در این میدان مبارزه ی حق طلبی دارالاسلام ایران در کجا ایستاده ای؟

در این میدان مبارزه ی حق طلبی دارالاسلام ایران در کجا ایستاده ای؟

به قلم: ابوبکر بوکانی هیق

الله متعال می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/۶۰) برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( نظامی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

در اینجا با آنکه دشمنان الله و مومنین از این آمادگی نظامی مومنین و دارالاسلام می ترسند و قطعاً به هر شیوه ای که از دستشان بر بیاید می خواهند مانع از این پیشرفت و آمادگی شوند اما برای مومنین این یک وظیفه شرعی و از لحاظ عقلی هم یک حق واضح آنهاست.

چگونه دشمنان از تمام این آمادگی ها برخوردارند و برایشان خوب است و به آن هم افتخار می کنند و دیگران را با این آمادگی ها می ترسانند، اما اگر یک مسلمان به این آمادگی ها دست پیدا کند بد است و باید جلو آن گرفته شود؟  

پس زمانی که دارالاسلام ایران پای حرف خودش که حرف حقی است که در سرنوشت دنیا و آخرت میلیونها مسلمان هم تاثیر دارد، می ایستد، باید هر مومنی که به امنیت و عزت خود در دنیا و قیامت اهمیت می دهد از آن حمایت و پشتیبانی کند.

دارالاسلام ایران در برابر آمریکا و سایر کفار متحد با آن، با صراحت خواست و حقش را بیان کرده و موضع حقی را انتخاب کرده است و تمام مومنین با هر مذهب و تفسیری که دارند به خاطر الله و مصالح دین الله و حرکت در مسیر اتحاد اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی نباید چنین موقعیت حساسی را نادیده بگیرند.

امروزه واضح دستهائی را می بینیم که در جبهه ی جنگ روانی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران و سایر مومنین مجاهد دنیا قرار گرفته اند و مستمر اخبار تهدیدات توخالی این دشمنان آشکار اسلام و مسلمین را نشر می دهند، این جبهه ای که تشکیل شده است تنها دارالاسلام ایران و تشیع را هدف نگرفته است بلکه با اصل قانون شریعت الله و با هر گونه حکومتی که مجری قانون شریعت الله باشد دشمنی دارد چه از نوع حنفیت امارت اسلامی باشد، چه از نوع شافعی سومالی، چه از نوع شافعی – زیدی یمن، چه از نوع نجدی دوله، چه از نوع مالکی لیبی و چه از نوع جعفری ایران. اینها با اصل قوانین شریعت الله و حکومت اسلامی مشکل دارند نه فقط با مذهبی خاص.

در چنین حالتی واضح است که مساله ی اسلام و مصالح اسلامی و جامعه ی اسلامی مطرح است، و  در صورت توانائی حتی سکوت هم نوعی خیانت محسوب می شود، و باید قاطعانه و بدون ترس از سرزنش سرزنش گران موضع خود را بیان کرد.

قانون شریعت الله و تجربیات خود ما به ما می گویند که عوام زدگی یک آفت است و هر گاه حق با استدلال شرعی به میدان می آید هیچ سخن باطلی در برابر آن تحمل پهلو زدن و مقاومت نخواهد داشت. پس با تحمل سختی های امر دعوت باید به آینده خود در دنیا و قیامت یقین داشت.

 اگر می بینید که ما امروزه به انواع بیماری های ناشی از تفرق گرفتار و آلوده شده ایم و در برخى زمينه‌ها نیز دچار مصيبت هستيم، به دلیل انحراف از شریعت الله و حق طلبی و تنفر نابجای از مومنینی است که در فلان مساله ی فقهی اختلافاتی با ما دارند.  

هم اکنون دارالاسلام ایران در نبرد با جبهه ی آمریکا – ناتو و رژیم صهیونیستی و مزدوران محلی آنها از اهداف و حقوق اسلامی و هویت اسلامیِ ملت خودش و از سربلندی اسلام و مسلمینی که شایسته‌ی سربلندی هستند، دفاع می‌کند و قصد دارد در این نبرد عقب نشینی نکند.

جبهه ی شما در این میدان کدام است؟ در کجا ایستاده ای؟

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت پنجم

استاد حسن البناء تقبله الله

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت پنجم

✒️به قلم: محمد صدیق دهواری

ولی آنچه درباره زمان آغاز فعالیت اخوان المسلمین در ایران می‌توان گفت، این است: پس از آغاز جنگ عراق علیه ایران و پیش از  ورود اعضای اخوان عراقی؛ماموستا ناصر سبحانی فعالیت های دعوی خویش را آغاز کرده بود؛ گرچه نام اخوان المسلمین بر آن ننهاده بود.

?این بخش از تاریخ اخوان در گفتگو با یاران و پیشکسوتان جماعت؛ همچون منصور سلیمی و هدایت و غفوری و دیگران در حال تدوین است.

 امید آن که زودتر این بخش از سوی افرادی که این کار را آغاز کرده اند به سرانجام برسد.

?گرچه در مباحث مختلف این نوشتار به آن پرداخته‌شده است، در جای‌جای مناطق مختلف کشور برخی در خارج و برخی در داخل با مطالعه کتاب‌های اخوان المسلمین با اصول فکری و اندیشه اخوان آشنایی کامل پیدا کرده و برخی از افراد نیز بر همان اساس فعالیت‌هایی را آغاز کرده بودند.

 در نقل قولی از منصور سلیمی آمده است که ایشان فرموده‌اند: «پیش از آمدن برادران عراقی ما پس از خواندن کتاب «ما چه می‌گوییم» اثر شهید سید قطب، هسته اولیه اخوان را تشکیل داده بودیم»

البته با بررسی ابعاد مختلف زندگی ماموستا ناصر سبحانی نیز این روند مشاهده می‌شود که ایشان پس از دگرگونی فکری و اندیشه‌ای از صوفی مبایع با شیخ عثمان نقشبندی از افکار و اندیشه‌های امام ابولاعلی مودودی  با مطالعه کتاب مصطلحات اربعه که دران مفاهیم الله؛ رب؛ عبادت؛ دین بیان‌شده در کنار دو کتاب دیگر اصول دعوت دکتر عبدالکریم زیدان و مفردات راغب اصفهانی متأثر و یک شخصیت قرآنی و توحیدی می‌شود که نجات جامعه و افراد را در تمسک به قرآن عنوان می‌کند و از یک صوفی به قرآن‌پژوهشی تمایل پیدا می‌کنند و جامعه را به قرآن و سنت دعوت می‌دهد.

? ناصر سبحانی در دوران خدمت سربازی با مطالعات وسیع و گسترده با فکر و اندیشه اخوان المسلمین آشنا گشته و برهمان اساس و منهج در سال ۱۳۵۷ ه.ش به برگزاری حلقه و اسوه تربیتی به روش دعوت فردی می‌پردازد؛ که در حلقه تربیتی ایشان شخصیت‌های بزرگوار حیدر ضیائی، منصور سلیمی، فخرالدینی حضور پیدا می‌کنند که در سال ۱۳۵۹ ه.ش پس از آغاز جنگ عراق علیه ایران دکتر عمر عبدالعزیز وجمعی  از اعضای اخوان از کردستان عراق وارد ایران می‌شود که پس از ارائه گزارش فعالیت‌ها  و دیدار هایی  عمر عبدالعزیز نیز تصریح می‌کند ما نیز در عراق بر اساس اندیشه و فکر اخوان به تربیت افراد می‌پردازیم و از این‌پس اعضای اخوان عراق  باهم توافق و فعالیت‌های خود را منسجم و حرکت خود را اخوان المسلمین نام‌گذاری می‌کنند که بعدها در سال ۱۳۶۱ ه.ش نیز استاد صلاح‌الدین محمد بها الدین به ایران ورود پیدا می‌کند.

در واقع در مدت دوسال پیش از ورود استاد عمر عبدالعزیز و گذشت چهار سال تا ورود استاد صلاح الدین محمد بهاء الدین،  ناصر سبحانی رهبری فکری جماعت را بر دوش گرفته و پس از آن امور اجرائی به استاد صلاح‌الدین سپرده می‌شود و این‌چنین ارتباط تشکیلات بعدها  از طریق استاد محمد احمد الراشد با اخوان عالمی و مکتب ارشاد برقرار می‌شود.

ادامه خواندن بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت پنجم

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت چهارم

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت چهارم

✒️به قلم: محمد صدیق دهواری

ورود اخوان المسلمین به ایران

?جنبش  اخوان در زمان حسن البناء در بیرون از مرزهای جغرافیائی مصر فعالیت‌های خود را آغاز کرد. از آن جمله، در فلسطین، سوریه، عراق و سودان، عربستان سعودی، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس فعالیت‌های اخوان گسترش یافت.

 البته بعدها با یورش اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و علی‌رغم وجود جماعت اسلامی که به‌وسیله ابوالاعلی مودودی پایه‌ریزی شده بود با استقرار بسیاری از مؤسسات خود در پیشاور و بسیج اساتید و تدریس در مراکز دانشگاهی پاکستان خدمات ارزنده‌ای به مجاهدین افغانستان ارائه داد.

برخی از طلاب کرد ایرانی که در کردستان عراق تحصیل می‌کردند از اندیشه و تفکر اخوانی متأثر شده بودند، ولی با این‌حال کار تشکیلاتی را در داخل ایران آغاز نکرده بودند به زندگی عادی و علمی خود می پرداختند واخوان المسلمین تمایلی به کار تشکیلاتی در ایران  نداشت.

?درحالی‌که هم در کردستان؛ هم در بلوچستان شخصیت‌های متأثر از تفکر و اندیشه اخوانی وجود داشت و حتی افرادی از هردو منطقه در محل تحصیل خود در بیرون از ایران با اساتید اخوانی خود بیعت کرده بودند.

 ولی چرا اخوان به لحاظ تشکیلاتی در این منطقه ورود پیدا نکرد، پرسشی است که هنوز پاسخی دقیقی برای آن یافت نشده است.

این در حالی است همین پرسش نسبت به جماعت اسلامی که توسط ابولاعلی مودودی در پاکستان تشکیل شد و در کشورهای شبه‌قاره هند، همچون پاکستان، هند و بنگلادش فعالیت دارد پیش می‌آید، باوجود کسانی متأثر از اندیشه مودودی  چرا این جماعت در بلوچستان ایران پیش و پس‌از انقلاب اسلامی کار تشکیلاتی و حزبی انجام نداده و نمی‌دهد.

?درحالی‌که جماعت اسلامی در بلوچستان پاکستان‌یکی از نیرومندترین احزاب اسلامی شمرده می‌شود و مولوی عبد الحق بلوچ  امیر پیشین جماعت اسلامی در بلوچستان به مجلس این کشور در انتخابات از حوزه تربت راه‌یافته بود و هم اکنون نیز رهبری  موج جدید اعتراضات مردم بلوچستان را در گوادر مسولان جماعت اسلامی برعهده دارند.

??البته در این نوشتار از شرایط ظهور جماعت اخوان المسلمین در مصر، مراحل و روش کار دعوی، تشکیلاتی پرهیز شده و سعی بر آن شده، جماعت اخوان المسلمین در بلوچستان بیشتر مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.

?با وجود حضور اخوان در عراق و اطلاع از حضور اهل سنت در ایران از حضور تشکیلاتی ومنسجم اخوان المسلمین تا سال ۱۳۵۹ ه.ش یعنی گذشت ۵۲ سال از  زمان تاسیس اخوان درمناطق اهل سنت  ایران خبری نیست.

فعالیت در کردستان

ادامه خواندن بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت چهارم

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت سوم

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت سوم

✒️به قلم: محمد صدیق دهواری

?تحسین یاسین حسن از دعوتگران عراقی اخوان در این کلاس‌ها به‌خوبی توانست با انور دهواری که پیش‌تر با جنبش اخوان المسلمین آشنایی کاملی داشت و خود در شهرستان سراوان دارای کتاب‌فروشی بود، ارتباط برقرار کرده و سنگ بنای تشکیلات اخوان المسلمین بلوچستان ایران با همفکری و همراهی این دو؛ از اینجا آغاز گردید.

 ♦️ بعد از آن مهندس جمال از عراق و مرحوم جلال حق‌شناس رحمه‌الله از کردستان ایران در زاهدان حضور پیدا کردند و کار تشکیلاتی جماعت اخوان المسلمین را با همفکری خویش با همکاری انور دهواری ادامه دادند.

 ?گرچه در ایرانشهر نیز با فارغ‌التحصیلی عبدالمنعم اریش از دانشگاه مدینه و بازگشت به کشور فعالیت‌های تحت عنوان اخوان المسلمین آغازشده بود- در حالی که با شاخه اصلی اخوان المسلمین ایران که زیر نظر اخوان عراق فعالیت می کرد ارتباط نداشت-

 ?در سال ۱۳۶۸ه.ش با خروج تحسین یاسین حسن و عبدالمنعم اریش از کشور با هماهنگی انور دهواری و واحد بخش لشکر زهی دو گروه باهم ادغام شدند و به فعالیت‌های خود استمرار بخشیدند.

بااین‌حال تنها جماعتی که مورد تائید اخوان المسلمین بوده، جماعت اسلامی است. در شبه‌قاره هند (در کشورهای پاکستان، هند، بنگلادش) با فعال بودن جماعت اسلامی، اخوان المسلمین کار تشکیلاتی و تنظیمی برای شهروندان این کشورها انجام نمی‌دهد.

?در سال ۱۳۷۳ ه.ش. استاد محمد احمدالراشد رابط تشکیلات اخوان المسلمین ایران با مکتب ارشاد اخوان عالمی به واحد بخش لشکر زهی امیر اخوان المسلمین بلوچستان ایران دستور می‌دهد که جماعت اخوان المسلمین را در بلوچستان پاکستان راه‌اندازی نماید به دنبال آن در تابستان همان سال ایشان همراه انور دهواری سفری را به کویته مرکز بلوچستان پاکستان انجام دادند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت دوم

شیخ انور دهواری از سابقین بالخیرات جریان اخوان المسلمین و بیداری اسلامی در بلوچستان

بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت دوم

✒️به قلم: محمد صدیق دهواری

?اسلام از همان سده آغازین وارد بلوچستان شد و همه نقاط این سرزمین پهناور زیر چتر اسلام، این آئین الهی قرار گرفت، به‌طوری‌که بخشی از هویت  قوم بلوچ گردید.

?در سده‌های پیشین بلوچ‌ها باوجود مسلمان بودن از برخی اصول اسلامی به دور بوده‌اند. ولی در حال حاضر صدها روحانی، در قالب نمادهای اسلامی اعم از نیروی انسانی، مسجد و مراکز فرهنگی و دینی کوشش وسیع و گسترده‌ای برای اسلامی نمودن جامعه مبذول داشتند و اسلام را به دورترین روستاها رساندند و مردم را با اصول و روش شریعت اسلامی آشنا ساختند.

♦️بنای مساجد کهن همچون مسجد دزک در سراوان، مقابر و زیارتگاه‌های عارفان در مناطق مختلف بلوچستان_ گرچه از سرنوشت وزندگانی آنان اطلاعات دقیقی در دست نباشد_ اسناد خطی اعم ار نکاح نامه، شجره‌نامه، معاملات، کتاب‌های دست‌نویس و از همه با ارزش‌تر قرآن‌های دست‌نویس در کنار رواج شعر در جامعه بلوچستان نشان‌دهنده دیرینگی فرهنگی و مذهبی بلوچستان و با محوریت و گرایش تصوف و عرفان دارد.

?بلوچ با حفظ آیین‌ها و سنن فرهنگ بومی و اندیشه‌های قومی، اسلام را در جامعه خود حفظ نمود. نحله‌های فکری و تفکرات و اندیشه‌ها باوجود دوری جغرافیایی، به بلوچستان ورود پیدا کرد.

تغییرات اجتماعی در جامعه بلوچستان رو به افزایش است. با وجودی که بلوچستان به نسبت نقش و تاثیری که در تاریخ و فرهنگ ایران داشته، مطالعات اندکی درباره آن صورت گرفته است. در عمده پژوهش‌های صورت گرفته به بافت سنتی؛ قبیله‌ای، وضعیت جغرافیائی منطقه پرداخته‌شده است.

آنچه امروز درباره زندگی و بافت اجتماعی این منطقه نوشته‌شده درباره شیوه زندگی سنتی است؛ ولی کمتر درباره جریان‌های اسلامی ظهور یافته در این سرزمین گفته و نوشته‌شده است.

 ?ظهور بنیادگرائی اسلامی در دهه‌های اخیر نیز توجه پژوهشگران را برای ریشه‌یابی این پدیده نوظهور در بلوچستان جلب نکرده و اگر چنانچه پژوهشی صورت گرفته است در دسترس پژوهشگران و عموم نیست.

ادامه خواندن بیداری اسلامی معاصر و جنبش اخوان المسلمین در بلوچستان از طلوع تا غروب (تاریخ شفاهی بلوچستان) قسمت دوم

مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان تصویر امروزین سخنان عُـتـبـه بن غَـزوان

مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان تصویر امروزین سخنان عُـتـبـه بن غَـزوان

ارائه دهنده: محسن صادقی/سقز

  عُـتـبـه بن غَـزوان رضی الله عنه از سابقین اول بود و هفتمین نفری بود که اسلام آورد و جزو مهاجرین اولیه به حبشه  و سپس به مدینه بود و تیرانداز ماهری نیز بود، کنیه اش ابوعبدالله و ابوغزوان بود [۵۱۳۵ مستدرک حاکم] 

وقتی در حبشه بود ، غم و پریشانی اش برای پیامبر صلی الله علیه وسلم زود باعث شد به مکه برگردد و سپس به مدینه هجرت کرد و در تمام جنگها شرکت فعال داشت.

عمر بن خطاب (رضی الله عنه) برای آزاد سازی شهر ابله که تا آنوقت ساسانیانی بودند که آن را به محلی برای حمله به مسلمانان تبدیل کرده بودند ، تصمیم میگرفت … چون مسلمانان بیشترشان در جهاد به سر میبردند و در مدینه جز تعداد اندکی در اطراف خلیفه نمانده بود ..

در نتیجه عمر فاروق (رض) باید فرمانده ای زیرک و باتجربه انتخاب کند . چندی نگذشت فریاد براورد: یافتم ، بله یافتم ، به بستر خواب رفت وبه خود میگفت: مجاهدی است که  بدر احد خندق و دیگر غزوه ها را دیده است و شمشیری او را نگزید و تیرش به خطا نرفت و هفتمین نفری بود بر این کره خاکی به اسلام پیوست

فردا دستور داد عتبه بن غزوان رضى الله عنه را برایش صدا زنند  و فرماندهی سیصد وچند نفر را به او داد و گفت: زینهار! در مورد موضوع ولایت خود ازخدا بترس ، نفس و هوا تورا به تکبر و خودخواهی نخواند که آخرتت را هدر دهد ، تو گمراه بودی خداوند تو را هدایت داد و حالا فرمانروا شده ای [۳۱۵/۱ استيعاب ابن عبدالبر] 

عتبه در صف اخر سپاهش به زنان پرچمهایی داد و گفت: وقتی دو سپاه بهم رسیدند گرد وخاک به راه اندازید . همین که به ابـلـه  رسیدند سرزبازان فارس به پرچمهای برافراشته نگاه کردند ودیدند که پشت سر آنها گرد وخاک بلند شده به خود گفتند; اینها پیشقراول هستند، پشت سرشان حتما سپاهی انبوه است، آنگاه ترس و اضطراب وجودشان را گرفت و فرار کردند

عتبه بن غزوان (رض)  بدین ترتیب بدون اینکه حتی یکنفر را به کشتن دهد ابله را تسخیر کرد و به غنایم بیشماری دست یافتند که هرگز ندیده بودند .. عتبه ترسید که یارانش به خوشگذرانی عادت کنند لذا به ساختن شهر بـصـره اقدام کرد.

عتبه که دید یارانش در رفاه هستند لذا آنها را درمسجد جمع کرد و گفت: دنیا فناپذیریِ خود را به ما هشدار داد شما از این دنیا به خانه ای که هرگز ازبین نمیرود درحال انتقال هستید پس با بهترین زاد و توشه حرکت کنید، سنگی از لبه ی دوزخ به داخل آن انداخته میشود و هفتاد سال در ان پایین میرود و به قعر آن نمیرسد و به خدا قسم! از گناهکاران پر میشود و به ما گفته شده که : فاصله دو درِ بهشت، مسیر چهل سال راه است و روزی می آید که بهشت پر می شود. 

ما با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودیم و جز برگ درخت، خوراکی نداشتیم به گونه ای کناره دهانمان زخمی میشد ، لباسی یافتم و آن را به دونصف تقسیم کردم و نصفش را به  سعد بن مالک دادم و هردو عورتمان را پوشاندیم در حالیکه امروز هرکدام ازما امیر شهری هستیم ، من از  تکبـر کردن به خدا پناه میبرم  [صحیح مسلم ۲۹۶۷ کتاب زهد]

تاثیرات مستقیم بیداری و بصیرت اسلامی بر زندگی اجتماعی و حکومتی و… ما

تاثیرات مستقیم بیداری و بصیرت اسلامی بر زندگی اجتماعی و حکومتی و…  ما

به قلم: مسعود سنه ای

این روزها که مسلمین در جنگ روانی و مسلحانه ی بی سابقه ای با کفار سکولار جهانی قرار گرفته اند این سخن حکیمانه ی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه تداعی می کند که می گوید: وَ اِنَّ اَخَا الحَربِ لَاَرِق؛ یعنی: برادرِ جنگ، بیدار است. «لَاَرِق»؛ اَرِق یعنی بیدار؛ دائم بیدار است.

زمانی که جنگ تبلیغی و روانی دشمن از کانال احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین داخلی همیشگی است و زمانی که ملت با انواع جنگهای اقتصادی و امنیتی دست و پنجه نرم می کند و جنگ همیشگی شده است یعنی «بیداری» هم باید همیشگی باشد.

تاریخ گذشته ی مومنین و رخدادهای همین چند سال گذشته و تجربیات خودمان ثابت کرده اند که در صورت بیداری و ایستادگی در برابر تهاجمات مختلف روانی و اقتصادی و امنیتی دشمنان،  فشارها تضعیف و کم رنگ می شوند و می توان گفت دشمنان خارجی و داخلی دچار شکست می شوند، چون جنگ، جنگ اراده‌ها و عزم  راسخ است؛ هر که اراده اش قوی و عزمش بیشتر بود، او برنده است.

بیداری اسلامی و پایبند بودن به آنچه که بیداری اسلامی در اتحاد میان مسلمین و حرکت به سمت و سوی وحدت اسلامی و تمرکز بر دشمنان اصلی و پرهیز از تفرق و جنگ داخلی و … از ما می خواهد باعث قدرتمند شدن جبهه ی مومنین و تقویت دارالاسلام می شود.

دشمن شکست می خورد و فشارهای او محکوم به شکست است زمانی که ما بیدار باشیم و اتفاقاتی که در سراسر دنیا می افتد برای ما به عنوان زنگهای هشدار دهنده و بیدار باش عمل کنند. در این بیداری اسلامی هم به تعداد تمام بخشهای زندگی در برابر تهاجمات دشمنان برای مومنین سنگر وجود دارد. بیداری در این سنگرها یعنی فهم صحیح اسلام، محافظت از اتحاد و وحدت اسلامی با مسلمین و غیر مسلمینی که در این جنگ با دارالاسلام ما هم مسیر شده اند، درک وضع موجود و تمرکز بر دشمن اصلی .

ما دنبال هدفی بزرگ و شرعی هستیم، پس اگر نمی خواهیم از سوی دشمنان ضربه بخوریم باید بیداری اسلامی خود را حفظ و تقویت کنیم، ابتدا باید بدانیم که چه خطرات و کمینهائی در این مسیر رسیدن به هدف وجود دارد؟ و به دنبال آن باید راههای مقابله با این خطرات و کمینها را به کار گیریم. بی خیالی و سهل انگاری در ظوابط و قید و  بندها برای ما مساوی است با ضربه خوردن در همان جزئی که در آن سهل انگاری شده است.

مسلمین که دنبال هدفی بزرگی در آزاد سازی تمام زمین هستند در محافظت از خلافت اسلامی خلیفه ی راشد، سیدنا علی ابن ابی طالب رضی الله عنه غفلت کرده و دچار سهل انگاری شدند، همین امر باعث شد که چنان ضربه ای بخورند و بیافتند که هنوز بعد از ۱۴ قرن نتوانسته اند بلند شوند و دوباره خلافت اسلامی را به دست بیاورند.

یکی از مشکلات اساسی مسلمین در آن زمان از آنجا شروع شد که نمی دانستند به خاطر این سهل انگاری و به خاطر این خالی کردن سنگرهای خلافت چه مصیبتها و مشکلات و شکستها و ذلتهائی در انتظار آنهاست  و خود را برای جلوگیری از این مفاسد آماده نکردند.

امروزه بیداری و آگاهی بر این مورد به عنوان مثال و کسب آمادگی های لازم و انجام پیشگیری های لازم می تواند ما را در محافظت از دارالاسلام و د ستاوردهای آن و ارتقای آن به حکومت اسلامی بر اساس منهج رسول الله صلی  الله علیه وسلم یاری دهد.

 تمام تلاش دشمن است است که کاری کند ما و ملت ما در این زمینه و سایر زمینه ها  به چنین بیداری و بصيرتی نرسیم.

سوء تفاهیم مرزی مرز میلک بین ایران و افغانستان به ما گفت: از دوستان جاهل هم غافل نمانیم

سوء تفاهیم مرزی مرز میلک بین ایران و افغانستان به ما گفت: از دوستان جاهل هم غافل نمانیم

به قلم: ابوبکر  الخراسانی

عده  ای اگر بخواهند حتی واضح ترین واقعیتها را هم انکار می کنند. در اتفاقی  که دیروز در مرز میلک بین دو حکومت  اسلامی ایران و افغانستان رخ داد که به  گفته ی ذبیح الله مجاهد ناشی از سوء  تفاهمی  جزئی بود گفت:” امروز در منطقه سرحدی ولسوالی کنگ ولایت نیمروز بین نیروهای مرزبان افغان و ایران به سطح محلی سوء تفاهم رخ داده بود، که اکنون با تفاهم هر دو جانب وضعیت کنترول شده است. برای جلوگیری و تحقیق این سوء تفاهم، مسئولان امارت اسلامی هدایت لازم داده اند.”

عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت امور خارجه امارت اسلامی هم توییت کرده که این درگیری با مداخله مسئولان مرزی پایان یافته و “تلاش خواهد شد در آینده بار دیگر چنین حادثه‌ای اتفاق نیافتد”.

در برابر ،دیدیم که تمام رسانه های کفار سکولار جهانی و بخصوص رسانه های مرتدین سکولار منطقه ای و محلی به همراه دارودسته ی منافقین در پی بزرگنمائی این سوء  تفاهم و دامن زدن به تفرق میان مسلمین و شعله ور کردن جنگ داخلی میان مسلمین بودند. همان اتفاقی که در صدر اسلام توسط دارودسته ی  منافقین داخلی جهت ضربه زدن به حکومت مشروع  مسلمین  رخ داد.

آیا این «توطئه» ی دشمنان خارجی و داخلی نبود؟ سالهاست که اعلام می شود سکولاریسم و سکولار زده های داخلی  و مومنین جاهل در یک جبهه قرار گرفته و دشمنان دارالاسلام هستند. ذات کفار سکولارجهانی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها اقتضا می کند که با نظام اسلامی دشمن باشند اما در این وسط مومنین ضعیف الایمان و جاهل را نیز به بهانه های غیر شرعی مثل وجود پاره ای از اختلافات مذهبی و برداشتهای اجتهادی فقهی فریب داده و با خود همراه کرده و جبهه ای واحد تشکیل داده اند.

آمریکا و متحدین آن که  بیشتر از ۴۰  دهه انواع جنگهای تحمیلی نظامی و امنیتی و اقتصادی را بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده و ۲۰ سال تمام  کثیفترین جنایات را نیز در افغانستان انجام داده اند هرگز راضی  نبوده و نخواهند بود که حاکمیت کنونی مسلمین بر افغانستان با ایران متحد شده و  نزدیک شوند به همین دلیل سعی می کند با سوء استفاه از جهالت عده ای نسبت به منابع شرعی، از اتحاد این دو کشور مسلمان جلوگیری کند.   

منافع آمریکا و متحدینش با حکومتهای اسلامی ۱۸۰ در جه اختلاف دارد به  همین  دلیل جهت  رسیدن به منافعش اهل خیانت و جنگ افروزی  و سازماندهی و هدایت گروههای جاهل به  ظاهر اسلامی و تولید جنگهای داخلی و  فشار آوردن به حکومتهای اسلامی جهت  گرفتن امتیازات و یا ضربه زدن به حکومتهای اسلامی و نابودی آنهاست. این را ما بیشتر از ۴۰ سال است در سیاستهای آمریکا نسبت به ایران مشاهده می کنیم و هر اهل عقلی می داند که این طبیعت آمریکا و سایر متحدین آن برعلیه مسلمین است.

مومنین آگاه نباید نسبت به این توطئه  ها ساکت بمانند و نباید اجازه دهند که ثمره ی آنهمه مجاهدت و خونهائی که ریخته شده تا دارالاسلام شکل بگیرد به همین سادگی بازیچه ی دست این دشمنان آگاه و دوستان جاهل شود.  

وجود اختلاف در رای و یا در منافع مادی امری طبیعی بین تمام انسانهاست و ما چنین اختلافاتی را حتی در عصر نبوت هم می بینیم اما مهم این است که این اختلافات میان مسلمین از کانال مسئولین دارالاسلام و مراجع رسمی حل شود و مسلمانی حق ندارد با سرخود عمل کردن کاری انجام  دهد که ابزار دست دشمنان شود.

مومنین صادق نباید در برابر این دشمنان آگاه و دوستان جاهل ساکت بمانند، ما دارالاسلام را مفت به دست نیاورده ایم که به خاطر نقشه های دشمنان و حماقت دوستان جاهل اجازه دهیم که به آن ضربه ای وارد شود  یا تضعیف شود و یا زمینه های نابودی آن با تفرق و جنگ داخلی و غیره فراهم شود .

ما در این اتفاق ناچیز مرز میلک با چشم خود مجریان بخش جنگ روانی دشمنان آگاه و دوستان جاهل را دیدیم،  توطئه های آنها  در دامن زدن به جنگ و شعله ور کردن جنگ داخلی میان مسلمین را دیدیم. اینها  با علم کردم یک سوء تفاهم آرزو داشتند جنگی راه بیافتد که بدون شک به نابودی تمام دستاوردهای مومنین منجر می شود .

پس: از جبهه ی دوستان جاهل هم غافل نشویم که همیشه ابزار دست دشمنان آگاه بوده اند.

زمانی که هدف اصلی خود را گم می کنیم

زمانی که هدف اصلی خود را گم می کنیم

به قلم: دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح

این دنیا مکان امتحان و آزمایش است. هر ساعتی که بر ما می‌گذرد فرصتی غیر قابل بازگشت برای هر یک از ما می‌باشد و مسیر پیش روی ما برای رسیدن به آرامش و راحت ابدی، مسیری بس طولانی و دشوار است:«حفت الجنة بالمکاره، وحفت النار بالشهوات» (بهشت با سختیها و جهنم با شهوت ها پوشیده شده است) [حدیث نبوی]

از آنجایی که رسیدن به کمالات در این دنیا با فرش‌های رنگین پوشیده نشده است، بنابراین مهم است به مسیری که می‌پیماییم به دقت بیندیشیم. براستی کارو تلاش برای ساختن آینده‌ی دنیوی و اخروی ضعیف و کند خواهد بود اگر برای خودمان اهدافی واضح و روشن انتخاب ننموده و بطور جدی و خستگی ناپذیر برای رسیدن به آنها تلاش نکنیم.

تجربه‌ها و آزمون‌های مختلف ثابت کرده‌اند که زمان از دست ما خواهد رفت و بیهوده تلف خواهد شد اگر با برنامه‌ها و اهدافی مشخص آن را به کنترل خویش در نیاوریم.در مجالس و محافل مختلف دچار سرخوردگی می‌شویم وقتی که از بازدهی کارمند مسلمان، وفای به وعده ی شخص مسلمان، و ازتعداد کتابهایی که در طول یک سال مطالعه می‌کند، سخن به میان می‌آید. تمام اعداد و ارقام در این موارد مایه‌ی تأسف و شرمندگی است!!

اگر ما اهدافی روشن و برنامه‌ریزی شده نداشته باشیم، در این صورت سکان رهبری را به دیگران سپرده ایم. کار هدفدار و جدی سبب می‌شود که هر کسی از ما از لحاظ روحی ـ روانی احساس خود کفایی کند وبیکاری، بزرگترین منبع احساس بیهودگی و تشتت روحی ـ روانی می‌باشد. ما نیاز داریم تا اهداف خویش را به نحو ذیل طراحی کنیم:

  1.  هدف بلند مدت، که مدت رسیدن به آن از ده تا پانزده سال در نظر گرفته می‌شود.
  2. هدف سالانه، و آن عبارت است از برداشتن گامهایی که شما را به هدف بلند مدت تان نزدیک می‌سازد.
  3. هدف هفتگی، که در لابلای هدف سالانه گنجانده می‌شود و مارا برممارست در حرکت روزانه بسوی هدف بلند مدت یاری می‌رساند.

اگر ما اهدافی روشن و برنامه‌ریزی شده نداشته باشیم، در این صورت سکان رهبری را به دیگران سپرده‌ایم تا بر ما تسلط و حاکمیت پیدا کنند و در این هنگام است که خواهیم دید زندگی ما با فعالیت‌های غیر مهم و غیر مفید سپری می‌شود.مهم است که اهداف ما مشروع بوده و ما را بسوی جلب رضایت الهی به پیش ببرند و اینکه دست یافتنی و در توان ما باشند.

برخی از مردم برای خود اهدافی پیش پا افتاده و کم اهمیت در نظر می‌گیرند که آنها را به مبارزه وا نداشته و استعدادهای نهفته‌ی درون آنها را شکوفا نمی‌سازد ودر نتیجه به چیزی که در آخر می‌رسند بسیار بسیار کمتر از آنی است که انتظارش را داشته‌اند.

بعضی از افراد نیز برای خویشتن آنچنان اهداف بزرگی را در نظر می‌گیرند که بر ای دست یابی به آنها احساس ناتوانی و سر شکستگی کرده و این باعث می شود که وی احساس بد بختی کند. خیلی وقت ها این افراد هنگامی که حس نا امیدی بر آنها چیره می‌شود دست از کار، فعالیت و تلاش می‌کشند. هدف خوب، هدفی است که تو را به جلو ببرد، نه اینکه باعث ناتوانی و کندی حرکتت شود. این سخن گهربار پیامبرمان صلی الله علیه وسلم را به خاطر داشته باشیم که:«نعمتان مغبون ـ أی مغلوب ـ فیهما کثیر من الناس الصحة والفراغ» (دو نعمت هستند که بسیاری از مردم در مورد آنها فریب خورده هستند – قدر آنها را ندانسته و بیهوده آنها را از دست می دهند – سلامتی و فراغت).

بسیاری از بزرگان دنیا به بزرگی نرسیده اند مگر به سبب اینکه از اوقات زندگی به بهترین وجه استفاده نموده و به دیگران بهره و سود رسانده اند. و بسیاری از جوانان بدلیل وقت‌های فراغتی که کسی راه استفاده از آن را به آنها نیاموخته به منجلاب فساد گرفتار شده و در آن افتاده‌اند.

بقای جهاد، قاعدین از جهاد و پرچمداران جهاد

بقای جهاد، قاعدین از جهاد و پرچمداران جهاد

به قلم : کارزان شکاک

در احادیث زیادی آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به بقای جهاد تا روز قیامت گواهی می دهد و در کنار این امر به جهاد تحت پرچم رهبری واحد را دستور می دهد و از تفرق و حزب بازی نیز نهی می کند.

عن جابر ابن عبدالله رضی الله عنه قال سمعت رسول الله یقول : لا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِن أُمَّتي يُقَاتِلُونَ علَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَالَفَهُمْ، حتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ علَى ذلكَ (مسلم/۱۹۲۴) هميشه گروهي از امت من براي برپا کردن فرمان الله به قتال مي پردازند، بر دشمنانشان پيروز هستند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند تا اينکه قيامت برپا مي شود و آنان در اين حال هستند. در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند که یک گروپ از امت من هستند که تا روز قیامت باقی می باشند ودر راه الله میجنگند.

با وجود ده ها دلیل در مورد جهاد و بقای آن باز هم بعضی اشخاص مسلمان نما در میان مولوی ها و مشایخ و بعضی افراد عام از روی نفاق وگمراهی و یا هم از روی علاقه به فساد و فحشاء مخالف آزاد سازی سرزمینهای اسلامی تحت اشغال کفار سکولار و طاغوتهای تحت امر آنها و مخالف قائم شدن نظام اسلامی هستند و بر ضد جهاد و مجاهدین تبلیغات میکنند و اشغال و تجاوز کفار را توجیه میکنند.

این دین آمده است که دنیا را از چنگال ظلم کفار ظالم نجات دهد اما می بینیم که  این که کفار به ملک اسلامی چون فلسطین و عراق و سوریه و یمن سومالی و مالی و غیره حمله کرده اند و مسلمانان را می کشند وشریعت را زیر پا کرده اند و اختیار بخشهای زیادی از سرزمین اسلامی را بدست گرفته اند.

در این حال چه کسانی میتوانند خود را مسلمان بگویند،اما نه تنها خودشان جهاد نکنند بلکه بگویند جهاد فرض نیست وباعث انحراف مسلمین شوند غیر از مجرمین و بخصوص دارودسته ی منافقین.

در اسلام جهاد تا روز قیامت دوام دارد و باید نگاه کنید که هم اکنون کدام جبهه است که با کفار اشغالگر مثل آمریکا و صهیونیسته ادر فلسطین و عراق ویمن و سایر سرزمینهای اسلامی جهاد می کند و کدام شخص است که می گوید ما کاری به کفار نداریم و مشکلات سرزمینهای اسلامی هم مشکلات داخلی است و….؟

آمریکا پرچمدار کفر و طاغوت بزرگ در عصر حاضر است که باید از تمام سرزمینهای اسلامی گم شود و رژیم صهیونیستی هم سرطانی است که بر بدن امت اسلامی توسط انگلیسی ها تولید شده و توسط اتحادیه اروپا و آمریکا نگهداری و حمایت می شود.

اینها دشمنان شماره یک ما هستند و در اولویت جهادی قرار گرفته اند و تا زمانی که سرزمینهای اسلامی از وجود اینها پاک نشده است سایر سرزمینهای تحت اشغال روسیه و چین و اتحادیه آفریقا و … نیز آزاد نخواهند شد.

پس جهت آزاد سازی سرمزنهای اسلامی باید بر آمریکا «سر افعی» و به قول سید قطب رحمه الله بر «آمریکا شیطان بزرگ» تمرکز کرد و هر کسی بخواهد لوله های اسلحه و نوک قلمها و تبلیغات مسلمین را از این دشمن اصلی منحرف کند دوست مسلمین نبوده و نیست بلکه یا دشمنی آگاه است یا دوستی جاهل و نادان و فریب خورده.

برخلاف میل قاعدین و دارودسته ی منافقین و تاجران ما به سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم گوش می دهیم که : لا تَزالُ طائفةٌ من أمَّتي يقاتِلونَ على الحقِّ ظاهِرينَ علَى من ناوَأَهُم حتَّى يُقاتلَ آخرُهُمُ المسيحَ الدَّجَّالَ (صحیح ابی داود ۲۴۸۴) پس جهاد تا روز قیامت تحت پرچم رهبری واحد ادامه دارد و هرگز جهاد تعطیل نمی شود.