جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۱)

جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۱)

به قلم: خالد هورامی

در جریان قتل خلیفه ی سوم مسلمین عثمان ذی النورین رضی الله عنه می خوانیم : زمانى که شورشگران آب را از او منع کردند،  علی حیدر رضی الله عنه گفت : «اى مردم! همانا چنین کارى که با او انجام مى‏دهید، نه به کار مسلمانان مى‏ماند و نه به کافران! فارسیان و رومیان، اسیر مى‏گیرند و طعام و آب هم مى‏دهند. شما را به خدا قسم مى‏دهم که آب را از این مرد، قطع نکنید! و سپس سه ظرف پر از آب همراه فرزندانش و چند نفر از بنى‏هاشم برایش فرستاد!»[۱].

 و زمانى که شورشیان به خانه‏اش ریختند و او را به شهادت رساندند على و طلحه و زبیر و سعد و چند نفر دیگر از مهاجرین و أنصار، خود را رساندند، دیدند که حسن و حسین و چند نفر از بنى‏امیه بر بالاى سرش ایستاده‏اند و گریه مى‏کنند و همسر عثمان نیز فریاد مى‏زند: عثمان کشته شد! در این موقع، على به فرزندانش فرمود: «چطور گذاشتید که امیرالمؤمنین کشته شود، در حالیکه شما جلوى در بودید! آنگاه حسن و حسین و محمّد پسر طلحه و عبداللّه پسر زبیر را مورد عتاب قرار داد!»[۲]. گذشته از این در منابع شیعه آمده است که علی همراه با فرزندانش و گروهى از مردم بر عثمان  نماز خواندند[۳].

پس از این رخدادهای ناگوار امام علی علیه السلام به همان شیوه ای که خلفای قبل از وی به خلافت رسیده بودند با بیعت شورای انصار و مهاجرین به صورت شرعی آن انتخاب شد .

اما عده ای با سرپیچی از امیرالمومنین شرایطی را فراهم نمودند که رهبر جماعت مسلمین جهت حفظ وحدت و اقتدار مسلمین و جلوگیری از  تفرق مجبور به جنگ با برادران مسلمان خود شد .

امیرالمومنین تشخیص داده بود که پس ار تثبیت قدرت اقدام به محاکمه شورشیان و قصاص قاتلین عثمان نماید، اما معاویه با سرپیچی آشکار از فرمان امیرالمومنین و رهبر شرعی جماعت اعلام کرد تا زمانی که امیرالمومنین شورشیان را محاکمه نکند، حاضر به بیعت با او و رها کردن حکومت شام نیست.

 امیرالمومنین وقتی که با این وضعیت روبرو شد از یک سو توانایی محاکمه‌ی قاتلان عثمان و شورشیان را نداشت و از سوی دیگر محاکمه آنها در این زمان موجب شکاف در بین جامعه می‌گشت و امنیت داخلی جامعه به خطر افتاده اوضاع متشنج‌تر می‌شد.

امیرالمومنین در این باره می‌ گوید :«قدرت اجرای آن [محاکمه شورشیان] را چگونه به دست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نیرو به راه افتادند، برما تسلط دارند و ما بر آنها قدرتی نداریم. هم اکنون بردگان شما با آنها می‌جوشند و بادیه‌نشینان اطراف شما به آنها پیوسته‌اند. آنها در میان شما زندگی می‌کنند و هر مشکلی را که بخواهند بر شما تحمیل می‌کنند… کاری که پیش آمده [کشتن عثمان] از جاهلیت است شورشیان یار و یاور دارند. اگر برای کیفر دادنشان حرکتی آغاز شود مردم به چند دسته تقسیم می‌شوند: گروهی خواسته‌های شما را دارند و عده‌ای بر خلاف شما فکر می‌کنند و گروهی نه این را می‌پسندند و نه آن را، پس صبر کنید تا مردم آرام شوند و دل‌های مضطرب در جای خود قرار گیرد و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود، اکنون مرا آسوده گذارید و در انتظار فرمان من باشید کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند و اقتدار امت ما را متزلزل سازد… این جریان سیاسی را تا می‌توانم مهار می‌کنم، اما اگر راه چاره‌ای نیابم با آنان [شورشیان] می‌جنگیم»([۴]).

جنگ جمل به دلیل اشتباه فاحش دو سردار بزرگ اسلام طلحه و زبیر رضی الله عنهما و همراهی ام المومنین عایشه رضی الله عنها به عنوان اولین جنگ داخلی مسلمانان لکه‌ی سیاهی در تاریخ اسلام به شمار آمد، جنگی که در ضمن آن هزاران نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم به دست همدیگر قتل عام شدند.


[۱] ناسخ‏التواریخ، میرزامحمّدتقى سپهر، ج‏۲، ص‏۵۳۱- و مثل آن در «أنساب الأشراف»، بلاذرى، ج‏۵، ص‏۶۹ آمده است.

[۲]مروّج‏الذهب، مسعودى شیعى، ج‏۲، ص‏۳۴۴، چاپ لبنان.

[۳]  شرح نهج‏البلاغة، إبن‏أبى‏الحدید شیعى معتزلى، ج‏۱، ص‏۱۹۸، چاپ بیروت.

[۴] خطبه ۱۶۸٫

پندی مفید برای مومنین اهل جماعت

پندی مفید برای مومنین اهل جماعت

ارائه دهنده: آغسار تورکمن

فقط مومنان باهم برابرند:

از آنجا که ایمان یک حقیقت جامد و بی ثمر نیست یکی از بزرگترین ثمره ها و میوه هایش، تحقیق برادری و قیام اخوت است و این اخوتی که بر مبنای ایمان برپا می گردد ، خصوصیت انحصاری دارد در آنهایی که دارای ایمان هستند . چرا که الله متعال می فرماید:إنما المؤمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ[الحجرات آیه ۱۰] فقط مؤمنان برادران همدیگرند پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید و ازالله تعالی ترس و پروا داشته باشید تا به شما رحم شود.

“إنما” از ادات حصر است و حصر برادری را در اهل ایمان افاده میکند و بیان می کند که فقط اهل ایمان با هم برادرند و هر کسی که فاقد ایمان باشد، برادر تو نیست هر چند که با تو از یک رحم به دنیا آمده باشد، الله متعال می فرماید:لا تجد قَوْمًا يُؤْمِنُونَ باللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادُ اللهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَيكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وأيدهم بروج مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تجرى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِي اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَيكَ حِزب الله أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[المجادلة آیه ۲۲]

مردمانی را نخواهی یافت که به الله تعالی و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که با الله و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند، هر چند که آنان پدران، یا پسران یا برادران و یا قوم و قبیله ی ایشان باشند چرا که مؤمنان الله تعالی بر دلهایشان رقم ایمان زده است و با نفخه ی ربانی خود یاریشان داده است و تقویتشان کرده است و ایشان را به باغهای بهشتی داخل میگرداند که از زیر کاخها و درختان آنها رودبارها روان است و جاودانه در آنجا میمانند الله متعال از آنان خوشنود و ایشان هم از الله متعال خوشنودند. اینان حزب یزدانند هان حزب ،یزدان قطعاً پیروز و رستگار است.»

حقیقت برادری را زمانی خواهی فهمید که از ته قلب درک کنی که مصعب بن عمیر رضی الله عنه، یک صحابی انصاری را برای اسارت برادر تنی اش تشویق کرد .

والحمد لله أولا و آخرا

تو با دارالاسلام اهل جماعت بمان و منتظر آزار مگسها هم باشد

تو با دارالاسلام اهل جماعت بمان و منتظر آزار مگسها هم باشد

به قلم: مسعود سنه ای

به دلیل جهل به مفاهیم اهل سنت و جماعت توسط کسانی که خودشان را اهل سنت و جماعت می دانند و همچنین به دلیل نجدی زدگی فراگیری همین افراد و تبلیغات بی سابقه ی ماهواره ای و مجازی گروههای مختلف مخالف دارالاسلام ایران، کسانی که در این دارالاسلام بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» اهل جماعت شده اند و باز بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»(بخاری و مسلم)، از فرقه ها و گروههای مختلف دوری و کناره گیری کرده اند، گاه حتی برای بیان همین واقعیت باید با برچسبهای مختلف اذیت و آزارهای مختلفی حتی از سوی نزدیکان خود ببینند، اما لازم است بدانیم که هرکس حق بگوید، آزار خواهد دید.

 وَرَقَة بن نَوفَل رضی الله عنه در ابتدای بعثت به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: «لم يأت رجل قط بمثل ما جئت به إلا عودي» (بخاری و مسلم)، یعنی: هرگز مردی نبوده که مانند آنچه آورده‌ای را بیاورد، مگر اینکه مورد دشمنی قرار گرفته باشد! در قرآن کریم هم می‌خوانیم: {وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا شياطين الإنس والجن…} [الأنعام: ۱۱۲]، یعنی: همینطور برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم.

و این دشمنی خاص انبیاء نیست؛ الله متعال فرموده است: {قل هذه سبيلي أدعو إلى الله على بصيرة أنا ومن اتبعني…} [یوسف: ۱۰۸]، یعنی: بگو این راه من است که با آگاهی و بینش به سوی الله دعوت می‌کنم و پیروانم هم [چنین می‌باشند]! همچنین در حدیث آمده است: «إن العلماء ورثة الأنبياء» (ترمذی، ابوداود و ابن ماجه)، یعنی: به درستی که عالمان وارثان پیامبران‌اند! پس همانگونه که علم را به ارث می‌برند، ابتلاها و مصائب پیامبران را هم به ارث خواهند برد و سنگینی بارش را به دوش خواهند کشید تا در قیامت ایمن باشند.

پس مادامی که چنین باشد، داعی باید خود را برای هر دشمنی و آزاری آماده سازد و اگر ابتلایی بر سر راه نیافت جای شگفتی دارد؛ هرکس پرچم توحید و اهل جماعت شدن را بلند کند، به ازای هر حرف خاری به پایش می‌خلد و گاهی خود را تنها و صفوف دشمنان را پیاپی و فراوان می‌بیند. اهل باطل با پرچم‌های رنگارنگ ضد او متحد می‌گردند. گاهی آتش درد درونش شعله‌ور می‌گردد و زمین بر او تنگ می‌شود.

 در قصه‌ی غزوه‌ی احد آمده است: «جرح وجه النبي صلى الله عليه وسلم وكسرت رباعيته وهشمت البيضة على رأسه» (بخاری ومسلم)، یعنی: صورت پیامبر صلی الله علیه وسلم زخمی شد، دندان رباعی ایشان شکست و کلاه‌خود بر سرشان شکسته شد! سرور پیامبران است و درخت توحید و محافظت از دارالسالام و اهل جماعت را با خونش آبیاری می‌کند! و در جای دیگری که انگشتشان خون‌آلود شده بود، فرمودند: «هل أنت إلا إصبع دميت وفي سبيل الله ما لقيت» (بخاری و مسلم)، یعنی: مگر تو جز انگشتی هستی که خون‌آلود شده و آنچه به او رسیده، در راه الله بوده است؟! ایشان سرور پیامبران است… تو دعوت بدون ابتلا را می‌خواهی؟!

پس هرچقدر دشمنان و مخالفان حقیقت زیاد باشند، سرت را بلند کن و «حسبنا الله ونعم الوکیل» بگو؛ خداوند حق را با یک نفر هم یاری می‌کند و باطل با هزاران لشکر هم باطل باقی خواهد ماند! نسل‌ها خواهند مرد، اما حق زنده می‌ماند و می‌درخشد! زندگی‌ات را به آن می‌بخشی تا از خداوند زندگی دیگری بگیری!

از صحنه‌های عجیب و پرمغزی که از شیخ الاسلام ابن تیمیه گزارش شده، آن است که حافظ ابن عبدالهادی رحمه الله در العقود الدریة (ص/۲۸۴) آورده که شیخ الاسلام در دارالعدل سنگی که برای سنگین‌کردن حصیر گذاشته شده بود را زیر سرش گذاشت و اندکی خوابید. سپس نشست و مردی آمد و گفت: سرورم، مردم علیه شما جمع شده‌اند و سخن‌ها می‌گویند! ابن تیمیه گفت: آنها مانند مگس هستند! سپس دستش را به سمت دهانش بالا برد و در آن فوت کرد!

آری، باطل بی‌مقدار و بی‌ارزش است اگرچه فراوان باشد!

حق باقی خواهد ماند با اجرِ صبر و استقامتی که داعی به دست آورده است!

«فبهداهم اقتده»

اهمیت و جایگاه جهاد اما به چه شرطی؟

اهمیت و جایگاه جهاد اما به چه شرطی؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

در مورد جهاد فی سبیل الله روایات مختلفی وجود که مومنین را تشویق و دعوت به جهاد می کند، به عنوان مثال: در صحیح مسلم از رسول الله ﷺ روایت است که فرمودند: « رِبَ يَوْمٍ م وَلَيْلَةِ خَيْرٌ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَقِيَامِهِ، وَمَنْ مَاتَ مُرَابطًا أَجْرِيَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَأُجْرِيَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ مِنَ الْجَنَّةِ، وَأَمِنَ الْفَتَانَ (صحيح الجامع ۳۴۸۳) یک شبانه روز به خاطر خدا در جبهه ی جنگ بودن از روزه و قیام نماز یک ماه بهتر است و کسی که در حال رباط بمیرد عمل او. پیوسته برایش جریان دارد و رزق او از بهشت به او داده میشود و از فتنه ی قبر در امان خواهد بود. »

این فضیلت رباط پاسداری در جبهه ی جنگ در راه خداست چه برسد به خود جهاد در راه خدا که دارای منزلتها و فضیلتهای بی شماری است.ابن قدامه ی حنبلی میگوید احمد بن حنبل گفت: « در اسلام بعد از فرائض عملی بهتر از جهاد و پیکار در راه خدا نمی شناسم. »

اثرم می گوید: احمد بن حنبل گفته است: «از نیکیها چیزی بهتر از جهاد فی سبیل الله نمی دانیم. » و فضل بن زیاد می گوید جنگیدن در راه خدا نزد احمد بن حنبل یاد آوری شد ایشان گریه کردند و شنیدم که گفت هیچ عمل نیکی وجود ندارد که بهتر از جنگیدن در راه خدا باشد».

و نیز از او روایت است که گفته است: «چیزی معادل رودرویی با دشمن نیست و اقدام به جنگیدن علیه دشمن از بهترین کارهاست و آنانیکه که علیه دشمن می جنگند کسانی هستند که از اسلام و مرزهایشان دفاع می کنند پس کدام کار بهتر از آن میباشد؟ مردم در خانه ها و شهرهایشان در امنیت هستند در حالیکه آنان ترسان در مقابل دشمن روح و جانشان را بخشیده اند . اینکه جهاد بذل جان و مال است و نفع آن همه ی مسلمانان را در بر می گیرد بزرگ و کوچک ، قوی و ضعیف ، مرد و زن اما اعمال دیگر غیر از جهاد در و برای منفعت و خطر و نیز در فضیلت و اجر با جهاد برابری نمی کند. »[۱]

اینها تماماً فضایل جهاد هستند اما تحت چه شرایطی؟ ما حق نداریم بخشی از بحثی از دین را بگیریم و بخشی دیگر آنرا رها کنیم؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش. حذیفه می گوید گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[۲] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

پس هر جنگی جهاد نیست و می تواند قتال الفتنه فرقه های مختلف و عذاب باشد چون: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۳] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب، چون: إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[۴] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت مومنین) بود.

پس: از تمام فرقه های شبه جهادی چون جیش العدل و الفرقان وووو دوری کن.


[۱]   المغني والشرح الكبير ج ۱۰ ص ۳۶۸ – ۳۶۹

[۲] أخرجه البخاري ۳۶۰۶ / ومسلم ۱۸۴۷

[۳]  الألباني، السلسلة الصحيحة ۶۶۷ 

[۴] مسند أحمد ۱۵۳۹

خطر نفوذی ها و دشمنان پنهان داخلی در صفوف اهل دعوت و جهاد

‍ خطر نفوذی ها و دشمنان پنهان داخلی در صفوف اهل دعوت و جهاد

به قلم: عبدالرحمن . ح

دارودسته ی منافقین زمانی تولید شدند که مومنین صاحب دارالاسلام و جماعت شدندو قبل از آن و در مکه که مومنین جماعت و دارالاسلامی نداشتند چیزی به نام دارودسته ی منافقین وجود نداشت؛ الله تعالی در مورد دشمنان پنهان داخلی یا دارودسته ی منافقین می گوید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ (منافقون/۴) اینها دشمن هستند از آنها حذر داشته باش.

خطرناک ترین دشمنان کسانی هستند که در مقابل چشمانت رفت آمد دارند  ولی  آنها را نمی بینی.  کسانی هستند که جرأت رویارویی شدن با مردان خدا را ندارند، پس خنجر هایشان را از پشت در قلبشان فرو می کنند.اینان ظاهر و نامی شبیه مومنین اهل دعوت و جهاد را بر خود حمل می کنند و زبانی متملق فریبنده ای را دارند که با آن مردم را فریب می دهند.

شیطان در دشمنی خود با دارالاسلام و اهل جماعت از هر راه و ترفندی استفاده کرده؛ از درگیری مسلحانه [تولید فرقه های مختلف اهل بغی و…] تا ترفند های فریبنده و وسوسه های گوناگون دیگر ، و از هیچ راهی برای ضربه زدن به اهل جماعت چشم پوشی نکرده است.

اما شیطان، در جنگ بین کفر و ایمان، به دنبال یافتن نقطه ی ضعفی در جبهه ی اهل جماعت بود، نقطه ای که با نفوذ در آن، بتواند تزلزلی در ایمان و انسجام موحدین ایجاد کند. و سرانجام، شیطان به این نقشه ی شوم و دسیسه ی پلید دست یافت که در اهل جماعت، بذر نفاق و تفرقه را بپاشد و نهال زقوم کینه و دشمنی را بکارد.

آگاه باش ای مومن و مجاهد دارالاسلام که اهل جماعت شده ای؛ مبادا که در دام تزویر و نفاق گرفتار شوی، و هرکس لباس جهاد و دعوت و تبلیغ را بر تن کرد و شروع به سخنرانی و انجام اعمالی کرد اما بر علیه اهل جماعت و مروج تفرق و فرقه بازی و تفرق بود  دلالت بر اهل جماعت بودن او نمی کند چنانچه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز منافقانی بودند که در غزوات با ایشان همراه می شدند ولکن هدفشان جز سست کردن ایمان، دلسرد کردن مجاهدان و تزلزل در صفوف مسلمین چیز دیگری به ارمغان نداشتند تا جایی که الله متعال می فرماید : {مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ  وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ} [ آل عمران : ١٧٩]

ابن کثیر رحمه الله  در تفسییر این آیه می گوید : بی گمان، خداوند برای هر مؤمنی امتحانی قرار می‌دهد تا در آن، دوستِ خود را آشکار و دشمنش را رسوا کند. در این امتحان، مؤمن صابر و منافق فاجر شناخته می‌شود ، و منظور از این سخن جنگ احد است که خداوند مؤمنان را به وسیله آن امتحان کرد و ایمان ،صبر ،شجاعت ، ثبات قدم و اطاعتشان از خداوند و رسولش آشکار گردید و همچنین پرده از سیمای منافقان برداشته شد و سستی در جهاد و خیانتشان به خدا و رسولش به آشکاری رسید و به همین دلیل خداوند فرموده : (ما كان الله ليذر المؤمنين على ما أنتم عليه حتى يميز الخبيث من الطيب)

… اگر خداوند اسباب و عللی را که مبرهن این تمایز است را ایجاد نمی کرد هرگز نمی توانستید مؤمن را از منافق تشخیص دهید}. «پایان قول ابن کثیر»

بر مومنین دارالاسلام که اهل جماعت هم هستند واجب است که هیچگاه از ایین دشمنان پنهان داخلی غافل نشوند؛ اما باید مسئله ای را تذکر داد که در احتیاط زیاده روی نشود و هرکس که از او نشانه ای مشکوک مشاهده شد، او را متهم به نفاق و خیانت نکند.!

تا زمانی که یقین حاصل نشده یا ظن غالب به نفاق فرد وجود نداشته باشد، اصل بر برائت ذمه می باشد و نباید به صرف وجود شبهه ظنین یا ظن عارضی، از این اصل عدول کرد.

آهنگ ناموزون دوستُم افغان، جنرال همجنس‌گرای ننگ و عار!

آهنگ ناموزون دوستُم افغان، جنرال همجنس‌گرای ننگ و عار!

به قلم: ع.  ایلیار

دوستُم خائن مرتد بعد از مدت‌ها نیشه و خمار، در این روزها دوباره به گفتار آمده و لب جهالت گشوده است!«پستهٔ بی‌مغز اگر لب وا کند رسوا شود!»وی از حامیان خود خواسته است تا جنگ در مقابل طالب را از حماس بیاموزند!

اولا (بی‌چاره) ندانسته است که طالب همان حماس است و حماس همان طالب. بلی!سه فرزند رهبر حماس با نواسه‌هایش در یک روز به شهادت می‌رسد و فرزند رهبر طالب واسکت استشهادی می‌پوشد و به شهادت لبخند می‌زند.اما فرزندان شما فراری‌ها در کاباره‌های شراب‌نوشی تاشکند و آنقره مشغول معصیت و گمراهی اند!

سربازان حماس و طالب شب را با نماز و تلاوت قرآن سپری می‌کند؛ اما سربازان تو به غارت و راه‌گیری مشغول است.رزمندگان حماس و طالب اهلُ‌الله اند و جنگ‌جویان تو اهلِ شیطان.حماس و طالب قهرمان و فدائیان دین، میهن و عزت زمان اند.شما، مزدوران بیگانگان، کفر و ذلت اید.خال سیاه مَهرویان و دانهٔ فلفل سیاه، هردو یک رنگ اند؛ اما این کجا و آن کجا؟

جنرال ننگ و عار؛ کاش در وجودش ذره‌ای از شرم و حیا می‌بود!و از تاریخ ننگین و شرم‌آورش برای حامیانش می‌گفت؛وطن‌فروشی و ذلت خود را به میدان می‌کشید؛و از کرده‌هایش در حق  حامیانش می‌گفت؛پدر معنوی‌ای که در حق فرزند نزدیکش ایشچی چه جفایی مرتکب شد باید معذرت می‌خواست؛ از نیم قرن بدین سو حامیان خود را هم‌چو گوسفند قربانیِ پای قدوم روس و آمریکا ساخته است و به ملت پاکش لقب «گلیم جمع» را کمایی کرد!

تاریخ ملت تورک‌تبار مزین با یاد بزرگان و سلاطینی از قبیل امام عبدالله بن مبارک الترکستانی، بابر، بایقرا و علی‌شیر نوایی، عثمان باتور بود و باعلمایی از قبیل  مرغیلانی، کاسانی، بخاری، ترمذی، ابن سینا و هزاران دیگر با افتخار قد بلند کرده بود.و اما این جنرال مزدور مکتب‌ندیده که با الف آشنایی نداشت، ننگین‌ترین افراد دزد، قطاع الطریق، قمارباز، سگ‌باز، چرسی و بنگی، شرابی امثال خود، خائنی که نیم روز را نشه و نیم روز را با فجایع دیگر سپری می‌کرد، به اطراف خود جمع کرد؛ تا که می‌توانست جنایت آفرید، دست به قتل، کشتار و غارت زد؛ شمال را به کابوسگاه وحشت و دهشت تبدیل نمود.

این گرگ پیر در طول این همه زمانِ قدرت و دیکتاتوری‌اش، چه دست‌آوردی دارد؟ملت افغانستان به‌ جایش، حتی به ملت تورک‌تبار خود،به جز لکهٔ ننگ و رسوایی و روز‌های سیاه‌تر از شب چیزی نگذاشت.

برادران شرق و جنوب و ولایات دیگر افغانستان، تنها از فاجعهٔ دشت لیلی می‌دانند و بس؛اما ما تورک‌تباران در هر قریهٔ سرپل، فاریاب و جوزجان یک گور دسته‌جمعیِ شهدای اوزبیک داریم؛ که تنها عامل این جنایات همین رهبر جعلی و جاهل تورکتبار است.از کدامش بگویم؟

از قتل عام سال ۱۳۶۷ قریه بورقوت اوزبکیه سانچارک سرپل بگویم که بیش از سی‌نفر را شهید نمود و مظالمی را نقش تاریخ ساخت که قلم جرائت نوشتن را ندارد. و یا از قتل عام ماه ثور سال ۱۳۶۰ ه‌.ش قریه تغایخواجه سانچارک سرپل بنویسم که همراه با قوای روسی بیش از هشتاد نفر از اوزبکان را در یک روز بی‌رحمانه قتل عام و مثله نمودند و بیش از هزار و پنجصد خانه از اهالی قریه را به آتش کشیدند.

از تجاوز به حریم مردم بیان کنم یا از وحشت دزدان و قاتلان حرفوی‌اش در حق تورک‌تباران؟هر روز از تاریخ گذشته‌اش، جز رنج و درد، ظلم و بربریت در حق مردمش نبوده است.حالا بی‌شرمانه باز هم هوای جنگ دارد و تشنهٔ خون است.

نه، نه! الحمدلله؛ دیگر مردم ما بیدار شده اند.حالا از حماس الهام می‌گیرند و علیه تو و امثال تو و دیگر سگ‌شویان و فراریان مزدور می‌جنگند.قبلا هم جز چند فرد بی‌هویت و بی‌شعور کسی در کنارت نبود و حالا هم نخواهد بود.دیگر این معاملهٔ سحر و جادوی فرعونی‌ات، ذریعه رهروان موسی، به زباله‌دان تاریخ انداخته شد.تا تو باشی و دوباره بنام دفاع از حقوق اوزبیک به گردهٔ اوزبیک سوار نشوی!و ناموس اوزبیک را فرش قرمز برای بیگانگان قرار ندهی! دیگر آرزوهایت را بگور خواهی برد و مخمور ذلت و منفور در دیار بیگانگان خواهی مرد.

از موانع شناخت دقیق شیعه ی جعفری نزد پیروان سایر فرق  و مذاهب معاصر

از موانع شناخت دقیق شیعه ی جعفری نزد پیروان سایر فرق  و مذاهب معاصر

به قلم: خالد هورامی

شناخت شیعه ی جعفری به عنوان یکی از مذاهب اسلامی و همچنین به عنوان حاکم بر الجماعه و دارالاسلام ایران که امروزه قدرتمند ترین حاکمیت خاورمیانه است تبدیل به نیاز روز مسلمین شده است، اما در برابر شناخت صحیح آن مواردی وجود دارند که به چند عامل برجسته اشاره می کنم:

  1. در گذشته ماندن و گزینشی برگزیدن آرای علماء

امام علي می‌ گوید: «چون خبري را شنيديد -همانند ژرف انديشان و نه چون ظاهر بينان- ژرف در آن بينديشيد و تنها به شنيده خود بسنده نكنيد زيرا كه روايت گران دانش، بسيارند و رعايت كنندگانش اندك»[۱].  ضمن اينكه هنگام تجزيه و تحليل يك شخصيت يا يك واقعه نبايد به صورت گزينشي عمل كرد و در بين متون تاريخي جستجو كرد و فقط نقاط منفي را[۲] مطابق سليقه خود بيرون كشيد و بقيه موارد را ناديده گرفت بلكه راه درست و عادلانه آن است كه هرچيز چه مثبت چه منفي را بررسي و در انتها با جمع بندي تمام موارد، به تجزيه و تحليل نشست.

  • اشخاص و علماء گذشته را معیار حق و باطل دانستن نه خود حق و باطل را

با آنکه دوره ی پاره ای از حماقتها و خود سریها تحت لوای شریعت الله در حال سست شدن است اما باز عده ای دیده می شوند که با استناد به رای یک عالم – یا حتی بخشی از رای وی- در گذشته، که متناسب با وضع موجود آن عصر، به درست یا غلط، صادر شده ، تحمل شنیدن کوچکترین رای مخالف این بزرگواران را ندارند .

اشتباه بزرگ این عزیزان اين است كه ابتداء وضع موجود را درک نمی کنند و در ثانی ملاك حق و باطل براي آنها نام اشخاص است و نه خود حق و باطل، در صورتيكه امام علي‌  مي‌ گوید: «به آنچه گفته می‌شود نگاه كن و نه به شخص گوينده». در جايي ديگر نيز وقتي براي نبرد جمل حركت مي‌كنند حارث از ايشان می‌پرسد اگر آنها (ام المومنین عايشه و طلحه و زبير) صلح نكردند چه می‌كني؟ امام علي‌ پاسخ می‌دهند: نبرد می‌كنيم. حارث با تعجب مي‌پرسد: با ام‌المومنين و سيف الاسلام و طلحه الخير؟ امام علي‌  در اينجا پاسخ بسيار نغز و پرمعنايي به او می‌دهند: «اي حارث مسائل بر تو مشتبه شده است و بی‌گمان اشخاص، نمی‌توانند ملاك و معيار حق و باطل باشند بلكه اول حق را بشناس تا اهل آنرا بشناسي و نيز اول باطل را بشناس تا هر كه را به سوي آن گام نهاد باز شناسي»[۳].

در این قضاوت امام علی بن ابی طالب باید به دو نکته اشاره نمود:

  1. توسط شورای مسلمین به عنوان رهبر و خلیفه ی مسلمین انتخاب شده و جماعت یعنی او و مومنین باید اهل جماعت شوند و رهبر الجماعه نیاز به سمع و طاعه دارد
  2. در زمینه قضاوت و فتوا دادن آگاهترین شخص در امت رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
  • ترس از خود انتقادی و آسیب شناسی

امام علي در نامه خود به مالك اشتر می‌ گوید:  بايد نزديك‌ترين افراد به تو مخالفت‌ترين آنها به تو باشند. در بررسي روابط امام علي با سه خليفه اين نكته را مشاهده می‌كنيم كه ايشان هم با خلفاء روابط خانوادگي و مشورتي و… داشته و هم مخالفت و انتقاد می‌كرده‌اند.

انتقاد از خود راهی جهت شناخت دقیق، آسیب شناسی، اصلاح، پیروزی و جلوگیری از شکست و نابودی است.

در این صورت چه کسانی از رای مخالف و خود انتقادی واهمه دارند؟


[۱]نهج البلاغه  الكلمات: ۹۸

[۲]كه صحت و سقم آن نیز نامشخص است.

[۳]تاریخ الیعقوبی ۲-۲۱۰٫

روزانه ۶تا۷ اعدامی: امارت وحشت یا امارت اسلامی استان ادلب سوریه؟

روزانه ۶تا۷ اعدامی: امارت وحشت یا امارت اسلامی استان ادلب سوریه؟

به قلم: مجاهد مهاجر

خبر وحشتناکی که این هفته در سوریه رسانه ای شد این بود که در استان ادلب سوریه که در کنترل گروه جولانی است در طول دو ماه گذشته ۴۰۰ نفر یعنی روزانه به طور متوسط ۶ یا ۷ مجاهد زندانی آزادیخواه اهل سنت اعدام شده اند؛ این زندانیان با اعترافگیری های اجباری مجبور به گردن گیری اتهامات مختلف شده اند.

جولانی این افراد را به این بهانه اعدام کرد که مثلاً می خواهد برای جنگ با بشار اسد آماده شود اما هرگز این جنگ انجام نشد و در واقع قصد نابودی مخالفین خود و زهر چشم گرفتن از مردم اهل سنت استان ادلب را دارد.

جولانی که جوانی بی سواد و جاهل به شریعت و تنها مدیر یک شرکت آدم کشی خصوصی است سالهاست همچون شرکتهای بلاک واتر آمریکائی و واگنرهای روسی عمل می کند و مشغول کشتن مخالفین آمریکا و ناتو با بهانه های واهی است، اما این خبر زمانی فاش شد که جولانی قصد داشت عده ای از اعضای خود را نیز به جرم جاسوسی برای بشار اسد و … اعدام کند و اعدام این افراد با مخالفت گروهش مواجه شد.

جولانی به عنوان یک واگنر آمریکا و ناتو و جاسوس مستقیم ترکیه شناخته شده است و آشکارا نیروهای ترکیه (بازوی ناتو در منطقه) را وارد ادلب و اطراف آن کرده است و این مناطق به اشغال مستقیم ناتو در آمده اند به همین دلیل مقبولیتی در میان مردم استان ادلب سوریه هم ندارد.

جولانی بی سواد به سبک دوستُم افغانستان اما با شعارهای شبه اسلامی مردم را مدیریت می کند، یعنی با زور و کشتار اما با شعارهای اسلامی. مثلاً دوستُم مردم را می کشت به بهانه ی مخالفت با آمریکا و کشته شده های آمریکا در افغانستان را نیز شهید می نامید، اما جولانی جوانان و بخصوص مهاجرین مجاهدی که با آمریکا و ناتو و ترکیه می جنگند را می کشد اما با تهمت تکفیری و داعشی و جاسوس بشار و….  

جولانی با تمام شعارهایی که می دهد هرگز مجری شریعت نبوده بلکه حکومت انقاذ ادلب برای «بازگرداندن دموکراسی برای سوریه» می جنگد و کسانی که با این هدف مخالف باشند را به اتهامات مختلف زندانی و عده ی زیادی از آنها را اعدام و یا با گرای آنها به آمریکا و ناتو زمینه ی حذف و ترور آنها توسط پهبادها را فراهم می کند.

واضح است که امارت جولانی در ادلب امارت وحشت برای تمام کسانی است که مخالف سیاستهای او باشند و این امارت کارتونی ربطی به اسلام ندارد و کسانی که سعی دارند این امارت وحشت را تحت عنوان «دارالاسلامی کوچک» معرفی کنند به بن بست رسیده هائی هستند که راه برگشتی برای خود نمی بینند و با دروغپردازی سعی دارند این مسیر غلط خودشان را زیبا نشان دهند، درست مثل کسانی که با هزاران آرزو خودشان را به اروپا و سایر کشورهای سکولار می رسانند اما با تمام مصیبتهایی که می بینند سعی می کنند با کلیپهایی چنین نشان دهند که وضع نکبت بارشان خوب است.

آنکه در جبهه ی مسلمین غزه می جنگد برحق است، بیدار شوید

آنکه در جبهه ی مسلمین غزه می جنگد برحق است، بیدار شوید

به قلم: مسعود سنه ای

زمانی که که اینهمه جنایت در غزه را دیدید و احساس کردید که فقط نظاره گر و تماشاچی شده اید فکر نکردید که مسیر را گم کرده اید؟ بدتر از آن: فکر نکرده اید زمانی که با زبان یا دست یا قلب بر علیه یاری کننده های راستین مردم غزه چون اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و دارالاسلام ایران و سایر اعضای جبهه ی مقاومت بودید عملاً در جبهه ی صهیونیستها و آمریکا و سایر دشمنان مجاهدین غزه قرار گرفته اید؟!

عده ای مسلمان نما از دارودسته ی منافقین بدون توجه به جنایات صهیونیستهای سکولار، یک صدا با کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی، تطبیق شریعت و جهاد فی سبیل الله و آرزوی دیرینه بیرون راندن اشغالگران سکولار را جنایت و توحش می دانید و با کفار سکولار جهانی هم صدا شده اید و قومیت و دنیا و حب آن را بر آزادگی و عزت ترجیح می دهید.

آیا ما می گوییم دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت آن چون حماس و جهاد اسلامی و … معصوم هستند؟ نه به الله یگانه قسم . خطا و اشتباه را هر کس غیر پیامبر ممکن است مرتکب شود و ما نباید بخاطر انتقاد و صرف دیدن خطا و گناه ولو کبیره هم باشد دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت را منکر شویم و در صفشان نایستیم؛ این صفت خوارج بوده است که با دیدن گناه، خلیفه و امام را نفی می کردند و لزومی به آن نمی دیدند.

شما را به الله از خواب بیدار شوید و بیایید همگی یک صدا در بر افراشتن این پرچم توحید و مبارزه با مستکبرین و طواغیت سکولار جهانی به رهبری آمرییکا و ناتو و مزدوران محلی آنها یک صدا شویم و شریعت و حکم الله را بر سرزمین الله جاری سازیم و با کفار و طواغیت سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی تا بیرون راندن آنها از سرزمینهای اسلامی و تا اعتلای کلمه «لا اله الا الله» مبارزه و پیکار و جهاد کنیم به هر شیوه ای که در توانمان است.

الله مي فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً (نور۵۵)  خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته انجام داده اند، وعده مي دهد كه آنان را قطعاً جايگزين در زمين خواهد كرد همان گونه كه پيشينيان را جايگزين قبل از خود كرده است (و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است). همچنين آئين (اسلام) ايشان را كه براي آنان مي پسندد، حتماً (در زمين) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي سازد.

چه با هجرت چه با قتال چه با هم صدایی چه با رساندن اخبار صحیح چه با دعوت فی سبیل الله و اگر هم هیچکدام در توانتان نیست حداقل قلبا با آنانی باشید که در جبهه ی مقاومت هستند و با دعا برایشان طلب سربلندی کنید(الدعاء سلاح المومن).

رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ (مسلم۱۵۶) گروهي از امت من همواره براي دفاع از حق مي جنگد و پيروز مي شود. اين جنگ تا قيامت ادامه خواهد داشت.

 شما بگوئید آیا دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت مشمول این حدیث هست یا خیر؟ کسانیکه برای حق با آمرییکا و ناتو و صهیونیستها می جنگند نه براساس هوای نفسانی .کسانیکه همه کفار سکولار جهانی و مرتدین و گمراهین بر ضدش صف بسته اند و تحالف می بندند و….

بیایید شریعت و دین را با یک امام واحد اقامه کنیم و دست از تعصب بر حزبها و گروه بازی و فرقه بازی و مذهب بازی برداریم و در راه الله قدممان را فراخی بخشیم.الان الان جاء القتال.

الان که آمریکا به عنوان سرافعی به همراه متحدینش در سرزمیینهای اسلامی در تنگناه قرار گرفته اند و صهیونیستهای وحشی با حمایت آمریکا و متحدینش به جان مسلمین افتاده اند بیشتر از هر زمان اهمیت وضرورت اتحاد و تمرکز بر این دشمن اصلی احساس می شود.

حضور ا.ا.افغانستان در مراسم چهلمین روز ترور سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در تهران

حضور ا.ا.افغانستان در مراسم چهلمین روز ترور سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در تهران

فضل محمد حقانی، سفیر ا.ا.افغانستان در تهران، در همایش  «مکتب نصرالله» که به مناسبت چهلمین روز ترور حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌ الله  برگزار شد، حضور یافت.