طوفان الاقصی و میدانهای جنگ در اولین تحرکات زمینی اشغالگران صهیونیست در نوار غزه

طوفان الاقصی و میدانهای جنگ در اولین تحرکات زمینی اشغالگران صهیونیست در نوار غزه

گردان های شهید عزالدین القسام: در حال مقابله با تهاجم زمینی اسرائیل به بیت حانون شمال نوار غزه و شرق بریج وسط نوار غزه هستیم و درگیری های خشونت آمیزی در حال وقوع است.

بفضل الله خودروهای زرهی رژیم اشغالگر صهیونیستی پس از کمین مقاومت فلسطین در شرق اردوگاه بریج و شمال نوار غزه به خارج از مرزهای نوار غزه عقب نشینی کردند. ولله الحمد والمنه

أبو عبيدة سخنگوی رسمی گردان های القسام: گزینه هایی که برای سربازان صهیونیست در هنگام ورود به نوار غزه ارائه می شود، چهار گزینه است: یا کشته می شود، یا اسیر می شود، یا کارافتاده دائمی می شود یا برای همیشه به یک بیماری روانی مبتلا می گردد.

{وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍۢ مُّؤْمِنِينَ}

گزارش ها حاکی از انهدام بیش از ۳۰ تانک به دست مبارزان قهرمان القسام و بقیه مبارزان است. ده ها کشته و زخمی از سربازان رژیم غاصب صهیونیستی و سه هلیکوپتر آپاچی در حال انتقال مجروحان و کشته شدگان هستند…

یک گروه کامل از نیروهای اشغالگر که قصد داشتند به شمال غزه نفوذ کنند، هدف یک بمب انفجاری قرار گرفتند. ولله الحمد والمنه

اللهم زد في قتلى الصهاینه واخزهم في الدنيا والآخرة

سید قطب چند دهه قبل در رابطه با وضعیت حاکمان کشورهای دست نشانده عربی در موضوع فلسطین می نویسد:

این ارتش‌های عربی را که نظاره میکنید برای دفاع از اسلام و مسلمین نیست بلکه صرفاً برای کشتن شما و فرزندان و زنانتان هست و هرگز حتی یک گلوله هم به سوی کفار و یهود شلیک نخواهند کرد….

این چیزی است که هنوز داریم می بینیم ….

اما ای کسانی که الله به شما عقل و چشم داده و خود را مومن و اهل دعوت و جهاد می دانید: اگر دستتان به غزه نمی رسد اما آمریکا و متحدینش نزدیک شما هستند پس ادعاهای الکی و بهانه ها و مصلحت تراشی های جاهلانه را رها کنید و با حمله به آمریکا و متحدین آمریکا به مجاهدین غزه کمک کنید .

قضیه امروز غزه قضیه تحلیل، تیوری توطئه یا کدام استراتیژی نیست، بلکه قضیه ایمان، تقوا و جهاد در سبیل الله سبحانه و تعالی است. قضیه رهایی از وهن، حب دنیا و ترس از مرگ و رهایی از تاجران جهاد است.

آمریکای سکولار به دو پایگاه وابسته به جبهه ی مقاومت اسلامی تحت رهبریت دارالاسلام ایران در شرق سوریه حمله کرد

پس از حملات مرگباری که آمریکا و صهیونیستها در سوریه و عراق و سرزمینهای اشغالی فلسطین تحمل کرده اند دارالکفر و دارالحرب آمریکا به وسیله دو فروند جنگنده F۱۶ طی حملاتی به مقر نیروهای مقاومت در البوکمال سوریه، دو مقر مقاومت را مورد هدف قرار داده است.

گفته می شود این تاسیسات به دستور بایدن سگ روم بمباران شده اند.

پنتاگون اعلام کرد : اطلاع نداریم که آیا اعضای ایرانی سپاه پاسداران در دو مرکز مورد هدف در شرق سوریه حضور  داشته‌اند یا خیر!

وزیر جنگ آمریکا گفت: حملات صورت گرفته در سوریه به منظور دفاع از خود بوده و تغییر رویکرد واشنگتن در قبال درگیری بین اسرائیل و حماس به شمار نمی‌رود!

گروه های مقاومت نیز در پاسخ به حمله هوایی آمریکا به شرق سوریه، دقایقی پیش پایگاه نظامیان آمریکایی در میدانی نفتی العمر در شمال شرق استان دیرالزور سوریه را با شش موشک هدف قرار دادند.

آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار به روزشمار پایان تدریجی خود از سرزمینهای اسلامی نزدیک شده اند باذن الله، و این حرکات ایزائی نمی تواند آنها را نجات دهد.

حمله به مرکز جاسوسی صهیونیستها در فرودگاه اربیل(هولیر) عراق و کنسولگری آمریکا در اربیل(هولیر)

همین الان حملات پهبادی به ساختمان حمله پهپادی به ساختمان کنسولگری و پایگاه نیروهای آمریکا در محله شورش در أربیل (هولیر) مرکز استان أربیل در شمال عراق صورت گرفت .

آمریکا متحد اصلی و شریک جرم صهیونیستهای کودک کش و جنایتکار است و بدون شک باید بهای این شراکت را پرداخت کند.

  همین امروز باز ما شاهد بودیم که بە آن بخش از فرودگاە هولیر(اربیل) که مرکز جاسوسی صهیونیستها و پایگاه اشغالگران آمریکایی در مجاورت فرودگاه اربیل است حمله شد.  

حملات علیه کاروان‌ها و مقرهای نیروهای آمریکای اشغالگر در مناطق مختلف عراق و سوریه جریان دارد.

ای کسانی که خودتان را به ظاهر دلسوز مردم مسلمان غزه می دانید: اگر غزه دور است و دستتان به آن نمی رسد اما آمریکا و مراکز آمریکائی به شما نزدیک است؛ ثابت کنید که در ادعای خود در دفاع از مردم مسلمان غزه صادق هستید و دروغ نمی گوئید و اشک تمساح نمی ریزید.

سپه‌سالار ۲۷ جنگ مشهور

سپه‌سالار ۲۷ جنگ مشهور

به قلم: محمدداود مهاجر

آیا می‌شناسید آن مرد مجاهد کیست؟ دلاورمردی که ۲۷ جنگ مشهور تاریخ را قیادت نمود و در همهٔ آن‌ها خودش نقش مؤثر و مرکزیت را داشت. او در جنگ‌های خود، در هر یکی، تاکتیک‌های بی‌نظیری را پیاده می‌کرد. او شخصیتی است که مدرسه‌ای بزرگ بنا کرد و به تربیت رجال پرداخت. او توانست مردان بزرگی به جامعهٔ اسلامی تقدیم کند؛ مردانی که نمونه و نظیر آن‌ها در تاریخ، بسیار کم است. من از شخصیتی سخن می‌گویم که توجه نویسندگان، بیشتر به بخش‌های تربیتی و علمیِ آن بوده است؛ اما در مورد جنگ‌هایی که او رهبری کرده است و همواره پیروز میدان بوده، بسیار کم بوده است. جنگ و کشتار گرچه فی‌نفسه مستحسن به‌نظر نمی‌رسد؛ اما در بسیاری از موارد -همانند جراحی دانهٔ سرطان و غیره- واجب است و جای‌گزین دیگری برایش نیست.

جنگ در راه اسلام، به «جهاد» تعبیر می‌شود؛ به‌خاطر دفع موانعی که زیر راه نشر اسلام اند و اجر و مزدش آن‌چنان بالاست که آیات قرآن و سنت، نظیری برای آن قایل نشده‌اند؛ چون عملی دشوار و پرپیچ‌وخم است. نویسندگان عموما به بخش‌های علمی، تربیتی و فرهنگی یک شخصیت مهم تاریخ، بیشتر توجه کرده و در آن باب می‌نویسند؛ اما از زاویه جنگ‌هایی که او رهبری کرده است کمتر اعتنا شده است و یا زیاد برجسته‌اش نمی‌کنند. شخصیت بزرگ و سپه‌سالار مورد نظر من، ذات مقدس پیامبر اسلام -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- است؛ دلاورمردی که با نفس نفیس خود در ۲۷ جنگ (غزوه)، عملا اشتراک ورزیده‌اند، رهبری کرده‌اند، لباس جنگی و زره پوشیده‌اند، شمشیر و سپرهای مختلفی را در دست گرفته‌اند، زخم خورده‌اند، در میان خاک و خون غلط خورده و افتیده‌اند، آغشته به خون شده‌اند؛ کسانی را خود مبارک با شمشیر و تیر خود از پای درآورده‌اند و حتی بسا کسانی را -باوجود چسبیدن به پردهٔ بیت‌الله- امر به کشتن داده‌اند.

شخصیت مبارک ایشان، در باب جهاد، خستگی‌های زیادی را متحمل شده‌اند؛ سفر تبوک، طولانی‌ترین سفری بود که مبارک -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- خودش مشقت‌های راه را به دوش کشیدند و بیشتر از نیمی از حیات مبارک ایشان -بعد از بعثت- در صحنه‌های جنگ و جهاد سپری شده است. جهاد، جزئی لاینفک از حیات یک مؤمن حقیقی است. هر مؤمن چه عالم باشد و چه محصل؛ چه مؤمن عادی و کارگر؛ اما باید به جهاد، تربیت جهادی، اعداد و جنگ‌های احتمالی در برابر دشمنانِ قسم‌خورده -که بیشتر از تعداد موی سر اند- آمادگی کامل داشته باشد. {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ} «مسلّماً براى شما در رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- سرمشق خوبی است».

سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۲)

سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۲)

به قلم: عبدالحسیب هراتی

قوانین سیکولریزم و دیموکراسی و تکفیر آن!

اول قانون:

بنیاد سیکولریزم و دیموکراسی به مردم استاده است که قوانین به دل مرم و به خوش مردم جور میشود’اگر اکثریت مردم کدام قانون را انتخاب کردن همین قانون وضعه میشود.

حالانکه قانون ساز اوحکومت ساز الله عزوجل است’هیچ کس دیگر حق ندارد که قانون جور کند’اگر کس دیگر قانون جور میکنند این حالت را شرک کلان کفر گفته میشود.

الله عزوجل در سوره کهف میفرماید: ولا یشرک فی حکمه احد (سوره کهف)(۲۶) ترجمه: الله عزوجل در قانون و فیصله هیچ کس را شریک نه میکنند.

از ایات کریمه واضح معلوم میشود که کس خود را قانون ساز میگیرد این حالت شریک ساختن است با الله عزوجل و دعوه کردن است از ربوبیت نعوذ بالله.

در سیکولریزم و دیموکراسی فیصله به اکثریت و پارلمان میشود که این هم دعوه ربوبیت گفته میشود بخاطر که الله عزوجل قانون ساز است قانون الله عزوجل در هر وقت و زمان قابل قبول است کسی که از این انکار میکنند انهار کافر گفته میشود پس کسی که خود را مسلمان میگویند از این دیموکراسی وجمهوریت باید دور باشد

پیروان سیکولریزم و دیموکراسی قانون الله عزوجل را کمتر میبنند به قانون که خود ساخته انسان دیموکرات است پس این حالت از مسخره گیری است برای اسلام.

در ایات های مختلف الله عزوجل میفرماید که قانون ساز و فیصله کننده مه استم پس به انسان لازم است که الله عزوجل را قانون ساز و فیصله کننده قبول کند.

مثل که الله عزوجل در سوره یوسف میفرماید : ان الحکم الا لله امر الا تعبدو الا ایاه . ترجمه: به تحقیق که قانون (حکومت) از طرف الله است و امر میکنند که تابعداری دیگران را نه کنید.

قانون دوم دیموکراسی:

وطنیت:

وطنیت در دیموکراسی یک عقیده کفری و بد است،که نه تنها اسلامی امت را به کشور ها و سمت ها تقسیم کرد، بلکی بچه ها امت اسلامی را وطنیت را بشتر معرفی کرد نسبت به اسلام، محبت کشور را غالب ساخت به اخوت اسلامی.

ملل متحد( ملل ملحده) در چوکات سیکولریزم و برای عقیده وطنیت خاک اسلامی را به سرحدات و به نام های مختلف تقسیم ګردید.

برای هر کشور خط های فرضی سایکس بیکو جور ساخت و برای دفاع این خط ها فرضی تذکیره،کارت شناخت ،پاسپورت،و دیګر قوانین وضعی را جور ساخت، و در داخل کشور ها اتش را در داد.

خود ساخته معقوله و خود ساخته احادیث جعلی را احادیث صحیح معرفی کردن،مثل حب الوطن من الایمان که همرای کشور محبت کردن از ایمان است

پس این یک جعلی و خود ساخته حدیث است که هیچ حقیقت ندارد.

در کتاب ها احادیث هیچ حقیقت ندارد و نه کدام سند را پیش کرده میتواند.

به این عقیده وطنیت زیات مردم را رنګ ساخت.

و از وطنیت یک معبود (اله)جور کردن.

ما و شما این حالت را به چشم های خود مشاهده کردیم، که احکامات اسلام را پاین تر میکنند و بت وطنیت را بالا میکنند.

شما در هر جای شعار ډیموکراټانو را دیده خواهد بودی،( خدا،وطن،ملت) در این جای وطنیت را به الله عزوجل یک جای پیوست ګردیده است،حالانکه این شعار ایشان دروغ است، بخاطر کشور خود حکم الله عزوجل را معطل میسازند.

یک سبب کفر وطنیت این اسلام در  سبب اخوت و براردی دین اسلام است اما در وطنیت به دین اسلام نیست مثلا،

شما مشاهده میکنید که شیعه ها غلیظ کافر است اما این بنده های وطنیت این ها برادر خطاب میکنند.

به سیکها او هندوها که حمله شود این حکومت او بعضی از دیګر بنده های دیموکراسی این حمله را تروریستی ګفتند،حتی مردارهای این مشرکین را شهید خواندن،که در دین اسلام کافر را برادر خطاب کردن کفر است.

شما غزوات محمد عربی ص را مشاهد کنید اول جهاد را در کشور خود شروع کرد،در اول خویشاونهای خود را کشته است، و همچنان مردم قریه خود را قتل کرد،اما در دیموکراسی مطلق جهاد حرام است و شخص که جهاد میکند مجرم شناخته میشود.

زندان های این طواغیت و بنده های وطنیت از مجاهدین پر است و انها را میګویند چزا شما جهاد میکردید.

اګر در داخل یک کشور بی عزتی الله عزوجل و محمد رسول الله شود و یا از دیکر شعایر اسلام این مردم را مجرم ګفته نمیشود و قتل انها را حرام میګویند.

در این زمانه بت کلان وطنیت است که در وطنیت هیچ اعتبار یه احکام دین اسلام داده نمیشود.

ادامه خواندن سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۲)

عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران : آمریکا شریک جرم قطعی جنایت رژیم صهیونیستی در غزه است

عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران : آمریکا شریک جرم قطعی جنایت رژیم صهیونیستی در غزه است

رهبر انقلاب هم‌اکنون ۱۴۰۲/۰۸/۰۳ ش در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت شهدای استان لرستان:

  • آمریکا شریک جرم قطعی جنایت رژیم صهیونیستی در غزه است
  • حضور روسای کشورهای ظالم و شرور در سرزمین‌های اشغالی نشان دهنده نگرانی آنها از متلاشی شدن رژیم صهیونیستی است.
  • دولت‌های اسلامی نباید در مقابل جنایتکاران منفعل شوند. پیروزی قطعاً برای فلسطین است.
  • قضیه غزه از یک سو صحنه مظلومیت و از سوی دیگر صحنه اقتدار است

رهبر دارالاسلام و انقلاب اسلامی در این دیدار گفت:

یک نکته‌ی اصلی دیگر هم این است که در این قضیه آمریکا شریک جرم قطعی جنایتکاران است. یعنی در این جنایت دست آمریکا تا مرفق در خون مظلومان و کودکان و بیماران و زنها و اینها داخل شده و آلوده است. در واقع او دارد به یک نحوی مدیریت میکند این جنایتی را که در غزه دارد انجام میگیرد. آمریکاست که دارد مدیریت میکند.

این که شما مشاهده میکنید که رئیس جمهور آمریکا، رؤسای کشورهای ظالم و شرور، انگلیس، فرانسه، آلمان پی در پی خودشان را میرسانند آنجا، برای چیست این؟ چون می‌بینند دارد متلاشی میشود، می‌بینند دارد نابود میشود، این را می‌فهمند. خودشان را می‌رسانند که از نابودی جلوگیری کنند.

اگر خطر تلاشی و نابودی رژیم غاصب را تهدید نمی‌کرد، این اشرار عالم محتاج نمی‌دیدند خودشان را که هی مرتب پشت سر هم بیایند آنجا، اظهار همبستگی کنند. نشان‌دهنده این است که ضربه ضربه بسیار محکم و تعیین کننده ای بوده و خب رژیم ضربه‌خورده‌ی، زخم‌خورده‌ی، از پاافتاده در واقع، که به زور دارند سر پا نگهش می‌دارند، با تسلیحات و بمبهای کذایی و اینها، این چون زورش به رزمندگان نرسید و زورش به رزمندگان نخواهد رسید، انتقامش را از مردم بی‌دفاع و مظلوم می‌گیرد، بمب روی سر آنها می‌ریزد.

رزمندگان همچنان آماده، آماده‌ی اقدام و حفظ‌کننده‌ی روحیه و انگیزه و توان اقدام در این مدت بوده‌اند و بعد هم ان‌شاءالله خواهد بود.

آنچه که بنده تاکید میخواهم بکنم این است که دولتهای مسلمان باید در این قضیه قافیه را نبازند، اینجور نباشد که خیال کنند حالا بایستی چون یک غلطی آمریکاییها میکنند یا بعضی کشورهای غربی دیگر میکنند مدافعین از خانه و وطن را تروریست می‌نامند، اینها همان را تکرار کنند! کسی که از خانه‌ی خود، از میهن خود دفاع میکند در مقابل دشمن، این تروریست است؟!

آن دولت جعلی و ظالمی که خانه‌ی او را غصب کرده تروریست آن است، دولتهای مسلمان مراقب باشند، سخنگویان سیاسی مراقب باشند حرف آنها را تکرار نکنند و بدانند که در این قضیه و در قضایای بعدی قطعا فلسطین پیروز خواهد بود. دنیای آینده دنیای فلسطین است، دنیای رژیم غاصب صهیونیستی نیست و آینده متعلق به اینهاست. تلاشی که اینها دارند میکنند، بله ظلم میکنند، جنایت میکنند، فاجعه‌آفرینی میکنند لکن بیهوده است به جایی نخواهد رسید ان شالله باذن الله تعالی.

سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۱)

سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۱)

به قلم: عبدالحسیب هراتی

قابل احترام مومن های ګرامي!

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته!

قسمی که از زمان ها برای مومنان دیموکراسی کفری حاکم شده است، و حقیقی دین اسلام را محکوم ساخته، نسل نوی مسلمان از اسلام حقیقی اګاه نیست، و به رنګ دیموکراسی رنګ شده اند،مثل وطنیت،  سکولریسم و دیګر لا دینت ها که این راه کفر برا ایشان اسلام معلوم میشود.

ما برای شما از تمام چیز ها اسلام حقیقی را واضح میکنیم و باز دیموکراسی کفری را که شما بیبنید که این امت در چقدر ګمراهی کلان واقع شده است. همرای ما باشید تا از طرف استاذ عبدالحسیب هراتی به زبانها دری و پشتو به شکل مسلسل نوشته ها نشر مبشود.

ارزومند استیم تا نوسته ها ما را به دقت مکمل بیبنید، و رفیق های دیګر را به درس های مسلسل دعوت کنید، تا مسلمان های مسیر درست خود را تعقیب کند،و از راهای ګمراهی خود را نجات بدهد.

اسلام:-

اسلام به معنی تسلیم شدن  و گردن ماندن است’ و به اصطلاح به تمام اوامر الله عزوجل انقیاد و گردن ماندن است.اسلام یک دین جامع است ‘ که از تحریف  پاک است’ احکامات اسلام تمام اش اسمانی است’ومسلمان ها تابعداری اسلام را خواهد کرد.و مسلمان در حدود اسلام زندگی خواهد کرد’ اگر یک نفر از این حدود تجاوز میکند’در دین اسلام این نفر مجرم حساب میشود’حتی در بعضی اوقات یک نفر مرتد شمار میشود’و از دین اسلام خارج میشود.

وقت که یک نفر در اسلام داخل میشود  باید کلیمه طیبه شهادت خواهد داد. که اکثریت مردم ها به معنی اصلی ‘قرانی و نبوی نه میفامند’تابعداری خواهش را میکند. طلب اسمانی کلمه طیبه که لا اله الا الله

معنی نیست اله مگر یک الله است ‘باز این کلیمه در روشنی قران به دو بخش تقسیم شده است ‘اکر در این دو رکن عمل نه شود یک نفر مسلمان حساب نه میشود.

ارکان کلیمه طیبه:

کلیمه طیبه دو ارکان دارد:

رکن اول: به طاغوت کفر کردن( کفر بالطاغوت)

رکن دوم: به الله عزوجل ایمان( ایمان بالله)

اول کفر بالطاغوت: در کلیمه او لفظ لا اله است که این را نفی میګویند، که مطلب اش به طاغوت کفر کردن است.

طاغوت: لفظ طاغوت از طغیان ګرفته شوده است و به معنی تیر شدن از حد است، و در اصطلاح طاغوت عبارت است از کافر. و کفار بعد از شیطان و در میان انسانها  پنج طاغوت یا کافر اصلی است.

شخص با کفر به طاغوت یعنی با کفر به شیطان و سپس با کفر به کفار ۵گانه ی آشکار میان انسانها یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷) و بعد، با قبول الله از کانال محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم به جای تمام این طاغوتها و اله ها و جاهلیتهایی که توسط این طاغوتها تولید شده اند وارد دین اسلام می شود و به همین سادگی مسلمان می شود؛ که چکیده ی آن می شود: أيُّها النَّاسُ قولوا لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ تُفلِحوا.[۱] می شود شهادتین: أشهَدُ أنْ لا إلهَ إلَّا اللهُ، أشهَدُ أنَّ مُحمَّدًا رسولُ اللهِ؛ و با برپا داشتن نماز، این اسلام و مسلمان شدن خودش را نشان می دهد.

دلیل قرانی: فمن یکفر باالطاغوت ویومن بالله فقد استمسک بالعروة الاثقی( سوره البقره) ترجمه: کسانیکه به طاغوت کفر کرد ‘ و بعدا به الله عزوجل ایمان اورند به شکل یقینی زنجیر را محکم گرفته است که بریدن نه دارد.

در ان وقت کلیمه یک نفر درست است که در ابتدا با طاغوت کفر کنند وبعدا با الله عزوجل ایمان داشته باشد.

ادامه خواندن سکولریزم و دموکراسی کفری و بت ناسیونالیزم و وطنیت(۱)

این داعش در افغانستان را کی درست کرد؟ مشکلش با طالبان چیه؟

این داعش در افغانستان را کی درست کرد؟ مشکلش با طالبان چیه؟

 به قلم: مُلا نور احمد فراهی(زید)

فرقه ی نجدی دوله که از تفکرات نجدیت تغذیه می شود به صورت منهجی و عقیدتی با مسئولین فکری ا.ا افغانستان کنونی که ریشه های فکری آنها به دیوبندیسم آمیخته با تصوف برمی گردد مشکل دارد.

در سال ۲۰۱۵ن زمانی که دوسال قبل از آن عمر سوم بنیانگذار امارت اسلامی افغانستان به شیوه ای مشکوک وفات کرده بود و نه مرگ او اعلام می شود و نه امیری به جایش انتخاب می شد نوعی خلاء رهبریت وجود داشت و دسته هائی دیگر به نام مُلا عمر بیانیه می دادند و… در این زمان دسته هائی از اعضای امارت اسلامی به رهبری حافظ سعید خان زمانی را تعیین کردند که اگر در این زمان مساله رهبریت مشخص نشود اینها از امارت اسلامی جدا می شوند. در زمان تعیین شده اتفاقی نیافتاد به همین دلیل اینها به دوله به رهبری ابوبکر بغدادی بیعت دادند و شاخه خراسان دوله را به وجود آوردند.

در این زمان مرکز تحولات اصلی فکری طالبان در پاکستان بود؛ مثلاً رحیم الله حقانی که سال گذشته توسط فرقه نجدی دوله در کابل ترور شد به شدت مخالف تفکرات نجدیت و شیعیان بود و همان قیچی کاری های فرقه ی دوله در مورد شیعیان را تکرار می کرد و حتی می گفت اگر رهبریت طالبان اجاره دهد در عرض یکسال تمام نجدی ها(سلفی ها) را در افغانستان تمام می کند و… و افرادی چون مفتی عبیدالله انور نیز کتاب بی اساس « لومړني او وروستني خوارج» یا به فارسی «خوارج اول و آخر»را بر اساس کلی گوئی هائی در مورد خوارج و فتوای مفتی های جاهل اکثراً ساکن در دارالکفرهای انگلیس و اردن و مزدوران ادلب نشین و… در تأئید جنایات هم مسلکانش در برابر پیروان نجدیت تالیف می کنند و…

عبیدالله انور در این کتاب می گوید: «برخورد با خوارج برعکس دیگر گروه‌های مبتدع(بدعت‌گذار) می‌باشد. به معنای اینکه با باغی‌ها(خروج‌ کنندگان بر امام) جنگ می‌شود تا اینکه در طاعت امام داخل شوند و نیز اسیران و زخمیان‌شان کشته نمی‌شوند ولی در مورد خوارج گفته شده که مانند عادیان (قوم کافر عاد) کشته شوند.» این شخص جاهل نه تنها احادیث را نفهمیده بلکه حتی اگر خوارجی در حد خوارج زمان خلافت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه هم وجود داشته باشند باز نه زخمی های آنها کشته می شوند و نه از آنها اسیر گرفته می شود تا زندانی شوند و نه فراری های آنها تعقیب می شوند و اگر به طاعت امام در آمدند همچون سایر مسلمین با آنها برخورد می شود. مگر ابن عباس چند هزار خوارج اصلی را به اهل جماعت برگرداند و…؟

در برابر این تفکر به شدت انحصارطلبانه ی گمراه، تفکر نجدیت به رهبری کسانی چون شیخ جلال الدین وجود داشت که این شخص هم به خاطر مناظره هایش با تفکرات حنفی های صوفی مسک مرجئه زده مشهور شده بود و اینهم با مشرک خواندن اکثریت مطلق مسلمین و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و تفکیر نابجای مسلمین به سبک دیگری و در مواردی اساسی مسیر انحرافی و مخالف با منهج صحیح اهل سنت و اهل جماعت را طی می کرده است. بعد از تشکیل شاخه خراسان دوله در ننگرهار، شیخ جلال الدین به همراه شیخ قاسم و شیخ ابویزید عبدالقاهر و صدها نجدی دیگر به این شاخه ملحق شدند و به این شکل دوله در افغانستان شکل گرفت و به تدریج نیرو گرفت.

فرقه ی نجدی دوله به ناحق و جاهلانه پیروان طالبان را مشرک و مرتد می دانند؛ و در برابر، پیروان طالبان نیز جاهلانه و به ناحق پیروان فرقه ی نجدی دوله را خوارج و در مواردی کافر می دانند.

عبدالصبور قندهاری که از فعالین فکری فرقه ی نجدی دوله است در کتابش تحت عنوان «آیا طالبان فعلی پیروان حنفیت هستند؟» بر این باور است که طالبان کنونی بسیاری از رفتارهایش متأثر از سکولاریسم و دموکراسی غربی است و از اندیشه ها و فقه امام ابوحنیفه دور شده اند و مثالهای می آورد و می گوید مثل: قبول کردن ملی‌گرایی، دموکراسی و حقوق سکولار زنان، دوستی و کمک گرفتن از کفار به خصوص آمریکا، تعطیلی شریعت، منابع مالی غیر شرعی، به رسمیت شناختن صوفیان و خرافات و بدعت‌ها، به رسمیت شناختن شیعیان، اسلامی دانستن حکومت‌های ایران، پاکستان و قطر و …

هم منحرفین میان ا.ا افغانستان و هم نجدیت در این مواردی که همدیگر را متهم به مرتدبودن یا خوارج بودن می کنند مسیری برخلاف منهج صحیح اسلامی را طی می کنند و با آنکه با همدیگر اختلافات عمیق منهجی و عقیدتی دارند با منهج صحیح اسلامی اهل سنت و جماعت هم اختلاف دارند.

فرقه نجدی دوله(داعش) و گروههای مسلح سوریه و ادلب نشین کنونی

فرقه نجدی دوله(داعش) و گروههای مسلح سوریه و ادلب نشین کنونی

به قلم: ابوخالد کوردستانی

فرقه ی نجدی دوله را دو ابزار زیر بنائی ساخت:

  1.  تفکرات نجدیت که اساس و پایه ی شکل گیری این فرقه بود و فرقه ی نجدی دوله صادقترین فرقه در عمل به نجدیت بود و می توان گفت نجدیت یعنی همین و کسانی که ادعای نجدیت دارند اما مثل فرقه دوله عمل نمی کنند یا اهل تقیه و دغل باز هستند و منتظر فرصت یا جاهل به منهج نجدیت هستند و التقاطی.
  2. اشغالگری های آمریکا و ناتو و سایر کفار و جنایاتی که این کفار سکولار و مزدورانشان در حق فرقه های معروف به اهل سنت مرتکب شدند و این وحشی گری ها و مبارزات فرقه ی نجدی دوله در برابر این وحشی گری ها باعث شدن مردم به فرقه ی دوله همچون یک ناجی نگاه کنند.

در مورد فرقه ها و احزاب مختلف شمال سوریه نیز که امر بر این است: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» (بخارى۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴ ومسلم۱۸۴۷) ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، باید عرض کنم اینها دروغها و تدلیس ها و جنایات و خیانتهائی را مرتکب شده اند که غیر قابل کتمان و پوشاندن هستند.

هرگز فراموش نخواهد شد؛حمایت و خدمات که جیش علوش، فیلق الرحمن، أحرار الشام، جيش الحرّ و جبهة الجولاني بعد متحد شدن شان به دشمنان اهل سنت کردند؛

هرگز فراموش نخواهیم کرد؛ جرایم که زهران علوش بعد همکاری با جولانی مرتکب شد، از جریمه های شان… قتل عام جوانان اهل سنت با متهم کردن به انواع اتهام ها در منطقه غوطه…!

 باید در مورد این گروههای و فرقه های مختلف بگوئیم از زمانی که اینها دهها فرقه بوده و رسول الله صلی الله علیه وسلم امر کرده که از تمام این فرقه ها و فرقه بازها دوری شود«فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»و از روزی که علیه همدیگر اسلحه کشیدند و قتال الفتنه را شروع کرده اند و تا امروز اعمالی منافی با اسلام و جنایت غیر قابل توجیهی در برابر هم انجام داده اند و شروع به کشتن مهاجرین و مجاهدین کرده اند همان روزها قیام فضیلت اش را نزد این فرقه ها و احزاب مختلف گروه های معارض از دست داده بود.

اما جالب است بدانید زمانیکه حملات هولناک هوایی آمریکا و ناتو و روسیه و نزدیک به ۹۰ کشور دنیا بالای شهرهای فرقه نجدی دوله در شام آغاذ شد همین فرقه ها که امروزه خیانت آنها و جنگ آنها در راه اهداف آمریکا و ناتو واضح و آشکار شده است گفتند؛ روسیه و امریکا و ناتو با داعش پروتکول دارد و حملات شان دروغین می باشد” والله المستعان”

تا اینکه حملات بی وقفهِ زمینی و هوایی، ولایت رقه و برکه و الباغوذ را خاک یکسان کرده و زندگی در آنجا ناممکن ساخت…!

نتیجه؛ آنچه که می بینید… از سوار شدن بس های عار گرفته تا تسلیم نمودن انبوه ی از “انبار هاي تسلحاتی” و آوردن ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به شام و تسلیم نقشه ها و برنامه های ناتو شدن که همه دال بر رسوایی این فرقه ها هستند.

گروههای نجدی ادلب نشینی که نجدیت را هم قربانی کرده اند

گروههای نجدی ادلب نشینی که نجدیت را هم قربانی کرده اند

به قلم: مجاهد مهاجر

همه می دانیم که نزدیک به ۴ سال است که هیچ گونه جهادی در اطراف ادلب سوریه وجود ندارد و گروههای مسلح مختلف ادلب نشین تبدیل شده اند به فاصولیاخورهایی که هر چند وقت یکبار چند راکت به سوی روستاها و شهرهای تحت حاکمیت بشار اسد و متحدینش شلیک می کنند که منجر به کشته شدن چند نفر نظامی و چندین برابر غیر نظامی از اهل سنت می شود.

البته رژیم بشار اسد و متحدین آن هم در واکنش به این راکت پراکنی ها شروع می کنند به گلوله باران و حتی بمباران روستاها و شهرهای تحت حاکمیت این گروههای مختلف ادلب نشین که باز منجر به کشته شدن چند مسلح و چندین برابر غیر مسلح می شود.

کشته های غیر نظامی هر دو طرف از زنان و کودکان و مردان و زنان اهل سنت هستند. یعنی هر طرف که راکتی شلیک می کند آنکه کشته می شود از اهل سنت است.

این گروههای ادلب نشین نه تنها در این قتال الفتنه ای که شروع کرده اند تابع هیچ یک از مذاهب اهل سنت نیستند بلکه حتی نجدیتی که به آن هم اعتقاد دارند را قربانی اهداف و نقشه های گروه مسلح خودشان و در نهایت قربانی دستورات آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه کرده اند.

به همین دلیل ولاء و براء عملی آنها هم تابع همین سیاستهای دیکته شده از سوی حکومت سکولار و مرتد ترکیه به آنهاست. حکومت سکولار و مرتد ترکیه بگوید فلان شخص یا فلان گروه و حزب باید محدود و یا حل شود، و یا امروز باید جنگ شود یا امروز باید عقب نشینی شود و… فوراً فلان گروه و حزب و گروه از دوستی می افتد و تبدیل می شود به دشمنی که باید با او برخورد کرد و…

گروه مافیایی جولانی که خودش برحق ترین گروه و فرقه نجدی و غیر نجدی ادلب نشین می داند تمام دشمنی و دوستی هایش فقط بخاطر دستوراتی است که به آنها از کانال حکومت سکولار ترکیه می رسد و جماعتی هست که در آن عضو هستند، و برای کسانی که در این گروه ها عضوند این چیز غیر طبیعی نیست بلکه باید همین گونه باشد.

دارودسته ی جولانی و امثال گروه فتاحی حتی در همان ادلب هم روزی از روز ها برای آرمان های نجدی که از آن طرفداری می‌کنند هیچ کار عملی‌ای انجام نداده اند و فقط همه‌اش شتر در خواب بیند پنبه‌ دانه و لاف های لات های کوچه-خیابانی بوده است! اما در دشمنی با سایر جماعتها و فرقه هیا نجدی چون القاعده و انصارالاسلام و جماعت مسلم چچنی و… به حدی افراط می‌کنند و توحش به خرج می دهند که آدم انگشت به دهان می‌ماند!

زمانی هم به مجادله ها و نزاع های دارودسته ی جولانی با گروههای دیگر نجدی مسلح مخالف خودش نگاه می‌کنی تنها به کتب و مقالات منتشر شده از سوری جماعت خودش برای باطل بودن طرف مقابل استناد می‌کند نه به اقوال علمای مذاهب مختلف اسلامی و حتی علمای نجدی مورد پذیرش خودشان! و اینجاست که می بینم که نجدیت هم قربانی نقشه ها و اهداف و سناریوهای طراحی شده توسط آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه قربانی می شود حالا چه رسد به فقه مذاهب اسلامی اهل سنت و جماعت و کلام الله متعال را به یاد می‌آوریم که می‌فرماید: كُلُّ حِزْبٍۭ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ…