با وجود تهدیدات آمریکا چرا فریاد «جهاد» و «عزت» در حوزه‌ ی علمیه مولوی عبدالحمید و امثالهم خشکیده است؟

 با وجود تهدیدات آمریکا چرا فریاد «جهاد» و «عزت» در حوزه‌ ی علمیه مولوی عبدالحمید و امثالهم خشکیده است؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اگر به تعداد مدارس دینی میان بلوچها و سایر قومیتهای ایراین نگاه کنیم متوجه آمار بالائی از مدارس خواهیم بود که اکثریت مطلق آنها با بودجه مردمی اداره می شوند اما این سوال برای بسیاری از ما پیش آمده است که چگونه است که از زبان آنها هر سخنی شنیده می‌شود جز واژگان مقدس «جهاد»، «مقاومت» و «ایستادگی در برابر کفر جهانی»؟ اینها که مدعی پیشوایی قومی غیور و باایمان هستند، چرا در برابر جبهه متحد کفار سکولار خارجی چون آمریکا و صهیونیسم، و مرتدین داخلی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون خائن و مرتد ایرانی مهر خاموشی بر لب زده‌اند؟

جناب مولوی عبدالحمید، آیا از «زنان ریش‌دار» و نفوذ فرهنگ منحط  سکولارغربی در میان جوانان چیزی نشنیده‌اید؟ یا شاید چنان غرق در بازی‌های سیاسی سکولاریستی شده‌اید که دیگر غیرت دینی برایتان معنایی ندارد؟ ما می‌دانیم و تاریخ هم ثبت خواهد کرد که شما جرات و جسارت ایستادگی در برابر آمریکا و صهیونیسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی را ندارید؛ اما دست‌کم به مردم بگویید چرا از اسلام، تنها پوسته‌ای بی‌خاصیت را ترویج می‌کنید که در آن خبری از «اشداء علی الکفار» نیست؟

شما سال‌هاست که از سفره‌ی این ملت متدین و نجیب بلوچ ارتزاق کرده‌اید. شکم‌هایتان از اموال و صدقات این مردم پر شده، اما در قبال آن چه خدمتی به عقیده و ایمان آن‌ها کرده‌اید؟ ثمره حوزه‌های علمیه و مساجد پرزرق‌وبرق شما که با پول همین مردم اداره می‌شود، چیست؟ آیا جز این است که خروجی مدارس شما، نسلی است که به جای عزت اسلامی، به دامان سکولاریسم و حرکات ارتدادی سکولاریستی پناه می‌برد؟

رشد چشم‌گیر سکولاریسم در بین برخی لایه‌های جامعه، نتیجه مستقیم سستی و عقب‌نشینی شما از منهج صحیح اهل سنت و جماعت چون کفر به طاغوت و ولاء و براء و اصول جهادی است.

مولوی عبدالحمید، شما به بهانه همراهی با «اکثریت»، آرمان‌های اسلام را به پای کفر و نفاق قربانی کرده‌اید. شما از اکثریتی صحبت می کنید که اقلیت ناچیزی از مردم مومن و مسلمان ما هستند اما خودتان با سکوت و تنزل در مقابل کفر، این اقلیت را به سوی سکولاریسم سوق داده‌اید. برای شما، خوشامد شبکه‌های کفار سکولار اصلی و رسانه‌های غربی و مرتدین داخلی ایران، خوشایندتر از رضایت باری‌تعالی و عزت مسلمین شده است.

تاسف‌بار است که مساجد و مدارس دینی ما، به جای آنکه سنگرِ تربیت مجاهد و مدافع دین باشند، به مراکزی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها خروجی‌ای جز سستی، نفاق و ذلت در برابر کفار سکولار خارجی و داخلی دیده نمی‌شود. شما راه سعادت و آخرت را بر این قوم حنفی مذهب بلوچ بسته‌اید و به جای آن، فرش قرمزی برای ورود کفر و الحاد پهن کرده‌اید.

ای مولوی‌هایی که نان دین اسلام می‌خورید و کار کفر و دین سکولاریسم می‌کنید،بدانید که غیرت بلوچ با سکولاریسم و بی‌تفاوتی بیگانه است. اگر شما شهامت جهاد و دفاع از حریم اسلام و مقاومت در برابر کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی  را ندارید، دست‌کم نام مقدس دین اسلام را ملعبه بازی‌های سکولاریستی خود نکنید. ملت اهل سنت بلوچ بیدار است و می‌بیند که چگونه آبروی اسلام را برای خوشامد دشمنان ایران و اسلام خرج می‌کنید.

زلزله در محراب و افشای موجودات دین‌فروش دارالکفرِ طاری آل سعود  

زلزله در محراب و افشای موجودات دین‌فروش دارالکفرِ طاری آل سعود  

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

زمانی که به هدف شبکه های سکولاری چون کلمه که با نام اهل سنت اما به کام مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی فعالیت می کند نگاه می کنیم متوجه می شویم که امروز جزیرة‌العرب و بسیاری از بلاد اسلامی، نه از سوی دشمن خارجی، بلکه از درون توسط «مزدوران عمامه‌به‌سر» و«رويبضة» مورد هجمه قرار گرفته است. موجوداتی که نام «عالم» را یدک می‌کشند اما در حقیقت، نگهبانان تخت طاغوت و توجیه‌گران پیوند با صهیونیسم و آمریکا هستند. این همان فتنه‌ای است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم از آن خبر داده بود.

این موجودات، دین خدا را به بهای ناچیز (حقوق‌های کلان و مقام‌های دولتی) فروخته‌اند. قرآن کریم ماهیت این «تجارت ننگین» را چنین افشا می‌کند:أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ (بقره/۱۶)

علمای سعودی که رقص و شراب و کنسرت‌های بلاد کفر را در مهد وحی «توسعه و پیشرفت» می‌نامند و جهاد را «تروریسم»، مصداق بارزِ خریداران ضلالت هستند.

رسول الله  صلی الله علیه وسلم از زمانی خبر دادند که در آن، فرومایگان درباره امور مهم امت سخن می‌گویند و می فرماید:

 سيأتِي على الناسِ سنواتٌ خدّاعاتٌ؛ يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصادِقُ، ويُؤتَمَنُ فيها الخائِنُ، ويخَوَّنُ فيها الأمينُ، وينطِقُ فيها الرُّويْبِضَةُ . قِيلَ : وما الرُّويْبِضةُ ؟ قال : الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ.[۱]   بزودی بر مردم سالهایی خواهند رسید که در آن سالها دروغگو صادق شمرده می شود و راستگو ،تکذیب می شود و به خائنین اطمینان می شود و امانت داران به خیانت متهم می شوند و رویبضة بدینگونه سخن می گوید.گفته شد: رویبضة چیست؟ فرمود: مردی کثیف و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می گوید.

امروز در ریاض و دیگر پایتخت‌های عربی، کسانی بر کرسی افتا تکیه زده‌اند که «تافه» (بی‌ارزش و حقیر) هستند؛ کسانی که در برابر کشتار غزه و تهاجمات آشکار آمریکا و صهیونیستها به سرزمینهای اسلامی لال می‌شوند اما برای مدال‌آوری جنرال‌های آمریکایی (سنتکام) قصیده می‌سرایند.

بزرگترین ترس رسول الله صلی الله علیه وسلم نه از دجال، بلکه از این صنف بود چنانچه می فرماید: إِنَّما أخافُ على أُمَّتي الأئِمةَ الْمُضِلِّينَ.[۲]

علمایِ «هیئت کبار العلما» و هم‌قطارانشان در دولت‌های خائن عربی، «پیشوایان گمراه‌کننده» هستند. آن‌ها با فتواهای سفارشی، «ولاء و براء» (دوستی و دشمنی برای خدا) را سر بریدند تا راه برای دوستی با کفار هموار شود.

وقتی مفتیان سعودی برای رضایتِ «محمد بن سلمان»، احکام قطعی دین را تغییر می‌دهند، ثابت می‌کنند که نه بنده خدا، بلکه برده‌ی پادشاه‌اند. آن‌ها «لص» (دزد) ایمان جوانان جزیرة‌العرب هستند.

اینها جزو همان موجوداتی هستند که خداوند آن‌ها را به «الاحمار» (خرهای بارکش) تشبیه کرد، کسانی که علم دارند اما به آن عمل نمی‌کنند و در خدمت کفرند: ‏ مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ‏(جمعه/۵)

‏کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید ، ولی بدان عمل نکردند و حق آن را ادا ننمودند ، به درازگوشی می‌مانند که کتابهائی را برمی‌دارد ( ولی از محتوای آنها خبر ندارد ) . مردمانی که آیات خدا را تکذیب می‌دارند ، بدترین مثل را دارند . خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌دهد ( و به سعادت هر دو سرا نائل نمی‌گرداند ) .‏

این آیه توصیف دقیق عالمان خائن در عربستان و مصر و اردن و امارات و پاکستان است. کتاب‌های قطور در قفسه دارند، اما در مقام عمل، بار اهداف اسرائیل و آمریکا را بر دوش می‌کشند.

خداوند و رسولش خبر دادند که این طبقه از «موجودات دین‌فروش»، نخستین کسانی هستند که آتش دوزخ با آنان افروخته می‌شود. اینها مرکز فتنه و خاستگاه نفاق مدرن و حنجره‌هایی برای تخدیر امت و تسلیم در برابر کفر گشته‌اند.

ای مومنین مواظب باشید و دین خود را از دهان مردان درباری آل سعود و امارات که از شبکه های کلمه و امثالهم برای شما ترجمه و محلی سازی شده است نگیرید. عالمی که با «کافر حربی» چون آمریکا دست می‌دهد و بر «مجاهد راه خدا» می‌تازد، دجال زمانه است؛ «فَاحْذَرُوهُمْ»(از آن‌ها برحذر باشید)؛ این دستورِ صریح الله است.


[۱]  أخرجه ابن ماجه (۴۰۳۶) واللفظ له، وأحمد (۷۹۱۲)

[۲]  الألباني، صحيح الجامع ۲۳۱۶

خطرات باند جولانی در سوریه، ای کاش مردم من از پشت‌پرده‌ها و رازهای سازوکار تصمیم‌سازی دربارهٔ منطقه آگاه بودند.

خطرات باند جولانی در سوریه، ای کاش مردم من از پشت‌پرده‌ها و رازهای سازوکار تصمیم‌سازی دربارهٔ منطقه آگاه بودند.

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

پیش‌تر گفته بودم که میان آمریکا و اسرائیل دربارهٔ سوریه اختلاف بزرگی وجود دارد. همچنین اشاره کردم که هدف قرار دادن فرودگاه المزه، پیامی از سوی اسرائیل به آمریکا بود تا مانع ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در آنجا شود. همان زمان نیز گفتم اسرائیل به توافق اولیه میان «الشرع» و آمریکا برای تأسیس پایگاه نظامی در حومهٔ دمشق (که قرار بود در فرودگاه الضمیر باشد) واکنش نشان خواهد داد. پاسخ اسرائیل، کارزار گستردهٔ بمباران هوایی بود که حتی حلب، ادلب و سواحل را نیز دربر گرفت.

مدتی بعد، دو طرف به توافقی بسیار بد برای سوریه رسیدند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت پروندهٔ سوریه عملاً به دست اسرائیل سپرده شد.

دلایل خروج آمریکا از پایگاه التنف:

۱- فراهم کردن زمینه برای سلطهٔ کامل اسرائیل در آسمان و بعدها در زمین.

۲- کمک به «الشرع» برای مطالبهٔ علنی خروج روسیه و سپس ترکیه از سوریه، تحت عنوان خروج همهٔ نیروهای خارجی. در همین چارچوب، اظهارنظر وزیر دفاع ترکیه دو روز پیش قابل توجه است که گفت خروج ترکیه از سوریه، مسئله‌ای صرفاً داخلی است.

۳- از بین رفتن کامل اعتماد آمریکا به «سلطهٔ الشرع» پس از حادثهٔ تدمر؛ موضوعی که باعث شد آمریکا ۳۰۰۰ زندانی داعشی سوری را به عراق منتقل کند. عراق نیز اعلام کرد آنان بر اساس قوانین عراق محاکمه خواهند شد؛ اقدامی بی‌سابقه در تاریخ: شهروندان سوری که در خاک سوریه مرتکب جرم شده‌اند، در کشوری دیگر و طبق قوانین آن محاکمه می‌شوند. با این حال، گفته می‌شود نیمی از آنان فریب‌خورده بوده و ارتباطی با داعش نداشته‌اند.

۴- جلوگیری از تلفات انسانی در میان نیروهای آمریکایی در صورت واکنش ایران پس از آغاز جنگ؛ به همین دلیل نیز آمریکا از پایگاه عین‌الاسد در عراق خارج شد.

برنامهٔ آمریکا ایجاد پایگاه نظامی در الضمیر بود. حضور آنان در تدمر و التنف نیز بخشی از همین طرح بود تا مسیر موسوم به «کریدور داوود» را کاملاً قطع کنند.

پس از رسوایی‌های اپستین، جریان‌های نزدیک به اسرائیل در آمریکا موفق شدند ترامپ را متقاعد کنند که به بهانهٔ «دیگر نه داعش هست و نه قسد»، از سوریه خارج شود. اما در واقع هدف، باز کردن راه برای اسرائیل جهت تسلط بر جنوب سوریه بود: از قنیطره تا حومهٔ دمشق، سپس تدمر و التنف. در مرحلهٔ دوم (پس از دو سال)، تکمیل «کریدور داوود» به سمت دیرالزور، حسکه و اربیل.

بر همین اساس، اسرائیل از قسد خواسته با هر توافقی با «سلطهٔ الشرع» موافقت کند و منتظر سقوط نظام ایران بماند. پس از آن، کردهای سکولار حمایت گسترده‌ای از سوی اسرائیل دریافت خواهند کرد.

و اکنون نشانه‌ها قابل مشاهده است:

  • جلسات کنگره و نمایش ویدئوهایی دربارهٔ نقض حقوق کردهای سکولار
  • بیانیه‌های اتحادیهٔ اروپا در حمایت از کردهای سکولار
  • تظاهرات در لندن در پشتیبانی از کردهای سکولار

و آنچه در پشت‌پرده جریان دارد، بسیار فراتر از اینهاست.

بازداشت پروفسور محمد خير الغباني الحسيني تداوم سرکوب اهل سنت و جماعت توسط باند جولانی در سوریه

بازداشت پروفسور محمد خير الغباني الحسيني تداوم سرکوب اهل سنت و جماعت توسط باند جولانی در سوریه

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

آنچه در دو ماه اخیر از سرکوبِ هر مخالفی توسط این حاکمیت رخ می‌دهد، بیش از پیش نشان می‌دهد که این ساختار در حال بازتولید الگوی ادلب است؛ همان استبداد، همان قمع، همان بازداشت هر صدای متفاوت.

مصیبت امروز این است که با «شمشیرِ قضا» با تو می‌جنگند؛ قضایی که خود به ابزاری در دست آنان تبدیل شده است و به‌سادگی می‌توانند علیه تو پرونده‌سازی کنند.

دکتر محترم محمد خير الغباني الحسيني توسط همان فردی بازداشت شد که روزگاری پیشخدمت و قهوه‌ریز بود و امروز کاروانِ محافظتی چندخودرویی دارد؛ شخصی که موسى العمر نیز به او اشاره کرده بود.

بازداشت دکتر تنها به این دلیل صورت گرفت که او زیر نوشته‌ای درباره فساد استاندار و اطرافیانش اظهار نظر کرد. سخن او چیزی جز درخواست پاسخ و توضیح نبود؛ امری که طبق قانون سوریه نه «قدح و ذم» محسوب می‌شود و نه «تشهیر».

آیا به وکیل او اجازه دادید وارد شود و در کنار موکلش باشد؟

در بسیاری از کشورها، چنین موضوعاتی میان دادگاه و طرف دعوا بررسی می‌شود، نه با بازداشت فوری.

حلقه اطراف استاندار حماه تقریباً هیچ فرد مسئله‌داری را کنار نگذاشتند؛ از أيمن ملندي گرفته تا ناهد العمر.

گویی در حماه، شهری با این پیشینه و ظرفیت، هیچ کادر متخصص و کارشناس باقی نمانده و ناچار به استفاده از چهره‌های وابسته به ساختار پیشین شده‌اند؛ موضوعی که اکنون رنگِ یک سیاستِ نظام‌مند به خود گرفته است.

به خدا سوگند، ما هستیم که مردم حماه را از حضور در میدان العاصی بازمی‌داریم؛ زیرا میزان نارضایتی و احتقان به نقطه خطرناکی رسیده است.

نبيل عفا الرفاعي مشهور به «ابو هاشم التلی» و فرمانده پیشین در هيئة تحرير الشام در تاریخ ۲۲/۱۱/۲۰۲۵ بازداشت شد.

تا این لحظه نه خانواده‌اش اجازه ملاقات یافته‌اند و نه وکیلش. اخباری نیز به خانواده او رسیده که از احتمال حذف فیزیکی وی در بازداشتگاه حکایت دارد.

ای أنس خطاب، آیا نگفتی در روز قیامت خصمِ هر ستمگری خواهی بود؟

حتی اگر اتهامی مطرح باشد، بر چه اساسی فردی را به‌صورت قهری و مخفیانه نگه می‌دارید و امکان دفاع حقوقی را از او سلب می‌کنید؟

و شما، مشایخ و مشاوران و چهره‌های رسانه‌ای:

• إبراهيم حسون

• ابو البراء یاسین

• حسن الدغیم

• ماهر علوش

• حسن صوفان

• الشيخ المحيسني

آیا آموزه‌های دینی و علمی شما چنین سکوتی را در برابر بازداشت‌ها توجیه می‌کند؟

ای هادي العبد الله و دیگر فعالان،آیا انگیزه آغاز انقلاب، مسئله بازداشت‌شدگان و ظلم ساختاری نبود؟

این چه معیارهایی است که امروز موجب سکوت در برابر بازداشت، سرکوب، فساد و فشار بر مردم شده است؟

مدالِ «خون» بر سینه «دشمن» در تجلیل آل‌سعود از قصاب مسلمین

مدالِ «خون» بر سینه «دشمن» در تجلیل آل‌سعود از قصاب مسلمین

 به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اقدام «خالد بن سلمان»، وزیر دفاع رژیم سعودی، در اعطای نشان عالی «ملک عبدالعزیز» به «مایکل کوریلا»، فرمانده سابق جنایتکاران سنتکام، پرده دیگری از چهره واقعی این رژیم مرتد را کنار زد. این مدال، نه نشان لیاقت نظامی، بلکه «نشان افتخارِ کشتار مسلمین» است که توسط دست‌نشاندگان کفار محارب و اشغالگر خارجی بر گردنِ سرباز شیطان بزرگ و سرافعی آویخته شد.

سپهبد آمریکایی، مایکل کوریلا، فرماندهی نهادی سنتکام را بر عهده داشته که دستانش تا مرفق به خون زنان و کودکان در عراق، افغانستان، یمن و سوریه آلوده است. اعطای عالی‌ترین نشان بنیانگذار آل‌سعود به این جنایتکار، اثبات این حقیقت است که خاندان سعودی، بقای خود را در گرو رضایت کفار و نابودی امت اسلام می‌بیند. این مدال، بهای خوش‌خدمتی‌های سنتکام در حفاظت از تخت و تاج این خاندان صهیونیست‌صفت است.

این حجم از ارتداد و کفرِ علنی، تحت حمایت فتاوایِ سفارشی «آل‌شیخ» و علمای درباری نجدی صورت می‌گیرد. این دین‌فروشان فرومایه، با بازی با احادیث و آیات، برای «ولی‌خمرهای» آل‌سعود مجوز شرعی صادر می‌کنند تا راه برای تسلط مطلق کفار بر جزیرة‌العرب هموار شود. آن‌ها «کفرِ بواح» را «مصلحت» و «خیانت به امت» را «حکمت ولی‌امر» جلوه می‌دهند.

خداوند درباره این منافقان می‌فرماید: أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ (بقره/ ۱۶) آن‌ها کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سودی نکرد و راه به جایی نبردند.

امروز مکه و مدینه در اسارت کسانی است که از اسلام تنها نامش را یدک می‌کشند. ظهور کفر از سرزمین وحی و تبدیل قبله مسلمین به جولانگاه سکولارهای کافر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، از علائم روشن آخرالزمان است. آنچه امروز در ریاض و جده می‌گذرد، همان «جاهلیت سکولاریستی قریش» است که در قالبی مدرن و با دلارهای نفتی احیا شده است. آن‌ها مکه را از درون تهی کرده و به جای توحید، پرچم بندگی آمریکا را برافراشته‌اند.

ای آل‌سعود و ای حکامِ مرتد، بدانید که گرفتن دست ژنرال‌های آمریکایی و آویختن مدال به گردن آن‌ها، شما را از سرنوشت محتوم طواغیت نجات نخواهد داد. فرزندان غیور امت و مجاهدین شریعت‌گرا، این خیانت بی‌شرمانه را هرگز فراموش نخواهند کرد. تیغ عدالت الهی به زودی رگ‌هایِ حیاتی این رژیمِ یهودی‌صفت را خواهد برید و زمینِ وحی از لوث وجود سکولاریستهای مدرن و حکام سکولار پاک خواهد شد. این مدال‌ها به همراه صاحبانشان در آتشِ قهرِ امت خواهد سوخت و پیروزی نهایی از آن متقین و مجاهدان است.

تقابل حق و باطل از خیانتِ سه‌گانه «سلفی‌نماها، پهلوی و صهیونیزم» تا وفاداری مجاهدان قسام به دارالاسلام ایران

تقابل حق و باطل از خیانتِ سه‌گانه «سلفی‌نماها، پهلوی و صهیونیزم» تا وفاداری مجاهدان قسام به دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در تحلیل تحولات سیاسی منطقه، هیچ پدیده‌ای به اندازه «سقوط نقاب‌ها» روشنگر نیست. امروز شاهد ائتلافی ناهمگون اما معنادار هستیم؛ جایی که چهره‌هایی همچون «ترشابی» در شبکه «کلمه»، با ادعای دین‌داری، در کنار بازماندگان رژیم پهلوی و زیر سایه حمایت‌های صهیونیستی قرار گرفته‌اند تا علیه تنها حامی واقعی آرمان فلسطین، یعنی جمهوری اسلامی ایران، توطئه کنند.

شبکه کلمه که سال‌ها با شعارهای مذهبی سعی در تفرقه‌افکنی میان امت اسلامی داشت، اکنون در چرخشی آشکار، با جریان‌های سکولار و پهلوی‌خواه هم‌پیمان شده است. این اتحاد نشان‌دهنده این واقعیت تلخ اس که برای این جریان، دین تنها پوششی برای رسیدن به مقاصد سکولاریستی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی است و هم‌سویی با پهلوی (که رسماً مزدور اسرائیل است)، ثابت می‌کند که خروجی تفکر این شبکه، نه شکوه اسلام، بلکه تضعیف جبهه مقاومت و خدمت به پروژه ی رژیم صهیونیستی در منطقه است.

در مقابلِ این جریانِ خودباخته، «ابوعبیده» سخنگوی گردان‌های قسام، به عنوان نماد مقاومت میدانی، مسیری متفاوت را ترسیم می‌کند. او با درک عمیق از توازن قوا، حمایت خود را از ایران به عنوان «عمود خیمه مقاومت» اعلام می‌دارد.

فرازی از بیانیه حماسی ابوعبیده (ژوئن ۲۰۲۵):

«ما همبستگی کامل خود و ملت فلسطین را با رهبری، دولت و ملت ایران اعلام می‌کنیم. هرگونه تعدی به جمهوری اسلامی، تعدی به کل امت اسلامی و حاکمیت مقاومت است. ما به صلابت نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران که در نبرد “وعده صادق ۳” درس‌های فراموش‌نشدنی به صهیونیست‌ها دادند، ایمان داریم. حملات علیه ایران، تنها انتقام‌جویی دشمن از حمایت‌های بی‌دریغ این کشور از آرمان فلسطین و نبرد طوفان‌الاقصی است.»

این تضاد رفتار، مرز میان حق و باطل را به وضوح ترسیم می‌کند که در یک سو کسانی که از لندن و زیر پرچم رسانه‌های تفرقه‌افکن، دست در دستِ دشمنان ایران و فلسطین می‌گذارند (جریان کلمه و ترشابی) و در سوی دیگر مجاهدانی که در قلب میدان غزه، ایران را برادر و پشتیبان خود می‌دانند و امنیت ایران را امنیتِ قدس می‌شمارند.

امروز بر هر آزاده‌ای روشن است که جبهه حق، نه در استودیوهای شبکه کلمه و ائتلاف با سلطنت‌طلبان سکولار و مرتد، بلکه در سنگرهای مقاومت و در پیوند با دارالاسلام ایران تعریف می‌شود و خیانت شبکه کلمه در هم‌پیمانی با مزدوران اسرائیل، لکه‌ی ننگی است که هیچ‌گاه از پیشانی مدعیان دروغین دین پاک نخواهد شد.

آمریکا  بزرگ‌طاغوت زمان و خیانت، نفاق و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه سازش و مداهنه

آمریکا  بزرگ‌طاغوت زمان و خیانت، نفاق و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه سازش و مداهنه

به قلم: محمد اسامه

دین مبین اسلام بر پایه‌ی توحید استوار است و هر آنچه غیر از حکومت الهی باشد جاهلیت است و حکام آن نیز کفاری هستند که در زمره «طاغوت» قرار می‌گیرند. خداوند متعال صراحتاً می‌فرماید: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (لقمان/ ۱۳) همانا شرک، ستمی بزرگ است. همچنین می‌فرماید: الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره/ ۲۵۴) کافران همان ستمگران‌اند. امروز مصداق اتمّ و اکمل کفر، شرک و ظلم در جهان، نظام سلطه به سرکردگی آمریکای جنایتکار است.

امروز آمریکا بزرگترین طاغوت زمان است که با تکیه بر استکبار، به دنبال محو ارزش‌های الهی و به بندگی کشیدن ملت‌هاست. تبعیت از این قدرت پوشالی، خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است. اما آنچه مایه تأسف است، شکست روانی برخی در برابر این هیمنه پوشالی است که باعث شده ضروریات دین را فدای ترس از طاغوت کنند.

اگرچه آمریکا دشمن بیرونی است، اما دشمن خطرناکتر، «علمای سوء» و دین‌فروشانی هستند که از درون امت اسلامی، جاده‌صاف‌کن استکبار شده‌اند. اینان همان کسانی هستند که با سوءاستفاده از جایگاه مذهبی، قدرت طاغوت را بزرگ جلوه داده و امت را به جای استقامت، به سستی، ترس و سازش ذلیلانه فرا می‌خوانند.

در روزهای اخیر شاهد بودیم که شخصی به نام مولوی عبدالحمید، با بیانی که بوی کفر و نفاق از آن استشمام می‌شود، سخنانی بر زبان راند که قلب هر مؤمنی را به درد آورد. او نه تنها دارالاسلام ایران را به سازش با طاغوت آمریکا فراخواند، بلکه با وقاحت تمام اعلام کرد که اگر مردم سیستمی غیر از اسلام بخواهند، او از اسلام می‌گذرد.

این سخن، عین کفر و خروج از ربقه ایمان است. کسی که اسلام را مشروط به میل مردم یا فشار دشمن کند، حقیقت توحید را درک نکرده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم صراحتاً از این خطر هشدار داده و فرمودند: می فرماید: إنَّما أخافُ علَى أمَّتي الأئمَّةَ المضلِّينَ.[۱] بدرستی که بیشترین چیزی که بر امّتم می‌ترسم، پیشوایان گمراه‌کننده‌اند. اینان همان کسانی هستند که برای خوشامد طاغوت و جلب رضایت غرب، فتاوای ذلیلانه صادر می‌کنند و عزت مسلمین را به حراج می‌گذارند.

مسلمین باید بدانند که راه عزت از مسیر قرآن و ایستادگی در برابر طاغوت می‌گذرد، نه از حنجره‌های فروخته‌شده‌ای که پیام‌رسانِ ترس و تسلیم هستند. آمریکا با تمام خدم و حشم خود، در برابر قدرت الهی «هباءً منثوراً» (غبار پراکنده) است. علمای سوء که امروز با کلمات خود به دنبال تضعیف دارالاسلام هستند، باید بدانند که سنت الهی، خائنین به دین را رسوا خواهد کرد چون: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ (حج/ ۳۸) همانا خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند؛ قطعاً خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد.


[۱]  الألباني، صحيح الترمذي ۲۲۲۹ – صحيح الجامع ۲۳۱۶

شبکه «کلمه» از تریبون نجدیت تا پروژه‌ی سکولاریسم و کمک به جبهه ی کفار آمریکایی و مرتدین داخلی

شبکه «کلمه» از تریبون نجدیت تا پروژه‌ی سکولاریسم و کمک به جبهه ی کفار آمریکایی و مرتدین داخلی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

اگر دقت کنیم هم اکنون حتی برای عوام بی سواد هم رسانه‌های ماهواره‌ای جایگزین کتاب و تحقیق شده‌اند، شناخت ماهیت جریان‌هایی که تحت پوشش «دین» فعالیت می‌کنند، از اوجب واجبات است. شبکه موسوم به «کلمه» که سال‌هاست خود را نماینده اهل سنت معرفی می‌کند، امروز بیش از هر زمان دیگری چهره واقعی و سکولار خود را به عنوان یک ابزار سیاسی مخرب نشان داده است.

شبکه کلمه نه یک پایگاه علمی-اعتقادی، بلکه یک تریبون کاملاً سیاسی برای دشمنان سکولار جهانی و داخلی است. برخلاف ادعاهای مذهبی، خروجی این شبکه ترویج نوعی «اسلام آمریکایی» و سکولاریسم است که در آن دین تنها ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی خاص است. همان‌طور که بزرگان فرموده‌اند: «إن هذا العلم دین فانظروا عمن تأخذون دینکم»؛ علمِ دین را نباید از حنجره‌هایی گرفت که در جبهه ی کفار سکولار جهاین و مرتدین سکولار داخلی قرار گرفته اند.

این شبکه در لایه‌های عمیق‌تر خود، مجری پروژه‌ی ترویج تفکرات انحرافی نجدی درباری سازگاری شده با خواسته های آمریکا و صهیونیستهاست. افکار مخرب درباری آل سعود که قرن‌هاست مایه ستیز و تکفیر در جهان اسلام شده، از طریق این شبکه با لعابی مدرن و سکولارشده تر بازتولید می‌شود. هدف آن‌ها نه وحدت، بلکه تبدیل کردن عقاید ناب اسلامی به قرائت‌های سازگار شده با دشمنان کافر خارجی و مرتدین داخلی است که ثمره‌ای جز خشونت داخلی و خدمت به دشمنان ندارد.

بودجه‌های کلان این شبکه نه از تبرعات مردمی، بلکه از پترودلارهای سعودی و حمایت‌های مستقیم «شیخ‌های درباری» تامین می‌شود. این وابستگی مالی باعث شده تا کارشناسان این شبکه، به جای بیان حقایق قرآنی، تنها منویات سیاسی اربابان خود را تکرار کنند و به جای دفاع از حقوق مظلومان، به توجیه سیاست‌های حکام منطقه بپردازند.

ماموریت اصلی شبکه کلمه، ایجاد شکاف در صفوف مسلمانان و بسیج مسلمین در راستای اهداف آمریکا و غرب و مرتدین داخلی است. این شبکه با دامن زدن به فتنه‌های فقهی و مذهبی، هدفمندانه به مقدسات شیعه، سنی و صوفی حمله می‌کند تا برادران مسلمان را درگیر جنگ‌های بی‌پایان لفظی و مذهبی کند و فضای نقد علمی را به فضای فحاشی و تکفیر تبدیل نماید هویت عقیدتی و مذهبی جامعه را از درون متلاشی کند.

بزرگترین خیانت شبکه کلمه، آدرس غلط دادن به امت اسلامی است. در حالی که دشمن اصلی جهان اسلام، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل است، این شبکه با برجسته کردن اختلافات جزیی فقهی، ذهن جوانان را از جنایات غرب منحرف کرده و دشمنِ برادرِ مسلمان را به جای دشمنِ غارتگرِ غربی می‌نشاند.

در این صورت شبکه کلمه نه تنها نماینده اهل سنت نیست، بلکه سمی مهلک برای وحدت اسلامی و بیداری امت است. هوشیاری در برابر این جریان که با دلارهای بیگانه به دنبال نابودی میراث معنوی مسلمانان و خدمت به اهداف صهیونیستی-آمریکایی است، وظیفه‌ای دینی و اسلامی است.

.

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

 مدت‌هاست که گفته‌ایم: حل شدن قضیه سوریه احتیاج به حرکت “الشباب” از نوع سوریه‌ای آن و یا “طالبان” از نوع سوریه‌ای دارد.

و اگر قضیه به غیر از آنچه که بیان نمودیم منجر شود، بدون شک مضطرب کردن حکومت فعلی و یا اسقاط آن بدون اینکه توانایی در دست گرفتن حکومت را داشته باشند، سبب می‌شود آن طرف درگیر که از خارج پشتیبانی می‌شود حکومت را در دست گیرد و نتیجه را به نفع خود تمام کند.

و اگر انصار شریعت جماعت و تنظیمی داشتند که توانایی درگیری با حکومت جولانی و عزل او را داشته و قادر بودند امور حکومت را در دست بگیرند واجب بود که به این جهاد دعوت کنیم…

اما مادامی که انصار شریعت عاجز و ضعیف و متفرق هستند، در این صورت جولانی را مانند صدام حسین به حساب آورند، صدامی که روافض او را سنی می‌دانستند…

و در نتایج و تَبَعات سقوط صدام حسین تأمل کنید آن گاه که جماعت‌های اهل سنت آنچنان قدرتی نداشتند که زمام امور را در دست گیرند بنگرید که احوال اهل سنت در عراق به چه سرانجامی دچار گشت.

ما نمی‌گوییم که جولانی را پشتیبانی کنید و نیز شما را توصیه نمی‌کنیم که از سربازان و انصار او باشید و نمی‌گوییم که حکومت او را تقویت کنید حکومتی که از تحکیم شریعت امتناع می‌کند؛ بلکه اگر توانایی این را دارید که جایگزین فوری این حکومت شوید و شریعت خداوند را تحکیم کنید دقیقاً این همان واجب شرعی می‌باشد و اگر توانایی این را ندارید و از انجام این واجب عاجز ماندید، عکس این را نیز انجام ندهید و کار را برای سر کار آمدن حکومتی خبیث‌تر آسان نکنید و او را کمک نکنید تا بر مسند قدرت بنشیند.

 و نزد من اقتضای قواعد شریعت همین فتوایی است که بیان نمودم. والله اعلم.

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

از این کلام ما (در تکفیر جولانی) لازم نمی‌آید که جولانی بدترین طاغوت حاکم در سرزمین باشد و نیز به این معنی نمی‌باشد که با رسیدنش به دمشق مصالحی برای مسلمانان محقق نشده است از جمله مصالحی مانند: شکسته شدن زندانها و بازگشت آوارگان و شکست روافض و نصیریه؛ زیرا پیش می‌آید که خداوند دینش را با انسان فاجری نصرت دهد.

و نیز از کلام ما لازم نمی‌آید که سربازانی که در صفوف ارتش است را تکفیر کنیم ارتشی که اجتماعی از فصایل مختلف می‌باشد، مگر آن سربازانی که در صدور این قوانین مشارکت داشته‌اند و یا حکومت را علیه مسلمانان یاری کرده‌اند.

به همین سبب ما توصیه می‌کنیم که سربازان حکومت یا خود حکومت هدف قرار نگیرد مگر اینکه این استهداف از جانب جماعت و یا تنظیمی باشد که شوکت و قدرتی داشته‌باشد و بتواند نتیجه جهاد را به مستحقین اصلی آن برگرداند مانند طالبان در مقابل حکومت سَیّاف و ربانی…

این تفاوتی که ما در مورد سربازان قائل هستیم و همچنین این تفصیل و تدقیق، را فقط در مورد حکومت‌ها و جماعت‌هایی قائل هستیم که این توهم را برای اتباع خود ایجاد کرده‌اند که به شریعت حکم می‌کند و یا خیال می‌کنند به تدریج شریعت را تحکیم می‌کند و یا به سبب تلبیس بعضی از مشایخ گمان می‌کنند که حکومت اسلامی است و یا ادعا می‌کنند که حکام آنها قبلاً با اشغالگران و یا مرتدین جهاد کرده‌اند و یا بعضی از حدود شرعی را اجرا می‌کنند، مانند حماس و جماعت‌های جهادی که با آنها مخالفت‌هایی داریم و یا قائل به انحراف آنها هستیم مانند هیئه و امثال آن…

 البته ما قبلاً هم قائل به این تفصیل بودیم، در زمان حیات ابن‌باز در مورد کسانی که در شغل‌ها و مناصب نظامی سعودی مشغول کار هستند، مناصبی که در آن کمکی به کفر نمی‌شود و یا در آن کمکی علیه مسلمین وجود ندارد، مانند: پلیس راهنمائی و رانندگی و یا سربازانی که حُجاج و یا سایر مردم را در حرم نظم‌دهی می‌کنند و یا سربازانی که در مرزها فقط برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر خدمت می‌کنند و یا با حوثی‌ها می‌جنگند…

البته این مثال‌ها به خاطر تقریب و تفهیم معنای کلی است و شاید با تغییر شرایط نیازمند تأمل بیشتر و مراجعه باشد، زیرا بعضی از قسمت‌های ارتش در مثال‌هایی که گذشت احتمال آن می‌رود که مانند دیگر شغل‌های غیر نظامی باشد که عِلّت و مَناط تکفیر انصار طواغیت در آن ظاهر نیست…

البته این سخن ما برای تجویز چنین مناصب و شغل‌هایی نیست بلکه برای جلب توجه به این امر است که تفریق و تفصیل در اتباع اینگونه حکومت‌ها و تنظیمات و جماعت‌ها می‌باشد زیرا امور مشتبه و قاطی گشته و تأویلاتی در این بین مطرح شده‌است…

و تمامی انواع کمک‌ها به حکومت‌های کفری، کفر نمی‌باشد بلکه گفته می‌شود:

– کمک‌ها و شغل‌ها و مناصبی ‌که در امور معصیت می‌باشد در اینگونه موارد، شخص مرتکب معصیت گشته

– و اگر در ظلم باشد شغلی دارای ظلم محسوب می‌شود

– و اگر در امور کفری باشد کفر محسوب می‌شود‌

– و اگر شغل و منصب غیر از موارد مذکور باشد دیگر حرجی در آن نیست

در نتیجه، شغل‌هایی را که در مورد آن پرسیدی طبق این قاعده قیاس کن.

 اما انجام عملیات‌هایی که فقط ضربه‌های کوچکی به حکومت جولانی وارد می‌کند، نظر من بر این است که در این شرایط این عمل به مصلحت دشمنان اهل سنت می‌باشد از جمله به نفع نصیریه و دروز و روافضی که هنوز آروزی این را دارند که مصیبت‌های گوناگون بر سر اهل سنت بیاید، زیرا جولانی از اهل سنت محسوب می‌شود همان‌گونه که صدام از اهل سنت محسوب می‌شد و نزد عموم مردم گمان می‌کنند که جولانی حکومت اهل سنت را به سوریه بازگردانده است، در نتیجه مضطرب کردن حکومت جولانی با عملیات‌های جزئی و نِکائی از جانب کسانی که قادر به انقلاب فوری علیه جولانی نیستند و نمی‌توانند نهایتاً امور حکومت را به دست گیرند، مخالف حکمت می‌باشد