از موانع وحدت (۵) : سرپوش گذاشتن و برنداشتن علل اختلاف

از موانع وحدت (۵) : سرپوش گذاشتن و برنداشتن علل اختلاف

به قلم: کارزان شکاک

امروزه چالش فرق اسلامی و تفرق ناشی از نبود شورای اولی الامر و اجماع واحد مسلمین چالش تهاجم فرهنگی و جنگ تمدنها نیست بلکه چالش مسئولین عقیدتی و خبرگان عرصه ی مبارزه و تصفیه و تربیت هستند که سعی دارند به جای آسیب شناسی و پیشگیری و درمان به موقع  به سرپوش گذاشتن و کتمان آسیبهائی اقدام کنند که باید خنثی و خاموش گردند، اما همچون آتش زیر خاکستر به صورت زنده عمل نموده و منتظر فراهم شدن زمینه های شعله ور شدن می باشند. باید به تفرق به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات مسلمین همچون سایر مشکلات زندگی نگاه کرد که جهت ریشه کن کردن آن نیاز به شناخت علل پیداش آن و روشهای رفع این علل دارد .

به عنوان مثال اگر شخصی مال کسی را هدر داده  یا دزدیده یا بدهکاراست و به این دلیل بین این دو دشمنی به وجود آمده و شما قصد آشتی دادن آنها را دارید، در ابتدای امر باید بفهمید علت این قهر و دشمنی چیست؟ سپس با شناخت علت در دومین قدم باید علت را از بین ببرید، یعنی مال را به شخص برگردانید یا جبران ضرر نمائید؛ در غیر این صورت اگر شخص به خاطر رعایت حرمت شما ،ترس یا هر دلیل دیگری، در ظاهر  اظهار آشتی کند باز کینه و نفرت به قوت خود باقی می ماند .

گاه علت اختلاف سوء برداشت از آیه یا روایتی است که در ادبیات عربی کلمه ی مورد نظر دارای چند معنی مشترک است و امکان اجتهاد و تأویل اشتباه در مورد آن وجود دارد. به عنوان مثال کلمه «عین» در زبان عربی، در بین چند معنا مشترک است. از جمله:چشم، جاسوس، چشمه آب.

اگر کسی بگوید: رفتم پیش دکتر، عین، یا، عین، دشمن را دستگیر کردیم یا از، عین، زلالی آب نوشیدم. با قراینی که گوینده گفته ما می توانیم منظور او را از چنان کلمه ای بفهیم.

در قرآن هم ما به چنین کلماتی بر می خوریم . مانند سیدنا یوسف علیه السلام که از کلمه ی «رب» معنی پادشاه را اراده کرده بود که  الله متعال از زبان وی می گوید: وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٖ مِّنۡهُمَا ٱذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ (يوسف/ ۴۲) «[یوسف خطاب] به یکی از آن دو که می‌دانست آزاد می‌شود گفت: مرا در پیش سرور خود [یعنی شاه مصر] یادآور شو.»

ادامه خواندن از موانع وحدت (۵) : سرپوش گذاشتن و برنداشتن علل اختلاف

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۳)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۳)

به قلم: کارزان شکاک

امام ابوحامد غزالی‌ می‌گوید: «به معاصران خود نظری بیفکن که آنگاه که حقیقت بر زبان مخالفانشان آشکار می‌شود چگونه چهره‌شان از خشم سیاه می‌شود و خجالت می‌کشند و با تمام توانش سعی در انکار آن می‌کنند و چگونه کسی را که در تمام عمرش او را بیچاره کرده است نکوهش می‌نمایند! . طرفین مناظره باید در جستجوی حقیقت باشند همانند کسی که در طلب گمشده‌ای است و برای او تفاوتی ندارد که آن را نزد خودش یا کسی که به او کمک می‌کند بیابد و همراهش را دوست خود می‌داند نه دشمن و هرگاه دوستش اشتباه او را گوشزد کند و حقیقت را برایش آشکار سازد، از او تشکر می‌کند.»[۱]

این یعنی داشتن عدالت و انصاف ف همان چیزی که امام مالک رحمه الله در موردش می گوید: «در دوران ما هیچ چیز کمتر از انصاف نیست.»[۲]

ابن‌تیمیه درباره لزوم جستجو و پیروی از حقیقت سخنان زیبایی دارد و در آن می‌گوید: «بی‌تردید انسان در پی طلب ایمان و علم است. هرگاه امری که بر او پوشیده بود برایش روشن گردید باید از آن پیروی کند. این به معنای متغیربودن افکار نیست. بلکه چنین کسی فردی هدایت‌یافته است که خداوند بر هدایت او افزوده است … هر مسلمانی باید مسلمانان دیگر و علمای مسلمان را دوست داشته باشد و در جستجوی حقیقت باشد و در هر جا که آن را یافت از آن پیروی کند.»[۳]

همچنین می‌گوید: «انتقال و تغییر نظر انسان از گفته‌ای به گفته دیگر برای امری از حقیقت که برای او واضح شده است کاری پسندیده است. برخلاف اصرار بر نظری که در آن هیچ دلیلی ندارد و ترک گفته‌ای که دلیل آن روشن شده است و تغییر نظر از رأیی به رأی دیگر فقط به خاطر عادت و پیروی از هوای نفس که این امور مذموم است.»[۴]

ادامه خواندن از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۳)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۲)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۲)

به قلم: کارزان شکاک

اینهائی که به صورت ارثی عقاید خود را دریافت کرده اند تنها زمانی شما را می پذیرند که تو  هم یکی از آن‌ها باشی و به آنچه آن‌ها و پدرانشان به صورت ارثی به آن بدان ایمان و باور دارند اعتقاد پیدا کنی.   به زبان ساده تر یعنی زمانی تو را می پذیرند که از طایفه ی انها باشی و گرنه در محله، روستا یا شهر و کشوری که زندگی می کنی شهروند درجه چندم هستی و حقوقی برابر با انها نداری !

به همین دلیل است قبل از شروع هر بحثی ابتدا می خواهند بدانند تو متعلق به کدام فرقه ی اسلامی هستی و بعد از شناخت شخص و فرقه ی او بر اشتباهات دیگر شخص و فرقه اش انگشت گذاشته و این اشتباهات را به همه سخنان صحیح و حقی که می‌گوید تعمیم می‌دهند و به سخن او گوش فرانمی‌دهند و خود را به همین سادگی از نعمت حقیقت محروم می کنند .

 در حالی که آمده است : « اُنْظُرْ اِلي ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلي مَنْ قالَ» حق و حقیقت را باید به دست اورد هر چند که نزد مخالفین یا دشمنان شخص هم باشد . چون حق گمشده ی مومن است و امام علی علیه السلامی می گوید: الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ [۱]حكمت گمشده مؤمن است پس آنرا فرا گير اگر چه از مردم دو رو باشد. و در جای دیگری می گوید: الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِكمَةُ ضَالّةُ المؤمنِ ، فاطْلُبوها و لَو عندَ المُشرِكِ تكونوا أحَقَّ بها و أهلَها . حكمت، گمشده مؤمن است ؛ پس آن را بجوييد گر چه نزد مشرك باشد زيرا كه شما بدان سزاوارتر و شايسته تريد .

ابوالحسن الکرخی رئیس حنفی مذهب‌ها در عراق و یکی از اساتید بزرگ آنان می‌گوید: «هر آیه‌ای که مخالف با اعتقاد بزرگان ما باشد آن آیه یا تأویل شده است و یا منسوخ است و همچنین هر حدیثی که مخالف با اعتقاد بزرگان باشد، آن هم یا تأویل شده یا منسوخ است».[۲]

ادامه خواندن از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۲)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۱)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۱)

به قلم: کارزان شکاک

آیا هرگز اندیشیده ایم که مسیر یافتن حق همچون مسیر ازدواج و به دنیا آوردن فرزند یکی است ؟ و آیا والدین و جامعه به صورت جبری حق و عقیده را برای شخص می کنند؟ یا اینکه شخص خودش صاحب اختیار و روحیه ی حق طلبی و گرایش فطری به حق است و می تواند از طریق استدلال و برهان حق و عقیده اش را شخصا به دست آورد. 

رسول الله صلی الله علیه وسلم  می‌فرماید:«كلُّ مولودٍ یولدُ علی الفطرةِ فأَبواه یهوِّدانهِ أو ینصرانهِ أویمجسانِهِ… .»[۱] «هر فرزندی مطابق فطرتش [پاک و سالم] به دنیا می‌آید. اما والدینش او را یهودی، نصرانی یا مجوسی بار می‌آورند.»

یعنی یکی از ایرادات منحرفین این است که باورهایشان از طریق ارثی به آنها می رسد . امروزه اکثر مسلمین هم در همان مسیر حرکت کرده اند و باورهایشان را به صورت ارثی همچون  اموال منقول و غیرمنقول از آبا و اجدادشان به ارث می‌برند و بر مسیر آن‌ها حرکت می‌کنند. 

یعنی اگر شما در قم یا نجف از پدر و مادری شیعه ۱۲ امامی به دنیا می آمدی به صورت ارثی شیعه ی ۱۲ امامی بودی و اگر در  صعده به دنیا می امدی جبرا شیعه زیدی و اگر در سراوان از خانواده ای حنفی به دنیا می آمدی جبرا حنفی و اگر در هورامان یا مهاباد یا ارومیه از خانواده ای شافعی به دنیا می آمدی جبرا شافعی و … و به این شکل حق و عقیده ات از طریق تخمدان والدین به شما منتقل می شد . و همان شخصی که امروز در برابر تو ایستاده و با تو جر و بحث می کند اگر در همان محیط تو به دنیا می امد بدون شک از حامیان تو می شد .

ادامه خواندن از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۱)

از موانع وحدت (۳) استفاده از حربه ی کفار در برخورد با متون تاریخی و روایی

از موانع وحدت (۳) استفاده از حربه ی کفار در برخورد با متون تاریخی و روایی

به قلم: کارزان شکاک

ما در  کتب و  اخیرا در کانالهای ماهواره ای و اجتماعی فریب خوردگان جاهل منتسب به اهل سنت و شیعه، که اکثرا از طرف دشمنان اهل سنت جهت ایجاد جنگ فرقه ای حمایت می شوند، دیده ایم که جهت محکوم نمودن مخالفین و یا مناظره با طرف مقابل خود به روایات و مطالب موجود در کتاب طرف مقابل که به نفع خودشان است  اشاره می کنند و قصد دارند به این شیوه حقانیت خود را ثابت کنند . واضح است اینکه فلان فرقه ی مخالف شما، مطلبى را تأیید کند، دلیل صحّت آن نیست! دلیل صحّت هر موضوعى را باید در «قرآن کریم» و «سنّت» قطعى پیامبر جست.. و جالب اینجاست که این افراد مطالب همان کتاب یا منبع را که به آن اشاره کرده اند اما بر علیه نگرش خودشان است را نمی پذیرند .

  این روش گفتگو و مناظره به چند دلیل فاقد ارزش و اعتبار است :

  • وجود روایتهای دروغین توسط یهودیان، نصارا، غلات و یا دوستان نادان حدیث ساز، به گونه ای که کمتر فرقه ای از این بیماری در امان مانده است و هیچ فرقه ای نیست که کل روایتهای موجود در تمام کتب روائی خود در طول تاریخ را تأئید کند.
  • وجود اجتهاد در گردآوری و ثبت روایات و احادیث.  بدون شک این دسته از علماء نیز معصوم و مجهز به وحی الهی نبوده‌اند، اینها نیز انسانهائی دارای خطاء  بوده‌اند و نمی‌توان تمامی احادیث ثبت شده توسط آنها را پذیرفت . ظهور علمائی تصفیه گر چون آلبانی در میان فرق معروف به اهل سنت و برقعی در میان شیعه دلیل واضح این واقعیت است .
  • وجود اجتهاد علماء از منابع شریعت که امکان درست یا غلت بودن در تمام اجتهادات انسانها می رود و علاوه بر  آن که تابع ظروف زمانی و مکانی خاصی است. و هیچ فرقه ای ادعا نکرده است که تمام آنچه علمای آن فرقه در کتابهایشان گفته اند عین صواب است و احتمال اشتباه در اجتهادات آنها و کتب آنها وجود ندارد.

بر این اساس هم در کتب فرق معروف به اهل سنت می توان مطالب زیادی بر علیه  اهل سنت یافت و هم در کتب فرق شیعه می توان بر ضد شیعه مطلب گیر آورد؛ و به هر دلیلی(ضعف حدیث، اجتهاد اشتباه و… ) که علمای یک فرقه مطلبی را رد کنند علمای فرقه ی مخالف نیز به همان دلایل می توانند مطالبی را رد کرده و از خود دور نمایند هر چند در کتب آنها نیز وجود داشته باشد . 

ادامه خواندن از موانع وحدت (۳) استفاده از حربه ی کفار در برخورد با متون تاریخی و روایی

از موانع وحدت (۲) تعمیم رای مورخ و فقیه در امور اجتهادی بر سایر زمانها

از موانع وحدت (۲) تعمیم رای مورخ و فقیه در امور اجتهادی بر سایر زمانها

به قلم: کارزان شکاک

دین ما اسلام است و هر مومنی که در سایه ی آن زندگی می کند برادر و وخواهر ما است، علماء و ائمه ی همه ی فرق اسلامی منابع ما در فهم صحیح شریعت الله هستند؛ و بدون آنکه خود را به یکی از علماء و امامان منتسب کنیم رای درست را از هر کدام از انها باشد می گیریم و برایمان همین کافی است که یکی از مسلمین باشیم . وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فصلت/۳۳)

برای اینکه در مسیر و حدت و مسیر طبیعی حرکت زنده ی فکری و عقیدتی مسلمین باقی بمانیم  لازم است به عنوان یک عامل بدانیم  مورخ و فقیه در امور اجتهادی فرزند زمان خویش است نه سایر زمانها. 

ما در تاریخ آموختیم که هر دوره ای را نباید با بینش دوره بعد بررسی کرد و باید خود را به آن دوران برد نه آن دوران به نزد خود آورد و با نگرش امروزین ان را بررسی کرد و در فقه نیز آموختیم که هر فقیهی متناسب با دوران خود رای صادر کرده است نه متناسب با دورانهای قبل و بخصوص بعد از خود، به همین دلیل فقیه فرزند زمان خود است و باید جهت شناخت رای آن فقیه در امور متغیر و قابل اجتهاد شریعت، به آن زمان مراجعه کرد و رائیش را مخصوص آن زمان و مکان دانست نه سایر زمانها و حتی مکانها.

علاوه بر این ممکن است یک مورخ یا فقیه از نگاه خودش یک رویداد یا مساله ی فقهی را برای شما بازگو کند، و اکتفاء به این در صورت وجود منابع و آراء دیگر کار صحیحی نیست . بهتر ین راه این است که تمامی آیات، احادیث، روایتهای تاریخی در هر موضوعی بررسی شوند و  مزید بر این شرایط حاکم بر هر عصر  به صورت عموم و شرایط زمانی و مکانی هر مورخ و نوع برخورد سایر فقها و مورخین در همان زمان را باید در کنار هم قرار داد تا  حقیقت آنگونه که هست مطابق با منابع شرعی به دست آید .

ادامه خواندن از موانع وحدت (۲) تعمیم رای مورخ و فقیه در امور اجتهادی بر سایر زمانها

از موانع وحدت پرهیز از گفتگو و گرایش به جاهلیت (۲)

  از موانع وحدت پرهیز از گفتگو  و گرایش به جاهلیت (۲)

به قلم: کارزان شکاک

اما امروزه عده ای از تنگ نظران کوتاه بین با عصبیت جاهلی خاص، همچون گذشتگان جاهل خود از خیرالقرون به بعد، به خودشان زحمت نمی‌دهند تا با مخالفین خود در فرقه ای دیگر وارد گفتگوی سالمی شوند، در حالی که دیده ایم قرآن به آنها روشهای گفتگوی سالم به کفار مشرک (سکولار) و کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب و منافقین را یاد می دهد که به الله و رسولانش و پیروان صادق آنها توهین کرده و مورد انواع شنکنجه ها و کشتارها قرار داده اند. اما همین مسلمین حاضر به گفتگو با کسانی نیستند که ممکن است با یکی از محبوبان آنها در صحابه یا تابعین یا ائمه ی بعد از آنها ایراد گیری و یا حتی توهین نموده باشند. محبوبانی که بدون شک جایگاهی پائین تر از الله و رسولانش دارند .

تنگ نظران و در عین حال تند روان موجود در فرق معروف به اهل سنت می گویند : با کسانی که به امام حنفی توهین می کنند هرگز وارد گفتگو نمی شویم شافعی ها هم همین را می گوید پیروان سایر فرق هم همین را در مورد مخالفین گفته اند و آنهمه کشت و کشتار میان آنها ثمره ی این عدم گفتگوی سالم بوده است .

همین فِرَق در برابر دسته هائی از شیعه که به اصحاب توهین می کنند  می گویند: ما هیچ گفتگوئی با اینها نداریم  پس لازم هم نیست آنها را دعوت به گفتگو کنیم.  گروههائی از متعصبین منسوب به شیعه هم طرف مقابل را به ناصبی بودن و توهین کننده به ائمه متهم می کنند و بر اساس همین تهمت هرگز ثابت نشده می گویند: ما هیچ گفتگوئی با توهین کننده به ائمه نداریم و…

 سردرآوردید چه شد و در مغز این تنگ نظران چه می گذرد؟ اینها حاضرند با کفار غیر اهل کتاب(مشرکین = سکولاریستها) و کفار اهل کتاب و کفار شبه اهل کتاب و با کفار پنهان داخلی(منافقین) وارد گفتگو شوند در حالی که این کفار علاوه بر انکه هیچ یک از قوانین شریعت الله و معیار مورد اتفاق مسلمین را قبول ندارند، بلکه به الله و پیامبرش هم توهین و فحاشی می کنند و این غیر فحاشی انها به همسران پیامبر و سایر یاران و پیروان آنها تا کنون بوده است ؛ اما همین تنگ نظران حاضر نیستند با مسلمین مخالفشان وارد گفتگو شوند که ممکن است کسانی پائین تر از الله و رسولش را مورد توهین قرار داده باشند .

این تنگ نظران جاهل می خواهند به ما بگویند که – نعوذ بالله – اصحاب و ائمه ی مورد نظر آنها جایگاهی بالاتر از الله و رسولش دارند . در حالی که علی بن ابی طالب رضی الله عنه به عنوان بزرگترین قاضی مسلمین و امیر المومنین و رهبر مسلمین با کسانی  چون خوارج وارد گفتگو شد که بدترین فحشها را نثار او کرده بودند ، فحشی چون کافر دانستن او و یارانش.

آیا درک این مقوله برای تنگ نظران محدودبین متمایل به تندروی و تخریب قابل فهم است ؟

از موانع وحدت پرهیز از گفتگو و گرایش به جاهلیت (۱)

  از موانع وحدت پرهیز از گفتگو  و گرایش به جاهلیت (۱)

به قلم: کارزان شکاک

بارها یاد آوری شده که در اسلام چیزی به نام قطع رابطه با مخالفین و حتی مشرکین (سکولاریستها) وجود ندارد، مگر زمانی که شخص مسلمان با انجام جرمی چون عدم حضور در جهاد مستحق چنان عقوبتی نماید که آن سه نفر ار صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم گرفتارش شدند و یا شخص کافر صف خود را در هنگام جنگ مسلحانه جدا نموده و خودش تمایلی به ایجاد رابطه نداشته باشد یا چنین رابطه ای به دلیل مفاسدی که در بر دارد برای مسلمین ممنوع شده باشد .

نکته ای که برای عده ای از دوستان ایجاد شبه نموده عدم هم نشینی با اهل بدعت است که اینهم نوعی مبارزه ی منفی در برابر افراد بسیار محدود و اندکی همچون رهبران غلات بوده که با شبهات خود باعث دوری مسلمین از قانون شریعت الله می شده اند و اصلا خواهان حقیقت نبودند.  و این با وظیفه ی دعوت و تبلیغ عمومی تفاوت بنیادینی دارد .

 روش دعوت رسولان در قرآن و سیره ی تبلیغی رسول الله صلی الله علیه وسلم در چگونگی برخورد با کفار سکولار قریش و سایر قبایل سکولار و همچنین روش برخورد ایشان با کفار اهل کتاب و منافقین که از هیچ تلاشی در ضرر رساندن به اسلام کوتاهی نمی کردند، الگوی برخورد ما با مخالفین و دشمنان قانون شریعت الله است و نمی توان با سخن یکی از پیشینیان یا معاصرین از این الگوی حسنه دوری کرد . 

در ضمن گفتگوی منصفانه و بی طرف با سکولاریستهای قریش و سایر قبایل است که آنهمه مسلمان به حقانیت دین اسلام پی می بردند .

ادامه خواندن از موانع وحدت پرهیز از گفتگو و گرایش به جاهلیت (۱)

یا جنگ مذهبی و خودکشی یا اتحاد و پیروزی بر دین سکولاریسم کدامیک؟

یا جنگ مذهبی و خودکشی  یا اتحاد و پیروزی بر دین سکولاریسم  کدامیک؟

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

«نیوزویك» به مقامات آمریكایی توصیه كرده است، بدون گرفتن جانب یك طرف در  درگیری‌ها ی مذهبی میان مسلمین ، تلاش كند این درگیری ادامه یابد تا مسلمانان به جای حمله به غرب، مشغول اختلافات داخلی خود باشند.
در این تحلیل آمده است: این روند به همین شكل یادآور دوره اصلاحات مسیحی است.

در قرون وسطی و اوایل رنسانس در غرب ، شاخه‌های گوناگون نصرانیت برای اثبات درستی فرقه و مذهب خود  به كشتار یكدیگر پرداختند. و دامنه ی اختلاف را به حدی گسترش دادند که جناح بسیار اندک و ناچیز سکولار جامعه توانستند نظر و رای  مردمان مذهبی نیز را به خود جلب کنند .

  مردم که از جدالها و درگیریهای ویرانگر میان رهبران و جناحهای مختلف مذهبی  از یکطرف و فقر و تنگدستی و دیکتاتوری حکام  همکار با مذهبیون از دیگر سو به تنگ آمده بودند؛ فریب تبلیغات سکولارهایی را خوردند که مذهب را در خود شخص محدود کرده و دست دلالان و توطئه گران مذهبی و حکام ظالم را از سر مردم کوتاه نمایند. مردم را اختلافات و کشتار داخلی مذهبیون و فقر وظلم حاکم بر جامعه به طرف سکولاریستها کشاند، نه حقانیت عقاید و برنامه های سکولاریستها.

این پروژه و مصیبت میان مذهبیون سنی و شیعه و فرقه ها و احزاب مختلف اهل سنت در میان همدیگر و فقر و ظلم تحمیلی بر مردم از دیگر سو باعث قدرت یابی مرتدین سکولاریستی  چون جمال عبدالناصر، رضا شاه پهلوی و… گردید .

 در این تکرار تاریخی ، همچون مردمان نصرانی غرب ، در سرزمینهای مسلمان نشین نیز خود مسلمین بازو و قدرت سکولاریستها را تشکیل می داده اند . جهالت نسبت به اصول شریعت اسلام، وجود تفرقه و چند دستگی های مخرب، عدم  وجود شورائی  کاریزماتیک فراگیر  بر روند تسریع این چرخه ی نامبارک تأثیر به سزایی داشته است.  به راحتی می توان دید و به  نظر می‌رسید این روند سکولاریزاسیون موجود در غرب  با تفاوت‌هایی در سراسر جهان اسلام در حال شكل‌گیری بود .
این اختلافات فرقه ای و سلیقه ای مذهبی میان مسلمین و چند دسته کردن و به جان هم انداختن مردم  برای هر كسی معانی خاص خود را دارد، اما برای هم مسیران«۳ابزار » چطور؟  .

ادامه خواندن یا جنگ مذهبی و خودکشی یا اتحاد و پیروزی بر دین سکولاریسم کدامیک؟

اختلاف، فرهنگ اختلاف و تنها ابزار از میان برداشتن اختلاف

اختلاف، فرهنگ اختلاف و تنها ابزار از میان برداشتن اختلاف

به قلم: خالد هورامی

اینکه در حین نماز دست بگیریم یا نه جزو مسائل فرعی و در وضع موجود غیر قابل گریز است و کاری به شیعه وسنی ندارد . مالکی ها، خوارج، شیعیان  هنگام نماز دست نمی بندند و حنفی ها، شافعی ها و حنبلی ها  در جاهای مختلفی دست را می بندند . یعنی همینهائی که دست هم می بندند هر کدام در جای مخصوصی آن را قرار می دهند . به گونه ای که احناف در زیر ناف، شافعی ها بین ناف و سینه و  حنبلی ها بر روی سینه  دست می بندند و…

اگر با دیدی شرعی به اینگونه مسائل فقهی میان مذاهب اسلامی شیعه و سنی نگریسته شود به راحتی می توان فهمید که در اصول کلی اختلافی نیست … اختلاف تنها بر سر فروع است که شبیه به اختلاف میان خود مذاهب اهل تسنن (شافعی، حنبلی و …) می باشد.

بر این اساس است که کسانی چون شیخ محمد غزالی می گویند: «در عرصه فقه تطبیقی (مقایسه ای) وقتی إشکال و اختلاف فقهی را که بین این یا آن نظر وجود دارد  بررسی می‌کنیم، می بینیم که فاصله میان شیعه و سنی به همان مقدار است که بین مذهب فقهی ابوحنیفه با مذهب فقهی مالکی یا شافعی وجود دارد.

 در مسائل اعتقادی نیز که گاه تابع وضع سیاسی حکومتها بوده دسته هائی از مسلمین چیزهائی را وارد مسائل عقیدتی کردند که از اعتقادات نیست و اختلافاتی را به اصول عقیده ربط دادند که بی ربط بودند.

بر این اساس بود که کسانی چون حسن البنا -تقبله الله – و سید قطب تقبله الله به همراه دسته هائی از علمای تشیع توافق کردند که همه مسلمانان اعم از سنی و شیعه بر پایه اصول مشترک گرد هم آیند و در امور جزئی که از اصول دین نیست و انکار آنها به معنای انکار دین نیست، یکدیگر را معذور بدارند و تأیید کردند که مسلمان، کسی است که به «اللَّه» پروردگار جهان، به محمد(صلی الله علیه وسلم) آخرین پیامبر و به قرآن کریم، کتاب آسمانی، به کعبه به عنوان قبله و خانه خدا و به روز رستاخیز و انجام آنچه در دین ضروری است ایمان و اعتقاد دارد.

واقعیت هم این است که مذاهب مختلف اسلامی هرگز اختلافشان هرگز بر سر اصل قرآن و سنت نبوده، بلکه اختلاف تنها بر سر فهم از قرآن و سنت بوده است که تنها با اجماع واحد تمام فرق اسلامی این اختلافات از بین می روند.

در این صورت تا زمانی که شورای اولی الامر واحد مسلمین و امت واحده و اجماع واحد به وجود نیاید این اختلافات اجتناب ناپذیر است و کسانی که تلاش دارند این اختلافات از بین برود بهترین کار این است که در مسیر شورای اولی الامر و تشکیل امت واحده و اجماع واحده که تنها از طریق حکومت اسلامی و تقویت و تصفیه ی نهادهای آن حاصل می گردد حرکت کنند و انرژی خود را بر این امر مهم متمرکز گردانند که با محقق شدن این مهم هزاران اختلاف دیگر  خود به خود از بین می روند .