یکی از خطابه هاي عمر بن خطاب به فرماندهان نظامی اسلام

یکی از خطابه هاي عمر بن خطاب به فرماندهان نظامی اسلام

ارائه دهنده: آغسار تورکمن

عمر بن الخطاب رضی الله عنه به سعد ابن ابی وقاص فرمانده اسلام در جبهه های شرق؛ جبهه فارس و آنچه پشت آن است نوشت:

(أما بعد فإنی آمرک ومن معک بتقوی الله علی کل حال، فإن تقوی الله أفضل العُدّة علی العدو،  وأقوی مکیدة فی الحرب،  وآمرک ومن معک أن تکونوا أشد احتراساً من المعاصي، من احتراسكم من عدوكم، فإن ذنوب الجیش أخوف علیهم من عدوهم، وإنما ینصر المسلمون بمعصیة عدوهم لله، ولولا ذلک لم تکن لنا بهم قوة؛ لأن عِدّتنا لیس کعدتهم، ولاعُدتنا کعدتهم، فإن استوينا فی المعصیة کان لهم الفضل علینا فی القوة، وإن لم ننصر عليهم بفضلنا، لم نغلبهم بقوتنا ، واعملو أن علیکم فی سیرکم حفظة من الله، یعلمون ما تفعلون، فاستحیوا منهم، ولا تعملوا بمعاصی الله، وأنتم فی سبیل الله، ولا تقولوا أن عدوّنا شرٌّ منا، فلن یسلط علینا وإن أسأنا، فرُبّ قوم مسلط علیهم شرٌّ منهم، کما سلط علی بنی إسرائیل لما عملوا بمساخط الله کفرة المجوس، فجاسوا خلال الدیار وکان وعداً مفعولاً، واسألوا الله العون علی أنفسکم کما تسألونه النصر علی عدوکم ،  أسأل الله ذلک لنا ولکم).

ترجمه: «اما بعد: من قبل از هر چیز شخص تو (سعد ابن ابی وقاص) و سایر دلاوران اسلام را به تقوی در هر حال سفارش می دهم،  چون پرهیز گاری و تقوی مهمترین و برنده ترین سلاح بر علیه دشمن و قویترین سپر در جنگ است،  و به تو و همراهانت دستور میدهم که تا آخرین درجه ممکن خود را از ارتکاب معاصی باز دارید، و بر نفس خود بیشتر از دشمن بترسید، چون گناه لشکر خطرناک تر از حمله دشمن به آنها است، و مسلمانان به سبب گناه دشمنان بر آنان پیروز می شوند، و اگر به اين سبب نبود ما قدرت مقابله با آنان را نداشتیم؛ زيرا تعداد ما مثل تعداد آنها نيست و اسباب و وسایل جنگی ما هم با آنها برابري ندارد، اگر ما هم مثل آنها مرتكب گناه شويم آنها در قوت بر ما غالب خواهند شد، و اگر ما بر فضل و برتري بر آنان غالب نشويم با قوت خود نمیتوانیم پیروز شويم و بدانيد كه فرشتگان خدا ناظر اعمال تان هستند و از آنها حيا كنيد و معصيت خدا را نكنيد در حالي كه شما در راه خدا جهاد ميكنيد، نگوييد دشمن ما از ما بد تر است و به اين علت آنها بر ما بيروز نمیشوند حتي اگر ما خوب عمل نكنيم، چه بسا كه قوم بدتري بر قوم برتري بيروز شوند، همان گونه كه خدا مجوسيان آتش پرست را  بر بني اسرائيل مسلط كرد بعد از اين كه به سبب اعمال شان گرفتار غضب و خشم خدا شدند (پس در ميان خانه‏ هايتان براى قتل و غارت شما به جستجو درآمدند و اين وعدة تحقق ‏يافتنى بود) پس از خدا طلب ياري بر نفس های خویش را بكنيد همانگونه كه از او هميشه طلب نصرت بر دشمن ميكنيد، و من اين نصرت را براي خود و شما مسألت دارم. وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين.

فاروق اعظم عمر ابن الخطاب رضی الله تعالی عنه نه تنها این نامه را خطاب به سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه نوشت بلکه این  نامه را به رزمندگان اسلام ، دستوری کامل و به تمامی نیرو های مجاهدین در تمام ادوار تاریخ اسلامی نوشته است.

والسلام

قتال تا برداشتن بساط اشغال سرزمینهای مسلمان نشین واقامه نظام اسلامی

قتال تا برداشتن بساط اشغال سرزمینهای مسلمان نشین واقامه نظام اسلامی

ارائه دهنده : ابوعبدالله جاف / جوانرودی

أَلحَمدُ لله رَبِّ العَالَمِین وَالصَّلَوةُ وَالسَّلاَمُ عَلَی قَائِدِ المُجَاهِدِین مُحَمَّدِ بنِ عَبدُالله وَ عَلَی آَلِهِ وَ صَحبِهِ أَجمَعِین.

بسم الله الرحمن الرحیم:”إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ”. سُورَةُ التَّوبَه ﴿۱۱۱﴾

ترجمه: در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است.

برادران!اشغالگران  دیکتاتوری سکولاریسم  به رهبری امریکا  و ناتو بخشهایی ازسرزمینهای مسلمان نشین را در اشغال دارند و نظام پوشالی و فرسوده ای را در  آنها عرضه کرده اند و اشغالگران جهت گسترش دایره نفوذ نظام مرتد و مزدورحاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین بذل مساعی می نمایند تا نظام را از تنگناه ارتداد و ظلم نجات دهند و پروژه های استکباری خویش را درین سرزمینها بتحقق برسانند.

بزرگترین مانعی که فعالیتهای استکباری شان را فلج مینماید و از دایره نفوذ نظام فاسد و مرتد و مزدورحاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین روزانه می کاهد همانا جهاد مسلحانه است.”قتال در راه خدا”این یگانه حربه ایست که دشمنان اسلام را ازین دیار قلع و قمع مینماید و نقشه های شومشان را نقش برآب می کند.دشمنان با توسل به هر وسیله ای می خواهند ذهنیت جهادی را در اذهان ملت مسلمان ما مخشوش سازند،اما نمی شود که حق را پوشانید و آنرا در بستره زمان خفه نمود.

جهاد مسلحانه دایره اش روزانه پهن تر می گردد و فرزندان سلحشور اسلام جبهات قتال و رویارویی مسلحانه را داغ تر می نمایند،زیرا آنها با الهام از قرآن و سنت،قتال را ضرورت حتمی و عینی می دانند. اشغال دیار اسلامی نجاستی است که بجز با جنگ وقتال نمی توان باچیز د یگری آنرا زدود.

برادران!فقهای اسلام براین اتفاق دارند که اگر کشوری از دیار اسلام به اشغال کافران درمی آید،جهاد بر ساکنین آن فرض عین می گردد و اگر آنها(ساکنین آن کشور)از جنگ با کفار عاجز بودند دایره فرضیت پهن تر گردیده تا اینکه همه امت اسلامی را شامل می شود.فقها براین نیز اتفاق دارند که این قتال را، جنگ و جهاد دفع می نامند و آنرا از واجب ترین وجایب بعد از ایمان به خدا و رسولش(صلی الله علیه و سلم) و روز آخرت می دانند.”آری”، قتال تا برداشتن بساط اشغال و اقامه نظام اسلامی فیصله اسلام در افغانستان ، چچن ، فیلیپین ، تاجیکستان ، عراق ،ترکیه ، کردستان عراق، هورامان غربی ، سومالی و سایر کشورهای اشغال شده اسلامی است. واین یک واجب عینی است که نه میتوان از آن فرار کرد و عبادت نفلی نیست که در انجام دادن آن بنده را اختیار باشد.

ادامه خواندن قتال تا برداشتن بساط اشغال سرزمینهای مسلمان نشین واقامه نظام اسلامی

گوشه هایی از راهنمائیهای جنگ امنیتی و اطلاعاتی جماعت بین المللی القاعده ی شیخ اسامه بن لادن به مجاهدین در رویاروئی با غرب سکولار و مزدوران محلی اش

گوشه هایی از راهنمائیهای جنگ امنیتی و اطلاعاتی جماعت بین المللی القاعده ی شیخ اسامه بن لادن به مجاهدین در رویاروئی با غرب سکولار و مزدوران محلی اش

ارائه دهنده : کارزان شکاک

شیخ عبدالله عدم  یکی از فرماندهان جماعت القاعده ـی شیخ اسامه بن لادن ـ[۱] در پیامی که متوجه جوانان مسلمانی نمودند که راهی مناطق مختلف جهاد می­شوند، بیان نمودند که: «مجاهدان امروز، به سوی جنگی سرنوشت­ساز با تمامی دولت­های کفر  و در رأس آنان، غرب سکولاریست رهسپار می­شوند، جنگی که هیچ گونه ملایمت و صلح و آرامشی در آن وجود نخواهد داشت. و این جنگی که راهی آن می­شویم، در جایگاه اول جنگی امنیتی و اطلاعاتی خواهد بود که پیروزی در آن ازآنِ کسی است که به وارد ساختن ضربات استراتژی به مفاصل حیاتی طرف دیگر بپردازد.»

این فرمانده جماعت القاعده ی شیخ اسامه بن لادن افزودند که حملات القاعده شامل ضربات در قلب سرزمین دشمن است و آن را ضربات استراتژی کاری و تکان دهنده برای دشمن و نابوده کننده اقتصادش به منظور تحقق اهدافمان در از بین بردن غرب  سکولار  و ضعیف کردن آن و پس از آن، برپایی خلافت خداوند در زمین توصیف نمودند.

شیخ عبدالله عدم، «راهیان جدید برای پیوستن به میادین جهاد» را دعوت نموده است که تمامی نصایح و پندهای امنیتی را در پیش گیرند و اولین آن «این است که برادر مجاهد به مخفی بودن و سرّیت کامل، التزام نموده و پایبند باشد چرا که آن پیش­نیاز است، به طوری که محیطی که در آن زندگی می­کند به دیدگاه­ها و توجهات جهادی و نیز نیت قتالی وی علیه دشمنان خداوند، پی­نبرند و آن را حتی از نزدیک­ترین نزدیکان خود مخفی نگه دارد تا دشمن توانایی شناسایی توجهات و دیدگاه­های وی را پیدا نکند و از سویی دیگر تا بتواند زمانی که خداوند تقدیر نمود و به سرزمین خود بازگشت و مکلف به عمل جهادی بود، از شبه امنیتی که مانع از حرکت و جنبش وی بعد از آن خواهد شد، خود را محفوظ و ایمن نگه دارد.»

ایشان همچنین از راهیان جدید برای پیوستن به هر میدان جهادی­ای خواستند که مسافرت ننمایند مگر اینکه اقدام به ساخت دلیل یا پوششی امنیتی با استفاده از توانایی­های علمی و عملی خود نموده باشند، تا بهانه­ ای گردد برای غیبت وی از سرزمین یا مکان حضورش، به طوری که فقدان وی حس نگردد و از وضعیت غیاب وی سوالی مطرح نشود. پوشش امنیتی، ساتر یا تجسمی است خارجی که یک شخصِ سرّی به وسیله آن، فعالیت سرّی­ای که به آن می­پردازد را مخفی ­می­نماید و حضور وی در زمان یا مکان مشخصی را بدون اینکه شک و شبه­ای در خصوص وی به وجود آورد را توجیه می­نماید.

ادامه خواندن گوشه هایی از راهنمائیهای جنگ امنیتی و اطلاعاتی جماعت بین المللی القاعده ی شیخ اسامه بن لادن به مجاهدین در رویاروئی با غرب سکولار و مزدوران محلی اش

یاوه سرائی و جار و جنجال و سهل انگاری در دین و جهاد (اللغو في الدين )

یاوه سرائی و جار و جنجال و سهل انگاری در دین و جهاد  (اللغو في الدين )

نویسنده: شیخ أبو محمد عصام البرقاوي

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

از جمله روش های کفار برای مکر و حیله در دعوت و استفاده از آن توسط بسیاری از داعیان نادان و غافل

بسیاری از آن ها کسانی هستند که نه می خوانند و نه می شنوند و کم تر کسی در میانشان وجود دارد که آنچه را که می خواند و می شنود، بفهمد و درک کند و باز کم تر کسی از این ها هست که مطلب را همان طور که خوانده و شنیده و درک کرده، انتقال دهد و تبلیغ کند و بدین وسیله به داخل شدن در دعوت و رسالت پیامبر صلی الله علیه و سلم مشرف گردد. ( نضّر الله امرءا سمع مقالتي فوعاها فأداها كما سمعها فرب مُبَلّغ أوعى من سامع ).

اولین سفارش پیامبر صلی الله علیه و سلم به طالب علم، خوب گوش کردن است و سپس به خاطر سپردن آنچه که شنیده و سپس اینکه آنچه را شنیده است، به همان شکل تکرار کند و همانطور که خواندن، اصول و آدابی دارد، گوش کردن نیز، اصول و آدابی دارد.

حسن بن علی به فرزند خود می گوید: “فرزندم! هنگامی که با علما هم نشین شدی، بر شنیدن حریص تر باش تا بر گفتن و همانطور که خوب سکوت کردن را می آموزی، خوب گوش دادن را نیز بیاموز و سخن کسی را قطع نکن، هر چند بسیار طولانی شود، تا بهره مند شوی”.

چه بسیار دانشجویانی که علم را از بین می برند، بعضی نکته های آن را می گیرند، بدون آنکه آن را به طور کامل درک و دریافت کرده باشند و این به خاطر سوء استماعشان است. من شخصاً دانشجو را با نوع سوال ها و حسن استماع و میزان درکش، از غیر دانشجو متمایز می کنم. برخی از جوانان دانش آموخته نزد من می آیند و با بعضی از سوال هایشان مرا بسیار عصبانی می کنند!! چه بسا که در باب مسائل خطیری از جمله ایمان و کفر و خون ریزی و امثال این ها از من می پرسند و در حالی که هنوز به سوالشان پاسخ نداده ام به سراغ سوال دیگری می روند، پس من به شوخی، به آن ها می گویم، مسلسل ات را از حالت شلیک اتوماتیک به حالت آزاد )ضامن ( تغییر بده!!  درست نیست قبل از اتمام جواب و تفصیل من بر سوال اول ات، سوال دیگری بپرسی و من مطمئنم تو با این شیوه ای که در پیش گرفته ای، جواب سوال اول را نگرفته و آن را درک ننموده ای، چرا که جواب من هنوز تمام نشده است و اگر صبر کنی و به من فرصت بدهی، چه بسا که از خلال جواب سوال اول، جواب سوال دوم ات را هم بگیری.

این گروه از شبه تحصیلکرده ها، کسانی هستند که برای کار دعوت بسیار ترسوتر از چیزی هستند که من می پندارم.. اینان غالباً موجب مخدوش کردن دعوت و سهل انگاری در آن می شوند، چه این را احساس کنند، چه احساس نکنند و این از آن جاست که آنچه را که می شنوند، درک نمی کنند وبنابر این حق را ناقص و مخدوش نقل می کنند و به این ترتیب کفار را آگاهانه یا ناآگاهانه در یکی از روش های نبردشان با دین  که از آن حمایت می کنند، یاری نموده و با آن ها شریک می شوند. خداوند در این مورد می فرماید:«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَـٰذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ» (فصلت /۲۶) «کافران به همدیگر میگویند گوش به این قرآن فرا ندهید، ( و در هنگام تلاوت آن یاوهسرائی و جار و جنجال کنید تا مردمان هم قرآن را نشنوند و مجال اندیشه دربارهی مفاهیم آن از ایشان گرفته شود) و شما پیروز گردید». پس رسانه های آن ها، طبق این دستورالعمل فعالیت می کنند و می بینی که برنامه هایی تحت عنوان  صناعة الموت وصناعة الدجل وصناعة الكذب وصناعة التراجعات وصناعة جماعات الإسلام المعتدل، طبق استانداردهای موسسه ی راند آمریکایی در رسانه های ماهواره ای و اینترنت تولید و پخش می شوند!!

و اینچنین، نوچه هایشان، یعنی مشایخ ترشرو و بی مودت، در خدشه دار کردن دعوت توحید و زشت جلوه دادن جهاد و مجاهدین، با آن ها هم کاری می کنند!!

ادامه خواندن یاوه سرائی و جار و جنجال و سهل انگاری در دین و جهاد (اللغو في الدين )

نبرد زندگی / به یهود و سکولاریستها تبریک می گوییم به خاطر وجود چنین داعیانی که واژه ی جهاد مسلحانه را از …….

نبرد زندگی / به یهود و سکولاریستها تبریک می گوییم به خاطر وجود چنین داعیانی که واژه ی جهاد مسلحانه را از …….
مؤلف: شیخ خالــد حسینــان
مترجم: یحیی. ا
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين، البشير النذير، العطوف الرئوف بأصحابه وأمته .. أما بعد:
انسان مؤمن در این دنیا در نبردی دائمی است. او یا مشغول نبردی داخلی با نفس و شیطان و هوا و هوسش، و یا درگیر نبردی خارجی با کفار و منافقان و اهل فسق است. و این معرکه و نبرد پایان نمی¬یابد مگر با خارج شدن روح از بدن و رفتن انسان از این دنیا ..
حال که چنین است پس انسان شدیدا نیازمند به همت، عزم، نیرو و پایداری و ثبات است تا در این پیکار زندگی با همه¬ی اشکال و انواع حالت¬های آن وارد شود.
این نیرو، عزم، همت و ثبات را انسان مسلمان فقط از ذاتی که قوی، عزیز و جبّار است یعنی خداوند سبحانه و تعالی، استمداد و طلب می¬کند.
پس باید مسلمان با پروردگارش در ارتباط باشد البته نه هر ارتباطی مثلاً؛ ارتباطی سرد و ضعیف و تحلیل رفته .. نه هرگز! بلکه مقصود ارتباط و پیوند با الله در سراسر زندگیش است، از صبح تا شب، ارتباط با خدا در ظاهر و باطن، و از همین روست که پیامبر صلی الله علیه وسلم در همه¬ حال خداوند متعال را یاد می¬کرند.

و این ارتباط با خداوند متعال است که باعث می¬شود انسان مسلمان در این معرکه و نبرد با پیروزی، موفقیت، راستی و رهنمودی پای بیرون نهد.
از جمله اذکاری که فرد مؤمن صبحگاهان و شامگاهان و هنگام خواب آن را می¬خواند این دعاست که به خاطر اهمیتش انسان مسلمان سه بار در شبانه¬روز آن را تکرار می¬کند:

«اللَّهُمَّ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي، وَمِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ وَشِرْكِهِ، وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِي سُوءًا، أَوْ أَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ» [۱]
«بار الها! اى داننده‏ى نهان و آشكار، آفريدگار آسمان‏ها و زمين، پروردگار و مالك هر چيز، من گواهى می‌دهم كه بجز تو، معبود ديگرى به حق نيست. از شرّ نفس و از شرّ شيطان و آنچه از شرک که بدان دعوت و وسوسه می¬کند، و از اینکه در حق نفس خود مرتکب کار بدی شوم و یا به مسلمانی بدی و آسیبی برسانم، به تو پناه می¬برم.»

پس این نفس نیاز به جنگیدن و مجاهدت دارد چرا که دشمن¬ترین دشمنان بنی¬آدم است.

پیامبر صلی الله علیه وسلم می¬فرماید: «المجاهد من جاهد نفسه في الله» [به روایت ترمذی و ابن حبان]
«مجاهد کسی است که در برابر نفسش براي اطاعت از خداوند جهاد می¬کند.» [۲]

و ابوبکر صدیق به هنگام وفاتش در وصیت به عمر فاروق مي فرمود: «اولین چیزی که تو را از آن بر حذر می¬دارم نفست است که بین دو پهلویت است.» [۳]

و به همین خاطر از مهمترین امور این است که بنده از پروردگارش مسألت نماید که حتی برای یک چشم به هم زدن هم او را به نفسش واگذار نکند. و همیشه این دعا را تکرار کن:

ادامه خواندن نبرد زندگی / به یهود و سکولاریستها تبریک می گوییم به خاطر وجود چنین داعیانی که واژه ی جهاد مسلحانه را از …….

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۵)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۵)

به قلم: کارزان شکاک

الله متعال به صورت واضح و بی پرده می فرماید که قرآن را به عنوان توضیح و بیان برای هر چیزی بر بنده و فرستاده خود رسول خاتم صلی الله علیه وسلم  فرو فرستاده است و می فرماید: وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ (نحل/ ۸۹) «و ما این کتاب [قرآن] را بر تو نازل کرده‌ایم که بیانگر همه چیز است.»

در جای دیگری از قرآن بیان می‌فرمایند که خداوند در این قرآن هیچ چیزی را فرو گذار نکرده است : مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ (أنعام/۳۸) «در کتاب هیچ چیز را فروگذار نکرده‌ایم.»

هیچ مسأله‌ای از عقاید دین اسلام که شخص با آن وارد دین اسلام شود یا از آن خارج شود وجود ندارد که در قرآن وجود نداشته باشد بلکه تمام آنچه شخص جهت مسلمان شدن به آن نیاز دارد در قرآن موجود است و جزئیات مربوط به احکامی که در کتب فقهی متعدد فرق مختلف به آن اشاره شده زینتها و حواشی ساختمانی هستند که در زیبائی و استحکام آن می توانند موثر باشند نه در بنای ساختمان دین اسلام . 

امام جعفر صادق رحمه الله در این زمینه می فرماید : «خداوند در قرآن همه چیز را بیان کرده است. به خدا قسم چیزی را که بندگان به آن نیاز دارند ترک نکرده است. حتی اینکه هیچ کس نمی‌تواند بگوید: ای کاش خدا در این مورد نیز آیه‌ای نازل می‌کرد. مگر اینکه خدا در آن مورد نیز آیه‌ای نازل کرده است.»[۱]

امام علی رضی الله عنه می‌ گوید: «آیا خدای سبحان، دین ناقصی فرو فرستاده و در تکمیل آن از آن‌ها کمک خواسته است؟ آیا آن‌ها شرکای خدا هستند که هرچه می‌خواهند در احکام دین بگویند و خدا رضایت دهد؟ آیا خدای پاک و منزه، دین کاملی را فرو فرستاده اما پیامبر ج در ابلاغ آن کوتاهی کرد؟ در حالی که خداوند پاک و توانا می‌فرماید:مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ(أنعام/ ۳۸)«در کتاب هیچ چیز را فرو گذار نکرده‌ایم.»همچنین می‌فرماید:تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ (نحل/ ۸۹)« قرآن بیان هر چیزی است.»[۲]

با این نگرش ،هم اکنون، چنانچه تشیع را پیروی از قران وسنت آنهم از کانال امام علی ودیگر ائمه ی بعد از وی تعریف کنیم ما به رسول الله صلی الله علیه وسلم ودین اسلام می رسیم و اگر سایر فرق معروف به اهل سنت را نیز به معنی پیروی ازقرآن وسنت آنهم ازکانال امام علی رضی الله عنه وسایر صحابه رضی الله عنهم بشناسیم باز به همان منبع ودین می رسیم . پس هر درگیری وتفرقی نشان ازعدم شناخت وعدم مراجعه به این مشترکات غیر قابل کتمان است . 

روایت کرده اند که امام علی رضی الله عنه در نهروان به خوارج مي گوید : ” همينكه خداي ما ، پيامبر ما ،‌كتاب ما ، قبله ما يكي است براي شما كافي نيست تا دست از برادر كشي برداريد ؟

ادامه خواندن از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۵)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۴)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۴)

به قلم: کارزان شکاک

 با آنکه در حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم و حکومتهای اسلامی پس از آن کفار اهل کتاب در امنیت و بدون رنج و آزاری می زیستند اما این افراد تنگ نظر و محدود بین خود را سرگرم اختلافات جزئی خود با فرقه ی مخالف از مسلمین نموده و سعی دارند نزد گروه و عوام اطراف خود با این ابزار کثیف ارزش و بهائی به دست بیاورند و با شعله ور کردن بغض و کینه و تفرق میان مسلمین خشم و غضب الله را برای خود می خرند .

 الله متعال در مورد این تفرقه اندازان می فرماید:

إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ (أنعام/ ۱۵۹) «آنان که دین خدا را پراکنده نمودند و فرقه فرقه شدند،چنین کسانی به کار تو نیایند،کار آنها با خداست و بعد از این،به آنچه می‌کردند آگاهشان می گردانند».

هدف باید دفاع از اسلام و یاری رساندن به وحدت اسلامی و افزایش قدرت مسلمین در برابر تمام دشمنان باشد اما این تنگ نظران تفرقه انداز از چنین درکی عاجزند.

کسانی که با ادبیات قرآنی و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم زندگی کرده اند متوجه می شوند که الله متعال در کلامش با بدترین مخلوقات (مشرکش = سکولاریستها) که مرتکب حیوان پرستی، بت پرستی و غیره گشته اند و یا همچون یهود و نصارا از دین اسلام فاصله گرفته و منحرف شده اند وارد گفتگو و مباحثه می شود و با تشریح بی طرفانه و واقعی باورهای درونی و سخنان و اعمال ظاهری آنها میزان انحراف آنها را برای آنها و اطرافیان آنها و مسلمین روشن نموده و اجازه نمی دهد که پیروان دین اسلام کورکورانه و از روی تعصب جاهلی و یا با چنگ زدن به دروغ و تهمت پراکنی خود را بر مخالفین تحمیل کنند. بلکه مسلمین از حدود و چارچوبی پیروی می کنند که تنها از این کانل می توانند حق را از باطل تشخیص داده و باعث هدایت دیگران و قوت ایمان خویش گردند .

بدون شک الله متعال با علم ازلی خود می دانسته که ما هم اکنون به اینهمه فرقه تقسیم خواهیم شد و نمی توان به الله گمان بد برد که ما را در این تاریکیهای تفرق و جنگ و خونریزی رها نموده باشد.

 در زمانی که هیچ فرقه ای حاضر نیست رای امام خود را رها کند، حتی حاضر نیست روایتهای مورد استناد طرف مقابل را بپذیرد تنها رشته ای که همیشه دلیل قاطعی بوده و تنها با چنگ زدن به آن می توان تفرقها را از میان برداشت قرآن است . الله متعال می فرماید: وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ (آل عمران/ ۱۰۳)«و همگی به رشته [ناگسستنی قرآن] خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.»

 رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در وصف آن فرموده است: «کتاب خدا ریسمان خداست. هر کس از آن پیروی کند هدایت یافته است و هر کس آن را ترک کند دچار گمراهی شده است[۱]

ادامه خواندن از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۴)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

به قلم: کارزان شکاک

اگر مریدان دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن، با تمام اختلافات عمیقی که با هم دارند، حول مبارزه با قانون شریعت الله و حذف مفاهیم چهارگانه ی دین اسلام با هم متحد شده اند، اما این مدافعین تنگ نظر و حقیر جهان اسلام آنهمه اشتراکات گسترده و متعدد میان فرق و تفاسیر مختلف اسلامی را نادیده گرفته و اختلافات جزئی و ناچیز و جبری پیش آمده به دلیل نبود حکومت شورای اسلامی را بهانه ای جهت تفرق و جدائی بیشتر و ایجاد جنگ و درگیری و مشغول شدن مسلمین به همدیگر نموده و از اینکه دشمنان آنها حول هدفی باطل با هم متحد شده اند و اینها نمی توانند حول حق جهت هدفی چون نجات از دست کفار و تشکیل حکومت فراگیر اسلامی با هم متحد شوند، شرمسار نیستند . 

الله متعال می فرماید:إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ (رعد/ ۱۱)«خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند».

انهدام حکومت شورای اسلامی و تبدیل شدن آن به حکومت شاهیگری توسط معاویه و اعقاب او و وجود این افراد تنگ نظربه اضافه ی عوامل دیگر همگی دست به دست هم دادند تا تکفیر بی جا، تفرق، بی ابهتی ، فشل ، ذلیلی و تقلید کورکورانه به مسلمین رو آورد .

زمانی که اسلام گفتگوی نیکو با کفار اهل کتاب را سفارش می کند این گروه تنگ نظر تکفیر و اتهام زنی و پیش داوری را سر لوحه ی گفتار و رفتار خود قرار داده و حتی دوری از گفتگو ی سالم با فرق مخالف اسلامی خود را نکوهش و گاه تحریم می کنند .

الله متعال می فرماید:وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ (عنکبوت/ ۴۶) «و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق، بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها».

ادامه خواندن از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

به قلم: کارزان شکاک

بسیاری از این اشخاص، که به صورت مانعی عمل کرده اند، دین اسلام را به صورت همه جانبه نمی شناسند، و حتی از درک مفهوم کلی آن هم بی بهره اند؛ به همین دلیل زمانی که قصد دفاع از اسلام را دارند نتیجه چنان وخیم و مخرب است که سکوت آنها بسیار بهتر از این دفاعها بوده است . گفتمانهای آنها مانند بازشدن مخزن آفات و بیماریهائی است که باید به همان شیوه  تا رسیدن شورای اولی الامر منطقه ای یا جهانی و تحت نظارت حکومت اسلامی تحت عنوان استقلال درون گروهی سربسته بماند

سالها و بلکه قرنهاست که کارنامه ای این مسلمین محدود بین جزئی نگر را می بینیم که در فرصتهای مختلف دم از وحدت می زنند اما حاصل کارشان تنها به تفرقه ی بیشتر می انجامد، شعار یکی شدن و اتحاد سر می دهند اما جز پراکندگی بیشتر حاصلی نداشته اند. در ظاهر با تقیه و مدارا رفتار می‌کنند اما در باطن آن‌ها خشم و رغبت به انتقام نهفته است.

و جالب است بدانید همینهائی که زمانی افرادی زیر دست سایر فرق بودند و مورد ظلم قرار می گرفتند به محض اینکه حاکم می شوند و سایر فرق زیر دست انها قرار می گیرند خودشان تبدیل به ظالمی می گردند شبیه ظالم قبلی و گاه بدتر. اینها به جای پرچم اسلام و شورا ، پرچم فرقه گرائی و تک روی و تنگ نظری را برافراشته اند و فرقی ندارد این پرچم توسط کدام فرقه باشد مهم این است توسط شورا نیست.

اساسی ترین ابزار قدرت رسول الله  حقی بود که با خود داشت ، به همین دلیل بدون ترس همه را به گفتگو دعوت می کرد و الله به او دستور می داد که به کفار مخالف به صراحت بگوید: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (نمل/۶۴)

اما امروزه  از بزرگترین موانع گفتگوی متعصبین تنگ نظر با مخالفین ترس ناشی از جهل آنهاست.  اینها در واقع از گفتگو و آشکار شدن خرافات و باورهای غلط خود و تسلیم حق شدن و رها کردن باورهای غلطی که به صورت ارثی به انها رسیده می ترسند . می ترسند از اینکه باعث ننگ و عار گروه تحت پوشش خود شوند اما از جهالتی که با خود حمل نموده اند احساس ننگ و عار ندارند . امام زین‌العابدین می‌گوید: «ما را براساس اسلام و در راه آن دوست داشته باشید و گرنه  دیری نمی‌پاید دوست‌داشتن شما موجب ننگ و عار برای ما خواهد شد!»

ادامه خواندن از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

به قلم: کارزان شکاک

از فرق معروف به اهل سنت و ائمه ی بزرگوار این فرق ادعیه و نمازهای فراوانی همراه با ثواب های زیاد نقل شده است که اگر کسی تمام شب و روزش را وقف خواندن آنها کند، باز هم کم است. بدون شک همین ائمه نیز تمام وقت خود را به خواندن آن ادعیه و نمازها نمی‌گذراندند، اما این به این معنی نیست که تصور شود اینها عالم بی عمل بودند. بلکه به تنوعی اشاره دارد که غیر قابل انکار است.

چون هر مسلمانی توانائی و استعداد یکی از این کارهای نیک را دارد ، رسول الله صلی الله علیه وسلم به افراد مختلفی با توانائی های مختلفی، چنین سفارشی نموده است. یعنی یکی ممکن است در فلان عبادت استعداد و توانائی داشته باشد و دیگری در فلان ادعیه و نمازو… . البته این موارد امور شخصی هستند و امور عمومی که همه مسلمین ملزم به انجام ان هستند نمی گردد . به عنوان مثال تمام این ثوابها مشمول کسانی می گردد که مرتکب جرم تخلف از امر قتال و جنگ مسلحانه نگردند، مثل همان سه صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم.

حالا عده ای با چنگ زدن به همین امور جزئی و تنگ نظری سعی دارند اسبابی جهت تفرق و ذلیلی گردند. غافل از اینکه دین خدا و بندگان خدا دو امانت گرانبها در اختیارما هستند، که باید به خوبی از این دو امانت نگهداری کنیم اما این عده نه تنها نگهبان خوبی نبوده اند، بلکه با رفتار و کردارشان به گسترش و عملی شدن ارزشهای اسلامی و و حتی خود مسلمین   ضربه هم زده اند.

سابقه ی این افراد به همان دهه های صدر اسلام بر می گردد، چنانچه شیعیان روایت کرده اند که زمانی سلمان فارسی به مردم مي‌گفت:”هربتم من القرآن إلى الأحاديث، وجدتم كتاباً رقيقاً حوسبتم فيه على النقير والقطمير والفتيل وحبة خردل فضاق ذلك عليكم و هربتم إلى الأحاديث التي اتسعت عليكم» از قرآن گريختيد به احاديث آويختيد زيرا قرآن را كتابي يافتيد دقيق كه شما را در آن به هر نقير و قطمير و رشته‌هاي باريك و دانة خردلي به محاسبه مي‌كشد، از آن جهت بر شما تنگ آمد و به سوي احاديثي گريختيد كه بر شما گشاد گرفت و وسعت داد([۱])“.

در چنین فضائی است که شخص با گرفتن یک روایت خیال می کند با خواندن يك دعا یا ذکر یا فلان عمل ریز شخص  به عاليترين درجات جنّات فردوس عروج مي‌ کند و بدیهایش به همین راحتی پاک می شوند و از حساب و کتاب درامان می ماند.

اين انگيزه يك انگيزة نفساني بلكه در حقيقت يك غرور شيطاني است كه ابليس از طريق این جزئیات موجود در روایتها شخص مسلمان را به جهنّم مي‌كشاند و همان غروري است كه الله متعال انسان را از اين فريب شيطان بر حذر داشته‌است و مي‌فرمايد: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا» ايشان را وعده مي‌دهد و آرزو در دلشان مي‌آورد و شيطان به ايشان جُزبه فريب وعده نمي‌دهد”(النساء /۱۲۰).

ادامه خواندن از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)