بیانیه ی شورای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در مورد انتخابات شوراهای مختلف دارالاسلام ایران

بیانیه ی شورای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در مورد انتخابات شوراهای مختلف دارالاسلام ایران

بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله والصلاة والسلام على أشرف المرسلين سيدنا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.

امروزه در میان مسلمین کسانی هستند که خودشان را ذلیل و بی ارزش کرده اند و در برابر جنگ روانی کفار سکولار جهانی خود را باخته اند و ابزار دست احزاب مختلف سکولاریستی و ارتدادی محلی و دارودسته ی منافقین داخلی شده اند؛ اینها نیز جزو همانهائی هستند که «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِم» ( حج/ ۱۸) «وخدا هركه را بي‌ارزش كند، هيچ كسي نمي‌تواند او را گرامي و ارزشمند کند»

این موجودات در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام دورانها وجود داشته و خواهند داشت، پس خطاب ما در این بیانیه به صورت خاص به مومنینی است که در برابر شریعت الله موضع «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» (بقره/۲۸۵) شنیدیم و اطاعت کردیم، گرفته اند.

در جمع بندی منابع شرعی متوجه می شویم: مناط، معیار و ملاک واحدی برای تعیین «دارالکفر»  یا «دارالاسلام» بودن سرزمینی وجود دارد به نام «قانون» و «حاکمیت» که به دنبال خود اطاعت زیر دستان و تعیین مجازت و پاداش این زیر دستان را نیز به همراه دارد، و این یعنی همان مفاهیم و محتوای چهار گانه ی دین  که عبارت بودند از: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش.

حالا در سرزمینی که این چهار معنی و محتوای دین، مختص دین «اسلام» است «دارالاسلام» است و سرزمینی هم که این ۴ معنی و محتوای دین مختص «کفر» است و توسط یکی از «کفار۶گانه» ی آشکار یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا  2- وَالصَّابِئِينَ  3- وَالنَّصَارَىٰ  4- وَالْمَجُوسَ  5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها) و ۶- مرتدین اداره می شود «دارالکفر» است.

در اینجا حق و ناحق با هم مخلوط نیست، ما هم اکنون در فتنه قرار نگرفته ایم، تعریف دارالاسلام و دارالکفر و معیارها و ملاک تشخیص این دو، هم در قرآن و هم در سنت صحیح و هم در آراء صحابه و هم در تمام مذاهب اسلامی مشخص و یکی است، و در برابر اینها ما با سخنان عده ای از علمای درباری و مفتی های طاغوتها و سخنان دارودسته ی منافقین و سکولار زده های لیبرال طرفیم؛ سخن واحد الله ورسولش و صحابه و تمام مذاهب اسلامی در برابر سخن این دسته قرار گرفته و هر دو سخن کاملاً مشخص و جدا از هم هستند. مهم این است شما کدام یک را می پذیری و در کدام طرف ایستاده ای؟

در این صورت می توانیم برای مشارکت خود در این سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران دلایلی کاملاً شرعی و عینی داشته باشیم، از جمله اینکه:

  1. از نظر عقیدتی و ایدئولوژیک «موظف» و «مکلف» به مشارکت اجتماعی در دارالاسلام هستیم بخصوص زمانی که دارالاسلام در مواجه با انواع جنگهای روانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حتی تهدیدهای نظامی قرار گرفته باشد که بی تفاوتی ما نوعی «خیانت» به دارالاسلام و «خدمت» به دارالکفرهای سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی و دارودسته ی منافقین داخلی خواهد بود.
  2. شوراهای مختلف و انجمنهای مردم نهاد در دارالاسلام ایران تنها کانالهای قدرت گیری ما و خدمت رسانی به مسلمین بر اساس «مذهب» خودمان هستند.
  3. شوراهای مختلف و نهادهای مختلف مردم نهاد در دارالاسلام تنها ابزارهای جلوگیری از تولید تفرق و حرکت به سوی وحدت اسلامی و رسیدن به شوراهای اولی الامر صنفها و تخصصهای مختلف هستند که در نهایت منجر به شورای اولی الامر واحد مسلمین می گردند.
  4.   «موجودیت» و «تقویت» ما در دارالاسلام ایران و «امنیت» ما با موجودیت و تقویت و امنیت دارالاسلام ایران گره خورده است و «تضعیف» دارالاسلام ایران بدون شک تضعیف تمام شریعتگرایان متصل به این دارالاسلام در سراسر دنیا و طبعاً منجر به تضعیف ما خواهد شد.

در این صورت واضح است که در همان ابتدای راه ما برای حفظ موجودیت و منافع اخروی و دنیوی خود میجنگیم که ثمرات این حضور به تمام اعضای دارالاسلام نیز خواهد رسید.

ما شریعت گرایان اهل سنت ایران به مدت ۴ دهه است که با قدرت حکومتی دارالاسلام ایران توانسته ایم در برابر کفار سکولار جهانی و بخصوص احزاب مختلف سکولار و مرتد محلی از اسلام و عزت و جان و ناموس و مال خود محافظت کنیم، اینها تحلیل تئوری نیست که نیاز به فکر کردن داشته باشد بلکه تجربیاتی است که ما شاهد وقوع آنها بوده ایم، علاوه بر این، تجربیات مختلف نشان داده است که ما به تنهائی هرگز توان مقابله با این سیل خروشان کفار متحد جهانی و مرتدین محلی را نخواهیم داشت و چنانچه این دارالاسلام از دست برود بدون شک دارالکفری سکولار جایگزین خواهد شد.

کسانی که آگاهانه یا جاهلانه در جهت تضعیف و نابودی این دارالاسلام در تلاش هستند و در جبهه ی جنگ روانی دشمنان قرار گرفته اند در واقع چه بخواهند چه نخواهند عزت را در درالکفرها و حاکمیت هریک از کفار آشکار ۶گانه و عقاید کفری آنها جستجو می کنند و بدون شک الله تعالی آنها را ذلیل خواهد کرد چنانچه  عمر بن خطاب رضی الله عنه به صورت کلی می گوید: «نحن قومٌ أعَزَّنا اللهُ بالإسلامِ ولو ابتغینا العِزَّةَ فی غیرها أذَلنا الله » [۱]خداوند ما را به اسلام عزت داده است اگر عزت را در جای دیگر جستجو کنیم،خداوند ما را خوار  و ذلیل می کند.

 به اقوام مختلفی در سرزمینهای اسلامی نگاه کنید که غیر از سیستم اسلام سیستم سکولاریسم ویکی از مذاهب مختلف دین  سکولاریسم را انتخاب کرده اند، نگاه کنید الله تعالی چگونه آنان را ذلیل کرده بعد از آنکه قرنها در عزت زندگی کردند؟!

بر این اساس، شورای بنیان جهاد علیه سکولاریسم در مناطق سنی نشین دارالاسلام ایران از تمام مسلمین و حتی اهل ذمه ای که خود را در سرنوشت جمعی این کشور شریک می دانند می خواهد که در عرصه های مختلف انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرده و این مشارکت را قبل از هر چیز حضور در جنگ روانی بر علیه دشمنان اسلام و دارالاسلام و تقویت مومنین شریعت گرا بدانند.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شورای مدیریت «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در دارالاسلام ایران

۲۱/۳/۱۴۰۰ش


[۱] رواه الحاكم (۱/۱۳۰)، وصحَّحه الألباني في (سلسلة الأحاديث الصَّحيحة) (۱/۱۱۷)

در انتخابات ایران در صف اصلاحگرانی یا اپوزیسیون سکولار؟

در انتخابات ایران در صف اصلاحگرانی یا اپوزیسیون سکولار؟

ارائه دهنده: جمشید احمدی (سنندج)

با آنکه نگرشهای جماعت دعوت و اصلاح در مورد دموکراسی و … با نگرش ما متفاوت است اما موارد مختلفی وجود دارند که می توانند ما را در یک جبهه متحد کنند. یکی از این موارد نگرش ما به دارالاسلام ایران است .

با آنکه این جریان در تمام کشورهای سکولار هم دارای چنین نگرشی به صاحبان قدرت هستند با این وجود همین نگرش آنها حتی اگر در دمورد دارالاسلام ایران به صورت موقتی هم باشد باز می تواند مفید و قابل ارزش و استفاده باشد .  

ما در این روزها شاهد بررسی انتخابات ١٤٠٠ با حضور جمال اسماعیلی مسؤول هیأت اجرایی جماعت و صلاح قاسمیانی مسؤول ستاد انتخابات در جمع اعضای شعبه تهران و البرز بودیم که جمال اسماعیلی در این نشست ابراز داشت که هدف اولیه‌ی انتخابات چرخش قدرت و جابه‌جایی مسؤولان و ایجاد فرصت مدیریتی برای نگاه‌های مختلف جامعه است. وی در ادامه بیان کرد مشارکت اهل سنت در انتخابات پرهیز از عزلت و گوشه‌نشینی، تأکید بر حضور مؤثر و نقش‌آفرینی در راستای توسعه‌ی جامعه در ابعاد مختلف می‌باشد چرا که بهبود وضعیت سیاسی بر پایه مشارکت عمومی می‌تواند بستری مناسب برای بهبود جامعه در سایر ابعاد باشد.

صلاح قاسمیانی مسؤول ستاد انتخابات جماعت نیز در این نشست با تبیین اهمیت و نقش کلیدی سیاست بر همه حوزه‌های فردی و اجتماعی، تأکید کرد: «جماعت یک حزب سیاسی نیست که درصدد کسب قدرت و دستیابی به آن باشد، چرا که جماعت به‌عنوان یک تشکل مدنی، رسالت خود را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی تعریف کرده است، اما اگر این جماعت بخواهد در سرتاسر ایران و به‌ویژه در مناطق قومی و مذهبی و مرزی فعالیت کند نمی‌تواند عنایت لازم را به موضوع سیاست نداشته باشد.»

وی در ادامه به مواضع سیاسی و انتخاباتی جماعت اشاره کرد و گفت: «گفتمان ما اصلاح‌گری است. ما در صف براندازان و اپوزیسیون قرار نمی‌گیریم و تغییر در همه حوزه‌های اجتماعی و بالأخص سیاست را در چارچوب اصلاح بدون خشونت و در عین امیدواری پی می‌گیریم و حداکثر استفاده‌ی لازم از همه فرصت‌ها و منافذ قانونی و از جمله انتخابات را به نفع آینده‌ی کشور، جامعه مدنی و اهل سنت می‌دانیم.»

این جماعت به نکته ی خیلی مهم و واقعی اشاره کرده اند و آن اینکه در این انتخابات دو موضع بیشتر وجود ندارد:

  1. شرکت کردن برای اصلاح بدونه خشونت
  2. شرکت نکردن و رفتن به صف براندازان و اپوزیسیون

قانون اساسی ایران بر اساس یکی از مذاهب اسلامی نوشته شده است و قطعاً با قوانین سکولاریستی سایر کشورها متفاوت است به همین دلیل فتواهای علماء در مورد حرام بودن شرکت در انتخابات سایر کشورهای سکولار و طاغوتی برای دارالاسلام ایران بی ارزش و نابجاست .

این برای همه واضح است که در برابر دارالاسلام ایران تنها دو جبهه و دو موضع وجود دارد . موضع شما در برابر دارالاسلام ایران چیه و در کدام جبهه قرار گرفته ای؟

وظایف ما در محافظت از سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران

وظایف ما در محافظت از سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران

به قلم : کارزان شکاک

زمانی که به صلح خلیفه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم حسن بن علی رضی الله عنهما با معاویه و تحویل خلافت به شاهی چون معاویه نگاه می کنیم، متوجه می شویم که بعد از آنهمه کشت و کشتار و مخالفت میان ارتش خلفای مسلمین (علی بن ابی طالب و حسن بن علی) با ارتش اهل بغی، پای سرنوشت جمعی دارالاسلام به میان می آید که محافظت از این سرنوشت جمعی وظایفی را متوجه تمام مومنین می گرداند، حتی اگر انجام این وظایف به قیمت دادن امتیازی بزرگ چون تنازل از حاکمیت و خلیفه بودن دارالاسلام باشد.

این سناریو بارها در تاریخ اسلام رخ داده است از حمایت صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب از حکومت شیعه مصر در برابر کفار صلیبی گرفته تا حمایت ابن تیمیه از حکومت اهل بدعت در برابر حمله ی مغولها و…

به این شکل واضح است که سرنوشت جمعی و نقش‌گیری در امور اجتماعی دارالاسلام ، از لازمه و ضروریات زندگی اجتماعی مسلمین است. البته در کل اساس و بنیاد زندگی جمعی، بر تعامل و کنش متقابل میان فعالین اجتماعی استوار است و هر جمع و جماعتی که از صحنه تعاملات اجتماعی و بده و بستان‌های جمعی غایب باشد به طور طبیعی و قهری در انزوای اجتماعی قرار گرفته و کمتر در معرض تعاملات اجتماعی خواهد بود.

همچنانکه دوری از انجام وظایف فردی در شریعت نوعی جرم محسوب می شود به همین ترتیب دوری از انجام وظایف و تکالیف جمعی نیز جرم و گناه محسوب می شود بخصوص اگر این وظایف و تکالیف با سرنوشت جمعی تمام ساکنین دارالاسلام گره خورده باشد.

 امروزه با اینهمه تبلیغات وسیع و متنوع «مثلث دروغساز» ۱ – کفار  2- و دارودسته ی منافقین ۳- و مسلمین جاهلی که کارگران بی مزد شیطان شده اند و این دروغها را بدون تحقیق به دیگران منتقل می کنند، آگاهی بر وظایف جمعی در قبال دارالاسلام در برابر کفار مهاجم جهانی و مزدوران محلی آنها برای عده ای سخت و مشکل شده است.

اهل سنت ایران لازم است به این واقیعت مهم پی ببرند که هم اکنون در انتخاب بین دو جبهه قرار گرفته اند که سومی ندارد:

  1. جبهه ای که کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو آن را رهبریت می کند که در این جبهه تمام مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین با گرایشات مختلف سیاسی و فکری سنگر بندی کرده اند. البته متاسفانه دسته هائی از مسلمین جاهل هم ناخواسته در همین جبهه قرار گرفته اند بدون آنکه خود بدانند.
  2. جبهه ی دارالاسلام ایران که در این جبهه هم تمام گرایشات مختلف اسلامی شیعی و سنی با تفکرات و مذاهب مختلف در برابر جبهه ی کفار سنگر بندی کرده اند.

هم اکنون لازم است که شما با مراجعه به رای امام مذهب خودت (نه ملاها و مولوی های دست چندم مذهب و مجریان جنگ روانی دشمن در ماهواره ها) به این آگاهی دست پیدا کنی که جهت انجام تکالیف اجتماعی که الله بر تو واجب کرده باید در کدام جبهه قرار بگیری؟

بدون شک تمام مذاهب اسلامی به شما خواهند گفت که باید در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه تمام کفار و دنباله روان آنها قرار گیری.

امروزه و در دارالاسلام ایران که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی تدوین شده و اهل سنت نیز در امور داخلی خود و انتخاب شوراهای مختلف و زندگی فردی و خانوادگی و جمعی بر اساس مذهب خود از آزادی کاملی برخوردار هستند، ما در بوته ی آزمایش قرار گرفته ایم.

مشارکت ما در انتخاب شوراهای مختلف و انتخاب شایسته ترین و آگاهترین فرد به «فقه اسلامی»  نشانه بلوغ فکری و عقیدتی اهل سنت و ساز و کار دخیل‌شدن اهل سنت در تعیین سرنوشت جمعی خودش است.

اهل سنت ایران باید در راستای انجام تکالیف و وظایف اجتماعی خود در برابر دارالاسلام و همچنین عمل به وظایف جمعی در محافظت از سونوشت جمعی خود در دارالاسلام ایران، اجازه ندهد دشمنان داخلی و خارجی با شعور دینی و عقیدتی آنها بازی کنند.

در دارالاسلام ایران: پیش به سوی فتح شوراها و سندیکاها و انجمنهای مردم نهاد

در دارالاسلام ایران: پیش به سوی فتح شوراها و سندیکاها و انجمنهای مردم نهاد

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

اهل سنت کوردستان نزدیک به ۸ دهه است که بهای فساد عقیدتی و اخلاقی و مزدوری و خیانت سکولاریستهای جهانی و محلی را می دهد و بدون شک نمی تواند نظاره گر فعالیتهای خزنده ی تشکیلاتی و فرهنگی این خائنین در قالب سندیکاها و انجمنهای مختلف و ان جی اوها باشد.

کدام مسلمان کورد است به سهم خود بهای موجودیت این لکه های چرکین و ننگین سکولار را نپرداخته باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که انجمنها و سندیکاها و شوراهای مختلف خود را از نجاست این موجودات خائن و فاسد جارو و پاک کنیم؟

البته اهل سنت بلوچ و … در ایران به تازگی دارند وارد همان تجربیات سیاه و خائنانه ی سکولاریستها و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) در فضای مجازی می شوند که اهل سنت کوردستان چندین دهه است آن را فدار کردن دین و فرهنگ و آبرو و ناموس و حیا و موجودیت خود تجربه کرده اند و همه داریم ثمرات این میوه ی خبیثه را در افراد و خانواده ها و فرهنگ و جامعه ی خود می بینیم .

ما اهل سنت بر اساس مذهب خودمان می توانیم در دارالاسلام ایران با این سکولاریستهای خائن وارد رقابت و مبارزه ای شویم که در آن از پشتوانه ی قدرت حکومتی نیز برخوردار شویم . این نعمتی است که شما هرگز در کردستان عراق یا سوریه یا ترکیه و سایر کشورهای سکولار دنیا هرگز تصورش را نخواهید کرد.

ما اهل سنت سالهاست فریب تبلیغات دروغین سکولاریستها را خورده و به جای مذهب، عامل نژاد را به عنوان هویت خود انتخاب کرده ایم . انحرافی آشکار که روزی نوه های ما به خاطر این انحراف و معامله ی خیانت بار همه ی شرکت کنندگان در این طرح خائنانه به دین و ملت را نفرین خواهند کرد.

چگونه نفرین نکنند در حالی که عده ای نژادی که از طریق آلت تناسلی پدران آنها به آنها رسیده است را به همراه قوانین کفری سکولاریستی جایگزین قرآن و سنت صحیح و احکام و قوانین شریعت الله و آنهمه فقه پویای اسلامی کرده اند؟

آیا وقت آن نرسیده است که به جای اینکه هویت خودمان را در آلت تناسلی پدران خود جستجو کنیم بار دیگر هویت خود را در اسلام و توحید و قانون شریعت الله تعریف کنیم؟

آیا وقت آن نرسیده است که در ایران با پشتوانه قانونی که داریم بر اساس مذهب خود وارد گود مبارزه شده و با تحمل سختی های این مبارزه سعی کنیم به تدریج این موجودات سکولار را از شوراها و سندیکاها و انجمنهای مختلف مردم نهاد جارو کنیم؟

پس بیائید همچون یک مجاهد سخنتی های مبارزه را به جان خریده و وارد مبارزه ای علنی با سکولاریستهای خائن و دارودسته  ی منافقین (سکولارزده ها) شویم .

ارزش این فرصت طلائی و حیاتی در دارالاسلام ایران را درک کنیم و کاری کنیم که پدران و مادران شرافتمند و آبرومندی برای فرزندان و نوه های خود باشیم و تاریخ محله، روستا، شهر، استان و منطقه  ی خود را به گونه ای بنویسیم که مورد رضایت الله تعالی باشد.

در این صورت بگذار سکولاریستهای خائن محلی و دارودسته ی منافقین تا می توانند سرو صدا و عوعو کنند و برچسب و تهمت بزنند و دروغ بگویند چون «الكلاب تنبح والقافلة تسير» قافله در حرکت است بگذار سگها تا می توانند عوعو کنند و سخن امام شافعی رحمه الله را در مورد این موجودات سکولار و دارودسته ی منافقین آویزه ی گوش خود کن که می فرماید:

قل ما شئت بمسبتي * فسكوتي عن اللئيم هو الجواب

لست عديم الرد لكن * ما من أسد يجيب على الكـــلاب

پس شیر باش و بدون توجه به تبلیغات و سم پراکنی های وسیع سگهای سکولار و دارودسته ی منافقین در شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی با قدمهائی سنجیده و حساب شده به پیش، چون می دانی خودت چه هستی و آنها چه هستند و این یعنی انتهای اعتماد به نفس.

معیار و مناط تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

معیار و مناط  تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

ارائه دهنده: محمد رستمی

زمانی که اقوال مختلف اهل علم را بررسی می کنیم متوجه می شویم که این علمای بزرگوار دو سبب و علت را برای حکم بر سرزمین‌ بیان می‌کنند:

  1.  قوّت و غلبه.
  2. نوع احکامی‌ که بر آن تطبیق می‌شود.

ابن حزم رحمه الله می‌گوید: «و قول رسول الله صلی الله علیه و سلم که می‌فرماید: «أنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسلِمٍ أَقَامَ بَينَ أَظهُرِ المُشرِكِينَ»؛ «من از هر مسلمانی که بین سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) زندگی کند بیزارم» آنچه که ما گفتیم را مشخص می‌کند، و اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم منظورش از آن دارالحرب بوده، وگرنه رسول الله صلی الله علیه و سلم عاملانش را بر خیبر مستقر می‌کرد، در حالی که همه‌ی آن‌ها یهودی بودند، و زمانی که اهل ذمه در سرزمین‌شان غیر از آن‌ها زندگی نمی‌کند پس ساکنان آن بخاطر فرمانروایی بر آن‌ها یا تجارتی در بین آن‌ها کافر یا فاسق نامیده نمی‌شود، بلکه او مسلمان نیکوییست و سرزمین‌شان سرزمین‌ اسلام است نه دارالشرک، زیرا که سرزمین‌ به کسانی منسوب می‌شود که بر آن غلبه و حکم دارند و مالک آن می‌باشند».

و از ابویوسف و محمد بن الحسن رحمهما الله روایت است: «زمانی که احکام شرک را در آن ظاهر کردند پس سرزمین‌شان دارالحرب می‌شود، زیرا سرزمین‌، به ما یا به آن‌ها به اعتبار غلبه و قوّت نسبت داده می‌شود، پس هر جایی که حکم سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) چیره باشد آنجا قوّت از آن سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین)  می‌باشد، پس دارالحرب است، و هر سرزمینی که در آن حکم اسلام چیره باشد پس قوت در آن از آن مسلمین است».

و شوکانی رحمه الله می‌گوید: اعتبار در سرزمین‌ با چیرگی کلمه می‌باشد، پس اگر اوامر و نواهی برای اهل اسلام بود طوری که کافران نتوانند کفرشان را چیره کنند مگر با اجازه‌ی اهل اسلام، پس این دارالإسلام است، و ظهور خصلت‌های کفری در آن ضرری نیست، زیرا که با قوّت و غلبه‌ی کفار ظاهر نشده است، همانگونه که اهل ذمه از یهود و نصاری و معاهدینی که در دارالإسلام ساکن‌اند مشاهده می‌کنیم، و زمانی که امر برعکس باشد پس حکم هم برعکس است».

در این صورت واضح است که معیار و مناطر دارالکفر و دارالحرب نامیدن کشوری این است که :

  1. قانون اساسی آن کشور بر اساس قوانین شریعت الله باشد . حالا فرق نمی کند بر اساس کدام مذهب اسلامی باشد مهم این است بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد .
  2. علاوه بر این باید قدرت حکومتی و حاکمیت نیز در اختیار مسلمین باشد و رهبر جامعه مسلمان باشد نه یهودی یا نصرانی یا سکولار(مشرک) یا مجوس و صابئی .

الان نگاه کن و ببین کدام کشور بر اساس این معیارهاست؟

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

به قلم: علیرضا مرادخانی

من یک شیعه هستم و احساس می کنم جریان شما در مسیر بیداری اسلامی و وحدت اسلامی حرکت می کند. اما کسانی هم در میان شیعه و سنی وجود دارند که در میان کتباهای قدیمی دنبال نکاتی هستند که به وحدت میان مسلمین صدمه بزنند .

امروز در گروهی تلگرامی با برجسته کردن خواجه نصیر الدین طوسی عده ای در حال حمله به تمام شیعیان و بخصوص ایران بودند. در اینجا کاری به خواجه نداریم و تنها من خطاب به این دسته از افراد (البته اگر معاند  نباشند) چند سوال ساده می پرسم:

  1. خواجه نصیرالدین طوسی یک نفر بود اما چند هزار از اهل سنت در ارتش مغول مسلمین را قتل و عام می کردند؟
  2. آیا شیعه بود که به نهضت فلسطین خیانت کرد ؟
  3. آیا شیعه در حال نابودی لیبی و کشت و کشتار اهل سنت آنجاست؟
  4. آیا شیعه صومالی را نابود کرد؟
  5. آیا شیعه در حال کشت و کشتار اهل سیناء است ؟
  6. آیا هواپیماهای کفار از فرودگاههای شیعیان بغداد را زیر آتش گرفتند و آنهمه جنایت تا کنون آفریده اند؟
  7. آیا مفتی ها ساکن در آل سعود و انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و…  که آنهمه خونهای حرام شده  را از شیعه و سنی حلال کرده اند یکی از شیوخ و ملاهای شیعه هستند؟
  8. چرا در زمان شاه پهلوی آمریکائی همه ی عرب تابع آن شدند اما پس از انقلاب ۵۷ همه بر علیه ایران شدند؟ مگر شاه هم شیعه نبود؟
  9. حزب الله که تنها یک حزب است را سرزنش می کنید که چرا فلسطین را آزاد نمی کند ؟ اما دولتها و حکومتهای عربی چون آل سعود و اردن و مصر و ترکیه و…. که همگی به صورت سری در پی کسب رضایت اسرائیل هستند را سرزنش نمی کنید؟
  10. آیا تشیع است که علماء و رهبران اسلامی را در بنگلادش اعدام می کند؟
  11. آیا شیعه در ازبکستان آنهمه مسلمان را به بدترین شیوه ی ممکن می کشد؟
  12. آیا شیعه در تاجیکستان و ترکمنستان حتی در نماز و روزه و عبادات اهل سنت دخالت می کند؟
  13. آیا شیعه مسلمانان مالی و طوارق را قتل عام کرد؟
  14. آیا اردوغان شیعه است که در جلو ارتش کفر در حال قتل عام مسلمین است؟
  15. و…

در تمام این سوالات منظورم از شیعه یعنی تشیع حاکم بر مسئولین نظام ایران نه تشیع انگلیسی که فرقی با تسنن آمریکائی در دشمنی و خیانت به اسلام و مسلمین ندارند.

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

به قلم: کارزان شکاک

حسن البناء بنیانگذار جریان اخوان المسلمین به عنوان نماد این جریان که در واقع نماد بیداری اسلامی نیز به شمار می رفت بر روی پرچم خود تصویر دو شمشیر به همراه یک قرآن بر بالای این دو شمشیر و کلمه ی «وَأَعِدُّواْ» در زیر دسته های این شمشیرها را قرار داده بود.

«وَأَعِدُّواْ» ابتدای آیه ی ۶۰ سوره ی انفال است که می فرماید:  وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای ( جنگ با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قدرت نظامی و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/۶۰)«آنچه از نيرو در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است». (صحيح أبي داود۲۵۱۴/ صحيح مسلم: ۱۹۱۷/ بحار الانوار ۱۰۳)

حدیث مذکور بیانگر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم از نیرویی است که در آیه ی قرآن به کسب آن در برابر دشمنان و کافران امر شده است؛ و این نیرو بنا بر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم تیراندازی می باشد.

این منهج صحیح اسلامی است که جریان بیداری اسلامی بر آن بنا شد اما زمانی که جریان انحرافی اخوان تصمیم گرفت که فقط قرآن را با تفسیر طاغوتها بردارد و شمشیر را رها کند دسته هائی از همین جریان نیز متاسفانه قرآن با تفسیر ائمه ی خیرالقرون را رها کردند و با تفسیر خودشان تنها شمشیر و اسلحه را برداشتند!

به این شکل هر دو جریان تولید شده به انحراف رفتند و متاسفانه نه تنها برای بیداری اسلامی مانع ایجاد کرده اند بلکه ابزاری در دست آمریکا و ناتو شده اند.

هم اکنون شکل تحریف شده ی اخوان در قالب کلان آن بصورت مدل ترکیه ای خود را نشان می دهد که الگوی کار فرهنگی به سبک اسلام لیبرال و سکولار شده است و مستقیماً در اختیار سیاستهای ناتو و آمریکا قرار گرفته است؛ و شکل تحریف شده ی نظامی و اسلحه ی اخوان نیز در قالب صدها گروه مسلح خود را نشان داده است که به نسبتهای مختلفی به تفکر نجدیت گرایش پیدا کرده و هر گروه دارای شیخ و ملا و آخوند خاص خودش است و نه تنها بر علیه سایر گروههای نجدی بلکه بر علیه تمام گروههای مخالف خود اعلام جنگ کرده اند و خواسته یا ناخواسته بر اساس نقشه های آمریکا و ناتو حرکت می کنند.

به این شکل جدا شدن قرآن و شمشیر از مسیر صحیح اسلامی آن مساوی بوده است با ضربه زدن به بیداری اسلامی و اهل جهاد و تمام مسلمین و در عوض ابزاری شده جهت خدمت به اهداف دشمنان.

پشتوانه ی ادعاها ودرخواستهای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی از رهبریت ج.ا.ایران

 پشتوانه ی ادعاها ودرخواستهای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی از رهبریت ج.ا.ایران

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

كاظم لطفیان در همایش تجلیل از اساتید برتر علوم دینی اهل سنت كردستان در اردیبهشت ۱۳۹۸ در سنندج گفت: ۱۷ هزار طلبه اهل سنت در ایران وجود دارد و این تعداد طلبه زیر نظر بیش از سه هزار مدرس دینی اهل سنت آموزش می بینند. البته منابع اهل سنت می گویند: بیش از ۲۲ هزار طلبه در این مدارس مشغول به تحصیل هستند.( سلطانی، عبدالظاهر، اهل سنت ایران فرصت‌ها و چالش‌ها، سنندج: ۱۳۹۴ش، ص۱۰۳-۱۰۴)

در میان اینهمه طلبه شاید بتوان گفت که در میان بلوچها بیشترین مدارس دینی با بیشترین طلبه ها و فارغ التحصیلان مدارس دینی در میان اهل سنت ایران وجود دارد.به عنوان مثال در استان سیستان و بلوچستان قبل از انقلاب، فقط ۳ مدرسه دینی وجود داشت و اکنون بیش از ۲۲۰ مدرسه دینی مختص حنفی ها و سایر تفاسیر اهل سنت وجود دارد.  یکی از مدارس دینی استان سیستان و بلوچستان مدرسه دارالعلوم زاهدان است. این مدرسه در قبل از انقلاب ۶۰ طلبه داشته است و اکنون بیش از ۲ هزار طلبه در آن مشغول به تحصیل هستند.

این روند در تمام شهرهای سنی نشین بلوچستان در حال گسترش بوده است . به عنوان مثال مولوی عبدالصمد کریم زائی امام جمعه ایرانشهر و مدیر مدرسه خدیجه الکبری می‌گوید: قبل از انقلاب در ایرانشهر ۵ مسجد وجود داشت و اکنون ۱۳۵ مسجد در این شهر موجود است.

البته به این طلبه ها و امامان و خطبای مساجد و مولوی ها و ملاهایی که به این طلبه ها درس می دهند حقوقی تحت عنوان شهریه داده می شود و اینها را نیز بیمه کرده اند. ماموستا محمد امین راستی عضو شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت و امام جمعه موقت سنندج می گوید : شهریه برنامه‌ریزی شده برای پرداخت به طلاب اهل سنت اگر از شهریه طلاب شیعه بیشتر نباشد، از آنان کمتر نیست و محصلین اهل سنت نیز برای ادامه تحصیل همچون طلاب هستند و با امکانات فراهم شده این افراد می توانند به راحتی از سطح مقدماتی تا دکتری را تحصیل کنند.( مشرق، « افزایش ۴ برابری مساجد اهل سنت بعد از انقلاب»، تاریخ انتشار: ۰۲/ آذر/ ۱۳۹۷)

حالا اصل ۱۲ قانون اساسی غیر از شیعه ی ۱۲ امامی ضمن به رسمیت شناختن مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی بیان کرده که در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از مذاهب اکثریت را داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیرامون سایر مذاهب.»

اصل یکصدم قانون اساسی می گوید: براي پیشبرد سریع برنامه هاي اجتماعی، اقتصادي، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاري مردم با توجه به مقتضیات محلی، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می گیرد که اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب میکنند.

اگر نگاه کنیم در قانون اساسی دارالاسلام ایران واضح گفته شده که حدود اختیارات این شوراها باید بر اساس «مذهب»ی باشد که در محل در اکثریت است نه بر اساس «نژاد و قومیتی» که در محل در اکثریت باشد . یعنی معیار «مذهب» و فقه همان مذهب است، نه نژاد و قومیت.

 حالا جناب مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی : شما بفرمائید چند درصد از این نماینده هائی که تا به حال از روستا و شهرها تا مراکز استان انتخاب کرده اید از فقیهان آگاه و برتر نخبه ی مذهب حنفی بوده اند و بر اساس فقه این مذاهب اهل سنت در امور اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و سایر امور اقتصادی و رفاهی عمل کرده اند؟

اگر به تمام نمایندگان روستاها و شهرهای بلوچستان نگاه کنیم متوجه می شویم مردم نمایندگانی را تأئید کرده اند که سنی زاده هستند، یعنی نژاد برای ما معیار بوده نه آگاهی و علم به فقه مذهبی، حالا یا سنی زاده ی سکولار یا سنی زاده ی به ظاهر مذهبی اما جاهل به مبانی مذهب حنفی یا شافعی در امور مدیریتی و کشور داری – هر چند که ممکن است لیسانس یا فوق لیسانس یا دکترائی هم در علومی که ربطی به فقه مذهبت ندارد داشته باشند-؛ و بر این اساس هر شخصی که در تبلیغات به سبک سکولاریستها واردتر بوده یا از قومیت بیشتری برخوردار بوده برنده می شود و آنهمه مفاسد مختلف را تولید می کنند آنهم به نام نماینده ی مذهب شافعی یا حنفی و اهل سنت.

مولوی گرامی چرا الگوی شما شده کشوری جنایتکار و سکولار مثل هند که می گوئید:  سیک ها در هندوستان یک اقلیت محض هستند اما اینقدر آزادی و سعه صدر است که یک فردی از اقلیت اگر استعداد داشته باشد می تواند حاکم اکثریت باشد. (خطبه نماز جمعه)

ما حق داریم بپرسیم که شماها با اینهمه طلبه که تا سطح افتاء و دکتری می توانند پیشرفت کنند چرا تا به حال یک نماینده از اینها برای یک ده یا شهر و شهرستان تولید نکرده اید؟ اینهمه طلبه به چه دردی می خورند؟ شما واضح و آشکارا طلبه را از امور اداری جامعه دور کرده اید و به نوعی سکولاریسم و ناسیونالیسم دامن می زنید.

شما که در روستا و شهری یک نفر بر اساس فقه حنفی تربیت نکرده ای با چه پشتوانه ای برای مناصب اجرائی حکومتی «ادعا» دارید؟ مگر ما بلوچها نمایندگان خودمان را با اینهمه فارغ الاتحصیل مدارس دینی و … نمی بینیم؟ کدام یک فقیه در مذهب حنفی هستند؟

لطفاً بیدار شویم و دست از شعار دادن و عوام زدگی برداریم .

بیداری و تحرکی صادقانه از جانب مومنین

بیداری و تحرکی صادقانه از جانب مومنین

ارائه دهنده: ابومحمود قندزی

در پوشش نشر دموکراسی به سرزمینهای اسلامی تجاوز کردند و به آن استمرار می روزند …

در پوشش آزادی بیان به پیامبر صلی الله علیه وسلم توهین کردند و بر آن استمرار می ورزند …

و در کشور سکولار فرانسه قانونی تصویب شد که تردید ایجاد کردن درباره حادثه هولوکاست را جرم قلمداد می کند  و در عین حال برای زنان مسلمان  نقاب را ممنوع می کنند…….

و در کشور سکولار انگلستان  قانونی تصویب شده که  هرکس که از مسلمین آزادی خواه تمجید و تعریف کند مجازات می کند اما ناسزاگویی به پیامبر صلی الله علیه و سلم در قانونشان هیچ مشکلی ندارد…….

آیا سلمان رشدی و بی ادبی اش ضد پیامبر صلی الله علیه وسلم  و امهات مؤمنین را فراموش کرده ایم؟و آیا فراموش کرده ایم که به چه اندازه  مورد تکریم و استقبال قرار می گیرد به طوری که حتی او را درکاخ سفید استقبال کردند؟

و آیا فراموش کرده ایم که کشور سکولار فرانسه برای دفاع از سکولاریسم،حجاب را ممنوع کرد؟

و آیا فراموش کرده ایم که کشور سکولار فرانسه به بهانه ی آزادی بیان ، توهین به رسول الله صلی الله علیه وسلم حمایت کرد؟

آیا حمایت کشورهای مزدور عربی و غیر عربی از کشور سکولار فرانسه در این توهین کردنها را فراموش کرده ایم؟

و آیا اهانتهای مکرر کشور سکولار آمریکا به قرآن کریم را فراموش کرده ایم……..

همه اینها برای آنست که ما در نظر غرب غنیمت مباحی هستیم و اشغال سرزمینمان و سرقت ثرواتمان وسپس اهانت به قرآنمان و پیامبرمان صلی الله علیه وسلم، را حق خود می دانند و سپس بعد از همه  این جنایات به ما درس آزادی وعدالت و حقوق بشر می دهند.

راه مواجهه با این حوادث، فقط این نیست که  تظاهرات به راه اندازیم و سفارات را بسوزانیم و بعد از آن به خانه خود برگردیم و زندگی عادیمان را ادامه دهیم. ادای وظیفه در قبال پیامبر صلی الله علیه وسلم، این نیست………..

بلکه مواجهه  با این حوادث ،قیامی صادقانه  از جانب امت رامی طلبد تا   جلوی حمله کفار سکولار جهانی و محلی علیه اسلام را با دست وزبان و بیان و سلاح بگیرند.

از ما می طلبد که از خود سؤال مهمی را بپرسیم؛آیا ما  آماده ایم که خود و مایملک خود را در راه الله قربانی کنیم؟ آیا ما به متاع دنیا حریص تریم از پیروزی اسلام.؟

حسن البنا و بناي استوارش

حسن البنا و بناي استوارش

      آيا به نظر شما نام و شهرت حسن البنا نامي عادي و تصادفي بوده است؟ يا اينكه اراده ي الهي و موجود در تقدير و برنامه ريزي او براي كوچكترين و بزرگترين موارد مقدر به صورتي هماهنگ و منسجم بوده وهست؟    

 حسن البنا در شرايطي به سوي پروردگارش گام برداشت، كه پايه ها و اسكلت بنايي كه او بر پا داشت كامل گرديده بود و به گونه اي به شهادت رسيد كه خداوند آن را برايش مقدر فرموده بود. در واقع شهادتش بخشي از طرح و برنامه تكميلي بناي ساخته شده ي او بود، بخشي كه بيش از گذشته به پايه ها و اسكلت آن استحكام بيشتري مي بخشيد و هزاران خطبه و خطابه و كتاب و رساله فقيد شهيد نمي توانست همانند جاري شدن خون پاك او شورو شوق دعوت اسلامي را در قلوب عامه مردم مسلمان به ويژه اخوان المسلمين بيشترو قوي تر بنمايد.

“سخنان ما به عروسك هاي مومي شباهت دارند، اما هرگاه در راه آنها جان خويش را فدا كنيم در آنها روح دميده مي شود و حيات و حركت و پويايي پيدا مي كنند.”

  زماني كه طواغيت پلشت براي سركوبي اخوان المسلمين از آهن و آتش بهره گرفتند، براي ايشان بسيار دير شده بود، و بنايي كه حسن البنا آن را برپا داشت ، به گونه اي استوار شده بود كه امكان ويران نمودن آن وجود نداشت، و انديشه هايش را به گونه اي در دل هاي اتباع خويش استوار نموده بود كه هيچگاه آهن و آتش نمي توانستند آنها را از دلهايشان بيرون بكشند، و نبوغ و توانايي بنا توانست بر طاغيان رذل پيروز شود و اخوان همچنان به حيات و حركت خويش ادامه بدهد، و هر بار آنهايي كه در پي سركوبي اخوان بودند همچون برگ هاي خشك شده درختان بر زمين مي ريختند و عده اي هم منزوي مي شدند، اما هيچگاه نتوانستند صف استوار اخواني ها را در هم بشكنند.

 اين به راستي نبوغ بنا بود كه پس از رفتنش آن بنايي را كه برپا داشته بود، همچنان استوار باقي ماند.

امروز هم بناي اخوان همچون گذشته باتوطئه هاي بسياري روبه روست. اما امروز ريشه ها و پايه هايش استواري بيشتري پيدا كرده و شاخه هايش را گسترش داده و از قوام و استحكام بيشتري برخوردار گرديده است.

 اخوان امروزه به صورت عقيده اي دروني و پديده اي تاريخي و اميدي براي آينده وبينش و منشي فردي و روش و نگرشي براي جامعه و زندگي درآمده است. و در پشت همه اينها اراده شكست ناپذير خداوند و خون شهيدي فراموش نشدني قرار دارد.

هر كس با نگاهي بد بينانه به امر اين دنيا مي نگرد، بخاطر بياورد كه طغيان ملك فاروق مورد حمايت انگليس ها و آمريكايي ها، نتوانست حتي يك آجر از آن را بركند و شكافي را در آن ايجاد نمايد. به اميد خداوند آينده از آن اين عقيده خواهد بود، عقيده و نگرشي كه اخوان بر اساس آن قرار گرفته است و نظام اجتماعي كه ريشه در آن داشته باشد.

 در هرسرزميني اسلامي امروزه براي افراشته شدن آن پرچمي كه استعمار روزي آن را در راستاي خواري ميهن اسلامي و پاره پاره كردنش تلاش كرده بود، نداهايي بلند مي شود. اما اكنون زمان آن فرا رسيده  آن تكه هاي پاره شده در كنار هم قرار گيرند و پيكر پويا و زنده واحدي را تشكيل بدهند و اين بارحاميان آن پرچم استعمار را در هم بشكند و پاره پاره كند.

 طبيعت امور و اشياء پيروزي اين انديشه را مي طلبد و زمان از هم گسيختگي و پراكندگي به پايان خود نزديك مي شود، و در آن شرايط بسيار سخت و تاريك بود كه انديشه و نهضت اخوان المسلمين از مرگ و نيستي رهايي پيدا كرد و هيهات كه امروزه و در اين شرايط بيداري جهاني و عصر اصلاحات و احياگري از بين برود.

                          دعوة الاخوان المسلمين  سيد قطب   ص ۱۲ -۱۳