هوشیاری پس از پیروزی و حماسه استمرار و حضور در «میدان» سنگر اول بصیرت مردم دارالاسلام ایران

هوشیاری پس از پیروزی و حماسه استمرار و حضور در «میدان» سنگر اول بصیرت مردم دارالاسلام ایران

به قلم: ابوبکر الخراسانی

هم اکنون به صورت ساده می توانیم به مردم دارالاسلام ایران بگوئیم که «غیبت از میادین، دعوت‌نامه فتنه‌گران و خائنین داخلی است که در کوتای دی ماه ۱۴۰۴ش کارنامه ی آنها را داریم»

آتش‌بس دو هفته ای دارالاسلام ایران با آمریکا و صهیونیستها و مزدوران عرب آنها در میدان نبرد، هرگز به معنای پایان جهاد نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای حساس‌تر از «جهاد مسلحانه» است. تاریخ ثابت کرده است که بزرگ‌ترین لطمات به پیکره جبهه حق، نه در زمان جنگ، بلکه در لحظات غفلت پس از پیروزی رخ داده است.

سنگر «حضور مردمی»، ستون خیمه اقتدار دارالاسلام ایران است. مردم باید بدانند که حضور مقتدرانه در میادین و شلوغ نگاه داشتن صفوف اتحاد، پیامی صریح به جهان کفر است که: « مقاومت مردمی بیدار است و خستگی نمی‌شناسد.» این مجاهدت میدانی، مکمل خون شهدا و استمرار حماسه‌ای است که در میدان نبرد رقم خورد.

فتنه‌گران و خناسان داخلی و خارجی، همواره در کمین لحظه‌های تنهایی و خالی شدن صحنه هستند. هر قدمی که از میدان عقب بنشینیم، فضا برای جولان شایعه‌سازان و تفرقه‌افکنان مهیا می‌شود. شلوغی میادین، سدّی پولادین در برابر نفوذ است و اجازه نمی‌دهد دشمن شکست‌خورده، در فضای غبارآلودِ پس از جنگ، دستاوردهای ما را به غارت ببرد.

جهان اسلام و جبهه کفر، نگاهشان به میادین ماست. استمرار حضور یعنی: «ما تا تحقق کامل آرمان‌های بلند اسلام، در صحنه باقی خواهیم ماند.» این حضور، مانع از آن می‌شود که دشمن با لبخند دیپلماتیک یا مکر رسانه‌ای، اراده ملت را متزلزل جلوه دهد. سنگر میدان، ضامن صیانت از پیروزی‌های نظامی است.

ما مردمی هستیم که آموخته‌ایم «جهاد در حالت فرض عین شدن بر تمام مومنین فرض عین است». پس از فرو نشستن غبار جنگ، نوبت به تجلی اراده‌ها در خیابان‌ها و میادین می‌رسد. هر فرد در میدان، یک سرباز در برابر فتنه‌های احتمالی است. حفظ گرمای حضور، سردی را بر دل دشمنان قسم‌خورده حاکم می‌کند.

ای امت بیداری که به فرض عین خود عمل می کنید، میادین را به قرارگاه بصیرت تبدیل کنید. اجازه ندهید سکوت سنگرها، آرزوی واهی را در دل شیاطین زنده کند. پیروزی نهایی در گرو «صبر» و «استمرار حضور» شماست. سنگر را حفظ کنید تا راه نفوذ بر هر فتنه‌ای بسته بماند.

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

به قلم: مجاهد مهاجر

امروز تلویزیون سوریه اعلام کرد:اسرائیل نسبت به تخلیه گذرگاه «المصنع» در مرز سوریه و لبنان هشدار داد و سوریه می‌گوید این گذرگاه برای مقاصد نظامی استفاده نمی‌شود.

صدایم گرفت (فریاد زدم) از بس که به شما گفتم و نقشه‌های اسرائیل را فاش کردم و گفتم که چگونه غرب «الشرع» (جولانی) را به قصر [قدرت] رساند تا بهانه‌ای برای اجرای نقشه‌های «اسرائیل بزرگ» باشد.

بارها گفتم که اسرائیل به جاده المصنع خواهد رسید؛ اینک اسرائیل به کنترل کل منطقه جنوب لیتانی نزدیک شده و رسیدن به جاده المصنع را از محوری متفاوت آغاز خواهد کرد.

احمق‌ها، چاپلوسانِ قدرت و جاهلانی که عقل خود را به کار نمی‌اندازند، به خاطر یک ویدیو قدیمی که در آن تظاهرکنندگان شعار «خیبر یا یهود» سر می‌دهند، به دنبال من می‌گردند؛ در حالی که من هنگام خروج اولین مظاهره و خروج شخصی که اسرائیل را تهدید می‌کرد، گفتم: این شخص یا مأمور اسرائیل است یا از کنترل شرع خارج شده است.

اما غافلگیر شدم که تنها ظرف دو ساعت، ۲۵ نقطه تظاهرات در کل سوریه به راه افتاد و ویدیوهایی از لشکر ۶۰ ارتش و هوادارانِ قدرت بیرون آمد که همگی همان شعارها را می‌دادند.

آیا این‌ها همه خودجوش بود؟

در جنوب، حتی یک مورچه بدون اجازه «سلطه» (حاکمیت جولانی) نمی‌تواند نفس بکشد؛ آن‌ها برای اجرای توافقات پاریس، مشت آهنین خود را بر آنجا حاکم کرده‌اند.

بنابراین، این خودِ «سلطه» بود که پس از شکستِ سفرِ لندن، چراغ سبز این مظاهرات و ویدیوها را نشان داد؛ و امروز «الشرع» ما را می‌سوزاند و خودش را هم می‌سوزاند، و همه این‌ها علیه خودش منعکس شده است.

به جای اینکه با او تماس بگیرند و بگویند «خلاص، فهمیدیم که کسی جز تو نمی‌تواند این‌ها را مهار کند»، اتفاق برعکس افتاد.

اکنون می‌گویند: «این آدم بر هیچ چیز مسلط نیست»؛ این حرفِ اربابانِ اوست.

اما اسرائیل و طرف‌های غربیِ دیگر از حوادث سوءاستفاده کرده و به حامیانش می‌گویند: «آیا به شما نگفتیم که این آدم جهادی است و لباسش را عوض نکرده؟ ببینید چگونه از طریق پیروانش ما را به یک ۷ اکتبر جدید تهدید می‌کند؟»

سوال اینجاست: چگونه سرمایه‌گذار خواهد آمد و اقتصاد بهبود می‌یابد در حالی که «الشرع» وارد بازی‌های خطرناکی با غرب و اسرائیل شده است؟

تمام مشکلات ما یک علت دارد:

به قدرت رسیدنِ «الشرع» و گروهش، در حالی که پیشینه جهادی دارند و مدلی از استبداد را در ادلب اجرا کرده‌اند.

این حقیقتی است که می‌خواهند شما روی آن سرپوش بگذارید.

ببینید چگونه «الشرع» را به عنوان متجاوز به حقوق اقلیت‌ها در ساحل، سویداء، دویلعه و امروز در سقیلبیه نشان دادند.

ببینید چگونه آن‌ها را فاسدانی نشان دادند که همه چیز را می‌دزدند.

ببینید چگونه نشان دادند که آن‌ها برای رسیدن به قدرت، از اصول و دین خود کوتاه می‌آیند؛ با تراشیدن ریش، نمایان کردن چهره زنانشان، مصافحه با زنان و کرنش در برابر غرب، روسیه و جنایتکاران نظام.

هدف آن‌ها ضربه زدن و نابود کردن هرگونه الگوی جهادی و اسلامی در ذهن جوانان، در راستای اجرای تئوری «گراهام فولر» است:

«هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند.»

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

به قلم: مجاهد مهاجر

مردم انصار سوریه به همراه مهاجرین جهاد کردند تا حکومتی اسلامی تشکیل دهند و قوانین شریعت الله را پیاده کنند اما با حاکمیتی سکولار غرب پسند مواجه شده اند که تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی غرب پسند مخالف باشند را کنار زده است.

غیر از صدمات مختلف این انحراف آشکار در اینجا در زمینه ی اقتصادی به بررسی بخشی از صدمات این انحراف و خیانت آشکار می پردازیم:

در حالی که «الشرع» (جولانی) ساعتی به قیمت ۱۸۵,۰۰۰ دلار به مچ می‌بندد و کوچکترین فرمانده گروهش، هفت خودرو با سهمیه بنزین نامحدود، تیم محافظ و بودجه رستوران‌گردی دارد، مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» تظاهرات می‌کنند.

پس از آغازِ روندِ نابودیِ اقتصاد تولیدی سوریه و حذف یارانه‌ی کالاهای اساسی، بدون ذره‌ای رحم و بدون تأمین حداقل دستمزد، امروز نتایج این تخریب نظام‌مند در حال آشکار شدن است.

واردات را بدون هیچ ضابطه‌ای آزاد کردند و با کالاهای چینی و ترکیه‌ای که بازار را قبضه کرده، بازار مبلمان «سقبا»، بازارهای «داریا» و «حرستا» (کارگاه‌های خیاطی) و کارگاه‌های کفش‌سازی در «الهلّک» را به نابودی کشاندند.

ستون فقرات اقتصاد هر کشوری کشاورزی است؛ اما امروز به دلیل تصمیماتی که صرفاً جهت تأمین منافعِ بازرگانانِ وابسته به «هیئت» (تحریرالشام) اتخاذ شده، اقدام به واردات سیب‌زمینی و پیاز می‌کنند؛ همان‌طور که در تابستان با واردات گوجه‌فرنگی، بخش تولید گوجه در «درعا» را نابود کردند.

سوریه کشوری است که در تولید سیب‌زمینی و پیاز به خودکفایی رسیده بود و به اردن، لبنان و کشورهای خلیج [فارس] صادرات داشت؛ اکنون که کشت سیب‌زمینی به وضعیت خوب سابق بازگشته، چرا واردات انجام می‌دهید و کشاورزان را ورشکست می‌کنید؟

صادرات باعث ورود ارز خارجی می‌شود و واردات، ذخایر ارزی بانک مرکزی را می‌بلعد؛ این حاکمیتِ شکست‌خورده دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ واردات را برای سودِ بازرگانانی خاص افزایش می‌دهد و صادرات را متوقف می‌کند تا ۶۰ درصد از بدنه جامعه یعنی کشاورزان را نابود کند.

قیمت سیب‌زمینی و پیاز پیش از باز شدن راه واردات، هم برای مصرف‌کننده و هم برای تولیدکننده متوازن بود؛ همین‌طور قیمت گوجه‌فرنگی در درعا.

دست‌فروش‌ها (صاحبان بساط) از فرط استیصال خود را دار می‌زنند و هر روز شاهد یورش، بازداشت و مصادره اموال دست‌فروشان، بدون ارائه هیچ جایگزینی هستیم.

ای احمق‌ها! پیش از آنکه به جان دست‌فروش‌ها و مغازه‌دارانی که کالایشان را مقابل مغازه می‌گذارند بیفتید و یا یک وجب ساخت‌وساز اضافه در بناهای ۳۰ ساله را تخریب کنید، باید جایگزینی برای آن‌ها تأمین می‌کردید.

می‌توان تجربه «بازارهای روز» (شنبه‌بازار و…) در ترکیه را تعمیم داد؛ به طوری که دست‌فروشان در ازای مبلغی ناچیز به شهرداری، در مکانی مشخص جمع شوند و شهرداری مسئولیت نظافت آنجا را بر عهده بگیرد. مشکل این‌گونه حل می‌شود.

مصیبت اصلی، حاکمیتی است که به دلیل تحریم‌ها مفلس و به دلیل فساد، غارتگر شده است و می‌خواهد حقوق کارمندانش را از جیب مردم تأمین کند.

تمام دغدغه جولانی — همان‌طور که در ادلب بود — این است که چند میدان (فلکه) شیک، زمین فوتبال و هتل نشان دهد و بگوید: «ببینید چه پیشرفتی برایتان آورده‌ام!»؛ در حالی که حلب و نیمی از دمشق در زباله غرق شده‌اند و یک میلیون نفر همچنان در اردوگاه‌ها (چادرها) روزگار می‌گذرانند.

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

این روزها مُلافتاحی مهابادی با تفکرات نجدیت درباری آل سعود که توسط کسانی چون ابوولید المصری از تئوریسن های جهادی و هم مسیران الشیخ اسامه بن لادن به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» شناخته شده اند، قصد دارد همان نقش خائنانه ای را در میان کُردهای اهل سنت با تفکرات نجدیت در ایران بازی کند که جولانی در سوریه و در میان نجدی های سوریه و خارج از آن بازی کرد.

احمد الشرع کنونی یا همان جولانی سابق که از سربازان ابوبکر بغدادی بود و همان تفکرات نجدیت تنظیم دولة (داعش) را با خود داشت زمانی که در زندان بوکا بود به تور اطلاعاتی آمریکا افتاد و بعد از آنکه با نصف بیت المال حکومت عراق اسلامی ابوبکر بغدادی به نصرت و یاری اهل شام رفت بعد از قدرت گیری ابتدا به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و جهت مدیریت نیروهایش به القاعده بیعت داد اما بعد از مدیریت سربازانش و آرام شدن وضعیت باز به القاعده هم خیانت کرد و این خیانت بازی ها ادامه داشت تا اینکه تمام گروهها را به تدریج و بر اساس نقشه های آمریکا و شرکای آن از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه یا نابود کرد یا به حاشیه راند و یا با خودش سازگار کرد که هم اکنون با شعار «مبارزه با تروریسم» رسماً و آشکارا با متحد شدن با احزاب سکولار و مرتدی چون قسد و ارتش آزاد و … به زیر پرچم آمریکا درآمده و با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها که اهل دعوت و جهاد راستین هستند وارد جنگ شده است.

بله، جولانی با پیروی از برنامه های کفار محارب خارجی و با سوءاستفاده از نام اسلام و آرمان‌های مردم مظلوم سوریه، یکی از سیاه‌ترین فصول خیانت را رقم زد. او که روزی با نقاب «دفاع از اهل سنت» وارد میدان شد، امروز در کنار احزاب سکولار و مرتد موجود در سوریه به مهره‌ای بی‌اراده در شطرنج قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.

تغییر چهره‌های مکرر جولانی مرتد، از پوشیدن لباس‌های نظامی ابوبکر بغدادی و القاعده تا کت‌وشلوارهای اتوکشیده آمریکا و و غرب و صهیونیستها، نشان‌دهنده یک باور عمیق به اسلام نیست، بلکه بازتابی از یک اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) رذیلانه است. او ثابت کرد که برای حفظ بقای خود در قدرت، حاضر است هر ثوابتی را قربانی کند. این دگردیسی، نه یک حرکت تاکتیکی، بلکه ذلیلی در پیشگاه غرب برای کسب مشروعیتی است که هرگز به دست نخواهد آورد و باید بعد از جنگ آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران و جبهه ی هم سو با آن شاهد زیاده خواهی های بیشتر صهیونیستها در سوریه باشیم.

جولانی و باند مافیائی اش با ایجاد یک نظام پلیسی و سرکوبگر در میان اهل دعوت و جهاد راستین و میدان دادن به شبیحه ها و بازماندگان نظام سابق و مرتدین قسد و ارتش آزاد و باند صهیونیستی الهجری، عملاً تئوری «گراهام فولر» را محقق کردند. آن‌ها با برقراری حکومتی سرشار از فساد، مالیات‌های سنگین بر دوش بینوایان و شکنجه اهل سنت در زندان‌ها، بدترین تصویر ممکن از یک «گروه شبه جهادی» را به دنیا مخمابره کردند. هدف آن‌ها نه اعتلای کلمة‌الله، بلکه منفور کردن نام اسلام در ذهن جوانان سوری بود تا نشان دهند که اسلام‌گرایی مساوی با استبداد و ناکارآمدی و مزدروی برای آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنهاست.

تحرکات اخیر در مرزهای لبنان و سوریه و انفعال مشکوک گروه جولانی در برابر نقشه‌های «اسرائیل بزرگ»، پرده از یک خیانت بزرگ‌تر برمی‌دارد. جولانی با به راه انداختن نمایش‌های مضحک و شعارهای توخالی، با برنامه ریزی های پشت پرده با آمریکا و صهیونیستها تنها بهانه‌های لازم را به دست دشمنان می‌دهد تا به خاک سوریه تجاوز کنند. او با تضعیف جبهه داخلی اهل سنت و جماعت و سرکوب گروه‌های صادق، جاده‌صاف‌کن طرح‌هایی شده است که هدفشان تأمین امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غربی های کافر محارب است.

پیروان جولانی که کورکورانه از فرمان‌های متناقض او پیروی می‌کنند، باید بدانند که رهبرشان خون هزاران جوان مهاجر و انصار را در بازارهای واشنگتن و آنکاراو لندن، پاریس و مسکو به حراج گذاشته است. او با تغییر مواضع ناگهانی و پشت کردن به تمام عهدهایی که با مردم بسته بود، نشان داد که «مصلحت شخصی و تامین منافع اربابان کافر و محارب خارجی» تنها قبله‌گاه اوست.

احمد الشرع (جولانی) امروز نه یک رهبر، بلکه یک «ورشکسته سیاسی» است که میان ذلت در برابر غرب و خیانت به مسلمین دست‌وپا می‌زند. اهل سنت و جماعت و بخصوص اهل دعوت و جهاد هرگز فراموش نخواهد کرد که در حساس‌ترین برهه تاریخ سوریه و جهاد امت، کسانی که ادعای حراست از دین و اهل سنت را داشتند، چگونه خنجر را از پشت بر پیکر اسلام و مردم سوریه و اهل دعوت و جهاد و آرزوهای امت اسلامی فرود آوردند. او و پیروانش چون مُلافتاحی باید پاسخگو باشند و مُلافتاحی مطمئن باشد که اهل سنت کُردستان ایران دیگر فرصت ادامه ی خیانتهای او در میان خود را نخواهند داد.

ترامپ جهت پایان جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش مجبور به پذیرش چه شرایطی شد؟

ترامپ جهت پایان جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش مجبور به پذیرش چه شرایطی شد؟

آمریکا به طور اصولی متعهد به:

۱. عدم تجاوز
۲. استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز
۳. پذیرش غنی سازی
۴. رفع همه تحریم های اولیه
۵. رفع همه تحریم های ثانویه
۶. خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت
۷. خاتمه تمامی قطعنامه های شورای حکام
۸. پرداخت خسارت ایران
۹. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
۱۰. توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان

رابرت پیپ، استاد ارشد دانشگاه شیکاگو گفت : اگر این طرح صلح ۱۰ ماده‌ای که دونالد ترامپ پذیرفته درست باشد، می‌توان آن را یک شکست راهبردی بسیار بزرگ برای آمریکا دانست؛ بزرگ‌ترین ناکامی از زمان جنگ ویتنام. با پایان این جنگ، چهارمین مرکز قدرت جهان هم ظهور کرده است؛ ایران.

اوون جونز، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی مشهور بریتانیایی نیز می گوید :” این طرحِ ۱۰ ماده‌ای ایران است که ترامپ آن را به عنوان «مبنایی عملی برای مذاکره» پذیرفته است.

ذره‌ای شک نکنید: این بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا از زمان ظهورش به عنوان یک ابرقدرت است.”

ران فیلیپکوفسکی، تحلیلگر آمریکایی نیز گفت: ” از تسلیم بی‌قید و شرط رسیدیم به لغو تحریم‌ها و واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران

پس خبری از تغییر رژیم نیست، ما تمام تحریم‌هایی را که قدمت‌شان به دهه‌ها قبل برمی‌گردد لغو می‌کنیم، آن‌ها توانمندی‌های موشکی و پهپادی خود را حفظ می‌کنند، کنترل تنگه را در دست می‌گیرند و می‌توانند عوارض دریافت کنند، و اورانیوم غنی‌شده‌شان را هم نگه می‌دارند. پس «تسلیم بی‌قید و شرط» هم پر!”

بیانیه شورای عالی امنیت ملی دارالاسلام ایران در مورد شکست غیرقابل انکار، تاریخی و خرد کننده ی کفار محارب سکولار و جنایتکار آمریکایی- صهیونیستی در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش

بیانیه شورای عالی امنیت ملی دارالاسلام ایران در مورد شکست غیرقابل انکار، تاریخی و خرد کننده ی کفار محارب سکولار و جنایتکار آمریکایی- صهیونیستی در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش

بسم الله الرحمن الرحیم

به استحضار ملت شریف، بزرگ و قهرمان ایران می رساند:
دشمن در جنگ ناجوانمردانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران دچار شکستی غیرقابل انکار، تاریخی و خرد کننده شده و به برکت خون پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (سلام الله علیه)، تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای (حفظه الله) و مجاهدت و رشادت رزمندگان اسلام در جبهه ها و بویژه، حضور تاریخی، ماندگار و حماسی شما ملت عزیز در صحنه از همان نخستین روزهای آغاز جنگ، ایران به یک پیروزی عظیم دست پیدا کرد و آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده ای خود نمود که در آن آمریکا به طور اصولی متعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی سازی، رفع همه تحریم های اولیه و ثانویه ، خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است. این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک می گوییم و تاکید می کنیم که هنوز تا نهایی شدن جزئیات این پیروزی، نیاز به استقامت و تدبیر مسئولان و حفظ وحدت و همبستگی مردم ایران وجود دارد.
ایران اسلامی به همراه مجاهدان دلیر مقاومت در لبنان، عراق، یمن و فلسطین اشغالی در ۴۰ روز گذشته ضرباتی به دشمن وارد کرده است که حافظه تاریخی جهانیان هرگز آن را از یاد نخواهد برد. ایران و محور مقاومت به عنوان نمایندگان شرافت و انسانیت در مقابل وحشی ترین دشمنان بشر، پس از نبردی تاریخی، درسی فراموش نشدنی به آنها داده و نیروها، امکانات، زیرساخت ها و همه سرمایه سیاسی، اقتصادی، فناوری و نظامی آنها را چنان در هم کوبیده اند که دشمن اکنون به اضمحلال و استیصال افتاده و راهی جز تسلیم در مقابل اراده ملت بزرگ ایران و محور شریف مقاومت پیش روی خود نمی بیند. روز نخست که دشمنان جنایتکار ایران این جنگ ظالمانه را آغاز کردند تصور می کردند در زمانی کوتاه موفق به تسلط نظامی کامل بر ایران شده و با ایجاد بی ثباتی سیاسی و اجتماعی، ایران را تسلیم خواهند کرد. گمان می کردند آتش موشکی و پهپادی ایران به سرعت خاموش می شود و باور نداشتند که ایران بتواند فراتر از مرزهای خود و در گستره تمام منطقه پاسخی چنین نیرومند به آنها بدهد. صهیونیسم خبیث جهانی رییس جمهور نادان امریکا را متقاعد کرده بود که این جنگ کار ایران را تمام خواهد کرد و آنها می توانند با از میان برداشتن این آخرین سنگر انسانیت و بشریت، از این پس با آسودگی هر جنایتی را علیه هر کسی که بخواهند مرتکب شوند. خواب آن را می دیدند که ایران عزیز را تجزیه و نفت و ثروت آن را غارت خواهند کرد و در آخر هم ایرانیان را در میانه آشوب و بی ثباتی و ناامنی، برای سال های طولانی غوطه ور و رها می کنند.
رزمندگان دلیر اسلام و هم پیمانان شجاع آنها در محور مقاومت، با وجود آنکه قلبشان از شهادت امامشان مجروح و تکه تکه بود با اتکا به خداوند متعال و تاسی از سرور و سالار شهیدان تصمیم گرفتند یک بار برای همیشه به این دشمنان درسی تاریخی داده، انتقام همه جنایت های پیشین را از آنها بگیرند و شرایطی ایجاد کنند که دشمن برای همیشه خیال تجاوز به ایران عزیز را از سر بیرون کرده و طعم خواری و ذلت در مقابل ملت بزرگ ایران را تمام و کمال بچشد.
با این راهبرد و با تکیه بر اتحاد بی سابقه سیاسی و اجتماعی که در کشور ایجاد شده بود، ایران و مقاومت یکی از سنگین ترین نبردهای ترکیبی تاریخ را با امریکا و رژیم صهیونی آغاز کرده و در این مدت به همه اهدافی که از این نبرد طراحی کرده بودند دست یافتند. ایران و مقاومت ماشین نظامی امریکا در منطقه را تقریبا به طور کامل منهدم کردند، به انبوه زیرساخت ها و امکاناتی که دشمن طی سال ها برای این جنگ با ایران در منطقه ایجاد و پیرامون آن مستقر کرده بود ضربات خرد کننده و عمیق وارد آوردند، در ابعاد منطقه ای تلفات وسیع به ارتش جنایتکار امریکا تحمیل کردند، درون سرزمین های اشغالی ضرباتی سهمگین و خرد کننده به نیروها، زیرساخت ها، امکانات و دارایی های دشمن وارد آوردند و عرصه را در همه جبهه ها چنان بر دشمن تنگ کردند که نه تنها اهداف اصلی دشمن هیچ یک محقق نشد بلکه دشمن از حدود ۱۰ روز پس از آغاز جنگ دریافت که به هیچ وجه توان پیروزی در این جنگ را نخواهد داشت و به همین دلیل از کانال ها و به روش های مختلف تلاش برای ارتباط گیری با ایران و درخواست آتش بس را آغاز کرد.

ملت شریف ایران باید بدانند به برکت مجاهدت فرزندان و حضور تاریخی آنها در صحنه دشمن بیش از یک ماه است که برای توقف آتش سهمگین ایران و مقاومت التماس می کند اما مسئولین کشور به این دلیل که از همان آغاز تصمیم گرفته شده بود جنگ تا تحقق اهداف از جمله پشیمان و مستاصل شدن دشمن و رفع تهدید بلند مدت از کشور ادامه پیدا کند، به همه این درخواست ها پاسخ منفی دادند و جنگ تا امروز که روز چهلم است ادامه پیدا کرد. همچنین ایران تاکنون چندین بار ضرب الاجل های ارائه شده از سوی رییس جمهور امریکا را رد کرده و همچنان تاکید می کند هیچ اهمیتی برای هیچ نوع ضرب الاجلی از جانب دشمن قائل نیست.
اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت می دهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلاور شما دشمن را به عجزی تاریخی و شکستی ماندگار کشانده اند. تصمیم تاریخی ایران که از پشتوانه یکپارچه تمام ملت برخوردار است این است که این نبرد را تا هر زمانی که لازم باشد ادامه بدهد تا دستاوردهای عظیم آن تثبیت شده و معادلات جدید امنیتی و سیاسی در منطقه مبتنی بر پذیرش قدرت و سیادت ایران و مقاومت خلق گردد.
در همین راستا و مطابق تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای (حفظه الله) و تصویب شورای عالی امنیت ملی، و با توجه به دست بالای ایران و مقاومت در میدان نبرد، و ناتوانی دشمن از اعمال تهدیدهای خود برغم همه ادعاها، و پذیرش رسمی همه مطالبات بحق مردم ایران، تصمیم گرفته شد، برای نهایی کردن جزئیات، مذاکرات در اسلام آباد انجام شود تا ظرف حداکثر ۱۵روز با نهایی شدن جزئیات پیروزی ایران در میدان، در مذاکرات سیاسی نیز تثبیت گردد.
درهمین راستا ایران ضمن رد همه طرح های ارائه شده از سوی دشمن یک طرح ۱۰ماده ای تدوین و به واسطه کشور پاکستان به طرف امریکایی ارائه کرد و در آن بر نکات اساسی همچون عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصر بفرد اقتصادی و ژئوپلتیکی به ایران اعطا می کند، ضرورت پایان جنگ علیه همه اجزاء محور مقاومت که به معنای شکست تاریخی تجاوز گری رژیم کودک کش اسراییل خواهد بود، بیرون رفتن نیروهای رزمی امریکا از تمامی پایگاه ها و نقاط استقرار در منطقه، ایجاد یک پروتکل عبور و مرور امن در تنگه هرمز به گونه ای که تضمین کننده تسلط ایران طبق پروتکل توافق شده باشد، پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها، رفع همه تحریم های اولیه و ثانویه و قطعنامه های شورای حکام و شورای امنیت، آزاد شدن کلیه اموال و دارایی های بلوکه شده ایران در خارج از کشور و نهایتا تصویب همه این موارد دریک قطعنامه الزام آور شورای امنیت تاکید کرد. لازم به ذکر است تصویب این قطعنامه تمامی این توافقات را به قانون الزام آور بین المللی تبدیل کرده و یک پیروزی مهم دیپلماتیک برای ملت ایران ایجاد خواهد کرد.
اکنون نخست وزیر محترم پاکستان به ایران اطلاع داده که طرف امریکایی برغم همه تهدیدهای ظاهری این اصول را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته و تسلیم اراده ملت ایران شده است. بر این اساس در عالی ترین سطح تصمیم گرفته شد ایران به مدت دو هفته و صرفا بر مبنای این اصول مذاکراتی را در اسلام آباد با طرف امریکایی انجام بدهد. تاکید می شود این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح ۱۰ ماده ای، جزئیات آن نیز در مذاکرات نهایی گردد.
این مذاکرات با بی اعتمادی کامل به طرف امریکایی از روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام آباد آغاز خواهد شد و ایران دو هفته برای این مذاکرات زمان اختصاص خواهد داد. این زمان با توافق طرفین قابل تمدید است. ضرورت دارد در این مدت وحدت کامل ملی حفظ شده و جشن های پیروزی با قدرت تداوم داشته باشد. مذاکرات کنونی یک مذاکرات ملی و ادامه میدان است و ضرورت دارد همه مردم، نخبگان و گروه های سیاسی به این فرآیند که زیر نظر رهبرانقلاب و عالی ترین سطوح نظام است اعتماد داشته و از آن حمایت به عمل بیاورند و به شدت از هرگونه اظهارنظر تفرقه افکنانه اجتناب کنند. اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت وگرنه در میدان دوشادوش هم تا رسیدن به همه خواسته های ملت ایران خواهیم جنگید. دست های ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچکترین خطایی از دشمن سربزند با قدرت کامل به آن پاسخ داده خواهد شد.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی
۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۵

الله اکبر، ادعای غرش شیران صهیونیستها واقعیت میومیو گربه ها در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش

الله اکبر، ادعای غرش شیران صهیونیستها واقعیت میومیو گربه ها

به قلم: مسعود سنه ای

به خائنان وطن فروش پستی چون مرتدین سکولار ربع پهلوی که جهت نابودی کشور خود توسط کفار خارجی دست می‌زدند و آنها را تشویق می کردند پیروزی دارالاسلام ایران داغی بزرگ بر دلهای چرکین آنها گذاشته که اگر توبه نکنند تا زمانی که می میرند باید این داغ و نا امیدی و شرمساری را با خود داشته باشند.

البته اربابان آنها نیز حالی بهتر از این خائنین ندارند چنانچه “آوی اشکنازی” تحلیلگر نظامی رژیم صهیونیستی اعتراف کرد :

“غرش شیران” پس از فروپاشی رویاهای نتانیاهو و ترامپ توسط “ایران”، به میومیو گربه‌ها تبدیل شده است.

این اعتراف صهیونیستهاست، واقعیت شیر ربع پهلوی و طرفدارانش را نیز در تصویر زیر ببینید:

البته خبرنگار کانادایی نیز در مورد نتیجه نهایی جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش گفت:

امشب تاریخ‌ساز شد. ایالات متحده جنگ در ایران را باخت.

این هم از نتیجه میومیو صهیونیستها تا شیر پرچم پهلوی ها در برابر ایمان و اراده مومنین دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت همسو با آن که رون فیلیپکوفسکی، دادستان سابق فدرال آمریکا نیز در ایکس نوشت:

” نه تنها تغییری در نظام ایران ایجاد نمی‌شود، بلکه ما تمام تحریم‌های دهه‌های گذشته علیه آن‌ها را لغو می‌کنیم، آن‌ها توانایی موشکی و پهپادی خود را حفظ می‌کنند، بر تنگه مسلط هستند و می‌توانند عوارض دریافت کنند و اورانیوم غنی‌شده‌شان را نگه می‌دارند.

این هم از تسلیم بی‌قیدوشرط!”

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

سطح متفاوتی از آزمایش‌ها در انتظار کسانی بود که بر خود غلبه می‌کردند و به مواضع خود می‌رسیدند. در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام و هویتزرها در هم می‌کوبید و با آتش خمپاره به راه‌ها حمله می‌کرد. طبیعتاً همه نمی‌توانستند در برابر این مقاومت کنند… و به دنبال بهانه‌ای برای ترک مواضع خود بودند.

برخی به دلیل جراحات جزئی عقب‌نشینی کردند. برخی دیگر به گروهی که شهید را به خانه می‌بردند، پیوستند و تعداد اسکورت گاهی اوقات بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو داد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.

اما کسانی هم بودند که معجزات شجاعت و جسارت را از خود نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را نابود کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع آنها را مین گذاری کردند و در جستجوی گروه‌های دشمن به گشت‌زنی پرداختند.

به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و تنها پس از چند هفته جنگ، تعداد کسانی که در دفاع شرکت داشتند افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.

دسته دیگری از جهادگران وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمی‌کردند و وظایف محوله خود را انجام می‌دادند. وقتی آنها شهید می‌شدند یا زخمی به خانه بازمی‌گشتند، روستاییان تعجب می‌کردند. آنها تعجب می‌کردند زیرا هیچ کس فکر نمی‌کرد که آنها قادر به رفتن به جنگ باشند. اما اکنون مردم به آنها متفاوت نگاه می‌کردند.

در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ نکردند. و این یک افسانه نیست. کسانی که در نبردهای شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، این واقعیت را تأیید خواهند کرد.

۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمی‌توانستند با تمام توان خود در شهر مستقر شوند، چنین تعادل نامتناسبی از نیروها قابل توجه بود.

در توصیف آن روزها، ما سعی کردیم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمانه را منتقل کنیم. و اکنون خواننده می‌تواند برای خود نتیجه‌گیری‌های خاصی داشته باشد. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برق‌آسا، عقل سلیم “معادلات” را دستکاری خواهد کرد.

ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کرده‌ایم. به عنوان مثال، آنها می‌توانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرال‌ها، انزوای واحدهای پیشرو از رده‌های دوم، عدم ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها می‌توانند در مورد پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن اغراق کنند.

در همه زمان‌ها، به شجاعت و دلیری سربازان احترام گذاشته شده است. چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامه‌نگاران خارجی متعددی مستند کرده‌اند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمی‌دهد.

تنها توضیح درست برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.

حتی اگر ژنرال‌های روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را به این حمله اعزام می‌کردند، نتیجه همان می‌شد – سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر می‌افتادند و همان تلفات را متحمل می‌شدند.

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به نظر شما این دین فروش خائن و مرتد در میان سربازان ارتش آمریکا دعا می کند که چه شود؟

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز باز رئیس خائن و دست نشانده ی الازهر در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و حکام مرتد حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن قرار گرفت و حملات دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا در این کشورها را که در حکم دفاع مشروع تعریف می شود محکوم کرد در حالی که از همین پایگاهها مسلمین ایران و زیر ساختهای ایران توسط کفار محارب خارجی مورد هدف قرار می گیرند.

حقیقتی که در احادیث شریف نبوی به آن اشاره شده، امروز و بخصوص در این جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی بر دارالاسلام ایران بیش از هر زمان دیگری در پهنه جغرافیای مجروح اسلام، قابل درک و مشاهده است. گویی آن پیش‌بینی‌های آخرالزمانی هم‌اکنون در مقابل دیدگان ما تجسم یافته‌اند؛ آنجا که سخن از درختانی است که پناهگاه دشمن کافر می‌شوند، امروز نه در میان جنگل‌ها، بلکه در کاخ‌های مجلل برخی پایتخت‌ها و شهرهای عربی باید به دنبال آن گشت.

امروز، حکام و خائنین مرتد بر سرزمین‌های اسلامی، به جای آنکه سپر بلای امت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشند، خود را به «درختان غرقد» بدل کرده‌اند تا صهیونیست‌ها را پشت سر خود پنهان کرده و از آنان حمایت کنند. این حاکمان نه تنها از هویت اسلامی خود تهی گشته‌اند، بلکه آشکارا در صف کفار محارب ایستاده و به بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل تبدیل شده‌اند.

در حالی که خون مسلمانان در غزه و لبنان به دست خون‌خوارترین دشمنان تاریخ بر زمین می‌ریزد، «آل‌سعود» و شیوخ مزدوری که دین را به بهای ناچیزِ بقای قدرت فروخته‌اند، به خدمتگزاران وفادار کفار محارب آمریکائی – صیهونی تبدیل شده‌اند. این «دین‌فروشان اجیرشده»، با صدور فتاوای سفارشی و سکوت مرگبار خود، جاده‌صاف‌کن متجاوزانی شده‌اند که به جان، مال و ناموس مسلمین تعرض می‌کنند.

این دولت‌ها به جای ایستادن در صف دفاع از دارالاسلالم، تمام توان اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی خود را برای نجات رژیم در حال سقوط صهیونیستی به کار گرفته‌اند. آن‌ها به جای آنکه حداقل صدای مظلومیت کودکان فلسطین باشند، به محافظان مرزهای اشغالگران و سنگرهایی برای آمریکا بزرگترین حامی صهیونیستها بدل شده‌اند.

اما بدانند که این هم‌پیمانی با شیطان، نه تنها آن‌ها را از خشم امت اسلامی نجات نخواهد داد، بلکه نام آن‌ها را در سیاه‌ترین صفحات تاریخ در کنار نام یهودای اسخریوطی و دیگر خائنان بزرگ ثبت خواهد کرد. وعده الهی تخلف‌ناپذیر است و آتشی که امروز از غزه و لبنان و دارالاسلام ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و سایر سرزمینهای اسلامی شعله کشیده، پیش از هر چیز، تخت و تاج لرزان این خائنین به وحی و رسالت را در کام خود فرو خواهد برد.

تقویت همکاری‌های میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ازبیکستان

تقویت همکاری‌های میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ازبیکستان

مولوی عبدالسلام حنفی، معاون اداری ریاست‌الوزراء، در کابل با عبدالله عزیزوف، مسئول اداره دوای ازبیکستان و هیأت همراهش دیدار کرد.

در این دیدار روی گسترش سرمایه‌گذاری و همکاری‌ها در بخش دوا گفتگو شد.

طرف ازبکستانی از علاقه‌مندی تاجران و سرمایه‌گذاران این کشور برای حضور در افغانستان خبر داد و آمادگی برای همکاری در تأمین تجهیزات لابراتواری و ارتقای ظرفیت کارکنان مسلکی را اعلام کرد.

مولوی حنفی نیز از این علاقه‌مندی استقبال کرد و تأکید نمود که امارت اسلامی تسهیلات لازم را برای سرمایه‌گذاری فراهم ساخته و روابط اقتصادی دو کشور بیش از پیش تقویت خواهد شد.