احمد مسعود پنجشیری خواستار روابط با اسرائیل و کمک آن کشور علیه طالبان شده است

احمد مسعود پنجشیری خواستار روابط با اسرائیل و کمک آن کشور علیه طالبان شده است

احمد مسعود پنجشیری مرتد که به عنوان رهبر جبهه ی به اصطلاح بغاوت شناخته می شود در گفتگوی اختصاصی بامعاریو رژیم صهیوینستی خواستار روابط با اسرائیل و کمک صهیوینستها علیه امارت اسلامی افغانستان شد.

وقتی هنری لوی یهودی در پنجشیر گشت و گذار میکرد وبا جبهه مقاومت هم پیاله میشد نباید تعجب کرد از ارتباطات آنها با اسرائیل…

جروزالم پست بیان کرد که احمد مسعود حاضر به پذیرش کمک و حمایت دولت اسرائیل شده و در این زمینه گفته است: «از هر طرفی که ما را حمایت کند، از جمله اسرائیل، درخواست کمک داریم.»

جروزالم پست باز فاش می کند که فرزند احمد شاه مسعود در مصاحبه با معاریو اسرائیلی گفته است که «تمایل دارد با اسرائیل در یک طرح صلح منطقه ای همکاری کند.» وی سپس می‌افزاید: اعتقاد دارم که همه باید برای پیشرفت بشریت در مواجهه با تاریکی، تروریسم و جهل، متحد عمل کنیم.»

احمد مسعود آنگونه که جروزالم پست در گزارش خود آورده، در مصاحبه با معاریو اعلام کرد که قصد رئیس جمهوری شدن ندارد و هدفش تنها تشکیل یک دولت دموکراتیک در کشورش است.

احمد مسعود برای جلب حمایت‌های بیشتر از جنبش مقاومت علیه شبه‌نظامیان طالبان موسوم به «جبهه پنجشیر» که رهبری آن را برعهده دارد به تازگی به اروپا سفر کرده و در پاریس از کتاب خود به نام «آزادی ما» رونمایی کرده است.

این کتاب جایزه ادبی مسجد بزرگ پاریس را به خود اختصاص داد که طی مراسمی با حضور احمد مسعود به وی اعطا شد.

البته طبق معمول زمانی که چنین خیانتی فاش می شود اولین اقدام دوستتداران این خائنین این است که این خیانت را انکار کنند و خود خائنین سکوت می کنند چون می دانند خائن است و دچار خیانت شده اند.

اما ای احمد مسعود مرتد: کم کم طینت خوده نشان میتی چه‌کاره هستی. رقصی برای برنارد هانری، رقصی برای اروپای سکولار، رقصی برای صهیونیستهای اشغالگر، و در فردای این رقص، رقصی هم برای لات هند، منات چین و عزای سازمان کـ ـفری ملل، بیانگر برگشت تو به‌اصالت توست. پدر مرتدت هم همین مسیر را رفت و….

اینهمه سرو صدا بر علیه افغانی های ساکن دارالاسلام ایران برای چیست؟  

اینهمه سرو صدا بر علیه افغانی های ساکن دارالاسلام ایران برای چیست؟  

به قلم: یدالله کریمی پور

عده ای بر اینب اورند که افغانی ها ایران و بازار کار ایران را تسخیر کرده اند، ارزیابی من در باره این باره  چنین است:

۱- چند درصد جمعیت کشور

بالاترین نرخ رسمی شمار پناهندگان افغانستانی در ایران ۴/۵ میلیون تن برآورد شده است. در برخی منابع این رقم تا ۶  میلیون هم آمده است. من با پذیرش شایعات و حدس و گمان های عوامانه، فرض می گیرم ۱۰ میلیون افعانستانی در ایران مستقرند. در این صورت با احتساب جمعیت ۸۷ میلیونی ایران و افزودن ۱۰ میلیون پناهنده، نسبت آنان در کل جمعیت کشور به ۱۰/۳% می رسد؛

۲- دیگر کشورهای تسخیر شده

از جمعیت ۹/۲ میلیونی امارات متحده عربی، ۸/۷ میلیون خارجی و تنها ۱/۴ میلیون تن اماراتی هستند یعنی ۸۸ درصد جمعیت این کشور. امارات مهاجر پذیر ترین کشور  جهان دانسته می شود. همچنین از ۲/۶ میلیون جمعیت قطر، ۲/۳ میلیون، مهاجرند. در برخی منابع رقم اتباع خارجی قطر، ۸۸% تخمين زده شده است. هم چنین درصد مهاجران در بحرین، کویت، عربستان و عمان به ترتیب ۴۵%، ۶۵%، ۳۸% و ۵۵% می باشند. (ماخذ: حاجیانی،‌ ابراهیم؛ مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه). بر این پایه، هر ۶ کشور حوزه جنوبی خلیج فارس با وجود درصد اندک شهروندان بومی، باید تسخیر شده پنداشته شوند. نه؟! ولی چرا در این کشورها بحث مهاجران،‌ مقوله ای عمده، اصلی و پر خطر برای یکپارچگی ملی محسوب نمی شود؟ پاسخ در گزاره ای کوتاه نهفته است: این ملت-دولت ها سازماندهی شده اند. ملتی که سازمان دهی شد، حتی چنان چه ۹۵% باشندگانش را مهاجرین تشکیل دهند، مصون خواهد ماند؛ بر عکس ملت بی سامان و بی سازمان، با ۹۵% بومی هم، آشفته و درهم و برهم است؛

۳-بسترهای تکوین پناهندگی

چرا افغانستانی ها به ایران، پاکستان، کشورهای جنوب خلیج فارس و دهها کشور دیگر پناهنده می شوند؟ چرا امواج مستمر مهاجرت از افغانستان به فضاهای پیرامونی در جریان است؟ فارغ از غرق شدن در گرداب سناریوهای توطئه که مرا بدان راه نیست، بستر تکوین کوچ از مبدا به مقصد، مبتنی بر سه انگیزه موقت بنا شده است:

– جستجوی فضایی مناسب تر برای یافتن کار و درآمد بیشتر در مقصد؛

– جستجوی فضایی مناسب تر برای دسترسی به امنیت و آرامش در مقصد؛

– فرار از خانه و کاشانه به دلیل نداشتن امنیت شغلی- درآمدی، بسته تر بودن فضای زندگی در مبدأ.

در واقع دو عامل گریزاننده و جذب کننده مبدا و مقصد در این مسیر دخیلند. ببینید در حال حاضر وضعیت امنیت کسب و کار و زندگی در افغانستان چقدر تحمل ناپذیر شده که مردمش ناگزیر به کوچیدن به جمهوری های اسلامی ایران و پاکستان می شوند؟!!! چنان چه فضای درونی افغانستان به دلیل رشد بالای اقتصادی متحول شده و آرامش و امنیتی نسبی بر فضاهای زندگی مستولی شود، به گمانتان موج پناهندگی کمتر و حتی ایستا نخواهد شد؟ از کجا معلوم تا دهه آینده، افغانستان مانند امارات و عمان و ترکیه، به مقصدی برای ایرانیان جستجوگر کسب و کار و امنیت تبدیل نشود؟

۴- افغانیش آرزوست

ایران ۱۵ همسایه دارد؛تا کنون چند تن عرب کویتی، اماراتی، مسقطی، بحرینی، اماراتی و سعودی دیده اید که به عنوان نیروی کار در ایران بیل بزنند، یا با مته در خیابان گودبرداری کنند؟ چند تن ترک، ترکمنستانی، آذربایجانی، ارمنی، روس و قزاق را دیده اید که در گاوداری، مرغداری، جاده و تونل سازی کار کنند؟چرا کارفرمایان در بدر در پی نیروی افِغانی هستند؟ حتی گاه با مزد بیشتر. مگر نه این که بخشی از دلایل جذب افغان ها در بازار، وجدان کاری، امانتداری، سخت کوشی و اطاعت پذیری است؟ خب چرا با وجود این خوانش گسترده، امواج کوچ افاغنه قطع شود؟ مگر نه این که فضای کسب و کار جاذب و دلخواه آنان است؟

۵- همزبانی

یکی دیگر از دلایل جذب سریع نیروی کار افغانی در بازار کسب و کار ایران تشابه و دیرپایی گسترده فرهنگی- زبانی دو کشور است. چرا بازار کسب و کار ایران، در پی جذب بنگلادشی ها، خمرها، هندی ها، پاکستانی ها و…که ۸۰% نیروی کار کشورهای جنوب خلیج فارس را در دست دارند، نیست؟ به گمانتان پاسخ این پرسش در دیرنگی قرابت گسترده فرهنگی بین دو کشور نیست؟

ادامه دارد

واکنش طالبان افغانستان به کشته شدن چهار شهروند افغانستان در زندان‌های حکومت سکولار و مرتد پاکستان زیر شکنجه

واکنش طالبان افغانستان به کشته شدن چهار شهروند افغانستان در زندان‌های حکومت سکولار و مرتد پاکستان زیر شکنجه

دست‌کم چهارتن از شهروندان افغانستان در زندان‌های پاکستان جان باختند. این مهاجران پس از بازداشت زیر شکنجه پولیس سکولار و مرتد پاکستان جان باخته اند.

این در حالی است که در طی چند روز گذشته پولیس سکولار و مرتد پاکستان بیش از یک هزار پناه‌جوی افغان را بازداشت کرده اند.

پناه‌جویان افغان به گونه بی رحمانه‌ی در زندان‌های پاکستان شکنجه می شوند.

به‌دنبال نشر گزارش‌ها مبنی بر بازداشت و آزارواذیت پناه‌جویان اهل افغانستان در پاکستان ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی می‌گوید که اسلام‌آباد باید در برنامه اخراج  مهاجران افغان از آن کشور تجدید نظر کند.

مجاهد روز چهارشنبه، ۱۲ میزان، در صفحه اجتماعی ایکس نوشته است که  ‏برخورد پاکستان با مهاجران افغان قابل‌ قبول نیست.

او تاکید کرده است که مهاجران افغان در پاکستان در ناامنی‌های آن کشور دست ندارند.

مجاهد افزوده است: «تا زمانی‌که پناه‌جویان افغان با اختیار و به‌طور مسالمت‌آمیز پاکستان را ترک می‌کنند، باید حکومت پاکستان تحمل داشته باشد.»

گفتنی است که سفارت افغانستان در اسلام‌آباد، روز گذشته اعلام کرد که برخلاف تعهدات مقام‌های پاکستانی، بازداشت و آزارواذیت پناه‌جویان افغان در آن کشور ادامه دارد.

به‌گفته‌ این سفارت‌خانه، در دو هفته‌ گذشته دست‌کم یک هزار شهروند افغانستان بازداشت و چهار پناه‌جوی دیگر نیز به‌گونه مرموز در آن کشور به قتل رسیده‌اند.

در روزهای اخیر رسانه‌های پاکستان گزارش دادند که اسلام‌آباد تصمیم گرفته بیش از یک میلیون مهاجر افغانستان را اخراج کند.

مختصری از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای مسلمان نشین و مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی۱۴۰۲ش

مختصری از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای مسلمان نشین و مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی

آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دیدار مسئولان نظام، سفرای سرزمینهای مسلمان نشین، مهمانان کنفرانس وحدت و جمعی از قشرهای مختلف مردم نکاتی را بیان کرد که به صورت مختصر به آنها اشاره می کنیم:

  • احساس خطر قدرت‌های زورگو از تعالیم قرآن کریم علت طراحی‌های آنها برای اهانت به این کتاب الهی است
  • راه مقابله با دخالت آمریکا و قدرت‌های زورگو، اتحاد کشورهای اسلامی و اتخاذ خط مشی واحد در مسائل اساسی است
  • قمار عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی مانند شرط‌بندی روی اسب بازنده، محکوم به باخت است چرا که نهضت فلسطین امروز سرزنده‌تر و آماده‌تر از همیشه است و رژیم غاصب، رفتنی و در حال مرگ است.
  • خورشید تابان پیامبر اعظم بر گردن همه آحاد بشریت حق دارد و همه مدیون او هستند چرا که پیامبر همچون طبیبی ماهر و حاذق، نسخه معرفتی و عملی علاج همه دردهای اصلی مانند فقر، جهل، ظلم، تبعیض، شهوات، بی‌ایمانی، بی‌هدفی، مفاسد اخلاقی و آسیب‌های اجتماعی را به بشر عرضه کرده است.
  • خداوند در قرآن می‌فرماید پیامبر حیاتی ابدی به شما می‌بخشد که سعادت دنیا و آخرت شما را تأمین می‌کند که این حیات تمام‌شدنی و آسیب‌پذیر نیست بنابراین همه، مدیون پیامبر هستیم و ایشان بر بشریت حق حیات دارند.
  • راه ادای دِین به پیامبر «جهاد کامل در راه خدا» است و معنای جهاد فقط جهاد با سلاح نیست بلکه جهاد در همه میدان‌ها اعم از علم، سیاست، معرفت و اخلاق مصداق دارد و با جهاد در این عرصه‌ها می‌توان ادای دین به آن وجود مقدس را تا حد توان انجام داد.
  • دشمنی با اسلام از همیشه آشکارتر است، نمونه‌ای از این دشمنی‌ها اهانت جاهلانه به قرآن است ، یک ابله جاهل اهانت می‌کند و یک دولتی، حمایت می‌کند که این نشان می‌دهد مسئله صرفاً یک اقدام در صحنه و اهانت‌آمیز نیست ، به آن انسان نادان و جاهل کاری نداریم که برای تأمین مقاصد عناصر پشت پرده، خود را به شدیدترین مجازات‌ها و اعدام محکوم می‌کند، بحث بر سر طراحان این جنایت‌ها و کارهای نفرت‌انگیز است.
  • قرآن، کتاب حکمت و معرفت و انسان‌سازی و بیداری است و دشمنی با قرآن، در حقیقت دشمنی با این مفاهیم والا است. البته قرآن برای قدرتهای فاسد تهدید است چرا که هم ظلم را محکوم می‌کند هم انسان زیر ستم را که تن به ستم‌پذیری داده، ملامت می‌کند.
  • آیا در کشورهایی که به بهانه آزادی بیان اجازه اهانت به قرآن داده می‌شود، اجازه تعرض به نمادهای صهیونیستی را هم می‌دهند؟ با چه زبانی از این روشن‌تر می‌توان اثبات کرد که اینها تحت سلطه صهیونیست‌های ظالم، جنایتکار و غارتگر دنیا هستند.
  • «دشمن اتحاد کشورهای اسلامی کیست و اتحاد مسلمانان به چه کسانی ضرر می‌زند و مانع دست‌درازی و غارتگری و دخالت‌های آنها می‌شود؟»
  • ما همچنان‌که بارها گفته‌ایم هیچ‌کسی را به جنگ و اقدام نظامی تشویق نمی‌کنیم و از آن اجتناب هم می‌کنیم، بنابراین دعوت به با هم بودن و اتحاد ،برای جلوگیری از جنگ‌افروزی آمریکا است چرا که آنها جنگ‌افروزی می‌کنند و همه جنگ‌های منطقه عامل خارجی دارد .
  • امروز رژیم صهیونیستی نه فقط از جمهوری اسلامی ایران بلکه از همه کشورهای اطراف خود همچون مصر و سوریه و عراق نیز لبریز از کینه و غیظ است … آنها سرشار از کینه و غیظ هستند البته به تعبیر قرآن که می‌گوید «خشمگین باشید و از این خشم بمیرید» آنها در حال مرگ هستند و به یاری پروردگار این آیه درباره رژیم غاصب در حال تحقق است.
  • نظر قطعی جمهوری اسلامی این است دولت‌هایی که قمار عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی را سرمشق کار خود قرار دهند، ضرر خواهند کرد چرا که این رژیم رفتنی است و آنها در حال شرط‌بندی روی اسب بازنده هستند.
  • ان‌شاءالله این نهضت به نتیجه خواهد رسید و هچنانکه امام بزرگوار از رژیم غاصب به سرطان تعبیر کردند، این رژیم به دست خودِ مردم فلسطین و نیروهای مقاومت در کل منطقه ریشه‌کن خواهد شد.

ایشان در پایان ابراز امیداوری کردند که امت اسلامی با عنایت پروردگار بتواند با سربلندی و شرافت و رفعت از استعدادهای بی‌نظیر طبیعی و انسانی خود استفاده حداکثری کند.

حضور هیئتی از سوی طالبان افغانستان برای شرکت در کنفرانس وحدت ‌اسلامی در تهران

حضور هیئتی از سوی طالبان افغانستان برای شرکت در کنفرانس وحدت ‌اسلامی در تهران

به قلم: فضل احمد هراتی

کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران به صورت حضوری با حضور ۲۲۰ نفر از نخبگان و فریختگان طراز اول جهان اسلام و همچنین ایران(۱۱۰ مهمان برجسته خارجی و ۱۱۰ مهمان برجسته ایرانی) از اقوام و مذاهب مختلف، به مدت سه روز، از تاریخ ۹ تا ۱۱ میزان/ مهر با شعار «همکاری های اسلامی برای دستیابی به ارزش های مشترک» در تهران برگزار می شود.

این کنفرانس همچنین به صورت مجازی و وبیناری با حضور ۲۴۰ شخصیت از فرهیختگان و علمای مطرح جهان اسلام و همچنین ایران(۱۲۰ مهمان خارجی و ۱۲۰ مهمان ایرانی) از تاریخ ۶ تا ۱۲ میزان/ مهر برگزار خواهد شد. این نخبگان در قالب ۱۶ نشست مجازی(وبینار) ۱۵ نفری برگزار خواهد شد. در پی تدارک کنفرانس سالانه ی وحدت اسلامی در تهران که  طی سناریویی از سوی بعضی از خطبای رسانه ای و دارودسته ی منافقین داخلی در بلوچستان ایران که نه تنها هیچ گونه اعتقاد منهجی به تقریب و برادری و وحدت ندارند؛ بلکه هم از نظر ایدئولوژيک و هم به جهت عملی، عوامل اصلی بحران ناشی از تقابل های فرقه ای به حساب می آیند، بایکوت شده است سفارت ایران در افغانستان از سفر هیاتی چهار نفره از طالبان افغانستان به تهران برای شرکت در کنفرانس وحدت ‌اسلامی خبر داد که واکنشهای مختلفی را در بر داشت.

روزنامه ی جمهوری اسلامی نوشت: “گروه تروریستی طالبان، هیچیک از مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی را قبول ندارند. به همین جهت، حضور این گروه تکفیری تروریستی در کنفرانس وحدت اسلامی، بسیار مضحک است.”

در برابر، حمید شهریاری، دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی در یک نشست خبری در مورد جزییات و چگونگی برگزاری سی و هفتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران گفت هنوز یک وحدت نظر بین نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران در ارتباط با طالبان وجود ندارد و در این زمینه نیاز به گفتمان‌سازی در سطح نخبگان وجود دارد ولی بر اساس دیدگاه شخصی وی به عنوان دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، طالبان فرصتی برای افغانستان و همچنین نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است.

شهریاری در این مورد توضیح داد: به نظر ما طالبان یک فرصت برای افغانستان ایجاد کرده و آن فرصت، فرصت تحقق نوعی حاکمیت است که طی ۳۰ سال گذشته وجود نداشته است. به دلیل حضور بیگانگان تاکنون در افغانستان متأسفانه این کشور فاقد یک نظام حاکمیتی بوده که به دنبال منافع ملی افغانستان باشد، بنابراین هر نوع تاسیس حکومتی که به دنبال حقوق شهروندی خودش باشد، باید مورد حمایت قرار بگیرد.

وی خاطرنشان کرد، در دوره های قبل که افغانستان در تسخیر دولت های بیگانه، استعمارگر، استثمارگر و استکباری قرار داشت، جمهوری اسلامی ایران نمی دانست وقتی مشکلی پیش می آمد، با چه کسی حرف بزند، ولی امروز می داند که باید با چه کسی حرف بزند، و این یک فرصت برای نظام جمهوری اسلامی است که من معتقد هستم فرهیختگان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی (ایران) باید از این فرصت استفاده کنند، فرصتی است که ممکن است تکرارپذیر نباشد و اگر از دست برود، ممکن است استعمارگران دوباره وارد منطقه شوند و دوباره ما ندانیم با چه کسی حرف بزنیم.

دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی گفت همان طور که طالبان برای ایران یک فرصت است برای خود طالبان هم فرصت است که نباید فرصت سوزی کنند و این یک آفت است.”

مشارکت نمایندگانی از سوی طالبان افغانستان باعث سردرگمی و هزیان گوئی طرفداران مجازی آنها نیز شده است؛ اینها یا نمی خواهند واقعیت کنونی امارت اسلامی افغانستان در مورد ایران را قبول کنند یا می خواهند آنرا به عذرتراشی ها و بهانه های احمقانه بپوشانند همچنانکه واکنش شرعی طالبان در برابر جمعه ی خونین زاهدان و حمله به شاهچراغ را پوشاندند و…

واقعیتها این مجازی های به بن بست رسیده را ناامید و دلسردتر از همیشه کرده است.

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : آیا کسی می تواند در نهادهای مختلف حکومتی ایران که با این احزاب سکولار می جنگند مشارکت کند یا فقط کار معلمی و کارمندی و پیمانکاری و غیره صحیح است؟

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۴۰: من یک شافعی مذهب از کوردستان ایران هستم و واقعاً اگر یک اهل سنت غیر کورد هم به میان ما بیاید می داند که این احزاب سکولار و این فرهنگ سکولاریستی چه بر سر عقاید و فرهنگ و اخلاق اسلامی ما آورده است، این سکولاریستها ملت ما را به لجن کشیده اند و با نصیحت فردی و حتی با نصیحت جماعتها و حزبهای اسلامی هم نمی توان جلو این مفسدین را گرفت و حتماً به قدرت حکومتی نیاز هست اما بسیاری از کسانی که خودشان را آگاه به مسائل عقیدتی و منهجی می دانند کنار کشیده اند و نظاره گر شده اند و مشتی انسان ناکارآمد و گاه جاهل به شریعت و حتی سکولار در بعضی از جاهای حساس قدرت قرار گرفته اند آیا در چنین شرایطی کسی مثل من می تواند در نهادهای مختلف حکومتی ایران که با این احزاب سکولار می جنگند مشارکت کند یا فقط کار معلمی و کارمندی و پیمانکاری و غیره صحیح است؟

ج: چنانچه شما با عبور از شبهات «الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ»[۱] و « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ»[۲] و «الرُّوَيْبِضَة»[۳] و «عُلَمَاءِ السَّوْءِ» به این درجه از شناخت رسیده باشید که :

  1.  بُنِيَ الإسْلَامُ علَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أنْ لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وأنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللَّهِ، وإقَامِ الصَّلَاةِ، وإيتَاءِ الزَّكَاةِ، والحَجِّ، وصَوْمِ رَمَضَانَ.[۴] اسلام بر پنج چيز بنا شده است: ۱-  گواهي به لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وأنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللَّهِ ۲-  اقامة نماز ۳- دادن زكات ۴-  حج  5- روزه رمضان؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در پاسخ جبرئیل در تعریف اسلام باز می فرماید: الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[۵] و شیعیان جعفری مثل سایر مذاهب اسلامی به این پنج ستون ایمان دارند و داخل اسلام می شوند
  2. و به این درجه از شناخت رسیده باشید که  رسول الله صلی الله علیه وسلم باز در پاسخ به سوال جبرئیل در تعریف ایمان می فرماید: أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلَائِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ [۶] ايمان عبارت است از اين كه ايمان بياوري به الله، و ملائكه الله، و پيامـبران الله، و روز قيامت، و ایمان بیاوری به قَدَر (سرنوشت یا تقدير) خير آن و شر آن. و باز شیعیان جعفری مثل سایر مذاهب اسلامی با ایمان به این موارد، جزو مسلمینِ مومنین و اهل ایمان نیز محسوب می شوند.
  3.  و به این درجه از شناخت رسیده باشید که بر اساس اجماع مذاهب معروف به اهل سنت، مذهب جعفری را فرقه و مذهبی اسلامی بدانید (هر چند دسته هایی از آنها را اهل بدعت هم بدانید)
  4. و به این درجه از شناخت رسیده باشید ایران را که از سال ۱۳۵۷ش تا کنون قانون اساسی آن بر اساس شیعه ی جعفری که یکی از مذاهب اسلامی است تدوین شده  و حاکمیت آن نیز در اختیار قوانین شریعت الله و رهبریت مسلمان است را «دارالاسلام» بدانید و در میان تمام دارالاسلامهای موازی کنونی هم اولین دارالاسلامی است که تشکیل شده است
  5. و رهبریت آن نیز بر معصیت از الله تو را امر نکرده باشد که «لا طَاعَةَ في مَعْصِيَةٍ، إنَّما الطَّاعَةُ في المَعروفِ»[۷] و در این بیعت بر«السَّمعِ والطَّاعَةِ في العُسْرِ وَاليُسْرِ والمَنْشَطِ والمَكْرَه، وَعلى أَثَرَةٍ عَليْنَا» کفر بواح و آشکاری نیز مرتکب نشده باشد که از سوی الله برای آن دلیل و برهانی مبنی بر کفر بودنش، داشته باشید و «اطاعت» از او را از دوش مومنین و ساکنین دارالاسلام بردارد، إِلَّا أَنْ تَرَوْا كُفْرًا بَوَاحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فِيهِ بُرْهَانٌ،[۸]
  6. و باز چنانچه «در وضع موجود»، جنگ آشکار کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی (دشمنان شماره یک مومنین) و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های بومی (دشمنان شماره ۴ مومنین) بر علیه قوانین شریعت الله و هر دارالاسلامی که بر اساس هر یک از مذاهب و تفاسیر اسلامی شکل گرفته است را بر اساس قاعده و اصل همیشگی جنگ طلبانه ی این کفار سکولار سکولار در طول تاریخ « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ » (بقره/۲۱۷) ببینید، همچنانکه صلاح الدین ایوبی حمله ی نصرانی های اهل کتاب (دشمنان شماره۳ مومنین) بر علیه حکومت شیعیان اسماعیلی فاطمی های مصر را دید و به همراه شیرکوه به یاری آنها شتافت[۹]:

در چنین حالتی بعد از ایمان و نماز، بزرگترین فرض عین، اهل جماعت شدن و جهاد در زیر پرچم واحد این جماعت واحد و تقویت و مراقبت و دفاع و محافظت از این دارالاسلام به عنوان سپر اصلی است تا زمانی که باذن الله بتوانیم این بدعتِ حکومتِ ۱- بدیل ۲- اضطراری ۳- اسلامی را به تدریج اصلاح و ارتقاء داده تا به درجه ی مطلوب ما یعنی سنتِ «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»[۱۰] تکامل پیدا کند.

پس در وضع موجود، با وجود:

  1. شیعیان نامتعادل و نامیزانی که در پاره ای از مناصب اجرائی حکومتی دارالاسلام ایران نفوذ کرده و وجود دارند و به اندازه ای که از دستشان بر می آید در برابر شما و امثال شما و اصول حاکم بر دارالاسلام مانع و سد می شوند و تخریب می کنند
  2. و با وجود جنگ فراگیر و بی سابقه ی رسانه های تبلیغی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های بومی که از مجریان اصلی جنگ روانی دشمنان بر علیه مومنین و دارالاسلام هستند
  3. و با وجود تهدیات غیرقابل انکار نظامی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی که حتی احزاب سکولار و مرتد و مزدور محلی در مواردی اقدام به ترورهای کورِ بزدلانه ی مومنین اهل دعوت و جهاد می کنند
  4. و با وجود تفکرات نجدیت و بخصوص نجدی زده هایی که از میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی بوجود آمده اند که این نجدیت قابله ی نادیده گرفتن اولویتها و مقاصد شریعت و استاد پرداختن به مسائل ریز فقهی اختلافی قابل چشم پوشی و در نهایت استاد مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اصلی هستند که خواسته -از کانال شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی- یا ناخواسته از کانال فرقه ها و گروههای متفرق تبلیغی یا مسلحانه در جبهه ی دشمنان اصلی بر علیه مومنین و دارالاسلام قرار گرفته اند،

در چنین وضعیتی که :

  • شما هنوز نتوانسته اید وزنه و قدرتی حتی در میان قوم و هم مذهبی های خود به دست بیاورید
  • و هنوز نتوانسته اید از کانالها و نهادهای مختلف موجود در دارالاسلام کسب قدرت کنید و کسب قدرتی نکرده اید و چنان آسیب پذیر هستید که هر ناکسی هر وقت بخواهد می تواند به شما آسیب بزند و حتی نمی توانید در یک دادگاه ساده با قدرت از حق خودتان دفاع کنید
  • و حتی در جو مجازی و اجتماعی به وجود آمده توسط کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی و دارودسته ی منافقین بومی دچار خودسانسوری هایی نیز شده اید
  • و علاوه بر آن: إِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ (انعام/۱۲۱) شیاطین هم به یاری این سکولاریستها و سکولار زده ها آمده و مطالب وسوسه‌انگیزی را به طور مخفیانه به آنها القاء می‌کنند تا این که با شما منازعه و مجادله کنند؛

حتی گفتن این سخن که : «پیوستن به جماعت و «اهل جماعت شدن» و دوری از تفرق و تقویت و محافظت از این جماعت با مشارکت در تمام نهادها و ارگانهای حکومتی و مردم نهاد دارالاسلام یک وظیفه است» جرئت و شهامتی می خواهد که تنها از عهده ی غرباء و مومنین آگاهِ صادق و مخلصی مثل امام احمد بن حنبل و ابن تیمیه و امثالهم بر می آید.

غربائی که قبل از آن کفر به طاغوت کرده باشند، که در واقع، کفر به طاغوت کفر به شیطان و کفر به تمام «کفار۵گانه» ی آشکار۱- الَّذِينَ هَادُوا(یهودیها)  2- وَالصَّابِئِينَ (مندائیان)  3- وَالنَّصَارَىٰ (مسیحی ها)  4- وَالْمَجُوسَ (زرتشتی ها) ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا احزاب یا به زبان امروزین سکولاریستها) است و بعد از آن به جایگاه و اهمیت «اهل جماعت» شدن و پرهیز از فرقه بازی و «قتال الفتنه» و میزان خطر کفار پنج گانه ی آشکار و دارودسته ی منافقین داخلی بر مومنین و اهل جماعت آگاهی شرعی لازم و کافی داشته باشند.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : آیا کسی می تواند در نهادهای مختلف حکومتی ایران که با این احزاب سکولار می جنگند مشارکت کند یا فقط کار معلمی و کارمندی و پیمانکاری و غیره صحیح است؟

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : یعنی شما واقعاً اینهمه  دوستداران این مولوی ها و مُلاهای ضد حکومتی که برای دفاع از آزادی و دموکراسی و انسانیت تبلیغ می کنند را نمی بینید؟ مگر…

س۳۹: یعنی شما واقعاً اینهمه  دوستداران این مولوی ها و مُلاهای ضد حکومتی که برای دفاع از آزادی و دموکراسی و انسانیت تبلیغ می کنند را نمی بینید؟ مگر دوستداران آنها را در ماهواره ها و فضای مجازی دوست و دشمن نمی بینید؟

ج:  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْدًا نَادَى جِبْرِيلَ: إنِّي قَدْ أحبَبْتُ فُلاَنًا، فَأَحِبَّهُ؛ قال: فَيُنَادِى فِى السَّمَاءِ ، ثُمَّ تَنْزِلُ لَهُ الْمَحَبَّةُ فِى أَهْلِ الأَرْضِ. فذلك قولُ اللهِ: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (مريم/ ۹۶). وَإِذَا أَبْغَضَ اللَّهُ عَبْدًا نَادَى جِبْرِيلَ: إِنِّى قَدْ أَبْغَضْتُ فُلاَنًا، فَيُنَادِى فِى السَّمَاءِ، ثُمَّ تَنْزِلُ لَهُ الْبَغْضَاءُ فِى الأَرْضِ. [۱]

وقتی الله بنده‌ای را دوست بدارد جبرئیل را ندا دردهد که همانا فلان را دوست دارم پس او را دوست بدار، در نتیجه جبرئیل مردمان آسمان را ندا می‌دهد، سپس محبت او در میان اهل زمین نازل می‌شود. پس آن معنی فرموده الله است که به زودی الله رحمن برای کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند محبتی در دل‌ها قرار می‌دهد، و هنگامی که الله از بنده‌ای خشمگین شود، جبریل را فرا خواند که همانا من از فلان بیزارم و بر او خشم گرفته ام، پس جبرئیل در میان اهل آسمان ندا می‌دهد، سپس کینه و تنفر از او در میان اهل زمین نازل می‌گردد.

الله تعالی می فرماید: قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّـهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (آل عمران/۳۱) ‏بگو: اگر الله را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید، و الله آمرزنده ای است که رحم می کند.

و الله تعالی به صورت موردی بعضی از اعمال صالح را نام می برد که اگر شخص مومن آنها را انجام دهد الله چنین شخص مومنی را دوست می دارد و طبعاً نزد اهل آسمانها و زمین نیز او را دوست داشتنی می کند و می فرماید:

  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ (آل‌عمران/۱۵۹)
  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (توبه/۴) فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (آل عمران/ ۷۶) و حتی می فرماید: إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم ۚ (حجرات/۱۳) گرامی‌ترین شما در نزد الله باتقواترین شماست.
  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (مائده/۴۲، حجرات/۹، ممتحنه/۸)
  • وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ (آل‌عمران/ ۱۴۶)
  • انّ الله یحبُ المحسنین (بقره/۱۹۵) وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (آل عمران/ ۱۳۴)
  • وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (توبه/۱۰۸)
  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ (بقره/ ۲۲۲)
  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۶۴)

در برابر این باید بدانیم که الله تعالی چه کسانی را دوست ندارد و طبعاً کینه و تنفر از آنها را در میان اهل آسمانها و زمین منتشر می کند:

  • فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل عمران/۳۲) آیا سکولاریستها یکی از کفار پنجگانه اصلی :۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷) نیستند؟ ایا کسی که به جای دعوت به سوی حاکمیت قوانین شریعت الله به سوی حاکمیت قوانین یکی از این کفار دعوت بدهد الله دشمن  الله نیست؟
  • وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ (بقره/۲۰۵) آیا سکولاریسم و قوانین سکولاریستی از منابع اصلی فساد در طول تاریخ بشریت نبوده است؟ پس کسی که به سوی این فساد دعوت می دهد چه جایگاهی دارد؟
  • وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (مائدة/ ۶۴) آیا  مفسدتر از کفار سکولار و سکولاریستهای نجس وجود دارد؟ قطعاً خیر. الله تعالی در آیاتی دیگر به صفاتی دیگر این کفار اشاره کرده است که قطعاً دارندگان این صفات را دوست ندارد  صفاتی مثل:  
  • ظالم بودن: وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آل عمران/ ۵۷)
  • متجاوزگر بودن: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (مائدة/ ٨۷)
  • خائن بودن: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ (أنفال/ ۵٨)
  • متکبرانه شادی کردن: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ (قصص/۷۶)

پس معیار و محک دوست داشتن یا دوست نداشتن شخصی نزد اهل آسمانها و زمین این است که آیا الله آنها را دوست دارد یا خیر؟ و اینهائی که در آسمانها و روی زمین دوست داشتن یا دوست نداشتنشان برای ما مهم است چه کسانی هستند؟ مومنین؛ و برای ما مهم این است که مومنین اهل جماعت و فرقه ی ناجیه چه کسانی را دوست دارند یا از چه کسانی بیزار و متنفر هستند؛ نه اینکه کفار یا دارودسته ی منافقین و اهل تفرق و فرقه بازها چه کسانی را دوست دارند یا ندارند.

در این صورت، معیار، اقلیت یا اکثریت و تعداد افراد نیست که مثلاً اگر تعداد کمی پیامبرانی چون نوح و لوط و صالح و پیامبر خاتم در مکه و سایر پیروان صادق آنها دوست داشتند پس حتماً اینها مورد تنفر الله هستند و حق با اینها نیست و اگر اکثریت با فرعونها و هامانها و بلعمهای باعورا و ابوجهل و هیتلر و استالین و صدام حسین و ایشِک تورک و سایر کفار سکولار بود پس حق با اینهاست و الله هم اینها را دوست دارد!

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : یعنی شما واقعاً اینهمه  دوستداران این مولوی ها و مُلاهای ضد حکومتی که برای دفاع از آزادی و دموکراسی و انسانیت تبلیغ می کنند را نمی بینید؟ مگر…

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۳)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۳)

به قلم: م. الکوردی

امام ماوردی در کتاب احکام السلطانیه می فرماید: وَإِذَا عُقِدَتِ الْإِمَامَةُ لِإِمَامَيْنِ فِي بَلَدَيْنِ لَمْ تَنْعَقِدْ إمَامَتُهُمَا؛ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ لِلْأُمَّةِ إمَامَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ، وَإِنْ شَذَّ قَوْمٌ فَجَوَّزُوهُ.[۱]هنگامی که امامت  برای دو امام در سرزمین هایی عقد گردد هرگز امامتشان منعقد نگشته است زیر آن جایز نیست که در یک وقت واحد امامهایی وجود داشته باشد.

 امام ابن حزم اندلسی رحمه الله می فرماید: ثمَّ اتّفق من ذكرنَا مِمَّن يرى فرض الْإِمَامَة على أَنه لَا يجوز كَون إمامين فِي وَقت وَاحِد فِي الْعَالم وَلَا يجوز إِلَّا إِمَام وَاحِد. [۲]که خلاصه سخنش این است که بر این امر امامت اتفاق صورت گرفته است که جایگاه دو امام در یک زمان واحد جایز نمی باشد بلکه یک امام به تنهایی جایز است.

امام قرطبی رحمه الله نیز در تایید سخنان این علمای بزرگوار می فرماید: وَإِذَا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَالْخَلِيفَةُ الْأَوَّلُ وَقُتِلَ الْآخَرُ، وَاخْتُلِفَ فِي قَتْلِهِ هَلْ هُوَ مَحْسُوسٌ أَوْ مَعْنًى فَيَكُونُ عَزْلُهُ قَتْلَهُ وَمَوْتَهُ. وَالْأَوَّلُ أَظْهَرُ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (إِذَا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا).[۳]این عقیده جمهور اهل علم اسلام است البته عده ای هم هستند که این رای را قبول ندارند ازجمله بعضی از علمای شافعیه و مالکیه که تعدادشان خیلی کم است و رایشان هم دلیل شرعی بر آن نیست و هم چنین عده ای از اهل اصول نیز این رای را پذیرفته اند ولیکن رای قوی رای جمهور است.اما ذکر نکاتی لازم است تا شبهه ای نماند. عده ای از علما یک استثناء قایل گشته اند که تحت ظروف مکانی و زمانی خاصی هم می شود وسایلی را بر این بیعت بر یک امام اضافه نمود.مثلا اگر مکانها و سرزمین ها و اقطار اسلامی خیلی وسیع باشد و یا به علت گستردگی خاک اسلام دوری زیادی برای دسترسی به خلیفه وجود داشته باشد. پس تعدد امام تحت این ظرف مکانی وزمانی و این وسایل و شروط و استتثناء صحیح می باشد.و این رای علمایی با این وسیله و استثناء قایل گشته اند.

مثلا امام قرطبی رحمه الله می فرماید: وَهَذَا أَدَلُّ دَلِيلٍ عَلَى مَنْعِ إِقَامَةِ إِمَامَيْنِ، وَلِأَنَّ ذَلِكَ يُؤَدِّي إِلَى النِّفَاقِ وَالْمُخَالَفَةِ وَالشِّقَاقِ وَحُدُوثِ الْفِتَنِ وَزَوَالِ النِّعَمِ، لَكِنْ إِنْ تَبَاعَدَتِ الْأَقْطَارُ وَتَبَايَنَتْ كَالْأَنْدَلُسِ وَخُرَاسَانَ جَازَ ذَلِكَ.[۴]این ادله دلیل بر منع اقامه دو امام می باشد زیرا این موید است به سوی نفاق و مخالفت و سختی ها و فتنه آفرینی و زوال و نابودی نعمتها اما اگر چنانچه اقطار دوری در آن باشد مانند اندلس و خراسان بر آن جواز وجود دارد.

 صاوي المالكي (متوفى: ۱۲۴۱هـ) می گوید: وَلَا يَجُوزُ تَعَدُّدُ الْخَلِيفَةِ إلَّا إذَا اتَّسَعَتْ وَبَعُدَتْ الْأَقْطَارُ(بلغة السالك لأقرب المسالك المعروف بحاشية الصاوي على الشرح الصغير ۴/۱۹۰- الناشر: دار المعارف)يعني: تعدد خلیفه جایز نیست مگر اینکه سرزمین وسیع گردد و اقطار از هم دور گردند  و دور شود. شيخ  دسوقی مالكي  هم این سخن صاوی را مشابها می آورد و با تعلیق بیشتر اینگونه تایید می نماید ومی گوید: مَا ذَكَرَهُ الْمُصَنِّفُ مِنْ جَوَازِ تَعَدُّدِ الْقَاضِي بِمَنْعِ تَعَدُّدِ الْإِمَامِ الْأَعْظَمِ وَهُوَ كَذَلِكَ وَلَوْ تَبَاعَدَتْ الْأَقْطَارُ جِدًّا لِإِمْكَانِ النِّيَابَةِ وَقِيلَ بِالْجَوَازِ إذَا كَانَ لَا يُمْكِنُ النِّيَابَةُ لِتَبَاعُدِ الْأَقْطَارِ جِدًّا وَاقْتَصَرَ عَلَيْهِ ابْنُ عَرَفَةَ.[۵]

نتیجه:

  1. اقامه دو امام یا سه امام در یک سرزمین واحد و یک عصر واحد جایز نمی باشد
  2.   عقد امامت به بیشتر از یک امام در یک سرزمین واحد و یکپارچه و سرزمین های متقارب و نزدیک به همدیگر، عقد صحیح امام برای آن به این صورت است که به امام اول بیعت داده شود و باطل است به مخالف این امر عقد امامت داده شود و بیعتی به بیش از دو خلیفه در یک سرزمین متقارت و واحد صورت بگیرد
  3. ۳-     اما اگر متباعد و با اقطار وسیع باشد در این صورت استثنایی قایل شده اند و کثرت بیعت را جواز دانسته اند(باز این قول هم محل اختلاف است).الله اعلم.

در وضع موجود مسلمین باید با اتحادی اسلامی یک «جبهه» ی واحد بر علیه دشمنان اشغالگر و مزدوران آنها تشکیل دهند. هم اکنون دارالاسلام ایران قویترین ابزار جهت تشکیل این جبهه است و تنها حسادت و کسنه ی نابجا و جهل مانع از پیوستن عده ای به این جماعت و اهل جماعت شدن شده است نه دلیلی شرعی از یکی از مذاهب اسلامی.


[۱] الأحكام السلطانية۱/۲۹-الناشر: دار الحديث – القاهرة

[۲] الفصل في الملل والأهواء والنحل۴/۷۴-الناشر: مكتبة الخانجي – القاهرة

[۳] الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي۱/۲۷۲-الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة-الطبعة: الثانية، ۱۳۸۴هـ – ۱۹۶۴ م

[۴] تفسیر قرطبی ۱/۲۷۳- الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة-الطبعة: الثانية، ۱۳۸۴هـ – ۱۹۶۴ م

[۵] حاشية الدسوقي على الشرح الكبير۴/۱۲۵- الناشر: دار الفكر

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۲)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۲)

به قلم: م. الکوردی

ذکر یک شبهه: شاید عده ای از مخالفین دارالاسلام ایران  بگویند که این شما هستید که بین مسلمین اختلاف ایجاد کرده اید. در پاسخ می گوییم:سبحان الله از کسانی که اندیشه نمی کنند. دارالاسلام ایران شما را به جماعت شدن تشویق می کند و می گوید ای مسلمین دیگر خواب گران بس است و باید دست از فرقه بازی و جنگ مذهبی کشید و این کفاری که وارد سرزمین اسلامی شده اند بیایید بیرونشان کنیم و دهها ولی امر خائن و دست نشانده و مزدور که علم کرده اید از سرزمینهایتان تحت یک «جبهه» ی واحد ،متحدانه ساقطشان کنید.

دارالاسلام ایران به عنوان جماعتی قدرتمند که در حال جهاد با آمریکا «سر افعی» و متحدانش چون ناتو و صهیونیستهاست می گوید: الله فرموده است که: [إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ] {الرعد:۱۱}: خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه خود آنها سرنوشت خود را تغيير دهند.می گویند ای مسلمین شما قوم و امتی هستید که خود باید سرنوشت خود را تغییر دهید آن هم با جهاد و کتاب و الجماعة؛ که:قوام الدین بکتاب یهدی و بسیف ینصر.استحکام دین به کتابی است که هدایت می کند و شمشیری که نصرت می دهد. دارالاسلام ایران می گوید در برابر جبهه ی کفار ما هم یک «جبهه»ی واحد داشته باشیم همانند زمان خلفای راشدین و شما می روید جماعت بودن را بیعت به طواغیتی که شریعت را نصفه و بنا به هوای نفسانی خود قبول دارند و کفر جحود و کفر استحلال و کفر بواح و انواع نواقض اسلام را مرتکب می شوند،می دانید؟!شما جماعت بودن را در حزبهای فاسد سکولار و سکولار زده و دارودسته ی منافقین  می دانید که سلمیه و دموکراسی غربی را سرلوحه خود امور خود قرار داده اند. شما جماعت بودن را در جدایی شریعت الله از حاکمیت می دانید و آن را به سلف صالح امت هم ربط می دهید؟!امثال لاجهادی ها که بنام سلف صالح نان می خورند و تفرقه سازی می نمایند و همه امت را بدعت چی و گمراه و رافضی و خوارج و … می دانند الا حزب فاسد خودشان.و امثال این نمونه ها بسیار است.ای مسلمان بیدار شو.اسلام یک دین رادیکال و انقلابی و با روح حماسی و جهادی است و هیچ گاه ذلت در زیر دست کفار و مرتدین و مزدورین را نمی پذیرد و تا اعلای کلمه الله این اسلام از پای نخواهد نشست. ای مسلمان جماعت در یک دولت اسلامی و در یک «جبهه» واحد محقق می شود هر چند اعضای این جماعت دارای مذاهب مختلف حنفی و زیدی و جعفری و شافعی و مالکی و حنبلی و غیره باشند نه در زیر پرچمهای فرقه های مختلف یا زیر پرچم طاغوتی که شرع الله را به زیر پایشان انداخته و خود دست به تشریع و به پا داشت احکام مدنی و نه احکام الهی ،کرده اند.سخن بسیار است و اگر در این مورد سخن بگوییم شاید روزها درد دل و زخمهای بسته نشده داشته باشیم و لذا به همین اشارت اکتفا می کنیم چرا که عاقلان را اشارتی کافیست).

هم چنین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّهُ سَتَكُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ، فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ، فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا مَنْ كَانَ. [۱]براستي بعد از من درميان شما شر و فتنه ها و فسادها و تباهيها بوجود ميآيد، پس هركس خواست وحدت مسلمين را بهم بزند وجمع آنان را پراكنده سازد او را با شمشيرگردن بزنيد هركس ميخواهد باشد”.

رسول الله به شدت از تفرقه بیزاری جسته است و هم چنین می فرماید: إذا بويع لخليفتين فاقتلوا الآخر منهما.[۲] وقتي با دو خليفه بيعت شد آخري را بکشيد. هم چنین رسول الله می فرمایند: مَنْ بَايَعَ إِمَاماً فَأَعْطَاهُ صَفْقَةَ يَدِهِ وَثَمَرَةَ قَلْبِهِ فَلْيُطِعْهُ مَا اسْتَطَاعَ َإِنْ جِاءَ آخَرُ يُنَازِعُهُ فَاضْرِبُوا عُنُقَ الآخَرِ. [۳]کسي که با امامي بيعت نمايد، و با او پيمان بندد، و ثمرة دلش را به او بدهد بايد در حد توان از او اطاعت نمايد، و هرگاه ديگري با او دعوا و کشمکش نمايد پس گردن دومي را بزنيد”.

همه این احادیث منقول دلالت بر تاکید رسول الله بر یک رهبر واحد و التزام امت به جماعت بودن تحت نظر یک رهبر و جماعت دلالت دارد . صحابه پیامبر هم بر عدم جواز بیعت به بیش از یک امام تاکید ورزیده اند و این اجماع را علمای مسلمین در کتبشان به صراحت ذکر نموده اند:امام ماوردی رحمه الله می فرماید: فَأَمَّا إقَامَةُ إمَامَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ فِي عَصْرٍ وَاحِدٍ، وَبَلَدٍ وَاحِدٍ فَلَا يَجُوزُ إجْمَاعًا.[۴] اما اقامه دو امام یا سه امام در یک عصر واحد و در یک سرزمین واحد به اجماع جایز نمی باشد.


[۱] صحيح مسلم ۳/۱۴۷۹-الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت-باب في الإمارة: باب حكم من فرق أمر المسلمين وهو مجتمع-مسند أحمد ۴/۲۶۱ و۳۴۱ و۵/۲۳-سنن أبو داود ۴۷۶۲- السنن الکبری النسائي ۷/۹۳ في تحريم الدم: باب قتل من فارق الجماعة-الطبراني في “الكبير” ۱۷/۳۶۱-البيهقي ۸/۱۶۸

[۲] صحيح مسلم ۳/۱۴۸۰

[۳] صحیح مسلم۳/۲۰۱-  كتاب الإمارة، شماره ي۱۸۵۱

[۴] أدب الدنيا والدين۱/۱۳۶-الناشر: دار مكتبة الحياة-تاريخ النشر: ۱۹۸۶م

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۱)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۱)

به قلم: م. الکوردی

چرا همه برای اینکه اهل جماعت شویم بایستی یک امام و ولی امر واحد داشته باشیم و چرا در صورت بودن ولاه امر زیاد بیعت بر آنان جواز شرعی ندارد و بایستی فقط بر یک امام و یک جماعت و یک دارالاسلام بیعت نمود؟ این سوالی است که باید پاسخ شرعی و نقلی و عقلی بدان داده شود. چرا که تعدد امامان مصیبت و تفرقه و فساد در آن نهفته است.

در سقیفه که عده ای از مهاجرین و انصار جمع گشتند تا امامی منعقد کنند. انصار گفتند که بایستی امامی از ما و امامی از شما برای منصب خلافت منعقد گردد.اماعمر از شدت خوف از تفرقه و تفرق جماعت مسلمین و ظهور فساد و اختلاف و هرج و مرج می گوید: فَإِمَّا بَايَعْنَاهُمْ عَلَى مَا لاَ نَرْضَى، وَإِمَّا نُخَالِفُهُمْ فَيَكُونُ فَسَادٌ، فَمَنْ بَايَعَ رَجُلًا عَلَى غَيْرِ مَشُورَةٍ مِنَ المُسْلِمِينَ، فَلاَ يُتَابَعُ هُوَ وَلاَ الَّذِي بَايَعَهُ[۱]. عمر از این امر خوف داشتند که مبادا در نبود آنان (مهاجرین)، انصار بیعت خود را به امامی بدهند و به این واسطه امت محمد صلی الله علیه وسلم مانند ادیان دیگر و امتهای پیشین روی به سوی اضمحلال و نابودی بگزارند.لذا به آنجا رفتند تا یک امام واحد و مورد توافق و اجماع همه شان منعقد گردد و امت محمد تقسیم نگردد و تفرقه و فساد حاصل نشود.

هدف از بیعت در واقع اجتماع امر مسلمین، رسیدن مسلمین به مصالحشان ، اقامه حکم عدل بین مسلمانان و پاسخگویی به نیازهای مسلمین و وحدت صفوف بین آنان با یک امام واحد است و امر بیعت بر یک امام واحد در زیر یک پرچم توحیدی باعث جلوگیری از تفرقه می گردد.

خداوند بسیار تفرقه را زشت شمرده است.آنجا که می فرماید: وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(آل عمران۱۰۵) و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند (آن هم) پس از آن كه نشانه هاي روشن (پروردگارشان) به آنان رسيد، و ايشان را عذاب بزرگي است.

هم چنین می فرماید: وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ(انفال ۴۶) و (در ميان خود اختلاف و) كشمكش مكنيد، (كه اگر كشمكش كنيد) درمانده و ناتوان مي شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي رود (و ترس و هراسي از شما نمي شود). شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است.

هم چنین می فرماید: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ(انبیا۹۲) اين ملّت يگانه اي بوده (و آئين واحد و برنامه يكتائي دارند) و من پروردگار همه شما هستم، پس تنها مرا پرستش كنيد (چرا كه ملّت واحد، با برنامه واحد، بايد روبه خداي واحد كند).این آیه اخیر به صراحت به امت واحد بودن مسلمین اشاره می نماید و آیات متعددی اختلاف و تفرقه بین امت واحده را مذموم شمرده است.تنها راه حل بیرون آمدن مسلمین از ذلتی که بدان دچار گشته اند:جهاد در راه الله برای به پا داشتن یک دولت اسلامی در زیر یک پرچم واحد با یک توحید خالص و یک رهبر و امام واحد و بیعت مسلمین به این امام است. چرا که این راه است که ذلتی که بدان دچار شده ایم را به عزت مبدل می نماید و هم ضرورت دینی و هم ضرورت دنیوی مسلمین با آن محقق می گردد و هم کفار را وادار به قهر خواهیم نمود و هم اختلافها با حاکمیت شورا از بین می رود و یا کم رنگ می شود.

پیامبر به شدت از تفرقه بیزار بوده اند و امت را به جماعت واحد بودن سوق داده اند و تا حدی این امر جماعت برایشان مهم بوده که اگر کسی بخواهد جماعت مسلمین را متفرق نماید حکم قتل را برایش در نظر گرفته است: عَنْ عَرْفَجَةَ بنِ شُريحٍ رضي الله عَنْهُ قَالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَقُولُ : ” مَنْ أَتَاكُمْ وَأَمَرُكُم جمِيعٌ يُريدُ أَنْ يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ فَاقْتُلُوهُ “[۲] از عرفجه بن شريح روايت است که گفت : شنيدم رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم فرمود :هر کس نزدتان آمد؛ در حالي که شما جماعت متحدي هستيد، و خواست که جماعت شما را متفرق کند، او را بکشيد .


[۱] صحيح البخاري ۸/۱۶۸-مسند احمد۱/۴۵۳-مصنف عبدالرزاق ۵/۴۳۹-صحیح ابن حبان۲/۱۵۲-شرح اصول اعتقاد اهل السنه و الجماعه ۷/۱۳۶۰)

[۲] صحيح مسلم شماره حديث(۱۸۵۲)