ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

به قلم: محمد اسامه

این فریاد اهل دعوت و جهاد بر سر این دسته از خطبای مساجد و علمای دارای تریبون و رسانه  از هوا نیامده است بلکه ریشه در قرن‌ها تفرقه، تحقیر، مرزبندی‌های تحمیلی و ظلم داخلی دارد که می خواهیم به این جریان تاریخی بگوئیم بس است؛ جبهه ی مشترک دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی را نگاه کنید و بس کنید اگر خودتان هم یکی از اعضای این جبهه نیستید.

ما اهل دعوت و جهاد حق داریم با بررسی تاریخ به این خروجی مهم برسیم که جریاناتی به نام مذهب و در هنگامی که امت به آنها نیاز داشتند یا مومنین را رها کردند یا بدتر از آن، به جانب کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفتند؛ آیا در زمان حمله ی مغولهای سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت خوارزمشاهیان و عباسیان ندیدیم؟ آیا در زمان حمله ی اروپائی های سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت عثمانی ها ندیدیم؟

در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش و حتی در اغتشاشات هرزه های سکولار ۱۴۰۱ش ایران و قبل از آن هم، انتظار داشتن واکنشی متحد و صریح بر اساس منهج اهل سنت و جماعت از این دسته از خطباء و علماء میان اهل سنت و جماعت ایران در برابر این هرزه های سکولار و اجیر شده  انتظاری غیر شرعی و بالاتر از حد توان آنها نبوده و نیست؛ اما اینها در تمام این موارد مومنین اهل دعوت و جهاد و عوام مسلمین اهل سنت را که به روشنگری های آنها جهت محافظت از خود و فرزندان و دارالاسلام نیاز دارند را از خود ناامید کرده اند.

پس حق داریم بگوئیم که این دسته از خطبا و علماء به‌جای اصلاح امت، امت را می‌سوزانند، به‌جای یاد دهی دشمن‌شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی،  مسلمین را به هم مشغول یا بی خیال می‌کنند، و به‌جای اتحاد و اقامه ی عدل، خون مسلمان را آگاهانه یا جاهلانه مباح می‌شمارند و این، دقیقاً همان چیزی است که دشمنِ اصلی امت می‌خواهد.

مگر ندیدیم که شیخ عزالدین حسینی در اوایل انقلاب اسلامی ایران چگونه حتی در کنار حزب کمونیست و مارکسیست لننیست کومله کُردستان بر علیه حاکمیت مذهبی ایران قرار گرفت و چه مصیبتهائی برای مردم آن دیار درست کرد و ندیدیم که چگونه مولوی عبدالغفار نقشبندی چگونه برای اهل سنت بلوچستان فتنه و مصیبت درست کرد و هم اکنون بخشی از جبهه ی اپوزیسیون مرتدین سکولار ایران شده است البته با شعارها و قیافه ای شبه اسلامی همچون شیخ عزالدین حسینی؟

اینها تنها نمونه هائی از این دسته از خائنین آشکار شده هستند که جبهه ی خود را روشن کرده و آشکارا به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی پیوسته اند.

خطبای مساجد و علمای صاحب قلم و رسانه ی ما بدانند که عصر روشنگری و بالا رفتن آگاهی هاست و اهل دعوت و جهاد میان حنفی ها و شافعی ها و سایر مذاهب اسلامی کارنامه ی شماها را در دارالاسلام ایران نگاه می کنند، اگر به همین روش «عوام زدگی» ادامه دهید که منهج صحیح اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را پنهان می کند و مومنین را از وظایف خود نسبت به دارالاسلام غافل نگه می دارد و حتی آنها را به سمت و سوی جبهه ی کفارخارجی و مرتدین داخلی سوق می دهد  بدانید که:این  انحرافات آشکار ناخواسته جوانان ناپخته و کم تجربه ی اهل دعوت و جهاد خشمگین را به‌سوی پروژه‌های انحرافی و ویرانگر بر علیه امثال شماها هل می‌دهد و این کار شما خیانت به امت است، نه حفظ آن.

اگر امروز شماها با بصیرتی شرعی به خود نیائید و این  ظلم آشکار خود را متوقف نکنید، فردا انحراف به‌نام عدالت، و افراد تکرو و یا گروههای خوارج صفت جهت اجرای عدالت خواهند آمد و آنگاه همه بازنده‌ایم جز آمریکا، صهیونیسم، و طاغوت‌های دست نشانده و مزدور منطقه.

پس قبل از آنکه مومنین آگاه به وضع شما و منهج اسلامی، همچون مصر و سایر سرزمینهای اسلامی شماها را همچون یک مانع در برابر حرکت رو به جلو مومنین به سمت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ببینند و خشم خود را بر شماها خالی کنند به خود بیائید و همچون امام احمد بن حنبل رحمه الله و ابن تیمیه رحمه الله و سایر بزرگان سلف این امت در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی موضعی شرعی و قاطع بگیرید هر چند توسط عوامی که با ماهواره های دشمنان سحر شده اند مورد انتقد قرار گیرید.

این را هرگز فراموش نکنید اگر مومن و اهل سنت و جماعت هستید که بیان منهج صحیح اسلامی مهمتر از منافع شخصی است.

ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

به قلم: محمد اسامه

اجازه دهید در همین ابتدای سخن از امام احمد بن حنبل رحمه الله شروع کنیم زمانی که بیشتر از ۱۵ سال از عمر خود را در زندانی حاکمیتهای معتزلی مامون و معتصم و واثق عباسی گذراند و در تحمل آنهمه شکنجه در دوران محنة شهره ی زمان خود و بعد از خود شده است.

آنهمه ظلم و بی عدالتی نسبت به این امام بزرگوار در چنین حاکمیت «ملکاً جبریاً» باعث نشد دست از منهج صحیح اسلامی بکشد، او در چگونه برخورد کردن با حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی که به دلیل انهدام خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به وجود آمده اند، مسیر صحیح را طی کرد و انتظاراتش از این حاکمیتهای بدیل اضطراری اسلامی هم در حد خودشان بود، به همین دلیل زمانی که دشمنان خارجی در کمین نشسته و تولید اغتشاش و هرج و مرج و فتنه ی داخلی توسط مرتدینی چون بابک خرمدین را می دید فوراً و بدون معطلی جانب این حاکمیت را می گیرد.

در زمان امام احمد بن حنبل رحمه الله و بعد از آن، موردی که به این حالت اضطرار بر می گردد و از یکپارچگی کنونی مسلمین محافظت می کند پاسخ به این سوال است که در حالتهائی میان یک یا چند امیر و رهبر صالح اما ضعیف با یک امیر و رهبر فاجر قوی، مسلمین گیر می کنند؛ باید از کدام یکی حمایت کنند؟

 کسانی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله  سفارش می کنند که جانب امیر فاجر قوی را بگیریم و می گوید: «اما فرد فاجر قوتش برای مسلمانان و فجورش برای نفس خودش است و اما صالح ضعیف صلاحش برای نفسش و ضعفش برای مسلمانان است، پس باید به همراه قوی فاجر قتال نمود و پیامبر صلی­الله علیه وسلم فرموده­اند:«وَإِنَّ اللَّهَ يُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِر» «خداوند متعال این دین را با فرد فاجر نصرت می­بخشد.»[۱] 

بر این اساس نه تنها جانب این حاکمیت فاجر عباسی را می گیرد و صالحینی چون عبدالرحمن اشعث و قیام قراء را رها می کند بلکه زمانی که مرتدین طرفدار بابک خرمدین در بخشهائی از آذربایجان دست به شورش می زنند با فتوا و نامه نگاری به بزرگان مردمی و جهادی آن زمان مومنین را به جهاد با این مرتدین آنهم تحت پرچم حاکمیت معتزلی های ظالم و فاجر دعوت می کند و فتوای جهاد بر علیه این مرتدین می دهد.

زمانی هم بزرگانی چون جماعت قراء به رهبری عبدالرحمن اشعث قصد قیام بر علیه این حاکمیت را دارند با دلایلی روشن آنها را ازچنین اقدامی نهی می کند همچنانکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما اهل حرّه مدینه را از قیام نهی کرد و با آنها هم مسیر نشد در حالی که عبدالله بن عمر بزرگترین سردار جهادی آنزمان بود.  

چند روزی است که دارالاسلام ایران که اصلاً قابل مقایسه با حاکمیتهای «ملکاً عاضاً» و «ملکاً جبریاً» زمان عبدالله بن عمر و احمد بن حنبل نیست از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی مورد تهدید قرار می گیرد و مرتدین سکولار داخلی هم با هدایت و طبق نقشه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به آشوب و جنگی شهر مسلحانه زدند که شاید بتوان گفت از فتنه ی بابک خرمدین در زمان احمد بن حنبل هم خطرناکتر و وحشیانه تر بود.

 چون با آنکه هرزه گری و فساد فکری و اخلاقی و جنسی سکولاریستهای کنونی بدتر از گروه بابک خرم دین است، اما علاوه بر این، روشهای قتل مسلمین توسط این سکولاریستها درچند روز گذشته، و تعداد مساجد و قرآنهائی که اینها آتش زدند بسیار بدتر و بیشتر از تمام مساجد و قرآنهائی است که در چند سال شورش بابک خرم دین صدمه دیدند.

با تمام این احوال ما از علما و خطبای خود انتظار داشتیم در برابر جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی موضع گیریی شفاف و شرعی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله داشته باشند، حتی اگر چون امام احمد به مدت ۱۵ سال هم توسط این حاکمیت زندانی و شکنجه شده باشند و یا چون ابن تیمیه در زندان این حاکمیت هم وفات کنند؛ چون بیان منهج بالاتر از مسائل فردی و شخصی است؛ اما ما از این خطبای اهل سنت و دسته هائی از آخوندهای میان شیعه، شاهد چنین موضع گیری شرعی نبودیم.

اینجاست که اگر بگوئیم مومنین اهل دعوت و جهاد امروز از چنین خطبای رسمی مساجد و صاحب تریبون خسته اند سخنی گزاف نگفته ایم، خسته ایم از این نان به نرخ روز خوری و عوام زدگی و غفلت از منهج صحیح اسلامی، خسته ایم از اینهمه سهل انگاری توجیه‌شده با نام مذهب، و خسته از سیاست‌هایی که به‌نام «مصلحت»، کرامت و عزت اهل سنت و جماعت را در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی له می‌کند.


[۱] (سنن دارمی ـ باب : «ان الله يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر» ـ صحفه ۳۱۴ ـ شماره ۲۵۱۷ 

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

با آنکه در چند روز اخیر و در دارالاسلام ایران اعتراضات اقتصادی توسط عده ای و با حمایت باداران خارجی خود چون آمریکا و اسرائیل تبدیل به آشوب و جنگ شهری شد، با این وجود لازم است ما به زمینه های داخلی ابزار وجود این خائنین و غلامان نیز اشاراتی داشته باشیم .

در دارالاسلام (چه در امارت اسلامی افغانستان و چه در ایران) واقعیتی نگران‌کننده وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت:

وجود دست‌ها و عناصر نفوذی که با پوشش مسئولیت‌های اداری، امنیتی یا اقتصادی، سیاست‌هایی را اجرا می‌کنند که برای مسلمانانِ تحت حاکمیت، سخت، فرساینده و غیرقابل‌تحمل است.

این سیاست‌ها غالباً با توجیه‌هایی مانند «شرایط بد اقتصادی منطقه ای» اعمال می‌شود، اما در عمل، مستضعفین را هدف می‌گیرد و به فشار، محدودیت‌های ناروا و روش‌های غیر اسلامی می‌انجامد، روش‌هایی که شباهت آشکاری به الگوهای غیرشرعی و حتی سکولار دارد.

در حالی که : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ  (نحل/ ۹۰) خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می‌دهد؛ ریشه ی مسئله چیست؟

  •  فشار اقتصادی بی‌ضابطه بر طبقات ضعیف که علت اساسی آن ارثیه ی حاکمیتهای قبلی و محدودیتهای کنونی است که کفار جهانی بر دارالاسلام تحمیل کرده اند
  • عدم ارائه ی ایمان صحیح به مسلمین و عدم تولید مومنی که از او انتظار عمل مومنانه در انجام وطیفه و در برابر مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی کفار محارب و اشغالگر داشت.
  • تصمیم‌گیری‌های اداری و اجرائی که اصول و مبانی حاکم بر نظام اسلامی را نادیده می‌گیرد
  • سهل انگاری در برابر مفاسد اجرائی و  ظلم بعضی از افراد با نام «مصلحت» و «امنیت»

این‌ها اگر مهار نشود، چهره ی دارالاسلام را مخدوش می‌کند و اعتماد عمومی را از بین می‌برد.

این مسئله باید بی‌واسطه و شفاف به حاکم دارالاسلام، شورای رهبری و دستگاه‌های نظارتی برسد. زیرا اگر ظلم به نام اسلام انجام شود، آسیب آن دوچندان است.

مومنین باید وارد میدان شوند چون گروه منافقین هم اکثراً با لباس دینی ظاهر می شوند و این منافقان همیشه با پرچم دشمن نمی‌آیند، گاه با لباس خدمت، امضای اداری و زبان توجیه‌گر وارد می‌شوند و با اعمال خود، مردم را از عدالت اسلامی دل‌زده می‌کنند.

این نفوذ دارودسته ی منافقین و مفاسد اجرائی اگر مهار نشود نارضایتی می‌آفریندو همچون چند روز گذشته در دارالاسلام ایران ممکن است همین گروه منافقین با حمایت کفار سکولار و اشغالگر خارجی این نارضایتی و اعتراض را تبدیل به آشوب و جنگ شهری کنند تا  جهت مداخله در کشور بهانه به دست دشمنان اسلام بدهند.

راه برون‌رفت از این مشکلات رسیدگی فوری به شکایات مستضعفین و بازبینی سیاست‌های اقتصادی و امنیتی با معیار شرع و برخورد قاطع با عناصر ظالم حتی اگر در ساختار  نظام باشند و بازگرداندن عدالت، رحمت و کرامت مؤمن به مرکز تصمیم‌گیریهاست.

پس بدانیم که دارالاسلام با قدرتِ نظامی صرف حفظ نمی‌شود بلکه با عدالت پایدار می‌ماند و اگر رهبری دارالاسلام از رنج مستضعفین آگاه شود و جلوِ ظلم را بگیرد این خود تقویت دارالاسلام و خشنودی خداوند است.

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

این روزها که ایران از سوی کالاس رئیس سیاست گذاری خارجی اتحادیه اروپا و از سوی ترامپ به صورت مستقیم تهدید به حمله نظامی و تغییر حاکمیت می شود، کلی گوئی و دوپهلو حرف زدنهای دسته هائی از شیخ و مولوی و آخونها نوعی اذیت و آزار مستضعفین منطقه و تمام اهل ایمان ایران است که نیاز به موضع گیری صریح آنها در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و آشوب طلبهای سکولار و مرتد داخلی دارند که این آشوب طلبها در جنگ شهری که به راه انداختند در خدمت به برنامه ها و سناریوهای کفار خارجی از هیچ جنایتی نسبت به ایرانی ها ( که هم وطنان خودشان هستند) دریغ نکردند.

پس حق خودمان است به دسته هائی از خطباء و حتی علماء بگوئیم: ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ سکوت و بی طرفی شما همسوئی با این کفار خارجی و مزدوران داخلی است چه رسد به سخنان دوپهلو و کلی گوئی های شما که گاه یکی به میخ می زنید و یکی به نعل، و انسان خیال می کند با عده ای از دارودسته ی منافقین طرف است نه مدعیان منهج صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه و اهل بیت.

پس ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ با کلی گوئی، سکوت، تماشاچی شدن، همسوئی خواسته یا ناخواسته با دشمنان خارجی و داخلی باعث تحقیر مومنین نشوید و ما را خسته نکنید.

امت اسلامی یک امت است و عدالت و حقیقت و رُک گوئی می‌خواهد، نه مشتی عوام زده که از ترس عوامی که توسط رسانه ها سحر شده اند جرئت بیان حق بر اساس مذهب خود را هم ندارند یا سکوت می کنند و تفرقه‌ساز شده اند.

جابر بن عبدالله  در تفسير آيه ي : لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا . يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايند.[۱]

هم اکنون که اغتشاشگران و یا بهتر است بگوئیم آشوب طلبانی که در ایران جنگ شهری راه انداخته اند نه تنها از قرآن و قوانین شریعت الله سرپیچی می کنند بلکه قرآنها را نیز می سوزانند و مساجد را آتش می زنند و حاکمیتی سکولار می خواهند که در آن هیچ جایگاهی برای قانون شریعت الله وجود ندارد و علاوه بر آن کفار محارب و اشغالگر خارجی هم از این مرتدین حمایت می کنند؛ آیا سکوت امثال شما همسوئی با این دشمنان داخلی و خارجی و اذی و آزار مُسْتَضْعَفِين  و تمام مومنین نیست؟

ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند می دانید که اسلام، امت را بر ایمان بنا کرد، نه بر نژاد و قومیت و مسائل اقتصادی و… و اعلام کرد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ( حجرات/۱۰) تنها مؤمنان برادر یکدیگرند.

بدون شک اهل ایران همچون اهل افغانستان و سایر کشورهائی که قصد دارند استقلال خود را حفظ کنند با مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای کمر شکن کفار محارب و اشغالگر خارجی و عوامل داخلی دیگر مشکلات اقتصادی و حتی درمانی را تحمل می کنند، در اینجا نباید اجازه ی سوءاستفاده از دردِ مستضعفین را به دشمنان داد.

البته در داخل کشور هم زمانی که مشکلات اقتصادی و… وجود دارد دارودسته ی منافقین و برخی جریان‌های منتسب به اسلام در کنار مرتدین سکولار و کفار خارجی از رنجِ واقعی مردم سوءاستفاده ی فکری می‌کنند؛ با طرح شعارهایی کلی، اما با منهجی که به خنثی کردن و حتی همسو کردن مسلمانان با کفار خراجی و مرتدین محلی می‌انجامد.

 ای شیخ، مولوی، آخوند و ماوستا لطفاً دست از آزارِ مستضعفین و مومنین بردارید.


[۱] ابن تيمية ،  قواعد الملة و مقاصد الدين ، (ص۶۴۱) / باب تفسير اية لقد أرسلنا رسلنا بالبينات

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۴)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۴)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

اما بیایید به این نکته برگردیم که پیشروی تانک‌ها به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام یک اشتباه بود. شاید از نظر نظامی، واقعاً یک اشتباه بود. اما در عمل، ارتش سرخ همیشه با استقرار تانک‌ها، قیام‌های مردم فتح شده را سرکوب می‌کرد.

اینگونه بود که قیام مردمی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ سرکوب شد. تانک‌های شوروی وارد بوداپست شدند و بدون هیچ تشریفاتی تظاهرکنندگان را سرکوب کردند. همانطور که شاهدان قتل عام توصیف کردند، با رسیدن به سواحل دانوب، خدمه تانک‌ها روده‌های انسان را از روی پاهای خود شستند. به همین ترتیب، تانک‌های شوروی در سال ۱۹۶۸ وارد چکسلواکی شدند و به اصطلاح “بهار پراگ” را در هم کوبیدند.

چند سال قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی، موجی از قیام‌های مردمی سراسر کشور را فرا گرفت و حتی پس از فروپاشی نیز ادامه یافت. و مقامات کرملین تاکتیک چند دهه‌ای خود را رها نکردند: تانک‌ها به جلو. اینگونه بود که اعتراضات مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو، ویلنیوس و اینگوشتیا سرکوب شد.

با دیدن تانک‌ها، مردم وحشت‌زده فرار کردند. در سال ۱۹۹۳، در مسکو، چهار تانک برای یلتسین و همدستانش کافی بود تا شورای عالی و کل ارتش ملی‌گرایان روس را پراکنده کنند.

بنابراین، برخلاف نظریه نظامی، ورود تانک‌ها به شهر در عمل توجیه‌پذیر بود. اما هنگام برنامه‌ریزی حمله به گروزنی، ژنرال‌های روسی فهمیدند که چهار تانک کافی نخواهد بود. و آنها چند صد تانک، بدون احتساب خودروهای زرهی سبک، سامانه‌های موشکی پرتاب چندگانه، توپخانه سنگین خودکششی، صدها و صدها توپ، خمپاره و هواپیما، مستقر کردند.

نه یک، بلکه بسیاری از هنگ‌های چترباز، هنگ‌های نیروهای ویژه نیروهای داخلی، تفنگداران دریایی، هنگ‌های تفنگدار موتوری و دیگران در این حمله مستقر شدند. در مجموع چند ده هزار سرباز.

تا این لحظه، کرملین در هیچ منطقه‌ای از فضای شوروی یا پس از شوروی چنین تعداد زیادی نیروی انسانی و تجهیزات مستقر نکرده بود. کرملین می‌خواست به هر قیمتی کنترل خود را در چچن دوباره به دست آورد، زیرا در چند سال گذشته، این منطقه به نمونه‌ای خطرناک از استقلال واقعی برای زندان ملت‌های روسیه تبدیل شده بود.

مسکو با استقرار کل این ناوگان، می‌خواست هرگونه اتفاق غیرمنتظره‌ای را منتفی کند.

و هیچ کس در مورد نتیجه این عملیات شک نداشت: ژنرال‌های روسی، روزنامه‌نگاران، به اصطلاح کارشناسان و به ویژه مردم روسیه. علاوه بر این، خود چچنی‌ها، اگرچه مصمم به جنگ بودند، اما انتظار چنین نتیجه‌ای را نداشتند.

جهان نظاره‌گر و منتظر نتیجه منطقی این رویارویی بود. در یک طرف، یک قدرت هسته‌ای قرار داشت که ارتش آن یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان محسوب می‌شود. از طرف دیگر، این یک جمهوری کوچک است، با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر.

و با این حال، وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند! آنقدر غیرمنتظره که رسانه‌ها برای لحظه‌ای خشکشان زد، و نتوانستند گزارش‌هایی را که دریافت می‌کردند باور کنند… سپس تصاویر تانک‌های سوخته روسی و اجساد سربازان روسی که در خیابان‌ها پخش شده بودند، در سراسر جهان پخش شد.

فراخوان اغتشاش اپوزیسیون سکولار و مرتد در ۲۵ دی برای ایران عقیم خواهد بود، چون ….

فراخوان  اغتشاش اپوزیسیون سکولار و مرتد در ۲۵ دی برای ایران عقیم خواهد بود، چون ….


به قلم: ابوبکر خراسانی

با آنکه اپوزیسیون سکولار و مرتد خارج نشین برای پنج شنبه ۲۵ دی فراخوان اغتشاش داده اما این فراخوان عقیم خواهد ماند، چرا؟

۱. چون نیروهای امنیتی ایران با قدرت توانسته اند با کمک مردم نظم و امنیت را به خیابان‌ها برگردانند.

۲. چون اکثریت مطلق مزدوران آمریکا و صهیونیستها یا کشته شده اند یا دستگیر و  تک و توکی هم که مانده باشند از ترس لو رفتن توسط دوستانشان یا دوربین‌های مختلف و دستگیر شدن در سوراخ موشها مخفی شده اند.

۲. چون ترامپ با تمام هارت و پورتی که می‌کرد متوجه شد نه جنگ او تاثیری بر تزلزل در حاکمیت ایران دارد و نه توان مقابله با واکنش نظامی ایران در صورت حمله نظامی را. پس کمک به مزدوران هم دود شد رفت هوا.


به همین دلیل نیروها و هواپیماهائی را که از پایگاه العدید قطر  از ترس حملات متقابل ایران خارج کرده بود  ذلیلانه به پایگاه برگرداند.

بر این اساس می‌توان گفت نه تنها مردم ایران که اینهمه توحش اغتشاشگران اجاره ای آمریکا و صهیونیستها را که دیدند نسبت به فراخوان‌های متعدد اپوزیسیون مرتد خارج نشین با بی اعتنایی برخورد خواهند کرد بلکه آن عده ی قلیل از ته مانده ی اغتشاشگران نیز که خود را مخفی کرده اند از ترس نیروهای امنیتی و مردم ایران جرئت ابراز وجود نخواهند داشت.

البته فراموش نکنیم که مردم ایران  در روزهای یکشنبه و دوشنبه با تجمع و راهپیمایی خواستار برخورد جدی دستگاه قضا و امنیتی با اغتشاشگران مسلح شدند و این پیام را نه تنها ترامپ و نتانیاهو بلکه مزدوران اجاره ای آنها نیز گرفتند.

به همین دلیل ما امشب هیچ تجمعی را در سطح کشور شاهد نخواهیم بود و مزدوران مسلح هم فرصت اغتشاش آفرینی و آشوب و جنگ شهری نخواهند داشت. باذن الله.

اتهامات دروغین به کتاب‌سوزی توسط مسلمین صدر اسلام در حالی که اغتشاشگران سکولار و مزدور ایران ٧ هزار جلد کتاب را در میبد سوزاندند و بزرگترین عملیات تروریستی ایران را انجام دادند

اتهامات دروغین به کتاب‌سوزی توسط مسلمین صدر اسلام در حالی که اغتشاشگران سکولار و مزدور ایران ٧ هزار جلد کتاب را در میبد سوزاندند و بزرگترین عملیات تروریستی ایران را انجام دادند

سالهاست که سکولاریستهای ایرانی دروغ بزرگ سوزاندن کتاب‌های ایران توسط مسلمین صدر اسلام را نشر می‌دهند

اما در اغتشاش سکولارهای تابع نقشه های آمریکائی- صهیونی فقط در شهر میبد کتابخانه خیریه مصلی اعرافی شهرستان میبد را به صورت کامل تخریب و در آتش سوزاندند.

این غیر از آنهمه قرآن و کتب دینی است که در بیشتر از ۲۵۰ مسجد و ۲۰ حسینیه به آتش کشیده شده اند.

جالب است بدانید که این کتابخانه خیری میبد با رویکرد آموزشی و کمک آموزشی با بیش از ٧ هزار جلد کتاب توسط اغتشاشگران سکولار در حوادث اخیر به آتش کشیده شد و در جهل آشوبگران صهیونیست صفت به طور کلی از بین رفت.

در کنار این، اگر به اغتشاشات دی ۱۴۰۴ نگاه کنیم متوجه بزرگ‌ترین عملیات تروریستی تاریخِ ایران خواهیم بود

در اینجا به آمار بخشی از میزان خسارات این آشوب طلبان اجاره ای سکولار و خائن به وطن و ملت اشاره میکنیم:

🔥آسیب به ۳۶۴ فروشگاه بزرگ و ۴۱۹ فروشگاه کوچک
🔥آسیب ۱۰۰۰ میلیاردی به صنعت برق
🔥آتش کشیده شدن ۳ کتابخانه بزرگ
🔥آسیب جدی به ۱۸۲ آمبولانس
🔥آسیب به ۸ مورد از آثار میراث فرهنگی
🔥آسیب به ۲۶۵ مورد از مراکز آموزشی
🔥حمله به ۲۵۰ مسجد و ۲۰ حسینیه
🔥خسارت ۳ هزار میلیاردی به اموال زیر مجموعه شهرداری
🔥خسارت ۲۱۰۰ میلیاردی به بانک‌ها
🔥آسیب به ۱۴۰۰ دستگاه خودپرداز
🔥آتش زدن صدها خودروی شخصی
🔥آسیب جدی به ۴ سینما در شهرهای تهران، نیشابور، بروجرد و شاهین شهر

دستور به کشته سازی به لیدرها و ارتباط مستقیم بی‌سیمی تروریست‌ها با اربابان‌شان در بحبوحه اغتشاشات

دستور به کشته سازی به لیدرها و ارتباط مستقیم بی‌سیمی تروریست‌ها با اربابان‌شان در بحبوحه اغتشاشات

تصاویر منتشر شده جدید از دوربین‌های مداربسته نشان می‌دهد که تروریست‌های آمریکایی ـ صهیونی، در حین عملیات به‌طور مستقیم با دشمنان خارجی در ارتباط بوده و از آن‌ها دستور می‌گرفتند.

به لیدرها هم گفته بودند اگر کسی را پیدا نکردید همان دختران و پسرانی که دنبال خود راه‌انداختید را مورد هدف قرار دهید!

به همین دليل و بر اساس اسناد به‌دست‌آمده و نشر شده از ارتباطات گروه‌های تروریستی با سرپل های خارج‌ از مرز، دستوراتی مبنی بر هدف قرار دادن افراد با تاکید بر ناحیه سر و صورت برای وارد کردن آسیب‌های جدی صادر شده بود.

این ورقی از پروژه ی تبدیل اعتراضات قانونی و مسالمت آمیز بازاریان و مردم به اغتشاش و آشوب و جنگ شهری توسط مزدوران آمریکایی- صهیونی است.

هشدار جدی: از ارسال تصاویر خلاف امنیت ملی در دارالاسلام ایران خودداری کنید

هشدار جدی: از ارسال تصاویر خلاف امنیت ملی در دارالاسلام ایران خودداری کنید

بعضی از افراد در مبادله اطلاعات دچار خطاهائی می شوند که به جرمی بزرگ ختم می شود.
بر این اساس، هشداری جدی را باید به خود و دیگران گوشزد کرد که بر اساس ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونی و کشورهای متخاصم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مصوب ۲۳ مهر ۱۴۰۴ (ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکه‌ها، انسان رسانه‌ها یا صفحات مجازی بیگانه در صورتیکه برخلاف امنیت ملی باشد و نیز هرگونه ارسال موارد مذکور به شبکه‌ها، انسان رسانه ها یا صفحات مجازی معاند چنانچه مشمول مجازات شدیدتری نباشد براساس نوع اطلاعات تصاویر یا فیلم ها مستوجب حبس تعزیری درجه ۵ و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی است)

به همین دليل طی بیانیه های مختلفي از مردم غیور و زمان‌شناس اهل ایران اسلامی خواسته شده در صورت اطلاع از موارد مذکور در قانون گفته شده مراتب را به شماره تلفن‌های ۱۱۰ و ۱۱۳ و ۱۱۴ منعکس کنند.

پس، سهل انگاری نکنیم و به موارد اطلاعاتی و امنیتی که به ما می رسد یا از ما به دیگران منتقل می شود دقت لازم و کافی داشته باشیم .

زمانی که خائنین داخلی اغتشاشات ایران حکم دستمال توالت گرفتند

زمانی که خائنین داخلی اغتشاشات ایران حکم دستمال توالت گرفتند

به قلم: صلاح الدین مجاهد

دشمنان با تولید واگنرها و نیروهای شبه نظامی نیابتی و حتی با تولید حاکمیتهای دست نشانده سعی می کنند تمام کارهای کثیف خود را با این مزدوران و بخصوص خائنین محلی انجام دهند و زمانی که به هدف خود رسیدند و یا امتیاز خود را گرفتند این خائنین را همچون دستمال توالت دور می اندازند؛ البته دستمال توالتها نباید توقع بیشتری داشته باشند.

در اغتشاشات اخیر ایران و بخصوص در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ ما شاهد اغتشاش خالی نبودیم بلکه با جنگ مسلحانه ی گروهها و افرادی سازمان یافته طرف بودیم که جهت زمینه سازی برای مداخله خارجی که امثال ترامپ وعده داده بودند دست به سناریوی «کشته سازی» و حشیانه ای هم از مردم معترض و هم از اغتشاشگران زدند.

واقعیتی که برای همه روشن است اینکه آمریکا قصد دارد با زور و تهدید مسئولین ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بر حاکمیت ایران دیکته و تحمیل کند و ایران را مجبور به امتیاز دادن یکطرفه کند، این هدفی است که آمریکا از این دستمال توالتها برای انجام کثافتکاری هایش در ایران استفاده کرد و تمام گنده گوئی های ترامپ و شرکای آمریکا نیز تنها جنگ رسانه ای و تحریک بیشتر خائنین داخلی و اغتشاشگران و فریب خورده های داخل ایران و فشار بیشتر بر حاکمیت ایران است.

مسئولین حکومتی ایران هم زیر بار خواست مذاکره زیر سایه و برگ تهدید و زور آمریکا نمی روند و در چنین شرایطی، روش صحیح جهت برقراری یک مذاکره منصفانه و صادقانه هم همین است که ایران انجام می دهد.

آمریکا پروژه ی ضد امنیتی را از کانال راه اندازی اغتشاشات سازمان یافته به پیش برد به امید آنکه بتواند از این پروژه به عنوان ابزاری جهت اعمال فشار بر ایران بهره بگیرد و از ایران امتیازگیری کند بدون آنکه امتیازی به ایران بدهد.

البته به خاطر بیاوریم زمانی که ایران در عمان و ایتالیا مذاکراتی را با آمریکا برگذار کرده بود، ترامپ بعد از جنگ ۱۲ روزه بدون آنکه خجالت بکشد اقرار کرد که ما اساساً این مسیر مذاکرات را به‌صورت یک فریب طراحی کرده بودیم که منجر به عملیات نظامی علیه ایران بشود.

آمریکا چنین موجود غداری است، حالا این سرافعی و دشمن شماره یک مسلمین، مشتی مزدور و خائن داخلی را برای پیشبرد مذاکرات و امتیازگیری از ایران از کانال خائنین شناسنامه داری چون گروه رجوی و جیش العدل جدید و… جهت انجام پروژه ی کشته سازی از مردم ایران و انجام کارهائی کثیف به کار گرفته است و چنانچه مذاکره ای صورت پذیرد یا نگیرد و بار دیگر آمریکا ذلیلانه در این پروژه هم شکست بخورد اولین کسانی که دور ریخته می شوند همین دستمال توالتهای خائنی هستند که در اختیار دشمنان مکار و حیله گر ملت خود قرار گرفتند.

آمریکا ۱- قدرت منطقه ای ایران ۲- و قدرت هسته ای ۳- و قدرت موشکی ایران را هدف گرفته است و قربانی کردن مردم ایران همچون قربانی کردن تمام ملل دیگر دنیا برایش اهمیتی ندارد زمانی که او بتواند با فریب عده ای از خائنین میان ایرانیان به این هدف خود نزدیک شود.

پس زمانی که ترامپ می گوید کمک برای اغتشاشگران در راه است و آنها را تحریک و تشویق به تخریب بیشتر می کند و در عین حال تحریمهای بیشتراقتصادی بر مردم ایران تحمیل می کند یعنی مردم ایران برایش اصلاً مهم نیست چه رسد به خائنینی که به ملت و وطن خود خیانت کرده اند و نزد هر انسانی، هر چند خودش پست ترین انسان باشد، باز چنین خائنینی پست و بی ارزش هستند.