جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

این روزها که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران وجود دارد، مومنین به صورت عام اگر چه عده ای از آنها آشکارا در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگرفته اند اما آشکارا و به صورت موازی بر علیه آمریکا و صهیونیستها بوده اند و سعی کرده اند سخنی نگویند یا کار یانجام ندهند که در این جنگ به جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی کمکی شود.

این منهج اهل سنت و جماعت در طول تمام تاریخ آن است که از هر دارالاسلام و مسلمانی بر علیه هر کافر محاربی دفاع می کنند، فرق ندارد این دارالاسلام توسط فقه مذهبی آنها اداره شود یا فقه اسلامی دیگری و فرق ندارد این مسلمان یکی از هم مذهبی های آنها باشد یا مذهب اسلامی دیگری داشته باشد، مهم این است که مسلمان باشد.

از زمان ابن تیمه رحمه الله و هم اکنون نیز یکی از بزرگترین انحرافات جریان جاهلین و دین فروشان، ترویج این ادعاست که «دین یهود از مذهب شیعیان بهتر است». این سخن در حالی مطرح می‌شود که در همان سالها نه تنها ابن تیمیه رحمه الله بلکه قبل و بعد از او نیز تمام ائمه و بزرگان اهل سنت و جماعت میزان فاسد بودن این سخن را آشکار کرده اند.

واضح است هم اکنون، این نوع مرزبندی‌های فاسد و کاذب، تنها برای ضربه زدن به اینهمه حمایت جهانی مسلمین از دارالاسلام ایران در برابر کفار  محارب خارجی و جهت ایجاد جنگ داخلی در امت اسلام و منحرف کردن افکار عمومی از دشمنان اصلی آمریکائی و صهیونیستی طراحی شده است.

همین نجدی های رسانه ای چون مجریان شبکه ی کلمه را می بینیم که با وقاحت تمام، استعانت از کفارغربی و بخصوص نیروهای نظامی آمریکا و ناتو اسرائیل را برای جنگ با دارالاسلام ایران جایز می‌شمارند. آن‌ها حضور ارتش‌های کفار محارب و اشغالگر در سرزمین‌های اسلامی را تحت عناوین فقهی توجیه می‌کنند تا بقای تخت و تاج خائنین به دین و ملت اسلامی را تضمین کنند. از نظر آن‌ها، حتی بمباران مسلمانان ایران و یمن و فلسطین و سومالی و مالی و … توسط هواپیماهای کفار محارب و مزدوران اماراتی و سعودی و امثالهم «جهاد» محسوب می‌شود.

این جریان هرگونه قیام علیه حاکمان سکولار و دست نشانده و کفار محارب و اشغالگر خارجی را «خروج» نامیده و مبارزان را «خوارج» خطاب می‌کنند. آن‌ها میان کسی که علیه اسلام شورش کرده و کسی که علیه  آمریکا و مزدوران آمریکا قد علم کرده، تفاوتی قائل نمی‌شوند. هدف آن‌ها از این نام‌گذاری، مشروعیت بخشیدن به قتل‌عام جوانان مؤمن و ساکت کردن هرگونه فریاد عدالت‌خواهی است.

افرادی مانند «محیسنی و مُلافتاحی و عطون و سیاف و محقق» و امثال آنها کسانی هستند که در مقاطعی با فتاوای مشکوک، جنگ میان گروه‌های اسلامی را برافروختند و عملاً در زمین بازی سازمان‌های جاسوسی غربی بازی کردند. این «دجالان به روز شده» با استفاده از مفاهیم دینی، جوانان را به مسلخ جنگ‌های نیابتی می‌برند که خروجی آن تنها تقویت جبهه آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار محارب و تضعیف توان امت اسلام است.

آن‌ها واقعیت حاکمان خود را پنهان می‌کنند. حاکمانی که در ظاهر ادعای «خادم‌الحرمین» بودن دارند، اما در حقیقت مزدوران گوش‌به‌فرمانی هستند که تمام سیاست‌های خود را با واشنگتن تنظیم می‌کنند و سگ‌های شکاری و «گاوهای شیرده» برای کفار محارب هستند که تنها ابزاری برای تأمین امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی آمریکا و غرب در منطقه هستند.

در اینص ورت یم توانیم بگوئیم که هدف جریان نجدیت رسانه ای و مفتیان وابسته به آل‌سلول از تهاجم به تشیع در چنین وضعیت جنگی و تحریف سخنان بزرگان دین در مورد تشیع تنها جهت ایجاد تفرقه، توجیه اشغالگری و توحش کفار امریکائی و صهیونیستی و تقدیس خیانت دولتهای خائن در خدمت به این کفار محارب است.

اگر به دقت نگاه کنیم، اینها سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان هستند، و در مواردی سود اینها برای کفار محارب در فریب مسلمین بسیار بیشتر از هزاران رسانه ی سکولاری است که برای سکولاریسم دعوت می دهند.

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اجازه دهید نگاهی به بخشی از وضعیت کنونی سوریه بیندازیم:

  • در حالی که شیوخ باند جولانی به آداب حیض و نفاس و دستشویی مشغول شده اند
  • و یا در حال مشغول کردن مسلمین به مسلمین با اختلافات ریز فقهی هستند،
  • و در حالی که ملا فتاحی به مسائل تاریخی آشفته و آلوده ی متعلق به غلاه شیعه و منحرفین میان شیعیان جعفری و حکومت‌های مختلف موجود در ایران خودش را مشغول کرده
  • صهیونیستها در حال اشغال بیشتر سوریه و اذیت و آزار مسلمین آنجا هستند.

امروز هم یک واحد نظامی وابسته به کفار محارب و اشغالگر رژیم صهیونیستی، متشکل از ۱۰ خودروی نظامی، وارد منطقه جباتا الخشب در حومه استان قنیطره شده است.

نیروهای مهاجم کفار محارب پس از ورود به این منطقه، به منازل مسلمین غیر نظامی اهل سنت یورش برده و اقدام به تفتیش خانه‌ها کرده‌اند.

سکوت خفت بار باند جولانی از جمله ملا فتاحی در برابر این کفار محارب و اشغالگر صهیونیست چه معنی دارد؟

در زمان حمله آمریکا و صهیونیستها به ایران هم باند جولانی خودشان را برجسته کردن اختلافات فقهی و تاریخی با ایران مشغول کرده بودند و به این شکل در جبهه ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی قرار گفته بودند.

آیا هنوز متوجه نیستید که با چه موجوداتی طرفیم؟

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

به قلم: کارزان شکاک

از همان ابتدا و در جنگهائی که گروههای خائن و جاسوسی چون باند جولانی بر تنظیم دولة در سوریه تحمیل کردند و از همان ابتدا دیدیم که همین باند جولانی با مرتدین حزب کارگران اوجالان ( PKK-PYDقسد) جبهه ای مشترک بر علیه تنظیم دولة به وجود آوردند تا به اینجا رسیده اند که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا جهت جنگ با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها پیوسته اند و مرتدین ( PKK-PYDقسد) با باند جولانی هم صف و هم جبهه ی و متحد و یکی و برادران آشکار شده اند، میزان خیانت و جنایت این باند خائن به تدریج برای همگان روشن شده است هر چند که در همان ابتدا چهره ی این مرتدین برای حکمای اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود.  

این انحراف در نهایت به نتیجه ای رسید که همه انتضارش را داشتیم: تولید صهیونیست عرب دیگری در سوریه و پرورش مزدوری جهت حفظ منافع آمریکا و غرب در سوریه.

بر این اساس و به تدریج حیطه ی فاعلیت مریدان و باند این جریان خائن نیز تغییر پیدا کرد و در برهه‌ای که چشمان جهان اسلام به ظلم بی‌امان اشغالگران و مظلومیت مردمان تحت ستم دوخته شده است، شاهد ظهور و تداوم رویکردهایی هستیم که بیش از آنکه مرهمی بر زخم‌ها باشند، خود به عاملی برای تفرقه و انحراف تبدیل شده‌اند.

شیوخ دین‌فروش که تحت لوای جولانی فعالیت می‌کنند، امروز بیش از آنکه به مقابله با دشمنان اصلی امت اسلام بپردازند، تمام توان و وقت خود را صرف امر و نهی مردم از موسیقی و دخالت در آداب شخصی و مسائل جزئی زندگی خصوصی آنان کرده‌اند. در حالی که جهان اسلام و به ویژه مردم سوریه، قربانی توطئه‌های بین‌المللی و تجاوزات خارجی هستند، این جریان به جای بسیج امکانات برای مقابله با اشغالگران کافر محارب آمریکائی – صهیونی، به وضع قوانین سفت و سخت در مورد لذت‌های مشروع و سلیقه‌های فردی مشغول است.

آنچه بیش از همه جای تأمل دارد، سکوت و بی‌تفاوتی محض این جریان نسبت به اشغالگران آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در شرایطی که آرمان فلسطین در معرض بزرگترین تهدیدات قرار دارد و مردم مظلوم غزه، هر روز زیر بمباران و محاصره، در خون خود غوطه می‌خورند، هیچ خبری از موضع‌گیری قاطع، حمایت عملی یا حتی محکومیت جدی از سوی این شیوخ و رهبران نیست. این بی‌عملی، این شبهه را تقویت می‌کند که گویا آرمان مقدس فلسطین و سرنوشت مظلومان غزه، به راحتی به آمریکا و صهیونیست‌ها فروخته شده است.

این رویکرد نه تنها نشان‌دهنده اولویت‌های وارونه و گمراهی از مسیر اصلی مبارزه است، بلکه با فداکاری‌ها و خون‌هایی که برای آزادی و عزت ریخته شده، در تناقض آشکار قرار دارد.

 وقتی ده سال از عمر و خون یک انقلاب برای رسیدن به اهدافی والا صرف می‌شود و در نهایت شاهد بازگشت به نقطه صفر و تکرار همان الگوهای حکومتی هستیم که هدف اعتراض بودند، این سوال مطرح می‌شود که گناه مهاجرین و انصارسوریه و عموم مردم این سرزمین چیست که باید تاوان چنین تجربه‌های بی‌ثمر و پرهزینه‌ای را بپردازند.

 اگر قرار بر این بود که پایان کار چنین باشد، قطعا از بسیاری فداکاری‌ها، خون‌ها و مجازات‌ها جلوگیری می‌شد و سرنوشت مردم جور دیگری رقم می‌خورد اما ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو چیزی جز این نیست و در هر سرزمینی و در هر تاریخی پیاده شود نتیجه یکی است.

جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

سال‌هاست که دسته ای از کسانی که خود را جزو اهل دعوت و جهاد می دانند و یا در لباس تحلیل‌گران خود را نشان داده اند، هرگونه عقب‌نشینی و انحراف از اصول شریعت مقدس اسلام را به حساب مصلحت گذاشته و توجیه می‌کردند که شرایط جاری، چنین اقتضایی دارد.

 این رویکرد تساهل‌آمیز، در مراحل مختلفی از تحولات سوریه، از تقسیم قدرت با آنچه جنایتکاران رژیم اسد خوانده می‌شدند تا همکاری با ائتلاف آمریکائی که به شهادت بسیاری از مجاهدین انجامید، مشاهده شد. در تمامی این مراحل، توجیهاتی از قبیل جلوگیری از دشمن‌تراشی بیشتر یا ناچاری در سازگاری با واقعیت‌ها مطرح می‌گردید و بسیاری از دلسوزان و منتقدان، سکوت اختیار کرده یا توجیهات را می‌پذیرفتند، شاید به امید اینکه این مصلحت‌اندیشی‌ها در نهایت به خیر و صلاح امت منجر شود.

اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از هرگونه مصلحت قابل توجیهی است که پیشتر به آن استناد می‌شد. درد اصلی اینجاست که نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌ها و مشاهدات، خود جولانی، در مجالس منکر و فحشا حضور پیدا می‌کند و با کمال جسارت، نظاره‌گر آن است. اینجاست که دیگر سخن از مصلحت‌گرایی، برای بسیاری از ناظران و حتی پیروان سابق، قابل درک و پذیرش نیست و این اقدامات، ماهیت مصلحت را به خیانت و همدستی تغییر می‌دهد.

این تحولات، پرسش‌های جدی و اساسی را در اذهان عمومی شکل می‌دهد. شیوخ دین‌فروش و مبلغان دینی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که از ابتدا تا کنون پشتیبان این جریان بوده اند و برای توجیه اقدامات رهبران خود، دست به تأویل و تلبیس می‌زده اند، امروز چگونه می‌توانند چنین رویکردهایی را توجیه کنند؟

 این اقدامات نه تنها با آرمان‌های اولیه جهاد و انقلاب و خون‌های ریخته شده در تعارض است، بلکه به وضوح نشان می‌دهد که اولویت‌های این جریان از دفاع از شریعت و امت، به سوی حفظ قدرت و سازش‌های کفر آمیز با کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها تغییر یافته است.

این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری در مواضع و محکومیت این  خیانت آشکار  را گوشزد می‌کند.

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

در این آتش بس نمایشی که آمریکا التماس آنرا از دارالاسلام ایران می کرد و اخیرا به صورت یکجانبه این آتش بس جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش را تمدید کرده دیدیم که جولانی به امارات متحده ی صهیونی مسافرتی داشت تا در مورد مسائل امنیتی و… با این حاکم دست نشانده تمدید اتحاد خائنانه داشته باشد که هر دوی آنها ارباب مشترکی دارند.

ای پیروان جولانی مرتد و ای کسانی که در رکاب او، سال‌هاست دم از جهاد، شریعت و عزت مسلمین می‌زنید، بیایید تا امروز، در آستانه مسئولیت تاریخی و در محضر حقایق آشکار، با یکدیگر صادق باشیم.

شما بودید که با ادعاهای بزرگ و شعارهای کوبنده از برپایی دولت اسلامی و حاکمیت شریعت، مسلمین جهادگر و شریعت‌مدار را از چهار گوشه جهان فراخواندید. شما بودید که جهاد را تنها راه عزت امت، آزادی مقدسات و رفع ظلم از مظلومین می‌دانستید.

در کتب الهی و سنت نبوی، جهاد فی سبیل الله به وضوح تبیین شده است؛ جهادی که برای اعلای کلمه حق، رهایی سرزمین‌های اسلامی از اشغال، و نجات مظلومان از چنگال ظالمان است. قرآن کریم بر عدم به سرپرستی گرفتن دشمنان دین و امت تأکید می‌ورزد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/۱)

احادیث نبوی نیز همواره بر وحدت امت، پایداری در برابر کفر و نفاق، و اهمیت سرزمین شام و بخصوص قدس شریف به عنوان قبله اول مسلمین و جایگاه معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم تأکید داشته‌اند.

این بود آن همه ادعا، آن همه فراخوان و آن همه شعار. اما امروز می‌پرسیم: «چی شد؟» چه بر سر آن عزم جزم، آن پایبندی به شریعت و آن هدف والای آزادی قدس آمد؟ آیا این بود نتیجه آن همه فداکاری و خون‌های ریخته شده؟

وقتی که شاهدیم نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌های موثق، رهبر شما، جولانی، در مجالس گناه و فحشا حضور پیدا کرده و نظاره‌گر آن است و جولانی در کنار طاغوتهای مرتدی چون بن زاید قرار دارد؛ و زمانی که می‌بینیم شما، در سکوت مطلق، نظاره‌گر ظلم و ستم بی‌امان به برادران و خواهرانمان در فلسطین و غزه هستید و هیچ موضع قاطع و عملی در برابر اشغالگران آمریکایی و رژیم صهیونیستی اتخاذ نمی‌کنید، دیگر چگونه می‌توان سخن از جهاد فی سبیل الله و شریعت‌مداری به میان آورد؟

ما از شما می‌پرسیم: آیا می‌شود با آمریکا و اسرائیل و بن زاید و حاکمان مرتد اردن و ترکیه و مصر و بحرین و آذربایجان، قدس را آزاد کرد؟! آیا می‌توان با چشم‌پوشی از اوامر صریح قرآن و سنت در مورد عدم یاری‌جستن از دشمنان و نادیده گرفتن سرنوشت قدس، همچنان ادعای پیروی از شریعت و رهبری امت را داشت؟ شیوخ دین‌فروش و مبلغان وابسته که برای توجیه این تناقضات آشکار به تلبیس و تأویل می‌پردازند، در برابر تاریخ و در پیشگاه خداوند چه پاسخی خواهند داشت؟

حقیقت تلخ اینجاست که این مسیر، نه مسیر جهاد است و نه راه تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزادی سرزمین شام و آزادی قدس، بلکه راهی است که به تولید صهیونیست عربی جدید و حافظ مرزهای صهیونیستها و منافع آمریکا و غربی ها و انحراف و خیانت آشکار ختم می‌شود.

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

به قلم: کیوان مریوانی

اگر دارالاسلام ایران تهدید کرده که اگر آمریکایی های کافر محارب از طریق زمینی حمله ای به دارالاسلام ایران داشته باشند علاوه بر نابودی آنها، امارات و بحرین را از طریق جنگ زمینی آزاد می کنند باید بدانید که دلیل اینهمه رک گویی چیست؟

بله، زمانی که سازمان پخش اسراییل اعلام کرد: «نتانیاهو از ترس جان خود، در مراسم افروختن مشعل، جلیقه ضدگلوله بر تن کرده بود.»

و روزنامه «یدیعوت آحارونوت» نیز نوشت: «از بیم انتقام ایران، در هفته‌های اخیر تدابیر امنیتی در اطراف او به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.»

این صهیونیستهای هرب هم که بخشی از جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی هستند باید بیشتر نتانیابو از انتقام مومنین اهل دعوت و جهاد بترسند.

امروز سفیر امارات در اراضی اشغالی با انتشار تصاویری از حضور خود در مراسم روز نکبت، که توسط صهیونیست‌ها روز استقلال اسرائیل خوانده می‌شود نوشت:

” تشکر از هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل بابت استقبال گرم به مناسبت روز استقلال؛ شرکت در این جشن برای ششمین بار افتخار بزرگی است.”

ای ننگ بر شما که از نسل عبدالله بن ابی سلول هستید و همین کفار خارجی شما را بر سرنوشت مسلمین مسلط کرده اند.

منتظر بمانید که جولانی خائن در سوریه هم روابط سوریه با صهیونیستها را به حد امارات و بحرین و آل سعود و اردن و امثالهم در آورد.

سقوط غیرت و دیاثت سیاسی گروه منافقین در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ بر دارالاسلام ایران

سقوط غیرت و دیاثت سیاسی گروه منافقین در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ بر دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

اینکه کسی چون موشه رضا پهلوی که همسرش دو ماه و در سه کشور با یک پورن استار به تفریح و… می رود برایش دیاثت سیاسی و خیانت به دین و ملت عادی است و برای او سایر احزاب سکولار و مرتد که تحت عنوان اپوزیسیون ایران از آنها نام برده می شود نیز عادی است که در کنار کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار بگیرند؛ اما گروه منافقین که در شبکه هائی چون کلمه و … و با ظاهری اسلامی در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند تحت چه عنوانی نام برده می شوند؟

سقوط غیرت و «دیاثت سیاسی» بهترین عنوان برای گروه منافقینی است که در ظاهر ادای مسلمین را در می آورند اما عملا در جبهه ی دشمنان دارالاسلام ایران قرار گرفته اند.

بله، همچون دوران اشغال اندلس توسط کفار نصرانی  و واکنش گروه منافقین متعلق به قبایل ملوط طوائفی و همچون دوران اشغال سرزمینهای ترکستان و ماوراء النهر و خراسان بزرگ و ایران توسط  کفار سکولار مغول و همسوئی گروه منافقین با آنها چون محمود یلواج و دیگران با آنها، تاریخ بار دیگر شاهد ظهور چهره‌ هائی است که جهت خدمت به دشمنان دارالاسلام ایران نه تنها بر خون‌های ریخته شده، بلکه بر آرمان‌های اصیل اسلامی و ملی پا می‌گذارند. مجریان خائن و مرتد شبکه ی کلمه امروز نقاب از چهره برداشته و با وقاحتی تمام، سخن از «بی‌طرفی» و «تماشاچی بودن» به میان می‌آورند در حالی که تمام تبلیغات آنها به ضرر دارالاسلام ایران است و حتی افرادی چون ترشابی و کیانی و خدمتی آشکارا از دیوث کاملی چون موشه رضا پهلوی دفاع می کنندو برای او تبلیغ می کنند.

عده ای از گروه منافقین آشکار شده در شبکه ی کلمه در حالی دم از بی طرفی می‌زنند که توحش آمریکائی ها و صهیونیستها خاک دارالاسلام ایران را به خاک و خون کشیده است. کدام دلیل، چه اسلامی و چه سکولار، اجازه می‌دهد که خاک کشورش تحت ضربات مرگبار دشمنان خارجی باشد و مدعی دلسوزی برای مردم و کشور، سخن از «بی طرفی و دوری از جنگ» بزند؟ این نه تدبیر سیاسی، بلکه «دیاثت سیاسی» و خیانت به تمام معناست.

زمانی که جبهه واحد «دارالاسلام» از ایران و جنوب لبنان گرفته تا دلاوران یمن و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین خود گرفته‌ بودند و لرزه بر اندام این غده سرطانی و آمریکای وحشی و غلامان مرتد آنها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن انداخته‌ بودند، این بی غیرتان و دیوثهای سیاسی به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تل‌آویو و واشنگتن و مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی می‌فرستادند. آنها ثابت کرده اند که توحید نجدیت آل سعود و شعارهای بی اساس آنها در مبارزه با بدعتها و خرافات و…، تنها برای تولید تفرق بیشتر در میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید جنگ داخلی در میان مسلمین و در نهایت تقویت جبهه ی کفار محارب متحد بوده است .

ای گروه منافقین آشکار شده، اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجودتان باقی مانده بود، امروز باید تمام قوای خود را برای جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و انجام فرض عین جهاد با این کفار محارب بسیج می‌کردید نه برای حمله به دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت همسو با آن. اگر اسلام را نمی‌فهمید، دست‌کم به اندازه یک «سکولار میهن‌پرست» غیرت داشته باشید و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی دلسوزی برای آن هستید دفاع کنید و نشان دهید با ربع پهلوی در بخشی از دیاثت یا هر دو بخش آن فرق دارید.

خجالت بکشید، چطور می توانید از بازسازی اقتصاد و بهبود رفاه مردم صحبت کنید در حالی که دشمن کافر محارب زیر ساختهای همین ملت را مورد حمله قرار می داد و حتی تهدید می کرد ایران به عصر حجر بر می گرداند . ای ننگ و نفرین بر شماها باد .

این نشان می‌دهد که تمام شعارهای شبه اسلامی و شبه توحیدی شماها  همواره برای«معامله» با دشمنان اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام ایران بوده است.

ای مجریان خائن شبکه ی «کلمه» بدانید که تاریخ و اهل سنت و جماعت، این ننگ را فراموش نخواهند کرد. کسی که در برابر اشغالگری آشکار آمریکائی ها صو صهیونیستها سکوت می‌کنند و هم‌زمان به نیروهای مبارز پشت می‌کنند یا حتی با این نیروهای مبارز وارد جنگ روانی شده اند، نه تنها غیرت اسلامی ندارد، بلکه از کمترین اصول اسلامی و ملی نیز تهی هستند.

اهل دعوت و جهاد بودن، مردان میدان و غیرت مصعبی و بلالی و ابوبکری و علوی و عمری می‌طلبد، نه منافقانی که با دین و خون مردم و خاک خود تجارت می‌کنند.

 شبکه کلمه، تریبون سکولاریسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تحت سایه حمایت‌های غربی

 شبکه کلمه، تریبون سکولاریسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تحت سایه حمایت‌های غربی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

برای اهل دعوت و آگاهان به منهج اهل سنت و جماعت سالهاست و امروز بر همگان و حتی کم هوشان نیز روشن شده است که جریان‌های رسانه‌ای ماهواره ای موجود در دارالکفرهای محارب غربی مدعی دفاع از حقوق اهل سنت، به ویژه «شبکه کلمه»، از مسیر دعوت دینی خارج شده و به ابزاری برای پیشبرد اهداف احزاب سکولار، جریان‌های ملحد و بازماندگان رژیم پهلوی تبدیل شده‌اند. این شبکه اکنون نه یک رسانه مذهبی، بلکه تریبونی برای هماهنگی میان دشمنان قسم‌خورده اسلام و پروژه‌های آمریکایی-صهیونیستی در منطقه است.

شبکه کلمه به وضوح به پناهگاهی برای احزاب ملحد و ملی‌گرایان افراطی تبدیل شده است. همنوایی این شبکه با جریان پهلوی که پیوندهای عمیق و تاریخی آن با محافل صهیونیستی بر کسی پوشیده نیست نشان‌دهنده یک انحراف خطرناک است. شرم‌آور است که رسانه‌ای با نام اسلام، فرش قرمز خود را برای کسانی پهن می‌کند که اساساً با حاکمیت دین و احکام الهی در ستیزند.

بررسی دقیق محتوای شبکه کلمه نشان‌دهنده یک هماهنگی کامل و مهندسی‌شده با مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی است. این همسویی در راستای یک نقشه سیاسی بزرگتر برای تضعیف اقتدار امت اسلامی در برابر غرب طراحی شده است. شبکه کلمه به عنوان بازوی رسانه‌ای، مواضعی را ترویج می‌کند که مستقیماً در راستای تفرقه و تضعیف صفوف مسلمانان است.

یکی از بزرگترین لکه‌های ننگ بر کارنامه مدعیان کنونی، سکوت ذلیلانه در برابر حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به سرزمین‌های اسلامی است. عدم محکومیت صریح جنایات صهیونیست‌ها همراه با فتوای فرض عین بودن جهاد با این کفار محارب خارجی، ریشه در همان تمایلاتی دارد که در چند سال اخیر به وضوح دیده شده است؛ تمایل به سازش و تسلیم ذلیلانه در برابر نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا.

این جریان که روزی مدعی پیروی از سلف صالح بود، اکنون به دنبال استقرار دموکراسی غربی و سکولاریسم در بلاد اسلامی است. آن‌ها به جای عزت بخشیدن به مسلمانان، به دنبال جلب رضایت کاخ سفید و تل‌آویو هستند اما همه ی اهل تحقیق می دانند هرگاه رهبران مذهبی به دامن سکولاریسم و قدرت‌های استعماری پناه برده‌اند، نتیجه‌ای جز ذلت و نابودی برای پیروان خود به بار نیاورده‌اند.

شبکه کلمه و همفکران سیاسی‌شان در داخل، قطعات یک پازل هستند که هدف نهایی آن استحاله هویت اسلامی و تبدیل کردن جامعه مسلمان به پیاده‌نظام جریان‌های سکولار و موشه ربع پهلوی سکولار و مرتد و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی است.

 سکوت در برابر دشمنان خارجی و تاختن بر ارزش‌های داخلی، نشانه بارز انحراف از مسیر حق و سقوط در دام فتنه‌ای است که ریشه در واشنگتن و اتاق‌فکرهای صهیونیستی دارد.

مدال بندگی بر گردن خیانت جولانی و باندش در سوریه

مدال بندگی بر گردن خیانت جولانی و باندش در سوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

بشارت و مژده‌ای که «عبدالرازق المهدی» و هم‌فکران او از آن دم می زدند، در ترازوی قرآن و سنت، نه یک پیروزی، بلکه سندی بر انحراف و هم‌سویی با جبهه آمریکا و غرب و صهیونیستها بود که در پیوستن رسمی باند جولانی به جبهه ی مبارزه با تروریسم تحت پرچم آمریکا خودش را نشان داد.  

جناب شیخ و کسانی که برای لغو تحریم‌های آمریکا و غرب پایکوبی می‌کنند، گویا آیه صریح قرآن را به فراموشی سپرده‌اند که می‌فرماید:وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/ ۱۲۰) و هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد، تا زمانی که از آیین (و خواسته‌های) آن‌ها پیروی کنی.

خروج «تحریرالشام» و «جبهه النصره» از لیست تروریستی آمریکا به این معناست که این گروه‌ها اکنون به ابزاری بی‌خطر و حتی مفید برای پیاده‌سازی نقشه‌های استکبار در منطقه تبدیل شده‌اند. رضایت آمریکا و اسرائیل از یک گروه مدعی اسلام، بزرگترین توهین به شرافت آن گروه است.

خروج از لیست تحریم به معنای «تغییر ماهیت» غرب نیست، بلکه به معنای «تغییر رفتار» این گروه‌هاست. کفر زمانی از مدعیان شریعت راضی می‌شود که تیزیِ شمشیرشان به جای سینه صهیونیست‌ها، به سمت برادران مسلمان و جبهه مقاومت کج شود و شریعت را وجه‌المصالحه قرار داده و در زمین بازی «سیاست‌های دیکته‌شده غرب» بازی کنند و به جای مبارزه با اشغالگران کافر محارب، به «نگهبانان مرزی» برای منافع آمریکا و متحدانش و بخصوص صهیونیستها تبدیل شوند.

علمایی که به جای تکیه بر «حبل‌الله» و «مومنین»، به «طناب پوسیده آمریکا» و «مرتدین و منحرفین داخلی» دل خوش کرده‌اند، لغو تحریم توسط دشمنان خدا را «مژده» می‌نامند در حالی که خون هزاران مسلمان در فتنه ایجاد شده توسط همین دشمنان بر زمین ریخته است؛ این مژده نیست، بلکه مزد خوش‌خدمتی به جبهه کفر است.

لازم است از خود بپرسیم چرا امارت اسلامی افغانستان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و القاعده و … همچنان در لیست تحریم هستند؟ چون این گروه‌ها هنوز بر سر آرمان‌های اصیل خود یعنی «استقلال از غرب» و «مبارزه با صهیونیسم» ایستاده‌اند.

  • امارت اسلامی افغانستان چون حاضر نشد تحت قیمومیتِ فرهنگی و نظامی غرب بماند.
  • حماس و جهاد اسلامی و حزب الله و سپاه پاسداران ایران چون لرزه بر اندام امنیتِ اسرائیل انداخته‌اند
  •  القاعده و هر جریانی که عمق استراتژیک آمریکا را هدف قرار دهد، دشمن است.

اما جولانی و باندش، با نشان دادن چراغ سبز به سازمان‌های اطلاعاتی غرب، ثابت کردند که «دشمن خانگی» هستند و غرب برای ضربه زدن به محور اصیل مقاومت اسلامی، به آن‌ها نیاز دارد.

در این صورت برای همه روشن شد که خروج از لیست تحریم‌های آمریکا، «مُهر تایید شیطان» بر کارنامه این گروه‌های دست نشانده است. طبق منهج قرآن، هرگاه دیدید کفر جهانی از شما راضی است، در ایمان خود شک کنید.

تفاوت میان «مجاهد واقعی» و «مزدور دست نشانده» در همین لیست‌ها مشخص می‌شود؛ جایی که شجاعان تحریم می‌شوند و سازش‌کاران تشویق.

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

به قلم: خالد هورامی

زمانی که از نجدیت صحبت می کنیم یعنی تفکرات و برداشتهای شیخ محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله که توسط پیروان شیخ محمد بن عبدالوهاب تحت عنوان «الدعوة النجدیة» شناخته می شود و ما از آن تحت عنوان «نجدیت» از آن نام می بریم هر چند سایر مسلمین از این تفکر تحت عنوان وهابیت و عده ای از پیروان تفکر نجدیت هم از خود تحت عنوان سلفی نام می برند.

تفکر نجدیت دارای آراء شاذ و منحصری هم در تعریف بعضی از مفاهیم و مصطلحات شرعی هست که سابقه ای در منهج اهل سنت و جماعت ندارد؛ به عنوان مثال از زمان ظهور محمد بن عبدالوهاب در نجد و ترویج این ایده انحرافی که «اکثریت مسلمانان مشرک هستند»، جهان اسلام جز تفرقه، جنگ داخلی و تضعیف قدرت مسلمین ثمره‌ای ندیده است. این تفکر که با برچسب «مشرک» و «قبوری» به اهل‌قبله، خون مسلمانان را مباح شمرد، نه تنها خدمتی به توحید نکرد، بلکه همواره جاده‌صاف‌کن کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی برای سلطه بر سرزمین‌های اسلامی بوده است.

تاریخ گواهی می‌دهد که تفکر نجدی هرگز به تنهایی و بر اساس مقبولیت در میان امت اسلامی رشد نکرد. آل‌سعود با حمایت مستقیم انگلیس و برای درهم‌شکستن قدرت امپراطوری و ایجاد تفرقه در قلب جزیرةالعرب بر سر کار آمد. امروز نیز می‌بینیم که خروجی آن تفکر، نه یک حاکمیت مقتدر اسلامی، بلکه دولتی است که در خدمت منافع آمریکا و صهیونیسم و سایر کفار محارب غربی قرار دارد. آن‌ها هرگز نتوانستند یک «الگوی حکمرانی قرآنی» ارائه دهند، زیرا ریشه‌ی فکر آن‌ها با سنت نبوی و آراء ائمه‌ی اهل‌سنت و جماعت در تضاد است.

تفاوت میان «حق» و «باطل» را می‌توان در میدان عمل دید:

  •  در افغانستان می‌بینیم که پیروان مذهب حنفی (به عنوان یک مذهب اصیل و ریشه‌دار) توانستند حکومت تشکیل دهند و در برابر اشغالگران بایستند.
  • در ایران هم شاخه ای از مذهب جعفری (دوازده امامی) موفق شد حاکمیتی مقتدر و مستقل ایجاد کند که دهه‌ها در برابر کل جبهه کفر ایستادگی کرده است.

اما نجدی‌ها چه کردند؟ هر جا قدرتی موقتی به دست این تفکر افتاد (مانند زمان شیخ محمد بن عبدالوهاب و داعش در عراق و شام و..)، یکی از هنرهای بزرگشان مشرک و نامیدن مسلمین و تکفیر نابجای اهل قبله و سر بریدن مسلمانان، تخریب مساجد و اماکن مذهبی مسلمین به بهانه وجود چند مسلمان مخالف آنها و یا حتی به بهانه ی وجود چند نمازگذار حکومتی خائن یا مرتد، و باز کردن جبهات مختلف و در نهایت ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد و جدا کردن مسلمین از مجاهدین و تقویت جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و حاکمیت این مرتدین بر مسلمین بوده است. در واقع آن‌ها به جای تمرکز مبارزه بر اشغالگران کافر محارب خارجی و مرتدین داخلی، به جان «اهل قبله» افتاده اند.

کسی که از تاریخ و منهج نجدیت خبر داشته باشد می داند که داعش نسخه‌ی به‌روز شده‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب است. آن‌ها در حالی که ادعای جهاد داشتند، بیشترین ضربه را به بدنه اهل‌سنت زدند. جنایات آن‌ها علیه صوفیه، شیعه و حتی علمای سنتی اهل‌سنت به بهانه‌ی «شرک» و «قبرپرستی» و مشرک بودن، بزرگترین خدمت به دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و مرتدین سکولار داخلی بود. دردآور اینجاست که این گروه‌ها در حالی مسلمانان را مشرک می‌خوانند و به ناحق آنها را مرتد معرفی می کنند که با حکام سکولار و مشرکین اصلی که ثروت‌های مسلمین را به تاراج می‌برند، تقابل بسیار کمتری دارند و حتی مدخلی ها و جامی ها در کنار این کفار سکولار اصلی هستند. غیر از موجوداتی که در اختیار حکام آل سعود و امارات و … هستند فقط کافی است به جولانی در سوریه و باند نجدیت آن نگاهی بیندازید.

تفکر نجدی از آن جهت محکوم به شکست است که با نص صریح قرآن که بر دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و بر برادری ایمانی میان مومنین تأکید دارد، در تضاد است. ائمه‌ی بزرگ اهل‌سنت چون ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل رحمهم الله همواره از تکفیر نابجای اهل‌قبله پرهیز می‌دادند. اما نجدی‌ها با بدعتی آشکار، دایره‌ی اسلام را چنان تنگ کردند که جز خودشان کسی در آن باقی نماند. همین تندروی و دوری از منهج صحیح اهل سنت و جماعت، باعث شده که آن‌ها هرگز نتوانند یک حاکمیت پایدار و مشروع در قلب امت اسلامی ایجاد کنند.

امروز بر همگان روشن شده است که تفکر نجدیت، نه یک حرکت اصلاحی، بلکه یک «فتنه سیاسی» در پوشش مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله بوده است. شکست‌های پی‌درپی این جریان در تشکیل یک نظام عادلانه و گرایش سردمداران آن‌ها به سمت آمریکا و غرب و صهیونیسم، ثابت می‌کند که این مسیر از ابتدا اشتباه بوده است. آینده‌ی جهان اسلام متعلق به مذاهب اصیلی است که بر پایه‌ی وحدت، عقلانیت و مقاومت در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی بنا شده‌اند، نه جریانی که یکی از تخصص هایش کشتن مسلمان به نفع کافر است.