زمانی که خائنین داخلی اغتشاشات ایران حکم دستمال توالت گرفتند

زمانی که خائنین داخلی اغتشاشات ایران حکم دستمال توالت گرفتند

به قلم: صلاح الدین مجاهد

دشمنان با تولید واگنرها و نیروهای شبه نظامی نیابتی و حتی با تولید حاکمیتهای دست نشانده سعی می کنند تمام کارهای کثیف خود را با این مزدوران و بخصوص خائنین محلی انجام دهند و زمانی که به هدف خود رسیدند و یا امتیاز خود را گرفتند این خائنین را همچون دستمال توالت دور می اندازند؛ البته دستمال توالتها نباید توقع بیشتری داشته باشند.

در اغتشاشات اخیر ایران و بخصوص در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ ما شاهد اغتشاش خالی نبودیم بلکه با جنگ مسلحانه ی گروهها و افرادی سازمان یافته طرف بودیم که جهت زمینه سازی برای مداخله خارجی که امثال ترامپ وعده داده بودند دست به سناریوی «کشته سازی» و حشیانه ای هم از مردم معترض و هم از اغتشاشگران زدند.

واقعیتی که برای همه روشن است اینکه آمریکا قصد دارد با زور و تهدید مسئولین ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بر حاکمیت ایران دیکته و تحمیل کند و ایران را مجبور به امتیاز دادن یکطرفه کند، این هدفی است که آمریکا از این دستمال توالتها برای انجام کثافتکاری هایش در ایران استفاده کرد و تمام گنده گوئی های ترامپ و شرکای آمریکا نیز تنها جنگ رسانه ای و تحریک بیشتر خائنین داخلی و اغتشاشگران و فریب خورده های داخل ایران و فشار بیشتر بر حاکمیت ایران است.

مسئولین حکومتی ایران هم زیر بار خواست مذاکره زیر سایه و برگ تهدید و زور آمریکا نمی روند و در چنین شرایطی، روش صحیح جهت برقراری یک مذاکره منصفانه و صادقانه هم همین است که ایران انجام می دهد.

آمریکا پروژه ی ضد امنیتی را از کانال راه اندازی اغتشاشات سازمان یافته به پیش برد به امید آنکه بتواند از این پروژه به عنوان ابزاری جهت اعمال فشار بر ایران بهره بگیرد و از ایران امتیازگیری کند بدون آنکه امتیازی به ایران بدهد.

البته به خاطر بیاوریم زمانی که ایران در عمان و ایتالیا مذاکراتی را با آمریکا برگذار کرده بود، ترامپ بعد از جنگ ۱۲ روزه بدون آنکه خجالت بکشد اقرار کرد که ما اساساً این مسیر مذاکرات را به‌صورت یک فریب طراحی کرده بودیم که منجر به عملیات نظامی علیه ایران بشود.

آمریکا چنین موجود غداری است، حالا این سرافعی و دشمن شماره یک مسلمین، مشتی مزدور و خائن داخلی را برای پیشبرد مذاکرات و امتیازگیری از ایران از کانال خائنین شناسنامه داری چون گروه رجوی و جیش العدل جدید و… جهت انجام پروژه ی کشته سازی از مردم ایران و انجام کارهائی کثیف به کار گرفته است و چنانچه مذاکره ای صورت پذیرد یا نگیرد و بار دیگر آمریکا ذلیلانه در این پروژه هم شکست بخورد اولین کسانی که دور ریخته می شوند همین دستمال توالتهای خائنی هستند که در اختیار دشمنان مکار و حیله گر ملت خود قرار گرفتند.

آمریکا ۱- قدرت منطقه ای ایران ۲- و قدرت هسته ای ۳- و قدرت موشکی ایران را هدف گرفته است و قربانی کردن مردم ایران همچون قربانی کردن تمام ملل دیگر دنیا برایش اهمیتی ندارد زمانی که او بتواند با فریب عده ای از خائنین میان ایرانیان به این هدف خود نزدیک شود.

پس زمانی که ترامپ می گوید کمک برای اغتشاشگران در راه است و آنها را تحریک و تشویق به تخریب بیشتر می کند و در عین حال تحریمهای بیشتراقتصادی بر مردم ایران تحمیل می کند یعنی مردم ایران برایش اصلاً مهم نیست چه رسد به خائنینی که به ملت و وطن خود خیانت کرده اند و نزد هر انسانی، هر چند خودش پست ترین انسان باشد، باز چنین خائنینی پست و بی ارزش هستند.

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۳)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۳)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

بیایید این دلایل را که روس‌ها برای توضیح شکست‌های خود استفاده می‌کنند، به یاد بیاوریم:

“…نیروهای (روسی) یکدیگر را نمی‌شناختند؛ آنها در تمرینات مشترک شرکت نکردند؛ آنها در طول نبرد با یکدیگر ارتباط برقرار نکردند؛ آنها به درس‌های جنگ جهانی دوم توجه نکردند و در نبردهای خیابانی (علیرغم تجربه قبلی خود) شکست خوردند.”

نویسنده مطالب عربی سپس کاستی‌های دیگر فرماندهی روسیه را فهرست می‌کند: “هیچ ستاد فرماندهی واحدی وجود نداشت (؟)”.

در این مورد می‌توان با اطمینان یک چیز را گفت: نیروهای روسی فقط از ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۱، از اولین روزهای جنگ تا زمانی که آلمانی‌ها به مسکو نزدیک شدند، فاقد یک ستاد فرماندهی واحد بودند.

در این دوره، یک ستاد فرماندهی متحد مانند تاجی طلایی بر سر الاغ به نظر می‌رسید. زیرا سربازان شوروی وحشت‌زده عقب‌نشینی کردند، اما اکثر آنها به صورت دسته جمعی تسلیم آلمانی‌ها شدند و در طول سه ماه جنگ، ۴.۵ میلیون سرباز شوروی تسلیم شدند. به طور کلی، در روسیه، غیرمعمول است که یک ژنرال روسی به کسی گزارش ندهد و از یک مرکز واحد دستور نگیرد.

در مورد ما، سپهبد آ. کواشنین به عنوان فرماندهی “گروه مشترک نیروهای فدرال در جمهوری چچن” منصوب شد. سپهبد ال. شوتسوف ریاست ستاد عملیات را بر عهده داشت.

این حمله توسط یک گروه ویژه به رهبری وزیر دفاع روسیه، ژنرال ارتش پ. گراچف، مستقر در یک پست فرماندهی راه‌آهن در موزدوک، رهبری شد.

یک بهانه دیگر: “شرکت‌کنندگان در نبرد نقشه‌های دقیقی از گروزنی نداشتند.” این ممکن است به عنوان یک دلیل ضعیف به لیست کلی دلایل ارائه شده اضافه شود.

اما برای ژنرال‌های روسی غیرممکن است که کارت‌ها را به زیردستان خود ندهند و ماموریت‌ها و اهداف خود را به طور کامل توضیح ندهند. ژنرال‌های روسی را می‌توان به هر چیزی متهم کرد، اما نه به چنین رفتار بی‌ملاحظه‌ای هنگام برنامه‌ریزی یک عملیات بزرگ با چنین تعداد زیادی نیرو و تجهیزات.

بهانه بعدی: “هیچ رونوشتی از ارتباطات وجود نداشت.” این گفته به ویژه با توجه به اینکه جنگجویان چچنی هیچ رمزگذاری نداشتند، جالب است. اطلاعات و دستورالعمل‌ها به صورت متن ساده منتقل می‌شدند. به سادگی نمی‌توانست غیر از این باشد، زیرا هرگونه رمزگذاری، کسانی را که قبلاً هرگز در نبرد نجنگیده بودند و هرگز رادیو ندیده بودند، گیج می‌کرد.

نویسنده در ادامه می‌نویسد که “چچنی‌ها از مزیت شناخت منطقه و صحبت به زبان روسی برخوردار بودند.” اینکه این را مزیت بنامیم، اغراق است.

اولاً، جوانان روستایی که در نبرد شرکت داشتند، شهر را نیز به خوبی نمی‌شناختند. گروه‌های جداگانه مجاهدین مدت زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و از مناطق اشغالی شهر فرار می‌کردند. برخی از مردم می‌توانستند از طریق رودخانه سانژا حرکت کنند، زیرا می‌دانستند که از مرکز شهر عبور می‌کند.

در مورد زبان، مهم است به یاد داشته باشیم که در میان سربازان روسی دو هزار “چچنی دوست” – به عبارت دیگر، خائن به دین و مردم خود – بودند که می‌توانستند هر کلمه‌ای را که از طریق امواج رادیویی برای اربابان خود صحبت می‌شد، ترجمه کنند.

ایرانی ها هم خواستار مداخله خارجی ها هستند

ایرانی ها هم خواستار مداخله خارجی ها هستند

کاتب: محمد اسامه

زمانی که مسلمین در شعب ابی طالب در محاصره  اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته اند و کفار سکولار قریش و شرکای آنها مسلمین را تحریم کرده بودند، مومنین از اینکه افرادی چون ابوالبختری کافر پادرمیانی و مداخله کند و در از بین بردن و لغو این تحریمهای ظالمانه قدمی پیش بگذارد خوشحال می شدند به گونه ای که در جنگ بدر، رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داد اگر ابوالبختری را که بر علیه مومنین اسلحه هم کشیده بود نکشند.

ایران هم سالهاست که از سوی آمریکا (قریش کافر زمان) مورد انواع تحریمهای ظالمانه قرار گرفته است و امری طبیعی است که ایرانی ها بخواهند خارجی هائی که ادعای حقوق بشر و سایر شعارهای بشر دوستانه دارند در این مساله مداخله کنند و تحریمهای اقتصادی را لغو کنند.

در این زمینه شبکه ماهواره ای الجزیره ی قطر طی برنامه ای بیان کرد که: “ترامپ با تحریم‌هایش زندگی ایرانی‌ها را فلج کرده، اما دم از کمک می‌زند … ترامپ در حالی حرف از ادعای مضحک کمک به مردم ایران می‌زند که عملا با تحریم‌هایش به زندگی مردم ایران ضربه زده است”.

ترامپ و صهیونیستها بار دیگر با محسابات غلطی که کردند و با تحریک اغتشاشات و تخریبگری در ایران مسئول خونهائی هستند که در این اغتشاشات از ایرانی ها ریخته شده است؛ با آنکه دستگاه امنیتی صهیونیستها به دستگاه سیاسی تذکر داده که در مورد ایران چیزی نگویند و نتانیابو هم به وزرایش دستور داده که سکوت کنند اما می بینیم که ترامپ اسپین دست از تحریک خائنین و فریب خورده های داخلی برنمی دارد و با وعده ی «کمک» به این مخربین از آنها خواسته که  «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض خود ادامه دهید – نهاد‌های خود را به دست بگیرید! … کمک در راه است.»

ترامپ می گوید: « نمی‌خواهم شاهد کشته شدن مردم باشم »یکی نیست به این شخص نیمه دیوانه بگوید اگر یکی یا گروهی به یک مرکز نظامی در آمریکا حمله کنند و طی آن چند نفر از نیروهای نظامی آمریکا را نیز به قتل برسانند دولت شما با آنها چه برخوردی خواهد کرد؟ همین الان بروید قانون آلمان و… را بررسی کنید و ببینید که آیا در صورت حمله به مراکز نظامی حکم تیر و کشتن مهاجمین وجود دارد یا خیر؟

پس این شخص نیمه دیوانه چگونه مزدورانش و فریب خورده ها را تحریک به خشونت و تسخیر مراکز حکومتی دعوت می کند و در عین پرروئی می گوید «نمی‌خواهم شاهد کشته شدن مردم باشم »   

بله، مردم ایران خواهان مداخله خارجی ها هستند که علاوه بر برداشتن اینهمه تحریم اقتصادی ظالمانه ی همه جانبانه، به این جانی معامله گری که خون و کرامت و استقلال سایرین برایش مهم نیست بفهماند که اولاً با چه ملتی طرف است، و بعد به او تذکر بدهد که «حنایت دیگر نزد اهل عقل رنگی ندارد» و اگر توضیح خواست به او بگویند: انسان، تو از یکطرف مزدوران را تسلیح می کنی و مردم را به اغتشاش و خشونت تحریک می کنی و با فرستادن آنها به حمله به مراکز حکومتی و اینکه « کمک در راه است» در واقع آنها را به جنگ می فرستی و تحریک به خشونت می کنی و ایران را تهدید به مداخله ی نظامی می کنی آنوقت می گوئی « نمی‌خواهم شاهد کشته شدن مردم باشم »؟

بله، لازم است یکی به این نیمه دیوانه نکاتی را یاد آوری کند همچنانکه همین شبکه ی الجزیره ی قطر ضمن مضحک خواندن ادعای «کمک» ترامپ به مردم ایران می گوید:«همان ترامپی که با تحریم‌هایش زندگی ایرانی‌ها را فلج کرده و با همین کار باعث ایجاد اعتراضات شده، می‌گوید می‌خواهد به مردم ایران “کمک” کند…ایالات متحده آمریکا با تحریم‌هایش به اقتصاد ایران ضربه زده و این در درجه اول دلیل اصلی به راه افتادن اعتراضات است.»

با آنکه ایرانی ها خواستار مداخله ی خارجی ها جهت حل نمودن مشکلات با این دشمن جنایتکار است اما بعد از نصرت الله و اتحاد و یکپارچگی، تنها عامل بازدارنده در برابر تهدیدات آمریکا و سایر کفار محارب خارجی و مزدوران محلی و سایر دشمنانی که ما نمی شناسیم و الله آنها را می شناسد همین «قدرت نظامی» است که آمریکا می خواهد آن را از دارالاسلام ایران بگیرد اما الله تعالی در این زمینه امر کرده است:

وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُمۚ(انفال/۶۰)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح اضافه کرد: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[۱] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است. یکی از معجزه های این آیه و حدیث به کارگیری کلمات «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» و « الرَّميُ = تیر اندازی» است که با گذشت زمان و تغییر تکنولوژی های مختلف از تیرو کمان و شمشیر به انواع سلاحهای مختلف و مدرن کاربرد دارند.


[۱]  مسلم۱۹۱۷

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۳)

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۳)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

تا اینجا متوجه شدیم که دستور صریح تمام مذاهب اهل سنت و جماعت و جمهور علماء بر این است که باید موضع خودت را در برابر اهل بغی مشخص کنی و در کنار حاکمیت بر دارالاسلام بر علیه کفار اصلی اشغالگر و مزدوران داخلی آنها قرار بگیری؛ آیا این بی تحرکی ها به دلایل مذهبی در میان فرقه های معروف به اهل سنت و جماعت و یا در میان شیعیان به دلیل اینکه افرادی مسلمان در حاکمیت هستند که نظر اسلامی آنها مخالف نظر شماست باعث نگرانی و تلنگری برای بیداری و یکپارچگی بیشتر امت اسلامی نیست؟

آیا کفاری چون آمریکا و صهیونیستها و این اغتشاشگران وحشی مزدور برایشان مهم است که کدام یک از شما بر حاکمیت باشد؟ چرا متوجه نیستید اینها مخالف اجرائی شدن قوانین شریعت الله و تشکیل هر نوع حاکمیت اسلامی هستند و برایشان حاکمیت شیعه و سنی فرقی ندارد.

اسلام ۱۴۰۰ سال پیش، مرزهای قبیله‌ای، نژادی و سلطنتی را شکست و به‌جای آن امت واحده را بنا نهاد و الله تعالی فرمود: «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» (انبیاء/ ۹۲) همانا این امتِ شما، امتی یگانه است.

اما امروز، همان مرزهایی که جاهلیت با قوم و قبیله و حتی مذهب ترسیم کرده است، میان مسلمانان دیوار خون و دشمنی ساخته است

.این مرزها اسلامی نیستند، قرآنی نیستند، و برخاسته از اراده ی امت نیستند؛ بلکه محصول جاهلیت هستند زمانی که مسلمان را تبدیل به تماشاچی می کند در حالی که برادر مسلمانش توسط دشمنان کافر داخلی و خارجی در حال صدمه دیدن است.

حتی کار به جائی رسیده است که همین کفار سکولار خارجی با آنکه به حاکمیتهای دست نشانده و احزاب سکولار محلی پرچم‌های رنگارنگ دادند، اما عزت را زا آنها گرفتند، قانون سکولاریستی دادند، اما عدالت اسلایم را گرفتند و دولت ساختند، اما امت را نابود کردند.

سود این طرحهای خائنانه نه به مستضعف می‌رسد،  نه به مؤمن، بلکه به همان کفار و به سکولارزده‌های داخلی و نخبگان وابسته می‌رسد که با نام «وطن»، «ملت» و «حاکمیت»، وابستگی به همین کفار اشغالگر خارجی و ذلت و از دست رفتن استقلال حقیقی را توجیه می‌کنند.

در اینجا بزرگترین فاجعه آنجاست که برخی خطبا و علمای مذاهب مختلف اسلامی با نام اسلام، با شعار قومیت و با ادبیات مذهبی، همان کاری را می‌کنند که کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی انتظار حداقلی از این افراد دارند: تماشاچی نگه داشتن طرفدارانشان تا زمانی که نوبت به خودشان می رسد.

این‌ خطباء و علماء مذاهب مختلف اسلامی که می بینند کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها و غربی های همسو با آنها به همراه مرتدین سکولار محلی با طراحی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران در حال انجام چه جنایتی نبت به معترضین هستند و چه اهدافی در سر دارند اما سکوت می کنند و تماشاچی هستند اینها  نه وارثان مذهب امام خود و عدالت اسلامی‌اند، نه نماینده ی کرامت انسان؛ بلکه صورتِ مذهبیِ همان دارودسته ی منافقین قدیمی هستند.

امروز در همه سرزمین‌های اسلامی توسط این کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار محلی مستضعف زیر فشار است و قدرت در خدمت بیگانه.از این مرز تا آن مرز، زبان‌ها فرق می‌کند، پرچم‌ها عوض می‌شود، اما رنج یکی است. و دشمنان اسلام دقیقاً از همین تفرقه  یمذهبی و قومیتی و جغرافیایی و سیاسی سود می‌برند.

تعصبات کور قومیتی و مذهبی و قوانینی که امت را تکه‌تکه کرد، قوانینی که مسلمان را در برابر مسلمان قرار داد، و قوانینی که وفاداری به «فعلان مولوی و شیخ و آخوند و ماموستا» را بالاتر از وفاداری به «ایمان» نشاند، قوانین کفری‌اند؛ حتی اگر به دست مسلمان اجرا شوند.

تا وقتی مسلمان اسیر مرزهای تحمیلی مذهبی و قومیتی در برابر این دشمنان آشکار خارجی و داخلی است و مطیع علماء و خطبای مذهبی‌نماست و از وحدت ایمانی فاصله گرفته، نه کرامت بازمی‌گردد، نه عزت، و نه آرامش.

این آگاهی، دعوت به فهم است؛ دعوت به بازشناسی ریشه ی رنج‌ها.

امروز دارالاسلام ایران درگیر جنگ با جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی است که این جبهه در برابر تمام مومنین جهان وجود دارد و نیاز به همسوئی مشترک بین تمام مومنین و بخصوص میان تمام اهل دعوت و جهان دارد.

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۲)

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۲)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

پس در برخورد با اهل بغی از میان مومنین( یعنی اگر هر دو طرف جنگ و درگیری مومن بودند) نباید سکوت کرد و تماشاچی بود بلکه بر اساس دستور الله تعالی : : وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا … (حجرات/ ۹) و بر اساس امر رسول الله صلی الله علیه وسلم در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر : مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ ….[۱] باید موضع شرعی گرفت و در برابر اهل بغی ایستاد.

امام جصاص حنفی مذهب در جای دیگری می گوید: اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در واجب بودن جنگ با گروه اهل بغی و سرکش با اسلحه اختلافی ندارند، اگر این اهل بغی با چیز دیگری به سوی حق برنگردند؛ مگر نمی بینی که تمام آنها بر جنگ با خوارج یکی بودند؟ اگر معتقد به جنگ با خوارج نبودند و در برابر خوارج می نشستند، خوارج آنها را می کشتند و زنان و فرزندان آنها را به بردگی و کنیزی می گرفتند و آنها را ریشه کن و نابود می کردند. [۲]

امام نووی شافعی با فرض اینکه الجماعة و رهبر آن وجود دارد و کسی بر علیه این امام و رهبر و الجماعة مسلمین بغی و سرکشی می کند و جنگ منتهی به فتنه راه می اندازد در شرح مسلم می گوید: اکثر صحابه و تابعین و عموم علمای اسلامی می گویند: «باید در فتنه ها کسی که حق با او است را یاری کرد و در کنار او ایستاد»[۳] همچنانکه الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي (حجرات/ ۹) با آن دسته‌ای که سرکشی و بغی و ستم می‌کند بجنگید، چنین دیدگاهی صحیح است و احادیثی هم مبنی بر عدم مشارکت در فتنه ها دلالت دارند بر فتنه ای صدق می کند که در آن صاحب حق آشکار نباشد یا دو گروه ظالم باشند که یکی از آنها دارای تأویل نباشد؛ اگر مثل آنچه که عده ای از گذشتگان می گویند (دست از همه چیز کشید و نشست و نظاره گر شد) فساد ظاهر می شود و دست درازی اهل بغی و اهل باطل بیشتر می شود. [۴]

یعنی احادیثی که سفارش به نشستن و عدم مشارکت در جنگ میان مسلمین را دارد به دلیل ضعف در مسائل جنگی و نداشتن شرایط نظامی لازم و کافی و همچنین به دلیل عدم آگاهی بر صاحب حق است و نمی دانیم حق با کدام یک است.

آیا در جنگ بین اغتشاشگران سکولاری که از دایره ی مومنین خارجند و علاوه بر آن از حمایت آمریکا و صهیونیستها و تمام احزاب سکولار و مرتد داخلی برخوردارند با حکومت مذهبی ایران نمی دانیم حق با کدام یک است؟ آیا در جبهه ی بین کفر و اسلام نمی دانیم حق با کدام یک است؟

  بر این اساس است که امام ابن حجر عسقلانی شافعی مذهب در فتح الباری می گوید: وَذَهَبَ جُمْهُور الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ إِلَى وُجُوب نَصْر الْحَقّ وَقِتَال الْبَاغِينَ، جمهور صحابه و تابعین معتقد به واجب بودن یاری و پشتیبانی حق و جنگ با سرکشان و اهل بغی هستند، و این اصحاب و تابعین احادیث موجود (در مورد عدم قتال و پرهیز از جنگ با مسلمین را) عَلَى مَنْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَال أَوْ قَصَرَ نَظَرُهُ عَنْ مَعْرِفَة صَاحِب الْحَقّ، بر ناتوان بودن از جنگیدن یا بر ناتوانی دیدگاه از شناخت صاحب حق حمل می کردند.[۵]

ما هم اکنون می دانیم که یکطرف جنگ آمریکا و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها هستند که وحشیانه هم به جان معترضین افتادند و هم نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران؛ ترامپ سگ روم آدرس داد که اگر تعداد کشته ها زیاد شود من مداخله می کنم و کمک برای اغتشاشگران در راه است و… به دنبال آن ما شاهد کشته سازی های وحشیانه توسط همین اغتشاشگران خائن و مزدور جهت مداخله ی بیگانگان بودیم .

آیا در جنگ بین یک مسلمان با یک کافر اصلی اشغالگر خارجی یا کافر مرتد داخلی، دستور صریح تمام مذاهب اسلامی نیست که باید از هر مسلماین بر علیه هر کافری حمایت کرد؟  

پس صاحب حق مشخص است و تو هم باید جبهه ات را مشخص کنی.


[۱] مسلم۴۹

[۲]   الجصاص، أحكام القرآن ج۳ ص۴۰۰ / ولم يختلف أصحاب رسول الله «صلى الله عليه وآله» في وجوب قتال الفئة الباغية بالسيف، إذ لم يردعها غيره، ألا ترى: أنهم كلهم رأوا قتال الخوارج؟ ولو لم يروا قتال الخوارج، وقعدوا عنهم لقتلوهم، وسبوا ذراريهم، ونساءهم، واصطلموهم

[۳] فتح الباري، كتاب الفتن، باب إذا التقى المسلمان بسيفيهما، حديث “إذا تواجه المسلمان بسيفيهما

[۴]  شرح صحيح مسلم للنووي (بهامش القسطلاني) ج۱۰ ص۳۳۷٫ / قال معظم الصحابة والتابعين وعامة علماء الإسلام: يجب نصر المحق في الفتن والقيام معه بمقاتلة الباغين كما قال تعالى: (فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي) الآية، وهذا هو الصحيح، وتتأول الأحاديث على من لم يظهر له المحق أو على طائفتين ظالمتين، لا تأويل لواحدة منهما ولو كان كما قال الأَولون لظهر الفساد, واستطال أهل البغي والْمبطلون

[۵]     ابن حجر العسقلاني – أحمد بن علي بن حجر العسقلاني،  فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج۱۳ص۳۵

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۱)

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

اگر به اتفاقات چند روز اخیر جنایتکاران سکولار و وحشی آموزش دیده ای که اعتراضات مسالمت آمیز دی ۱۴۰۴ش  بازاری ها و دسته هائی از مردم شهرهای شیعه نشین ایران به دلیل نوسانات قیمتهای ارز و قیمت کالا و مشکلات اقتصادی و معیشتی را به اغتشاش و کشتارگاهی بی رحمانه از معترضین جهت فشار بیشتر بر حاکمیت تبدیل کردند نگاه کنیم با تراژدی وحشتناکی روبرو هستیم که تنها از انسانهای پست و خائن به مردم و وطن برمی آید.

با دیدن این اتفاقات، اگر بگوئیم از یک جنبه مومنین خسته‌اند سخن بیراهی نگفته ایم؛ خسته از خطبا و علمای دینی که به نام مذهب سخن می‌گویند اما به روش و بر اساس میل و برنامه های دشمنان اسلام و مسلمین عمل می‌کنند، خسته از مرزهایی که با نام مذهب دور مسلمین کشده اند و امت واحده را تکه‌تکه کرده‌اند، و خسته از سکوت خفت بار آنها در برابر دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آنها که مومنین را با شبهات و تبلیغات فریبنده ی خود در مسیر پیاده کردن نقشه ها و برنامه های خود قرار داده اند و باعث تحقیر و رنج آنها شده اند.

چند روزی است که ایران درگیر اغتشاشات این وحشی های سکولار همسو با آمریکا و صهیونیستها است، آیا به صورت عام و یکپارچه و به عنوان وظیفه ای دینی در برابر کفار خارجی و اهل بغی داخلی واکنشی صریح و انقلابی بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله از مولوی ها و آخندهای حنفی مذهب بلوچ و ترکمن ایران دیدیم؟ آیا به همان شکل واکنشی صریح بر اساس مذهب امام شافعی رحمه الله از ماموستاو شیخها و مُلاهای شافعی مذهب طالشی و اردبیلی و جنوبی و کُرد ایرانی دیدیم؟ آیا از اهل سنت خارج از ایران به صورت عام حمایتی از حاکمیت ایران بر علیه جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولار داخلی که دشمنان آنها نیز هستند دیدیم؟ آیا از سوی شیعیان داخل و خارج ایران که خود را انقلابی و مستقل می دانند واکنشی فراگیر و انقلابی دیدیم در حالی که خود را ادامه دهنده ی مسیر حسین بن علی رضی الله عنهما می دانند؟

در اینجا به ذکر چند دلیل در برخورد با اهل بغی، ( آنهم زمانی که این اهل بغی مومن باشند نه مرتد) اشاره می کنیم تا بدانیم دسته هائی از خطبا و علمای مذاهب اسلامی تا چه اندازه نسبت به خود و دارالاسلام ایران و اهل آن غدر و کوتاهی می کنند.

امام ابوبکر رازی حنفی معروف به جصاص ( وفات۳۷۰ق) در مورد آیه ی: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ (حجرات/ ۹) ‏هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری سرکشی و بغی و ستم کند، با آن دسته‌ای که سرکشی و بغی و ستم می‌کند بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان الله برمی‌گردد و حکم او را پذیرا می‌شود. توضیحاتی داده است که به صورت مختصر بخشی از این دیدگاه شرعی ایشان را خدمت شما عرض می کنم.

امام جصاص می گوید: ظاهر آیه جنگ با گروه سرکش و اهل بغی را می رساند تا اینکه به حکم الله برگردد، و این در سایر موارد جنگ هم عمومی است، اگر با عصا و لنگه کفش و دمپایی به سوی حق برگشت دیگر از چیز دیگری (مثل شمشیر و غیره) استفاده نمی شود؛ اما اگر این اندازه کافی نبود با اسلحه و شمشیر با او جنگ می شود تا مفاد ظاهر آیه محقق شود، و برای هیچ کسی جایز نیست در حالی که شخص اهل بغی بر سرکشی خود اصرار دارد و به سوی حکم الله برنمی گردد تنها به جنگیدن با عصا و لنگه کفش اکتفا کند و اسلحه را کنار بگذارد؛ این یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر است و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بيَدِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسانِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وذلكَ أضْعَفُ الإيمانِ. هرکس از شما منکری را مشاهده نمود، با دستش، تغییر دهد. اگر توانایی آنرا نداشت، با زبانش تغییر دهد. و اگر این را هم نتوانست، با قلبش، تغییر دهد (مبارزه منفی کند) و این، ضعیف‌ترین مرحله‌ی ایمان است.[۱]

پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به نابودی و پاک کردن منکر با دست دستور داده است، و ظاهر حدیث پاک کردن و نابودی منکر با هر چیز ممکنی را می رساند… بعضی از انسانهای حقیر و فرومایه بر این باورند که جنگ با اهل بغی و سرکشان تنها با عصا و لنگه دمپایی است نه با اسلحه، و با اسلحه نمی جنگند، و در این زمینه به سبب نزول آیه استناد می کنند که بر قومی اهل بغی ناز شده که با عصا و لنگه دمپایی می جنگیدند.

این در مورد کسانی صدق می کند که بدون اسلحه بجنگند، الله تعالی به جنگ با اهل بغی و سرکشان دستور داده و جنگ ما را به عدم استفاده از اسلحه محدود نکرده است (اگر با عصا و دمپائی جنگیدند ما هم با همان وسیله با انها می جنگیم و زیاده روی نمی کنیم و اگر با اسلحه با ما جنگیدند ما هم با اسلحه با آنها خواهیم جنگید) همچنین علی ابن ابی طالب با گروه اهل بغی با اسلحه جنگید و به همراه او بزرگان صحابه و اهل بدر و کسانی که جایگاه آنها شناخته شده است بودند؛ و اینها در جنگ با اهل بغی صاحب حق بودند و حق با اینها بود و کسی با این سخن مخالفتی نکرده مگر همین گروه سرکشی که با علی جنگیدند و پیروان و طرفداران این گروه اهل بغی و سرکش.[۲]


[۱] مسلم۴۹

[۲]  الجصاص، أحكام القرآن ج۳ ص۳۹۹ و ۴۰۰

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۲)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۲)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

چه در آن زمان و چه امروز… منابع روسی سعی می‌کنند تعداد نیروها و خودروهای زرهی خود را که برای حمله به گروزنی اعزام شده بودند، کمتر از حد واقعی اعلام کنند. و بر این اساس، تعداد چچنی‌هایی که از شهر دفاع می‌کردند را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. این قابل درک است؛ روس‌ها نمی‌توانستند برای تأیید بی‌آبرویی خود به اعداد واقعی استناد کنند.

۱۵۰۰ خودروی زرهی در حمله به گروزنی و محاصره استفاده شد. این واقعیت که طبق ادعای منابع روسی، ۱۵۰۰۰ سرباز در این حمله شرکت داشتند، چیزی جز لبخند تحقیرآمیز را تداعی نمی‌کند.

در ارتش روسیه، این تنها قدرت یک لشکر است. در همین حال، گروزنی از چهار طرف توسط دو لشکر به فرماندهی روخلین و بابیچف و دو تیپ ترکیبی به فرماندهی ژنرال پولیکوفسکی و ژنرال استاسکوف مورد حمله قرار گرفت. این حداقل ده‌ها هزار سرباز است.

به این نیروها باید انبوه عظیم نیروهای داخلی، پلیس ضد شورش و واحدهای واکنش سریع ویژه، و همچنین واحدهای سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال نام دارد) به علاوه نیروی هوایی را اضافه کرد.

در مورد نیروهای شبه‌نظامی چچن، تعداد آنها در مجموع به چند هزار نفر می‌رسید. از این تعداد، تقریباً ۴۰۰ تا ۵۰۰ چچنی از به اصطلاح “گردان آبخازیا” تجربه جنگی واقعی داشتند.

ستاد کل چچن چندین واحد رزمی داشت که در مجموع به ۳۰۰۰ نفر می‌رسید. بیش از نیمی از این واحدها به دلایلی از منطقه جنگی عقب‌نشینی کردند. و به طرز عجیبی، اولین کسانی که فرار کردند چچنی‌ها بودند – افسران حرفه‌ای ارتش شوروی، به استثنای دو یا سه نفری که به فراخوان دودایف به چچن آمده بودند.

اما واحدهای مسلح چچنی دائماً توسط جوانان روستایی که به فراخوان جهاد پاسخ می‌دادند، تقویت می‌شدند. آنها داوطلبانه برای اولین بار در زندگی خود وارد گروزنی شدند تا در نبرد شرکت کنند. هر گروه ورود خود را به همراه ژنرال مسخدوف در ستاد کل، واقع در زیرزمین ساختمان ریاست جمهوری، جشن گرفت.

پس از دریافت دستورالعمل‌ها و مهمات، گروه‌ها به سمت مواضع تعیین‌شده خود حرکت کردند. در میان آنها بسیاری بودند که برای اولین بار مسلسل به دست می‌گرفتند، اما از اعتراف به آن خجالت می‌کشیدند. بنابراین، ستاد کل یک اردوی آموزشی یک هفته‌ای را که در یکی از جماعت‌های رزمی برپا شده بود، تصویب کرد که در آن نحوه کار با سلاح، تاکتیک‌های اولیه نبرد شهری و دعا (ذکر) در طول نبرد آموزش داده می‌شد.

گروه به طور متوسط شامل ۱۲ تا ۱۵ نفر بود. و همانطور که در تلویزیون چچن توصیه شده بود، هر گروه سعی کرد یک نارنجک‌انداز، یک مسلسل و یک تفنگ تک‌تیرانداز تهیه کند. اما در واقعیت، همه گروه‌ها نمی‌توانستند نارنجک‌انداز یا تفنگ بخرند – آنها گران بودند. و همه افراد گروه حتی مسلسل هم نداشتند.

در طول تغییر شیفت در مواضع مقدم (رباط)، که به طور متوسط هر سه روز یکبار اتفاق می‌افتاد، اغلب سلاح‌ها جا می‌ماندند. مجاهدین غیرمسلح مجبور شدند به سمت پایگاه خود پیشروی کنند و خطر رویارویی با نیروهای ویژه دشمن را که شبانه به پشت جبهه مجاهدین اعزام شده بودند، به جان بخرند.

این وضعیت واقعی با “جنگجویان آموزش دیده دودایف” بود.

با توجه به حقایق فوق، دلایل حمله ناموفق، که توسط نویسنده مقاله عربی ذکر شده است، بسیار غیرقابل قبول به نظر می‌رسد.

کله چې «حنفي‌توب» د مرجئه نقاب شي او طاغوت د نجات ورکوونکي په توګه معرفي شي

کله چې «حنفي‌توب» د مرجئه نقاب شي او طاغوت د نجات ورکوونکي په توګه معرفي شي

د امت په تاریخ کې تل داسې یو جریان موجود و چې ایمان یې له عمل څخه جلا کاوه او د همدې تفکیک له لارې یې د واکمنانو ظلم سپین باله؛

دا هماغه مرجئه ده؛ هغه مکتب چې ویل یې «ګناه ایمان ته زیان نه رسوي»، او پایله یې دا وه چې دین د سیاسي قدرت پر وړاندې تسلیم شو.

نن هم هماغه مفکوره، په نوې بڼه راګرځېدلې ده؛

ځینې درباري علما د حنفي تر نوم لاندې، خو د مرجئي روحیې سره،

د پاکستان د سکولر او مزدور واکمنانو تر څنګ ولاړ دي،

او د حق ترڅنګ د درېدو پر ځای، د طاغوتونو تر شا صف نیسي.

مرجئه؛ له تاريخه تر نن پورې

مرجئه په تاریخ کې د ظالمو خلافتونو د ټینګښت وسیله وه؛

او زموږ په زمانه کې د تابع او وابسته نظامونو د مشروعیت جوړولو اله ګرځېدلې ده.

هلته چې:

• سکولرېزم «مصلحت» بلل کېږي،

• وابستګي «سیاسي حکمت» نومېږي،

• او امریکا — دا ښکاره طاغوت — د «امنیت نجات ورکوونکی» معرفي کېږي،

پوه شئ چې دا فقه نه ده؛

دا د قدرت په ګټه د دین تحریف دی.

پر شریعت‌پالو فشار؛ د مرجئه تلپاتې دود

هر ځای چې مرجئه واکمن شوي،

د شریعت‌پالو مؤمنانو پر مخ لارې تنګې شوې دي؛

ځکه چې ژوندی ایمان د وابسته قدرت لپاره خطر ګڼل کېږي.

نن هم:

• د نرمې فتوا له لارې،

• د طاغوت سره د پخلاينې په ژبه،

• او د شریعت‌پالو بهیرونو د بدنامولو له لارې،

په عملي ډول د مؤمنو وروڼو کار سختوي

او د امریکا د ولکې او لوېدیځ نظم لپاره میدان هواروي.

خو الهي سنت نه بدلېږي

د الله نصرت نه په شمېر پورې تړلی دی او نه په رسنیو؛

په ایمان پورې تړلی دی — که څه هم لږ وي.

«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»

تاریخ شاهد دی:

• مرجئه پاتې نه شول،

• درباري علما هېر شول،

• او طاغوتونه یو په بل پسې راپرځېدل.

خو ریښتینی ایمان پاتې شو؛او هر ځای چې مؤمنان پر حق ودرېدل، د الله نصرت — که څه هم ناوخته — راورسېد.

پایله

• مرجئه دین داسې غواړي چې د طاغوت لپاره بې‌خطر وي.

• درباري علما دین د وابسته نظامونو د ثبات وسیله ګرځوي.

• شریعت‌پال د فشار او بدنامۍ نښه ګرځي.

خو د الله وعده روښانه ده:

حق، باطل له منځه وړي، که څه هم باطل ډېر شور او ځوږ ولري.

مدیر MI6، بلیز مترولی: روسیه عمداً هرج و مرج را به جهان صادر می‌کند

مدیر MI6، بلیز مترولی: روسیه عمداً هرج و مرج را به جهان صادر می‌کند

به قلم: کارزان شکاک

بلیز مترولی، رئیس جدید سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا MI6 (سرویس اطلاعات مخفی)، اولین زنی که این سمت را بر عهده دارد، اولین سخنرانی عمومی خود را ایراد کرد.

او به شدت روسیه را به “صدور عمدی هرج و مرج” در سراسر جهان از طریق تهدیدات ترکیبی متهم کرد.

دفتر مرکزی MI6 (ساختمان SIS) در واکسهال، لندن، محل سخنرانی بود.

بیانات کلیدی مترولی (از متن سخنرانی منتشر شده در gov.uk و نقل شده در NYT، گاردین، رویترز، بی‌بی‌سی و منابع دیگر):

– “صدور هرج و مرج یک ویژگی است، نه یک اشکال، در رویکرد روسیه به همکاری بین‌المللی. ما باید برای ادامه این روند تا زمانی که پوتین مجبور به تغییر محاسبات خود شود، آماده باشیم.”

– روسیه به عنوان یک دولت «متجاوز، توسعه‌طلب و تجدیدنظرطلب» یک «تهدید حاد» محسوب می‌شود.

– خطوط مقدم اکنون همه جا هستند – به دلیل روش‌های ترکیبی: حملات سایبری، خرابکاری، اطلاعات نادرست، استفاده از نیروهای نیابتی، دستکاری اطلاعات و سایر عملیات‌های پایین‌تر از آستانه جنگ آشکار.

بریتانیا حمایت بی‌دریغ خود از اوکراین را مجدداً تأیید می‌کند: «پوتین نباید شک داشته باشد: حمایت ما پایدار است. فشار بر روسیه ادامه خواهد داشت.»

تصاویری از تهدیدات ترکیبی که مترولی در مورد آنها هشدار داد:

زمینه سخنرانی:

– مترولی در اکتبر ۲۰۲۵ به عنوان رئیس MI6 منصوب شد و جایگزین ریچارد مور شد.

این سخنرانی در بحبوحه تلاش‌های دیپلماتیک در مورد اوکراین (از جمله مذاکرات در اروپا) و مجموعه‌ای از هشدارها از سوی سازمان‌های اطلاعاتی غربی در مورد تهدیدات فزاینده از سوی روسیه، ایران و چین انجام می‌شود.

در همان زمان، ریچارد نایتون، رئیس ستاد دفاع بریتانیا، سخنرانی کرد و اعلام کرد که هدف پوتین «تفرقه انداختن و در نهایت نابودی ناتو» است.

این بیانیه بخشی از موضع ثابت دولت بریتانیا در مورد اقدامات متقابل سختگیرانه علیه حملات هیبریدی روسیه است.

ریچارد نایتون در اولین سخنرانی سالانه خود هشدار داد که کرملین آشکارا قصد خود را برای “به چالش کشیدن، محدود کردن، تفرقه انداختن و در نهایت نابودی ناتو” اعلام می‌کند.

نایتتون تأکید کرد: “اقدامات پوتین در اوکراین نشان‌دهنده تمایل به حمله به کشورهای همسایه، از جمله غیرنظامیان است. این امر کل اتحاد، از جمله بریتانیا را تهدید می‌کند.”

او خواستار “رویکردی تمام‌عیار” در دفاع شد: “دوران جدید مستلزم آن است که تمام ملت – نه فقط ارتش و دولت، بلکه کل جامعه – پا پیش بگذارند.”

این بیانیه در بحبوحه افزایش تهدیدات هیبریدی از سوی روسیه و تأکید مجدد بر حمایت بریتانیا از اوکراین منتشر می‌شود.

آخوند، ماموستا، مولوی و شیخی که در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ایران در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست را مرجئه نگوئید او منافقی آشکار شده و مرتد است (۲)

آخوند، ماموستا، مولوی و شیخی که در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ایران در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست را مرجئه نگوئید او منافقی آشکار شده و مرتد است (۲)

به قلم: خالد سیف الله السملول

این منافقین آشکار شده ای که با ظاهری شبه اسلامی در جبهه ی کفار و مرتدین قرار گرفته و سربازی از سربازان بخش رسانه ای و تبلیغی این دشمنان شده اند یکی از مشخصه های بارز و سنت همیشگی آنها فشار بر شریعت‌گرایان است.

هر چه این مجریان بخش جنگ روانی دشمنان خارجی و داخلی بیشتر در عوامفریبی موفق بوده باشند و هرجا قدرت گرفتند راه بر مؤمنان شریعت‌گرا تنگ شد؛ چرا که ایمانِ زنده، برای قدرتِ اشغالگر و وابسته خطرناک است.

امروز نیز همین دین فروشان خائن :

• با فتوای نرم،

• با ادبیات آشتی‌جویانه با کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و مرتدین سکولار و مزدور و خائن میان مسلمین،

• و با تخطئهٔ جریان‌های شریعت‌گرا،

عملاً کار را بر برادران مؤمن سخت می‌کنند و میدان را برای سلطه ی آمریکا و نظم سکولارغربی هموار می‌سازند.

آیا نمی بینید که امثال خدمتی و ترشابی و احراری چگونه در کفر و ارتداد سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها فرو رفته و چهره ی واقعی خود را آشکار کرده اند؟

اما سنت الهی تغییر نمی‌کند و اهل سنت و جماعت باید تابع شریعت الله و منهج اسلامی خود باشند و بدانند که نصرت الهی، نه با عدد و میزان تجهیزات کفاری چون آمریکا و صهیونیستها است و نه با رسانه های متنوعی که راه انداخته اند بلکه با ایمان است حتی اگر اندک باشد.

«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»

هم مومنین و هم خائنین دین فروشی که نقاب خود را برداشته و ارتداد خود را با ورود به جبهه ی کفاری چون آمریکا و غرب و صهیونیستها و مرتدین داخلی آشکار کرده اند بدانند که با بررسی تاریخ به این حقیقت می رسیم که:

 نه تنها مرجئه ماندگار نشدند بلکه منافقین آشکار شده و خائنین جزو روسیاهان میان قوم و جامعه خود بوده اند و به مروز زمان لگد مال و فراموش شده اند، همچنانکهعلمای درباری فراموش شدند و طاغوت‌ها یکی پس از دیگری فرو ریختند.

اما ایمان صادق ماند؛و هرجا مؤمنان بر حق ایستادند،نصرت الله، هرچند دیر فرا رسید.

پس ای مومنین بدانید که این دین فروشان خائن با بازی با اصطلاحات شرعی در نهایت دین را بی‌خطر برای کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی  و حتی ابزاری برای بسیج مردم جهت پیاده شدن برنامه های این دشمنان و ابزار ثبات نظامهای سکولار دست نشانده و وابسته می‌خواهند و در برابر شریعت‌گرایان، هدف فشار و تخطئه قرار می‌گیرند.

اما وعده ی الله روشن است، حق باطل را می‌بلعد، حتی اگر باطل پرهیاهو باشد.