزمان در لبنان و مقاومت اسلامی تشکر می‌کنیم. مردم لبنان در این جنگ هزینه‌های گسترده‌ای دادند.

از برادران خود در جمهوری اسلامی ایران به خاطر حمایت دائمی و مستمر از ملت و مقاومت و مشارکت آنها در این نبرد تاریخی به ویژه انجام عملیات وعده صادق و حمایت همه جانبه از مقاومت تشکر کرده و به آنها درود می فرستیم.

   ما به مقاومت اسلامی در عراق که مرزهای اشغالگر را درنوردیدند، درود می‌فرستیم…

  ما در کنار تمامی گروه‌های مقاومت، به صورت متحد و هماهنگ در هر نقطه از نوار غزه جنگیدیم و ضربات مهلکی به دشمن وارد کردیم.”

این سخنان برای دشمنان و بخصوص برای پیروان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» چنان سنگین و غیر قابل باور بود که اکثراً به سانسور این بخش از سخنان ابوعبیده پرداختند تا به گوش مسلمین و جهان نرسد.

با این وجود این سخنان ثابت کرد که تمام تلاشهای دشمنان در فاصله انداختن بین بازوان جبهه ی مقاومت اسلامی که از فلسطین تا یمن و ایران و عراق و لبنان کشیده شده اند به شکست منتهی شده است و جبهه ی مقاومت اسلامی همچنان پرقدرت، منسجم و یکپارچه است : يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/۸)

این واقعیت وضع موجود است هر چند که دارودسته ی منافقین احمق تر از آن هستند که این حقیقت را درک کنند: وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (منافقون/۸)

علت سرگردانی ابومحمد مقدسی و نجدیت در تکفیر مشرکین و اصل دین

علت سرگردانی ابومحمد مقدسی و نجدیت در تکفیر مشرکین و اصل دین

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

آنچه باعث ورود انسان و جن به اسلام می شود شهادت به وحدانیت الله (ایمان به الله) و کفر به طاغوت یا ترک عبادت غیر الله است که مجموعاً می شود «توحید» و توحید اصل دین است.

رسالت تمام پیامبران هم، ایمان به الله و کفر به طاغوت بوده است: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ (نحل/۳۶)

و الله تعالی می فرماید: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ (بقره/۲۵۶) بنابراین کسی که به طاغوت کفر کند و به الله ایمان بیاورد ، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد.

کفر به طاغوت یعنی کفر به کفار؛ چون هر جا در قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم اسمی از طاغوت آمده یعنی کافر؛ و بعد از شیطان و در میان انسانها کفار اصلی پنج دسته هستند: الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) ۱- یهودی ها ۲- صابئین ۳- نصارا ۴- مجوس ۵- مشرکین

محمد سيد طنطاوي در تفسیر خودش«الوسيط للقرآن الكريم» در تفسیر این آیه می گوید: در این آیه ی کریمه، قرآن از ۶ فرقه از مردم برای ما سخن می گوید و طنطاوی توضیحاتی هم در مورد هر یک ارائه می دهد: ۱- فرقه ی اولی: فرقه ی الَّذِينَ آمَنُوا است: و مراد از آنها کسانی هستند که به نبی صلی الله علیه وسلم ایمان آورده و او را تصدیق کرده و از او تبعیت کرده اند. ۲-  فرقه ی دوم هم « الَّذِينَ هَادُوا » یهودی ها هستند ۳- فرقه ی سوم هم « الصَّابِئِينَ » هستند ۴- فرقه ی چهارم هم « النَّصَارَىٰ » هستند، ۵-  فرقه ی پنجم هم « الْمَجُوسَ»  هستند. ۶- وأما الفرقة السادسة والأخيرة فهى فرقة الَّذِينَ أشْرَكُوا. والمشهور أنهم عَبَدَةِ الأصْنامِ و الْأَوْثَان . فرقه ی ششم و آخری فرقه ی مشرکین هستند. و مشهور این است که این مشرکین عبادت کنندگان اصنام و اوثان هستند.

پس مشرکین دسته ای از کفار اصلی هستند مثل فرعون و نمرود و ابوجهل و ابولهب و هامان و امثالهم و «كَفَرْنَا بِكُمْ» یعنی :  به شما کافر شده‌ایم….. و به معنای «کفّرناکم» نیست . چون الله تعالی آنها را تکفیر کرده و الله تعالی آنها را کافر نامیده نه ما . و هر کسی که از طاغوت اجتناب و دوری کند و آن را رد کند و عبادتش را انکار کند، در این صورت به آن کافر شده است.

الله تعالی این ۵  دسته از کفار اصلی را تکفیر کرده، نیازی به تکفیر من و شما نیست. فقط مانده ما به آنها کفر بورزیم.

الله تعالی در جاهای مختلفی این کفار مشرک را به همراه سایر کفار تکفیر کرده است به عنوان مثال می فرماید: لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (بینه/۱)

پس کافر دانستن کفاری که الله آنها را کافر دانسته و کفر به این کفار شرط ورود به اسلام و ایمان به الله است.

مشکل نجدیت این است که اصطلاح مشرک و مشرکین را از لحاظ «لغوی» فهمیده و مفهوم «شرعی» این اصطلاح را کنار گذاشته است به همین دلیل:

  •  گاه مشرکین را از کفار جدا می کنند و حتی مشرکین را در ربوبیت موحد می دانند
  • گاه تمام کفار را مشرک می دانند
  • گاه مسلمانانی که توحید را مثل آنها قبول ندارند یا دارای خطاها و بدعتهایی هستند را مشرک می نامند و می گویند کسی که این مسلمین را تکفیر نکند خودش کافر می شود و به ناحق اکثریت مطلق مسلمین را تکفیر می کنند
  • گاه …

تمام این انحرافات نجدیت به این برمی گردد که معنی لغوی «مشرک و مشرکین» را گرفته و معنی شرعی آنرا رها کرده است.

تمام جنایات فرقه ی نجدی دوله (داعش) نسبت به نصرانی های آفریقا و مکانهای مذهبی آنها و نسبت به مسلمین مخالف خودش به برداشت غلط او از این اصطلاح شرعی و تکفیر نابجای مسلمین برمی گردد.

ابومحمد مقدسی هم به عنوان یکی از قلم به دستان نجدیت در همین اشتباه افتاده است.

تبریک جولانی ارباب مُلا فتاحی نجدی به ترامپ و سکوت در برابر پیروزی مجاهدین غزه  

تبریک جولانی ارباب مُلا فتاحی نجدی به ترامپ و سکوت در برابر پیروزی مجاهدین غزه  

به قلم: کیوان مریوانی

سالهاست در این سایت و کانال و کانالهای مختلف اهل دعوت و جهاد، چهره ی امروزین جولانی و مُلاعبدالرحمن فتاحی نجدی را به عنوان مجاهدین فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها برملا کرده ایم اما افرادی قادر به فهم این حقیقت نبودند تا اینکه جولانی به تدریج نقاب خود را برداشته و در همان مسیر «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» حرکت می کند.

تمام آزادی خواهان جهان از پیروزی شگفت انگیز یک شهر (غزه) بر آمریکا به عنوان پرچمدار کنونی کفر و بر ناتو و تمام متحدین آنها که صهیونیستها را جلو انداخته بودند اظهار خوشحالی شادی کردند؛ اما عده ای انتظار داشتند که دارودسته ی جولانی که طی توافقاتی بر دمشق حاکم شده اند حداقل در حد یک پیام تبریک از این پیروزی اعلام خوشحالی کنند اما این اتفاق هرگز نیافتاد.

البته حماس نیز با آنکه به پیروزی مردم سوریه در انقلاب خوشحال بود و انتظار یک حاکمیت اسلامی را داشت که با اشغالگران خارجی وارد جهاد شود و پشتیبان جهاد آنها نیز باشد اما هرگز به دارودسته ی جولانی تبریک نگفت؛ چون چهره ی خائنانه ی این گروه برای هر آزادیخواهی آشکار شده است و هیچ آزادیخواهی از این گروه شبه مافیایی انتظار ندارد بر اساس موازین شریعت الله عمل کند بلکه همه این گروه را مجری دستورات آمریکا و ناتو و صهیونیستها دانسته و می دانند.

نه تنها وزیر امور خارجه و استخبارات (اطلاعات و امنیت) ترکیه بلکه مسئولین حکومتی غربی ها نیز در همین چند مدت بعد از تسلط بر دمشق به میزان گوش به فرمان بودن جولانی شهادت داده اند.

جولانی ارباب مُلافتاحی چنین سربازی برای دشمنان است به همین دلیل امروز به مناسب روی کار آمدن مجدد ترامپ به او پیام تبریک می فرستد و می گوید: ما مشتاقانه منتظر تقویت روابط با آمریکا هستیم! و امیدواریم روابط سوریه و آمریکا در در دوران ترامپ بهتر شود.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با انتشار یک پیام ویدئویی ادای سوگند توسط رئیس‌جمهور آمریکا را به او تبریک گفت و خطاب به ترامپ گفت: «شما از توافق هسته‌ای خطرناک ایران خارج شدید، اورشلیم (بیت‌المقدس) را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناختید، سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کردید و حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان را به رسمیت شناختید… من معتقدم که ما با همکاری یکدیگر باز هم ائتلاف اسرائیل و آمریکا را به مراتب بلندتری اعتلا خواهیم داد.»

بله، جولانی در چنین جبهه ای قرار دارد و چنین سربازی برای دشمنان است، به همین دلیل همچون سایر متحدین آمریکا و صهیونیستها عمل کرد و در برابر پیروزی جبهه ی مقاومت اسلامی (حماس و جهاد اسلامی و…) بر صهیونیستها در حد یک پیام ساده هم ابراز خوشحالی نکرد اما نتوانست خوشحالی خودش نسبت به ترامپ خنزیر را پنهان کند.

آیا هنوز کسی از اهل سنت و جماعت ایران باقی مانده است که مُلافتاحی نجدی و دارودسته ی چند نفره اش که از زیر دستان جولانی هستند را نشناخته باشد؟

اسلام آمریکائی صهیونی جدید این است: هر تفکری می خواهی داشته باشی اشکالی ندارد داشته باش، هر چقدر هم جنایتکار و آدمشک هستی باز اشکالی ندارد، باش، فقط بر اساس منافع و نقشه های آمریکا و صهیونیستها در منطقه عمل کن؛ همین.   

«اسلام آمریکائی صهیونی جدید» و تحریف هدفمند سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد ایران و جبهه ی مقاومت

«اسلام آمریکائی صهیونی جدید» و تحریف هدفمند سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد ایران و جبهه ی مقاومت

به قلم: احسان هورامی

اگر به سراسر قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و ائمه ی مذاهب اسلامی نگاه کنید هرگز نه دروغی نسبت به مخالفین در آن میی بینید و نه تحریف سخنان آنها را؛ بلکه همیشه اصل سخن مخالفین آورده شده و بعد حق گفته شده است و به این شکل باطل خودبه خود کنار زده می شود.

اما دسته هایی وجود دارند که از سخن حق می ترسند و قصد گمراه کردن مخاطبین خود را دارند به همین دلیل دست به تحریف حق و سخنان حق مخالفین خود می زنند، تحریف کتابهای آسمانی توسط یهود و نصارا نیز به همین شکل بود چه رسد به تحریف سخنان دیگران.

بعد از پیروزی قهرمانانه ی حماس و جهاد اسلامی به عنوان بازوان جبهه ی مقاومت در فلسطین، ابوعبیده سخنگوی حماس سخنانی در تمجید از محور مقاومت از جمله ایران و یمن و عراق و لبنان برزبان آورد که از سوی پیروان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» تحریف و سانسور شد.

ابوعبیده گفت: « ما به همراه برادرانمان در دیگر گروههای مقاومت با تمام قدرت و ایستادگی، با دشمن جنگیدیم، و دستاوردهایی شبیه افسانه ها محقق کردیم… ملت برادر یمن را یادآور می‌شویم. کسانی که چقدر شبیه ما در کرامت و عزت هستند. کارهای آنها جهانیان را شگفت‌زده کرد و نمونه بی‌نظیر و تاریخی ارائه کردند.

از برادران عزیزمان در لبنان و مقاومت اسلامی تشکر می‌کنیم. مردم لبنان در این جنگ هزینه‌های گسترده‌ای دادند. از برادران خود در جمهوری اسلامی ایران به خاطر حمایت دائمی و مستمر از ملت و مقاومت و مشارکت آنها در این نبرد تاریخی به ویژه انجام عملیات وعده صادق و حمایت همه جانبه از مقاومت تشکر کرده و به آنها درود می فرستیم.   ما به مقاومت اسلامی در عراق که مرزهای اشغالگر را درنوردیدند، درود می‌فرستیم…  ما در کنار تمامی گروه‌های مقاومت، به صورت متحد و هماهنگ در هر نقطه از نوار غزه جنگیدیم و ضربات مهلکی به دشمن وارد کردیم.»

در همان ابتدا شبکه ی الجزیره ی قطر در شبکه‌های اجتماعی تقدیر و تمجید عمیق ابوعبیده از ایران و یمن و لبنان و عراق را سانسور کرده و صرفاً به مخابره مکتوب تشکر از قطر و اردن اکتفا کرد.

تمام پیروان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» از جمله مریدان جولانی و گروههای مسلح جیش العدل و انصارالفرقان بلوچ و … نیز به تحریف این بخش از سخنان ابوعبیده پرداختند.

تحریف سخن مخالف نه تنها نشانه ی دغلبازی و پستی و رزالت است بلکه نشانه ی ضعف در عقیده و منهج نیز هست.

حق همچون قرآن و منابع اسلامی ما، نیازی به تحریف سخن مخالف و دشمن ندارد حتی اگر این مخالف و دشمن ما شیطان و فرعون و نمرود و … باشند، چون حق از نظر دلیل و قدرت استدلال قوی است و همیشه از مخالف خواسته که حرفش را بزند: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱) بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.

رسانه های مریدان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» را در نقل این اخبار بشناسید و بیشتر از این اجازه ندهید شما را فریب دهند.

حقیقت جبهه ی مقاومت و تماشاچی بودن جبهه ی سنی در طوفان الاقصی

حقیقت جبهه ی مقاومت و تماشاچی بودن جبهه ی سنی در طوفان الاقصی

به قلم: کارزان شکاک

صرفنظر از حدس و گمانهای بی اساس و شبهات و جنگ روانی دستگاههای خبر رسانی سکولار و مریدان محلی آنها و صرفنظر از تکرار این مهملات توسط دسته هایی از مومنین فریب خورده، حقایق و واقعیتی که با چشم خود نسبت به جهاد مردم اهل سنت غزه و پیروزی غیر قابل تصور آنها در برابر مجهز ترین ارتش دنیا که از سوی آمریکا و تمام متحدین آنها حمایت و پشتیبانی و تجهیز می شد را دیدیم همه را شگفت زده کرده است.

اکثریت اسکلت جبهه ی مقاومت متشکل از دسته هایی از شیعیان است که «امت گرائی» را شعار خود کرده و سعی دارند با تمرکز بر نقاط مشترکی که میان مسلمین وجود دارد بر دشمن اصلی و «سر افعی» یعنی آمریکا و صهییونیستها و متحدین آنها که دشمنان مشترک تمام مسلمین هستند تمرکز داشته باشند.

در کنار این اکثریت با این نگرش، شافعی ها و زیدی های یمن به همراه شافعی های فلسطین و به صورت مشخص شافعی های غزه و دسته هایی از شافعی های کُردستان عراق بخشی از این جبهه شده اند.

غیر از این، متاسفانه هیچ سنی ای و هیچ شیعه ی انگلیسی به این جبهه نپیوسته اند، حتی سنی های جهادی هم که پرچم و شعار حمایت از غزه و جهاد با آمریکا و ناتو و صهیونیستها را بلند کرده اند به این جبهه ملحق نشدند، بلکه بسیاری از این گروهها در نهایت سر از آخور آمریکا و ناتو در آوردند و این یک لکه ی سیاه در تاریخ این گروههاست.

ادعای جبهه ی مقاومت و ادعاهای آتشین این گروههای سنی مذهب و اثبات اینکه قضیه‌ی قدس یکی از اولویت‌های مهم برای هر یک از طرفین است تنها در میدان عمل قابل اثبات بود و طوفان الاقصی این فرصت اثبات را برای همه فراهم کرد! یعنی گردانهای قسام همه را در معرض یک «راستی آزمائی تاریخی» قرار داد.

گردانهای قسام که نیرویی مستقل بوده که ابزار دست کسی نبوده است به صورت پیش دستانه و بدون آنکه جانبی از جبهه ی مقاومت را باخبر کند حمله ی غافلگیرانه و شگفت انگیز خود به صهیونیستها را که از عقیده ی ایمانی اش سرچشمه می گرفت شروع کرد.

حالا، هم جبهه ی مقاومت را در معرض آزمایش پیشیبانی قرار داده، هم طیف سنی مسلح و غیر مسلحی را که سالهاست شعار حمایت از جهاد غزه و فلسطین سر می دهند.

در کمال تعجب مشاهدات نشان داد که جبهه ی مقاومت نقشی مهم و اساسی در این جنگ ایفا کرد و هزینه های بزرگ جانی و مالی داد، به نحوی که حزب الله لبنان تا سطح از دست دادن رهبران کلیدی خود تا کنون که قرار است آتش بسی با صهیونیستها شود ایستاده است و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن هم از هزاران کیلومتر آنطرفتطر در کنار جهاد غزه ایستاد و با تمام متحدین صهیونیستها در دریا و خشکی جهاد کرد و دارالاسلام ایران هم برای اولین بار به عنوان حکومتی مستقل در دنیا به صورت مستقیم سرزمینهای اشغالی تحت حاکمیت صهیونیستها را مورد حمله قرار داد و شاخه های عراقی جبهه ی مقاومت هم جهاد مردم شافعی مذهب غزه را تنها نگذاشتند.

 اما گروههای به اصطلاح جهادی سنی که شعار می دادند و آمریکا و متحدین صهیونیستها در جلو دستشان بودند چکار کردند؟ هیچ کاری، فقط تماشاچی بودند؛ حتی «موضع سنی» نتوانست در سرزمینهای اسلامی مردم را به خیابانها بیاورد و با راهپیمائی سراسری از مجاهدین غزه حمایت کند!

این ضعف بزرگی است که همه دیدیم؛ این تقدیر الله بود که مجاهدین غزه با عمل به ارکان سه گانه ی ایمان (قلب، زبان، عمل جوارح) بار دیگر راه ایمان آوردن صحیح را به ما «اهل سنت» یادآوری کنند تا با حراست از مرزهای عقیده و مقدسات، از افتراها و دسیسه ها و رسوایی تبعیت ذلت‌آور از دشمن خود را نجات دهیم و بار دیگر به امت «آل عمران و جهاد» و «براءه و انفال» برگردیم؛ امتی که یکی از ثمرات آنرا در جهاد غزه و طوفان الاقصی دیدیم همچنانکه الله می فرماید:

 كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (بقره/۲۴۹) چقدر گروه‌های اندک بودند که با اذن الله بر گروه‌های زیادی پیروز شدند، و الله با صابران است.

از ملاکهای ایمان و کفر، تأیید یا عدم تأیید ارباب مُلا فتاحی و حاکمیت جدید سوریه است!

از ملاکهای ایمان و کفر، تأیید یا عدم تأیید ارباب مُلا فتاحی و حاکمیت جدید سوریه است!

به قلم: ابوخالد کُردستانی

ابراهیم شاشو با تفکرات نجدیت و از مفتیان  گروه جولانی و رئیس جدید دانشکده شریعت در حلب از الگوهای مُلافتاحی است، اما مٌلا فتاحی این روزها در برابر انحرافات آشکاری که گروه جولانی آنها را آشکار کرده و سخنان مریدش که سالها قبل در مورد آن هشدار داده شده بود سکوت کرده و خود را مخفی کرده است!

ابراهیم شاشو در موضع‌گیری جدید خود اعلام کرد ملاک ایمان و کفر، تأیید یا عدم تأیید حاکمیت جدید سوریه (حکومت جولانی) است. او گفت: اگر حاکمانی را در دوران انقلاب سوریه، کافر می‌دانستیم، الان دیگر وضعیت تغییر کرده و چون ما را تأیید کرده‌اند، نمی‌توانیم آنگونه حکم کنیم.

دکتر ابومحمود نائل از نظریه‌پردازان مسلمان در یادداشتی با انتقاد از این موضعِ شاشو نوشت:

“طبق نظر دکتر شاشو، همان حکومت‌ها و طاغوت‌هایی که شریعت اسلام را تعطیل کرده‌اند و دستشان به خون مردم فلسطین و سوریه و سودان و عراق و یمن آلوده است، اکنون به دلیل حمایت از انقلاب سوریه و دولت جدیدش، دیگر کافر نیستند!

در واقع، از این پس، ملاک کفر و ایمان این است که: اگر کسی از حاکمیت جدید سوریه حمایت نکند و آن را تأیید نکند، مرتکب کفر صریح شده است.

همین سوری‌های مدعی انقلاب، همواره مجاهدان غزه را متهم می‌کردند که شما عابدان آرمان فلسطین هستید و برای این آرمان حاضرید با هر کسی هم‌پیمانی و همراهی کنید.

این در حالی است که مجاهدان فلسطین، آرمان فلسطین را ملاک ایمان و کفر قرار نداده بودند.

اما شاشو و همفکرانش که تا چندی پیش، مجاهدان فلسطینی را متهم به داشتن معیارهای غیرشرعی در انتخاب هم‌پیمانان خود می‌کردند، امروز خودشان در سوریه به سیم آخر زده‌اند و تأیید خودشان را ملاک ایمان می‌دانند!”

شاشو، بزرگ مُلا فتاحی به الفوزان هم می گفت عالم درباری (که هست) آنهم به این دلیل که معیار شرعی یا غیر شرعی بودن مساله ای خواست حاکمیت و دربار آل سعود است اما هم اکنون خودش هم در این گنداب افتاده است و معیار و مناط شرعی یا غیر شرعی بودن مساله ای جولانی و اربابان جولانی هستند.

این همان نجدیتی است که مثل علف هرز و آفت و مانع عمل کرده و می کند و یکی از بزرگترین مصیبتها در برابر اهل دعوت و جهاد و عاملی اساسی در انحراف افکار عمومی بوده است.

مًلا فتاحی نوچه ی چنین موجوداتی است و قطعا هر نوع نوکری و مزدوری برای ترکیه و آمریکا و صهیونیستها را به سبک خودشان برای عوام الناس لباس شرعی می پوشانند.