درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

نظام امارت اسلامی افغانستان، ثمره خون‌های پاک و جهاد بی‌امان ملت در برابر آمریکا و سایر کفار محارب و غلامان منطقه ای آنها است. اما برای بقای این دستاورد عظیم و تبدیل آن به یک تمدن پایدار اسلامی، باید از همین لحظه گام‌های بلندی برای «نهادینه‌سازی» اقتدار برداشته شود. پایداری یک نظام اسلامی در این است که با رفتن یا بازنشسته شدن کادرها، لرزه‌ای بر اندام حاکمیت نیفتد و امارت اسلامی از «فردمحوری» به «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» حرکت کند این یکی از بزرگترین درسهائی است که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای بر دارالاسلام ایران باید یاد گرفت.

یک نظام مقتدر باید «کارخانه انسان‌سازی» داشته باشد. دارالاسلام افغانستان باید بستری فراهم کند که در آن، هزاران جوان مؤمن، متخصص و وفادار به آرمان‌های جهاد، به گونه‌ای تربیت شوند که جای خالی هر مسئول یا فرماندهی را بلافاصله پر کنند و هیچ پست و جایگاهی نباید وابسته به «شخص» باشد، بلکه باید وابسته به «ساختار و نظام» باشد تا با فقدان یک فرد، خلأ مدیریتی ایجاد نشود.

همانگونه که در الگوهای موفقی مانند دارالاسلام ایران مشاهده می‌شود، قدرت یک نظام اسلامی نباید با شهادت یا وفات رهبران و سرداران بزرگ نظامی دچار خدشه شود. در آنجا، حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی توسط دشمن، نه تنها باعث تضعیف نظام نشد، بلکه اقتدار و انسجام ملی را برای مقابله با دشمن تا دندان مسلح، چندین برابر کرد.

درس راهبردی کنونی دارالاسلام ایران این است که ساختار نظامی و سیاسی باید به قدری مستحکم و لایه در لایه باشد که حتی در سخت‌ترین شرایط، فرماندهی و کنترل از دست نرود و پرچم از دستی به دست دیگر منتقل شود.

دشمنان اسلام با تکیه بر تکنولوژی و قدرت نظامی به میدان می‌آیند. دارالاسلام افغانستان برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند «پایه‌های علمی و تشکیلاتی» است. حاکمیت اسلام زمانی نمی‌لرزد که قوانین شرعی به ساختارهای اداری غیرقابل تغییر تبدیل شوند و نیروی نظامی از یک ارتش سنتی به یک قدرت دفاعی مکتبی و سازمان‌یافته تغییر یابد که متکی به نبوغ جمعی باشد، نه فقط شجاعت فردی.

حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است. اگر امروز برای جایگزینی نخبگان نظام فکر نشود، فردا دشمن از کمبود کادر برای ضربه زدن به اسلام استفاده خواهد کرد. امارت اسلامی باید «نظام‌سازی» را در اولویت قرار دهد تا اقتدارش نه تنها حفظ، بلکه روز به روز در برابر مستکبران بیشتر شود.

دارالاسلام افغانستان باید به مرحله‌ای از بلوغ سیاسی و نظامی برسد که دشمن بداند با حذف فیزیکی افراد، هیچ تغییری در اراده و قدرت نظام اسلامی پدید نخواهد آمد. این یعنی ساختن حکومتی که ریشه در عقیده دارد و شاخه‌هایش در ساختارهای پولادین و کادرهای بی‌پایان گسترده شده است.

حکومت دست نشانده پاکستان چهره ی عجم آل سعود در مزدوری و خیانت برای آمریکا و صهیونیستها

حکومت دست نشانده پاکستان چهره ی عجم آل سعود در مزدوری و خیانت برای آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوبکر الخراسانی

بیانیه‌ی اخیر دولت دست نشانده ی اسلام‌آباد در محکومیت اقدامات دفاعی دارالاسلام ایران و حمایت از امنیت پتروشیمی‌های آمریکائی – سعودی در عربستان، بار دیگر پرده از چهره‌ی واقعی حکومت نظامی های سکولار در پاکستان برداشت. این موضع‌گیری نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق میان مزدوران محلی و قطب‌های کفار محارب خارجی در منطقه است که هدف‌شان تضعیف اقتدار جهان اسلام و بخصوص دارالاسلام ایران و محور مقاومت است.

سؤال اساسی از سران خائن و مرتد پاکستانی این است: چرا زمانی که آمریکا و آل‌سعود به زیر ساختها و پالایشگاههای دارالاسلام ایران تجاوز کردند، مهر سکوت بر لب زدید؟ چرا به اربابان صهیونیستی و آمریکائی و سعودی خود یادآوری نمی‌کنید که این شما بودید که عهدشکنی کردید و در حالی که ایران در مسیر مذاکره و دیپلماسی گام برمی‌داشت، از پشت خنجر زدید؟

آنچه امروز شاهد آن هستیم، هماهنگی کامل میان مثلث کفر جهانی (آمریکا، اسرائیل و آل‌سعود) با مزدوران محلی در پاکستان است. سران پاکستان به جای دفاع از حق، به وکیل مدافع متجاوزانی تبدیل شده‌اند که دستانشان به خون بی‌گناهان آغشته است. آن‌ها با این بیانیه‌ها ثابت کردند که امنیت تأسیسات نفتی دارالکفر برایشان مهم‌تر از خون مسلمانان و حاکمیت دارالاسلام است.

سران مرتد پاکستان که برای خوش‌خدمتی به واشنگتن و ریاض، حقایق را وارونه جلوه می‌دهند، باید بدانند که ایستادن در صف کفر علیه دارالاسلام، نتیجه‌ای جز رسوایی و شکست در بر نخواهد داشت و مومنین هم باید متوجه باشند که حکومت سکولار پاکستان از چهره های عجم و غیر عرب آل سعود در منطقه است.

بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

به قلم: ابومحمود کندزی

الله جل جلاله می فرماید: سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى. این آیه، تنها گزارش یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه اعلامیه الهی مبنی بر وحدت جغرافیای قدسی اسلام است. الله متعال، مسجدالحرام را به مسجدالاقصی پیوند زد تا اعلام کند که کرامت مکه و قداست قدس، ریشه‌ای واحد دارند. اما امروز، این مسیر وحیانی در چنبره‌ی اندوهی عمیق گرفتار شده است.

در سرزمینی که خداوند «حول آن را مبارک گردانید» (الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ)، اکنون بیشتر از ۴۲ روز است که طنین تکبیر در بند است. درهای مسجدالاقصی به روی نمازگزاران بسته شده و میراث معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم در محاصره‌ی کینه‌ی صهیونیست‌هاست. این نه فقط اشغال یک مکان، که جسارت به ساحت «آیات الهی» است.

درد جانکاه امت از آنجا جوانه می‌زند که می‌بینیم میان اشغال آشکار قدس و اشغال پنهان مکه، پیوندی شوم برقرار است. ما در حالی بر درهای بسته‌ی اقصی می‌گرییم که حقیقت تلخ‌تر، اسارت معنوی مکه در چنگال سیاست‌های آل سعود است. سرزمینی که باید مرکز ثقل عزت و قدرت اسلام باشد، امروز توسط مزدوران مرتد آل‌سعود به پایگاهی برای تأمین منافع آمریکا و صهیونیسم تبدیل شده است.

آن مسیری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب اسراء پیمود تا پیوند میان توحید ابراهیمی و نبوت خاتم را تثبیت کند، امروز توسط خائنین به امت، به مسیری برای عادی‌سازی ذلت تبدیل شده است. درد استخوان‌سوزی که روح بیداران را می‌آزارد، این است که ثروت‌های سرزمینِ وحی، به جای آزادی قدس، صرف درهم‌کوبیدن دارالاسلام ایران و کشتار اهل دعوت و جهاد دیگر سرزمینهای اسلامی می‌گردد.

آیه اول سوره اسراء، امروز حجت را بر ما تمام می‌کند. کسی که به آزادی قدس می‌اندیشد، نمی‌تواند از غربت مکه چشم بپوشد. تا زمانی که حرمین شریفین به عنوان قلب جهان اسلام از نفوذ و حاکمیت کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی تطهیر نشود، مسجدالاقصی به عنوان بازوان آن در زنجیر خواهد ماند. این همان سوز جگرتابی است که امت اسلام را به قیام برای بازپس‌گیری هویت مسلوب خویش فرا می‌خواند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخِ معاصرِ امت اسلام، گواهی است بر ظهور مردانی که در میانه‌ی هجمه‌ی مادی‌گرایی و ذلت حکام، قامت بلندِ ایمان را خم نکردند. در اوایل تأسیس امارت اسلامی، زمانی که افغانستان جنگ‌زده بیش از هر زمان به بازسازی و جاده‌سازی نیاز داشت، آزمونی بزرگ پیش روی رهبری امارت قرار گرف: پیشنهادی فریبنده و معامله بر سر ایمان.

هیئتی رسمی از سوی دولت چین به دیدار امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله آمدند. پیشنهاد آن‌ها ساده اما وسوسه‌انگیز بود:

«شخصی به نام ابومحمد ترکستانی در خاک شماست. او را به ما تحویل دهید، در مقابل، ما تمام جاده‌ها، زیرساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی افغانستان را تأمین کرده و کشور شما را توسعه می‌دهیم.»

آن‌ها گمان می‌کردند با مشتی سنگ و قیر و آهن می‌توانند ایمان یک حاکم مسلمان را بخرند اما فراست ایمانی و غیرت عُمری خودش را نشان داد.

ملا عمر رحمه‌الله تا آن لحظه هرگز نام «ابومحمد ترکستانی» را نشنیده بود و او را نمی‌شناخت. اما پاسخ او، لرزه بر اندام منطق مادی‌گرای غرب و شرق انداخت. ایشان بدون لحظه‌ای درنگ، تمام وعده‌های دنیوی را پشت سر انداخت و گفت:

«من این شخص را نمی‌شناسم؛ اما اگر کفار به دنبال ابومحمد هستند، پس حتماً او شخص مبارکی است!»

ایشان نه تنها معامله را رد کرد، بلکه دستور داد آن مجاهد غریب را به جای تحویل دادن به دشمن، با عزت و احترام به قندهار، نزد خود بیاورند تا زیر سایه‌ی دارالاسلام در امان باشد.

این واکنش نمونه ی عینی این آیه است که الله جل جلاله می فرماید: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (منافقون/ ۸)

تفاوتی آشکار بین «عمر ثالث» با مدعیان امروز می بینیم.

در حالی که حکام مرتد سرزمین‌های اسلامی، برادران مجاهد خود را به بهای بقای کرسی‌های قدرت و خوش‌خدمتی به اربابان کافر می‌فروشند، ملا عمر رحمه‌الله ثابت کرد که عزت، فروختنی نیست و پناه دادن به یک مسلمان، برتر از تمام جاده‌های جهان است و معیار حق و باطل، بغض کفار نسبت به اهل ایمان است.

او که به حق «عمر ثالث» نامیده شد، درس بزرگی به امت داد که آنچه امروز ما از دست داده‌ایم، نان و صنعت نیست، بلکه آن «ایمان»، «عزت» و «غیرتی» است که اجازه نمی‌دهد گرگان بر سر سفره‌ی برادرانمان بنشینند.

ای جوانان، ای مجاهدین، بنگرید به تفاوت میان کسی که برای پناه دادن به یک غریب، تمام فشار جهانی را به جان خرید، و کسانی که امروز در سرزمین شام و حجاز و امارات و بحرین و کویت و مصر و… ، با دشمنان دین دست بیعت داده و مجاهدین را «تروریست» می‌نامند.

راه نجات، بازگشت به منش ملا عمر مجاهد است؛ راهی که در آن «حب الدنیا و کراهیة الموت» (وهن) جایی ندارد و تنها «رضای خالق» و «عزت مؤمن» حکم‌فرمایی می‌کند.

سلام بر روحی که برای نصرت یک غریب، تمام دنیا را به هیچ انگاشت.

شکست دیوی دیوانه و سقوط هیمنه ترامپ و نتانیاهو در برابر دارالاسلام ایران در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

شکست دیوی دیوانه و سقوط هیمنه ترامپ و نتانیاهو در برابر دارالاسلام ایران در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: خالد هورامی

امروز دیگر نیازی به استدلال برای اثبات زوال آمریکا در منطقه نیست؛ زبان خود سران نظامی و تحلیلگران ارشد غربی به اعتراف گشوده شده است. سقوط امپراتوری که روزی خود را قدرت مطلق جهان می‌پنداشت، اکنون به مرحله‌ای رسیده که فرماندهان ارشد آن، رهبری کشورشان را «دیوانگی» و پایان قدرتشان را در برابر عظمت ایران، «حتمی» می‌دانند.

زمانی که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا تنها یک ساعت پس از استعفا، با بیانی تلخ هشدار می‌دهد که «یک مرد مجنون (ترامپ) در حال هدایت ارتش بزرگ آمریکا به سوی ویرانی و خرابی است»، این تنها یک نقد سیاسی نیست؛ بلکه یک گواهی رسمی بر فروپاشی ساختاری از درون است. این اعتراف نشان می‌دهد که قدرت نظامی آمریکا، که همواره ابزاری برای ارعاب ملت‌ها بود، اکنون به دست «دیوانگان» به بن‌بست رسیده و در حال فروپاشی است.

تاکر کارلسون، تحلیلگر مشهور آمریکایی، با صراحتی بی‌سابقه اعلام می‌کند: «آنچه در قبال ایران در حال رخ دادن است، به معنای پایان امپراتوری آمریکا است.» این جمله، مُهری بر شکست سیاست‌های دهه‌های اخیر واشینگتن در خاورمیانه است. ایران به عنوان قلب کنونی جهادی «دارالاسلام»، با ایستادگی و تدبیر، نه تنها تحریم‌ها را بی‌اثر کرده، بلکه نظم نوین جهانی را به گونه‌ای رقم زده که در آن، جایی برای آقایی آمریکا در منطقه وجود ندارد.

ائتلاف شوم «ترامپ و نتانیاهو» که با هدف نابودی محور مقاومت شکل گرفته بود، اکنون خود در باتلاقی از بحران‌های داخلی و شکست‌های میدانی دست و پا می‌زند. دیوی که از ترامپ ساخته شده بود و جنونی که نتانیاهو در منطقه به راه انداخت، در برخورد با سد آهنین دارالاسلام ایران در هم شکست. این شکست ثابت کرد که قدرت نظامی و تکنولوژیک، زمانی که فاقد ریشه اخلاقی و الهی باشد، در برابر ایمان ملت‌ها، «پوشالی» و نابودشدنی است.

جهان امروز شاهد است که چگونه دارالاسلام ایران، هژمونی دروغین غرب را به چالش کشیده است. از هم پاشیدن شیرازه مدیریت در پنتاگون و اعتراف به شکست در برابر نفوذ منطقه‌ای ایران، نشان‌دهنده آن است که دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده و اکنون زمان پاسخگویی استکبار فرا رسیده است.

در این صورت می توانیم بگوئیم که فروریختن پایه‌های قدرت آمریکا و لرزه بر اندام رژیم صهیونیستی، نویدبخش طلوع عصری نو در منطقه است. شکستی که ترامپ و نتانیاهو متحمل شدند، فراتر از یک شکست سیاسی، یک فروپاشی اساسی است و نشان داد که دوران سلطه آمریکا در منطقه به سر آمده و امپراتوری پوشالی آن‌ها در منطقه، به تاریخ پیوسته است.

شکست آمریکا و حاکمان مرتد منطقه‌ای در مقابل دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش راهگشای زنده شدن اهل دعوت و جهاد منطقه

شکست آمریکا و حاکمان مرتد منطقه‌ای در مقابل دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش راهگشای زنده شدن اهل دعوت و جهاد منطقه

به قلم: شاهو سنه ای

مسلمین به همرا کفار دنیا در حال دیدواقعیتی تاریخی هستند و آن هم اینکه:  جبهه کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی به سرکردگی آمریکا(سرافعی) و غلامان منطقه‌ای‌اش، در برابر اراده پولادین ملت ایران و اقتدار دارالاسلام و جبهه ی مقاومت اسلامی همسو با آن، به زانو درآمده است.

بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا و شرکایش، بقای سرافرازانه دارالاسلام ایران است. آرزوی «سرنگونی» که دهه‌هاست ورد زبان آمریکا و غلامانش است، اکنون به یک «حسرت ابدی» و محال تبدیل شده و آن‌ها را در بن‌بستی تاریخی بیچاره کرده است.

ترامپ و شرکای جنایتکارش با زبان زور از انهدام توان نظامی ایران سخن می‌گفتند، اما امروز در برابر واقعیت قدرت دفاعی جبهه ی همسو با دارالاسلام، رسماً اذعان کردند که این آرزو را با خود به گور خواهند برد.

آمریکا با جلو انداختن سگ هارش (رژیم صهیونیستی) و مزدوراین چون امارات متحده عربی و آل سعود قصد داشت با ارعاب نظامی، حاکمیت ایران به حاکمیتی مورد دلخواه خودش عوض کند یا در کمترین حالت توان هسته‌ای ایران را سلب و مواد هسته‌ای را خارج کند. نتیجه این زیاده‌خواهی، یک «افتضاح تاریخی» برای واشینگتن بود که در آن ایران نه تنها تسلیم نشد، بلکه گام‌های نظامی خود را با صلابت‌تر برداشت.

در حالی که آمریکا و شرکایش رویای محدودسازی توان موشکی ایران را در سر داشتند، در نهایت آمریکا مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای ایران برای مذاکره شد؛ سندی که در آن هیچ نشانی از عقب‌نشینی موشکی وجود ندارد و این یعنی پیروزی مطلق اراده دارالاسلام.

علاوه بر این، طرح شوم بمباران و فعال‌سازی مزدوران تجزیه‌طلب برای تکه‌تکه کردن خاک ایران، با مشت آهنین نیروهای مقتدر دارالاسلام ایران مواجه شد. گروهک‌های سکولار و مرتد وابسته چنان در نطفه خفه شدند که به عبرتی ماندگار در تاریخ تبدیل گشتند.

همچنین آمریکا مدعی بازگشایی زورمندانه تنگه هرمز بود، اما نه تنها راه به جایی نبرد، بلکه در موضعی منفعل، پیش‌شرط ایران برای تعیین «رژیم حقوقی جدید» را به عنوان مبنای هرگونه مذاکره پذیرفت.

دشمن با طرحی ۱۵ ماده‌ای به میدان آمد تا نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را به زانو درآورد، اما دارالاسلام ایران نه تنها مقتدرتر شد، بلکه با پس‌زدن طرح دشمن، «طرح ۱۰ بندی» خود را بر کرسی قدرت نشاند و حاکمیت خود را برتری داد.

شکست شیطان در حوزه پدافندی و عبور ایران از سدهای دفاعی دشمن، یک «نقطه عطف تاریخی» در علوم نظامی جهان است که برتری تکنولوژیک ادعایی غرب را زیر سوال برد.

ایران با درهم شکستن هیبت نظامی آمریکا، هدیه‌ای بزرگ به بشریت داد. این بی‌حیثیتی تاریخی، نظم امنیتی جهان را تغییر داده و اعتباری را از آمریکا برده است که هرگز ترمیم نخواهد شد.

حاکمان مرتد و وابسته منطقه نیز دریافتند که تکیه بر شیطان بزرگ، «تکیه بر باد» است. این درک عمیق، به زودی منجر به تحولات شگرف در روابط بین‌الملل و انزوای بیش از پیش مزدوران آمریکا خواهد شد.

این پیروزی‌ها نه صرفاً یک موفقیت سیاسی، بلکه تجلی نصرت الهی است که بعد از ایمان و اتحاد و قدرت نظامی آمد. «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ».

اگر الله بخواهد در این جنگ رمضان جبهه حق به رهبری دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار محارب خارجی، مسیر تاریخ را به سوی تضعیف آمریکا و صهیونیستها و حکام دست نشانده و قدرت گیری مومنین اهل دعوت و جهاد منطقه تغییر خواهد داد .

پذیرش ذلیلانه شکست توسط ترامپ در برابر اقتدار دارالاسلام ایران، پایان رؤیاهای پوشالی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

پذیرش ذلیلانه شکست توسط ترامپ در برابر اقتدار دارالاسلام ایران، پایان رؤیاهای پوشالی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

به قلم: کیوان مریوانی

در حالی که خورشید پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش بر تارک جهان می‌درخشد، جبهه متحد کفار سکولار خارجی، نفاق و ارتداد، در تلاشی مذبوحانه سعی در وارونه‌سازی حقیقت دارند. اما واقعیت میدان، قطعی و غیرقابل تغییر است: شاخ طاغوت آمریکایی-صهیونیستی شکسته شد.

با این وجود، امروز شاهد ائتلاف نانجیبانه سه‌گانه‌ای هستیم که برای کوچک‌انگاری پیروزی جبهه ی همسو با دارالاسلام ایران قد علم کرده‌اند:

  1.  احزاب سکولار مرتد و پس مانده های مرتد و خائن پهلوی: که حیات خود را در گدایی از درگاه کفار محارب خارجی می‌بینند.
  2. شبکه‌های نفاق (کلمه) و گروهک سکولار منافقین: که عمری است به محاربه با آرمان‌های اسلام و خدمت به دشمنان دین و ملت با شعارهای شبه اسلامی شیعی یا سنی مشغولند.
  3. نجدی‌های جاهل: که با دلارهای نفتی سعی در بزک کردن چهره کریه کفار محارب خارجی دارند.

این جریان‌ها قصد دارند با عملیات روانی، پیروزی بزرگ  دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آنرا ناچیز جلوه داده و افکار عمومی را به نفع کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی مصادره کنند؛ غافل از اینکه واقعیت بر همه آشکار است و اراده الهی بر ذلت اهل نفاق و ارتداد قرار گرفته است.

دشمن کافر محارب که زمانی با تکبر از انهدام قدرت ایران و حتی از انهدام دارالاسلام ایران و جایگزین آن با حاکمیتی سکولار سخن می‌گفت، اکنون در برابر عظمت دارالاسلام ایران به زانو درآمده است. دونالد ترامپ، به عنوان نماد طاغوت، سرانجام مجبور شد تمامی ۱۰ شرط راهبردی دارالاسلام ایران را با حقارت برای گفتگو در مورد آنها بپذیرد. این پذیرش، نه یک توافق ساده، بلکه یک «سند تسلیم» در برابر اقتداری بود که هیچ سلاح مادی توان مقابله با آن را نداشت.

دارودسته منافقین و ذلیل‌شدگانی که تمام آمال خود را به ناوها و تحریم‌های آمریکا گره زده بودند، اکنون شاهد خاکستر شدن آرزوهایشان هستند. شکست شیطان بزرگ و سر افعی در میدان سیاست و نظامی‌گری، به معنای فروپاشی ستون فقرات احزاب سکولار و مرتد و گروه منافقین است. آن‌ها که به تکیه‌گاه آمریکا دلخوش بودند، اکنون بی‌پناه‌ترین موجودات روی زمین‌اند.

دارالاسلام ایران نه تنها در مرزهای خود، بلکه در تمام پهنه منطقه، شاخ آمریکا و صهیونیستها را درهم شکست. صهیونیست‌ها به عنوان شرکای اصلی آمریکا، اکنون در محاصره قدرت ایمان قرار دارند و راهی جز پذیرش زوال ندارند.

در این صورت واضح است که تلاش رسانه‌های مزدوری چون «کلمه» و عناصر مفلوکی چون ربع‌پهلوی و سایر سکولاریستهای مرتد ایرانی برای تغییر واقعیت، همچون پاشیدن خاک بر چهره خورشید است. وعده الهی حق است؛ دارالاسلام ایران پیروز گشته و ترامپ به عنوان نماینده و پرچمدار کفار سکولار خارجی و داخلی و منطقه ای، طعم تلخ شکست از دارالاسلام ایران را چشید. این آغاز نظمی نو بر پایه ایمان و پایان عصر آمریکا و صهیونیستها است.

طنین پیروزی دارالاسلام ایران و شکست اراده کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در کلام قهرمانان حماس

طنین پیروزی دارالاسلام ایران و شکست اراده کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در کلام قهرمانان حماس

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

در مدت ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکا و صهیونیستها با کمک مرتدین حاکم بر کشورهای عربی منطقه و رسانه های خائن و مزدو داخلی و با تمام توان نظامی و رسانه‌ای خود قصد فروپاشی اراده‌ها را داشت، پیروزی قاطع دارالاسلام ایران همچون خورشیدی در آسمان فلسطین درخشید و شادی را به قلب‌های مومنین بازگرداند و مرهمی بر پیکر مجروح فلسطین شد.

«حازم قاسم»، سخنگوی جنبش حماس، با تجلیل از ایستادگی بی‌نظیر  دارالاسلام ایران، اعلام کرد:

«ما مقاومت بزرگ، مقامات مقتدر و ملت سرافراز ایران را ارج می‌نهیم. آن‌ها موفق شدند خواست و اراده دشمن آمریکایی-صهیونیستی را در هم بشکنند و اجازه ندهند اهداف شوم این تجاوز وحشیانه محقق شود.»

پیروزی دارالاسلام ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا و صهیونیستها، برای مجاهدین جان‌برکف حماس و مردم قهرمان غزه که در خط مقدم نبرد با کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار دارند، موجی از امید و نشاط ایجاد کرده است. این پیروزی ثابت کرد که قدرت ایمان و اتحاد و اسلحه بر تکنولوژی برتر جنگی کفار محارب خارجی پیروز است.

برای ملت مظلوم غزه که ماه‌هاست زیر شدیدترین حملات جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی صهیونیست قرار دارند، خبر درهم شکستن اراده آمریکا و تل‌آویو توسط دارالاسلا ایران، همچون مرهمی الهی بر پیکر خسته اما استوارشان بود. این موفقیت، روحیه استقامت را در کوچه‌های غزه دوچندان کرد.

شکست راهبردی آمریکا و صهیونیست‌ها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش نشان داد که دارالاسلام ایران نه تنها از خود، بلکه از آرمان قدس شریف نیز با صلابت دفاع می‌کند. پذیرش ذلیلانه واقعیت توسط دشمن، نشان‌دهنده فروپاشی رویاهای متجاوزان و تغییر موازنه قدرت به نفع امت اسلامی است.

پیوند ناگسستنی میان دارالاسلام ایران و مجاهدین حماس، کابوسی است که خواب را از چشمان کفار محارب خارجی ربوده است. این پیروزی، پیش‌درآمدی بر آزادی کامل قدس شریف و نابودی نهایی غده سرطانی صهیونیسم خواهد بود. ان شاء الله.

چرا اعلام آمادگی و حضور اهل سنت و گروه‌های جهادی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، محاسبات جبهه کفر را فرو ریخت؟

چرا اعلام آمادگی و حضور اهل سنت و گروه‌های جهادی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، محاسبات جبهه کفر را فرو ریخت؟

به قلم: محمد اسامه

تا کنون کسی در دنیا نتوانسته بود شروط خود را که مخالف میل آمریکا بود را بر میز آمریکائی ها بگذارد اما آمریکا بعد از ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش مجبور به توافق اولیه با شروط ۱۰گانه ی دارالاسلام ایران شده است که مبنای گفتگوها و مذاکرات شود.

 پذیرش شکست ذلیلانه توسط ترامپ و اتاق‌های فکر غربی ها و صهیونیستها، نه یک اتفاق ساده، بلکه حاصل یک «خطای محاسباتی بزرگ» بود. دشمن که قرن‌ها بر طبل تفرقه میان شیعه و سنی کوبیده بود، با حقیقتی روبه‌رو شد که پایان سیطره او را رقم زد: وحدت کلمه در جبهه مقاومت.

ده‌ها سال است که صهیونیسم بین‌الملل و شیطان بزرگ با تکیه بر دلارهای نفتی و رسانه‌های اجاره‌ای چون کلمه و اهل البیت و سلام و… ، سعی در ایجاد شکاف میان برادران مسلمان داشتند. اما حضور حماسی و هم‌زمان مجاهدین شیعه و سنی در صفوف مقدم جهاد  نرم و مسلحانه علیه کفار محارب خارجی، نشان داد که «بصیرت اسلامی» فراتر از نقشه‌های اتاق فکر سیا و موساد است. مردم با هوشمندی دریافتند که دشمن اصلی، نه مذهب برادر مسلمان، بلکه طاغوت متجاوز است.

بزرگ‌ترین شوک برای ترامپ و رژیم صهیونیستی، ایستادگی قاطع و آگاهانه جماعتهای اهل سنت در کنار دارالاسلام ایران بود. دشمن تصور می‌کرد می‌تواند با دلارهای «پیمان ابراهیم» و فریب‌های دیپلماتیک، اهل سنت را به حاشیه رانده یا در تقابل با مرکز ثقل مقاومت قرار دهد. اما خروش اهل سنت در  امارت اسلامی افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و به‌ویژه فلسطین، ثابت کرد که «غیرت دینی» و «روح جهاد» در کالبد امت واحد اسلامی زنده است.

در فرهنگ قرآنی، جهاد مرز نمی‌شناسد. حضور گروه‌های جهادی مختلف در میدان، از امارت اسلامی افغانستان و جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولار و بنیان جهاد بر علیه سکولاریسم و… تا حماس و جهاد اسلامی، ذیل یک پرچم واحد، معنای واقعی آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» را متجلی کرد. این بصیرت یعنی درک این واقعیت که سکوت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، خیانت به خود و اسلام و سایر مسلمین است.

چرا خیانت به خود؟ چون جهاد فرض عین است مثل نماز. آیا کسی که از انجام نماز شانه خالی می کند به خودش خیانت کرده است؟

در نماز اگر تنها به خودش خیانت کرده است در عدم انجام فرض عین جهاد در هنگام حمله ی کفار محارب خارجی به دارالاسلام به اسلام و مسلمین هم خیانت کرده است.

ترامپ زمانی مجبور به عقب‌نشینی شد که فهمید با عده ای موشک طرف نیست بلکه با یک کشور منسجم و با «یک امت واحد جهانی» روبه‌روست که شهادت را افتخار و جهاد را کلید بهشت می‌داند. او فهمید که لشکر اسلام، متشکل از جان‌برکفانی است که از شرق تا غرب عالم، قلبشان برای عزت دارالاسلام می‌تپد.

پیروزی اخیر در این ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، پیروزیِ «بصیرت» بر «جهل استعمار» بود. دشمنی که فکر می‌کرد با ترور و تحریم و دامن زدن به اختلافات فرقه ای مذهبی و قومیتی می‌تواند جبهه اسلام را خسته کند، حالا با لشکری از مجاهدین بصیر روبه‌روست که وحدت خود را با خون امضا کرده‌اند. این جهاد مقدس تا نابودی کامل جبهه کفار محارب خارجی و برافراشتن پرچم توحید در سراسر گیتی ادامه خواهد داشت.

طلوع قطب قدرت اسلامی دارالاسلام ایران و تحول راهبردی پس از نبرد رمضان ۱۴۰۴و پایان عصر هیمنه آمریکا در منطقه

طلوع قطب قدرت اسلامی دارالاسلام ایران و تحول راهبردی پس از نبرد رمضان ۱۴۰۴و پایان عصر هیمنه آمریکا در منطقه

به قلم: مسعود سنه ای

نبرد تاریخی رمضان ۱۴۰۴ هجری شمسی، تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان و لحظه عبور دارالاسلام ایران از یک قدرت منطقه‌ای به یک ابر‌قدرت نوظهور بین‌المللی بود.

دارالاسلام ایران پس از حوادث سرنوشت‌ساز سال ۱۴۰۴، دیگر در تعاریف کلاسیک سیاسی به عنوان یک کشور عادی شناخته نمی‌شود. امروز ایران هسته مرکزی و پیشران یک «قطب قدرتمند اسلامی» در نظم جدید جهانی است. این اقتدار حاصل پیوند میان نصرت الهی، بصیرت رهبری و ایستادگی بی‌نظیر امت در برابر ائتلاف جهانی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و محلی و گروه منافقین بومی است.

ایران با اثبات صداقت و شجاعت خود در میدان عملی، عملاً سکان هدایت مسیر صحیح جهادی در منطقه و جبهه مقاومت را به دست گرفته است. امروز از شرق تا غرب عالم اسلامی، نگاه‌ها به سوی دارالاسلام ایران است. این رهبری نه بر اساس سلطه‌گری، بلکه بر مبنای برادری و عزت اسلامی شکل گرفته و توانسته است آرزوی دیرینه امت برای تشکیل یک بلوک قدرت واحد در برابر استکبار را محقق کند.

از این پس، آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر قدرت‌های استکباری (جبهه کفر)، به خوبی دریافته‌اند که هرگونه حرکت علیه مصالح دارالاسلام ایران با پاسخی پشیمان‌کننده مواجه خواهد شد. هیبت پوشالی قدرت‌های سکولار غربی در برابر اراده مجاهدان همسو با دارالسالام ایران فرو ریخته است. اکنون آن‌ها نه تنها حساب می‌برند، بلکه در هر گام راهبردی خود، ناگزیر به محاسبه قدرت و واکنش دارالاسلام هستند.

اقتدار دارالاسلام ایران، امنیت را برای دوستان و لرزه را بر اندام دشمنان مستولی کرده است. دارالاسلام ایران با تکیه بر فرهنگ جهاد و شهادت، نظم نوین جهانی را به گونه‌ای بازتعریف کرده است که در آن «حق بر جبهه ی کفار محارب خارجی» پیروز است. این توازن جدید، تضمین‌کننده عزت پایدار مسلمانان در تمامی عرصه‌های بین‌المللی خواهد بود.

باید بپذیریم که عصر جدید، عصر حاکمیت اسلام و افول حاکمیت کفار سکولار خارجی و داخلی است. دارالاسلام ایران به عنوان نماد این حرکت تمدنی، به جایگاهی رسیده است که هیچ معادله‌ای در منطقه بدون در نظر گرفتن اراده آن رقم نخواهد خورد. این است وعده نصرت الهی که: «إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ».