متن کامل بیانیه امروز شورای علمای شیعه افغانستان در کابل، خواسته ها و اعلام آمادگی همکاری سراسری شیعیان با امارت اسلامی افغانستان

متن کامل بیانیه امروز شورای علمای شیعه افغانستان در کابل، خواسته ها و اعلام آمادگی همکاری سراسری شیعیان با امارت اسلامی افغانستان

بسم ا الرحمن الرحیم

وقل ٱعملوا فسَیرى ٱ عملكم ورسوله وٱلمؤمنون وستردون الى علم ٱلغیب وٱلشهدة فینبئكم بما كنتم تعملون (توبه ۱۰۵ ) و بگو ( ای پیامبر)که هر عملی انجام دهید خدا آن عمل را می بیند و هم رسول خدا و مؤمنان بر آن آگاه می شوند، آن گاه به سوی خدایی که دانای عالم غیب و شهود است بازگردانیده می شوید و او شما را به کردارتان آگاه سازد.

افغانستان بیش از چهل سال جنگ را پشت سر گذاشته و مردم ما طعم تلخ مشکلات, رنجها و مرارت های جنگ را چشیدهاند, ملت رنجدیده افغانستان, ضرورت دستیابی به صلح وامنیت را باپوست وگوشت و استخوان خویش درک کرده اند.

شورای علمای شیعه افغانستان به حیث یک نهاد ارزشی بی طرف, همواره برای دستیابی مردم افغانستان به صلح و ثباتوبرقراری رابطه برادری واخوت تلاشهای موثر خویش را انجام داده و دیدگاههای خویش را با جوانب ذیدخل شریک ساخته است. واکنون نیز تلاشهای خستگی نا پذیری را برای تحقق صلح عادلانه و پایدار. انجام می دهد واز امارت اسلامیمی خواهد که خویشتن داری داشته, کوشش نماید, رخدادهای را که در این روز ها دربعض گوشه های کشور دیده می شود,مسالمت آمیز حل و فصل نماید. از جوانبی که از اوضاع فعلی ناراضی می باشند نیز می خواهد که حوصله مندی داشته بهسمت تجربه تلخ چهل سال گذشته قدم نگذارند.

آگاهی دارید که جریان مذاکرات صلح بین الافغانی میان هیاتهای دو جانب در گیر جنگ, ماهها طول کشید اما به نتیجه ی نرسید, سر انجام, با پا درمیانی کشورها ذیدخل و سفرهای هیاتی تحت ریاست داکتر عبد ا به دوحه امیدهای برایدستیابی به صلح به وجود امده بود اما فرار داکتر اشرف غنی از کشور, سراسیمگی و بی نظمی را در پایتخت کشور ودرمجموع پروسه صلح به وجود اورد.

در وضعیتی که بی نظمی در کابل آغاز شده و در حالت گسترش بود, نیروهای نظامی طالبان علیرغم اینکه متعهد بودند, تازمان توافق به یک حکومت موقت به شهرکابل داخل نشوند. برای حفظ نظم و جلوگیری از چور وچپاول وارد کابل شدندو با سرعت عمل نظم شهر را در کنترول خویش گرفتند, شورای علمای شیعه افغانسنان این اقدام برای حفظ نظم را قابل تقدیر می داند

ورود نیروهای نظامی طالبان در شهر کابل در شرایطی انجام شد که مراسم های عزا داری امام حسین )ع( در ایام محرم و دهه عاشورا جریان داشت, تغییرات به وجود امده تشویشهای رادر رابطه به امنیت این مراسم به وجود آورده بود. اماقاطعیت و تدبیر نیروهای امنیتی, هوشیاری مردم مخلص ومومن عزادار, کمیسیون عالی هماهنگی امنیتی مراسم دینی,شورای عالی تنظیم امور دینی و مسئولین محترم مساجد و تکایا دست به دست هم داد و باهمکاری خوب و صمیمانهتوانستند باتامین امنیت, مراسم عاشورا را با شکوه تر برگزار نمایند, شورای علما از این بابت از همه دست اندر کاران محترمتشکر و سپاسگزاری می نماید.

شورای علمای شیعه افغانستان دیدگاههاو مواضع خویش رامرتبط به شرایط موجود و تشکیل نظام اسلامی مورد توافقهمه اقشار و جهت های موجود در کشور به شرح ذیل اعلام داشته ودر روشنایی آن آماده همکاری با امارت اسلامی میباشد.

ادامه خواندن متن کامل بیانیه امروز شورای علمای شیعه افغانستان در کابل، خواسته ها و اعلام آمادگی همکاری سراسری شیعیان با امارت اسلامی افغانستان

به مناسبت آزاد سازی افغانستان : وظایف ما در برابر دارالاسلام و رهبریت و مسئولین آن

به مناسبت آزاد سازی افغانستان : وظایف ما در برابر دارالاسلام و رهبریت و مسئولین آن

ارائه دهنده : محمد صدیق الخراسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

معیاری که از سوی اهل سنت برای دارالاسلام و دارالکفر نامیدن سرزمینی تعیین شده است قانون اساسی آن سرزمین است که باید بر اساس اسلام باشد . حالا فرق ندارد بر اساس کدام یک از مذاهب اسلامی باشد . مهم این است که بر اساس شریعت اسلام بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد.

هم اکنون امارات اسلامی افغانستان مسلط به کشور و حاکم اولی الامر ما امتی اسلامی و مسلمین اهل ایمان افغانستان است که قانون شریعت الله  را تطبیق می دهد و اطاعت از امیران اولی الامر در حسب شریعتی اسلامی فرض است.

اهل سنت و سایر مسلمین شیعه افغانستان حق ندارند اشتباه بسیاری از اهل سنت و حتی شیعیان دارالاسلام ایران را تکرار کنند . بسیاری از اهل سنت ایران و شیعیان ایران جاهل هستند و اصلاً نمی فهمند که وظایفشان در برابر دارالاسلام چی هست و به خاطر کدام اختلاف ریز فقهی یا فریب خوردن توسط سکولاریستها و منافقین داخلی خود را سرگردان کرده اند و اطاعت واقعی و شرعی نمی کنند.

وجوب اطاعت از امیران والیان و فرمانروایان که مسلمان از اهل ایمان هستند، چه در وقت جهاد چه در راحتی استراحت در امور شرع فرض و امور غیر شرع اطاعت از آنان غیر مشروع است ، امر شرع مقدس اسلام همین است که باید امتی اسلامی و مسلمین فرمان بر دار از اولی الامر خود در امور شرع باشند، زیرا امر الله تعالی و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.

قال الله تعالی:﴿يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡ﴾ [النساء: ۵۹].«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا (با پیروی از قران) و رسول (با تمسک به سنت او) و از فرمانروایان مسلمان خود (مادام که دادگر بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند) فرمانبرداری نمایید».

۶۶۳- «وعن ابن عمر رضی الله عنه عَن النبي ص قال: «عَلى المَرْءِ المُسْلِم السَّمْعُ والطَّاعَةُ فِيما أَحَبَّ وكِرَهَ، إِلاَّ أنْ يُؤْمَرَ بِمَعْصِيَةٍ فَإذا أُمِر بِمعْصِيَةٍ فَلاَ سَمْعَ وَلا طاعَةَ»» متفقٌ عليه. «از ابن‌عمر رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «بر مسلمان، گوش دادن به فرمان و اطاعت فرمانروایان، در هر چه دوست دارد یا ندارد (خواه آن فرمان‌ها را بپسندد، خواه نپسندد) واجب است، مگر این که به گناهی (خلاف شرعی) امر شود که هر گاه به معصیت و گناه امر شود، دیگر هیچ گوش دادن و اطاعتی در کار او واجب نیست»متفق علیه است؛ [خ(۷۱۴۴)، م(۱۸۳۹)].

۶۶۴- وعنه قال: «كُنَّا إذا بايَعْنَا رسُولَ اللَّهِ ص عَلى السَّمْعِ والطَّاعةِ يقُولُ لَنَا: «فيما اسْتَطَعْتُمْ»» متفقٌ عليه. «از ابن‌عمر رضی الله عنه  روایت شده است که گفت: هر وقت ما با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر گوش دادن و اطاعت بیعت می‌کردیم به ما می‌فرمود: «تا آنجایی که در توان دارید»

پس: اهل سنت حنفی و حنبلی و سلفی و تحریری و اخوانی و … و اهل تشیع در افغانستان باید از جاهلهای اهل سنت و شیعه ی دارالاسلام ایران عبرت بگیرند و فریب نخورند.

دارالاسلام چه در زمان جهاد و جنگ و چه در زمان حاکمیت باید تقویت و حمایت شود. مانباید به اتحاد طاغوتهای عرب و عجم تحت عنوان سازمان کشورهای اسلامی دل خوش باشیم بلکه باید به اتحاد دارالاسلامها دلخوش باشیم و به منهج صحیح اسلامی برگردیم .

القاعده ی اسامه بن لادن و تخریب سفارتخانه های «سرافعی» در کنیا و تانزانیا

القاعده ی اسامه بن لادن و تخریب سفارتخانه های «سرافعی» در کنیا و تانزانیا

به قلم: ابوانس الکوردی

سفارتخانه در هر کشوری در واقع بخشی از سرزمین صاحبان سفارتخانه است. یعنی مثلاً سفارت آمریکا یا رژیم صهیونیستی در امارات عربی در واقع بخشی از سرزمین آمریکا و انگلیس است و حمله به چنین مکانهائی در دارالکفرهای غیرمعاهد در واقع حمله به خاک کشور آمریکا و انگلیس یا هر کشور صاحب سفارتخانه است.

با چنین نگرش پذیرفته شده توسط  مجامع بین المللی، القاعده ی اسامه بن لادن که بر آمریکا به عنوان «سرافعی» تمرکز کرده بود ۲۳ سال پیش در چنین روزی در تابستان سال ۱۹۹۸ با دو کامیون بمب گذاری شده سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا را هدف قرار داد که منجر به کشته شدن صدها نفر از سکولاریستها و زخمی شدن بیشتر از ۴۰۰۰ نفر دیگر شد.

چون القاعده ی اسامه بن لادن بر اشغالگران خارجی متمرکز شده بود و از هر گونه جنگ داخلی میان مذاهب مختلف اسلامی و بخصوص جنگ با دارالاسلامهای ایران و امارت اسلامی پرهیز می کرد به همین دلیل طبق روال عادی و طی سناریویی۶ نفر در دادگاه ایالتی واشنگتن گواهی دادند که جمهوری اسلامی ایران در این انفجار با نیروهای القاعده همکاری داشته است. سخنگوی وزارت امور خارجه دارالاسلام ایران ضمن حکوم کردن این ادعا آنرا «سناریویی از پیش طراحی شده» توسط دولت آمریکا خواند.

قاضی دادگاه بررسی پرونده این بمب‌گذاری‌ها، دارالاسلام ایران را در این ماجرا مسئول شناخته  و اعلام کرده بود که ایران تجهیزات لازم و کمک‌های مالی مورد نظر را در اختیار القاعده جهت اجرای این عملیات قرار داده‌اند.

این عملیات در واقع جهاد القاعده بر علیه کفار سکولار جهانی را فرامنطقه ای کرد و پیامی بود به مسلمین که باید بر دشمن اصلی تمرکز کرد و از هر گونه جنگ داخلی میان مسلمین پرهیز کرد. این منهج شیخ اسامه بن لادن بود تا زمانی که در قید حیات بود.

به دنبال آن و در زمان ایمن الظواهری منهج عوض شد و از منهج سید قطبی شیخ اسامه بن لادن به منهج نجدیت تغییر مسیر داد و به این شکل آفتهای نجدیت هم وارد القاعده ی ایمن الظواهری شد . یعنی رها کردن دشمن اصلی و مشغول شدن مسلمین به مسلمین و تفرق و جنگ داخلی و در نهایت خدمت مستقیم یا غیر مستقیم به کفار سکولار جهانی. چیزی که ما همین الان در یمن و سوریه مشاهده می کنیم .

متاسفانه امروزه نجدیت در میدانهای دعوت و جهاد تبدیل به یک مانع و حتی آفت شده است. به امید روزی که اهل سنت از این تفکر مخرب خود را رها کرده و به منهج صحیح اسلامی اهل سنت در خیرالقرون برگردند.

ما بدون راهنما و با حب دعوت و جهاد و با اخلاص این مسیر اشتباه را طی کردیم . از الله تعالی می خواهم که مخلصین این مسیر را که طالب حق هم هستند به مسیر صحیح برگرداند و از آلودگی تفکرات نجدیت پاکشان کند. آمین

خطر سهل انگاری با لباس اعتدال و میانه روی در میان اهل سنت ایران

خطر سهل انگاری با لباس اعتدال و میانه روی در میان اهل سنت ایران

به قلم : منتقد مکتب مفتی زاده

امروزه ما شاهد افراد و گروههای سکولار زده ای در میان اهل سنت ایران هستیم که با چاشنی نژاد گرائی و قومیت گرائی حتی با عبا و عمامه و…. با استفاده از منابر و حلقات درس و با پشتوانه ی شبکه های ماهواره ای مختلف، درپی شرعی جلوه دادن یا عادی سازی کفریات سکولاریستها و بدعت های خطیر سکولار زده ها و افکار اهل بدعت فرقه های مختلف در میان مردم هستند.  

به نظر بنده اینها نسبت به عقاید اهل سنت جاهل نیستند و نسبت به عقاید سکولاریستها هم بی اطلاع نیستند و احمق ترین انسان هم با بررسی عقاید و کارنامه ی احزاب مختلف سکولار می تواند به سادگی به میزان مفاسد فکری و عملی این سکولاریستها پی ببرد. پس اینها جزو دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها در میان اهل سنت هستند که در پی کسب مدال اعتدال از سوی عوام هستند آنهم به قیمت گمراه ساختن مردم!. زیرا محال است کسی عقاید اسلامی را بشناسد اما نداند عقاید سکولاریستها در تضاد با آن است، مگر اینکه هوای نفس و خشنودی خلق الله را در اولویت قرارداده باشد!

اگر در مقابل بدعت ها و مبتدعین، اهل سنت مآبانه برخورد نکنیم، در مقابله بدعت ها،  بدعت درست می کنیم، همان طور که در مقابل خوارج ، اهل ارجاء ایجاد شدند. همان طور که در مقابل کسانی که در تکفیر غلو می کنند کسانی درست شدند که صادر کردن حکم تکفیر را برای کسانی که دچار انواع کفریات مُخرِج مِن المِلَّه شده اند، آن هم بعد از مراحل شرعیش را محال می دانند.

اینهائی که ادای مسلمین را درمی آورند اما در خدمت به احزاب مختلف سکولاریستی کار می کنند جزو دارودسته ی منافقین میان مسلمین و جزو اهل بدعت هستند. اینها تنها با قدرت نظامی مدیریت می شوند نه با دلیل و قرآن و سنت و فقه. باید بدانیم که اتحاد با کتمان حق و تمجید مبتدعین بدون افشا کردن و نقد انحرافاتشان میسر نمیشود و این روش اعتدال نیست بلکه کمک به تحریف دین است.

معتدل نمایان شاید به ظاهر موضعی آراسته و پسندیده داشته باشند در نزد عوام مردم! اما نه تنها موضع اینها خلاف موازین شرعی و روش ائمه ی اسلام بوده بلکه در اصل روش اینها خیانت در حق مسلمین و متضرر کردن مسلمین، و هموار ساختن مسیر کژی و انحراف در دین برای عوام بی اطلاع و قرار دادن عوام در مسیر اهداف احزاب سکولار محلی و کفار سکولار جهانی است.

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۳)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۳)

به قلم: مجاهد دین

آن زمان نمی‌دانستیم اشکالش در کجاست. چون پیوسته الحذر الحذر می‌گفتیم که مواظب باشید که: «وهابیت تنها شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخورید» هرگز اجازه نمی‌دادیم کسی دربارۀ اصول فکری ما حرفی بزند. اگر می‌گفتند وهابی هستید، می‌گفتیم وهابیت فقط شعاریه که دشمنان اسلام روی مسلمانان واقعی (یعنی ماها) گذاشته‌اند تا بوسیلۀ این اسم با اهل سنت واقعی (یعنی ماها) مخالفت کنند. نزد ما بقیه اهل سنت واقعی نبودند، بلکه یک مشت صوفی قبوری و مرجئه و اشعری و … بودند. اینها هم که اهل سنت نیستند! می‌ماند ماها که معلوم می‌شود فقط ما اهل سنت هستیم چون از توحید حرف می‌زنیم و هدفمان احیای توحید و مبارزه با شرک است!

برادرانمان که هجرت کرده بودند و ما غبطه به هجرتشان می‌خوردیم، یک عده القاعده‌ای شده بودند، عده‌ای هم دوله‌ای، عده‌ای دیگر جبهة النصره‌ای، و عده‌ای دیگر نیز دیگر جماعت‌ها می‌رفتند. ما نیز در خانه‌هایمان به برادرانمان که هجرت کرده بودند افتخار می‌کردیم و هنوز اختلاف و درگیری و تکفیر شدن این جماعت‌ها توسط همدیگر پیش نیامده بود. برای اینکه ماهیتی که دعوت نجدی دارد، به شدت تفرقه پذیر و دشمن ساز و خشک است که هیچ گونه مخالفتی را برنمیتابد. یک دفعه دوله اعلام کرد که همۀ جماعت‌ها یا تقریبا اکثر جماعت‌ها کافر و مرتد هستند و انواع نواقض اسلام را مرتکب شده‌اند! ما نیز در خانه‌هایمان در بینمان وَلوَله به پا می‌شد. این اون را تکفیر می‌کرد، اون دیگری را تبدیع می‌کرد… به این شکل همدیگر را بخاطر حمایت از جماعت‌ها متهم می‌کردیم و تکفیر می‌کردیم و  خلاصه به این شکل تقدیر خداوند چنین بود که سر خودمان را خودمان قطع کنیم.

و این اتفاقات فقط مقدمه بودند.

خلاصه همان برادرانی که ده دوازه سال پیش در کلاس‌های پنهانی و زیر زمینی و مخفیانه و توسط مربیان گمراهی که تفکر نجدی را تدریس می‌کردند، یک روزگاری کنار هم بودند و یک فکر را داشتند، امروز دشمنان قسم خوردۀ همدیگر شده بودند. هردو یک حرف را می‌زدند منتها زاویۀ نگاهشان به مسائل متفاوت بود. همانند عدد ۹ انگلیسی که طرف مقابل آن را ۶ می‌بیند یا عدد ۸ فارسی که طرف مقابل آن را ۷ می بیند. ما معتقد بودیم که این عدد، ۹ است و هرکسی غیر آن را بگوید گمراه شده است! طرف مقابل هم قسما بالله می‌گفت و خدا را شاهد می‌گرفت که این عدد ۶ است و هرکسی غیر این را بگوید گمراه شده است! به این شکل حکم تکفیر یکدیگر را صادر کردیم و در فرصت مناسب همدیگر را می‌کشتیم. چنانکه جماعت‌های به اصطلاح سلفی جهادی این کار را می‌کردند.

ادامه خواندن وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۳)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۲)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۲)

به قلم: مجاهد دین

ما اخلاص زیادی داشتیم اما مسیر درستی را طی نکردیم. چون در ذهن ما نقش بسته بود که: «وهابیت تنها شعاری برای مخالفت با اهل سنت است و نباید فریب بخوریم»

خیلی ها تحمل نیاوردند و هجرت کردند. یکی سمت القاعده و طالبان می‌رفت، دیگری به عراق می‌رفت. هدفی هم جز تمکین شریعت و بالا آوردن شعار توحید نداشتیم. وقتی می‌دیدیم برادرانمان قدرت پیدا کرده‌اند و اعلام جماعت و امارت و … می‌کنند، خیلی خوشخال می‌شدیم. می‌گفتیم وعدۀ خداوند در حال پدید آمدن است و طایفۀ منصوره ظاهر گشته است.

چنانکه گفتم، پیشتر در جامعه تبدیل به انسان‌هایی منزوی شده بودیم. شاید افسردگی گرفته بودیم. به مردم جامعه بد بین بودیم. اگر می‌گفتیم اصل در این مردمان بر کفر و شرک است، گفتنش برایمان سخت نبود. برای همین هجرت را انتخاب کردیم. از اینجا و آنجا و این شهر و آن کشور هجرت کردیم و مردمانی دور هم جمع شده بودیم که با اینکه با هم مهربان بودیم اما به شدت از دست مردمان عصبانی بودیم. ما در باور خودمان حکم صحابه‌ای را داشتیم که با مشقت‌های فراوان از دست مشرکان قریش و ابوجهل‌ها فرار کرده‌اند. یاد دلاوری‌های صحابه می‌افتادیم که چطور در جنگ‌ها، در مقابل پدر و برادر خودشان می‌ایستادند و بخاطر دفاع از توحید پدر و برادر خودشان را می‌کشتند! ما نیز قرار بود همین کار را با پدر و برادرهایمان بکنیم! اما این کجا و آن کجا!

خیلی اخلاص داشتیم، چون حاضر بودم خودمان را منفجر کنیم و از این دنیا برویم و شهادت طلبی (استشهادی) کنیم. و می‌کردیم. ما مزدور کسی نبودیم، از کسی پول نمی‌گرفتیم، بلکه قربة إلی الله بودیم. چون کسی که حاضر باشد به زندگی خودش پایان بدهد، قطعا برای مال دنیا چنین نکرده است بلکه هدفش شهادت بوده است. این کار فی نفسه اشکالی نداشت، اما اشکال در آنجا بود که انتقام ابوجهل و مشرکان قریش را از مردم اهل سنت اشعری و صوفی مسلک داخل مسجد و با منفجر کردن مسجد بر سر آنان می‌گرفتیم!  خودمان را در بین آنها منفجر می‌کردیم! و اشکالش آنجا بود که آمریکا ما را بمباران می‌کرد و ما انتقامش را از یک مسیحی دیگر در کشوری غیر از آمریکا و داخل کلیسایشان می‌گرفتیم.! چون مربی نداشتیم. اخلاص داشتیم اما مربی نداشتیم.

ادامه خواندن وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۲)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۱)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۱)

به قلم: مجاهد دین

به نام خدای خالق تضاد ها؛ خدایی که خوب و بد، زشت و زیبا، سفید و سیاه، هدایت و گمراهی و اختلاف را بوجود آورد تا ما را بوسیلۀ آن آزمایش نماید.

امروز دلم گرفته بود چون پیام‌هایی برایم می‌آمد که مرا همانند نوش دارویی پس از مرگ سهراب می‌دانست. برای همین خواستم آنچه تجربه کردم را بنویسم تا شاید در این راه تاریک چراغی به دست کسی داده باشم. 

چون تو می‌بینی که شخص دغدغۀ دین را دارد، الله و رسولش را از ته دل دوست دارد، به عبارتی دیگر اخلاص بسیار زیادی دارد؛ آمادۀ خدمت کردن به اسلام است، هنوز چیزی یاد نگرفته است، می‌خواهد دین را یاد بگیرد، اما پیش چه کسی می‌رود تا این دین را به او یاد بدهد؟ مساله اینجا مهم می‌شود.

ده دوازده سال قبل را به یاد بیاورید… شک ندارم بسیاری از شما (سلفی جهادی‌ها) همینطور بودند. نوجوانان و جوانانی تر و تازه و پر انرژی و ساده و بدون غل و غش و کلک و ریا، پر از صفا و صمیمیت و پاکی و یک دلی بودیم و عشق الله و رسولش را داشتیم. با چه شور و شوق فراوانی سخنرانی‌های بعضی ماموستایان را می‌شنیدیم که دربارۀ توحید و شرک صحبت می‌کردند. به مسجد می‌رفتیم، آن مسجدهایی که جز چند تا پیر مرد کسی دیگر برای نمازهای فرض نمی‌آمد، اکنون پر شده بود از جوانانی که یکی دو صف را پر می‌کردند. پاهایی به هم چسپیده و شانه‌هایی تراز. البته شیرینی ایمان احساس می‌شد. قلبت به بهشت خوشحال بود و هموراه دوزخ جلوی چشمانت بود و از گناهان کوچک و بزرگ دوری می‌کردی. سواک همراه همیشگی‌ات بود و نشان از سیمای ساده و سنتی‌ات داشت. لباسی سفید و بی آلایش می‌پوشیدی، کمی ‌ریش داشتی و بخاطر زدن آن نزد بقیه برادران سرزنش می‌شدی. اما حقیقتاً کاملاً مبتدی و کاملاً بی‌سواد بودی. جز دو سه تا سخنرانی، و شاید دو سه تا کتاب و مقاله، چیز دیگری نداشتی.

ادامه خواندن وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۱)

شبهه : با ابزار حکومت روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید….

شبهه : با ابزار حکومت روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید….

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرود

امروزه که ندای بیداری اسلامی و دور ریختن مسائل پوسیده ی تفرقه انداز توسط مذاهب مختلف اسلامی حنفی و مالکی و شیعه و شافعی و حنبلی وزیدی در دارالسالام ایران حال ریخته شدن به زباله دانی تاریخ است و مسلمین به تدریج قصد دارند به وحدتی اسلامی دست پیدا کنند دو گروه دچار ترس و هراس شده اند: یکی احزاب مختلف سکولار و دیگری دارودسته ی منافقین .

چرا ترس و هراس؟ چون وحدت همیشه منبع قدرت و شوکت و عزت بوده است، بخصوص وحدتی که با پشتوانه ی قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام همراه باشد و راه را بر تفرقه اندازان مخرب ببندد، و این برای کفار و دارودسته ی منافقین یعنی مصیبت؛ به همین دلیل بهترین گزینه را در این می بینند که بحث در مورد گفتگوی شرعی بین مذاهب اسلامی که در نهایت منجر به تقریب و نزدیکی این مذاهب می شود را بر نتابند و و مسلمین را بیشتر متمایل به جنگ و درگیری بین مذاهب اسلامی کنند.  

یکی از شبهاتی که این دشمنان مطرح می کنند این است که روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید. یعنی حکومت کاری به نززدیکی یا دوری مذاهب نداشته باشد. چرا؟ چون اگر نظارت حکومتی وجود نداشته باشد مثل کشورهای سکولار قطعاً روز به روز ما شاهد تفرق بیشتر و تولید فرقه ها و مذاهب متنوع و رنگارنگ خواهیم بود به جای وحدت اسلامی .

همه باید بدانیم که حرکت در مسیر وحدت اسلامی و ایجاد وحدت اسلامی یک امر سیاسی است که الله تعالی به آن امر کرده است و می فرماید: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا. اگر قدرت حکومتی نباشد قدرتی وجود دراد که جلو تولید فرقه های مختلف را بگیرد و مسلمین را به سوی وحدت اسلامی هدایت کند؟ قطعاً خیر.

پس مشکل همه ی این احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین همین قدرت حکومتی دارالاسلام است. به همین دلیل به همراه تمام کفار سکولار جهانی جبهه ی واحدی را تشکیل داده و این دارالاسلام را مورد هدف قرار داده اند.

آیا کسانی در میان مومنین و حتی اهل دعوت را نمی بیند که به میل خود و به بهانه های مختلف بنی اسرائیلی گوشه گیری و تک روی و حزب بازی و فرقه گرائی را در پیش گرفته و در مسیر جنگ روانی همین احزاب مختلف سکولار و دارودسته ی منافقین قرار گرفته اند؟

اینکه سکولاریستها و دارودسته ی منافقین می خواهند مانع سازماندهای حرکتهای وحدت گرایانه ی مذاهب اسلامی توسط قدرت حکومتی دارالاسلام شوند شوند و مذاهب و جماعتها و فرقه های اسلامی را در مسیر تفرق و تحزب قرار دهند نیز باز عملی سیاسی است اما سیاستی ضد اسلامی و سکولار و حرکت در مسیر شیطان.

پس فریب دسیسه ها و جنگ روانی شیطان و یارانش را نخوریم.

مردم اهل سنت و امارت اسلامی طالبان و اهل تشیع افغانستان

مردم اهل سنت و امارت اسلامی طالبان و اهل تشیع افغانستان

به قلم : احمد امارتی

کسی که اطلاعات خود را از رسانه های کرایه شده امریکا می ګیرید نود فیصد انها تبلیغات و دروغ است. متاسفانه اطلاعات اکثر مردم از رسانه های مزدور یا متعصبین جاهل ګرفته شده ‍‌هیچ حقیقت ندارد . همین امروز در کابل مضاهره بود از طرف مترجمین، جواسیس و کارکنان امریکا و انها از بایدن خواستند که هر چی زود تر به انها ویزه امریکا داده شود چون ‍طالبان در پیشروی هستند و جان آنها در خطر است.. در میان اینها هم سنی زاده بود هم شیعه زاده.

برادر عزیز اینجا در افغانستان اهل تشیع مثل ایران نیستند من که خبر دارم اکثریت اهل تشیع ایران مخالف امریکا هستند اما در افغانستان بعد از سنی زاده ها که بزرګ ترين حامیان امریکا بودند شیعه زاده ها هم از آمریکا حمایت کردند و ما از این حقیقت چشم پوشی کرده نمیتوانیم اما حالا میایم به نظر امارت و نظر شخصی من در مورد اهل تشيع….

۱…. آنها مسلمان و هموطن ما هستند.

۲…. هیچګاه بر سر انها ظلم را قبول نداریم چون انها اقلیت هستند.

۳…. خون انها خون ماست، مال انها مال ماست،. عزت انها عزت ماست.

البته اینطور هم نیست که شیعه هم مخالف امریکا نیست نا امروز اکثر شیعه های از مناطق دور از امارت حمایت می کند و امارت از انها حمایت می کند……

باید بدانیم که دشمن اصلی منطقه و دشمن اصلی اسلام، امریکا هست و باید بر آمریکا و متحدین آمریکا تمرکز کرد که سالهاست به همراه متحدین جهانی و حکومتهای غلام و اجیر محلی بزرګ ترین جنګ علیه اسلام و امت مسلمه شروع کرده است.

بلکل ما مسلمین با تمام مذاهبی که داریم باید در برابر این دشمن مشترک متحد شویم و امت باید در برابر آنها ایستاد شود و منافع ملی خود را در خط دوم قرار بدهیم  و منافع اسلامی را اول تر قرار بدهیم.

ماموستا صالح دمامه و آسیب شناسی حکومت سکولار ترکیه در مقایسه با دارالاسلام ایران

ماموستا صالح دمامه و آسیب شناسی حکومت سکولار ترکیه در مقایسه با دارالاسلام ایران

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

اهل سنت کوردستان بدون آنکه نیازی به تحلیل و تئوری داشته باشد در این چند دهه ی گذشته تجربیات زیادی از مفاسد احزاب مختلف سکولاریستی را از سر گذرانده که هم اکنون هم نوعان کورد آنها در کردستان عراق و سوریه و ترکیه در حال تجربه ی تلخ و ناگوار آن هستند که توسط سکولاریستهای محلی و تورک بر آنها تحمیل می شود.

حکومت سکولاریستها در سراسر دنیا در مواردی چون سرکوب پیروان شریعتهای آسمانی و کنار زدن قانون شریعت الله از اداره ی زندگی اجتماعی انسانها و رواج انواع مفاسد فکری و اخلاقی و جنسی کارکردهای یکسانی داشته است که همه دیده ایم یا داریم می بینیم.

یکی از این حکومتهای سکولار حکومت سکولار ترکیه است که با ضدیت با قوانین شریعت الله هر گونه تحرکات شریعت گرائی را در جامعه سرکوب کرده و در عوض به تمام مفسدین اجازه ی فعالیت داده و بخشی از درآمد خود را از مالیات هم مفسدین اخلاقی و جنسی تامین می کند.

ماموستا صالح دمامه یکی از خطبای شهرستان بانه قبلاً به صورت منهجی با بحثهائی چون « شریعت الله یا شریعت ابوجهل؟» در این زمینه بحثهای مختلفی داشته است و هم اکنون در مثالی زنده و با مقایسه ی وضع موجود حکومت سکولار ترکیه با دارالاسلام ایران به نکات مهمی اشاره می کند . ایشان در مطالبی مقایسه ای می گوید:

” این مورد که فرموده «ذلکم و ساقوا»من هم توصیه میکنم به همه شما بخصوص آیه ۱۵۸ که می فرماید « و لا تقرب الفواحش…..»دچار فشحا و زنا نروید چه آشکارا و چه پنهانی. فاحشه چه آشکارا و چه پنهانی باشد فرقی ندارد هر چند که کشورهای غربی متاسفانه این درونشان هست و کشورهای شرقی هم بخش اعظمی در آنها هست و کشورهای اسلامی هم بخش زیادی ازش زنا دارد مانند دولت ترکیه جنایتکار که ده ها کاباره و مراکز زنا در آن هست. ۲۴ یا ۲۵ درصد از درآمد ترکیه از مشروب و زنا است ۲۴ یا ۲۵ درصد از بودجه این کشور خیلی کلمه زشتی هست که من بگم خودتان می دانید من چه میگویم  از بی اخلاقی و  زنا و فاحشکی و مشروب تامین می شود .

چقدر هم در آن مسجد هست. ترکیه از ایران ده ها برابر بیشتر مسجد دارد .همه ساکتند و بی صدا. اهل ایمانی ندارد دیگر، وقتی اینقدر فحشا و زنا باشد کجاست دختران و آدمهای با ایمان که امر به معروف و نهی از منکر کنند؟ در کشوری که میگوید اسلامگرا هم هستم  استغفر الله از آن اسلام که در آن هست. ده ها مراکز زنا در آن هست که در زمان شاه در ایران هم ده ها مراکز زنا به صورت آشکارا بوده حالا پنهانی آن جداست که خدا می فرماید . وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ می فرماید مسلمان زنا کارنیست”

ماموستا صالح دمامه واضح فاش می کند که در کشور سکولار ترکیه چند برابر ایران مسجد وجود دارد اما همه ساکت هستند و آنهمه فساد و فحشاء گسترش پیدا کرده است. اما باید گفت که گسترش اینهمه فساد و فحشاء به دلیل حاکمیت قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها در جامعه است و حتی اگر کسی هم بخواهد نمی تواند کاری انجام دهد. چون حکومت سکولار با قدرت حکومتی و نظامی و زندانهای مختلف کوچکترین تحرکات اسلامگرائی مخالف با قوانین سکولاریستی را سرکوب می کند. مگر ما همین کردستان سوریه را نمی بینیم؟ یا همین کردستان عراق را نمی بینیم؟

 در کردستان عراق که اینهم با قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها اداره می شود باز ما به عنوان مثال می بینیم که در شهری مثل سلیمانیه بیشتر از ۴۰۰ مرکز تن فروشی تحت عنوان سالنهای ماساژ وجود دارد، اما در برابر، علمای حق گو نیز یا به شیوه های مشکوکی کشته می شوند یا با تولید سناریوهائی روانه ی زندانهای طولانی مدت می شوند.

در این صورت اگر می بینیم که در دارالاسلام فعلی ایران علماء می توانند فعالیتهائی داشته باشند و از قدرت اصلاحگری برخوردارند به خاطر قوانین حاکم بر ایران است و اینکه در حکومت سکولار شاه پهلوی و حکومت سکولار کنونی ترکیه و تمام حکومتهای سکولار دنیا هم آنهمه مفاسد وجود دارد و کسی نمی تواند کاری انجام دهد باز به خاطر قوانین حاکم بر آنهاست.