‏له امریکايي اشغال څخه د افغانستان د خلاصون او فتحې د درېمې کلیزې په مناسبت د اسلامي امارت اعلامیه .

حملات مرگبار بر ارتش سکولار بورکینافاسو و کسب غنایم زیاد

حملات مرگبار بر ارتش سکولار بورکینافاسو و کسب غنایم زیاد

به فضل و یاری اللّٰه متعال جماعت نصرة الأسلام و المسلمین اعلام کرد که مجاهدین این گروه توانستند روز گذشته بین مناطق فدا و بونگو یک کمین دقیق برای ارتش بورکینا برپا کنند که منجر به کشته شدن ۱۴۰ سرباز ارتش شد.

در این عملیات مبارک  116 خودروی نظامی منهدم شده است
و غنایم
  20 دستگاه خودرو نظامی
  تعداد زیادی بی سیم
موتور سیکلت
۵۳ قبضه مسلسل متوسط ​​(پیکا)
بیش از ۱۳۸ قبضه  (کلاشینکوف)،
۶ قبضه مسلسل کالیبر ۱۲٫۷
۲ قبضه مسلسل کالیبر ۱۴٫۵
پرتاب آرپی جی،
۴ خمپاره،
۴۰۰ جعبه مهمات مختلف
۶ کلت کمری و سایر صندوق های نظامی.

وللّٰه الحمــــــد و المنة
اللهم زد و بارک

اسد؛ روز مستحق پیروزی!

۲۴ اسد؛ روز مستحق پیروزی!

نویسنده: عکاشه غوری

اگر نگاهی به تاریخ گذشته بیندازیم و طبیعت دین اسلام را بررسی کنیم، درمی‌یابیم که مسلمانان چی زمانی مستحق پیروزی شدند.

قدرتمندان که امپراطوری‌های بزرگی را تصاحب کرده بودند، در مقابل تنها داشته‌ی درونی یک مسلمان، زانو زدند.

آنچه که از درون یک مسلمان انقلاب جهانی را رقم می‌زند، قدرت، ثروت، مقام و امکانات نیست، بلکه تسلیم‌شدن به این کلمه است: “لا اله إلا الله”، تسلیم‌شدن به معنای واقعی که زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شخص مسلمان را متحول سازد. در تاریخ اسلام جز این کلمه، دیگر هیچ قدرتی نتوانسته حاکمیت کند.

اگر امروز خون انسان ارزش ندارد، برای این است که بشریت ذوب مادیات و حریص قدرت شده و آنچه را که  انسان امروزی انجام می‌دهد، برای اشباع گرگ درونی اوست.

جهان در تاریکی محض قرار گرفته و جز رجوع دوباره به این فانوس هدایت بشریت، راه دیگری نیست، فانوس که ظلمت جهان را به روشنایی حقیقت تبدیل کرد، “لا اله إلا الله محمد رسول الله.”

در تاریخ معاصر نیز پیروزی ‌های مسلمانان، محصول همین عقیده بوده، عقیده صحابی بدر که تاکنون سینه به سینه حفظ مانده، باوری که تنها هدف از زندگی یک مسلمان را تطبيق شریعت و معرفت خدای بزرگ بیان می‌کند.

بلی!
آنگاه که الله متعال‌، تعهد و اعتماد مجاهدین امارت اسلامی را مبنی بر تحکیم شریعت و تطبیق نظام قرآنی گرفت و دیگر تنها صدای جاری در درون مجاهدین کلمه “لا اله الا الله” بود، فتح و پیروزی نصیب حال شان شد، صف پر از اخلاص که حتی توهم پیروزی را نیز نداشتند و هر گز گمان نمی‌کردند که این افتخار بزرگ، بنام این مجاهدین بی بضاعت رقم بخورد ولی ندای درونی شان و نیات شان که حاوی اعلای کلمةالله بود، در نزد خدای بزرگ قبول گردید و نصرت و پیروزی  را مستحق شدند.

امروز هم جز این ندا، هر ادعای دیگری باعث نابودی می‌شود و هر هدفی دیگری که تطبیق شریعت را تعطیل کند، موريانه‌‌ی است که این نعمت بزرگ را از ما می‌گیرد.

این پیروزی نتیجه همان تعهد به تطبیق شریعت و تحکیم نظام اسلامی است که هر گاه این تعهد بزرگ چه در درون و چه در ظاهر شکسته شود، دیگر پیروزی گذشته به شرمساری تاریخی تبدیل می‌شود.

۲۴ اسد، روز طلوع آفتاب سعادت برای افغانستان!

۲۴ اسد، روز طلوع آفتاب سعادت برای افغانستان!

نویسنده: طلحه مبارز بدخشانی

افغانستان سرزمین علماء و مسلمانان واقعی که متعهد به دین و شریعت خود هستند می‌باشد که همیشه از طرف آنهایی‌که ادعای ابرقدرت بودن در کرهٔ زمین را دارند، مورد تاخت‌وتاز و بدماشی آنها قرار گرفته و هر آن ظلم و جنایاتی را که خواسته‌اند به‌ملت آن روا داشته و در انجام آن کوتاهی نکرده‌اند.
زیرا ملت مسلمان افغانستان این ظلم‌ها و تاخت‌وتاز را در حریم‌شان نخواسته و علیه اشغالگران مبارزه کرده و آنها را به شرمندگی و رو‌سیاهی کامل از این سرزمین رانده و آزادی خویش را بدست آورده‌اند.
بعد از سکولاریستهای اشغالگر انگلیس و روس، همچنان نیروهای متجاوز سکولار ناتو و غرب نیز نتوانستند جای پایی برای خویش در این سرزمین اختصاص دهند در حالی‌که به ظن خویش کامل به این کشور یورش برده بودند.

۲۴ اسد در تاریخ افغانستان روزی‌ست که مجاهدین فاتحانه وارد شهر کابل گردیده و به وزارت‌ها، ریاست‌ها و قوماندانی‌ها مسلط گردیده و گلیم نامیمون اشغال را جمع کرده، آزادی را برای ملت افغانستان به‌نصرت الهی ارمغان آوردند.
مجاهدین در طی بیست‌سال  با جانفشانی، شجاعت، قهرمانی، شهامت، فداکاری و قربانی‌های بی‌دریغ خویش توانستند به تابوت اشغال، آخرین میخ را بکوبند، الله متعال این فتح مبین را در حالی برای مجاهدین و ملت شریف افغانستان ارزانی کرد که خیلی‌ها هیچ فکر نمی‌کردند که آمریکایی‌ها و همپیمانان آن روزی در مقابل لشکریان حق و سپاهیان جان‌برکف اسلام که با گرفتن سرهای خویش در روی دستان‌شان در مقابل این نیروها مبارزه کرده، سر تسلیم فرود آورده و با دار و‌ دستهٔ خویش از این سرزمین  پا به‌فرار بگذارند و یکبار دیگر استقلال برای ملت مجاهد پرور افغانستان به‌ست آید.

جای دارد به مناسبت بیست‌وچهارم اسد؛ روز فتح و پیروزی ملت قهرمان افغانستان و مجاهدین آزادمنش آن، این روز مبارک را به همهٔ مسلمانان جهان و خصوصا برای همین ملت دین‌دوست خجسته باد گفته، و این روز را می‌توان یک روز تاریخ‌ساز در صفحات زرین تاریخ این کشور قلمداد کرد، بیست‌وچهارم اسد روزی‌ست که آفتاب سعادت بر بام این ملت به نرمش و وقار کامل طلوع کرد، و روز‌های سیاه اشغال که این پدیده شوم بال‌های خویش را به شهرها و دهات‌مان پهن کرده به یک روز روشن تبدیل کند.
اشغالگران سکولار دانستند که دادن تلفات جانی و مالی برایشان جهت تسخیر فکر و جغرافیای این ملت و سرزمین، ناکام بوده و مردم مسلمان آن به‌هیچ وجه فریب آن را نخواهند خورد.

پیام رئیس الوزراء امارت اسلامی افغانستان به مناسبت ۲۴ اسد(روز فتح)

پیام رئیس الوزراء امارت اسلامی افغانستان به مناسبت ۲۴ اسد(روز فتح)

الحمد لله و کفی و الصلوه و السلام علی عباده الذین اصطفی. اما بعد: أعوذ بالله من الشیطن الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. قال الله تبارک و تعالی: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا (۱)لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا (۲) وَیَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا (۳) الفتح. صدق الله العظیم.

۲۴ اسد(روز فتح) برای تمام امت اسلامی به ویژه افغان ها یک روز تاریخی پرافتخار است که در این تاریخ الله تعالی برای ملت مجاهد افغانستان پیروزی در برابر یک نیروی بین المللی استکباری و اشغالگر(امریکا و ناتو) را نصیب گردانید و مجاهدین پس از قربانی های بیست ساله به گونه فاتحانه به پایتخت افغانستان داخل شدند. آمین یا رب العلمین.

این روز تاریخی پیروزی جهاد و فتح در برابر اشغالگران غربی را به تمام ملت مجاهد و امت مسلمه تبریک می گوییم. الله تعالی شهادت تمام شهدا، زحمات مجروحین و زندانیان، خستگی مجاهدین و تکالیف مردم عام را در راه جهاد، قبول فرماید و توشه آخرت بگرداند.

جهاد بیست ساله در تاریخ اسلام باب پرافتخار است که نسل های آینده از آن پند و عبرت را می آموزند و الهام جهاد و مبارزه را از آن می گیرند. شکست امریکائیان در افغانستان در حقیقت غلبه ایمان و معنویت بر مادیت است. ما مشاهده کردیم که الله تعالی مردم افغانستان را با دست خالی و تعداد کمی از مجاهدین در برابر نیروهای بسیار مجهز و پیشرفته، پیروز نمود که نشانۀ آشکار نصرت الهی بود.

باید مجاهدین، مسئولین و تمام مردم مؤمن ما متوجه باشند که با پیروزی جهاد، وظیفه و مکلفیت ما به پایان نرسیده است. اکنون برای ما مسئولیت استحکام نظام اسلامی، آبادی کشور و حفاظت از سر، مال و عزت هموطنان و مسئولیت جبران خسارات جنگ های گذشته به دوش ما می باشد. باید با اخلاص و جدیت کامل، متوجه مسئولیت های خویش باشیم.

ما از این فرصت عظیم که الله تعالی برای ما داده است، باید استفاده نماییم. باید توان خویش را بخاطر تحکیم نظام اسلامی، پایداری صلح و ثبات، رفاه مادی و معنوی کشور و مردم به کار بیاندازیم تا به آرمان های شهدا، بیوه زنان، یتیمان و معلولین جهاد بیست ساله جامۀ عمل بپوشانیم.

در اخیر یکبار دیگر روز فتح را برای تان تبریک می گویم و دعا می کنم که الله تعالی کشور، مردم ما و تمام امت اسلامی را از غم، اندوه و خستگی در پناه خود داشته باشد. الله تعالی ظالمان اشغالگر را در هرکجا که بالای ملت های مظلوم و ناتوان تجاوزمی کنند، همانگونه به شکست و رسوایی مواجه سازد که در افغانستان مجبور به شکست و فرار شدند. آمین یا رب العلمین.

و ماذالک علی الله بعزیز

الحاج ملا محمد حسن آخند

رئیس الوزراء امارت اسلامی افغانستان

۲۴ اسد، روز فتح، روز حماسه آفرینان در افغانستان

۲۴ اسد، روز فتح، روز حماسه آفرینان در افغانستان

به قلم: قاسم المهاجر

چندین دهه است که ملت افغان شاهد سختی‌ها و مشکلاتی گوناگون به‌سبب اشغال این وطن عزیز توسط سه ابرقدرت سکولار شرق و غرب به نام حقوق کارگر در اشتراکیت، حقوق بشر در دموکراسی و…، می‌باشد.
الحمدلله، این ملت با داشتن آگاهی از پلان‌های شوم استعمار و استکبار جهانی، با اتحاد، جهاد و استقامت با اشغال‌گران روبرو شده و آن‌ها را درس عبرتی برای جهان ساخته است.
۲۴ اسد، یکی دیگر از آن روزهایی است که ملت افغان به تمام جهانیان نشان داد که هیچ ابر قدرتی، قدرت مبارزه با ایمان و اتحاد مسلمانان را ندارد.
در این روز آرمان‌های شهدا تحقق یافت، ابر قدرت‌های پوشالی شکست خوردند، حق آمد و باطل زایل گشت.
سه سال قبل، در این روز الله -متعال- مجاهدین امارت اسلامی را بر اشغالگران سکولار و نوکران‌شان پیروز گردانید وبه آن‌ها چنان فتح با عظمتی نصیب فرمود، که قصرهای فرعون‌های زمانه را به لرزه درآورد و امیدی برای مظلومان شد.
آن مجاهدینی که خواسته آن‌ها برپاشدن نظام اسلامی، ترویج فرهنگ و اخلاق اسلامی، ازبین‌رفتن فساد، برقراری عدالت و درامان‌بودن جان، مال و ناموس مردم بود.
امروزه اگر ما ملت افغان، دارای یک نظام اسلامی هستیم و زیر سایه آن با آرامش زندگی می‌کنیم، اول به فضل و کرم الله -تعالی- و بعد به‌سبب قربانی‌های شهدا، مجاهدین و بزرگان امارت اسلامی همچون لوی ملا محمد عمر مجاهد -رحمه‌الله- می‌باشد.

جشن باشندگان هرات به مناسبت ۲۴ اسد


اکنون نیاز است تا با اتحاد و یکپارچگی در افغانستان تابع این نظام مقدس باشیم، و به این ملت مجاهد‌پرور خدمت کنیم.
چه زیبا فرموده اقبال، آن‌جا که می‌فرماید:
قلب ما از هند و روم و شام نیست
مرز و بوم ما به‌جز اسلام نیست

توطئه ی انحراف افکار عمومی از غزه: ولید اسماعیل مصری تا محمدخانی کوردی

توطئه ی انحراف افکار عمومی از غزه: ولید اسماعیل مصری تا محمدخانی کوردی

به قلم: مسعود سنه ای

امام العز بن عبد السلام رحمه الله می گوید: من دخل قرية فشا فيها الربا، فخطب فيها عن الزنا فقد خان الله ورسوله. اگر شخصی وارد آبادی شود که در آن ربا شایع شده، در چنین حالتی اگر در این آبادی در مورد زنا سخنرانی کند پس به الله و رسولش خیانت کرده است.

امروز که به صورت زنده از طریق ماهواره ها و شبکه های مجازی قتل عام وحشیانه ی مسلمین در سودان و بخصوص در غزه را توسط رژیم صهیونیستی و متحدین آن می بینیم قضیه ی اول مسلمین دفاع از این مسلمین و جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی است و هر کسی به مسائل جانبی بپردازد و مسلمین را به مسائل جانبی و مباحث انحرافی مشغول کند بدون شک به الله و رسولش صلی الله علیه و سلم و به خون و ناموس و مال مسلمین خیانت کرده است.

از مصر ولید اسماعیل سلفی روبروی دو زن سکولار بی حجاب ایستاده و مساله ی تعدد زوجات را سخن روز میان عربها کرده و از این سو نیز محمد خانی در یکی از شبکه های سکولار کوردستان به صراحت سخن مرتدین سکولار را در مورد چند همسری تکرار می کند و می گوید چند همسری مثل چند شوهری است و مخالف حقوق بشر و برابری میان زن و مرد است و….

ولید اسماعیل سلفی در زمان حسنی مبارک سکولار جرئت نداشت در مسائل حکومتی چیزی بگوید اما زمانی که محمد مورسی رئیس جمهور بود به ناگهان شیر شد و شعارهای انقلابی می داد و جلو دفتر حفاظت منافع ایران در مصر به همراه طرفدارانش تهدید می کرد که اگر سفارت ایران را نبدد اینها انقلاب می کنند و… اما زمانی که دوباره سیسی سکولار سرکار آمد دوباره برگشت به قالب قبلی سلفی های درباری و در برابر مسائل حکومتی لال شد و جرئت ندارد در این زمینه های چیزی بگوید.

اما تنها به سکوت اکتفاء نمی کند بلکه با مطرح کردن مسائل جانبی و بخصوص مسائل اختلافی میان مسلمین از یکطرف مسلمین را به مسلمین مشغول می کند و اولویت اول مسلمین در جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی را به حاشیه می راند و از سوی دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدین آنها چون امارات و اردن و مصر و آل سعود بدون دغدغه به جنایتها و خیانتهای خود بدون کمترین مانعی ادامه می دهند.

آیا این خیانت آشکار این دسته از سلفی ها به الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و مومنین را نمی بینید؟

از این سو افرادی چون محمد خانی وجود دارند که با تفکرات سکولاریستی و چنگ زدن به چند مطلب روانشاسی سکولاریستی چنان مغرور و دیوانه و احمق شده است که به صراحت همچون مرتدین سکولار به حکم واضح و آشکار شریعت الله و به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم توهین می کند و قصد دارد حتی اگر با توهین به آیه های الله هم که شده خودی نشان دهد و شهرتی بیشتر کسب کند و فکر مسلمین را هم از اولویت اول آنها که جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی است منحرف کند.

آیا زمان آن نرسیده است که این مجرمین افسار شوند و با لگد جانانه ای از جامعه طرد شوند؟

جایگاه و اهمیت رهبر و امام دارالاسلام در اسلام

جایگاه و اهمیت رهبر و امام دارالاسلام در اسلام

به قلم: خالد هورامی

زمانی که در مورد امام دارالاسلام صحبت می کنیم مقصودمان امامت و خلافت زمینی و بر مبنای شوری توسط اهل حل و عقد یا خبرگان دارالاسلام است.

این امام دارالاسلام گاه تحت عنوان خلیفه و گان امیرالمومنین و گاه رهبر و امیر در منابع اسلامی شناخته شده است و همگی بر یک معنی و مفهوم دلالت دارند.

سمعانی در تفسیرش و در جلد اول صفحات ۶۱و۶۲اقوال را در مورد لفظ خلیفه می اورد و در آخر بیان می کند که : و قیل:إِنَّمَا سمى خَليفَة لِأَنَّهُ خَليفَة الله فِي الأَرْض؛ لإِقَامَة أَحْكَامه، وتنفيذ قضاياه، وَهَذَا هُوَ الْأَصَح.و گفته شده که همانا قطعا «خَليفَة» جانشین الله است در زمین برای برپا داشتن احکام الله و تنفیذ و پاس داشت احکام قضائی و این صحیح ترین (سخن)است.

هم چنین امام قرطبی در تفسیرش جلد ۱/۳۰۲ می فرماید: هَذِهِ الْآيَةُ أَصْلٌ فِي نَصْبِ إِمَامٍ وَخَلِيفَةٍ يُسْمَعُ لَهُ وَيُطَاعُ، لِتَجْتَمِعَ بِهِ الْكَلِمَةُ، وَتَنْفُذُ بِهِ أَحْكَامُ الْخَلِيفَةِ. وَلَا خِلَافَ فِي وُجُوبِ ذَلِكَ بَيْنَ الْأُمَّةِ وَلَا بَيْنَ الْأَئِمَّةِ(قرطبی۱/۳۰۲).ترجمه:این آیه اصل در نصب امام و خلیفه ای است که سمع و طاعت از او داشته شود تا همه بر کلمه اش(مراد احکام الهی است) جمع شوند و احکام خلیفه (احکام الهی که به وسیله خلیفه اجرا گردد)را تنفیذ کنند و هیچ مخالفتی و خلافی در آن نه در بین امت و نه در بین ائمه و امامان نیست.

خداوند دین و حجت را تمام کرده است و انسان ها به بلوغ لازم رسیده اند که خود با شورایی و اجماع و یا در یک شورای اهل حل و عقد بیایند و برای امور دنیایی خود امام و خلیفه ای نصب کنند تا با توجه به شرع و احکام الهی شریعت را بر زندگی دنیوی آنان تطبیق دهد.

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً (نساء/۵۹) اي كساني كه ايمان آورده ايد! از خدا (با پيروي از قرآن) و از پيغمبر (خدا محمّد مصطفي با تمسّك به سنّت او) اطاعت كنيد، و از كارداران و فرماندهان مسلمان (امور داران) خود فرمانبرداري نمائيد (مادام كه مجري احكام شريعت اسلام باشند) و اگر در چيزي اختلاف داشتيد (و در امري از امور كشمكش پيدا كرديد) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پيغمبر او (با رجوع به سنّت نبوي) برگردانيد (تا در پرتو قرآن و سنّت، حكم آن را بدانيد. چرا كه خدا قرآن را نازل، و پيغمبر آن را بيان و روشن داشته است. بايد چنين عمل كنيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد. اين كار (يعني رجوع به قرآن و سنّت) براي شما بهتر و خوش فرجام تر است.

در تفسیر نور که خلاصه و چکیده تفاسیر را مجمل بیان و توضیح می دهد جمله ای خلاصه و زیبا در مورد اولی الامر از این آیه نوشته شده که لازم دیدم برای خواننده ذکر نمایم: «أُوْلِي الأمْرِ»: كارداران. كارگزاران. امراء و فرمانروايان. «مِنكُمْ»: از خودتان. يعني كارداران و حكّام بايد مسلمان باشند و در راه شريعت، و نه معصيت گام بردارند.[۱]

وجه دلالت ما از این آیه:این ایه اتباع از خدا و رسول را واجب میداند و در همین راستا اولی الامر و کاردارانی باید باشند که در راستای الله(قرآن) و رسولش(سنت) شریعت را تطبیق دهند ولیکن سخن بر این است که اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر آمده است و از این ایه می فهمیم کاردارانی از مسلمین باید نصب شوند توسط مردم و شورا و اهل حل و عقد تا امور مسلمین را با توجه به دو مصدر کتاب و سنت اجرایی کنند و اتباع از اولی الامر در راستای اتباع از الله و رسول است و زمانی که در امور با اولی الامر مسلمان اختلافی صورت گرفت بایستی آن را به این دو مصدر برای رفع اختلاف رجوع دهیم پس نصب امام و خلیفه و کاردار از بین مردم برای تحکیم شریعت واجب شرعی است.


[۱] تفسیر نور خرم دل ج ۱ص۳۰۹٫

مفتی اشغالگران؛ در پوشش نمایندگان اسلام

مفتی اشغالگران؛ در پوشش نمایندگان اسلام!

نویسنده: مبارز هروی

در بحبوحه اشغال، بودند افرادی که با نام دین و از آدرس اسلام حرام خدا را حلال قرار می‌دادند و حلال‌آن را حرام.

افرادی‌که در پوشش علماء در میان جامعه ظاهر شده و از نام جهاد و دین برای‌خود دکان‌های پر زرق‌و‌برقی دست‌وپا نموده بودند.

این‌ معامله‌گران قرن با اینکه بعد از پایان اشغال بساط خویش برچیدند و رفتند، اما هنوزهم هرزگاهی از سوراخی سر بالا نموده و حرف‌هایی به‌زبان می‌آورند.

سخنانی‌که اکنون بازارش کساد شده است و باری دیگر ملت افغانستان فریب این کلمات چرب و نرم را نخواهند خورد.

بلی! این عالم‌نماهای درباری در زمان اشغال با تحریف آیات‌قرآن و احادیث‌نبوی مردم را اغوا می‌نمودند و زمینه اشغال بیگانگان را فراهم و در راستای نشر و پخش فساد و فحشا نقش به‌سزایی داشتند.

در چندروز گذشته ادعاهای پوچ و بی‌بنیاد یکی از زنان غرب‌زده و فسادپیشه مبنی بر برهنه‌نمودن‌اش در زندان توسط مجاهدین امارت‌اسلامی، در یکی از رسانه‌های خدمتگذار دنیای‌کفر منتشر شد.

ادعای مضحکی‌که جزئی از نقشه محکوم به‌شکست دشمنان اسلام برای تشویه چهره نظام‌اسلامی است.

دراین‌میان یکی از علماء‌درباری زمان‌اشغال که درآن‌زمان نیز به‌نام مفتی آیساف مشهور بود از ناکجا آباد  و این عمل انجام‌نشده را ناروا خواند.

حال‌آنکه همین عالم‌نمای دین‌فروش در زمان‌اشغال با این‌که افغانستان در پرتگاه محرمات و فواحش قرار گرفته‌ و جوانان‌آن در دام زهراگین غرب افتاده بودند، مهر سکوت برلب زده و ایمان و وجدان‌اش را در مقابل دالرهای سبز آمریکایی لیلام نموده بود.

در مقابل مظالم وحشیانه اشغالگران، بی‌حرمتی به مقدسات اسلام، فساد گسترده نظام پوسیده جمهوریت و قتل و کشتار مردم بی‌گناه لب به‌سخن باز نکرد و تنها درجایی سخن می‌راند که منافع باداران‌اش درآن محفوظ بماند.

اما لله‌الحمد با قائم‌شدن نظام اسلامی و متعاقبا فرار دشمنان اسلام، دکان‌های این سیه‌چهره‌گان نیز مسدودشد و مهر ذلت بر پیشانی‌شان حک گردید.

ذلتی که تاوان خیانت به منبر و سیمای پیامبر اسلام است و چون اسلاف‌شان نظیر بلعم بن باعورا درس‌عبرتی قرار خواهند گرفت برای آیندگان، ان‌شاءالله.

عبدالحمید خراسانی از چه خطی نمایندگی می کند؟

عبدالحمید خراسانی از چه خطی نمایندگی می کند؟

به قلم: فضل احمد هراتی

در این چند سال گذشته که سروصداهای داعش و کشت و کشتارهای آمریکا در افغانستان و عراق و سوریه و… تا حدودی خوابیده، همه ی ما با چشم سر مشاهده می کنیم که برای اولین بار در چند دهه ی گذاشته مسلمین شیعه و سنی با محوریت تمرکز بر اخراج آمریکا از سرزمینهای اسلامی و برداشتن لکه ی سرطانی رژیم صهیونیستی با هم همجهت و همسو شده اند و در یک جبهه قرار گرفته اند.

بدون شک با آنکه این برای مسلمین سرشار از نفع است اما برای آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدین آنها نشانه های مرگ تدریجی و نابودی است، به همین دلیل اولویت اول آنها ضربه زدن به این جبهه ی واحد اسلامی میان شیعه و سنی است.   

بزرگترین ابزار دشمنان هم استفاده از خودی های میان مذاهب است تا با نام یک مذهب به مذهب دیگر حمله کنند، چون میدانند که مسلمین هرگز به سخنان صهیونیستها و رهبران آمریکا و ناتو اهمیت نمی دهند اما ممکن است تحت تاثیر خودی ها قرار گیرند.  

اینهایی که در میان مسلمین ابزار دست دشمنان می شوند نیز با سخن راست و صحیح نمیی توانند به وظاییف خود عمل کنند به همین دلیل به دروغ و تهمت زنی متوسل می شوند. کشی از علمای شیعه از امام جعفر صادق رضی الله عنه روایت کرده که او گفت: «ما، اهل بیت راستگو هستیم و دروغگویان همیشه بر ما دروغ می‏بندند، در نتیجه صدق و راستی ما به سبب دروغهایی که بر ما بسته‌اند، از نظر مردم اعتبار و ارزش خود را از دست می‏دهد»( رجال کشی: ص۱۰۸) در جای دیگری می‏گوید: «همانا مردم ولع و شیفتگی خاصی دارند که بر ما دروغ ببندند» (همان، ص۳۴۷)

ایین دروغگوها در میان تشیع فرقه های مختلف غلاة را ساختند که مشترکات بین باورهای شیعیان غلات با عقاید شیعیان علی تنها در نام و اسم است نه در محتوا. اما همین اسم مشترک باعث دو واکنش در برابر تشیع شده است:

  • علمای راستین اهل سنت با شیعیان راستین و با غلات و منحرفین منتسب به تشیع دو برخورد جداگانه داشته اند. هر کدام به جای خودش
  • منحرفین و سوء استفاده چی های میان اهل سنت ایین اسم مشترک را ابزاری برای حمله به کل شیعه کرده اند و با عقاید شیعیان غلاة و دروغگو که از سوی شیعیان اصلی طرد شده اند به کل تشیع حمله می کنند و به هر دروغ و دغل بازی و سوء استفاده از احساسات مردم جهت رسیدن به این هدف خود استفاده می کنند.

مصیبتی که زمانی کشی از آن صحبت می کرد اکنون گریبان دسته هایی اهل سنت را گرفته اند. اینها از بس دروغ تولید کرده اند که برای بسیاری از کسانی که سخنان اینها را گوش می دهند حق گم و پنهان شده است.  

در مورد دروغها و شبهات امثال عبدالحمید خراسانی در مورد عقاید شیعه نسبت به مساله ی تحریف قرآن و تهمت به ام المومنین عایشه رضی الله عنها که باعث شده شیعه را به این بهانه تکفیر کنند من قصد دارم که مقاله جداگانه ای مستند ارائه دهم در اینجا تنها از این شخص یک سوال دارم:

تو که به بهانه ی تحریف قرآن و توهین به ام المومنین عایشه رضی الله عنها خطاب به رهبر کنونی ایران سیدعلی خامنه ای او و حاکمیت ایران را تکفیر می کنی با استناد به سخنان و آثار صوتی و تصویری و مکتوب او بگو کجا چنین سخنانی گفته است؟

هدف من نه دفاع از تشیع است (چون تشیع هزاران نفر و هزاران رسانه دارند که زا خودشان دفاع کنند و نیازی به ما اهل سنت ندارند) و نه آگاه کردن علماء اهل سنت (چون علمای اهل سنت قرنهاست با جهالت و ذاتت تکفیری شماها آشنا هستند و نیازی به گفتن من ندارد) بلکه هدف من نشان دادن دروغهای آشکار و چهره ی حقیقی تو به اهل سنت و جماعتی است که نمی دانند و ماموریت واقعی امثال چی هست .

پاسخ بده منتظریم.