ضربه وزارت اطلاعات و استخبارات دارالاسلام ایران به شبکه جاسوسی بهائیت فعال در اغتشاشات ۱۴۰۴ش

ضربه وزارت اطلاعات و استخبارات دارالاسلام ایران به شبکه جاسوسی بهائیت فعال در اغتشاشات ۱۴۰۴ش

بهائی ها در اصل دسته ای از شیعیان ۱۲ امامی بودند که ادعا می کنند پیامبری در میان آنها با کتاب‌های جدیدی برای این عصر مبعوث شده است و به این شکل خود را مستقل از اسلام می دانند و مرکز اصلی آنها سرزمینهای تحت اشغال صهیونیستها در فلسطین است.

کسانی از این گروه که قبلا مسلمان بودند جزو مرتدین محسوب می شوند.

وزارت اطلاعات و استخبارات دارالاسلام ایران اعلام کرد که :
با اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی سربازان این وزارت شبکه ۳۲ نفره فرقه جاسوسی بهائیت که در اغتشاشات و تخریب گری ها فعال بودند، شناسایی، ۱۲ نفر از عناصر اصلی بازداشت و ۱۳ نفر احضار شدند.
این شبکه در استانهای خراسان رضوی، تهران، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان، البرز، کرمانشاه و مازندران فعالیت داشته‌اند.
هسته مرکزی این فرقه جاسوسی در خانه تیمی در مشهد مستقر و به صورت سازمان یافته پس از مصرف مواد مخدر گل در اغتشاشات اقدام به جسارت به اماکن مذهبی و تخریب کرده است.
براساس اطلاعات به دست آمده و اعترافات عناصر بازداشت شده، مشخص شده این افراد در آتش زدن مساجد، حمله به اماکن دولتی و تهییج و تشویق اغتشاشگران برای حمله به مراکز انتظامی و نظامی نقش موثری داشته اند.یکی از عناصر بازداشتی، سفرهای متعددی به سرزمین‌های اشغالی داشته است.
تحقیقات پیرامون عناصر این شبکه تشکیلاتی فرقه جاسوسی ادامه دارد.
از ابتدای سال جاری ۴۵ نفر از عناصر این فرقه جاسوسی به علت فعالیت های ضد امنیتی، شناسایی و بازداشت شده‌اند.

به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

با دستگیری چند نفر از ارازل و اوباش با تابعیت افغانی لازم است با احترام به روابط برادرانه و راهبردی میان دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به یک نگرانی امنیتی مشترک اشاره شود.

 حضور عناصر وابسته به جمهوریت بیست‌سالهٔ مورد حمایت امریکا و ناتوکه کارنامه‌ای روشن از اختلافات درون‌گروهی، قانون‌گریزی و فساد دارند می‌تواند ناخواسته موجب انتقال تنش و بی‌ثباتی اجتماعی شود و در هر جغرافیایی که مستقر شوند، پتانسیل ایجاد تنش را به همراه می‌آورد.

از منظر مسئولیت مشترک منطقه‌ای و صیانت از امنیت اجتماعی، توصیه می‌شود تمایز روشنی میان پناهجویان واقعی و عناصر وابسته به پروژه‌های شکست‌خورده اشغالگری آمریکا در افغانستان قائل شده و در چارچوب همکاری‌های دوجانبه، نسبت به بازگشت این افراد به افغانستان و رسیدگی مسئولانه به وضعیت آنان اقدام گردد. این رویکرد در راستای تقویت ثبات، اعتماد متقابل و حسن همجواری خواهد بود.

در این صورت پیشنهاد ما به عنوان مهمانان افغانی و مهاجر دارالاسلام ایران که خود را از مجاهدین صف مقدم در برابر آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها می دانیم این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را از ایران بیرون کنید این‌ها پناهجو نیستند، اینها همان مزدوران فراری از افغانستان هستند که به مدت ۲۰ سال در اختیار آمریکا و در خیانت به ملت و دین خود فعالیت کردند که ملت افغانستان بیست سال با همین عناصر سیاه‌روز شد؛ اگر از افراد خانواده های این مزدوران مشخص شود که افرادی در اغتشاشات غلامان آمریکا در ایران شرکت داشته اند برای شما هم روشن می شود که آرامش منطقه با اخراج این فاسدین حفظ می‌شود، نه با پناه‌دادن به آنان اینها حسابشان با مردم شریف افغانستان و مهاجرین افغانا کاملاً جداست اینها حتی در غربت هم تولید ناامنی می کنند بخصوص اگر پای منافع اربابشان آمریکا در میان باشد.

از مسئولین و مردم دارالاسلام ایران می خواهیم اگر در میان هزاران ایرانی فریب خورده یا خائن و مزدور چند جوان فریب خورده ی افغان دیدند ابتدا مشخص کنند اینها به مزدوران فراری ربط دارند یا خیر و به دنبال آن، حساب این چند نفر انگشت شمار را از مردم ضد آمریکائی و ضد صهیونیستی افغانستان خارج کنند.

به خاطر بیاروریم که امارت اسلامی افغانستان نزدیکترین افراد رهبر جیش العدل را به قتل رساند و تا کنون اجازه نداده است حتی یک نفر از دشمنان ایران در افغانستان حضور داشته باشد چه رسد به اینکه از مرزهای طولانی امارت اسلامی افغانستان به ایران خطری متوجه شود.

دو دارالاسلام ایران و افغانستان از حامیان اصلی جهاد فلسطین و غزه هستند و در جنگ با آمریکا و اسرائیل در یک جبهه و در یک سنگر به سر می برند.

تحلیل ترور اکرام‌الدین سریع ( ازخائنین و مزدوران تربیت‌شدهٔ امریکا)و پروژهٔ اتهام‌سازی علیه امارت اسلامی

تحلیل ترور اکرام‌الدین سریع ( ازخائنین و مزدوران تربیت‌شدهٔ امریکا)و پروژهٔ اتهام‌سازی علیه امارت اسلامی

به قلم: فضل احد هراتی

ترور اکرام‌الدین سریع در تهران امر عجیبی نیست. افرادی از این سنخ که طی بیست سال اشغال افغانستان در خدمت امریکا، ناتو و غرب بودند، با فرهنگ خشونت، قانون‌گریزی و فساد پرورش یافتند. اینان همان اربکی‌های فاسد و مجرمی‌اند که در دوران اشغال، هر نوع مفاسدی—از فساد اخلاقی و بی‌بندوباری گرفته تا قماربازی و جنایت—از آنان سر می‌زد. اختلافات درونی، تسویه‌حساب‌های شخصی و درگیری میان خودشان نیز امری شناخته‌شده در کارنامه این جریان‌هاست.

نگران‌کننده‌تر از خود حادثه، طرح فوری و هدفمند اتهام‌ها علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از سوی برخی محافل رسانه‌ای مخالف است؛ اتهام‌هایی بی‌پایه که با هدف ایجاد تنش و اخلال در روابط دوجانبه طراحی شده‌اند. در این فضاسازی، نقش وزیر سابق اطلاعات پاکستان (جان اچکزی) و رسانه صهیونیستی «اینترنشنال» در دامن‌زدن به اتهام‌ها قابل تأمل است.

روابط میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی برخوردار است. دو کشور برادر بر پایه اصول حسن همجواری، احترام متقابل و منافع مشترک ملت‌ها، همکاری‌های گسترده‌ای داشته‌اند؛ از جمله تبادل اطلاعات حساس امنیتی که نقش مؤثری در تقویت امنیت منطقه‌ای و مقابله با تهدیدهای مشترک ایفا کرده است.

امارت اسلامی همواره بر حفظ و تقویت این روابط تأکید داشته و هیچ‌گونه اقدامی مغایر با امنیت ملی دو کشور یا ثبات منطقه‌ای انجام نمی‌دهد.

این رویداد در منطقه‌ای مجهز به دوربین‌های امنیتی رخ داده، با این حال گزارش‌های اولیه حاوی تناقضات متعدد است. این امر شائبه‌هایی را ایجاد می‌کند که حادثه می‌تواند مشابه ترور غلامی در مشهد باشد. در چنین شرایطی، موضع‌گیری شتاب‌زده فاقد توجیه است و تحقیقات دقیق، جامع و شفاف ضرورت تام دارد.

دو ترور در ایران و یک ترور در افغانستان از جمله ترور حاجی رستم اجباری که عامل اصلی آن آقای علیزایی پس از ترور به ایران فرار کرد نشان‌دهنده وجود برنامه‌ریزی و عملیات امنیتی با هدف ضربه‌زدن به روابط پایدار میان امارت اسلامی و ایران است. انتظار می‌رود مقامات ذی‌صلاح جمهوری اسلامی ایران با انجام تحقیقات جامع، عاملان واقعی این حوادث را شناسایی کرده و جزئیات را با مقامات مسئول افغانستان در میان بگذارند.

برای شناخت ماهیت واقعی این جریان‌های مزدور، کافی است به کارنامه چهره‌هایی مانند عبدالرشید دوستم توجه شود؛ فردی که سال‌ها به‌عنوان بازوی میدانی امریکا و ناتو شناخته می‌شد و نامش با اتهامات سنگین نقض کرامت انسانی، خشونت سازمان‌یافته و رسوایی‌های اخلاقی گره خورده است. طرح اتهامات گسترده درباره آزار و تجاوز جنسی به مخالفان و زیردستان که در سطح بین‌المللی نیز بازتاب یافت نماد روشنی از فروپاشی اخلاق و انسانیت در میان این ارازل تربیت‌شدهٔ اشغال است.

چنین کارنامه‌ای نشان می‌دهد که این افراد نه در گذشته و نه امروز پایبندی به هیچ معیار دینی، انسانی یا اخلاقی نداشته‌اند.

این خائنین و مزدوران که بیست سال در خدمت امریکا، غرب و ناتو بودند، امروز نیز حتی در دارالاسلام ایران با همان روحیه فاسد و اختلافات درونی، به شاخ‌وشانه‌کشیدن علیه یکدیگر مشغول‌اند؛ همان‌گونه که در دوران اشغال افغانستان نیز چنین می‌کردند. واقعیت این است که ریشه ناامنی‌ها، ماهیت فاسد این جریان‌هاست؛ نه امارت اسلامی که همواره بر امنیت، ثبات، حسن همجواری و روابط حسنه منطقه‌ای تأکید کرده است.

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۵)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۵)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

وقتی برنامه‌ها و انتظارات انسانی شکست می‌خورد، مردم با اشتیاق به دنبال توضیحاتی برای چرایی اتفاقات می‌گردند. و وقتی آنچه اتفاق افتاده با منطق دنیوی آنها سازگار نیست، شروع به تطبیق داده‌های اصلی با رویداد، تحریف حقایق و اغراق در اهمیت برخی نقص‌ها می‌کنند تا به نحوی نتیجه غیرمنتظره را توضیح دهند. روس‌ها به ویژه مستعد تحریف و جعل هستند.

آنها این کار را بدون ذره‌ای عذاب وجدان انجام می‌دهند، به همین دلیل است که چچنی‌ها ۴۲ تانک، یک اسکادران هلیکوپتر و تعداد باورنکردنی از گردان‌ها و هنگ‌های آموزش‌دیده حرفه‌ای، در مجموع بین ۱۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر، داشتند.

هر کسی که در آن رویدادها شرکت کرده یا شاهد آن بوده است، خواهد گفت که این یک دروغ بی‌شرمانه است. اما این حساب ساختگی حداقل می‌تواند به نحوی شکست حمله را توضیح دهد و به مردم روسیه و حتی خود ژنرال‌ها اطمینان خاطر دهد.

با گذشت زمان، از تکرار مکرر، آنها دروغ‌های خود را باور می‌کنند. با این حال، این چیز جدیدی نیست؛ تمام تاریخ روسیه مجموعه‌ای از حقایق تحریف شده است – دروغ، دروغ، دروغ و جعل.

در واقع، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، دفاع از گروزنی توسط چندین هزار مجاهد انجام می‌شد. اکثر آنها داوطلبان جوانی بودند که از روستاهای نزدیک و دورافتاده چچن آمده بودند.

در واقع دو تانک آماده نبرد وجود داشت. یکی پشت کاخ ریاست جمهوری پارک شده بود. ژنرال مسخدوف، با مسئولیت خودش، تانک دوم را بسته به شرایط، از یک بخش جبهه به بخش دیگر منتقل کرد. بزرگترین ترس او این بود که توسط نارنجک‌اندازهای خودش از کار بیفتد. درست مانند اتفاقی که برای دو نفربر زرهی که شمیل باسایف از پایگاه گردان آبخازیا به مرکز برای تخلیه مجروحان فرستاده بود، افتاد.

چچنی‌ها گروه‌های خودمختار زیادی بدون ارتباط داشتند و هر وسیله نقلیه‌ای را در خیابان‌های گروزنی با روسی اشتباه می‌گرفتند. در مجموع، چچنی‌ها پنج یا شش وسیله نقلیه زرهی و یک تراکتور MTLB داشتند که برای تخلیه مجروحان استفاده می‌شد.

در بیش از سه سال آزادی، چچنی‌ها خود را متحول کرده بودند و باید توجه داشت که جوهر دودایف و رفقایش در OKChN نقش مهمی در این امر داشتند.

موانع روانی که تبلیغات امپریالیستی برای دهه‌ها در میان مردم فتح‌شده القا کرده بود، شکسته شد. دودایف حافظه تاریخی و حس عزت چچنی‌ها را بیدار کرد و اغلب تکرار می‌کرد که تسلیم شدن در برابر رعیت‌های روسی که هیچ دین، شرف و اخلاقی نداشتند، شرم‌آور است.

او مسائل را به سادگی و روشنی توضیح می‌داد. دودایف می‌گفت مهم نیست یک روس چه نام‌هایی برای خود اختراع کند – “اسپتسناز”، “برِت”های مختلف، “آلفا” و غیره تا آخر الفبا – اینها فقط نام‌هایی هستند که ذره‌ای جوهره یک روس را تغییر نمی‌دهند – او همان برده رقت‌انگیز و فروتن باقی می‌ماند.

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

به قلم: ابومحود کندزی

اخیراً و در این اغتشاشات جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و هرزه های فاسد ایرانی  در دارالاسلام ایران چند تبعه ی افغان هم وجود دارند که توسط استخبارات و نیروهای امنیتی و انتظامی ایران دستگیر شدند.

توصیه ما به عنوان مومنین دارالاسلام ا.ا.افغانستان به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را هرچه زودتر از خاک ایران خارج کند و به افغانستان بازگرداند یا کلاً از خاکش خارج کند که به هر گوری رفتند بروند؛ چرا که حضور این عناصر فاسد، نه از سر مظلومیت، بلکه نتیجه فرار از حساب‌رسی و پیامد اختلافات درون‌حزبی و گروهی خودشان است. اینان حتی در مهاجرت نیز منشأ رعب، وحشت و ناامنی پنهان می‌شوند و آرامش اجتماعی را تهدید می‌کنند.

ملت افغانستان بیست سال تمام، سیاه‌ترین روزگار خود را با همین چهره‌ها سپری کرد؛ افرادی که با حزب‌گرایی، سمت‌گرایی و تفرقه‌افکنی فرامنطقی، جامعه را به آشوب کشاندند. این اختلافات نه بومی بود و نه مردمی، بلکه ریشه در پروژه‌های امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان داشت و همگی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به استخبارات امریکا، غرب و ناتو بودند.

این ارازل جمهوریت ۲۰ سال در خدمت اشغالگران آمریکائی و غربی عمل کردند و هرگونه جنایت، بربریت و فساد را علیه مردم خود روا داشتند و کرامت انسانی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی را قربانی منافع اربابان خارجی کردند و امروز نیز همان اختلافات درونی و تسویه‌حساب‌ها را به بیرون از افغانستان منتقل کرده‌اند.

حضور آنان در هر کشوری، نه فرصت است و نه پناه، بلکه انتقال بحران و فساد است.

امنیت منطقه‌ای اقتضا می‌کند که میان مظلوم و پناهجوی واقعی و مزدور فراری تفاوت گذاشته شود. این عناصر نه نماینده مردم افغانستان‌اند و نه قربانی وضعیت؛ بلکه بازماندگان پروژه شکست‌خورده اشغالگری آمریکا هستند که اکنون می‌کوشند هزینه فساد خود را به دیگران تحمیل کنند.

پس مشکل، افغانستان یا امارت اسلامی نیست بلکه مشکل، ماهیت فاسد و وابسته این خائنین است.

آرامش واقعی زمانی تأمین می‌شود که این عناصر از محیط‌های امن خارج شده و مسئولیت اعمال بیست‌ساله خود را بپذیرند، نه آن‌که با نام پناهجو، ناامنی و اختلاف را صادر کنند.

نکاتی از سخنان امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای: مستنداتی از دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در فتنهٔ اخیر داریم، فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست، ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم

نکاتی از سخنان امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای: مستنداتی از دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در فتنهٔ اخیر داریم، فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست، ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم

امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای در جمع کثیری از مردم انقلابی دارالاسلام ایران گفت:

  • رئیس‌جمهور آمریکا را به‌خاطر خسارت و تلفاتی که در فتنهٔ اخیر به کشورمان وارد کرد، مجرم می‌دانیم.
  • عوامل فتنه ۲ دسته بودند؛ دستهٔ اول لیدرهای آموزش‌دیده توسط دستگاه‌های جاسوسیِ آمریکا و اسرائیل و دستهٔ دوم افراد خام و هیجانی‌ای که با دستگاه‌های جاسوسی ارتباطی نداشتند.
  • عوامل ناآگاه در این فتنه با سردستگیِ عوامل آموزش‌دیده جنایت‌های بزرگی انجام دادند. ۲۵۰ مسجد توسط این افراد تخریب و به‌آتش کشیده شد.
  • وضع اقتصادی مردم حقیقتا مشکل دارد و مسئولین دولتی باید در این زمینه دو برابر کار کنند
  • عوامل فتنه دو دسته بودند؛ یک دسته دستگاه های آمریکایی و اسرائیل پیدا کردند آموزش دادند ( اغلب را)، یاد داده بودند چگونه ترس ایجاد کنید، تخریب کنید، البته پول حسابی هم داده‌بودند. یک عده این‌ها بودند که خودشان خود را لیدر معرفی کرده‌بودند. به حمدالله بسیاری از آن‌ها بازداشت شدند. نیروهای انتظامی ما به خوبی نقش آفرینی کردند و عده زیادی از آنها دستگیر شدند
  • دسته دوم کسانی بودند که با گروه خاص جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونی ارتباطی نداشتند؛نوجوانی خامی است حرف می‌زنند تحت تاثیر قرار می‌دهند برای او هیجان ایجاد می‌کنند ، نوجوان هم هیجانی است و وارد میدان می شوند کارهایی می‌کنند که نباید بکنند. این‌ها پیاده نظامند، ماموریت این ها حمله به خانه پاسگاه نظامی،بانک و .. است.آن سردسته، این‌ها را مجبور به این جنایات می‌کنند و آن‌ها هم انجام می‌دهند. در این فتنه جنایات زیاد واقع شد و این عوامل نادان و ناآگاه با سردستی این عوامل کارهایی کردند جنایات بزرگی انجام دادند، ۲۵۰ مسجد ، ۲۵۰ مراکز آموزشی و علمی را تخریب کردند. به صنعت برق، فروشگاه‌های های ارزاق آسیب زدند به مردم آسیب زدند. چند هزار نفر را به قتل رساندند بعضی ها را به شکل غیر انسانی حمله کردند.
  • ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم.
  • رئیس جمهور آمریکا، مجرم اصلی فتنه اخیر است.
  • بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی هستند که آن‌ها را هم رها نمی‌کنیم
  • عده محدود فتنه‌گر را در مطبوعات صهیونیست‌ها در دنیا، بزرگ کردند و گفتند اینها ملت ایران هستند
  • اما واقعیت غیر از این است؛ واقعیت چیزی است که به چشم خود می‌بینیم  همان جمعیت ۲۲ دی ماه در کوچه و خیابان و شهرهای شما
  • همه باید در دفاع از نظام اسلامی و ایران عزیز با هم و در کنار هم و یکی باشیم
  • مسئولان انتظامی، امنیتی، سپاه و بسیج در حادثهٔ اخیر جان‌فشانی کردند
  • مسئولان هم با نیروهای امنیتی همراهی کردند و ملت ایران حرف آخر را با وحدت زد.
  • دعواهای جناحی و سیاسی نباید بین مردم رواج پیدا کند و همه باید در دفاع از ایرانِ عزیز در کنار هم باشیم.
  • من اجازه نمی‌دهم در چنین شرایط حساسی به رؤسای قوا و مسئولان فعال اهانت بشود؛ من از شرایط سخت معیشتیِ مردم اطلاع دارم و مسئولان باید برای رفع آن دوبرابر کار کنند.
  • فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست و آمریکا باید پاسخگو باشد.
  • ملت ایران بار دیگر مانند جنگ ۱۲ روزه آمریکا را شکست داد
  • ملت ایران ۲۲ دی را به یک روز تاریخی مثل ۲۲ بهمن تبدیل کرد
  • ملت ایران با یک حرکت میلیونی در تاریخ ۲۲ دی با جمعیت‌های انبوه در شهرهای مختلف مشت محکمی به دهانِ پُرگوی مدعیان زد.
  • مطبوعاتِ وابسته به صهیونیست‌ها افراد معدودِ فتنه‌گر را به‌جای «ملت ایران» جا زدند اما واقعیت همان چیزی است که همهٔ ما در خیابان‌ها دیدیم.
  • آمریکایی‌ها با مقدمات فراوان این فتنه را برای مقاصد خودشان راه انداخته بودند که ملت ایران مثل جنگ ۱۲ روزه آن‌ها را شکست داد اما این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد.
  • ما نمی‌خواهیم کشور را به‌سوی جنگ ببریم، اما مجرمان داخلی را رها نمی‌کنیم.
  • وضع اقتصادی وضع خوبی نیست و معیشت مردم واقعاً مشکل دارد.
  • مسئولان دولتی باید در بعضی بخش‌ها همچون «تأمین کالاهای اساسی و نهاده‌های دامی» و تأمین ارزاق و کالای مورد نیاز مردم، با جدیت بیشتر و دو برابر همیشه کار کنند.

کمک در راه ترامپ برای اغتشاشگران دی ۱۴۹۴ش با تشکر از رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

کمک در راه ترامپ برای اغتشاشگران دی ۱۴۹۴ش با تشکر از  رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

ترامپ به آشوب طلبانی که با سوار شدن بر اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ آنرا تبدیل به جنگ شهری کرده بودند ابتدا وعده داد که در خیابان‌ها بمانید که کمک در راه است و پمپئو نیز گفت که افراد موساد در خیابان‌ها حضور دارند.
ترامپ به دنبال این از آشوب طلبان مسلح خواست که نهادهای حکومتی را تسخیر کنند و…
البته دیر گفت چون روز پنج شنبه و جمعه اکثریت لیدرهای خائن دستگیر شده بودند و مردم نیز با راهپیمائی ملیونی قدرت واقعی ایران را در پشت موشک‌ها و سایر قدرت نظامی خود نشان دادند.
ترامپ که این خائنین به وطن را فریب داده بود در تاتری سیاسی و جهت سرپوش گذاشتن بر وعده هایش اعلام کرده است :

من به شدت به این واقعیت احترام می‌گذارم که تمام اعدام‌های برنامه‌ریزی‌شده که قرار بود دیروز انجام شوند (بیش از ۸۰۰ مورد از آنها)، توسط رهبری ایران لغو شده‌اند. متشکرم!
دونالد جی. ترامپ
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

تشکر ترامپ از  رهبر ایران، کمک به آشوب طلبانی است که موجودیت خود را به این شخص گره زده بودند.

در همین زمینه خبرنگار از ترامپ می پرسد : ‌«آیا رهبران کشورهای عربی و اسرائیل تو را قانع کردند به ایران حمله نکنی؟»

ترامپ: «کسی من رو قانع نکرده. خودم خودم رو قانع می‌کنم. قرار بود بیش از ۸۰۰ نفر رو دار بزنند. کسی رو دار نزدند. لغو کردند. خیلی تاثیرش زیاد بود.»

آیا آیندگان و خائنین به دین و وطن عبرت نمی گیرند؟

همه می‌دانند که ترامپ در وعده ی کمکی که به این خائنین داده بود ناتوان بود و از هر تهدیدی که کرد عقب نشینی کرد.

بر این اساس است که روزنامه صهونیستی اسرائیل هیوم با مطرح کردن سوال: «چه کسی پشت عقب‌نشینی آشکار ترامپ برابر ایران است؟»

نوشته است:
” احتمالاً ترامپ از گزینه‌هایی که در خصوص ایران به او ارائه کردند، اطمینان نداشته است. ممکن است ترکیبی از دلایل، شرایط و پیام‌هایی که به کاخ سفید رسیده، او را به این تصمیم رسانده باشد که علی‌رغم وعده قبلی‌اش اقدامی انجام ندهد.”

به عنوان ابزاری دنیوی، بعد از اتحاد و یکپارچگی مردم ایران باید گفت ” قدرت نظامی” دارالاسلام ایران تنها عامل بازدارنده در برابر این وحشی ضعیف بوده است و این هم ثمره ی عمل مسئولین دارالاسلام ایران به این دستور الله است که می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ( انفال/۶۰) هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد.

ترامپ اگر از این قدرت نمی ترسید تا کنون خیلی غلطها کرده بود.

پس در اینکه چه چیزی مانع از حمله آمریکا و شرکایش به دارالاسلام ایران شد دچار توهم و شک و تردید نشوید.

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

الله متعال راه نصرت و پیروزی مسلمانان را به‌روشنی در قرآن کریم و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  بیان کرده است؛ همان‌گونه که راه شکست، ناکامی، فشل و زوال هیبت را نیز به‌صراحت مشخص فرموده است. این بیان الهی، مجمل و مبهم نیست؛ بلکه روشن، محکم و غیرقابل انکار است.

الله متعال می‌فرماید: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/ ۷) اگر الله را یاری کنید، الله شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.

یکی از راههای یاری کردن الله ( که از یاری هر مخلوقی بی نیاز است) ایمان به دین او اطاعت از شریعتش است که یکی از قوانین شریعتش پرهیز از تفرق و چند دستگی و درگیری داخلی است چنانچه در هشدارى روشن می‌فرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت‌تان از میان می‌رود.

این آیه به‌صراحت نشان می‌دهد که فشل، ناکامی و از بین رفتن هیبت، نتیجهٔ مستقیم نزاع و تفرقه است، نه کمبود امکانات یا ضعف ظاهری.

می توانیم به صورت خاص بگوئیم که این سخن متوجه عامه ی مردم نیست بلکه خطاب آن به اهل دعوت و جهاد و جریان‌های شریعت‌گراست که در سرزمین‌های اسلامی علیه اشغالگران آمریکایی و مزدوران محلی آنان مبارزه می‌کنند.

امروز در بسیاری از بلاد اسلامی، شاهد آن هستیم که گروه‌های جهادیِ شریعت‌گرا، با وجود وحدت دشمن، متفرق، مجزا و بعضاً متنازع عمل می‌کنند؛ هرکدام با نام، پرچم و تشکیلاتی جداگانه که نمی توانند به صورت منسجم همدیگر را تقویت کنند همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی متفق علیه فرموده است: المؤمنُ للمؤمنِ كالبنيانِ يشدُّ بعضُه بعضًا . مؤمن نسبت به مؤمن همچون بنایی است که اجزایش یکدیگر را استوار می‌کنند.

بنابراین، هرگونه تعصّب تشکیلاتی، گروهی یا اسمی که به تفرقه ی صفوف اهل جهاد بینجامد، از نگاه شرع مردود است؛ هرچند با شعارهای دینی و جهادی توجیه شود.

پس وحدت بر محور توحید، شریعت و منهج صحیح، شرط تحقق نصرت الهی است و تفرقه، نزاع و چندپارگی، سبب محرومیت از نصرت و استمرار ضعف امت می‌گردد و هر دعوتی که به اختلاف در صفوف اهل شریعت دامن بزند، با سنت‌های الهی در تعارض است و بازگشت به وحدت، نه یک گزینه ی سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است.

وحدت د نصرت شرط دی؛ د معاصر جهاد حالت ته قرآني نظر

وحدت د نصرت شرط دی؛ د معاصر جهاد حالت ته قرآني نظر

الله تعالی د مسلمانانو د نصرت او بریا لاره په ډېر روښانه ډول په قرآن کریم او د رسول الله ﷺ په سنت کې بیان کړې ده؛ لکه څنګه چې د شکست، ناکامۍ، فشل او د هیبت د زوال لاره یې هم په صراحت سره څرګنده کړې ده. دا الهي بیان مبهم او مجمل نه دی، بلکې روښانه، محکم او نه‌انکارېدونکی دی.

الله تعالی فرمایي:

«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»

که تاسو د الله مرسته وکړئ، الله به ستاسو مرسته وکړي او ستاسو قدمونه به ټینګ کړي.

(محمد: ۷)

او په یوه روښانه خبرداري کې فرمایي:

«وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»

یو له بل سره شخړه مه کوئ، که نه نو کمزوري به شئ او ستاسو هیبت به له منځه ولاړ شي.

(الأنفال: ۴۶)

دا آیت په ښکاره ډول څرګندوي چې فشل، ناکامي او د هیبت له منځه تلل د اختلاف او تفرقې مستقیمه پایله ده، نه د امکاناتو کموالی او نه هم ظاهري کمزوري.

اهلِ جهاد او شریعت‌پالو ته خطاب

دا وینا عامو خلکو ته نه ده؛ بلکې خطاب یې اهلِ جهاد او شریعت‌پالو جریانونو ته دی، هغو ته چې د اسلامي خاورو په بېلابېلو سیمو کې د امریکايي اشغالګرو او د هغوی د محلي مزدورانو پر ضد جهاد کوي.

نن په ډېرو اسلامي هېوادونو کې دا واقعیت وینو چې دښمن یو دی، خو جهادي شریعت‌پالې ډلې متفرقې، جلا او کله ناکله له یو بل سره متنازعې دي؛ هره ډله د خپل نوم، بیرغ او تشکیلاتو لاندې فعالیت کوي.

د وحدت الهي معیار

رسول الله ﷺ فرمایلي دي:

«المؤمنُ للمؤمنِ كالبنيانِ يشدُّ بعضُه بعضًا»

مؤمن د مؤمن لپاره د ودانۍ په شان دی، چې یوه برخه یې بله ټینګوي.

(بخاري او مسلم)

او همدارنګه یې فرمایلي دي:

«دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ»

تعصب پرېږدئ، ځکه چې هغه ناولی او مردود دی.

(بخاري او مسلم)

نو هر ډول تشکیلاتي، گروهي یا اسمي تعصب چې د اهلِ جهاد د صفونو د تفرقې سبب شي، د شریعت له نظره مردود دی؛ که څه هم د دین او جهاد په شعارونو سره توجیه شي.

شرعي پایله

وحدت د توحید، شریعت او صحیح منهج پر محور د الهي نصرت د تحقق شرط دی؛

او تفرقه، نزاع او څوپارچګۍ د نصرت د محرومیت او د امت د دوامداره کمزورۍ لامل ګرځي.

هره بلنه چې د اهلِ شریعت په صفونو کې اختلاف زیاتوي، د الهي سنتونو پر خلاف ده؛

او وحدت ته بېرته راګرځېدل، یوازې سیاسي انتخاب نه، بلکې یو شرعي مکلفیت دی.

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

به قلم: خالد سیف الله مسلول

شاخه‌ای از تنظیم القاعده در یمن موسوم به «انصار الشریعه» در رساله‌ای اعلام کرده است که درگیری‌های جاری در ولایت‌های جنوبی، به‌ویژه «ابین» و «شبوه»، به‌طور مستقیم تحت مدیریت آمریکا و اسرائیل قرار دارد؛ و عربستان سعودی، امارات متحده عربی و نیروهای وابسته به آنان، مجریان میدانی این پروژه‌اند.

در این رساله همچنین به عملیات‌هایی چون «سهام الشرق» و «سهام الحق» اشاره شده و بر ادامه ی جنگ و احتمال گسترش نظامی تأکید گردیده است.

اگر این تحلیل را بپذیریم  که آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای‌شان طراح و بهره‌بردار این بحران‌اند  آنگاه پرسش اساسیِ شرعی این است: آیا در چنین وضعیتی، قتال داخلی میان مسلمانان، جایز است یا حرام؟

اصل قرآنی به ما می گوید که نزاع داخلی  برابر است با از بین رفتن و زوال قدرت مومنین و به صراحت می گوید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت شما از بین می‌رود.

بر این اساس و بر مبنای منهج صحیح اسلامی تمام فقهای امت اتفاق دارند که هرگاه دشمن متجاوز خارجی حضور دارد نزاع و جنگ داخلی میان مسلمانان موجب تقویت دشمن و تضعیف امت می‌شود و حرام است و اگر مسلمانان و در برابر اشغالگری و سلطه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی ایستاده‌اند، اصل بر حرمت خون، مال و عرض آنان است و فقه اسلامی اجازه نمی‌دهد که اختلاف در منهج یا اجتهاد، به مشروع‌سازی قتال داخلی منجر شود، آن هم در حالی که دشمنان اسلام آشکارا در حال مدیریت میدان‌اند.

در این میان یکی از بزرگ‌ترین آفات جنبش‌های اسلامی در قرن اخیر خطا در دشمن‌شناسی شرعی بوده است.

هرگاه دشمن اصلی (آمریکا، صهیونیسم، و بازوان منطقه‌ای‌شان) به حاشیه رانده شود و تمرکز سلاح به‌سوی مسلمانان دیگر برود، نتیجه همیشه یکسان بوده است، یعنی تداوم اشغالگری و فرسایش نیروهای اسلامی و ریختن خون مسلمان به سود دشمن.

این قاعده‌ای است که در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، سومالی و امروز در یمن بارها تکرار شده است.

پس  وحدت، یک تاکتیک نیست بلکه یک واجب شرعی است و وحدت امت، صرفاً مصلحت سیاسی نیست بلکه واجب شرعی است بخصوص وقتی دشمن واحد است و هر مسیری که به توقف قتال داخلی و کاهش تفرقه مذهبی و تمرکز بر دشمنان متجاوز خارجی بینجامد، به روح شریعت نزدیک‌تر است از هر راهی که اختلاف را تعمیق کند؛ حتی اگر با نام جهاد و توحید عرضه شود.

در این صورت حق است که بگوئیم  اگر آمریکا، اسرائیل، عربستان و امارات دشمنان واقعی یمن و امت اسلامی‌اند، جنگ مسلمان با مسلمان، تکفیر متقابل و چندپاره‌سازی جبهه ی اسلامی نه جهاد، بلکه خدمت ناخواسته به دشمن است.

و امت اسلامی تنها زمانی نفس راحت خواهد کشید که فقهِ اخوت، دشمن‌شناسی شرعی و اولویت امت، بر هیجان، تعصب و نزاع داخلی غلبه کند.