غلاة و گسترش شرک فرقه گرائی و فرصتی به نام حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران جهت تصفیه گری

غلاة و گسترش شرک فرقه گرائی و فرصتی به نام حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران جهت تصفیه گری

به قلم: م. لطف‌الله بیگی / بانه

زمانی که الله متعال در قرآن می فرماید:

  • مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (روم/۳۱-۳۲)
  • إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ کانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَي اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا يَفْعَلُونَ (انعام/۱۵۹)

و در مورد شرک هم می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (نساء/۱۱۶)

پس شیطان و مریدان او هم این حقیقت را دریافته اند که فرقه گرائی شرک است و الله متعال نیز به جز شرك، هر گناه ديگري را اگر خواست مي‌بخشد. پس فکر نکنید که شیطان از این حربه ی کلیدی غافل است. مسلماً شيطان آنقدر زيرک است که سعي می‌کند به هدف و به ريشه بزند. پس اگر خواست وارد شود از همين جا وارد مي‌شود.

حکومت اسلامی و شورای اولی الامر وابسته به آن و امت به وجود آمده و اجماعی که از این طریق حاصل می گردد تنها ضامن حفظ دین و جلوگیری از فرقه فرقه شدن و شرک فرقه گرائی است .

امام علی رضی الله عنه خیلی ظریف به بیان این مهم پرداخته و علت پیدا شدن تفرق را مشکلات حکومتی زمان عثمان بن عفان (استبداد و خودسری و دوری از شوری) و تند روی و بی تابی بعضی از مسلمین می داند.

امام علي قبل از وقايع جنگ جمل مي گوید : ” خداي عزوجل ما را به اسلام گرامي داشت و بدان سربلندمان نمود و از پس خواري و با يكديگر كينه ورزيدن و از هم دور بودن و بي مقداري با هم برادرمان نمود. چندانكه خدا خواست مردم بر دين اسلام بودند و حق در ميان آنها بود و كتاب خدا را پيشواي خويش نمودند تا آنكه اين مرد (عثمان) به دست اين مردم كشته شد. شيطان آنان را به نافرماني برانگيخت و امت را به يكديگر در آويخت بدانيد كه اين امت همچون امتهاي گذشته فرقه فرقه خواهد شد…”[۱]

در این تحلیل، هم به نوع حکومت و فاصله گرفتن آن از شوری (به عنوان عاملی اساسی و زیربنائی)، و هم به چگونگی واکنش افراد معترض نقد وارد شده است. افرادی که بیشترین سهم را بعدها در قتل امام علی و فاجعه ی کربلا داشتند و در تاریخ صدای فرقه فرقه شدن مسلمین و ظهور آشکار غلات از زمان حکمرانی و قتل عثمان بن عفان به گوش می رسد . 

زمانی که این عامل اساسی (حکومت اسلامی بر منهاج نبوت) سست و سپس در زمان معاویه تخریب شد به حکم ضرورت مذاهبی به وجود آمدند اما در بطن این مذاهب غلات به صورتي بسيار ظريف و غير مستقيم، مسلمین را به وادي شرك فرقه گرائی کشاندند . جنگهای وحشتناک میان مذاهب شافعی، حنفی، حنبلی و… و کشتار هزاران مسلمان از فرقه ی مخالف نمونه های عینی این نگرش شرک آلود بوده اند.

ادامه خواندن غلاة و گسترش شرک فرقه گرائی و فرصتی به نام حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران جهت تصفیه گری

سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت دوم)

سناریوی  مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت  ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت  دوم)

مؤلف: عبدالمنعم مصطفى 

مترجم:ع .  شافعی

سخن حقی که همچون صاعقه­ای بر سر آن طغیانگر ستمگر فرود آمد و تمامی وجود و عظمت او را به لرزه انداخت. این سخن را ساده می­پنداریم، اما اگر صحنه­ها و رخدادها و پیامدهای آن را تصور نماییم و با تمام وجود آن را احساس کنیم به دشواریآن اوضاع و احـوال پی می­بـریم، و عظمت این مرد مؤمن بر مـا آشکـار می­گردد که دل و جان و سراسروجودش مالامال از ایمان گشته بوددر حالیکه تنها چند لحظه از ایمان آوردنش می­گذشت!

آشکارا در مقابل آن پادشاه طغیانگر و سرکش به اظهار حق پرداخت، در حالیکه می­دانست که این سخنان، پیامدهای بسیار سنگینی برای او بدنبال خواهد داشت!

«فَأَخَذَهُ»، «او را گرفت (و زندانی نمود)»؛ در جایی دور از قصر پادشاهی، که به دربـاریـان و مراسم شاهانـه اختصاص داشت. جایی در زیر زمین که در آن، سیاه چاله­هایی برای شکنجه­ی مخالفان ساخته بودند تا انواع شکنجه­های طاقت­فرسا را به آنان بچشانند!

«فَلَم يَزَل يُعذِّبُهُ»، «همچنان او را شکنجه می­داد»؛ و بر شدت شکنجه می­افزود تا (اعتراف نموده و) منبع اصلی این سخنان ایمانی را به او معرفی نماید و به او بگوید که چه کسی چنین سخنانی به او گفته و یا وی را به سوی این سخنان رهنمون گشته است. در میان زیردستان آن طغیانگر کسی نبود که چنین سخنانی بر زبان آورد، و این مرد نیز از درباریان او بود و امکان نداشت که او و یا دیگر درباریان، چنین سخنانی بگویند. بعلاوه به ظن و گمان آن طغیانگر، این گونه سخنان ده­ها سال پیش ریشه­کن شده و از میان رفته بود..

پس چگونه ممکن است مرد نابینایی که همین چند لحظه پیش بینایی خود را باز یافته است چنین سخنانی بگوید! لابد شخص خطرناک و مخفی­شده­ای هست که از قتل و نابودی در امان مانده i و اینگونه سخنان را در میان مردم رواج می­دهد و سربازان و اطلاعاتی­ها و جاسوس­های طاغوت او را نمی شناسند. لذا باید (این وزیر) قبل از بزرگ شدن خطر و پیش از اینکه به تاج و تخت و حکومت این پادشاه طغیانگر زیانی برسد علیه آن شخص اعتراف نماید. پس همچنان او را شکنجه می­دادند..

«حَتَّى دَلَّ عَلَى الغُلامِ»، «تا اینکه آن نوجوان را معرفی نمود»؛ نوجوانی که نسبت به او منشأ و سرچشمه­ی آن سخنان بود!

پادشاه به سرعت سربازان و جاسوس­ها و مأموران اطلاعاتی خود را فرستاد تا در باره­ی آن نوجوان و مکان اقامت او اطلاعاتی بدست آورند و قبل از اینکه مردم را بر علیه پادشاه بشوراند دستگیرش نموده و به حضور پادشاه بیاورند!

ادامه خواندن سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت دوم)

سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

سناریوی  مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت  ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

مؤلف: عبدالمنعم مصطفى 

مترجم:ع .  شافعی

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الحمد لله نحمدُه، ونستعينُه، ونستغفِرُه، ونعوذ بالله من شرورِ أنفُسِنا ومن سيئات أعمالنا، من يهده اللهُ فلا مُضِلَّ له، ومن يُضلِل فلا هادي له.

وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهدُ أنَّ محمداً عبدُه ورسولُه، صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلَّم..

اما بعد:

چه بسا بسیاری از ما، حکایت نوجوان مؤمن و پادشاه ستمگر را همانگونه که در صحیح مسلم[۱] آمده است شنیده­ایم.. اما بنده بر این باورم که لازم است هر از چند گاهی در برخی معانی و مفاهیم نهفته در کلمات و عبارات این حکایت بسیار مهم با تمامی صحنه­ها و مراحل آن تأمل نماییم.. براستی که مفاهیم ایمانی والایی در آن نهفته است.. و ارتباط تنگاتنگی با اوضاع کنونی و زندگی امروزی ما مسلمانان دارد.. و صحنه­ها و مراحل و رخدادهای آن –یا حداقل برخی از آنها–هنوز هم در کشورهای مختلف و به شیوه­های گوناگون تکرار می­شود.. باید در آن تأمل نماییم تا درس­ها و پندها و توشه­هایی از آن برای خود و نسل­های آینده برگیریم که به اذن الله  ما را در تحمل سختی­هایی که در راه حق، و دعوت، و جهاد، و سازندگی، و رویارویی با ستم و سرکشی طاغوت­های ستمگر با آن مواجه می­شویم یاری نماید.

پس با ما همراه شوید تا در معانی و مفاهیمِ تک تک کلمات و عباراتِ این حکایت عظیم بیندیشیم.. و از الله  بخواهیم که ما را در رسیدن به حق و حقیقت موفق فرموده و این سعی و تلاشِ ما را به درگاه خویش بپذیرد .. به راستی که او شنوا و نزدیک و اجابت کننده­ی دعا است.

امام مسلم :در صحیح خود از صهیب  روایت می­کند که رسول الله فرمودند:

«كَانَ مَلِكٌ فِيمَن كَانَ قَبلَكُم» یعنی: «در زمان {یکی از} امت­های پیش از شما، پادشاهی بود..».

پادشاهی طغیانگر و زورگو، که ملت خود را به بردگی گرفته و آنان را مطیع خویش و دنباله­رو قانون و آرزوهای خود نموده بود.. و خود را خدا و معبود آنان قرار داده بود.. و هر آنچه را که خود صحیح می­دانست به آنان تحمیل می­کرد.. و بر اساس هوا و هوس و آرزوهای خود، برای آنان قانونگذاری می­کرد.. بجز حکم او، هیچ حکم دیگری بر مردمان آن سرزمین اجرا نمی­شد.. هر کسی را که منکر الوهیت و ربوبیتش می­شد تحت تعقیب و شکنجه و اذیت و آزار قرار می­داد و نهایتا او رااز میان می­بُرد.. خود را در بسیاری از ویژگی­ها و صفاتی که مخصوص الله هستند، شریک و همتای او قرار داده بود.

و امروزهنوز چه بسیارند طاغوت­های ستمگری که در بیشتر ویژگی­ها و خصلت های مذکور، شبیه به آن پادشاه ستمگرند… و میان آن طغیانگر و طاغوت­های امروزی هیچ تفاوتی نمی­توان یافت به جز اینکه آن پادشاه ستمگر در کمال بی­شرمی و با وضوح و صراحت تمام، مدعی ربـوبیت و الـوهیت می­شد و این جرأت را به خود می­داد که به مردمانش اعلام کند و بگوید: من پروردگار بزرگ و والای شما هستم.. بجز من هیچ خدا و هیچ معبودی ندارید..

در حالیکه طاغوت­های امروزی که مدت­های مدیدی است خود را به امت اسلامی تحمیل نموده­اند، به صورت غیر صریح و با مکر و نیرنگ و فریب،چنین ادعائی را مطرح می­کنند.. آری، هر یک از این طاغوت­ها با زبان حال و یا حتی با گفتار، به ملت خود می­گوید: هیچ حاکم و هیچ قانونگذاری بجز من ندارید… جز آنچه که خود می­پسندم و صلاح می­بینم چیزی به شما ارائه نمی­دهم.. پس هرآنچه را که من برایتان حلال می­کنم حلال است..و آنچه را که من بر شما حرام می­نمایم حرام است.. و هر آنچه را که من نیکو می­دانم نیکوست و آنچه را که من نمی­پسندم ناپسند است.. با هر کسی که بخواهم دوستی و همکاری می­کنم و شما نیز حق مخالفت ندارید و باید از من تبعیت کنید.. و با هر کسی که بخواهم دشمنی می­کنم و می­جنگم و شما نیز باید دنباله­رو من باشید… قانون اساسی و فرامین من از هر کس و هر چیزی بالاتر و والاتر است… بر شما واجب است که تنها از من اطاعت کنید.. پس هر کسی که به نافرمانی از من بپردازد و از دیگران اطاعت کند، با او اعلام جنگ نموده و او را تـحـت تعقیب و شکـنجه قـرار داده و به زنـدان می­افکنـم و بـه قتـل می­رسانم.. شما و آنچه که دارید مُلک من و در اختیار من هستید.. وشما انسان­ها بهترین دارایی و سرمایه­ی من به شمار می­روید..

شما مورد بازخواست قرار می­گیرید و من – هر کاری که انجام دهم – فراتر از بازخواست و محاسبه هستم، و در باره­ی آنچه که انجام می­دهم مورد بازخواست و مؤاخذه قرار نمی­گیرم.. و وای بر آن کسی که جرأت نموده و بخواهد مرا زیر سؤال برده و از من انتقاد نماید..

در طغیان و کفر و ستم،کاملا مشابه آن پادشاه ستمگرند.. ولی برخلاف او سعی در پنهان نمودن این کفر و طغیان نموده و به مکر و حیله و نیرنگ متوسل می­شوند. و از این جهت، بسیار خطرناک تر و خبیث تر از اویند!

«وَكَانَ لَهُ سَاحِرٌ»، «و یک ساحر داشت»..

که وظیفه داشت حقایق را در نظر مردم وارونه سازد، و حق را به عنوان باطل و باطل را همچون حق به آنان بنمایاند..

وظیفه داشت که آیین باطل پادشاه را ترویج نماید و طغیان و ادعای ربوبیت و الوهیت او را برای مردم بیاراید!

ادامه خواندن سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

در مورد فتنه گران و دشمنان حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران: أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟

در مورد فتنه گران و دشمنان حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران:  أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟

به قلم : سید مراد منگور (ارومیه)

در حکومت بدیل اضطراری ایران ما شاهد فتنه ای در سال ۸۸ بودیم، که طی آن جبهه ای از کفار سکولار جهانی و مرتدین فراری از کشور و دارودسته ی منافقین داخلی که زمانی بخشی از همین حاکمیت بودند، جبهه ای وسیع را با به خیابان کشاندن عده ای ازجوانان سکولار غرب زده ی متعلق به طبقات مرفه جامعه به اصطلاح قصد داشتند انقلابی مخملین بر علیه نظام ایران راه بیندازند.

زمانی که سران این فتنه گران به زندان افتادند عده ای از جاهلین با مقایسه ی این مجرمین با عفو و بخشش عمومی کفار مشرک در فتح مکه خواهان بخشش این فتنه گران بودند، غافل از آنکه چنین قیاسی مع الفارق است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم با دارودسته ی منافقین که تنها خواهان به راه انداختن مرکزی جدید تحت عنوان مسجد ضرار بودند شدیترین برخوردات را داشت و با کسانی که از صف مسلمین جدا شده و در صف کفار قرار گرفته بودند و یا مجری جنگ روانی بر علیه حکومت اسلامی بودند کوچکترین نرمش و گذشتی نداشت و حتی دستور داد کسانی از این مجرمین را اعدام کنند حتی اگر خودشان را به پرده های کعبه آویزان کرده باشند.  

اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم دسته هائی را بخشید به علت توبه و عذر خواهی آنان بود اما فتنه گران ۸۸ و بعد از آن در ایران نه تنها توبه و عذرخواهی نکرده اند بلکه بر جرم خود اصرار دارند.

جرم اینها عمومی و خیانت و تصرف در امر حکومتی بوده و جرمی شخصی نیست که حتی قوه ی قضائیه و سایر مقامات بتوانند از آن بگذرند، بلکه حق جامعه و حکومتی بدیل اضطراری اسلامی است که به عنوان تنها سپر مردم ایران در برابر تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین محلی باقی مانده است.

در چنین مواردی که عده ای دچار جرم عمومی میشوند سایر مومنین نیز باید از خود واکنش نشان دهند و موضع داشته باشند. زمانی که در سال ۸ هجری مکه فتح شد رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- خون ۹ تن از سران مکه را که از بزرگترین تبهکاران و جنایتکاران به حساب می‌آمدند، هَدَر اعلام کردند، و دستور دادند آنان را بکشند، حتی اگر کنار پردهٔ خانهٔ کعبه دستگیر شوند.

عبدالله ابن ابی سَرح  یکی از آنها بود . عثمان رضی الله عنه او نزد پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- بُرد، و شفاعت او را کرد. نبی‌اکرم -صلى الله علیه وسلم- نیز خون وی را محترم اعلام کردند و اسلام وی را پذیرفتند؛ البته پس از آنکه مدتی درنگ کردند، به امید آنکه یکی از صحابهٔ آنحضرت او را به قتل برساند.[۱]

سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت می کند: وَأَمَّا ابْنُ أَبِي سَرْحٍ فَإِنَّهُ اخْتَبَأَ عِنْدَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ فَلَمَّا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ النَّاسَ إِلَى الْبَيْعَةِ جَاءَ بِهِ حَتَّى أَوْقَفَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ بَايِعْ عَبْدَ اللَّهِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ ثَلَاثًا كُلُّ ذَلِكَ يَأْبَى فَبَايَعَهُ بَعْدَ ثَلَاثٍ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ ( أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ يَقُومُ إِلَى هَذَا حَيْثُ رَآنِي كَفَفْتُ يَدِي عَنْ بَيْعَتِهِ فَيَقْتُلُهُ ) فَقَالُوا : مَا نَدْرِي يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا فِي نَفْسِكَ أَلَا أَوْمَأْتَ إِلَيْنَا بِعَيْنِكَ قَالَ ( إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِنَبِيٍّ أَنْ تَكُونَ لَهُ خَائِنَةُ الْأَعْيُنِ )[۲] .

پس لازم است که مومنین نسبت به اشخاص، جریانها، سیاستها وکشورها بر اساس آنچه شریعت دستور داده موضع و نظر داشته باشند.

ما اهل سنت باید خود را از تبلیغات مسموم رسانه های ماهواره ای و مجازی رها کرده و به منهج صحیح اهل سنت بر گردیم و نباید در امری که قبلاً در مورد اشخاص و جماعتها و کشورها و … واضح و روشن حکمش صادر شده است منتظر این باشیم که موضع رهبر جامعه یا امیر ما چیست؟چنین انتظاری اشتباه محض است که در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم کاملاً واضح و روشن است.

اگر ما موضع و دیدگاه خود را نداشته باشیم بسیاری از کارها معطل خواهند شد. زمانی که حکم واضح و روشن صادر می شود در اجرای آن منتظر واکنش دیگران نباش . دیگران (حتی رهبر و امراء و قضات و…) وظایفی دارند و ممکن است متناسب با مقام، موقعیت و مصلحت خود واکنش نشان دهند؛ شما هم وظایفی دارید، بصیرانه به اطراف خود نگاه کن، به موقع و صحیح تشخیص بده و تصمیم بگیر و واکنش شرعی خواسته شده را انجام بده. این مهم است، زمانی که فرصت از دست رفت و همه چیز روشن شد پشیمانی و افسوس خوردن ثمره ای ندارد.

هم اکنون که کل کفار سکولار جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین محلی به حکومت بدیل اضطراری اسلامی ما در ایران یورش آورده اند و حکم دفاع از مسلمان بر علیه کفار و مرتدین هم در منهج اهل سنت روشن است شما چه کارها کرده ای؟

أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟


[۱] مغازی واقدی ص۶۳۱ / تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۱۸۷/ فتح الباری، ج ۸، ص ۱۱-۱۲٫ / خورشید نبوت؛ ترجمهٔ فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان ۱۳۸۸

[۲] رواه النسائي ( ۴۰۶۷ ) وأبو داود (۲۶۸۳- ۴۳۵۹) وصححه الألباني في ” صحيح النسائي “

منهج ما و ثمرات آن در ج.ا.ایران و طالبان و…

منهج ما و ثمرات آن در ج.ا.ایران و طالبان و…

به قلم: مسعود سنه ای

اگر به منهج اسلام نگاه کنید شما هرگز قدرت نظامی و حکومتی را نمی توانید از مسلمینی بگیرید که در پی کسب عزت و قدرت و دفع دشمنان بوده اند.  پس اسلحه مثل وحدت هم استراتژی است و هم تاکتیک.

منهج و عملکرد «جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر علیه سکولاریسم» ممکن است به نفع تمام مذاهب اسلامی چه شیعه و چه سنی و تمام جماعتها و گروههای اسلامی و حتی به نفع کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب هم باشد، اما این به این معنی نیست که این منهج هم راستا با دیدگاههای خاص و درونگروهی این طیفهای مختلف است.

بدون شک منهج اسلامی که خیلی ها  از آن فاصله گرفته اند اگر در شکل صحیح آن ارائه گردد به نفع همه غیر از کفار مشرک (سکولار) و مرتدین است و طبیعی است که همه از آن حمایت هم کنند .

به نظر بنده اگر ما در واتیکان (چیزی مثل حبشه ی صدر اسلام) هم باشیم از همین آزادی نسبی برخوردار خواهیم بود چه رسد به حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان و مناطق قبایلی پاکستان و… که همگی به نحوی در دایره ی اسلام و مسلمین قرار می گیرند.

 در مورد حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران یا طالبان یا سایر گروههای جهادی اویغور چینی و ازبک و تاجیک و تمام جریانات و مذاهب اسلامی  باید عرض شود ما به صورت تاکتیکی و موقت با آنها هم مسیر نشده ایم بلکه استراتژی ما در وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی این را به ما و تمام متحدین ما آموخته است . اگر اتحادها منهجی نباشند به شدت شکننده و غیر قابل اعتماد خواهند بود.

ما دشمنان خود را نه از رسانه ها بلکه از کانال قرآن و شریعت الله تعالی شناخته ایم و درجه بندی کرده ایم . ما هم حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران را از سال ۷۵ تا کنون تجربه کرده ایم و هم تمام احزاب سکولار و مرتد و تمام کفار سکولار جهانی و منطقه ای و حتی تمام جریانات اسلامی اطراف خود را . در واقع باید عرض کنم که نگرش رئالیستی بر اعمال ما حکمفرماست نه توهمات حاکم بر مریدان ماهواره ها و شبکه های مجازی.

همین نگرش عینیت گرائی که با منهج صحیح اسلامی حمایت می شود باعث شده است که تا کنون مسیر صحیح را بدون کوچکترین ضرری برای مسلمین به پیش بریم . و لله الحمد .

درسهائی که از فتوای سلفیت نجدی درباری در کشتار اتحادیه ی شافعی – زیدی یمن باید آموخت

درسهائی که از فتوای سلفیت نجدی درباری در کشتار اتحادیه ی شافعی – زیدی یمن باید آموخت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

چنانچه می دانیم در یمن حکومتی سکولار و مزدور آمریکا و دست پرورده ی رژیم فاسد آل سعود تحت ریاست عبد ربه منصور بر یمن حاکمیت داشت که همه شاهد جنایات این حاکم فاسد بودیم . ثمره ی این ظلمها اتحاد میلونها شافعی مذهب با عده ای از شیعیان زیدی حوثی بود که در نتیجه ی آن حاکمیت پایتخت یمن به دست این اتحادیه ی شافعی – زیدی افتاد.

به دنبال این پیروزی مبارک که ثمره ی اتحاد میان مذاهب اسلامی بود آمریکا و ناتو با تشکیل اتحادیه ای از مزدوران خود تحت ریاست رژیم فاسد آل سعود به مردم ستمدیده و فقیر و انقلابی یمن حمله کردند .

 مفتی شافعی مذهب یمن «علامه سهل ابراهیم بن عقیل» در برابر حملات وحشیانه ی مزدوران آمریکا به خاک یمن ضمن توصیف سعودی ها به نوکران یهود، فتوای جهاد بر علیه کفار سکولار خارجی و مزدوران محلی آنها را داد و تاکید کرد: هیچ گاه جرایم سعودی ها علیه خود را فراموش نمی کنیم و یمن هیچ گاه سر فرود نخواهد آورد، حتی اگر تنها یک نفر از آن زنده بماند.

در برابر این فتوای آشکار شافعی های یمن ما شاهد دهها فتوای نجدی ها در توجیه جنایات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و ناتو و جنایات هوائی و زمینی متحدین آل سعود و امارات در کشتار شافعی ها و زیدی های یمن بوده ایم که در اینجا به بررسی مختصر فتوای یکی از سران سلفیت نجدی اشاره می شود.

ربيع بن هادي المدخلي از سلفی های نجدی درباری است که همچون سایر نجدی های درباری متناسب با خواست طاغوتها فتواهای خود را سازماندهی و با ادبیاتی شبه اسلامی ارائه می دهند. این شیخ سلفی نجدی ابتدا می گوید:

ادامه خواندن درسهائی که از فتوای سلفیت نجدی درباری در کشتار اتحادیه ی شافعی – زیدی یمن باید آموخت

انحراف حاکمیت از روال شرعی آن هدف مشترک دشمنان آگاه و دوستان جاهل

انحراف حاکمیت از روال شرعی آن هدف مشترک دشمنان آگاه و دوستان جاهل

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

هدف اصلی تمام کفار سکولار جهانی و نوکران محلی آنها و منافقین محلی این است که حکومت دینی و حاکمیت قوانین اسلام را نفی کنند و به کمتر از این هم راضی نیستند.

دشمنان سکولار و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) به خوبی می دانند تا زمانی که حاکمیت و قدرت حکومتی در اختیار اسلام و قوانین اسلامی است و تا زمانی که مسئولین حکومتی به مبانی شرعی و فقه اسلام پایبند هستند اینها نمی توانند کاری کنند؛ به همین دلیل در اولین قدم سعی دارند این پایبندی را سست کرده و از بین ببرند. یعنی تکرار همان سناریوی اندلس سازی در دارالاسلام ما.

در کنار اینها دسته ای از مسلمین هم وجود دارند که با برداشتهای غلط و اعمال ضد اسلامی خود  ناخواسته در همین مسیر ضربه زدن به قدرت حکومت اسلامی و پیشرفت مسلمین حرکت می کنند. بزرگترین صدمه و ضربه ای که در همان صدر اسلام به جامعه ی مسلمین وارد شد تبدیل خلافت به شاهیگری بود . رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد طول عمر خلافت قبل از پادشاهی می فرماید: خِلافَةُ النُّبُوَّةِ ثَلاثُونَ سَنَةً[۱]«خلافت نبوت، سي سال است». یا می فرماید: الْخِلاَفَةُ فِي أُمّتِي ثَلاَثُونَ سَنَةً، ثُمّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[۲]

می دانیم که  رسول الله صلی الله علیه وسلم در ربیع الاول سال ۱۱ هجری وفات کردند و ابوبکر صدیق خلیفه شدند  و حسن بن علی رضی الله عنهما هم در ربیع الاول سال ۴۱ هجری، سالی که به سال قحطی شهرت یافته بود، اجبارا دست از خلافت کشید و قدرت حکومتی را به معاویه واگذار کرد، و خلافت دقیقا ۳۰ سال طول کشید؛ اینهم یکی از نشانه های غیر قابل انکار نبوت رسول الله صلی الله علیه وسلم و معجزه ای غیر قابل کتمان است که الله تعالی از زبان رسولش آن را نشان داده  است.   

یکی از شرایط صلح حسن بن علي با معاويه این بود كه پس از معاويه، حسن بن علي زمام امور را به‌دست گيرد.[۳] و معاويه هم قول داد که چنانچه زمانی توان رهبری مسلمانان را نداشته باشد، زمام امور را به حسن رضی الله عنه بسپارد.[۴] ابن حجر هيتمي مي‌گوید: در پیمان صلح، قرار بر آن شد که جانشين معاويه، توسط شوراي مسلمانان تعيين گردد.[۵]برای همین وضعیت و چنین شروطی بود که می بینیم معاویه می گوید: «من آخرین خلیفه و اوّلین پادشاه هستم!؟»[۶]

اما نصف سخنان معاویه درست است و طبق فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم معاویه آخرین خلیفه نبود بلکه حسن بن علی رضی الله عنهما آخرین خلیفه بود و معاویه اولین پادشاه بود.

زمانی که حاکمیت به این شکل از از قالب شرعی و مطلوب خودش خارج شد و در اختیار اهل تفرقه و شاهان دنیا گرا قرار گرفت بدیهی بود که بعد از آن هم منتظر آنهمه حوادث تلخ در تاریخ مسلمین تا کنون باشیم .

زمانی که دشمنان خارجی و دارودسته ی منافقین خارجی  به همراه مسلمین اهل تفرقه و بغی موفق شدند حاکمیت اسلامی را از محور اصلی و شرعی آن خارج کنند به دنبال آن خیالشان راحت است که قادر به انجام هر مفسده ای بر علیه مومنین خواهند بود.

مگر در در تاریخ مسلمین نخوانده ایم و همین حالا با چشم خود نمی بینیم؟

اگر ما نعمت خلافت را از دست دادیم و هنوز نتوانسته ایم بار دیگر به آن برسیم نباید با اعمال خود از نعمت دارالاسلام نیز خود را محروم نمائیم: ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(انفال/۵۳) این بدان خاطر است که خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده است تغییر نمی‌دهد مگر این که آنان حال خود را تغییر دهند (و دیگر شایستگی نعمت خدا را نداشته باشند و بلکه سزاوار نقمت گردند) و بیگمان خداوند شنوای (اقوال و) آگاه (از افعال مردمان) است .‏


[۱]سنن‌ابي‌داود، شرح عون‌المعبود (۱۲/۲۵۹) و صحيح سنن‌ (۳/۸۷۹). صححه آلبانی

[۲] الترمذي عن سعيد بن جمهان

[۳]فتح الباري (۱۳/۷۰).

[۴]سير‌اعلام‌النبلاء (۳/۲۶۴).

[۵]الصواعق ‌المحرقه (۲/۲۹۹)

[۶]البدایة والنهایة : ج ۸ ص ۱۶

جنگ روانی برخی از مسلمین با منهج اسلامی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله، اما با کلمات حزب کمونیست ایران

جنگ روانی برخی از مسلمین با منهج اسلامی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله، اما با کلمات حزب کمونیست ایران

به قلم : کارزان شکاک

متاسفانه این روزها دسته هائی از برادران ما به همراه دسته هائی از دارودسته ی منافقین و حتی گروههائی از مسلمین نا آگاه اقدام به جنگ روانی بر علیه امیر سابق «بنیان جهاد علیه سکولاریسم»  و امیر کنونی «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» جناب شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله نموده اند که برای من تداعی همان جنگ روانی حزب کمونیست ایران در رسانه های ماهواره ای و ارگان رسمی رسانه ای آنها است. چون به کلیپهای آن زمان در رسانه های ماهوره ای حزب کمونیست ایران دسترسی نداشتم به همین دلیل جهت مستند کردن سخنانم تنها به مطالب آنها در ارگان رسمی این حزب اشاره می کنم. (http://cpiran.org/archive/2014/09/mataleb/page11.html/ http://cpiran.org/archive/2014/07/mataleb/page3.ht)

فرهاد شعبانی از اعضای اصلی کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران است که در کنگره هشتم سال ۱۳۸۳ (۱ تا ۶ ژوئیه ۲۰۰۴) انتخاب شده است . این شخص در سال ۲۰۱۴ طی دو مقاله ی جدا گانه در سایت اصلی حزب کمونیست ایران با برجسته کردن سلفیت و با چوب سلفیون و جماعت دوله و آمیختن صدها دروغ و تهمت و افتراء به جریان «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» تحت عنوان هسته های راکد می تازد و…

حزب کمونیست ایران از زبان این شخص و در آن سالها اعزام برادران ما در «بنیان جهاد علیه سکولاریسم » به پاکستان و افغانستان را اینگونه تفسیر می کند و می گوید:

 ” ….اعزام آنها به افغانستان و پاکستان برای آموزش نظامی و جهاد و بالاخره سازماندهی آنها در “هسته های جهادی راکد” برای مقابله با جنبش انقلابی مردم کردستان ایران، “

و در ادامه ما می بینیم که سایت حزب کمونیست ایران با متصل کردن برادران ما به چند عالم و وزارت اطلاعات ایران چنین می گوید:

” فعال کردن چند ملای همکار وزارت اطلاعات رژیم برای شستشوی مغزی جوانان، شماری از جوانان سرخورده کردستان راهی افغانستان و پاکستان شدند و در بازگشت بصورت چند هسته مسلح سلفی – جهادی در گوشه و کنار برخی از شهرها سازماندهی و تحت عنوان “هسته های راکد جهادی” مستقر شده اند. علاوه بر این، در یکی دو سال اخیر و تحت تاثیر تحولات منطقه ایی در مساجد برخی از محلات حاشیه ایی برخی از شهرهای کردستان و چند روستا تحرکات سلفی ها دیده شده و این جریان به مناسبتهای گوناگون با اجرای مانورهای کنترل شده و هماهنگ با دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی حضوری علنی پیدا کرده است.”

البته حزب کمونیست ایران جهت جا انداختن صدها دروغ و تهمت و توهماتی که بافته به واقعیتهائی چون شهادت چند برادر ما در افغانستان و پاکستان یا اسارت یکی از برادران ما توسط آمریکا که در زندان گوانتانامو به سر می برد باز به بعضی از برادران ما در شوراهای محلی سقز و هورامان تاخته و می خواهد به مخاطب خود بقبولاند که برادران ما در جریان «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» تحت نظر و کنترل اطلاعات و سپاه هستند و.. چنانچه بیان می شود :

” در حالیکه هرگونه تحرک و تردد فعالین جنبش کارگری در همین شهر زیر نظر و کنترل سپاه و اطلاعات قرار دارد، اما سی دی و آفیش های تبلیغی اعلام موجودیت یک تیم تروریست در همین شهر با چشم پوشی اطلاعات و سپاه پاسداران وسیعا” در شهر سقز و اطراف، و شهرهای دیگر کردستان توزیع می شود. این چند گروه همچنین دست به ایجاد چند سایت و پایگاه اینترنتی از جمله سایتهایی چون “بنیان جهاد علیه سکولاریسم در سقز” “بنیان جهاد علیه سکولاریسم در هورامان” و با ادبیاتی بسیار نازل را به دنبال داشته است. مضافا” اینکه طی چند سال گذشته نام چند جوان سقزی و کشته شدن تنی چند از آنها و چند جوان از شهر جوانرود و منطقه اورامان در میان تروریستهای افغانستانی و عراقی از جمله محمد انور سقزی در میان زندانیان گوانتانامو بر سر زبانها افتاد. “

حزب کمونیست ایران در همان سالها معتقد بود که این هسته های راکد را حکومت ایران برای مبارزه با مردم و… ساخته است چنانچه می گویند:

ادامه خواندن جنگ روانی برخی از مسلمین با منهج اسلامی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله، اما با کلمات حزب کمونیست ایران

توانائی هایت را با تکالیفی که داری سنجیده ای؟

توانائی هایت را با تکالیفی که داری سنجیده ای؟

به قلم: مسعود سنه ای

امروزه اگر کسی از ما بپرسد که از بیداری اسلامی ملت خودتان راضی هستید قطعاً خواهیم گفت: بله اما قانع نیستیم . چرا؟

چون الله تعالی توانائی ها و امکانات و وسعتی را به ما داده که می توانیم دهها برابر بیشتر از این به پیش رویم . شما نگاه کنید که ما در چند دهه ی گذشته چه داشتیم؟ و با چه توانائی های کمی به اینجا رسیده ایم؟ اما حالا با اینهمه توانائی و امکانات و وسعتی که الله تعالی به ما بخشیده چقدر به پیش می رویم و سرعت پیش روی ما چقدر است؟

باید بدانیم که الله تعالی به اندازه ی این توانائی ها و وسعت و امکاناتی که داده از ما تکلیف هم می خواهد و تکلیف به دنبال توانائی و وسعت می آید چنانچه می فرماید: لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ (بقره/۲۸۶) خداوند به هیچ کس جز به اندازه توانائیش تکلیف نمی‌کند .

اگر بزرگان ما در جنگ روانی و نظامی با کفار و دارودسته ی منافقین محلی توانستند با آنهمه بی امکاناتی به چنان جایگاهی برسند و به چنان پیشرفتهای دست یابند و اینگونه اسلام را به ما برسانند، حالا ما با اینهمه توانائی و امکانات و وسعتی که الله تعالی به ما بخشید چه میزان در جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها و محافظت از عقیده و دین و ارزشهای خود پیش رفته ایم؟

باید صادقانه بگوئیم: چون وسع و توانائی هایمان زیاد است و به همان اندازه تکلیف ما نیز زیاد می شود، ما به اندازه ی کافی به تکالیفمان در برابر بندگان الله و دین الله و در برابر جنگ گرم و روانی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی عمل نکرده ایم و لازم است به هوش بیائیم .

به هوش بیائیم که کفار سکولار جهانی و مزدوران و فریب خوردگان محلی آنها در قالب گروههای سکولار و شبه اسلامی که برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند در جنگی روانی به عقاید و باورها و ارزشهای ما یورش آورده اند و لازم است از خودت بپرسی:  آیا به این میزان از مبارزه با این مفسدان راضی و قانع هستی؟ آیا به اندازه ی وسعت و توانائی که داری به تکالیف خود عمل کرده ای؟

آیا در مسیر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی از کانال یکی از «۳ابزار» برتر[۱] و پرهیز از شرک فرقه گرائی و تفرق قرار گرفته ای که اگر خودت ثمره و نتیجه ی اعمال و تکالیفی که انجام می دهی را ندیدی باز امیدوار باشی که در مسیر صحیحی قرار گرفته ای که هدفی مشخص دارد و برای رسیدن به این هدف برایش برنامه ریزی کرده ای؟


[۱] قانون شریعت الله و سپس تاریخ مسلمین تنها قدرت نظامی ناشی از «۳ابزار» را به ما معرفی می کند که چهارمی ندارد . این سه ابزار عبارتند از : ۱- خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست (مثل حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم) ۲- حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند (مثل حکومت امویها و عباسی ها و عثمانی ها) ۳- شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

نور حق و برق شمشیر از کانال یکی از «۳ابزار» برتر همراه هم در یک صف

نور حق و برق شمشیر از کانال یکی از «۳ابزار» برتر[۱]همراه هم در یک صف

به قلم: وسیم فتح الله

مترجم: محمد. ا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله مالك الملك، المنزه عن الجور، المتكبر عن الظلم، المنفرد بالبقاء، السامع لكل الشكوى والكاشف لكل بلوى و الصلاة و السلام على من بعث بالدلائل الواضحة و الحجج القاطعة بشيرًا و نذيراً و داعياً إلى الله بإذنه و سراجاً منيراً و على آله و صحبه اجمعين ..

أما بعد:

الــلّــه متعال مى­فرمايد:لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ(حديد/۲۵)

ما پيامبران خود را همراه با دلایل متقن و معجزات روشن (به ميان مردم) روانه كرده­ايم، و با آنان كتابهاي (آسماني و قوانين) و موازين (شناسائي حق و عدالت) نازل نموده­ايم تا مردمان (برابر آن در ميان خود) دادگرانه رفتار كنند. و آهن را نازل كرده­ايم كه داراي نيروي زياد و سودهاي فراواني براي مردمان است. هدف (از ارسال انبياء و نزول كتب آسماني و همچنين آفرينش وسائلي چون آهن) اين است كه خداوند معلوم سازد چه كساني او و فرستادگانش را در حالی که آنها را ندیده­اند، ياري مي‌كنندالــلّــه نيرومند و چيره است‏

و هر که در معنی این فرموده­ی الــلّــه«وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ» تدبر کند، در مـی­یابد که خطاب الــلّــه شامل تکلیفی است برای قیام به این یاری و نصرت همانگونه که آیه­ی ۳۱ سوره محمد آن را تفسیر می­کند آنجایی که خداوند متعال می­فرماید:

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ‏ (محمد/۳۱)ما همه شما را (با وجود آگاهي از اعمالتان)  قطعاً آزمايش مي‌كنيم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعي) و صابران شما چه کسانی هستند (و مجاهدنماها و ناشكيبايان سست‌عنصر چه کسانی هستند.) و اخبار شما را بيازمائيم

گویا آیه با زبانی ناطق این مسئله را در جلوی چشم قرار می­دهد و این را بیان می­کند که مجرد تحکیم قرآن و تحاکم به سوی آن بدون  قدرتی که به آن شوکت ببخشد و از آن حمایت کند کافی نیست و گویا به کوتاهی افرادی اشاره دارد که فقط به این مسئله اکتفا می­کنند چون اگر وضع بدین منوال باشد مجرد هدایت محض یا همان هدایت راهنمایی و ارشاد با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتابها و تحکیم آن دو متحقق می­شود (و دیگر نیاز به شمشیر و ذکر حدید و قتال و جهاد نیست.)

ولی باید دانست که در محقق کردن مراد الــلّــه متعال که همان قهر و غلبه­ی بر مردم زیر تسلط و رهبری قرآن، تنها تحکیم و تحاکم به قرآن کفایت نمی­کند. خداوند متعال می­فرماید:

قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (‏ توبه/۲۹)

با كساني از اهل كتاب كه نه به الــلّــه، و نه به روز جزا (چنان كه شايد و بايد) ايمان دارند، و نه چيزي را كه خدا (در قرآن) و فرستاده­اش (در سنّت خود) تحريم كرده‌اند حرام مي‌دانند، و نه آئين حق را مي‌پذيرند، پيكار و كارزار كنيد تا زماني كه (اسلام را گردن مي‌نهند، و يا اين كه) خاضعانه به اندازه توانائي، جزيه را مي‌پردازند.‏»

ادامه خواندن نور حق و برق شمشیر از کانال یکی از «۳ابزار» برتر همراه هم در یک صف