
مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت چهارم)
مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]
س۱۴۱: به نظر شما این مرگ بر آمریکا گفتنها وجه شرعی دارد؟
ج: الله تعالی می فرماید: لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعاً عَلِيماً (نساء/ ۱۴۸) الله زبان به بدگوئي بازکردن را دوست ندارد، مگر آن كسي كه مورد ظلم قرار گرفته باشد و الله شنواي آگاه است.
مگر ما از سوی دارالکفر سکولار و محارب آمریکا و تمام متحدین جهانی سکولار و مرتدین محلی اش مورد ظلم واقع نشده ایم؟ حالا زمانی که الله تعالی در مورد ظالمینی که اصحاب الاخدود را به قتل رساندند می فرماید: قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (بروج / ۴) مرگ و نفرين بر صاحبان گودال باد!
ما هم میگوئیم مرگ بر صاحبان چاله ها و بمبهای فوسفوری و خوشه ای و شیمیائی در حلبچه و سردشت و باغوز و موصل و رقه و افغانستان و یمن و سومالی و مالی و لیبی و عراق وغزه و ….
ما هم میگویم مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس و چین و روسیه و فرانسه و آلمان و صهیونیستها و…
س۱۴۲: آیا ممکن است که در میان کفار، حکومتی عادل پیدا بشود؟ مثلاً الان عده ای می گویند علت دوام آمریکا و چین به خاطر عدالت آن است.
ج: عدالت یعنی قرار دادن هر چیزی به جای خودش و دادن حق هر کسی که الله تعالی این حق را به او داده باشد که امروزه عده ای بیشتر در حاکمیت و دادگستری ها محصورش کرده اند و زمانی که این عدالت نمود ظاهری و عینی پیدا می کند (بیشتر در امور اقتصادی) عده ای به قسط از آن نام برده اند و حتی قسط را زیر بنای پیشرفت اقتصادی معرفی کرده اند و به این شکل قسط و عدل یا همان «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/۴) را در آیاتی چون : فَانْ فاءَتْ فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ اقْسِطُوا انَّ اللَّهِ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (حجرات/۹) با هم معنی می کنند و به این شکل مدیریت تمام زندگی مادی و معنوی مومنین را به عدل و قسط گره می زنند.
به عنوان مثالی کوچک سلمان رضی الله عنه به ابی دردا می گوید: إنَّ لِرَبِّكَ عَلَيْكَ حَقًّا، ولِنَفْسِكَ عَلَيْكَ حَقًّا، ولِأَهْلِكَ عَلَيْكَ حَقًّا، فأعْطِ كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ.[۲] پروردگارت بر تو حقّی دارد، و نفست بر تو حقّی دارد، و اهل و خانواده ات (نیز) بر تو حقّی دارد؛ پس حق هر صاحب حقی را بده. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز این سخن سلمان را تائید می کند.
در سطوح بالاتر هم باز عدالت یعنی دادن حق هر شخصی که الله تعالی این حق را به او داده باشد، پس عدالت یعنی اجرا کردن آنچه که در قانون شریعت الله آمده است و هر آنچه بر خلاف قوانین شریعت الله باشد فحشاء و منکر و بغی و سرکشی است: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(نحل/۹۰)
در مساله ی حاکمیت هم باز حکم کردن بر اساس عدل یعنی حکم کردن بر اساس قوانین شریعت الله که هر سخن و عمل و چیزی را در جای شرعی و صحیح آن قرار می دهد. چنانچه الله تعالی در سوره ی شورا می فرماید: فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ (شورا/۱۵) تو نیز مردمان را به سوی آن (اسلام ) دعوت کن و آن گونه که به تو فرمان داده شده است ایستادگی و استقامت کن و از خواستها و هوسهای ایشان پیروی مکن، و بگو : من به هر کتابی که از سوی الله نازل شده باشد ایمان دارم ، و به من دستور داده شده است که در میان شما عدالت کنم .
حالا ممکن است در شریعت یهودی یا نصرانی با آنهمه تحریفاتی که در آنها شده است مواردی از عدالت باقی مانده باشد یا در میان ملل و اقوام دیگر هم از پس مانده های انبیاء قوانین و احکامی از عدالت باقی مانده باشد به عنوان مثال رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إنَّ ممَّا أدْرَكَ النَّاسُ مِن كَلامِ النُّبُوَّةِ، إذا لَمْ تَسْتَحْيِ فافْعَلْ ما شِئْتَ.[۳] آن چه مردم از سخن پیامبران پیشین در يافتند: هر گاه شرم وحيا نداشتي،هر چه خواستي بكن.
پس قبل از آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم ملل مختلف به نسبتهای مختلفی پس مانده هایی از تعالیم انبیاء و قوانینی از شریعت الله در میانشان مانده بود و در حالت ضرورت و اضطرار زمانی که دارالاسلامی برای مومنین به آخرین شریعت وجود ندارد، بله، ممکنه در این حالت ضرورت و اضطرار حکومتی مثل نجاشی در میان کفار نصرانی وجود داشته باشه که در موردی خاص، مثل آزادی عبادت یا موارد مشابه که آزادی عبادت مومنین را محدود نکند اهل عدالت باشد.
اما باید دقت داشت که هرگز در میان کفار سکولار یا مشرک، کشور و حاکم عادلی در همین حد هم پیدا نمیشه، چون سیاست اینها جنگ طلبی و حذف تمام احکام وقوانین شریعتهای آسمانی از اداره ی زندگی اجتماعی مردم و دیکتاتوری قوانین سکولاریستی و تحمیل قوانین سکولاریستی خود بر مردم با زور و قدرتی حکومتی است، به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسلمین اجازه ی هجرت به سرزمین تحت حاکمیت کفار نصرانی حبشه را داد، نه به سرزمینهای تحت فرمان کفار سکولار جزیره العرب یا سرزمینهای تحت حاکمیت مجوسی های فارس یا سرزمینهای تحت حاکمیت یهودی ها و یا حتی سرزمینهای تحت حاکمیت نصرانی های نجران یا نصرانی های روم شرقی؛ نجاشی نصرانی در زمینه ی آزادی عبادت برای مومنین به شریعت الله نزدیکتر بود و در این زمینه ی خاص عدالت داشت.
به زبانی دیگر، الله تعالی شهادت می دهد که کفار سکولار قریش برای شهروندان خود که تابع قوانین سکولاریستی آنها بودند «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/۴) به وجود آورده بودند، یعنی هم گرسنگی را از بین برده بودند و مردم سیر بودند و هم ترس را از بین برده بودند و شهروندانشان در امنیت بودند، اما این رفاه و امنیت تنها مختص کسانی بود که تابع قوانین سکولاریستی آنها بودند و الله تعالی چنین چیزی را برای بندگانش بدون «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» (قریش/۳) نمی خواهد و باید عبادت یعنی امور پنجگانه ی متعلق به مسائل ۱- عقیدتی ۲- قلبی ۳- زبانی ۴- بدنی ۵- مالی تنها مختص الله شود و شخص مومن بگوید«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/۵)
در این صورت زمانی که در آثار عده ای مثلاً می بینیم که گفتن ” اللهُ يَنْصُرُ الدَّوْلةَ العادِلةَ وإنْ كانَتْ كافِرةً، ويَضَعُ الدَّوْلةَ الظَّالِمةَ وإنْ كانَتْ مُؤْمِنةً “[۴] در اینجا منظور اصلی حاکمیتی است که آزادی عبادت در هر ۵ جزء آنرا برای مومنین تضمین می کند.
البته در موارد جزئی تر و به صورت «لفظی» نیز استفاده ی انسانها از سنتهای تغییر ناپذیر الله و نزدیک شدن به قوانین حکومتی شریعت الله گاه مورد نظر عده ای بوده و مثلاً گفته اند فلان کافر در فلان مورد عادل بوده و به این شکل هر کسی آنها را به هر میزانی اجرا کند به همان میزان در آن موارد خاص به عدالت نزدیک شده است.
همچنین منظور، نصرت دولتهای کافر اهل کتاب بر بدتر از خودشان است که در سوره ی روم به خوبی به آن اشاره شده است و در عصر این بزرگان چنین دولتهای کافر اهل کتابی وجود داشتند که از سایرین به شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نزدیکتر بودند؛ و علاوه بر این، این سخن می خواهد به ما بگوید که دولت مومنین هم با ظلم دوام پیدا نمی کند.
در این صورت واضح است که کفار هرگز به صورت کامل و در اخلاق عقیدتی نمی توانند در معنی «شرعی» عادل باشند، چون قوانین آنها قانون شریعت الله نیست؛ اما در معنی «لفظی» عدالت و در اخلاق عمومی مثل دادن دستمزد کارگران یا راه اندازی یک مرکز علمی تجربی یا مدیریت یک کارخانه ی اقتصادی ممکنه یا حتی در مدیریت یک قالب و امور حکومتی، به سنتهایی خاص از میان سنتهای متعدد الله در این موارد عمل کنند و الله او را در این موارد خاص یاری دهد، مثل اینکه یک کافر جهت بچه دار شدن برود و ازدواج کند و یک مسلمان باز بچه بخواهد اما ازدواج نکند، در اینجا عادی خواهد بود الله تعالی اگر بخواهد به این کافر فرزند بدهد و آن مومن که از این سنت لا یتغییرالله برای بچه دار شدن استفاده نکرده از داشتن فرزند محروم شود؛ در این صورت می توانیم بگوئیم هر کسی که به قانون شریعت الله و سنتهای الله نزدیکتر باشد الله تعالی اگر بخواهد در آن موارد خاص نصرتش را شامل حال او می کند.
در آیات اولیه ی سوره ی روم علاوه بر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، ما واضح می بینیم که الله تعالی نصرت و یاریش را به کفار نصرانی می دهد که از کفار مجوس به مودة نسبت به مومنین که جزئی از عدالت موجود در شریعت الله است نزدیکتر بودند و مومنین هم در همان دوران مکی و قبل از نازل شدن آنهمه قوانین و احکام شریعت الله از چنان فهم و درکی در مساله ی دشمن شناسی و نزدیک یا دور بودن کفار به شریعت خودشان آگاه بودند که با پیروزی کفار اهل کتاب نصرانی بر کفار شبه اهل کتاب مجوس خوشحال بودند: وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (روم/۴-۵)
در اینجا ما متوجه سننی میشویم که الله تعالی برای هلاکت و نابودی ایجاد کرده و هر کسی که از آنها پیروی کند از بین میرود و باز شاهد سننی برای تمکین و قدرت گیری هستیم که باز هر کسی که از آنها پیروی کند تمکین پیدا می کند و قدرت می گیرد؛ اینها سنن الهی هستند و ثابت.
الله تعالی می فرماید: وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ القُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ (هود/۱۱۷) (سنّت و عادت) پروردگارت چنین نبوده است که شهرها و آبادیها را ستمگرانه ویران کند، در حالی که ساکنان آنجاها درصدد اصلاح برآمده باشند. مشخصه که اصلاح نیز تنها بر اساس قانون شریعت الله و حرکت در مسیر فطرت سالم که همان اسلام است صورت می گیرد نه بر اساس قوانین کفری سکولاریستها که در برابر قوانین شریعت الله و فطرت سالم تولید شده اند؛ با این وجود می بینیم که کفار سکولار (مشرک) جهت پیش برد این قوانین کفری و ضد اسلامی خود و جهت قدرت گیری و پیروزی و حاکمیت بر دیگران گاه از ابزارهای اسلامی و صحیح استفاده می کنند.
به عنوان مثال کمونیستها و حتی بورژواهای لیبرال یعنی کل کفار سکولار دنیا از سیستم شورائی تحت عناوین پارلمان و شورای سناتورها و… استفاده می کنند. اینها هستند که به عنوان رهبران مادام العمر این کشورهای سکولار کشور را اداره می کنند و رئیس جمهور یا نخست وزیر یا هر اسم دیگری در واقع مجری برنامه های کلان و استراتژی های اونهاست و جایگاهی بیشتر از یک پیمانکار ندارد که در مناقصه ای پر از دغل بازی به نام انتخابات برنده شده، صاحب کار اصلی خودشانند و…
حالا اینها با اینهمه دغل بازی و اینهمه حزب و فرقه و گروه مختلف از این سیستم شورائی استفاده می کنند و با تمرکز بر مشترکاتی که دارند به جلو می روند اما مسلمین «ابزار شورا» را دور انداخته اند و همیشه در جا می زنند یا به عقب بر می گردند.
الله به مومنین امر می کند: مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ* مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (روم/۳۱-۳۲) اما مسلمین در تولید تفرق و حزب بازی خود را در این صفت شبیه سکولاریستها کرده اند، با این وجود از «پارلمان» و «دموکراسی» سکولاریستی و کفری سکولاریستها نیز نمی توانند استفاده کنند چون می دانند کفر و ارتداد است، به همین دلیل در سرزمینهائی تا مرز داشتن دین حداقلی فردی سقوط کرده اند، اما کفار سکولار با همین شورا و دموکراسی بین خودشان وحدت فرماندهی و وحدت عمل پیدا می کنند و قدرت می گیرند و با قدرت نظامی که تهیه کرده اند بر این مسلمین متفرق حزب باز پیروز می شوند.
الله وسیله ای به نام شورا را معرفی کرده، یک کافر استفاده می کند و پیروز میشود و یک مسلمان استفاده نمی کند و شکست میخورد و ذلیل دست کفار میشود.
الله راه بچه دار شدن را معرفی کرده اما مسلمان بدون ازدواج کردن تنها با دعا و خواب و خیال میخواهد بچه دار بشود. مگه میشه؟
در اینجا واضح است که علت دوام حکومتهای کافر و سکولاری چون آمریکا و انگلیس و چین و غیره به خاطر عدالت آنها نیست بلکه به خاطر استفاده ی صحیح آنها از ابزارهای کسب قدرت، و به دنبال کسب قدرت، تاراج و دزدی آشکار از انسانها و سرزمینهای ضعیف، و در نهایت نبود قدرت لازم «الجماعة» مومنین و دارالاسلام جهت شروع جهاد تهاجمی و ابتدائی بر علیه این طاغوتها است.
ادامه خواندن مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت چهارم)







