از اصطلاح اسلامی ” امت” استفاده کنیم و امت با وحدت واقعی پیروز میشود، نه با ناسیونالیسم و احساسات
به قلم: سرباز امارت اسلامی
امروز حالت امت پراکنده و متفرق شده است؛ تعدد دولتهای ملی ناروا، سیاستهای غیرشرعی گوناگون و ائتلافهای متضاد و حرام، نیروی امت را ضعیف ساخته است. هرگاه بخشی از سرزمینهای اسلامی مورد اشغال و تجاوز قرار گیرد، مسئله در همان محدوده باقی میماند و پیوند امت زیر سایهٔ مرزهای مصنوعی و تحمیلی و حاکمیتهای ملی، تضعیف میگردد. در چنین وضعیتی، سخن گفتن از آزادی واقعی امت و دفاع از مقدسات، تنها در حد احساسات و شعارها باقی میماند؛ زیرا تصمیم سیاسی واحد وجود ندارد.
امت تنها با احساسات، شعارها و واکنشهای مقطعی پیروز نمیشود، بلکه با یک برنامهٔ سیاسی جامع پیروز میشود که حاکمیت اسلام را برپا سازد، تواناییها و ظرفیتهای امت را یکجا کند و عقیده را اساس سیاست قرار دهد. زیرا عقیده به امت انگیزه میدهد و دولت توان عملیساختن آن را فراهم میکند. تا زمانی که امت وحدت سیاسی خود را دوباره بهدست نیاورد، تلاشهای آن پراکنده و متفرق باقی خواهد ماند، هرچند صداها بلند شود و شعارها زیاد گردد.
امروز امت این حقیقت را درک کرده است که تنها راه عزت، قدرت و رهایی، بازگشت به هویت سیاسی جامع آن در تاریخ خویش، بهویژه در دورهٔ راشده است، تا بتواند نقش و جایگاه جهانی خود را بار دیگر در میان بشریت بهدست آورد.
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از الله سبحانهوتعالی و از رسول او اطاعت کنید و در حالیکه میشنوید، از او رویگردان نشوید. و مانند کسانی نباشید که گفتند: «شنیدیم»، در حالیکه در حقیقت نمیشنوند. بیگمان بدترین جنبندگان نزد الله سبحانهوتعالی کسانیاند که کر و گنگاند و عقل خود را به کار نمیگیرند.
شیخ عبدالسمیع غزنوی حفظه الله می گوید:
«ما باید در سخنان خود همیشه از واژهٔ «امت» استفاده کنیم؛ زیرا ما ملیگرایی (ناسیونالیسم) را نمیپذیریم. از دیدگاه اسلامی، از خراسان تا آفریقا همه یک امت و یک پیکر واحد هستند. از همینرو، لازم است با تلاش و جدیت این اندیشهٔ نادرست را کنار بگذاریم و بر اصلِ امتِ واحد تأکید کنیم.
وظیفهٔ کنونی علما این اسـت که حق را بیـان کننــد، بــــاطل را رد نمایند، مردم را از فتنه ها حفظ کنند و امت را به سـوی وحدت هدایت نمایند.»
تفکر ذلیلانه و توهم شکستناپذیری کفار محارب آمریکائی – صهیونی و رسوایی مزدوری در سرزمینهای اسلامی
کاتب: خالد سیف الله السملول
امروز جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ش دارالاسلام ایران چند هواپیمای جنگی و پهباد و موشک کفار محارب آمریکائی – صهیونی را نابود کرد به نحوی که نه تنها کفار محارب خارجی بلکه دارودسته ی منافقین و مرتدین داخلی میان مسلمین و حتی دسته های زیادی از مردم عوام را نیز غافلگیر کرد.
آمریکا به همراه رژیم اشغالگر فلسطین آمده بودند ظرف ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را با کمک خائنین و مرتدین داخلی از بین ببرند اما در مردابی گیر کرده اند که کسی از متحدین غربی آنها نیز حاضر نیست آنها را کمک کند و چنان برای عوام الناس ابهت پوشالی و توهم شکست ناپذیری آنها برملا شده است که تنها برای مومنین اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود .
با این نگرش حق داریم بگوئیم که در تحلیل چالشهای جهان اسلام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضروری است که مرز میان «واقعگراییِ استراتژیک» و «توهم ضعف ناشی از مزدوری» را به وضوح ترسیم کنیم. زمانی که از «تغییر قواعد مبارزه» سخن به میان میآید، این ندا باید از حلقوم رهبرانی برخیزد که خود را نه غلام و بنده دشمن، بلکه حافظ منافع امت اسلامی میدانند. اما متأسفانه، امروز شاهد آن هستیم که همین تئوری «شکستناپذیری دشمن» از سوی کسانی ترویج میشود که در عمل، سالهاست به بندگی قدرتهای کافر محارب غربی خو گرفته و هویت اسلامی خود را به ثمن ناچیز فروختهاند.
نکته قابل تأمل اینجاست که کشورهایی نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان که این روزها در حال خیمه شب بازی واسطه گری جهت ایجاد آتش بسی جهت نجات آمریکا و صهیونیستها هستند بر خلاف تصور رایج، فاقد تواناییهای نظامی و تکنولوژیک نیستند. این «دارالکفرهای طاری محلی» که سکولاریستهائی مرتد هستند اما با ادعای نمایندگی مسلمین اهل سنت، بر سرزمینهای اسلامی حکم میرانند در حوزههایی چون ساخت پهپادهای جنگی پیشرفته، تولید موشک و توسعه صنایع دفاعی، دستاوردهای قابل توجهی دارند. اما حاکمان سکولار و مرتد این کشورها، با وجود در اختیار داشتن این ابزارها، دائماً بر طبل ضعف و ناتوانی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی میکوبند و ضرورت تسلیم در برابر «برتری تکنولوژیک» دشمن را گوشزد میکنند.
این رویکرد، نه از روی واقعبینی راهبردی، بلکه ناشی از عادت به مزدوری، بردگی و فقدان ایمان و غیرت اسلامی است. وقتی ایمان اسلامی از قلبی رخت بربندد و روحیه جهادی و غیرت حفظ عزت امت جای خود را به قوانین دین سکولاریسم و خودباختگی بدهد، دشمن به ناحق، شکستناپذیر پنداشته میشود و هرگونه مقابلهای بیمعنا تلقی میگردد. اینجاست که رهبران، به جای تقویت روحیه مقاومت، به توجیهگران انفعال تبدیل میشوند.
این رژیمها، به جای آنکه در راستای منافع اصیل امت اسلامی گام بردارند و از آرمانهای مسلمین دفاع کنند، عملاً به آلت دست و غلام قدرتهای کافر و محارب خارجی، بهویژه آمریکا، تبدیل شدهاند. نمونه بارز آن، ترکیه و آل سعود و امارات هستند که با وجود لفاظیهای ظاهری و مانورهای سیاسی، در عمل به یکی از بزرگترین همکاران و حامیان سیاستهای آمریکا در منطقه تبدیل شده اند. همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی پنهان و آشکار این کشورها با دشمنان قسمخورده اسلام، پرده از چهره واقعی آنها برمیدارد.
این خیانت، تنها به پشتپرده ختم نمیشود؛ بلکه در سیاستهای علنی تضعیف دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت، سرکوب جنبشهای اصیل اسلامی و اهل دعوت و جهاد راستین، و از همه مهمتر، عادیسازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی نیز نمود پیدا میکند. حاکمانی که خود را متولی بخشی از جهان اسلام میدانند، اما در خفا و آشکارا با دشمنان مسلمین پیمان همکاری میبندند، در واقع، مرتکب خیانتی نابخشودنی به امت اسلامی شدهاند.
این تفکر ذلیلانه که دشمن را قدر مطلق میبیند و هرگونه مواجهه را بیحاصل میخواند، در واقع تلاشی مذبوحانه برای توجیه وابستگی و تداوم بندگی است. حاکمانی که به جای پرورش اراده مقاومت و تقویت روحیه جهاد در میان ملتهای خود، به ترویج یأس و القای برتری موهوم دشمن میپردازند، در حقیقت به منافع امت اسلامی پشت کرده و راه را برای غارت بیشتر منابع، تحمیل اراده بیگانگان و تداوم اشغالگری هموار میسازند. اینگونه «دارالکفرهای طاری محلی» که با پوشش اسلام و با زبان ظاهری حمایت از مسلمین، در خدمت کفار و مستکبرین قرار گرفتهاند، بزرگترین ضربه را به پیکره امت وارد میکنند و عامل اصلی توقف حرکت رو به جلوی مسلمین در مسیر عزت و استقلال هستند.
در این صورت تا زمانی که حاکمان این سرزمینها از دین سکولاریسم و ذلت مزدوری و بردگی دست نکشند و ایمان، غیرت و اراده مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی را سرلوحه کار خود قرار ندهند، سخن گفتن از هرگونه مقابلهای با دشمن بیمعنا خواهد بود.
همین الان دارالاسلام ایران در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی در حال نشان دادن این حقیقت به تمام مومنین و آزادگان دنیاست که قدرت حقیقی نه صرفاً در داشتن تجهیزات نظامی، بلکه در ارادهای پولادین و قلبی سرشار از ایمانی است که هرگز دشمن را شکستناپذیر نمیداند. رهایی از این وضع، تنها با طرد حاکمان وابسته و بازگشت به اصول اسلامی و تکیه بر توان و غیرت درونی امت میسر خواهد شد.
چرا فریادهای علمای مذهبی اهل سنت در برابر اشغالگری کفار محارب آمریکائی – صیهونی و خیانت امثال ربع پهلوی خاموش است؟
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
امروز ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ ربع پهلوی سکولار و مرتد خائن به خاک و ملت ایران در دانشگاهی در آمریکا سخنرانی داشت که در کنار تاترسیاسی دلقک گونه ای که در مورد قطع ۳۳روزه ی اینرنت در ایران و… داشت دو نکته از سخنان او قابل توجه بود:
چون دانشگاهی که در آن سخنرانی می کرد متعلق به مسیحی های انجیلی بود با شادمانی می گفت که مسیحیت در ایران در حال رشد، البته به صورت زمینی و کلیساهای خانگی . یعنی این مرتد می خواست چنین نشان دهد که مسیحی شدن مسلمانان یک امتیاز است که باید زمینه فراهم شود که این امر بیشتر صورت گیرد.
از آمریکا و اسرائیل دعوت کرد که صلح نکنند و به جنگ خود که در حال نابود سازی زیر ساختهای مردمی ایران هستند ادامه دهند و از سخنان ترامپ که التماس آتش بس می کند نگران بود.
این مرتد خائن وطن فروشی که هیچ ارزشی برای مردم و خاک ایرن قائل نیست روزگاری از مولوی عبدالحمید به عنوان شخصی سکولار که معتقد به جدائی قوانین شریعت الله در حاکمیت است تمجید می کرد و بارها از این کفار اشغالگر خارجی هم التماس شروع و ادامه ی جنگ کرده است.
در چنین شرایطی جامعه اهلسنت و بهویژه جوانان غیور با پرسشی اساسی روبرو هستند که چرا در حالی که سرزمین ایران با بدترین حملات وحشیانه مواجه است، صدایی از مراجع مذهبی که مدعی رهبری معنوی هستند، شنیده نمیشود؟ مولوی عبدالحمید که در مسائل مختلف موضعگیری میکند، چرا در برابر جنایات آمریکا و صهیونیستها و خیانتهای آشکار آلسعود و امارات متحده عربی و بحرین و قطر و اردن و کویت و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب و اشغالگر خارجی سکوت اختیار کرده است؟
طبق آموزههای فقه اهل سنت و جماعت و سایر مذاهب اسلامی جعفری و زیدی و ظاهری و…، تسلط کفار حربی بر بلاد مسلمین و در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی به دشمنان قسمخورده اسلام، مصداق بارز خیانت به آرمانهای توحیدی است بخصوص اگر این پایگاهها به خاطر جنگ با مسلمین به وجود آمده باشند.
واگذاری خاک اسلام در عربستان، امارات، بحرین و قطر و کویت و اردن و ترکیه و سوریه و… به نیروهای آمریکایی که از آنجا بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد جنگ می شود، از منظر فقهی، نوعی «ارتداد» و خروج از دایره ی اسلامی محسوب میشود. چرا مولوی عبدالحمید جوانان باایمان بلوچ را از این حقیقت تلخ و اشغالگری آگاه نمیکند که یکی از خروجی های این اشغالگری قتل عام مردم ایران و نابودی زیر ساختهای مردم ایران توسط هواپیماها و موشکهائی است که از این پایگاهها خارج می شوند؟
جای تأسف است که تریبونهای مذهبی، تمام توان خود را صرف آموزش جزئیات فقهی و یا مسائل اختلافی مذهبی کردهاند، اما در برابر مسائلی که اساس ایمان و عزت امت اسلامی را نشانه گرفته، مهر سکوت بر لب زدهاند. بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمةالله علیه که مولوی خود را پیرو آن میداند، حمایت از حاکمانی که سرزمینهای اسلامی را به بیگانگان واگذار میکنند، با مبانی دینی در تضاد است. چرا از فقه حنفی برای تبیین حرمت همکاری با کفار محارب چیزی به مردم گفته نمیشود؟
سکوت در برابر نفوذ کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی چیزی جز «دینفروشی» و نفاق نیست. هر حاکمی که سرزمینهای اسلامی را به جولانگاه سربازان دشمن جهت جنگ با مومنین اهل دعوت و جهاد و حمله به دارالاسلام تبدیل کند، مشروعیت خود را از دست داده است. این وظیفه عالمان دینی است که به جای پرداختن صرف به مسائل فرعی، «شکنندههای ایمان» را به جوانان بیاموزند. جوان اهل سنت و جماعت باید بداند که اسلام تنها در ظواهر خلاصه نمیشود؛ بلکه حفظ غیرت دینی و ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان در سرزمینهای اسلامی و دفاع از دارالاسلام بعد از ایمان و نماز، از اوجب واجبات است.
ما حق داریم از مولوی ها و ماموستاها و شیوخ و آخندهای خود بپرسیم که حکم جهاد تبیین در برابر پایگاههای نظامی آمریکا در خاک اسلام چیست؟ چرا در حالی که دشمن به مرزهای فکری و جغرافیایی ما هجوم آورده، این دسته از خطباء مساجد و علمای صاحب رسانه سکوت را بر فریاد ترجیح میدهند؟
ما حق داریم بگوئیم: در چنین شرایطی که کفار محارب آمریکائی – صهیونی با کمک دولتهای خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی و حمایت تبلیغی مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و گروه منافقین در شبکه هائی چون کلمه و … بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند سکوت هر خطیب و مدعی علمی، لکهای سیاه بر دامن آنهاست که نام دین را یدک میکشند اما در عمل، چشمان خود را بر اشغالگری و کفر آشکار بستهاند.
جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام افشای سراب «قانون بینالملل» و مأموریت حکام دستنشانده در تثبیت سلطه کفار
به قلم: محمد اسامه
اگر به شبکه های مختلف رسانه ای دولتهای عربی و حتی گروه منافقین ایرانی در شبکه های ماهواره ای نگاهی بیندازیم با مظلوم نمائی و غوغاسالاری بیان می کنند چرا مثلاً نزدیک به ۷۰درصد از حملات ایران به سرزمینهای عربی منطقه است و تنها ۳۰درصد از این حملات را متوجه اسرائیل می کند؟ دولتهای عربی هم به کرات می گویند که این جنگ جنگ ما نیست و ما در این جنگ مشارکت نداریم و ..
صرفنظر از صحت یا سقم درصدی که بیان می کنند اگر به پایگاهها و منافع امنیتی و اقتصادی آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها در این کشورهای عربی نگاه کنیم و به تلفاتی که به منافع و نیروهای این کفار محارب وارد می شود و همچنین اگر به سخنان آگاهان معتبر غربی نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که این دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس از دعوت کننده های آمریکا و صهیونیستها جهت جنگ با دارالاسلام ایران و حامیان اصلی آنها و بخشی از این جنگ از ابتدا تا کنون بوده اند که حتی آمریکا را به انجام جنگ زمینی نیز تشویق می کنند.
علاوه بر این فقط کافی است از مردم جنوب ایران بپرسید که موشکهایی که از خلیج فارس به سمت ایران شلیک شده و مثلاً نزدیک به ۱۷۵ دانش آموز دبستانی در میناب را با موشکهای تاماهوک قتل عام کردند یا آب شیرین کنهای آنها را در قشم نابود کردند یا شاهد عبور پهبادها و موشکها از بالای سر خود به داخل ایران هستند از کجا می آیند؟ همه خواهند گفت از دول عربی خلیج فارس شلیک می شوند؛ چون آمریکا هیچ کشتی جنگی ندارد که در خلیج فارس باشد و موشکی شلیک کند.
میزان تلفات نیروهای نظامی و تجهیزات نظامی آمریکائی ها و اوکراینی ها و فرانسوی ها و آلمانی ها در عربستان و کویت و امارات و بحرین نیز گویای همه چیز است.
در این صورت و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش پردهها کنار رفته و در کنار آشکار شدن حقیقت عریان نظمی که جهان کفر سکولاریستی بر بشریت تحمیل کرده، برای امت اسلامی آشکار شده است، حقیقت این حکومتهای خائن منطقه نیز واضح و روشن شده است.
آنچه سالها تحت عناوین فریبندهای چون «حقوق بشر»، «قانون بینالملل» و «احترام به حاکمیت ملی» توسط این کفار سکولار جهانی و مزدوران داخلی آنها در گوش ما زمزمه میشد، چیزی جز ابزارهای نوین استعمار برای رام کردن شیربچههای مسلمان نبوده است.
فقط به این جمله ی ترامپ (سگ زرد آمریکائی) نگاهی بیندازید که دیروز ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ش گفت که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند تمام زیرساختهای ایران چون برق و آب شیرین کن و… ایران را نابود می کنیم و ایران را به عصر حجر برمی گردانیم و…
یعنی این حیوان وحشی در واقع به جنگ با مردم آمده است و امروز ۱۲ فروردین نیز که ربع پهلوی مرتد در دانشگاهی با گرایش نصرانیت انجیلی در آمریکا سخنرانی کرد و این وحشی به همراه صهیونیستهای وحشی تر آن را به ادامه ی جنگ تا نابودی ایران دعوت می کرد، موجودی پست تر از این موجودات وحشی مهاجم است که حتی در میان حیوانات نیز نمی توان مشابهی برایش در خیانت به وطن و ملت پیدا کرد.
می بینیم که در سخنان ربع پهلوی مرتد فاسد و سگهای سکولار حاکم بر آمریکا و سرزمین های اشغالی فلسطین چیزی به نام «قانون بینالملل» یا «احترام به حاکمیت کشورها» در دنیای واقعیت وجود ندارد. اینها اوهامی هستند که آگاهانه در متون درسی فرزندان ما گنجانده شدهاند تا روحیه جهاد و عزت را در آنان بکشند و نسلی مطیع و سازشکار تربیت کنند. حقیقتِ میدان تنها یک چیز است: «قدرت نظامی».
هر کس قدرت دارد، قانون را مینویسد و هر که ضعیف باشد، زیر پای نهادهای کفر له میشود. لذا بر پدران، مربیان و معلمان واجب است که فرزندان اسلام را نه با شعارها و عهدنامههای ذلتبار، بلکه با منطق وحی و آیه مبارکه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ چرا که تنها راه مقابله با طغیان بینالمللی سکولاریستها، آمادگی همهجانبه و اقتدار نظامی است.
اگر بعد از ایمان و اتحاد، قدرت موشکی و نظامی دارالاسلام ایران نبود هم اکنون کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی بر آن چیره شده بودند و مومنین اهل دعوت و جهاد در بدترین حالت ممکن به سر می بردند.
به این شکل این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش ماهیت سازمان ملل سکولاریستی و دیگر نهادهای سکولاریستی مشابه را برای کم هوش ترین مسلمین در جهان اسلام روشن کرده است؛ این مؤسسات سکولاریستی چیزی جز بازوهای اجرایی دارالکفرهای قدرت مند چون آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به جنایاتشان نیستند. مشکل بزرگ امت اسلام در چند قرن اخیر، نه کمبود منابع، بلکه وجود حکام دستنشاندهای است که توسط همین ملل کفری بر سرزمینهای ما گمارده شدهاند. وظیفه اصلی این حاکمان، تثبیت چنبره اشغالگران کافر سکولار خارجی و جلوگیری از بیداری اسلامی است.
در این میان و به صورت موردی می توانیم بگوئیم که بزرگترین شوک به پیکره امت اسلامی، خیانت بیشرمانه آلسعود است. خاندانی که با نفاق، خود را خادم حرمین مینامیدند، امروز مکه و مدینه قلب تپنده جهان اسلام را در اشغال نظامی آمریکا قرار دادهاند. حضور نیروهای کفر در سرزمین وحی الهی، نه تنها توهین به مقدسات، بلکه تهدیدی مستقیم علیه دارالاسلام ایران و تمام اهل دعوت و جهاد منطقه است.
دشمن از خاک وحی و سایر سرزمینهای اطراف آن چون امارات و قطر و بحرین و کویت و اردن و عمان به عنوان پایگاهی برای حملات خود علیه مومنین آزادیخواه در منطقه استفاده میکند و این لکه ننگی است که تنها با زوال این حکام مزدور پاک خواهد شد.
وقت آن رسیده است که امت اسلام از حصار فریبهای حقوقی و بینالمللی کفار سکولار خارج شود. راه نجات، نه در راهروهای سازمان ملل سکولاریستی، بلکه در بازگشت به عزت اسلامی و اتحاد و قطع دست حکام دستنشاندهای است که فرش قرمز برای چکمههای سربازان آمریکایی و صهیونیستی و شرکای غربی آنها پهن کردهاند.
آینده از آن قدرتمندان و مجاهدانی است که به وعده الهی ایمان دارند، نه به قطعنامههای پوشالی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی.
هراس باند مجازی باسامی و شبکه ی مرتدین «کلمه» از اهل دعوت و جهاد میان کُردها در جنگ تحمیل رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
زمانی که می گوئیم شافعی و جعفری و حنفی و مالکی و … یعنی از چند مذهب جداگانه ی اسلامی صحبت می کنیم، با این وجود این مذاهب اسلامی دارای یک مرجع مشترک با ادلة الفقة تابع این مرجع مشترک(قرآن و سنت صحیح) هستند به همین دلیل این مذاهب دارای هزاران نقاط مشترک هستند.
یکی از امور مشترک میان تمام این مذاهب اسلامی «فرض عین» بود جهاد در هنگام حمله و تهاجم کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام است.
این «فرض عین» را اینگونه توضیح دهم که، همچون نماز که نزد تمام مذاهب «فرض عین» با تعداد رکعات ثابت است و شخص برای انجام این «فرض عین» نمی تواند بهانه بیاورند که چون در کنارش فلان مذهب دیگری وجود دارد پس آنرا انجام نمی دهد؛ به همین شکل، نمی تواند در «فرض عین» جهاد هم بگوید چون در صف من فلان مذهب مخالف مذهب من وجود دارد پس آنرا انجام نمی دهم.
این منهج صحیح اهل سنت و جماعت در طول تاریخ اسلام بوده است:
بر این اساس بوده که احمد بن حنبل رحمه الله در هنگام فتنه ی مرتدین خرمدین در کنار حاکمیت اهل بدعت معتزلی ها قرار می گیرد که او را آنهمه زندانی و شکنجه کرده بودند. یعنی مدت ۱۵ سال زندانی شدن همراه با شکنجه توسط حاکمیت معتزلی های عباسی در زمان شاهان مامون و معتصم و واثق.
بر این اساس بوده که صلاح الدین ایوبی رحمه الله در هنگام حمله ی کفار محارب و اشغالگر صلیبی به همراهد عمویش شیرکوه رحمه الله که هر دو شافعی مذهب بودند به زیر پرچم حاکمیت شیعیان فاطمی مصر درمی آیند و با این کفار محارب اشغالگر وارد جهاد شده و به همراه هزاران شافعی و حنفی و حنبلی دیگر به «فرض عین» خود عمل می کنند.
بر این اساس بوده که ابن تیمیه حنبلی مذهب رحمه الله با وجود آنهمه اذیت و آزاری که از سوی حاکمیت اهل بدعت و علمای درباری آن زمان دید اما در هنگام هجوم کفار محارب و سکولار مغول به سرزمین شام به زیر پرچم همان حاکمیت اهل بدعت درآمد و به «فرض عین» جهاد در برابر این کفار محارب خارجی پرداخت.
حالا که کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی – غربی با زمینه سازی و همکاری مرتدین داخلی میان مسلمین در رمضان ۱۴۰۴ش به دارالاسلام ایران حمله کرده اند و اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت به «فرض عین» جهاد در برابر این کفار محارب عمل می کنند باعث هراس و هزیان گوئی و غوغاسالاری سربازان بخش جنگ روانی این جبهه ی کفار محارب خارجی شده است.
اهل سنت و جماعت شما را به الله سوگند، کدام یک از ائمه ی ما اجازه دادند که به خاطر مسائل اجتهادی اختلافی، برادر مسلمان خود را در برابر کفار محارب خارجی تنها بگذارید و به «فرض عین» خود عمل نکنید؟
نگاه کنید به شافعی های غزه و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و شیعیان ایران و عراق و لبنان؛ جایی که اهل تشیع و تسنن برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی – صهیونیستی و مزدوران ملحد آنها، مردانه ایستاده اند و با وحدت کلمه، اشغالگران را به زانو درآورده اند؛ اما بسیاری از اهل سنت دنیا در کنار شیعیان انگلیسی تماشاچی این جنگ تحمیلی شده اند مثل کسانی شده اند که از دور تماشاچی نماز خواندن دیگران هستند و خودشان انجام نمی دهند.
برادر اهل سنت ایران، در حالی که دشمن صهیونیستی و آمریکایی در حال انجام بمبارانها و تخریبات آشکار در دارالاسلام ایران و حتی محله و شهر شما شده و احزاب سکولار و مرتد کُرد هم بر اقلیم کُردستان عراق چنبره زده اند و احزاب سکولار و مرتد کُردستان ایران را برای آینده ی خیالی تسلیح و آماده کرده اند، سربازان بخش جنگ روانی آنها رد شبکه هائی چون کلمه و دهها شبکه دیگر ما را به جنگ داخلی و حتی تکفیر مسلمین مخالف ما و یا حداقل به تماشاچی شدن دعوت می کنند. آیا این خدمت به نقشههای کفار محارب و اشغالگر خارجی نیست؟
ای اهل سنت کُردستان، نگاهی به سالهای گذشته و جنگ داخلی میان احزاب سکولار و مرتد کُرد در عراق و سوریه و ترکیه و ایران با هم و با جرایانات و جماعتهای اهل سنت بیندازید، آیا چیزی جز خفت برای شریعت گرایان و اسلام به بار آورده اند؟
کُردهای به ظاهر اسلامگرا همچون صلاح الدین محمد بهاء الدین و حتی حرکة اسلامی و کومه ل اسلامی علی باپیر و دهها گروه دیگر را نیز نگاه کنید که با این احزاب سکولار و مرتد هم مسیر شده اند و به جای حاکمیت شریعت، به «اسلام آمریکایی» و امنیت موقتی زیر سایهی توافقات بینالمللی رضایت داده اند، چه چیزی غیر از ذلیلی نصیبشان شده است؟
ای جوانان اهل سنت کُردستان و بلوچستان و … در ایران اگر به قیامت ایمان دارید، سر از سجدهی اطاعت از این ماموستاها و مولوی ها و شیوخ گمراه و مجری سیاستهای کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی بردارید و به مذهب فقهی خود بازگردید؛ به منهجی که در آن خون مسلمان، از کعبه بالاتر است چه این مسلمان توسط یک مسلمان دیگر کشته شود یا توسط کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مزدوران داخلی آنها. جهاد واقعی علیه اشغالگران آمریکایی و صهیونیست است، نه بر علیه برادر مسلمانی که با تو در قبله و قرآن و صدها مورد دیگر در دارالاسلام شریک است.وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آلعمران:/ ۱۰۳) و همگی به ریسمانِ خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
بیدار شوید پیش از آنکه تاریخ ملت ما، شما را به عنوان نسلی یاد کند که گوسفند وار به جای عمل به «فرض عین» جهاد با کفار محارب خارجی تنها تماشاچی بودید.
شما در کاروان جهاد و انجام فرض عین در حرکت باشید و بگذارید سگان نیز پارس کنند.
ندای وحدت امت واحده، از آزادی مکهی در اشغال تا اتحاد با محور مقاومت علیه آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیست با همراهی حکام خائن و مرتد عرب و عجم منطقه بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند نشان می دهد که امروز جهان اسلام در حساسترین پیچ تاریخی خود قرار دارد. در حالی که کفر جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم برای نابودی ریشههای دارالاسلام و تنها قدرت مطرح اسلامی در برابر خود همپیمان شدهاند، تفرقه و مذهبگراییِ افراطی، خنجری است که از پشت بر پیکر امت فرود میآید.
اتحاد مذاهب و وحدت کلمه، نه یک شعار تکراری بر سر زبانها که لقله ی زبان عده ای از اهل تفرق هم شده است، بلکه یک «فریضهی قطعی الهی» و ضرورتی حیاتی برای بقای اسلام در شکل کامل آن و محافظ دارالاسلام به عنوان قویترین ابزار دنیوی محافظت کننده از مومنین و بخصوص از مومنین اهل دعوت و جهاد است.
اتحاد یعنی اینکه هر شخصی دارای مذهب و مختصات خاص مذهب فقه شخصی خود باشد، اما تحت پرچم دارالاسلام بر هزاران نقطه ی مشترکی که دارند با هم بر علیه دشمنان مشترک و رسیون به اهداف مشرک، هم مسیر و هم جبهه ای شوند.
چرا باید از فرمان صریح پروردگار سرپیچی کنیم؟ خداوند متعال راه نجات را تنها در چنگ زدن به ریسمان الهی و دوری از تفرقه دانسته است، ریسمان الهی که به نظر ابن مسعود رضی الله عنهما، جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام است آنجا که الله تعالی می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آلعمران/ ۱۰۳) و همگی به ریسمانِ خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز امت را به مثابهی یک پیکر واحد معرفی کرده و فرمودند:مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى (صحیح بخاری و مسلم) مَثَلِ مؤمنان در دوستی و رحمت و مهرورزی به یکدیگر، همانند یک پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا با بیداری و تب با او همدردی میکنند.
آیا امروز که پارهی تن اسلام، د ارالاسلام ایران، غزه و لبنان، در آتش میسوزد، سکوت و تفرقه با این سنت نبوی سازگار است؟
امروز بسیاری از سرزمینهای اسلامی توسط حاکمانی اداره میشوند که تنها نام اسلام را یدک میکشند، اما در عمل، حافظ منافعِ آمریکا و صهیونیسم و غرب هستند. این حکام خائن با پشتوانهی تسلیحاتی و سیاسی غرب بر تخت نشستهاند و ثروت امت را خرج بقای کفار حربی میکنند در حالی که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آوردهاید! یهود و نصاری را به عنوان ولی و سرپرست خود مگیرید؛ آنها سرپرستان یکدیگرند. و هر کس از شما آنها را به سرپرستی گیرد، قطعاً از آنان است.
حاکمانی که حریم مکه و مدینه و امارات و بحرین و کویت و اردن و ترکیه و امثالهم را به جولانگاه نفوذ فرهنگی و نظامی آمریکا بدل کردهاند، مصداق بارز این آیه هستند.
واقعیت تلخ امروز این است که مکه و حرمین شریفین در اشغال غیررسمی آمریکا قرار دارد. سیاستهای دیکته شده از واشنگتن، قلب تپندهی جهان اسلام را هدف گرفته است و این غیر از پایگاههای نظامی آمریکا در عربستان است که امروز هم دارالاسلام ایران پایگاه ملک سلمان آمریکائی را مورد هدف قرار دارد و به هواپیماهای مختلف نظامی آمریکائی صدماتی وارد کرد.
ای مجاهدینِ شریعتگرا در جزیرةالعرب، غیرت دینی شما کجا رفته است؟ آیا وقت آن نرسیده که با دیگر برادران مؤمن خود که در خط مقدم نبرد با آمریکا «سرافعی» و صهیونیستها و حکومتهای مرتد محلی هستند، پیمان برادری ببندید؟ دشمن ما یکی است و قبلهی ما یکی؛ پس چرا شمشیرهایمان بر روی یکدیگر تیز باشد؟
امروز «دارالاسلام ایران»، «یمنِ سرافراز (اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا)»، «حزبالله لبنان» و «حماس و جهاد اسلامی فلسطین»، قلعههای مستحکم دفاع از کیان اسلام هستند. این جبهه، فارغ از مباحث مذهبی، در برابر کفر مطلق ایستاده است.
مجاهدینِ راستینِ اهلسنت باید بدانند که دشمن میخواهد با ابزار «تکفیر» و «تفرقه»، مانعِ پیوستن آنها به این جبههی پیروز شود. پیروزی بر آمریکا و صهیونیسم ممکن نیست مگر با تشکیل «بنیانٌ مرصوص». که الله در موردش می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/ ۴) خداوند کسانی را دوست میدارد که در راهِ او بهصورتِ صفی [واحد] میجنگند، گویی بنایی استوار و نفوذناپذیرند.
زمان آن رسیده است که منهجهای تفرقهافکن و تکفیری منتسب به اهل سنت وشیعیان انگلیسی را به دور بریزیم و بر گرد پرچم توحید و مقاومت جمع شویم.
ای اهلسنت و شیعیان مجاهد سراسر دنیا، بیایید دست در دست هم، ریشهی حکامِ خائن و اشغالگران غربی را از ریشه برکنیم. عزت ما در گروی نبرد مشترک علیه صهیونیسم و آمریکاست. این وعدهی تخلفناپذیرِ الهی است که حق بر باطل پیروز خواهد شد چنانچه می فرماید: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء/ ۸۱) و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ همانا باطل همواره نابودشدنی است.
همکاری نظامی روسیه با دارالاسلام ایران بر علیه ” جبهه” ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونیستی از نگاه شریعت الله
به قلم: ابوبکر الخراسانی
زمانی که جهاد بر علیه کفار محارب و اشغالگر شوروی در افغانستان شروع شد جبهه ی مجاهدین انصار و مهاجرین از امکانات نظامی آمریکا و دولتهای مزدور خلیج بر علیه کفار اشغالگر شوروی استفاده می کردند تا اینکه در نهایت و پس از طی مراحلی امارت اسلامی افغانستان به رهبری عمر سوم رحمه الله شکل گرفت.
رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان حاکم دارالاسلام مدینه نیز از کفار یهودی اطراف مدینه و کفار نصرانی نجران و کفار مجوس الاحساء و کفار مشرک(=سکولار) بنی ضمره و بنی خزانه و… بر علیه کفار سکولار قریش استفاده کرد.
پس استفاده از کفار توسط دارالاسلام و جماعت مستقل مومنین بر علیه جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی مبنای شرعی دارد هر چند در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی هزاران مسلمان زاده نیز وجود داشته باشند، همچنانکه در جبهه ی مغول های سکولار و در جبهه ی شوروی های سکولار در افغانستان و در جبهه ی آمریکا و ناتو در سوریه هزاران مسلمان زاده چون جولانی و باندش و نجیب الله و باندش وجود داشته باشند.
در جنگ چند دهه ی گذشته ی دارالاسلام مستقل ایران با کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیستی، دارالاسلام ایران از کفار مختلف منطقه ای و جهانی سود برده است.
در این راستاست که هم اکنون و بعد از ۲۷ روز از جنگ رمضان ۱۴۰۴ش وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که مسکو دارای توافق همکاری نظامی-فنی با ایران است که در چارچوب این توافق، روسیه تجهیزات و محصولات نظامی در اختیار ایران قرار داده است.
موضوع همکاریهای نظامی میان دارالاسلام مستقل ایران با خر دارالکفری بر علیه دارالکفر های اصلی آمریکا و صهیونیستها و دارالکفر های طاری تولید شده توسط غلامان مزدور آمریکا و غرب در سرزمینهای اسلامی، امری زیرکانه و دیپلماسی شرعی جهت کاستن از تعداد دشمنان و تمرکز بر دشمنان اصلی و استفاده از نیروی کفار بر علیه کفار اصلی و مرتدین داخلی است.
جهان اسلام امسال عید فطر متفاوتی نسبت به سالهای گذشته شاهد بود، چرا که شاهد حملهای جنایتکارانه جدید از سوی اسرائیلیها و آمریکاییها علیه ایران بودیم، کشوری که به عنوان رکن مهمی در جهان اسلام شناخته میشود، کشوری که همواره در خط مقدم مدافعان امت اسلامی در برابر تجاوز ظالمانه بوده است، به ویژه آنچه که مردم مظلوم فلسطین متحمل میشوند.
این کشور با فدا کردن پاکترین و گرانبهاترین خونها، به ویژه در دو جنگ مستقیم رو در رو، صداقت خود را در پیروی از این مسیر اثبات کرده است.
اما امروز زمان آن رسیده است که ما مسلمانان به کلام خداوند متعال در قرآن کریم بازگردیم: ﴿فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾.
خداوند تبارک و تعالی به صراحت مسلمانان را از سپردن امور خود به کافران نهی کرده و ما را امر کرده است که امید خود را به دشمنان خدا و رسولش در این زمینه نبندیم.
ما که به عنوان یک تمدن اسلامی ریشهدار و جهانی متحد و منسجم با اسلام به عنوان اساس و قرآن به عنوان مرجع هستیم، باید با ایستادن محکم و قاطع روی پای خود، آینده و سعادت نسلهای آیندهمان را تضمین کنیم.
ای برادران مسلمان! ما اصلاً برای تضمین امنیت منطقهمان به کشوری که هزاران کیلومتر از ما دور است نیاز نداریم.
ما به کشوری نیاز نداریم که ــ طبق اظهارات خودش ــ کشورهای اسلامی را به عنوان گاو شیرده میبیند.
و به کشوری نیاز نداریم که امنیت و منافع اسرائیل را اولویت اول و آخر خود قرار داده و سپس بقیه کشورها را در راه آن قربانی میکند.
و به کشوری نیاز نداریم که مسلمانان را موجوداتی بیارزش میداند و در آنها فقط ثروتها، نفت و گاز زمینشان را میبیند.
آمریکا و پایگاههایش در منطقه چه خیری برای شما آوردهاند؟
اگر امروز مورد حمله ارتش رژیم صهیونیستی قرار بگیرید، آیا آمریکاییها حتی یک گلوله برای دفاع از شما شلیک خواهند کرد؟
ما همه مسلمانان هنوز خوب به یاد داریم که چگونه ائتلافهای ظاهری و ضعیف از یک سو و فقدان نیروی پشتیبان با عمق استراتژیک و استقلال تسلیحاتی از سوی دیگر، باعث شکست اعراب در جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ شد.
اما امروز، ایران با وفاداری به این وعده صادق و شکستن تصویر توهمی عدم قابلیت شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی، رویایی را که سالها در ذهن مسلمانان بود محقق کرده است.
از این رو، منطق عقلانیت سیاسی ایجاب میکند که در سایه نظامی که در منطقه شکل میگیرد، به دنبال ایجاد اتحادی امنیتی جامع باشیم.
ما باید برای تضمین امنیت خود متحد شویم و به پیمانی برای امنیت جمعی برسیم که اسلام و قرآن مرجع، محور و پایهای مستحکم آن باشد.
چگونه ممکن است ائتلاف بین کشورهای مسلمان و یک کشور مستکبر کافر آسانتر از اتحاد مسلمانان با یکدیگر باشد؟
دوری از قرآن کریم و تعالیم آن ریشه مصائبی است که امروز بر جهان اسلام وارد شده است.
جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را برای ایجاد اتحادی امنیتی و نظامی در منطقه با همسایگان عزیزمان اعلام میکند، بدون حضور ایالات متحده آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی.
و فراموش نکنیم سخن خداوند متعال در کتاب محکمش که فرمود: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾
نیاز مبرم به بازگشت به میراث شیخ اسامه و وحدت در برابرآزمایش جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی –صهیونی بر دارالاسلام ایران
به قلم: خالد سیف الله المسلول
در این پیامی که دعوت به بازگشت به عزت اصیل اسلامی است خطاب به برادران مجاهد اهل سنت و جماعتی است که بلا استثناء همگی راه جهادی الشیخ اسامه بن لادن را به عنوان مسیری صحیح در جهاد و دشمن شناسی و تمرکز بر دشمن اصلی قبول دارند.
همه می دانیم که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله با اتحاد با تمام مسلمین و حتی با دعوت مجاهدین عراق به اتحاد با بعثی های عراق در جهاد با کفار اشغالگر و محارب خارجی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را دشمنان اصلی مومنین جهان معرفی می کرد و در این میان از آمریکا تحت عنوان «سرافعی» نام می برد که بایستی بر تمرکز جنگ و جهاد با آن اصرار و تاکید داشت.
هم اکنون آمریکا و صهیونیستها متحداً و با کمک طاغوتهای عرب و غرب کافر محارب به دارالاسلام ایران حمله آورده اند؛ یعنی دشمن با پای خود وارد سرزمین مسلمین شده است و برای هر اهل غیرتی شایسته نیست اگر دشمن با پای خودش وارد خانه اش شده باشد با پای خودش و سالم از خانه اش خارج شود.
با آنکه هم اکنون جنگ هوائی در جریان است و جنگی زمینی با این کفار محارب و داشغالگر خارجی و مرتدین داخلی در دسترس نیست اما زمزمه هائی شنیده می شود که این کفار قصد ورود زمینی به دارالاسلام ایران را نیز دارند و ضروریست که مومنین اهل دعوت و جهاد و «هسته های خفته»ی جهادی اهل سنت و جماعت خود را برای هر کمکی که در این جهاد می توانند در دفاع از دارالاسلام ایران و ضربه زدن به آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی انجام دهند آماده کنند.
این پیامی ساده و روشن است و خطاب به مومنین اهل دعوت و جهاد و «هسته های خفته»ی جهادی میان اهل ستا و جماعت باید بگوئیم اگر خواهان بازگشت عزت به امت اسلامی در سرزمینهای اسلامی هستید، باید به همان راهی بازگردید که شیخ مجاهد، اسامه بن لادن (تقبلهالله) ترسیم کرده بود. سیره و منهج او، جهاد علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و دفاع از مظلومین از میان تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی بود، نه غرق شدن در تفرقه و مشغول کردن مسلمین به مسلمین به بهانههای واهی. عزت امت در وحدت صفوف و هدفگیری دشمن اصلی (آمریکا«سرافعی» و صهیونیستها) نهفته است، نه در تفرق میان مسلمین و شاد کردن دشمنان خارجی و داخلی.
زمان آن فرا رسیده است که صفوف مجاهدین از «منهج بسته بندی شده و وارداتی مفتی های ساکن د ردارالکفرهای اصلی و طاری» و فریب خورده های داخلی این تفکرات آلوده پاکسازی شود. این دیدگاههای تنگنظرانه، به جای آنکه شمشیر را به سوی کفار حربی بگیرد، آن را به گلوی امت اسلام آشنا کرده است. شما باید خود را از این تفکر که به راحتی آب خوردن، مسلمانان را به بهانه های مسائل فقهی خاص مذاهب اسلامی و تاویلات این مذاهب و تفاسیر «غیر خودی» میخواند، مبرا کنید. این همان غلوی است که شیخ اسامه در زمان حیاتش سعی داشت از آن پرهیز کند و بر منهج وسیع اهل سنت باقی بماند.
به یاد بیاورید که الشیخ اسامه بن لادن به امارت اسلامی افغانستان با چنان تفکراتی بیعت داد، آیا هرگز دیده اید که حتی یک نقد ساده به تفکرات موجود در میان حنفی های افغان و پاکستان ارائه دهد؟ مگر این مسلمین دارای انحرافات و بدعتهای وسیع فکری و عملی نبوده و نیستند؟ آیا فکر کرده اید چرا الشیخ اسامه چیزی نگفت؟
آیا جائی شنیده یا دیده اید که الشیخ اسامه بن لادن بر علیه دارالاسلام ایران و منافع آن فتوائی صادر کند در حالی که بر علیه سران تمام سرزمینهای اسلامی که خائن و مرتد هستند فتوا صادر کرده است؟
منهجِ راستین، پیروی از «اهل سنت و جماعت» و احترام به اجتهاد مذاهب اسلامی است. اسلام جهادی، اسلامی است که در آن «حرکت به سوی شورا و اجماع واحد» مایهی حرکت روبه جلو افراد و جماعتها باشد. هیچ کجای قرآن و سنت نبوی و آراء ائمهی بزرگ سلف، مجوزی برای تکفیر نابجای مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین به دلیل تفاوت در فهم مسائل فرعی و رها کردن کفار محارب خارجی و یا بازکردن جبهات انحرافی در چنین شرایطی صادر نشده است.
ای برادران اهل دعوت و جهاد، اگر میخواهید بزرگترین ضربات را به بزرگترین دشمنان خود وارد کنیم و باذن الله روزی دوباره در قدس و سرزمین وحی پرچم اسلام به اهتزاز درآید، در همین مسیر وحدت گرایانه و اتحاد طلب شیخ اسامه بن لادن تقبله الله در حرکت باشید و خود را برای جنگ بزرگ با کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین همسو با آنها آماده کنید.
در مسائل داخلی میان اهل قبله نیز با گذشت، رحمت و حکمت، قلوب مسلمین را فتح کنید، نه با دامن زدن به تفرق و اختلافات قابل چشم پوشی فقهی و ارعاب. راه نجات، بازگشت به اتحاد و تمرکز بر دشمنان کافر محارب خارجی و منهج وسیع اهل سنت است که در آن شمشیرها تنها علیه کفار محارب و متجاوزان به بلاد مسلمین از نیام کشیده میشود.
فریاد وحدت از جبهههای یمن تا آزادی حرمین شریفین و تمرکز جهاد بر آمریکا و صهیونیستها و مزدوران محلی آنها
به قلم: صلاح الدین مجاهد
الله تعالی می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آلعمران/ ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
ای برادران مجاهد در صفوف القاعده در جزیره العرب، ای کسانی که جان بر کف گرفتهاید، مگر نه این است که آرزوی قلبی شما، نصرت دین خدا و تحکیم قانون شریعت الهی بر روی زمین است؟ مگر نه این است که برای عزت امت اسلام بپا خاستهاید؟ آگاه باشید که شریعت الله، بر پایهی عدل و برادری بنا شده است. پیروزی و «تمکین» در زمین، هرگز با تفرقه و جنگ با برادر مسلمانی که در جبهه ی جنگ با آمریکا و صهیونیستهاست به دست نمیآید.
دشمن واقعی شما نه آن مسلمان شافعی است و نه آن برادر زیدی؛ بلکه دشمن حقیقی، آمریکای جنایتکار یا همان «سر افعی» و مزدوران منطقهای آنها یعنی حکام مرتد آلسعود و دیگر شیوخ خلیجی هستند که ثروتهای مسلمین را به پای صهیونیسم میریزند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا . مؤمن برای مؤمن مانند بنایی است که اجزای آن یکدیگر را مستحکم میکنند.
امروز زمان آن است که تفنگهای خود را به سمت طواغیتهای ریاض و امارات متحده عربی و بحرین و شرکای آنها نشانه روید، نه به سمت برادران همسنگر خود که در جبهه ی جنگ با آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها هستند.
به همین یمن نگاه کنید، چگونه برادران شافعی و زیدی در یک سنگر واحد، در برابر مدرنترین سلاحهای آمریکا و مرتدین همسو با آنها ایستادگی کردند؟ آنها نشان دادند که اگر «وحدت» باشد، ایمان بر تکنولوژی آمریکا و پول آلسعود پیروز خواهد شد. این مدل موفق را سرلوحهی کار خود قرار دهید و با تمام جریانات ضد آمریکائی – صهیونیستی متحد شوید.
سرزمین وحی، قلب تپندهی جهان اسلام، امروز در اسارت کسانی است که قبلهی اول مسلمین را فدای خوشخدمتی به کفار سکولار صهیونیست کردهاند و نجات مکه و مدینه از لوث وجود آمریکاییها و حکام خائن، وظیفهی شرعی هر مجاهدی است. باید همت کنید و با اتحاد، یک حکومت واحد اسلامی در بلاد حرمین بنا کنید تا مسلمانان سرزمین وحی از یوغ استعمار قدیم و نوین آمریکا و غربی ها رها شوند.
ای برادران، اگر از تفرقه و تکفیر دست بشویید و صفوف خود را بنیان مرصوص سازید، نصرت الهی حتمی است چنانچه الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/ ۷) ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.