یا الله از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار شرقی و غربی و یهود وحشت دارم

یا الله از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار شرقی و غربی و یهود وحشت دارم

به قلم: پیرو آیین حنیف ابراهیم

یا الله میدانی که دوست ندارم بدست یک تکفیری افراطی کشته شوم یا یکی از آنها  بدست من کشته شود

زیرا در آن لحظه هر دوی ما ندای الله اکبر سر میدهیم و پس از آن هر کدام ما کشته شود قلب یهود و کفار سکولارشرقی و غربی شادمان خواهد شد

 پس هر دو شکست خوردیم و آنها پیروز شدند و سپس آن  طاغوتها با خیال آسوده به فتنه انگیزی ادامه خواهند داد

زیرا می‌دانند که تا وقتی امت اسلام به چنین سرطان تفرق و جنگ داخلی گرفتار است آنقدر ضعیف خواهد بود که هرگز قدرت آسیب رساندن جدی به هیچ یک از حکومت‌های شیطانی آنها نخواهد داشت

و من هنگام کشته شدنم بدست تکفیری های افراطی  [شیعه انگلیسی و سنی آمریکائی] که اسرائیل را رها کرده و بجان مسلمین افتاده اند و مسلمین را به جنگ داخلی و مسلمان کشی می کشانند، از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار جهانی و یهود وحشت دارم

اهمیت و جایگاه اتحاد اسلامی میان مسلمین

اهمیت و جایگاه اتحاد اسلامی میان مسلمین

به قلم: براهندک بلوچ

اتحاد از نظر مفهومی با وحدت فرق دارد . اتحاد یعنی اینکه چند گزینه با اختلافاتی که با هم دارند بر روی مشترکات با هم یکی می شوند. مثل اتحاد حنفی ها با جعفری ها و شافعی ها و زیدی ها و … . در اینجا همه قبول دارند که در مواردی با هم اختلاف دارند اما با این وجود بر مشترکاتی که با هم دارند با هم یکی می شوند.

اما وحدت در اصطلاح به معنای یکی بودن است که از آن به واحد تعبیر می کنند،یعنی اینکه همه در همه چیز مثل هم هستند. زمانی که ما به سوی وحدت اسلامی دعوت می کنیم هدف و امیدمان همین است اما ابتدا باید از اتحاد اسلامی میان مذاهب و تفاسیر اسلامی شروع کنیم تا به تدریج دلهایمان به هم نزدیک شود و با مناصحه و مشاوره ی دلسوزانه و صبورانه به تدریج اختلافات هم برداشته شوند.

پس شک نداشته باشیم همین الان یکی از نیازهای اساسی مسلمین برای رسیدن به شکوفایی و سعادت، برخورداری از مولفه‌ی ارزشمند اتحاد و هماهنگی بین همه ی ما می باشد. امروزه بسیاری از مشکلات و دگرگونی هایی که گریبانگیر ما شده است به خاطر فقدان عنصر اتحاد و همبستگی بین ما است که دشمنان هم از این نقطه ضعف ما سوء استفاده کرده اند.

در این اتحاد اسلامی که ما برای آن تلاش می کنیم همه پذیرفته ایم  که با وجود هزاران نقطه ی مشترک اما در مواردی دارای نقاط متفاوت هستیم. پس سعی می کنیم جنبه های مشترک خود را تقویت کنیم و از این حیث خود را هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک کنیم.

الله جل جلاله می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[آل عمران/۱۰۳] و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید . و تهدید کرده است که مسلمین اهل تفرقه و پراکندگی نشوند و چنانچه اهل تفرقه شوند عذاب سختی برای آنها وجود دارد و می فرماید:« وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ [آل عمران/۱۰۵[ و مانند کسانى نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمى دارند.

مگر اینهمه مشترکات مسلمین نشانه های روشن الله نیستند که برای اتحاد و وحدت میان مسلمین به ما رسیده است؟

ما اگر دست از اتحاد بکشیم و اهل تفرقه شویم اولین صدمه ی آن به خودمان و فرزندان و ما و حتی نسلهای بعدی می رسد. چون توانایی و قدرت لازم برای رسیدن به پیروز در برابر دشمن را از دست می دهیم و دشمنان بر ما مسلط می شوند . به همین دلیل الله جل جلاله این نکته را به  مومنین یادآورمی شود که با عدم اتحاد و همبستگی به سستی و شکست مواجه می شوند و می فرماید: « وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ [انفال/۴۶] و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است».

پس بیائید سخن الله جل جلاله را گوش دهیم و فریب دشمنان قسم خورده ی مسلمین را نخوریم و با اتحاد با تمام مسلمین حنفی و جعفری و شافعی و حنبلی و غیره راه نفوذ دشمنان و بخصوص کفار سکولار خارجی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی را در میان خود مسدود کنیم و در مسیر پیشرفت و ترقی و قدرتمند شدن واقعی قرار بگیریم.

راه قدرتمند شدن واقعی در اتحاد و وحدت اسلامی است و راه شکست و ذلیلی و بی ابهتی و سستی در تفرق است. شما کدام راه  را انتخاب می کنی؟

واکنش مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان به کشتار نمازگزاران مسجد شیعیان قندوز

واکنش مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان به کشتار نمازگزاران مسجد شیعیان قندوز

به قلم: فضل احمد هراتی

روز چهارشنبه  14 میزان ۱۴۰۰ رسانه ها اعلام کردند که در مدرسه دینی «مظهر العلوم» در منطقه «دیری» ولایت خوست انفجاری رخ داد که بر اثر آن ۱۵ شاگرد این مدرسه کشته و زخمی شدند. به دنبال این جنایت مولوی محمد نبی عمری که از سوی امارت اسلامی به حیث والی ولایت خوست تعیین گردیده است، روز جمعه در صفحه توییتر خود از بازداشت ۵ عضو داعش خبر داد.

در همان روز جمعه و در هنگام نماز جمعه در منطقه خان آباد مرکز ولایت قندز در مسجد مسلمانان اهل تشیع انفجاری رخ داده که براثر آن قریب به ۳۰۰ نفر از این برادران مسلمان ما شهید و زخمی شدند و گروه نجدی داعش مسئولین این جنایت را بر عهده گرفت.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران نیز با برادر خطاب کردن مسئولین دارالاسلام افغانستان پیامی به شرح زیر داد:

بسم الله الرحمن الرحیم . حادثه‌ی تلخ و مصیبت‌بار انفجار در مسجد منطقه خان‌آباد استان قندوز که به جان‌باختن جمع زیادی از مؤمنان نمازگزار انجامید، ما را داغدار کرد. از مسئولان کشور همسایه و برادر افغانستان جداً انتظار می‌رود که عاملان خونخوار این جنایت بزرگ را به مجازات برسانند و با تدابیر لازم از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنند. از خداوند متعال رحمت و علوّ درجه برای شهیدان این حادثه و شفای عاجل برای آسیب‌دیدگان و صبر و سکینه برای کسان و بازماندگان آنها مسألت می‌کنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۱۷ مهر ۱۴۰۰

سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور دارالاسلام ایران نیز پیامی ارسال کرد که متن پیام آن به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم / انا لله و انا الیه راجعون

شهادت و جراحت جمع زیادی از مردم بی گناه افغانستان که در مکانی مقدس به عبادت مشغول بودند، را به ملت افغانستان و همه جامعه بشری تسلیت عرض می کنم.

این جنایت که در ابتدای ماه ربیع، ماه وحدت بین مسلمانان، ولی با هدف اختلاف افکنی بین مسلمانان انجام شد، به دست کسانی صورت پذیرفت که ماهیت ضد­انسانی و ضد­دینی آنها بر همگان آشکار است. بر کسی پوشیده نیست که رشد و نمو این جریان تروریستی تکفیری، با حمایت­ها و برنامه­ های امریکا صورت پذیرفته است و این کشور در سال های اخیر، شرایط را برای گسترش فعالیت جنایتکاران داعشی در افغانستان تسهیل کرده و مانع از ریشه کنی آنها شده است.

اینجانب با ابزار نگرانی از تداوم اقدامات تروریستی و ترکیب فتنه مذهبی با فتنه قومی، که بخشی از پروژه امنیتی جدید آمریکا برای افغانستان است تاکید می کنم جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته، آماده حمایت­های همه جانبه از خواهران و برادران افغانستانی است و امیدواریم با هوشیاری گروه­های افغان و تشکیل دولتی فراگیر، بخش بزرگی از این نقشه خنثی شده و انشا الله مردم افغانستان بتوانند روی آرامش را ببینند. والسلام علیکم و رحمت الله / سید ابراهیم رئیسی

«ذبیح الله مجاهد»، سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز ضمن شهید نامیدن این نمازگزاران در پیامی در صفحه توئیتر خود نوشت: ظهر امروز در منطقه خان آباد مرکز ولایت قندز در مسجد هموطنان اهل تشیع انفجاری رخ داده که براثر آن تعدادی از هموطنان ما شهید و زخمی شدند. ذبیح الله مجاهد بار دیگر ضمن محکوم کردن انفجار در نماز جمعه شیعیان در شهر قندوز گفت: انفجار دیروز با جدیت دنبال خواهد شد و سخت ترین مجازات در انتظار عاملان آن خواهد بود … واحد ویژه امارت اسلامی در منطقه حضور داشته و بررسی در این رابطه آغاز شده است.

نجدیت به بهانه ی توخالی مشرک بودن، این مسلمین را قتل عام می کند و لازم است نجدیت در افکار خود در مفاهیمی چون مشرک و مشرکین و عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین تجدید نظر کنند و گرنه این حلقه از زنجیر جنایات قطع نخواهد شد.

دعوت برای خلافت یا تفرق و هرج و مرج و کمک به دشمنان؟

دعوت برای خلافت یا تفرق و هرج و مرج و کمک به دشمنان؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

بعد از آنکه مسلمین خلافت اسلامی را از دست دادند و گرفتار حکومتهای پادشاهی ظالمانه و مستبدانه شدند رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده داده است: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ( رواه أحمد عن النعمان بن بشير) به دنبال آن دوباره خلافت به منهج نبوت بر می گردد.

حکومت اسلامی به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم  در واقع پیام آور نظم و نظام و عدالت و قسط بیشتر و بازگشت شورا ی اولی الامر و اجماع واحد و جماعت واحد و امت واحد و بازگشت نظارت عمومی همه ی مومنین بر امور جامعه است. پس این آرزوی ما است که بار دیگر به این خلافت بر گردیم .

 اما عده ای وجود دارند که با شعار بازگشت به این خلافت مبارک در واقع نه تنها کمکی به ارتقای این دارالاسلام دارای حکومت بدیل اضطراری اسلامی به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ نمی کنند بلکه «عملاً» برای انهدام این دارالاسلام و تولید احزاب و گروههای متفرق قدم بر می دارند و بی نظمی و هرج و مرج را تولید می کنند .

همه ی ما در افغانستان و الجزائر و سومالی و یمن و لیبی و عراق و سایر بلاد مسلمین و بخصوص در سوریه شاهد این هرج و مرج توسط این احزاب مختلف بوده ایم که قرنها قبل از سوی اهل فن به ما سفارش شده است که از ورود به مناطقی از این دست دوری کنیم و در آن نمانیم و گفته شده است:

  • إذا مررتَ ببلدَةٍ ليسَ فيها سُلطانٌ فلا تدخُلْها
  • فإذا دخلَ أحدُكُمْ بلدًا ليسَ بهِ سلطانٌ فلا يُقِيمَنَّ بهِ

اگر از جائی رد شدی که آنجا حاکم واحدی نداشت وارد آنجا نشو و در آن نمان و مقیم نشو.

این چیزی است که عده ای با نام جهاد و با شعار خلافت برای مسلمین می خواهند که نه تنها مسلمین را به وضعی بهتر از این راهنمائی نمی کنند بلکه مسلمین را به هرج و مرج و کشتار و جنگ داخلی و دزدی و تاراج و هتک نوامیس و در نهایت به ذلیلی و شکست و تسلط دشمنان راهنمائی می کنند.

سفارش اهل علم همین است که وارد این احزاب مختلف به ظاهر جهادی نشو که هر کدام ساز خودشان را می زنند و همه ی آنها خودشان را برحق می دانند و همه ی آنها به بهانه های مختلف دستشان به خود همدیگر و سایر مسلمین بی دفاع رنگین شده است.

وارد شدن به احزاب به ظاهر جهادی متفرق کمک به قتنه و مسلمان کشی و کمک به ذلیل شدن مسلمین و کمک به قوت گرفتن کفار خارجی و منافقین داخلی است.

سخنی با طرفداران حسن امینی از پس مانده های تاریخ رفته ی خط سکولارزده ها، در مورد حملات اخیر به احزاب سکولار کمپ نشین

اعتصابات سراسری برای چه؟ برای دفاع از یک قاتل سکولار عضو مرتدین اوجالان یا کومله که دستشان به خون صدها برادر مسلمان ما مثل محمد کوردستانی (از آشناهای خود حسن امینی) رنگین شده است

سخنی با طرفداران حسن امینی از پس مانده های تاریخ رفته ی خط سکولارزده ها، در مورد حملات اخیر به احزاب سکولار کمپ نشین

به قلم: اسعد کوردستانی

در میان قوم ستمدیده ی ما و در این چند دهه گذشته ما شاهد یک جریان گمراهگر از ملاها بوده ایم  که شاید امروزه همه از وجود آنها در چنین دوره ای تعجب کنیم . مثلاً شخصی چون شیخ عزالدین حسینی از نفوذی های متمایل به شوروی در میان جماعت اسلامی ژ.ک وجود داشت که در کنار مزدورانی چون قاضی محمد و به دستور استالین و از کانال باقراف از دورن جماعت اسلامی ژ.ک را نابود کرده و بر لاشه های آن حزبی سکولار و مرتد نژاد پرست به نام حزب دمکرات کوردستان را با گرایش سوسیال دموکراسی ساختند.

این حزب سکولار در همان قدم اول توسط ملا خلیل رحمه الله عالم و مفتی آن دیار تکفیر شد و در کوردستان اردلان هم به دلیل وجود علمای شاخص و بزرگی نتوانست جای پائی باز کند، به همین دلیل مردم مسلمان کورد از دور و بر قاضی محمد و چند نفری که همراه او مانده بودند دور شدند و او را رها کردند و دیدیم که در نهایت بر اثر تلگرامهائی که مردم مسلمان کورد به حکومت مرکزی جهت اعدام او نوشتند در نهایت این قاضی مرتد را در جلو چشمانشان اعدام کردند.

طرفداران این جریان ارتدادی بعدها به چند شاخه تقسیم شدند . عده ای صادقانه سکولار ماندند و نماز و روزه و همه چیز را رها کردند و در دو حزب ۱- دمکرات کردستان ایران با گرایشات سوسیال دموکراسی به رهبری قاسملو و ۲- کومله آدمکشان به رهبری مهتدی با گرایشات کمونیستی به فعالیتهای خود ادامه دادند و عده ای هم با حفظ ظاهری اسلامی جهت بسیج مردم در قالب ملاهای سکولار زده (دارودسته منافقین) فرو رفتند.

در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ ایران، شیخ عزالدین حسینی توسط حزب کمونیستی کومله به کار گرفته شد و می گفت در دستی قرآن دارم و در دستی مانیفست و کاپیتال کارل مارکس و به این شکل مردم را جهت پیوستن به کمونیستهای کومله بسیج می کرد و هیزم جنگهای این کمونیستها را با شعارهای فریبنده ی کار و نان و برابری و … فراهم می کرد.

حزب دمکرات کوردستان هم که جهت بسیج مردمی بیشتر بر مسائل زبانی و نژادی تمرکز می کرد (نژادی که از آلت تناسلی پدران به ما رسیده است) به همین دلیل سعی داشت به جای قرآن و سنت و آنهمه فقه غنی مسلمین و اسلام که عامل هویت بخشی کوردها بود آلت تناسلی را جایگزین کند که نژاد را به آنها رسانده بود.

بسیاری از ملاها با مطرح کردن شبهاتی کلی گویانه چون رفع ستم ملی در همین مسیر هویت بخشی از کانال آلت تناسی به جای قران و شریعت اسلام برآمده اند و زمینه های داخلی جهت پیوستن جوانان احساساتی به این حزب سکولار نژاد گرا را فراهم کرده اند. ملا حسن امینی با کارنامه ای که در این چند دهه گذشته از او دیده ایم متعلق به این طیف مشخص و معلوم الحال است که امروزه نه در قالب علمای دینی کوردستان بلکه در قالب دارودسته ی منافقین و سکولار زده هائی که اسم فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری بر خود گذاشته اند در خدمت منافع احزاب سکولار و مرتد محلی در آمده است.

صرفنظر از کانامه این شخص در چند دهه گذشته تنها به این مکر و حیله ی دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها در قالب مسائل محیط زیستی و به نام ملت کورد اما در حمایت از احزاب سکولار و مرتد کمپ نشین کرستان عراق اشاره می کنم.

این سکولار زده ها می دانند که جنگ دارالاسلام ایران تنها با احزاب سکولار است نه با ملت کورد و این احزاب خودشان نه تنها دشمن هم بلکه همگی دشمن ملت کورد هستند اما طبق روال همیشگی خود حمله به احزاب سکولار و مرتد را حمله به ملت کورد معرفی می کنند و می می بینیم که خطاب به سازمانهای سکولاریستی جهانی می گویند: برای حل مسالمت آمیز مساله کورد چاره جویی کنید و…

این سکولار زده ها آشکارا خود را در کنار این احزاب سکولار کمپ نشین و سازمانی سکولاریستی جهانی و بر علیه ملت مسلمان خودشان و دارالاسلام ایران قرار داده اند.  

در اینجا خطاب ما به طرفداران حسن امینی است که کمی تامل کنند و اگر شریعت الله را می خواهند باید صف خود را از دارودسته ی منافقین جدا کنند . تنها به همین لیست اخیر نگاه کنید تا بدانید گله ای که دوروبر حسن امینی را گرفته چه کسانی هستند؟

پیام مختصر اسامه بن لادن تقبله الله به مناسبت عملیات مبارک ۱۱ سپتامبر

پیام مختصر اسامه بن لادن تقبله الله به مناسبت عملیات مبارک ۱۱ سپتامبر

ارائه دهنده: ابوبکر الخراسانی

 اسامه بن لادن تقبله الله آمریکا را «سر افعی» می دانست و قبل از او سید قطب تقبله الله آمریکا را «شیطان بزرگ» معرفی کرده بود.

آمریکا دشمن اصلی است و تمرکز بر این دشمن اصلی وظیفه ی هر مسلمانی است و هر مسلمانی که از این دشمن اصلی غافل شود و خودش را به سایر مسلمین و مذاهب مختلف اسلامی مشغول کند بدون شک در مسیر اشتباهی در حرکت است و خواسته یا ناخواسته به نفع آمریکا و متحدینش عمل می کند و اهداف این دشمنان را دنبال می کند.

اسامه بن لادن تقبله الله در پیام خود به آمریکا به نکات مهمی اشاره می کند که بسیار قابل توجه و دقت است . او می گوید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به کسی که متبع هدایت است!

از جانب اسامه به اوباما!

اما بعد:

اگر رساله های ما را کلمات برایتان انتقال میداد، ما آنها را با طیاره ها نمی فرستادیم!

و رساله را که میخواهم برایتان از طریق طیاره عمر فاروق ( الله آزادش کند) ارسال کنم این همان تاکید است به رساله که قهرمانان یازده سپتامبر برایتان داشته است، و بعد و قبل از آن هم  برایتان تکرار شده است، و آن این است؛

که آمریکا به امن زندگی نخواهد کرد تا اینکه فلسطین به آن برسد،  و این از انصاف نیست که شما به زندگی آرام خوش باشید ولی اهل ما که در غزه هستند به بدترین حال زندگی باشند،

پس به اذن الله عزوجل حمله های ما بر سر شما جاری خواهد بود تا آن وقت که ( دفاع، تایید، کمک) تان همراه با اسرائیل جریان داشته باشد،!

والسلام بر کسی که از هدایت پیروی کند!

این بود پیام اسامه بن لادن تقبله الله که ادامه دهنده ی منهج سید قطب تقبله الله و جانشین دکتر عبدالله عزان تقبله الله بنیانگذار اصلی القاعده با همان تفکرات سید قطبی بود و تا زمانی که زنده بود هرگز با هیچ مسلمانی چه شیعه و چه سنی نجنگید و از دشمن اصلی یعنی آمریکا و سایر کفار اشغالگر خارجی غافل نشد به همین دلیل شاهد چنین عملیاتهای مبارکی در قلب کفار خارجی بودیم.

به دنبال آن ایمن الظواهری با تفکرات نجدیت در القاعده ظهور کرد و چون نجدیت حامله  یتفرق و جنگ داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین است ما تا کنون شاهد این بوده ایم که مریدان الظواهری با سایر مسلمین به دلایل مختلف وارد جنگ شده اند و دیگر چنان حملاتی بر آمریکا و سایر اشغالگران نمی بینیم بلکه برعکس متاسفانه ما شاهد این هستیم که در جاهائی چون سوریه و یمن و… القاعده ی الظواهری طبق نقشه های آمریکا و ناتو حرکت می کنند و فی سبیل آمریکا و ناتو در حال قتال هستند.

هشدار: خروج مجاهدین امارت اسلامی به سوریه یعنی وارد کردن نجدیت و کمک به تفرق و جنگ داخلی

هشدار: خروج مجاهدین امارت اسلامی به سوریه یعنی وارد کردن نجدیت و کمک به تفرق و جنگ داخلی

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در این سالهای گذشته ما شاهد تجربیات زیادی از میدانهای دعوت و بخصوص میدانهای جهاد در سرزمینهای مختلف اسلامی بوده ایم . یکی از این میدانهای مهم افغانستان است و دیگری سرزمین سوریه .

در افغانستان بعد از درگیریهای خونین احزاب مختلف، همه مجاهدین بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله به صورت یکدست جهاد خود را تحت بیرق امارت اسلامی شروع کردند. دشمن خیلی تلاش کرد با تولید گروههای مختلف فکری و مسلحانه ی نجدی و غیر نجدی به این وحدت اسلامی مجاهدین صدمه بزند اما نتوانست . اما در سوریه دشمن به موفقیت کامل رسید. چرا؟ چون در آنجا در کنار گروههای مختلف ارتش آزاد که سکولار و دموکراسی خواه بودند گروههای مختلف نجدی را نیز از کانال حکومتهای قطر و عربستان و کویت و ترکیه و… درست کردند.  

تفرقی که دشمنان به وجود آورده بودند در نهایت سودش به دشمنان رسید و هیچ گروه نجدی در سوریه وجود ندارد که با سری گروههای نجدی وارد جنگ نشده باشد تا اینکه هم اکنون گروه نجدی جولانی با اتحاد با گروههای سکولار ارتش آزاد بر ادلب حاکم شده است.

تفکری که الان بر ادلب و سرزمینهای تحت حاکمیت دارودسته ی جولانی حاکم است تفکر نجدیتی است که با آمریکا و ناتو و تمام کفار و مزدوران سکولار و دموکراسی خواه آنها چون ارتش آزاد و ترکیه و غیره می تواند سازش کند اما با مسلمین مخالف خود نمی تواند مگر اینکه این مسلمین تابع او باشند. یعنی حتی نمی تواند با جماعت حراس الدین نجدی یا انصار الاسلام و … هم سازش کند مگر اینکه تابع او باشند.  

هم اکنون که عده ای از مجاهدین خیال می کنند جهاد در افغانستان تمام شده است و فریب تبلیغات دروغین نجدی های دارودسته ی جولانی را خورده اند و قصد سفر به شمال سوریه را دارند و خیال می کنند در آنجا جنگ بین اهل سنت با دیگران است باید بدانند که خودشان را در باتلاق مزدوران نجدی جولانی می اندازند که دارودسته ی جولانی در حال قتال فی سبیل آمریکا و ناتو هستند و جنگ آنها ربطی به اهل سنت ندارد بلکه تنها اهل سنت را قربانی اهداف آمریکا و ناتو می کنند.

جنگ واقعی در سوریه جنگ بین ایران و روسیه و اکثریت مطلق اهل سنت سوریه و گروههای مختلف شیعه است با آمریکا و ناتو و اسرائیل و مزدوران آنها و این جنگ هیچ ربطی به اهل سنت یا شیعه ندارد.  

برای یک مجاهد امارت اسلامی که سالها با آمریکا و ناتو جهاد کرده است بسیار زشت و مایه ی ننگ است که به سوریه برود و در آنجا در راه آمریکا و ناتو وارد جنگ شود و خودش را قربانی کند. هر کسی که این کار را انجام دهد مصداق واقعی عاقبت به شر است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردش می فرماید: إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ الزَّمَنَ الطَّوِيلَ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، ثُمَّ يُخْتَمُ لَهُ عَمَلُهُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ (رواه مسلم۲۶۵۱)

اگر کسی در سوریه و در راه ناتو و آمریکا کشته شود دچار چنین خطری می شود و چنانچه به آنجا برود و پشیمان شود و به سرزمین خود بر گردد با اندیشه های نجدیت بر می گردد که بدون شک آفتی برای دعوت و جهاد است و پیام آور تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تقویت جبهه جماعتهائی چون جماعت نجدی بغدادی و ….

در این صورت این شخص چه در سوریه  به بهانه های دروغین دفاع از اهل سنت و … فی سبیل آمریکا و ناتو کشته شود و چه به افغانستان برگردد در هر دو صورت ضرر کرده است اما اگر زنده با تفکرات نجدیت برگردد باعث سرایت این ضرر و آلودگی به سایر مسلمین نیز می گردد.

سیاست واضح و روشن امارت اسلامی افغانستان در برابر شیعه و شیعیان (۳)

سیاست واضح و روشن امارت اسلامی افغانستان در برابر شیعه و شیعیان (۳)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

زمانی که ما در همین چند روز گذشته یکی از فرمانده امارت اسلامی را  کنار موکب عزاداران حسینی دیدیم که به عزارادان شیعه می گوید: برادران شیعه کسی مزاحمتی برای شما داشت؟ کسی آزاری به شما رساند به ما خبر بدید ما همه مسلمان و برادر هستیم، مشکلی ندارید؟ کاری دارید ما در خدمت هستیم.”

این جملات برای عده ای  (بخصوص نجدی ها و نجدی زده ها و مریدان شبکه های ماهواره ای و مجازی نجدی)بسیار سنگین و کوبنده بود اما در واقع بخشی از سیاست و استراتژی کلی ملسمین در برابر مسلمین است و برخوردی است که از عقلای مذاهب اسلامی انتظار می رود که امارت اسلامی افغانستان از ابتدای پیدایش تا کنون به عنوان خط مشی حرکتی و اجرائی از آن پیروی کرده است، به همین دلیل است که در ادامه ی سخنان مولوی امیر خان متقی رئیس کمیسیون دعوت و ارشاد و از اعضای ارشد شورای راهبری امارت اسلامی افغانستان برای روسا و ریش سفیدان اهل تشیع می گوید:

” باز شما خبر دارید چند سال پیش که در ولایت زابل داعش پیدا شد و چند تا مسافر، طفلها و زنها و مردها را از سرک [ماشین] پائین کرد، برد؛ مجاهدین امارت اسلامی افغانستان پشتش رفت و بسیار قربانی داد و آن مردم را آزاد کرد و به خانه هایشان با حفاظت فرستادند.

چند روز پیش شما در جریان هستید در ولایت هلمند در ولسوالی موسی قلعه چند تا از هم وطنهای اهل تشیع که در او زنها هم بود اختطاف شده، امارت اسلامی افغانستان اون مجرمین را گرفتند و به سزای اعمال خود رسانیدند، آنها را کشتند.  

معلوم شد که امارت اسلامی پالیسی [سیاست] تبعیضانه را ندارد، و مثلی که قدر و عزت اهل سنت را دارد، به همین اندازه قدر و عزت اهل تشیع را هم دارد. “

این است بخشی دیگر از سیاست واضح و آشکار امارت اسلامی افغانستان در برابر تمام مسلمین شیعه و سنی. آیا مثل بسیاری از موارد دیگر، منحرفین نجدی یا نجدی زده ای که خودشان را مناصر امارت سالامی می دانند این سیاست را نیز نادیده می گیرند و به فتنه گری و دروغپردازی های خود در مورد مسلمین اهل تشیع ادامه می دهند؟

در این سیاست امارت اسلامی افغانستان در مورد مسلمین ما به این نکته ی مهم از آیات قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم پی می بریم که :

  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ (بقره/۲۰۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همگی (اسلام را به تمام و کمال بپذیرید و) به صلح و آشتی درآئید، و از گامهای شیطان (و وسوسه‌های وی) پیروی نکنید (و به دنبال او راه نروید) . بی‌گمان او دشمن آشکار شما است.‏
  •   فإنَّ دِمَاءَكُمْ، وأَمْوَالَكُمْ، وأَعْرَاضَكُمْ، وأَبْشَارَكُمْ، علَيْكُم حَرَامٌ، كَحُرْمَةِ يَومِكُمْ هذا، في شَهْرِكُمْ هذا، في بَلَدِكُمْ هذا، ألَا هلْ بَلَّغْتُ قُلْنَا: نَعَمْ، قالَ: اللَّهُمَّ اشْهَدْ (بخاری/۷۲۷۸) یا با لفظ : «واعلموا أن دماءكم واموالكم وأعراضكم حرام عليكم كحرمة يومكم هذا، في شهركم هذا في بلدكم هذا، لا ترجعوا بعدي كفارا يضرب بعضكم رقاب بعض» «و بدانید که خونهاى شما و اموال شما و ناموسهایتان حرمتى دارد مانند حرمت اين روز، در اين ماه، و در اين سرزمين، پس از من به کفر برنگرديد كه بعضی گردن بعضی دیگر را مى زنند»

یا می فرماید صلی الله علیه وسلم :« المسلِمُ أخو المسلِمِ، لا يَخونُه ولا يَكذِبُهُ ولا يَخذُلُه، كُلُّ المسلِمِ على المسلِمِ حَرامٌ؛ عِرضُهُ ومالُهُ ودَمُهُ» (البخاري (۶۰۶۴) مسلم (۲۵۶۴)، وأبو دواد (۴۸۸۲)، والترمذي (۱۹۲۷)، وابن ماجه (۴۲۱۳) ، وأحمد (۲۳۴)) مسلمان برادر مسلمان است و هرگز نسبت به او خیانت نمی کند( در جان،مال و آبرو وحیثیت) و نیزمورد تکذیب وذلت هم قرارش نمی دهد همه چیز مسلمان از جمله  حیثیت و آبروی مال و خونش بر مسلمان دیگری حرام است.

آیا توانسته ایم در مورد تمام مسلمین موافق و مخالف خود این دستور صریح رسول الله صلی الله علیه وسلم را اجرا کنیم یا مثل منحرفین میان تشیع و تسنن با توسل به شبهات دعوتگران به سوی گمراهی و تفرق و ذلیلی با پیروی از کینه و تنفر نابجا از خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ را طی کرده اید؟

پس لازم است نجدی و نجدی زده هائی که خودشان را به امارت اسلامی افغانستان وصل کرده اند و ادعای طرفداری از آن را دارند در مورد شیعیان هم افکار و رفتارهای خود را اصلاح کنند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

به قلم: مسعود سنه ای

در افغانستان مناطقی محدود وجود دارند که تابع مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله هستند. در این مناطق بسیاری از مردم تفکرات نجدیت را همچون آل سعود پذیرفته اند. در کنار این مناطق پراکنده و محدود دیگری نیز وجود دارند که بر اثر تبلیغات علمای نجدی به نجدیت گرایش پیدا کرده اند.

غیر از این عده ی محدود، اکثریت مطلق مردم افغانستان تابع ملاهای سنتی و حنفی مذهب خود هستند که به نسبتهای مختلفی از تفکرات اهل تصوف نیز حمایت می کنند. شیعیان جعفری نیز بعد از حنفی مذهبها بزرگترین اقلیت مذهبی این کشور را تشکیل می دهند.

زمانی که مجاهدین مهاجر عرب در زمان دکتر عبدالله عزام تقبله الله و شیخ اسامه بن لادن تقبله الله (که این دو رهبر دارای تفکرات اخوانی سید قطبی بودند) وارد افغانستان شدند تعداد زیادی از آنها دارای تفکرات نجدیت بودند و یا زمانی که وارد اردوگاههای مهاجرین می شدند به تدریج این تفکر را می پذیرفتند. چون تنها این تفکر در معسکرها آموزش داده می شد.

مهاجرین پاکستانی و کشمیری و ترکستانی و تاجیک و چچن و… اکثرا تابع همان مذهب حنفیت یا شافعی خود بودند. هر چند تعدادی از شافعی ها یا دارای تفکرات نجدیت بودند یا به تدریج به این تفکر می پیوستند.

تمام مهاجرینی که تفکرات نجدیت را با خود داشتند به آنها امر شده بود که از معسکرات وارد مجامع حنفی مذهب نشوند و چنانچه وارد این مجامع مردمی می شوند حتما باید۱- با آنها وارد بحثهای عقیدتی و اختلافات فقهی نشوند  2- در انجام عبادتهای ظاهری تابع مردم عادی شوند و به خاطر سنتهائی عامل تفرق نشوند.

در این میان برادرانی بودند که رعایت نمی کردند و ما بارها شاهد بوده ایم که برادری به خاطر تکان دادن انگشت در هنگام تشهد یا با صدای بلند آمین گفتن بعد از حمد در نماز و مسائلی از این دست توسط افغانهای حنفی مذهب سنتی به قتل رسیدند.

 جامعه ی افغانستان جامعه ای سنتی است و حنفیت علمای سنتی آنها را با هم متحد کرده است. زمانی که نجدیت به ناحق آنها را مشرک می نامد یا زمانی که عذرهای معتبر شرعی را حذف می کند و به ناحق آنها را تکفیر می کند، یا با برداشت اشتباه از بدعت و اهل بدعت آنها را اهل بدعت می نامد و…  به همین سادگی باعث می شود مسلمین به مسلمین مشغول شوند و تفرق در میان مسلمین به وجود بیاید که در نهایت منجر به جنگ داخلی هم می شود.

تمام دشمنان ما می دانند که نجدیت دارای چنین ظرفیتی از تفرق و جنگ داخلی است و زمانی که مسلمین به مسلمین مشغول شدند به تدریج از قدرت و ابهت آنها کاسته می شود و به تدریج مردم از مجاهدین دور می شوند و به این شکل جهاد در میان مردم به شکست کشیده می شود و دشمنان نفس راحتی می کشند. همان اتفاقی که در چچن و ازبکستان و … افتاد.

به همین دلیل در این مدت ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو ما دیدیم که بسیاری از این نجدی ها با سرمایه گذاری هنگفت آل سعود بورسیه شده و آموزش دیدند و بر بسیاری از منابر مساجد و کرسی های مدارس و دانشگاههای افغانستان تکیه زدند. حتی آل سعود با صرف هزینه های هنگفت شبکه های مختلف ماهوراه ای نجدی را توسط عبدالله حیدری مسئول بخش فارسی رادیوی خود راه اندازی کرده که با پشتوانه ی تفکرات نجدی عملا برای سکولاریسم و دموکراسی تبلیغ می کنند.

با انکه امارت اسلامی سقفی است برای تمام تفکرات و مذاهب اسلامی اما چنانچه نجدیت نتواند خودش را در تعریف مفاهیمی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و … اصلاح کند بدون شک همچون یک مانع و آفت عمل خواهد خواهد کرد و باید منتظر جنگ مسلحانه و داخلی این عده بر علیه امارت اسلامی افغانستان در شکل جماعت بغدادی یا هر جماعت نجدی دیگری باشیم و حتی ممکن است همچون سوریه و یمن به طاغوتهائی چون آل سعود و امارات و ترکیه و غیره نیز در جنگ با همین مسلمین مخالف خود تکیه کنند و به این شکل جنگی نیابتی را بر مسلمین تحمیل کنند.

البته اگر تشیع هم فریب شیعیان انگلیسی را بخورد و در مسیر آنها قرار بگیرد بدون شک آنها هم ممکن است همچون شیعیان انگلیسی ایران و عراق یک خطر و تهدید محسوب شوند، چون در ایران هم این شیعیان غلاة و انگلیسی با آنکه یک اقلیت کوچک هستند اما یک خطر برای حاکمیت شده اند.  

پس خطر تفکر نجدیت و شیعیان انگلیسی در میان اهل دعوت و جهاد خطری جدی است و نباید به سادگی از کنار آنها گذشت.

منتسبین دروغین به تصوف نقشبندیه صف خود را از دشمنان جدا کرده و بار دیگر در کنار مسلمین قرار بگیرند

منتسبین دروغین به تصوف نقشبندیه صف خود را از دشمنان جدا کرده و بار دیگر در کنار مسلمین قرار بگیرند

به قلم: ع. معینی (مریوان)

ما در تاریخ می خوانیم شیخ محمد عثمان سراج الدین  ثانی نقشبندی تویلی رحمه الله که به عنوان یکی از بزرگان طریقت نقشبندی مطرح است در زمان حمله ی روسها با تاکتیکی بسیار عجیب و تنها با در دست داشتن اسلحه ای نیمه خودکار مدتی توانسته جلو حمله ی روسها را به تاخیر بیندازد و به دنبال این می خوانیم که شیخ حسام الدین نقشبندی رحمه الله فتوای جهاد بر علیه روسهای اشغالگر می دهد که به فرماندهی کسانی چون سنجر خان نرانی این ارتش اشغالگر از غرب ایران بیرون رانده شده و تا پل منجیل فراری داده می شوند.

به دنبال ان باز می بینیم که در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ ایران  جماعت رزگاری که خود را به شیخ عثمان و طریقت نقشبندی منسوب می کردند بزرگترین جنگها را با حزب کمونیست کومله ها داشت که جنگ اورامان آنها مشهور است. در نهایت حزب رزگار بعد از دادن چندین شهید، توسط همین حزب کمونیست خلع سلاح می شود.

این روش برخورد این بزرگواران با کفار اشغالگر خارجی  و احزاب سکولار و ضد اسلامی داخلی بود. این طریقت در تمام دنیای اسلام دارای پیروان متعدد از اقشار مختلف جامعه بود . بخصوص از اهل علم چون: علامه ماموستا باقر بالک (مدرس کردستانی)، ماموستا محمد زاهد ضیایی پاوه‌ای، فقیه، مفسر، مورخ، شاعر، ادیب و حکیم معاصر کرد، ماموستا عبدالکریم مدرس (مفتی و مفسر و ادیب و مفتی بزرگ اهل سنت) و…

در اینجا واضح می بینیم که نقشبندیه یعنی طریقت و راهی از کانال عمل به شریعت جهت تزکیه ی درون . بر این اساس ما در پيام شيخ محمّدعثمان سراج‌الدّين به مريدان و منسوبان این طریقه و راه می خوانیم:

” در روزگاري كه عامۀ مسلمين در تنگنا و وضعيّتي سخت قرار دارند و دين اسلام غريب شده و هزاران توطئه‌گر جهنّمي، براي ايجاد اختلاف و فتنه و با شكست مواجه كردن نقشِ مسلمانانِ حقيقي؛ نقشه‌هاي شوم مي‌كشند، … در اين زمان، ملّت كُرد نيز، در وضعيّتي است پر از خطر و نگراني: از هر سو راهِ بي‌ديني و مكاتب و برنامه‌هاي دور از حقيقت، احاطه‌اش كرده‌اند و هر شخص،گروه و طرفي به گونه‌اي وعنواني اين مردم را مي‌فريبد. فقر و جهل و بي‌سواديِ بسياري از مردم و عدم فهمشان نسبت به حقيقتِ اسلام كاري كرده است كه آنان به هرسازي مي‌رقصند و سر و صداي اين رقص ناشيانه هم جلوي بينايي و بصيرت آنها را مي‌گيرد و به مسئوليّت خود در درگاهِ پروردگار نمي‌انديشند، به همين دليل است كه بر مريدان راه تصوّف و طريق نقشبندي لازم است كه با دلسوزي و اخلاص و با همۀ وجود، دين خدا را ابلاغ كنند « أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ (زمر/۳)‌» و هر وعده‌اي كه دادند صادقانه بر آن پايدار بمانند: « وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً (اسراء/ ۳۴)» و در موضوعات و بحث‌هايي كه حقّي و مسئوليّتي در آن ندارند و از آن آگاه نيستند، دخالت نكنند: « وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (اسراء/ ۳۶) ». “

با این وجود ما در فضای مجازی منتسب به نقشبندیه کسانی را به عنوان ادمینی می بینیم که از دست نشاندگان کمونیست شوروی در خاک افغانستان چون نجیب بر علیه مسلمین حمایت می کنند. به راحتی دروغ می گویند، به راحتی اخباری را که در آن حقّي و مسئوليّتي و آگاهی ندارند نشر می دهند و آشکارا در صف این دشمنان و مزدوران بر علیه مسلمین قرار گرفته اند.

زمانی که واکنشهای آنها در امور داخلی میان مسلمین را نیز می بینیم خیلی واضح متوجه می شویم که آشکارا به مسلمین مخالف خود تهمت می زنند و دروغ می گویند و اختلاف افکنی و فتنه و تفرق درست می کنند و علاوه بر این عملاً در کنار  کفار سکولار و اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و ضد دین قرار گرفته اند.

آیا اینها همان دشمنانی نیستند که شیخ عثمان نقشبندی رحمه الله و سایر بزرگان دین در مورد آنها با عناوینی چون “توطئه‌گر جهنّمي، براي ايجاد اختلاف و فتنه و با شكست مواجه كردن نقشِ مسلمانانِ حقيقي؛ نقشه‌هاي شوم مي‌كشند”  به مسلمین هشدار داده اند؟

پیروان راستین تزکیه لازم است از این توطئه گران در لباس تصوف پرهیز کنند و اجازه ندهند با شعار تصوف در میان مسلمین توطئه گری  و اختلاف و فتنه ایجاد کنند و در مسیری قرار بگیرند که مسلمین واقعی را به شکست بکشانند و مسلمین را در خدمت سکولاریستها و سایر دشمنان دین به کار ببرند و در این راه به  روش برخورد مشايخ نقشبندي هَورامان با اولاد و منسوبين ناخلف و كژ رَو مراجعه کنند.