فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

مُلا فتاحی و گروه چند نفره ی آن که هنوز برائت خود را از جولانی و باندش اعلام نکرده اند و هم اکنون تحت شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده و با هر کسی که آمریکا و شرکایش چون صهیونیستها و ناتو آنها را تروریستی بنامند وارد جنگ اطلاعاتی و جاسوسی و نظامی می شوند، لازم است با این فتوای شیخ سابقشان به خود بیایند.

مُلا فتاحی هم اکنون در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در حال انجام وظیفه است و بعد از این ارتداد امیرش سعی می کند با حمله به شیعه و ایران این ننگ و کفر آشکار را لاپوشانی کند و برای خودش اعتباری دست و پا کند؛ اما « وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ۚ » (حج/۱۸)

با این توضیحات و بدون داخل نمودن دیدگاه خود در مورد این فتوا، اصل آنرا خدمت شما ارائه می دهیم:

متن فتوی: چگونه امکان دارد کافر نباشد کسی که از تحکیم شریعت الله امتناع می‌کند و سکولاریسم و قوانین وضعی را تحکیم نموده و همانی را انجام داده که ما آن را سبب تکفیر تمامی حکام قرارداده‌ایم؟!

آیا گذشته‌ی جهادی او مانعی از موانع تکفیر اوست؟!

رسول‌الله ﷺ یکی از اشخاصی که قبلا کاتب وحی بود را تکفیر نمود و فرمود: «او را بکشید هر چند که او را دیدید که خود را به پرده‌های کعبه آویزان کرده‌است.»

پس آیا گذشته او تأثیری در تکفیرش داشت؟!

یا اینکه برعکس، کفر او را شدیدتر از کفار قریش قرار داد، همان کفاری که رسول‌الله ﷺ در موردشان فرمود: بروید شما آزاد شدگانید.

جهاد و دعوت و صبر و استقامت در امتحان الهی و سخن گفتن در مورد توحید و زندانی شدن و همراهی مجاهدین و آزاد کردن مناطق از طواغیت و آزاد کردن زندانیان از زندان طواغیت… تمامی این موارد، مانع تکفیر نمی‌باشد؛ بلکه این موارد همگی حجتی علیه انسان است و دلیلی است بر اینکه این شخص با وجود علم و آگاهی و اصرار، مرتد گشته و به همین سبب ما هیچ اعتنایی به هیچ کس نکردیم آنگاه که سَیّاف و ربّانی و شیخ شریف را تکفیر کردیم، آنگاه که از آنان سبب و موجِب تکفیر صادر گشت.

باطل شدن تمامی اعمال هر شخصی، امری ممکن می‌باشد و خردمندان از آن ترس دارند زیرا این یعنی: کفر و خروج از دین! و همانا الله بهترین مخلوقاتش را از این سرانجام بر حذر داشته است؛ بعد از آنکه هجده پیامبر را تمجید نموده و یکی یکی آنها را ذکر نموده، در خاتمه می‌فرماید: وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ … «و اگر مرتکب شرک می‌شدند بدون شک تمامی اعمال آنها باطل می‌شد.»

همان گونه که صحابه و عموم اهل ایمان را برحذر داشت که اگر صدایشان را بر صدای رسول‌الله ﷺ بلند کنند امکان کافر شدنشان و باطل شدن اعمال شان وارد می‌باشد، پس می‌فرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ … «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن می‌گوئید، با او با آواز بلند سخن نگوئید، تا نادانسته اعمالتان بی‌اجر و ضایع نشود.»

این وضعیت و حال کسی است که فقط صدایش را بر صدای پیامبر ﷺ بلند کند، خب وضعیت کسی که حکم و تشریع و قانون اساسی خود را بالاتر از حکم الله قرار دهد؟! و آن را مسلط بر حکم الله قرار دهد و آن را بر حکم رسول‌الله ترجیح دهد، چیست؟!

آیا وقتی که توحیدش را نقض و باطل نموده جهاد و مقاومتش نفعی برایش دارد؟!

ای مردم توحید را تعظیم کنید تا سخن ما را بفهمید، توحید هدف و غایتی است که هیچ جهاد و مقاوت و شجاعتی با وجود نقض آن، نفعی ندارد پس این اعمال همه فقط برای خدمت به توحید می‌باشد و این موارد ممدوح نمی‌باشد و قبول نمی‌شود و نافع حاصل نمی‌شود مگر با تحقق توحید! و به همین سبب، این اعمال از موانع تکفیر محسوب نمی‌شود و سبب عدم نقض توحید نمی‌گردد.

بنابر این، تعجب نکنید از این که ما جولانی و نیز تمام آنانی که او را در قوانین ضد شریعت یاری می‌دهند را تکفیر می‌کنیم، اصلا اینها توسط فتاوی و خطابات و نوشته‌های قدیمی‌تر خودشان که به آن پشت کردند، تکفیر می‌شوند.

و هر کس که آنها را تکفیر نکند البته آنانی که این مسئله را فهم کرده‌اند، بیم کفر و تلاعب با دین، بر او می‌رود؛ چون شریعت قائل به فرق در بین هم‌مانندها نیست در حالیکه اینها عاجزند از اینکه یک تفاوت معتبر شرعی بین جولانی و بین سایر طواغیتِ حکم ذکر کنند!

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

به قلم: ابومحمود کندزی

در حالی که ریاض میزبان مقامات سوری (اسعد حسن الشیبانی و حسین السلامة) برای نشست «ائتلاف  ملل کفری علیه داعش» است، حقایق میدانی نشان می‌دهد که تروریسم در سوریه، نه یک پدیده خودجوش، بلکه محصول مستقیم «منهج نجدی» و دلارهای آل‌سعود است که در چهره‌هایی چون جولانی ظهور کرده است.

ابومحمد جولانی و کابینه‌اش، برخلاف ادعاهای میانه روانه، ثمره‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب نجدی هستند که در دانشگاه‌های سعودی پرورش یافته است. او نه برای اعلای کلمة الله، بلکه برای اجرای برنامه‌های امنیتی آمریکا و ناتو و ترکیه و مزدورانی چون حاکمیت بر ریاض در سوریه ظهور کرد. جولانی با تکیه بر همین منهج نجدی آلوده و التقاطی درباری آل سعود، هر گروه شریعت‌گرا و باغیرتی را که مخالف سلطه‌ی او و دستورات اربابان سعودی‌اش بود، از دم تیغ گذراند و صفوف مجاهدین راستین را متلاشی کرد.

ابومحمد جولانی در ابتدا تنها سربازی در رکاب «ابوبکر بغدادی نجدی» بود. جدایی او از بغدادی، نه یک اختلاف عقیدتی، بلکه یک «تَرفند سیاسی» برای جلب حمایت مستقیم آمریکا و ناتو و آل‌سعود بود. او برای اینکه بتواند حمایت از کفار و پول، سلاح و نیروی بیشتری از جناح‌های نجدی در عربستان جذب کند، به بغدادی پشت کرد تا خود را به عنوان مهره‌ای قابل معامله برای طاغوت زمان (آل‌سعود) معرفی کند.

جولانی با استفاده از تلبیس و تحریف مفاهیم شرعی، به نام مبارزه با تندروی، تمام گروه‌هایی را که سودای اجرای شریعت واقعی و استقلال از قدرت‌های بیگانه داشتند، هدف قرار داد. او میدان سوریه را از نیروهای مخلص پاکسازی کرد تا جاده را برای نفوذ سیاسی و امنیتی آمریکا و آل‌سعود و متحدان غربی‌اش صاف کند.

دعوت از هیئت سوری به ریاض برای مبارزه با داعش، در حالی که رژیم سعودی خود پرورش‌دهنده تفکر نجدیت درباری و حامی اصلی مزدوران نجدی‌زده‌ای چون جولانی بوده است، اوج نفاق سیاسی است. آن‌ها از یک سو با «تلبیس آیات و احادیث» جوانان را به کام مرگ و تکفیر می‌کشانند و از سوی دیگر در نشست‌های بین‌المللی، ژست مبارزه با تروریسم می‌گیرند.

چه جولانی در دمشق و چه بغدادی در ویرانه‌های داعش، هر دو خروجی‌های یک کارخانه فکری هستند: «منهج نجدی تحت فرمان آل‌سعود». نشست ریاض تنها تلاشی برای تغییر چهره‌ی این مزدوران و تثبیت جایگاه «ولی‌امر» پنداشتنِ طاغوت است؛ دین‌فروشانی که خون مسلمین را وجه‌المصالحه خدمت به آمریکا قرار داده‌اند.

  دارالندوه جدید کفار سکولار در قلب ریاض، پیوند سکولاریسم قریشی و طواغیت سکولار زمان علیه شریعت

  دارالندوه جدید کفار سکولار در قلب ریاض، پیوند سکولاریسم قریشی و طواغیت سکولار زمان علیه شریعت

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در حالی که سرزمین وحی و مهبط رسالت، روزگاری کانون توحید و مرکز تپنده جهاد علیه کفر بود، امروز شاهد تکرار تاریخ در سیاه‌ترین شکل آن هستیم. اجتماع حکام مرتد محلی در کنار جوامع ملل کفر در سرزمین وحی (ریاض)، یادآور مجمعی است که روزگاری مشرکین مکه برای خاموش کردن نور الله برپا کرده بودند.

آنچه امروز در ریاض تحت لوای «ائتلاف بین‌المللی» یا «دیپلماسی منطقه‌ای» می‌گذرد، در حقیقت بازسازی همان «دارالندوه» عصر جاهلیت است. سکولاریست‌های قریش در آن زمان، نه به خاطر انکار وجود خدا، بلکه به خاطر حفظ منافع مادی و هراس از حاکمیت شریعت، علیه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم متحد شدند. امروز نیز، اخلاف آن‌ها با زیر پا گذاشتن احکام الهی و هم‌پیمانی با دشمنان اسلام، همان مسیر را می‌روند تا مقاومت‌گران و مخلصینِ شریعت‌گرا را منزوی و نابود کنند.

خداوند متعال در توصیف این توطئه‌ها می‌فرماید: وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (الأنفال/ ۳۰) و [یاد کن] هنگامی را که کافران درباره تو نیرنگ می‌کردند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا [از مکه] بیرون کنند؛ آن‌ها نیرنگ می‌زدند و خدا [هم] نیرنگ می‌کرد و خدا بهترین نیرنگ‌کنندگان است..

حکام سکولار و مرتدی که امروز بر بلاد مسلمین چنبره زده‌اند، مصداق بارز طواغیت تاریخ هستند. اگر نمرود با ادعای خدایی در برابر ابراهیم (ع) ایستاد و فرعون با تکبر، موسی (ع) را ساحر خواند، امروز «نمرودهای ریاض» و «فرعون‌های زمان» با سلاح سکولاریسم و وابستگی به کفر جهانی، به جنگ با مجاهدینی آمده‌اند که تنها جرمشان تمسک به کتاب الله است.

اینان که با «ابوجهل‌ها» و «ابولهب‌های» واشنگتن و تل‌آویو بر سر یک میز می‌نشینند، دستشان به خون مخلصین آغشته است.

این ائتلاف‌های پوشالی، هدفی جز «تغییر دین» و «حذف شریعت» از عرصه زندگی ندارند. آن‌ها با شعار اعتدال، به دنبال اسلامی هستند که در آن نه جهادی باشد و نه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکری؛ اسلامی که با اهداف استعمار و سکولاریسم قریشی همسو باشد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است: «يُوشِكُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمُ الأُمَمُ مِنْ كُلِّ أُفُقٍ كَمَا تَدَاعَى الأَكَلَةُ عَلَى قَصْعَتِهَا قُلْنَا: يَا پیامبر أَمِنْ قِلَّةٍ بِنَا يَوْمَئِذٍ قَالَ: أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ تُنزعُ الْمَهَابَةَ مِنْ قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ وَيُجْعَل فِی قُلُوبِكُمُ الْوَهْنَ» قَالُوا وَمَا الْوَهَنُ؟ قَالَ: حُبُّ الْحَيَاةِ وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ.»[۱] به زودى از هر گوشه از دنيا امتهاى ديگر به شما يورش مى آورند همانطور كه گرسنگان به كاسه ى غذا حمله­ور مى شوند صحابه عرض كردند: اى رسول خدا آيا به خاطر كمى تعداد ما در آن روز است؟ فرمود: شما در آنروز تعدادتان زياد است ولى به مانند كف روى سيل هستيد طورى كه ترس و هيبتتان از قلوب دشمنان کنده شده است و در قلوب شما وهن به وجود آمده است، عرض كردند: وهن چيست اى رسول خدا؟ فرمود: دوستى دنيا و كراهت از مرگ.

امروز شاهد همان تداعی و هم‌پیمانی کفر بین‌المللی و ارتداد داخلی بر سر سفره ثروت‌های امت اسلام هستیم.

فقط کافی است دقت کنیم که دارالندوه کفار سکولار قریش با فتح مکه فرو ریخت و نمرود و فرعون سکولار هم در اوج تکبر به هلاکت رسیدند. حکام مرتد و سکولاریست‌های کنونی که در سرزمین وحی برای نابودی مجاهدین و مخلصین نقشه می‌کشند، باید بدانند که وعده الهی حق است.

امت اسلام هرگز اجازه نخواهد داد که قلب جزیرةالعرب به پایگاه دائمی ابولهب‌های زمان تبدیل شود.


[۱]  الألباني، صحيح الجامع ۸۱۸۳

شمشیر «پیت هیگسِث» و سراب « مولوی عبدالحمید»؛ وقتی دشمن با مذهب می‌جنگد و شما از دین عقب می‌نشینید

  شمشیر «پیت هیگسِث» و سراب « مولوی عبدالحمید»؛ وقتی دشمن با مذهب می‌جنگد و شما از دین عقب می‌نشینید

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در همین ابتدای امر لازم است به صراحت گوئی در اردوگاه دشمن آمریکائی – صهیونی دقت داشته باشیم.

اظهارات اخیر «پیت هیگسِث»، وزیر جنگ جدید ایالات متحده، پرده از حقیقتی برداشت که سال‌ها پشت شعارهای توخالی «حقوق بشر» و «دیپلماسی» پنهان شده بود. او با صراحت اعلام کرد: «مسیح فرستاده نشد تا یک دیپلمات باشد» و تأکید کرد که جنگجویان آمریکایی باید با «قدرت شمشیر» و «باور دینی» خود به مصاف جهان بروند. این سخنان، مانیفست جدید پنتاگون است: استفاده ابزاری و مقتدرانه از دین برای پیشبرد سلطه‌گری.

جای بسی تامل است که وقتی یک مقام عالی‌رتبه آمریکایی از «جنگ مذهبی» و «شمشیر» سخن می‌گوید، در رسانه‌های دنیا به عنوان یک «میهن‌پرست غیور» و «سیاست‌مدار واقع‌گرا» معرفی می‌شود. اما به محض اینکه یک مسلمان از عزت اسلامی، جهاد یا حاکمیت قوانین الهی سخن بگوید، برچسب «تروریست» و «بنیادگرای خطرناک» می‌خورد. این همان استاندارد دوگانه‌ای است که غرب برای تحقیر مسلمین و تجلیل از وحشی‌گری خود به کار می‌برد.

اینجاست که باید خطاب به مولوی عبدالحمید گفت چرا برای خوشامد دشمن کافر محارب و اشغالگر سکولار، از سنگر دین و قانون شریعت الله عقب‌نشینی کردید؟

جناب مولوی عبدالحمید، در حالی که تئوریسین‌های جنگی آمریکا به ریشه‌های مذهبی خود (حتی به شکل تحریف شده) بازگشته‌اند تا قدرت‌نمایی کنند، شما در مسیری معکوس حرکت می‌کنید. شما که روزی از شریعت سخن می‌گفتید، اکنون تحت تأثیر موج‌های سکولار و برای جلب رضایت اکثریتِ فریب‌خورده یا رسانه‌های معاند، مفاهیم دینی را به نفع لیبرالیسم و سکولاریسم تغییر داده‌اید.

پس مولوی نیمه محترم، از توهمِ «راضی کردن همگان» و بخصوص راضی کردن کفار خارج شو آنهم زمانی که الله جل جلاله می فرماید: ‏ وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/۱۲۰) ‏یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد ، مگر این که از آئین ( تحریف شده و خواستهای نادرست ) ایشان پیروی کنی .

این در مورد کفار یهودی و نصرانی است، در مورد کفار مشرک(سکولار) چه فکر می کنی؟ آیا یک کافر سکولار یا یک حاکمیت سکولار وجود دارد که به قوانینی غیر از قوانین کفری سکولاریستی راضی شود؟ خیر، پس تا تو را سکولار و کافری مثل خودشان نکنند از تو راضی نمی شوند.

نگاه کن وزیر جنگ حکومت سکولار آمریکا صراحتاً می‌گوید: «ما قرار نیست جهان را راضی کنیم». او می‌داند که قدرت در ایستادگی بر باورهاست، نه در باج دادن به افکار عمومی بیگانه. اما شما با در پیش گرفتن رویه‌ای «سکولارزده»، سعی در بازتعریف اسلام به شکلی دارید که مورد پسند غرب سکولار و جریان‌های سکولاریستی و ارتدادی داخلی باشد. آیا فکر می‌کنید با استحاله کردن احکام الهی و هم‌صدا شدن با شعارهای دموکراسی غربی، به عزت می‌رسید؟ در حالی که خودِ غربی‌ها دموکراسی را تنها ابزاری برای پنهان کردن شمشیر مذهبی‌شان می‌دانند.

پس متوجه شو که دین به مثابه هویت است نه کالا.

آمریکای کافر اشغالگر سکولار از دین برای منافع ملی و استعمارگری‌اش استفاده می‌کند و ابایی از اعلام آن ندارد. اما دردآور است که برخی نخبگان مذهبی در بلاد اسلامی، دین را به بهایی اندک می‌فروشند تا در نگاه رسانه‌های بین‌المللی «روشنفکر» به نظر برسند. عقب‌نشینی از اصول شریعت به بهانه «حقوق بشر غربی»، چیزی جز خودباختگی نیست؛ آن هم در زمانی که خودِ غرب، نقاب دیپلماسی را کنار زده و با زبان شمشیر و انجیل سخن می‌گوید.

پس سرگردانان از خواب سکولاریسم بیدار شوند و حداقل این را بدانند که تجربه «پیت هیگسِث» ثابت کرد که جهانِ قدرت، جهانِ تعارف و دیپلماسیِ نرم نیست. کسانی که مانند مولوی عبدالحمید تصور می‌کنند با دستکاری در باورهای دینی و پذیرش الگوهای سکولار می‌توانند به جایگاهی برسند، سخت در اشتباهند و این را مطمئن باشند تنها کسانی باقی می‌مانند که بر حقانیت دین خود پافشاری کنند، نه کسانی که برای خوشامد «دارالکفر»، شریعت را به مسلخ سیاست‌های کفری سکولاریستی می‌برند.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۳)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۳)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

من از مزدوران رسانه‌ای هیئت و بردگان قدرت تعجبی ندارم؛ این‌ها بیش از ده سال است که به من فحاشی می‌کنند.

اما تعجبم از برخی روزنامه‌نگاران است؛ حتی کسانی که به‌صورت خصوصی با من تماس گرفتند. بنابراین لازم دیدم نکات زیر را روشن کنم:

• حادثهٔ قصر، درگیری، مجروحان و زخمی‌شدن الشرع همگی رخ داده و پرونده‌اش بسته شده است. هر کسی که وارد هر مقرّی از مقرهای قدرت شود، این واقعیت‌ها را دقیقاً می‌داند.

• تعارض کجاست بین وقوع حادثه و ظاهرشدن الشرع؟

او شش روز غایب بود؛ تو که روزنامه‌نگاری، آیا شش روز زمان کمی است برای درمان یک جراحت خفیف و بازگشت؟

حتی اگر برای جدل فرض کنیم اصلاً زخمی نشده، آیا این فرض، وقوع درگیری در قصر را نفی می‌کند؟

• از نظر منطقی، خود من نوشتم که او ظرف دو روز بازمی‌گردد؛ و این را قبل از توییتِ کبودی‌ها نوشتم. پس چطور می‌توانم خودم را دچار تناقض کنم میان «تا دو روز دیگر ظاهر می‌شود» و «کبودی دارد»؟

موضوع ساده است: بله، کبودی‌های خفیف داشت و شش روز برای درمان پزشکیِ بدون آثار ظاهری کافی است؛ همان‌طور که شش روز برای درمان ترکشِ سینه نیز کفایت می‌کند.

پس تناقض کجاست؟

• من از ابتدا و مرحله‌به‌مرحله تذکر دادم:

• گفتم یک چهرهٔ سنگین هدف تلاش برای ترور قرار گرفته؛

• سپس اشاره و تلویح کردم که درگیری میان جبهه‌النصره و هیئت تحریرالشام رخ داده؛

• گفتم انس خطاب عملاً ادارهٔ سوریه را در دست دارد؛ یعنی الشرع مجروح است و درمان می‌شود؛

• وقتی خبر جراحتش پخش شد و دیدم فلول برای تحرک آماده می‌شوند، گفتم او حال‌اش خوب است، فقط عارضهٔ جسمی دارد و بازمی‌گردد؛

• و وقتی ظاهر شد، جزئیات دقیق را گفتم؛ چون دیگر خطری در گفتن آن‌ها نبود.

• برای اطلاع: الشرع امروز وارد سوریه شد و خارج از کشور درمان شده بود. بعد از مدتی خواهید دید روزنامه‌های بزرگ دربارهٔ این ماجرا می‌نویسند؛ آن وقت طبق معمول، رویترز و واشنگتن‌پست و المجلة را باور خواهید کرد!

• یادآوری به بردگان قدرت: خودتان را برای شوک بزرگی آماده کنید؛ این‌بار شوک از خودِ الشرع خواهد بود. آن‌وقت چون برده‌اید، یا توجیهش می‌کنید یا بر ضدش می‌ایستید.

• بدانید کسی که امروز به او شلیک کرد، ده سال پیش در ۲۰۱۴ دقیقاً مثل شما بود؛ آن زمان که من علیه جبهه‌النصره و ظلمش و اعلام «امارت اسلامی» می‌نوشتم، به من حمله می‌کردند و از او با تعصب دفاع می‌کردند.

امروز همان‌ها می‌گویند او در محظورات شرعی بزرگ افتاده و به جایی رسیده‌اند که تصمیم به ترورش گرفته‌اند.

• چه بسا مدتی بعد شما هم بگویید در محظورات ملی خطرناک افتاده یا چیزی از وعده‌هایی که به شما داده تحقق نیافته؛ هرچند من مطمئنم برده، برده می‌ماند و باز هم توجیه می‌کند.

• آیا این مطالبات به شما آسیب می‌زند؟

• مطالبهٔ حکمرانیِ نهادی، نه فردمحور؟

• مطالبهٔ دور کردن اعضای خانواده‌اش از قدرت؟

• مطالبهٔ اجرای عدالت و محاکمهٔ جنایتکاران رژیم؟

• مطالبهٔ به‌کارگیری شایستگان و کنارزدن وفاداری‌های کور؟

• مطالبهٔ بازپس‌گیری مناطق قسد و نفت سوریه و عدمِ واگذاری جولان شیخ (جبل‌الشیخ) و غیره به اسرائیل؟

اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۲)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۲)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

دیروز گفتم الشرع ظرف دو روز ظاهر می‌شود و اکنون همان‌طور که دیدید، ظاهر شد.

حالا که او دیده شده، می‌توانیم با دقت توضیح دهیم چه اتفاقی افتاده است:

• روز سه‌شنبه او در یک جلسهٔ عادی با شماری از فرماندهانش در قصر حضور داشت که ناگهان از سوی نگهبانان قصر به داخل جلسه تیراندازی شد. درگیری حدود ده دقیقه ادامه داشت.

محافظ شخصی الشرع خود را جلوی او انداخت و گلوله‌ها را به جان خرید. خودِ الشرع بر اثر ترکش در ناحیهٔ سینه مجروح شد و روی زمین افتاد و در شلوغیِ حادثه دچار له‌شدگی شد که باعث کبودی‌های صورت او گردید؛ همین کبودی‌ها علت عدمِ ظهورش تا این زمان بود.

جراحتش سطحی بوده و تحت درمان قرار گرفت و از روی حجم باندپیچی در ناحیهٔ شکم و سینه پیداست که ضماد داخلی دارد.

کبودی‌های صورت نیز با آرایش موقت پوشانده شد تا بتوان او را سریع‌تر در انظار نشان داد.

• الشرع به محل امنی منتقل شد و تحت حفاظت تیم بریتانیایی حاضر در قصر قرار گرفت.

• چندین چهره و همراهانشان زخمی یا کشته شدند و همگی به بیمارستان المجتهد انتقال یافتند؛ تیم پزشکی تهدید شد تا از درز هرگونه اطلاعات جلوگیری شود.

هیچ مجروحی به بیمارستان الشامی منتقل نشد.

• حادثه با توافق همهٔ طرف‌های ذی‌ربط کاملاً پنهان نگه داشته شد تا هرج‌ومرج ایجاد نشود و فلول و قسد از آن سوءاستفاده نکنند.

• به بریتانیا فشار وارد شد که الشرع حداکثر ظرف دو روز ظاهر شود، وگرنه دربارهٔ جایگزین او بحث خواهد شد.

• مظلوم عبدی به‌همراه فرمانده عملیات «العزم الصلب» به دمشق آمدند، اما با الشرع دیدار نکردند؛ او عذر خواست زیرا در آن زمان وضعیت جسمی‌اش اجازه نمی‌داد.

• مطمئن باشید اگر قادر به ظاهر شدن بود، از روز اول ظاهر می‌شد و قطعاً هنگام ورود مظلوم عبدی و فرمانده عملیات العزم الصلب نیز حاضر می‌گردید.

• الشرع یاران قدیمیِ خود را که هنوز تفکر جبهه‌النصره را دارند کنار گذاشت و چرخش‌های شدیدی انجام داد؛ اما خطرناک‌ترینِ این چرخش‌ها برای آن جریان، پیوستن او به ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم بود.

«تروریسم» از نظر این ائتلاف فقط داعش نیست، بلکه بسیاری از گروه‌های جهادی در سوریه و جاهای دیگر را نیز شامل می‌شود. الشرع در چند عملیات مشترک میدانی با ائتلاف مشارکت کرد که برخی از آن‌ها به کشته شدن همسران افراد تحت تعقیب انجامید.

• این جریان (که سوری است و ارتباطی با داعش ندارد) به‌طور عمیق در تمام مفاصل قدرت نفوذ کرده و حتی به گارد قصر رسیده است؛ همان‌ها بودند که به سوی الشرع و همراهانش آتش گشودند.

• برای اطلاع: این جریان از سال ۲۰۱۵ مرا تکفیر می‌کند، با اینکه بارها نسبت به خطر آن هشدار داده بودم و گفته بودم رویاروییِ حتمی میان جبهه‌النصره و تحریرالشام در راه است؛ اما غرور و خودبزرگ‌بینی باعث شد خود را «دولت» بدانند و گمان کنند بر همه‌چیز مسلط‌اند، و ضربه از همان پهلویی خورد که نادیده‌اش گرفته بودند.

• محال است بتوانی هم‌زمان با پوتین بخندی، از ترامپ تحسین بگیری، دیدارهای الشیبانی با دِرمرِ اسرائیلی را داشته باشی، و عملیات مشترک با ائتلاف در اطمه، الضمیر و الباب انجام دهی، و در عین حال جریانی با تفکر جبهه‌النصره را در درون حاکمیت نگه داری و به آن‌ها درجه و منصب بدهی.

• پس از حادثهٔ قصر، اوضاع مثل قبل نیست. نمی‌توان سرنوشت یک کشور را در دست یک نفر گذاشت.

حکمرانی مشارکتی ناگزیر در راه است؛ توپ در زمین الشرع است: یا مصلحت ملی را برمی‌گزیند و ترتیبِ حکمرانی مشارکتیِ جدید را تسهیل می‌کند، یا اوضاع بدتر می‌شود و فشارها افزایش می‌یابد.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۱)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۱)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

• بله، در تاریخ ۳۰/۱۲/۲۰۲۵ اتفاقی بسیار بزرگ در کاخ ریاست‌جمهوری رخ داده است؛ اما برای حفظ امنیت کشور، چیزی منتشر نمی‌شود. هرکس بگوید «هیچ اتفاقی نیفتاده» دروغ می‌گوید.

• اگر دخالت سریع بریتانیایی‌ها نبود و آنان با سرعت از التنف به کاخ نمی‌رسیدند، اوضاع به‌مراتب بدتر از تصور ما می‌شد.

• هیچ‌کس بدون پوشش و حمایت غربی به ریاست نمی‌رسد؛ و اینکه ارتباط «الشرع» با بریتانیا بوده، خوب است، زیرا دخالت آن‌ها وضعیت را نجات داد.

• در حال حاضر همه‌چیز تحت کنترل است و الشرع احتمالاً طی یکی دو روز آینده ظاهر خواهد شد.

• او به‌دلیل وضعیت جسمی (احتمالاً خستگی شدید همراه با التهاب ریه) از حضور در نشست با مظلوم عبدی عذرخواهی کرده است.

• داعش در حال آماده‌سازی برای وارد کردن ضربه‌ای بزرگ به حاکمیت است؛ بنابراین باید به‌شدت مراقب بود، به‌ویژه در شهرهای بزرگ.

• خوب است که دیشب نیروهای حاکمیت پس از انتشار خبر آمادگی داعش، تقویت‌های بزرگی را به مرزهای لبنان اعزام کردند.

• سفر عبدی به دمشق حساب‌شده بود تا نشان دهد اوضاع عادی و تحت کنترل است؛ و همین موضوع طرح تحرک کمال الحسن را مختل کرد.

• تصفیه‌های داخلی در هیئت افزایش خواهد یافت و حادثهٔ حکیم الدیری به‌گمان من ساختگی است و طبیعی نیست.

• باید برای آمدن سریع سرتیپ مناف اقدام شود؛ زیرا دیگر نمی‌توان سرنوشت کشور را بیش از این در دست یک فرد گذاشت که در معرض بیماری یا مرگ است.

• صرفِ آمدن سرتیپ مناف (در چارچوب ترتیبات بین‌المللی و مشارکت واقعی در قدرت با الشرع) باعث بازسازی یک قرارداد اجتماعی جدید می‌شود و ابزارهای نفوذ خارجی از داخل گرفته خواهد شد؛ علوی‌ها، دروزی‌ها اعتماد خواهند کرد و قسد به‌صورت واقعی (نه فوری) در دولت ادغام می‌شود.

• حملهٔ موشکی دیشب به المِزّه پیامی متقابل میان آمریکا و اسرائیل در خاک سوریه بود؛ این دومین بار است.

اسرائیل با ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در فرودگاه المِزّه مخالف است؛ پایگاهی که گفته می‌شود الشرع در سفر واشنگتن آن را به آمریکا واگذار کرده بود.

• به‌طور کلی، اطمینان داده می‌شود اوضاع خوب و تحت کنترل است و حامیان بین‌المللی حاکمیتِ الشرع وضعیت را نجات دادند.

شخصیتِ سنگین (مهم) عبد‌الرحیم عطون، مسئول شرعی «هیئت» است.

البته افراد دیگری هم زخمی شده‌اند و شاید حتی کشته‌هایی وجود داشته باشد که هنوز از آن‌ها اطلاعی نداریم.

وضعیت او وخیم است؛ خداوند شفایش دهد.

حادثهٔ قصر، درگیری داخلی بوده که شباهت به حادثهٔ تدمر دارد و بیش از ۱۲ دقیقه طول نکشیده است.

اوضاع الشرع خوب است؛ او دچار کبودی‌هایی (رضوض) در صورت شده که همین مسئله مانع از ظاهر شدنش در انظار شده است.

قرار است ـ اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش برود ـ روز چهارشنبه یا پنجشنبه ظاهر شود.

گفتم که وارد جزئیات نخواهیم شد.

حقِ حاکمیت است که برخی مسائل را پنهان کند،

و ما می‌دانیم چگونه اطلاعات را طوری مدیریت کنیم که از سوی فلول، قسد و الهجری مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.

من اکنون صحبت می‌کنم فقط بعد از آن‌که از امنیت مرزهای سوریه–لبنان و نیز از وضعیت بین‌المللی و عدم اجازه به هرگونه تحرک، اطمینان حاصل کردم.

در حال حاضر، خطر اصلی داعش است؛ به‌ویژه در داخل دمشق و حلب، چرا که به‌صورت عمیق در مفاصل و ساختارهای قدرت نفوذ کرده است.

پرده ای از خیانت ابو محمد جولانی به اهل دعوت و جهاد و انقلاب سوریه (۲)

پرده ای از خیانت ابو محمد جولانی به اهل دعوت و جهاد و انقلاب سوریه (۲)

نویسنده: ابن‌الشرقیه

ترجمه: ابوهاجر خان آبادی

قتل قحطانی: پس از آزادی قحطانی، طرح کشتن او آغاز شد. ابو‌النور با یک داعشیِ عراقی از عشیره‌ی جبوری—که نزد او زندانی بود—هماهنگ کرد تا راه کشتن قحطانی را که او را مرتد می‌دانست، هموار کند. همچنین جولانی با او دیدار کرد و به او گفت قحطانی کسی است که بغدادی و جانشینش را به آمریکایی‌ها تحویل داد تا کشته شوند.

این داعشی در ۲۵ شعبان آزاد شد و اجرای طرح را آغاز کرد؛ دو بار پیش از قتل به دیدار قحطانی رفت. اما در روز حادثه، دو نفر دیگر همراهش بودند که هویتشان تا امروز روشن نشد؛ هرچند برخی خبرها می‌گوید آنان نیز داعشی بودند و هیئت آن‌ها را به ترکیه منتقل کرد.

این داعشی با کمربند انفجاری، خود را کنار ابو‌ماریا منفجر کرد و دو همراهش گریختند. ده دقیقه بعد، حکیم حاضر شد و هرچه مربوط به عملیات بود—از جمله تلفن‌های قحطانی—را جمع‌آوری کرد.

کسی که قحطانی را رصد می‌کرد، «کوسینا» بود؛ او نیز بر اساس توافق با جولانی برای کشتن قحطانی آزاد شده بود و هنگام انفجار از قحطانی فاصله داشت. روایت او از حادثه چند بار تغییر کرد.

داعشِ عامل، با وجود اینکه مجری از افرادشان بود، عملیات را برعهده نگرفت؛ زیرا آنچه رخ داد بدون اطلاع و موافقت آنان و با برنامه‌ریزی جولانی انجام شد. با اینکه نوار اعتراف به دستشان رسید، از پذیرش مسئولیت خودداری کردند.

بنابراین، کسی که مجری را آزاد کرد، راه را برایش هموار ساخت، با او هماهنگ شد، پشتیبانی لجستیکی داد و همراهانش را فراری داد، جولانی و پیروان قحطانی در هسته‌های ائتلاف بودند.

جولانی با این عملیات چند هدف را با هم زد: قحطانیِ خطرساز را کشت، فرماندهانِ عامل را دوباره زیر بال خود آورد تا کارشان را ادامه دهند و از آنان به‌عنوان مجرمانی استفاده کند که توان حرکت مستقل ندارند و فقط مجری‌اند.

درباره‌ی شایعه‌ای که می‌گوید مجری «ابو عبدالله آغا» از هیئت بوده، این نادرست است. مجری، عراقیِ جبوری بود.

پرونده‌ی ابو‌ماریا بسته شد؛ در حالی که بیشتر اعضای هیئت می‌دانند قاتل قحطانی خودِ جولانی است، اما کسی توان انجام کاری ندارد، به‌ویژه شرقیه؛ زیرا آنان بیش از همه نفع دارند که قاتل واقعی شناخته نشود تا مطالبه‌ی خون‌خواهی نکنند؛ چراکه از آن هم بزدل‌ترند.

این، به‌اختصار، روایت عملیات کشتن قحطانی به‌دست جولانی است، بدون ورود به جزئیات فراوان. نکات اصلی گفته شد تا تصویر عملیات برای همگان روشن شود.

پس نخستین کسانی که به قحطانی خیانت کردند، سربازان و امیرانِ عاملِ خودش بودند؛ با نیرنگ جولانی.

پرده ای از خیانت ابو محمد جولانی به اهل دعوت و جهاد و انقلاب سوریه (۱)

پرده ای از خیانت ابو محمد جولانی به اهل دعوت و جهاد و انقلاب سوریه (۱)

نویسنده: ابن‌الشرقیه

ترجمه: ابوهاجر خان آبادی

الحمدلله و الصلاة والسلام علی رسول‌الله

ابو عمر فلسطینی–سوئدی  کسی که مخزن اسرارِ «قحطانیِ عاملِ ائتلاف» بود و به شیوه‌ی «پایان مأموریت» که دستگاه‌های اطلاعاتی و باندهای مافیا به‌کار می‌برند، کشته شد.

 در حقیقت، عامل‌بودن قحطانی موضوع تازه‌ای نزد جولانی نیست. او در سال ۲۰۱۵ در جلسه‌ای از شورای شوری تصریح کرد که قحطانی عامل است؛ مطلبی که یکی از حاضران جلسه برای من نقل کرد. همان زمان جولانی «ابو جلیبیب» را مأمور کشتن قحطانی کرد. این حادثه شناخته‌شده است و نیازی به پرداختن به آن نیست.

وقتی قحطانی به شمال رسید، با جولانی نشست‌هایی داشت و پس از جلسات طولانی، ماهیت کار خود را برای او توضیح داد. جولانی با این کار موافقت کرد و بدین‌ترتیب عملیات علیه فرماندهان «تنظیم القاعده» آغاز شد؛ به‌گونه‌ای که بیشترشان به همان روش، از طریق پهپادهای آمریکایی و با واسطه‌ی قحطانی و هسته‌هایی در دستگاه امنیتی، کشته شدند. همه‌ی این‌ها با اطلاع جولانی بود و او از این روند خشنود بود، زیرا قحطانی راه انحراف را برایش هموار می‌کرد تا کسی باقی نماند که او را بازخواست کند؛ و همین‌گونه هم شد.

قحطانی شبکه‌ای بسیار قوی از عواملِ ائتلاف بنا کرد که عمدتاً از فرماندهان امنیتی هیئت تشکیل می‌شد؛ از جمله: ابو‌النور، ابو‌محجن، حکیم، ابو‌ترابِ رقه، رواد و افراد بسیار دیگر. حتی در پرونده‌ی ائتلاف و مستقل‌ها، از میان ده مسئول، ۹ نفرشان در این شبکه بودند.

این شبکه همان‌گونه که گفته شد کار خود را آغاز کرد و بیشتر فرماندهان القاعده را کشت؛ علاوه بر بغدادی و جانشینش در اطمه و نیز چند نام از داعش. همه‌ی این‌ها با برکت و چراغ سبز جولانی و از طریق شبکه‌ی قحطانی کشته شدند.

نکته‌ی مهم، تصمیم برای کودتا علیه جولانی بود که از سوی گردانندگان قحطانی صادر شد؛ با ضرورت عزل جولانی و سپردن رهبری به یکی از نزدیکان قحطانی مانند «مظهر» یا «زکور»، همراه با بازداشت جولانی و تعیین حدود.

این درز اطلاعات از طریق افسران ترک به جولانی رسید؛ افسرانی که جولانی ماهانه یک میلیون دلار و حتی بیش از آن به آنان می‌پرداخت تا ورودش به مناطق «درع» تسهیل شود. رابطه‌ای نزدیک میانشان برقرار بود و از مسیر برخی سازمان‌ها نیز این خبر را در برابر مبلغی کلان به او رساندند؛ چراکه اتاق اربیل که قحطانی برای آن کار می‌کرد، افسران روس هم در آن حضور داشتند. روس‌ها جولانی را می‌خواستند و قحطانیِ هم‌پیمانِ آمریکایی‌ها را نمی‌خواستند.

جولانی قحطانی را بازداشت کرد، اما همه‌ی فرماندهانِ عضو هسته‌های قحطانی را بازداشت نکرد؛ جز ابو‌محجن، ابو‌امیر کوسینا و خطاب الجبوری. در مقابل، حکیم، ابو‌تراب، رواد و ابو‌النور را بیرون از زندان نگه داشت.

پس از این بازداشت‌ها و گزارش‌هایی که از شکنجه شنیده می‌شد، هرج‌ومرجی در هیئت آغاز شد.

نقشه‌ی خبیثانه‌ی جولانی این بود که افراد بسیاری را که ارتباطی با پرونده‌ی عوامل نداشتند، بازداشت کند تا بر عوامل اصلی سرپوش بگذارد؛ همه را شکنجه کرد و سپس همه را آزاد نمود.

سپس جولانی با فرماندهان هسته‌های قحطانی نشست و با آنان توافق کرد که آزادشان کند و تبرئه‌شان نماید؛ در مقابل، آنان قحطانی را تحویل دهند تا جولانی بدون هیچ اعتراضی یا واکنشی او را بکشد.

بدین‌ترتیب ابو‌محجن، خطاب و کوسینا آزاد شدند و حکیم، ابو‌النور و رواد به کار بازگردانده شدند.

ضرورت رسیدگی قضایی به مواضع مولوی عبدالحمید از منظر مسئولیت شرعی، اجتماعی و حقوقی

ضرورت رسیدگی قضایی به مواضع مولوی عبدالحمید از منظر مسئولیت شرعی، اجتماعی و حقوقی

کاتب: صلاح الدین مجاهد

در زمان خلافت عمر بن خطاب رضی الله عنه یکی از اصحاب به نام قدامه بن مظعون رضی الله عنه به همراه جمعی دیگر مرتکب تأویلِ اشتباه در حد تحلیل شدند، خمر را برای خودشان حلال كردند، و اين فرموده ی الله تعالی را تأويل كردند كه می فرمايد: «لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (مائده/۹۳)، بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، گناهی به سبب آنچه نوشیده‌اند متوجّه آنان نیست، اگر بپرهیزند وایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند. بعد از آن بپرهیزند و ایمان داشته باشند. سپس، بپرهیزند و همه کارهای خود را نیکو کنند، و خداوند نیکوکاران را دوست ‌دارد.

«لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ» را این شخص اینگونه فهمیده بود و از این آیه به همراه دوستان خود چنین تأویل کرده بودند که هرکسی ایمان بیاورد و کارهای خوب انجام دهد و هوای خودش را داشته باشد دیگر اشکالی ندارد شراب بخورد؛ و اگر نوشیدنی های مست کننده مصرف کند برایش اشکالی ندارد. این ها تأویل کرده بودند و عمر ابتدا قصد گردن زدن آنها را داشت اما با مشورت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه اقامه ی حجت شدند و توبه کردند هر چند که حد شراب خوار (کسی که چیزهای مست کننده می خورد بر آن ها اجرا شد) با این حال به آنها اجاره داده نشد که هر سخنی را با نام شریعت بگویند.

به این شکل در هر جامعه‌ای که مدعی قانون‌مداری و حاکمیت نظم عمومی است، هیچ شخصی ــ صرف‌نظر از جایگاه مذهبی یا اجتماعی ــ فراتر از پاسخ‌گویی قانونی قرار نمی‌گیرد. اصل «مسئولیت در برابر پیامد گفتار و رفتار» هم در شریعت اسلامی پذیرفته شده و هم در حقوق عمومی.

در فقه اسلامی، گفتارِ عالم و خطیب، به دلیل اثرگذاری اجتماعی، مسئولیت مضاعف دارد. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: كَفَى بالمَرْءِ كَذِبًا أنْ يُحَدِّثَ بكُلِّ ما سَمِعَ.[۱] دروغگویی انسان همین کافی است که هر چیزی را که می شنود بازگو کند .

هر سخنی که در شرایط ملتهب اجتماعی موجب تهییج احساسات و تشویش اذهان عمومی و یا سوق‌دادن مردم به رفتارهای خارج از قانون و افتادن آنها در فتنه شود از منظر شرع و عقل، قابل مؤاخذه است؛ حتی اگر به‌صورت غیرمستقیم بیان شود.

در آشوب طلبی اخیر و جنگ مسلحانه ی شهری اغتشاشگران در دی ماه ۱۴۰۴  واقعیت‌های تلخی رخ داد، از جمله هتک حرمت قرآن کریم، آتش‌زدن قرآن و مساجد، تخریب اموال عمومی و قتل مسلمین و ناامنی اجتماعی.

بدیهی است که هرکس مستقیماً مرتکب این اعمال شده، مسئول مستقیم جرم است اما در عین حال، در حقوق و فقه، اصل «تسبیب» نیز وجود دارد؛ یعنی اگر سخن یا موضع‌گیری فردی بانفوذ زمینه‌ساز بروز این رفتارها شده باشد، قابل بررسی قضایی است.

علما نزد اهل‌سنت همواره مأمور به جمع‌کردن صفوف، کاهش فتنه و دفع شرّ اعظم بوده‌اند.

عبدالرحمن بن مهدي می گوید: شنیدم که الحسن البصری می گوید: إن الفتنة إذا أقبلت عرفها العالم، وإذا أدبرت عرفها كل جاهل.[۲]  این فتنه ی اغتشاشگران دی ماه که ابتدا با اعتراضات و شعارهای زیبای اقتصادی و معیشتی تزئین شده بود برای اهل علم آخرش مشخص بود چون فتنه هایی چون این را قبلا دیده بودند، اما بعد از تولید مجدد فتنه، هر جاهلی هم می دانست که این هیچ ربطی به اصلاح و شریعت ندارد.

در شرایطی که دشمنان کافر و محارب و اشغالگر خارجی چون صهیونیستها و آمریکا و مرتدین داخلی آشکارا از اغتشاش و بی‌ثباتی حمایت می‌کنند، هر سخنی که حتی ناخواسته در همان مسیر تفسیر شود، نیازمند پاسخ‌گویی روشن و بررسی مسئولانه است.

ما اهل دعوت و جهاد و تمام مومنین شریعت گرای اهل سنت و جماعت ایران که عده ای از عزیرانمان در این فتنه و اغتشاشات به صورت تصادفی کشته شده یا صدمه دیده اند خواهان نه تسویه‌حساب شخصی هستیم، نه تحریک مردم و نه صدور حکم رسانه‌ای بلکه مطالبه ما رسیدگی قضایی عادلانه و شفاف بر اساس شریعت الله و فقه اهل سنت و جماعت است تا روشن شود آیا مواضع بیان‌شده امثال مولوی عبدالحمید مصداق تهییج و تسبیب بوده یا خیر و مرز میان «نقد»، «بیان نظر» و «تحریک به اغتشاش» مشخص گردد و اعتماد عمومی به قانون و عدالت حفظ شود.

ما اهل سنت بر این باوریم اگر جامعه اسلامی در برابر سخنان اثرگذار و پیامدهای آن سکوت مطلق کند، راه برای تکرار فتنه هموار می‌شود و اگر رسیدگی قانونی، منصفانه و بدون پیش‌داوری انجام گیرد، هم حق افراد محفوظ می‌ماند و هم حرمت دین، مسجد و قرآن صیانت می‌شود.


[۱]  مسلم ۵

[۲]  أخرجه أبو نعيم في «الحلية» (٩/٢٤) .