آغاز همکاری علنی جولانی با جبهه آمریکائی- صهیونی علیه حزب‌الله لبنان و تقویت بیشتر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی

آغاز همکاری علنی جولانی با جبهه آمریکائی- صهیونی علیه حزب‌الله لبنان و تقویت بیشتر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی

به قلم: مجاهد مهاجر

همچنانکه ماموستا کرێکار در استفتائی در حمایت از ایران شیعه مذهب در برابر هر کافر محارب خارجی اجماع امت اسلامی از قرون گذشته تا کنون را آورده است، در همین فتوا اعلام می کند باز اجماع امت بر این است که هر مسلمان زاده ای که آمریکا را بر علیه ایران حمایت کند از دایره اسلام خارج شده و کافری مرتد می شود‌.

جولانی و بالطبع ملافتاحی موجود در باند او مدتها قبل با حضور رسمی در تحالف تحت پرچم آمریکا و تحت شعار مبارزه با تروریسم در جبهه ی آمریکا و شرکای آمریکا بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت قرار گرفته اند و در حال کشتار هر مومن مجاهدی از اهل سنت و جماعت هستند که از نگاه آمریکا و اتحادیه اروپا و صهیونیستها و سایر شرکای کافر و مرتد آنها جزو افراد و گروههای تروریستی محسوب می شوند.

اینبار و در قدمی دیگر یک منبع نزدیک به دولت جولانی به شبکه ۱۱ رژیم صهیونیستی تأیید کرد که نیروهای جولانی ایست‌های بازرسی ایجاد کرده‌اند و عناصر امنیتی خود را بسیج کرده‌اند تا از هرگونه اقدام مقاومت علیه اسرائیل جلوگیری کنند.

البته همکاری جولانی با صهیونیستها فراتر از اینهاست چنانچه در بیانیه شماره ۱ مقاومت اسلامی لبنان آمده است: مجاهدان مقاومت ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه جمعه (۶ مارس ۲۰۲۶) نفوذ ۴ بالگرد ارتش رژیم صهیونیستی از سمت سوریه را رصد کردند که نیروی پیاده‌ای را در مثلث جرود شهرک‌های «یحفوفا»، «الخریبه» و «معربون» پیاده کردند. نیروهای دشمن به سمت محله شرقی شهر «النبی شیت» پیشروی کردند که در نزدیکی قبرستان با رزمندگان مقاومت درگیر شدند و درگیری با سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین آغاز شد و….

پس جولانی قدمهای زیادی را در درکات کفر و ارتداد برداشته است.

در کنار این، منابع صهیونیستی اعلام کردند که عربستان از هر اقدام اسرائیل علیه لبنان و حزب‌الله حمایت می‌کند و احتمال می‌دهد که عناصر دولت جولانی به جنگ اسرائیل علیه حزب‌الله بپیوندند.

فراموش نکنیم که باند جولانی در جریان «طوفان الاقصـی» با رها کردن اهل غزه که همگی اهل سنت هستند و با بستن تمام راههای کمک به آنها از مرزهای سوریه، و حتی با زندانی کردن حامیان مالی اهل غزه چون ابوعبدالرحمن الغزی، مدتهاست به جبهه ی جنگ صهیونیستها علیه مسلمین پیوسته است.

این است ثمره ی قتال الفتنه ی امثال ملا فتاحی و قتال في سبيل آمریکا و ناتوی آنها.

سقوط اخلاقی و سیاسیِ احمد الشرع و دنباله‌روانش از بیعت با ابوبکر بغدادی تا القاعده تا رقص در زمین آمریکا و صهیونیستها و غرب   

سقوط اخلاقی و سیاسیِ احمد الشرع و دنباله‌روانش از بیعت با ابوبکر بغدادی تا القاعده تا رقص در زمین آمریکا و صهیونیستها و غرب   

به قلم: ابوخالد کُردستانی

خروج گروه‌های تحت فرمان «احمد الشرع» معروف به ابومحمد جولانی یا همان ابومحمد فاتح از لیست‌های تحریم، نه یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه نشانه‌ی قطعی فروختن آرمان‌های جهاد و اهل آن به بهای بقای حاکمیت چند ساله و تسلط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی بر مقدرات اهل سوریه و حتی منطقه است. کسی که روزگاری با شعارهای تند جهادی جوانان مسلمان را به میدانهای قتال می‌کشاند و وعده ی تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزاد سازی قدس را می داد، امروز برای جلب رضایت کاخ سفید، جامه‌ی «اعتدال آمریکایی» بر تن کرده و با شعار مبارزه با تروریسم در جنگ علنی با تمام اهل دعوت و جهاد و دشمنان آمریکا و غرب و صهیونیستها برآمده است.

احمد الشرع (جولانی) با تغییر نام‌های مکرر (از جبهه النصره به فتح‌الشام و سپس تحریرالشام)، تصور کرد می‌تواند سنت‌های الهی را دور بزند. اما قرآن کریم در مورد کسانی که برای کسب قدرت به آستان کفر پناه می‌برند، هشدار داده است:

بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند؛ آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ همانا عزت همگی نزد خداست.

خروج جولانی از لیست تحریم، یعنی او در نگاه آمریکا دیگر «دشمن» نیست، بلکه «ابزاری» است برای ضربه زدن به جبهه مومنین اهل دعوت و جهاد. این یعنی او «عزت» را در لبخند وزارت خارجه آمریکا جسته است.

پیروان جولانی که هنوز با شعارهای او تکبیر می‌گویند، باید از خود بپرسند: چطور ممکن است جبهه‌ی کفر (آمریکا و متحدانش) که خون مسلمانان غزه، لبنان و افغانستان را مباح می‌داند و هم اکنون و در ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ش نیز در حال قتل عام اهل ایران هستند و با قتل عام ۱۷۰ دختر دبستانی میناب شروع کرده اند، ناگهان از رهبر شما راضی شود؟

آیا آمریکا توبه کرده است یا جولانی تغییر مسیر داده؟

آمریکا تغییر نکرده و در اینجا اگر پرسیده شود چرا صهیونیسم و مرتدین داخلی «برادرخوانده‌ی» جولانی شده اند می توانیم پاسخ دهیم: دلیل واضح است: جولانی و پیروانش، «اسلام منهای حاکمیت شریعت الله و اصول و مبانی اهل دعوت و جهاد و استکبارستیزی» را پذیرفته‌اند. آن‌ها اسلامی را می‌خواهند که با منافع آمریکا و غرب و اسرائیل تداخلی نداشته باشد. خروج از لیست تحریم، پاداش جولانی برای موارد زیر است:

  • فروش جهاد و اهل آن و ایجاد تفرقه در بدنه امت اسلامی.
  • تضعیف دولت‌های مستقل منطقه به نفع نقشه‌های صهیونیستی.
  • تبدیل شدن به سد راهِ مجاهدان واقعی که رو به سوی قدس دارند.

می دانیم که آمریکا هرگز حماس، جهاد اسلامی فلسطین، حزب‌الله و سایر گروه‌های مخلص اهل دعوت و جهاد را از لیست تحریم خارج نمی‌کند، زیرا آن‌ها «معامله‌ناپذیر» هستند. اما جولانی ثابت کرد که همه‌چیز، حتی نام دین، برایش قابل معامله است. این همان «دین‌فروشی» است که شیخ عبدالرازق المهدی به آن ضریب می‌دهد.

سخن نهایی خطاب به پیروان جولانی از جمله مُلا فتاحی و گروه چند نفره اش این است اگر ملاک حقانیت شما، رضایت تل آویو و غرب و کاخ سفید و لغو تحریم‌های دشمنانِ قسم‌خورده‌ی اسلام است، بدانید که در مسیری قدم گذاشته‌اید که پایانش «خسران دنیا و آخره» است. کسی که با طناب آمریکا به درون خانه اسلام بیاید، اولین قربانی همان طناب خواهد بود.

تلبیس ابلیس در سرزمین نجد و ائتلاف طاغوت آل سعود و منهج تکفیر علیه امت اسلامی

تلبیس ابلیس در سرزمین نجد و ائتلاف طاغوت آل سعود و منهج تکفیر علیه امت اسلامی

به قلم: خالد هورامی  

نشست اخیر در ریاض با نام فریبنده‌ی «ائتلاف ملل کفری برای شکست داعش»، چیزی جز یک «نمایش منافقانه» برای دعوت از ملل کفر به قلب بلاد مسلمین نیست. رژیم آل‌سعود که امروز مدعی مبارزه با تروریسم شده، خود ریشه و منبع اصلی فتنه‌ای است که جهان اسلام را به آتش کشیده است.

نام «داعش» امروز تنها بهانه‌ای است تا پای ارتش‌های کفار اصلی و ملل کفر به سرزمین‌های اسلامی باز شود. آل‌سعود با دلارهای نفتی، راه را برای دخالت استکبار جهانی هموار می‌کند و به جای اتکا به قدرت امت اسلامی، به دامن دشمنان قسم‌خورده‌ی دین پناه می‌برد تا بقای تخت و تاج خود را تضمین کند.

ریشه‌ی تمام این فتنه‌ها در «منهج اشتباه علمای نجدی» و تفکرات محمد بن عبدالوهاب نهفته است که حالت درباری به خود گرفته است. رژیم سعودی با صرف میلیاردها دلار در دانشگاه‌های خود، تفکری را پرورش داده که جز خود، همه‌ی مسلمانان را مشرک، بدعتی، قبوری و صوفی می‌خواند. حقیقت تلخ این است که هر «امیر داعشی» که امروز خون بی‌گناهان را می‌ریزد، در واقع نسخه‌ای اصلی و دست نخورده از همان تفکر افراطی است که بخشی از آن در مدارس تحت حمایت آل‌سعود تدریس می‌شود. آن‌ها با برچسب زدن به برادران دینی خود، راه را برای قتل‌عام مسلمین هموار کرده‌اند.

در این میان، نقش «علمای سوء و درباری» از همه سیاه‌تر است. آن‌ها با «تلبیس آیات و احادیث»، کلام خدا را تحریف می‌کنند تا جنایات طاغوت زمان را مشروع جلوه دهند. این جیره‌خوارانِ قدرت، رژیم آل‌سعود را «ولی‌امر» می‌خوانند؛ همان رژیمی که در خدمت منافع آمریکا و دشمنان اسلام است. آن‌ها از یک سو محمد بن عبدالوهاب مدرن (داعش) را از همان رحم فکری خود متولد می‌کنند و از سوی دیگر برای خوش‌آمد اربابان غربی، حکم به تکفیر و نابودی آن‌ها می‌دهند.

سیاست امروز ریاض، رقصیدن به ساز استکبار است. آن‌ها دین‌فروشانی هستند که منهج محمد بن عبدالوهاب را به ابزاری برای تفرقه میان امت تبدیل کرده‌اند. در حالی که ادعای مبارزه با داعش دارند، در حقیقت هر دو (هم منهج حاکم بر نجد و هم تفکر داعشی) از یک ریشه تغذیه می‌شوند تا پیکره‌ی واحد امت اسلامی را پاره‌پاره کنند.

ملت‌های مسلمان باید بیدار شوند. دشمن اصلی تنها در جبهه‌ی کفر نیست؛ بلکه در درون سرزمین‌های ما و در میان کسانی است که دین را به بهای ناچیز به طاغوت و استکبار فروخته‌اند. نشست ریاض نه برای امنیت، بلکه برای تثبیت سلطه‌ی کفر بر مقدرات مسلمین است.

رسوایی سکوت و خیانت، وقتی « جولانی مزدور» در برابر ارباب آمریکائی – صهیونی لال می‌شود

رسوایی سکوت و خیانت، وقتی « جولانی مزدور» در برابر ارباب آمریکائی – صهیونی لال می‌شود

به قلم: ابوخالد کردستانی

پیشروی صهیونیست‌های محارب اشغالگر در قنیطره سوریه و انفعال مدعیان دروغین حتی کم هوش ترین انسانهای دارای قلب سلیم را نیز بیدار کرده است.

در حالی که خبرهای واصله از حومه قنیطره حکایت از تجاوز آشکار و پیشروی چهار خودروی نظامی ارتش اشغالگر صهیونیستی در میان محله‌های مسکونی شهرک «جباتا الخشب» دارد، سکوتی مرگبار اردوگاهِ مدعیانِ «آزادی» را فرا گرفته است.

به نظرش ما احمد الشرع چه وقت از مزدوری آمریکا فارغ می‌شود تا در برابر جنایات صهیونیسم ایستادگی کند؟

حقیقتِ تلخ آن است که انتظارِ واکنش از کسی که ریشه در پروژه‌های استعماری دارد، انتظاری عبث است. جولانی و تشکیلات او ثابت کرده‌اند که تنها ماموریتشان برادرکشی و اجرای منویات اتاق‌های فکر غربی است. کسی که قلاده‌ی بندگی آمریکا و صهیونیستها را بر گردن آویخته، هرگز جرات و اختیار شلیک حتی یک گلوله به سمت اشغالگران قدس را نخواهد داشت؛ چرا که یک «مزدور» از خود اراده‌ای ندارد و تنها مجری دستورات اربابانی است که بقای او را تضمین کرده‌اند.

امروز که چکمه‌های سربازان صهیونیست خاک سوریه را لکه‌دار می‌کند، نقاب از چهره‌ی مدعیانِ جهاد برافتاده است. این ننگ بر پیشانی کسانی خواهد ماند که سلاحشان تنها سینه‌ی مسلمانان را هدف می‌گیرد، اما در برابر صهیونیسم، ذلیل و کرنش‌گر هستند.

ما این حقایق را بازگو می‌کنیم، نه به امید بیداری مزدوران، بلکه به مصداق ضرب‌المثل معروف: «به در می‌گوییم تا دیوار بشنود» تا امت اسلام بدانند چه کسانی در صف اول خیانت ایستاده‌اند و چه کسانی با نام دین، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های شوم صهیونیستی-آمریکایی در منطقه هستند.

موافقت الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم سکولار مرتدین باند اوجالان توسط جولانی خائن

موافقت الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم سکولار مرتدین باند اوجالان توسط جولانی خائن

ارائه دهنده: ابوعبدالله جاف جوانرو

چه زمانی فرماندهان آسایش ــ همان‌هایی که خودروهای بمب‌گذاری‌شده و عبوات انفجاری را علیه مردم غیرنظامی ما در اعزاز و الباب به‌کار می‌بردند ــ خواب می‌دیدند که قدمشان به عفرین برسد؟

اکنون فرمانده آسایش عفرین بازگشته تا عفرین را امنیتی از «سلطه شرع» تحویل بگیرد و مقابل خانه‌اش سجده کند.

پیش‌تر به شما گفته بودم که ابو محمد الجولانی با الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم کردی موافقت کرده تا این مناطق از نظر اداری تابع «اداره خودگردان» باشند؛ اما شما باور نمی‌کنید تا وقتی آن را در عمل ببینید.

• شرع گفت ۲۸ میلیارد دلار آورده‌ایم، اما الشیبانی گفت چیزی به ما نرسیده؛ پس نمی‌دانیم چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ.

• فقر، خواری و درماندگی در جستجوی لقمه‌ای نان به سطحی بدتر از پیش از سقوط نظام رسیده است؛ به‌ویژه در دیرالزور، ادلب، حماه و ریف دمشق.

خانواده‌ها و کودکانی که از گرسنگی شکمشان به صدا درآمده، و همسران شهدا که برای دریافت یک سبد امدادی از وزارت امور اجتماعی و کار، انگشت می‌زنند.

• شما رقصیدید و دبکه گرفتید و از رفع تحریم‌ها و «قیصر» جشن گرفتید؛ و من همان زمان هشدار دادم:

تحریم‌ها برداشته نشدند.

قیصر برداشته نشد.

مثل همیشه همان سمفونی تکراری: «کینه‌توز ــ دنبال مقام…»

بفرمایید، هیچ سوئیفتی برای هیچ شرکتی نیست، نه سرمایه‌گذاری، نه پروژه؛ همه‌اش دروغ و فریب.

• سوریه برای برخاستن تنها به ۲۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد. این پول از کجا خواهد آمد؟

قطر هرگونه حمایت مالی را متوقف کرده؛ حتی کمک‌های رمضان هم نرسید.

عربستان هم در مسیر توقف حمایت است؛ و اگر جنگی رخ دهد و تنگه هرمز بسته شود، بن‌سلمان به‌دنبال کسی خواهد بود که حقوق کارمندان خودش را بپردازد.

اروپا یک سنت هم نمی‌پردازد.

آمریکا می‌پردازد، اما پس از اجرای شروطش. آن‌ها شرع را در انجام مأموریت‌هایش ناموفق می‌دانند و تصمیم گرفته‌اند پس از پرونده ایران، با «تغییر نرم» به سوریه بپردازند.

• سؤال اینجاست: ای جولانی، گناه مردم چیست که به‌سبب تو دوبار بمیرند؟

برادر، در همه چیز شکست خوردی؛ یک گام عقب بنشین.

سنگاپور بودیم، حالا به جایی رسیده‌ایم که مردم با زعتر و آب افطار می‌کنند.

و تو می‌آیی و از «سرعت دستاوردها» سخن می‌گویی؛ چه چیزی به‌دست آوردی؟

آیا جنایتکاران نظام را محاکمه کردی یا آزادشان ساختی؟

آیا سوریه را آزاد و یکپارچه کردی یا به قوات سوريا الديمقراطية خودمختاری کامل دادی؟

آیا حقوق پایدار برای خانواده‌های شهدا تعیین کردی؟

آیا برای مجروحان و قطع‌عضوها سرپناه فراهم کردی؟

آیا اردوگاه‌ها را بستید یا خانه‌های افسران را میان نیروهای خود تقسیم کردید؟

چرا از پذیرش حقیقت می‌گریزیم؟

اینکه هدف شرع از آغاز تا انجام، «قدرت» است و همه امکانات دولت را در این مسیر به‌کار می‌گیرد.

اگر اندکی احساس ملی وجود داشت، می‌گفتند:

«ای مردم، هرچه در توان داشتیم انجام دادیم، اما در بهبود اقتصاد و جذب سرمایه‌گذاری موفق نشدیم. آماده استعفا هستیم؛ شورای انتقالی تشکیل دهید.»

الشرع خوب می‌داند محبوبیتش در سه ماه نخست چه بود و اکنون چه شده است.

یادداشت پایانی:

مردم آگاه‌اند. می‌دانند تصمیم‌های گرانی، مالیات، گمرک، خصوصی‌سازی، آزادی شبیحه‌ها و انتصاب‌های بحث‌برانگیز، همه از رأس قدرت صادر می‌شود؛ نه از وزیرانی که بیش از هر چیز، نقش اجرایی دارند.

شبکه «کلمه»؛ از ادعای توحید تا سقوط در منجلاب سکولاریسم و مرتدین اپوزیسیون سکولار ایرانی

شبکه «کلمه»؛ از ادعای توحید تا سقوط در منجلاب سکولاریسم و مرتدین اپوزیسیون سکولار ایرانی

 به قلم: سلیمان عبدالرحمن

گاهی وقتها برای عده ای توضیح دادن اینکه «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» کدام است سخت است اما زمانی که شبکه «کلمه» را به آنها نشان می دهی متوجه می شونند که این مصیبت یعنی چه و چیست؟

شبکه«کلمه» که خود را منادی توحید می‌نامد، سال‌هاست با مدیریت افرادی همچون خدمتی و هاشمی و ترشابی و کیانی و احراری و دیگر گردانندگان، تحت پوشش نشر اندیشه‌های محمد بن عبدالوهاب نجدی و تفکرات سکولاریستی و دموکراسی خواهانه غربی فعالیت می‌کند. واکاوی عملکرد این شبکه نشان می‌دهد که هدف اصلی آن نه اعلای کلمه الله، بلکه تفرقه‌افکنی در جهان اسلام و حرکت در مسیر اهداف سکولاریستی آمریکا و صهیونیستها در منطقه است.

این شبکه که اسکلت فکری گردانندگان ظاهری آن در مسائلی بر منهج«نجدیت» استوار است، از سوی کانون‌های قدرت در منطقه (عربستان سعودی و امارات متحده عربی) سازماندهی و پشتیبانی مالی می‌شود.

کارویژه اصلی این شبکه، تکفیر مذاهب اسلامی اعم از شیعه، صوفی و حتی آن دسته از اهل‌سنتی است که با قرائت تندروانه آن‌ها همسو نیستند. آن‌ها با برچسب‌هایی نظیر «قبوری»، عملاً در حال پاشیدن بذر کینه در میان امت واحد اسلامی هستند که نتیجه‌ای جز «آب به آسیب دشمن ریختن» ندارد.

بزرگترین انحراف شبکه کلمه در سال‌های اخیر، ترجیح دادن «بغض نسبت به تشیع» بر «اصول ایمان» بوده است. شدت نفرت این جریان از تشیع (به‌ویژه شیعه ۱۲ امامی) باعث شده تا آن‌ها آرمان‌های ادعایی خود را فراموش کرده و با احزاب سکولار و مرتد اپوزیسیون داخلی ایران مثل گروه‌ نجس مرتد و سکولار پهلوی و جریان‌های ملحد هم‌صدا شوند.

امروز مشاهده می‌کنیم که داعیه‌داران توحید نجدی، عملاً تحت پرچم جریان‌های ضد دین و سکولار قرار گرفته‌اند و برای آن‌ها تبلیغ و دعوت می‌کنند؛ تنها به این امید که به جبهه مقابل خود ضربه بزنند.

یکی از رسواترین ابعاد فعالیت این شبکه، زیر پا گذاشتن همان عقایدی است که سال‌ها در کتاب‌ها و ترجمه‌هایشان منتشر کرده‌اند. در حالی که بر اساس کتب منتشر شده توسط انتسارات حرمین ترشابی که امثال کیانی برای آنها ترجمه انجام می داد، حمایت از احزاب سکولار و دموکراسی‌ خواهان صراحتاً «کفر بواح» و خروج از دایره اسلام تلقی شده است، امروز گردانندگان این شبکه علناً از مهره‌های دست‌نشانده‌ای چون پهلوی سکولار و مرتد حمایت می‌کنند. این برخورد دوگانه نشان می‌دهد که دین برای آن‌ها تنها ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی است.

قرآن کریم صراحتاً دستور می‌دهد که: «دشمنی با یک گروه، شما را از مسیر عدالت خارج نکند» (وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا).اما شبکه کلمه با زیر پا گذاشتن این اصل صریح قرآنی، به دلیل دشمنی با حاکمیت بر دارالاسلام ایران، حاضر شده است با خوک‌صفتان سکولاری چون آمریکا و صهیونیستهاو احزاب سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی هم‌پیمان شود. این خروج از عدالت، آن‌ها را به ورطه‌ای کشانده که عملاً در جبهه دشمنان قسم‌خورده اسلام مثل آمریکا و صهیونیستها و ناتو و مرتدین داخلی قرار گرفته‌اند.

شبکه‌ای که روزی ادعای سلفی‌گری و بازگشت به اسلام ناب را داشت، امروز به تریبونی برای جریانات سکولاریستی و سلطنت‌طلب تبدیل شده است. این سقوط آزاد نشان‌دهنده بطلان منهجی است که بر پایه تکفیر مسلمانان بنا شده بود. حمایت علنی از نجس‌هایی همچون پهلوی سکولار و مرتد، مهر باطلی بر تمام ادعاهای دینی این شبکه است و ثابت می‌کند که نام «کلمه» تنها پوششی برای فعالیت‌های شیطانی و تفرقه‌افکنانه منافقین آشکار شده علیه ایمان مومنین و کیان حاکم بر دارالاسلام است.

دیکتاتوری و دغل بازی مسئولین حکومتی باند جولانی در سوریه

دیکتاتوری و دغل بازی مسئولین حکومتی باند جولانی در سوریه

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

آنچه می‌دانم این است که مظهر الويس مردی متعهد به دین است و برایش نوشیدن شراب حرام است.

آیا پیش از این اظهارنظر، چیزی نوشیده بود؟ (ما هیچ زندانی سیاسی نداریم)

جاسم الشامسی چه می‌کند؟

۲۱۰ زندانی عقیدتی در ادلب دارید، بخش کوچکی از آن‌ها را آزاد کرده‌اید و بقیه همه‌شان به جرم شرکت در تظاهرات علیه هیئت تحریرالشام حتی پیش از آنکه بر قدرت مسلط شوند، زندانی شده‌اند.

بلال عبدالكریم چه می‌کند؟

حتی اگر او افراطی هم باشد، این تنها یک اختلاف فکری است؛ بنابراین هرگونه بازداشت سیاسی تا زمانی که فکرش به اقدام امنیتی علیه حکومت تبدیل نشده، غیرقانونی است.

أبو هاشم التلی سه ماه است که زندانی است؛

نه ملاقات دارد، نه وکیل، و نه اتهامی علیه او اعلام شده است.

من و صدها نفر مانند من مجبور شدیم از دست شما مخفی شویم، تنها به این دلیل که علیه شما نوشتیم.

آیا می‌خواهی پیام‌های خانواده‌های زندانیان را بهت نشان دهم وقتی به آن‌ها می‌گویم «بروید به رسانه‌ها بگویید مظلومتان را»؟ می‌دانید چه پاسخی می‌دهند؟

می‌گویند: «برادر، یکی از ما را گرفتند، آیا می‌خواهی بقیه اعضای خانواده‌مان هم زندانی شوند؟»

کوچک‌ترین کودک هم می‌داند که این حرف‌ها همه مزخرف و دروغ است.

و شما صدها زندانی سیاسی دارید.

آنچه به ظاهر شرع می‌گوید، در باطن از گروه امنیتی‌تان خواسته می‌شود که همه مخالفان را بازداشت و برایشان اتهام بسازد.

أبو الجماجم، الدباغ، عبد الرحمن الإدریسی و بسیاری دیگر…

و شما این را خوب می‌دانید، اما جرات اعتراض ندارید.

اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

به قلم: کیوان مریوانی

با آنکه بدون کوچکترین تردیدی بین بد و بدتر و جنگ بین مرتدین جولانی و حزب کارگران کُردستان (قسد= ی پ گ) نابودی مرتدین اوجالان را آرزومندیم با این وجود اقدامات احمد الشرع چیزی جز خیانت آشکار به اهل دعوت و جهاد سوریه و مردم و اصول عدالت اسلامی نیست. او با سرکوب مومنین اهل دعوت و جهاد، بازداشت‌های صاحبان فکر و اندیشه و فشار بر منتقدان، نشان داده است که نه به قانون شریعت الله و عدالت پایبند است و نه به حقوق اسلامی مردم اهل سنت احترام می‌گذارد.

نمونه‌های روشن این خیانت عبارتند از:

• بازداشت بیش از ۲۱۰ نفر از اهل سنت تنها به جرم اعتراض یا شرکت در تظاهرات، حتی پیش از آنکه بر قدرت کامل مسلط شود،

• محروم کردن زندانیان اهل سنت از حق ملاقات، وکیل و اعلام اتهام، مانند مورد ابوشعیب المصری که ماههاست در زندان به سر می برد و یا مورد أبو هاشم التلی که سه ماه بدون اتهام و بدون امکان ملاقات در زندان هستند،

• ایجاد ترس و فشار در میان خانواده‌ها، به گونه‌ای که حتی برای بیان شکایت جرأت ندارند.

این اقدامات نشان می‌دهد که جولانی از قدرت برای سرکوب مخالفان فکری و مشروعیت‌زدایی از منتقدان خود از میان اهل سنت استفاده می‌کند و با خیانت خود، مردم اهل سنت بی‌گناه را به خطر می‌اندازد و اعتماد عمومی را نابود می‌کند.

هر کسی که اندکی انصاف داشته باشد، می‌بیند که خیانت جولانی فراتر از اختلاف فکری یا سیاسی است و هدفش حفظ قدرت با روش‌های سرکوبگرانه و ترس‌آفرین و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها است.

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تحولات اخیر و افشای فشارهای لابی‌گری امارات علیه عربستان در واشنگتن، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: رقابتی حقیرانه میان دو رژیم که برای اثبات “برتری در چاکری” به درگاه صهیونیسم و آمریکا، از هیچ خیانتی فروگذار نمی‌کنند. در حالی که سرزمین وحی و قبله مسلمین باید مأمن عزت اسلام باشد، امروز به ابزاری در دست شیوخ دین‌فروش تبدیل شده است.

آنچه امروز میان ابوظبی و ریاض می‌گذرد، نه یک اختلاف سیاسی بر سر منافع ملی، بلکه مسابقه‌ای برای “مزدورِ برتر” بودن است. امارات با استفاده از اهرم‌های صهیونیستی مانند “کمیته یهودیان آمریکا” (AJC) و “رابطه مکافحه التشهیر” (ADL)، تلاش می‌کند رقیب سعودی خود را به “یهودستیزی” متهم کند. این یعنی هر دو طرف برای نزدیکی به تل‌آویو و واشینگتن، حاضرند سر یکدیگر را زیر گیوتین لابی‌های صهیونیستی ببرند. به راستی که هر دو لبه یک قیچی هستند که پیکره وحدت اسلامی را نشانه گرفته‌اند.

استفاده امارات از مرکز “المناره” در ابوظبی برای جهت‌دهی به گفتمان علیه عربستان، نشان‌دهنده عمق سقوط اخلاقی این حکام است. آن‌ها به‌جای دفاع از قدس و مظلومان غزه، بودجه‌های میلیاردی خود را صرف نهادهایی می‌کنند که وظیفه‌شان تطهیر چهره جنایتکار اسرائیل و تخریب رقبای منطقه‌ای در پیشگاه لابی‌های یهودی است. این ذلت، نتیجه مستقیم گره زدن بقای سیاسی به اراده کاخ سفید و تل‌آویو است.

در این میان، نقش “شیوخ درباری” و مفتی‌های اجاره‌ای برجسته است. کسانی که با فتواهای سفارشی، خیانت به آرمان‌های اسلام و آغوش گشودن برای “توافقات ابراهیم” را توجیه می‌کنند. این دین‌فروشان، حقیقتِ “سرزمین وحی” را قربانی مطامع سیاسی کرده و با سکوت یا تایید خود، جاده‌صاف‌کنِ نفوذ صهیونیسم در قلب دنیای اسلام شده‌اند.

هدف نهایی این کارزار رسانه‌ای و لابی‌گری، تنها تضعیف نفوذ عربستان نیست؛ بلکه عادی‌سازی خیانت و تبدیل کردن “خیانت به فلسطین” به یک ارزش و معیار برای جلب حمایت آمریکا و مهار قدرت‌های اسلامی و ایجاد درگیری داخلی میان کشورهای مسلمان است تا امنیت اسرائیل تضمین شود و همچنین استحاله فرهنگی و تغییر گفتمان دینی در شبه‌جزیره عربستان و سوق دادن آن به سمتی است که هیچ خطری برای منافع استکبار نداشته باشد.

بزرگترین جنایت این حکام، کشاندن پای لابی‌های صهیونیستی به پرونده‌های مرتبط با سرزمین وحی و قبله مسلمین است. تبدیل کردن نام “عربستان” به ابزاری برای بازی‌های سیاسی در کنگره آمریکا توسط امارات، توهین به حیثیت تمام مسلمانانی است که این سرزمین را مقدس می‌شمارند.

باید هوشیار بود که این جنگ‌های زرگری، تنها برای تقسیم غنائمِ نوکری است. نه امارات به فکر حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستی است و نه عربستان مدافع واقعی ارزش‌های اسلامی؛ هر دو در مسیری گام برمی‌دارند که انتهای آن، نابودی عزت ملت‌های عرب و مسلمان و تثبیت سلطه آمریکا و اسرائیل بر منطقه است.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

به‌صورت خلاصه و بر اساس یک چارچوب تحلیلی:

۱- گفته می‌شود الشرع پیش از انقلاب سوریه ارتباطاتی با نهادهای غربی داشته، فارغ از ماهیت این ارتباط.

۲- فرض غالب این است که پیش از انقلاب، برنامه‌ای برای رساندن او به کاخ ریاست وجود نداشت.

۳- پس از سال ۲۰۱۶، این ارتباطات به‌طور چشمگیری تقویت شد.

۴- روایت‌ها حاکی از شکل‌گیری پروژه‌ای برای تبدیل الشرع از چهرهٔ جهادی به بازیگر سیاسی است؛ با نقش‌آفرینی نهادهایی مانند Inter Mediate، نام‌هایی چون جوناثان پاول، و اشاره‌هایی که به رابرت فورد نسبت داده می‌شود.

۵- ادعا می‌شود تمرکز هماهنگی‌ها بر معرکهٔ حلب بوده است.

۶- پیشروی‌های بعدی تا حماه، در این تحلیل‌ها به‌عنوان رخدادی غیرمنتظره توصیف می‌شود.

۷- پس از حماه، از مداخلات منطقه‌ای برای جلوگیری از واکنش سخت روسیه سخن گفته می‌شود.

۸- برخی روایت‌ها به نقش «بازیگران پشت‌پرده» در جلوگیری از سناریوهای نظامی بزرگ‌تر (مانند حمص) اشاره دارند، در برابر دریافت تضمین‌های سیاسی.

۹- سپس ادعا می‌شود الشرع مسیر تمرکز قدرت را در پیش گرفت و دولت نجات ادلب را به‌عنوان ساختار سراسری تثبیت کرد.

۱۰- در این چارچوب، تغییرات و برکناری‌هایی در سطوح امنیتی نیز مطرح می‌شود.

۱۱- گفته می‌شود بریتانیا نقش فعالی در تثبیت موقت حاکمیت الشرع برای دوره‌ای محدود ایفا کرده است.

۱۲- همزمان، از همراهی دولت ترامپ تحت فشار بازیگران منطقه‌ای مانند قطر، عربستان و ترکیه سخن گفته می‌شود.

۱۳- طبق این تحلیل‌ها، اسرائیل و بخشی از ساختار قدرت آمریکا با این مسیر مخالف بوده‌اند.

۱۴- حتی از طرح‌های مستقل اسرائیل برای سوریه یاد می‌شود.

۱۵- و از مداخلهٔ آمریکا برای مهار آن سناریوها.

۱۶- در این روایت، فشار مستقیم واشنگتن بر الشرع برای اصلاح عملکردها (اقلیت‌ها، فساد، نهادسازی…) نیز مطرح می‌شود.

۱۷- همچنین بحث بازطراحی دولت با نقش‌آفرینی مناف طلاس ذکر می‌گردد.

۱۸- مسئلهٔ «پروندهٔ نیروهای جهادی خارجی» به‌عنوان یکی از نقاط اصطکاک معرفی می‌شود.

۱۹- نهایتاً موضوع انتخاب رئیس‌الوزرا به نقطهٔ کانونی می‌رسد.

نام‌های مطرح در این تحلیل‌ها

• ریاض حجاب – دارای بیشترین شانس در این روایت‌ها، هرچند با مخالفت‌هایی

• ایمن الأصفری – گزینهٔ مورد توافق ولی فاقد تمایل شخصی

• فهد المصری – دارای حمایت خارجی اما با موقعیت متزلزل

• عبدالله الدردری – پیشنهادی که رد شده

• غسان عبود – نامی که صرفاً مطرح و سپس کنار گذاشته شد

بر اساس این برداشت‌ها، هنوز کفهٔ ترازو به نفع ریاض حجاب سنگین‌تر توصیف می‌شود.

چرا رئیس‌الوزرا محور شده است؟

طبق این سناریو:

قرار است اصلاحاتی در اعلامیهٔ قانون اساسی موقت انجام شود،

و بخشی از اختیارات کلیدی از رئیس به رئیس‌الوزرا منتقل گردد.

یعنی:

کاهش تمرکز قدرت در ریاست

تقویت ساختار دولت

شکل‌گیری حاکمیت مشارکتی‌تر

تصویر ترسیم‌شده از آیندهٔ قدرت در این چارچوب تحلیلی، چنین نتیجه‌گیری می‌شود:

• الشرع با اختیارات محدودتر باقی می‌ماند

• دولت بازآرایی می‌شود

• رئیس‌الوزرا به مرکز اجرایی واقعی تبدیل می‌گردد

• و دورهٔ انتقالی دوساله تثبیت می‌شود

اما یک ابهام اساسی پابرجاست:

آیا واگذاری واقعی قدرت رخ خواهد داد؟

زیرا همان روایت‌ها تأکید دارند:

الشرع برای حفظ تمرکز قدرت، مقاومت جدی نشان خواهد داد.

فارغ از صحت این سناریوها، یک واقعیت انکارناپذیر است:

سوریه اکنون بیش از هر زمان دیگر، میدانِ بازیِ پیچیدهٔ توازن‌های بین‌المللی است.