نظام سکولار و ترکیبی بشار و احمد الشرع در سوریه ی تحت حاکمیت باند جولانی

نظام سکولار و ترکیبی بشار و احمد الشرع در سوریه ی تحت حاکمیت باند جولانی

ارائه دهنده: عبدالله مهاجر

هر کس که میگوید «حق نداری نظام شرع را با نظام اسد یکسان بدانی»، به او میگویم: معیار سنجش بین ما چیست؟

آیا ملاک کمیت است، کیفیت است، یا روش؟ 

• یعنی کسی که در یک سال و نیم، ۷۵ نفر را زیر شکنجه و در یورشها میکشد، و در ادلب صدها نفر را زیر شکنجه میکشد،

و ناخنها را میکَند،  و زندانیان را در تابوتهایی میگذارد که فقط از چند سوراخ نفس میکشند،  و زندان عقاب،  و زندانهای سری سرمدا،  و کسی که به سمت تظاهرکنندگان شلیک کرد،  و با خودرو تظاهرکنندگان را در «بنش» زیر گرفت،  و کسی که فقط به خاطر یک پست مخالف با او بازداشت میکند،  و کسی که با گزارشهای دروغین بازداشت میکند،  و کسی که زندانیان را هفت سال بدون محاکمه ناپدید میکند،  و کسی که بیش از دو سال ملاقات خانوادهها با زندانیان را ممنوع میکند،  و کسی که وقتی خانوادهها برای پیگیری میآیند میگوید «پیش ما نیست»، اما بعد از ماهها یا سالها معلوم میشود که پیش خودشان بوده،  و کسی که با همان نظام طبقه ای رژیم سکولار قبلی حکومت میکند: 

قرداحه = جبهه النصره 

علویها = هیئت تحریر شام 

سنّیهای طرفدار نظام = گروههای بیعت کرده با هیئت تحریر شام 

شبکه های فساد همان است،  تجمل و پارتیبازی اقوام هر مسئول هم همان است. 

آیا این همان روش حکومت نظام سکولار بشار اسد نیست؟ 

یعنی فردا وقتی تظاهرات گسترده علیه حاکمیت سکولار و ارتدادی جولانی بیرون بیاید، به سمتشان شلیک میکنند و تک تیرانداز می گمارند، دقیقاً مانند کارهای نظام سکولار بشار در سال ۲۰۱۱؟ 

وقتی از همان ماه اول آزادی به شما هشدار دادم و گفتم که مدل استبدادی ادلب را تکرار خواهند کرد، هیچ دشنام و اتهامی نبود که به من نچسبانید:حسود،  عداوت شخصی، چون فلان مقام به او نرسیده،  و… 

بسیار خوب، امروز ببینید که هر دو روز یک نفر زیر شکنجه میمیرد، به عروسیها یورش میبرند، مثل وحشیها مردم را بازداشت میکنند و گوشیهایشان را ضبط میکنند.زندانیهای «قطنا» از ماهها پیش اجازهٔ ملاقات با خانوادههایشان را ندارند؛ وقتی خانوادهها سراغشان را میگیرند، میگویند «ممنوع است».

وقتی ما در برابر محاکمهٔ قاتلان «یوسف لبّاد» و دیگران سکوت کردیم، امروز به جایی رسیدیم که بازداشتگاهها به خاطر اتهامات کیفری و دروغین، زندانی میکشند.

حکم شرعی، قصاص و اعدام است؛ تمام اعضای آن بازداشتگاه باید اعدام شوند، افسر امنیت «الحفه» باید حبس ابد بگیرد، و «حکیم الدیری» باید عزل و محاکمه شود، چون ماههاست مردم از بازداشتگاه الحفه به او شکایت میکنند و او همهٔ شکایتها را نادیده میگیرد.

تصور کنید قیمت خون یک زندانی بیگناه فقط یک توییت و تسلیت از طرف وزیر کشور است؛ همان کسی که مسئول اولِ هر جنایتی است که نیروهای امنیتی مرتکب میشوند.

اوست که اجازه میدهد بدون حکم قضایی بازداشت و یورش انجام شود، 

اوست که دستور میدهد زندانیان سالها بدون محاکمه ناپدید شوند، 

اوست که دستور میدهد روی من و دیگران دوربین مداربسته نصب کنند، 

اوست که میخواهد نیروهای امنیتیای را جذب کند که از گروههای «تسویهها» و «رمادیها» و «دفاع ملی» بودند. 

از هر سوری در هر محله و کوچهای بپرس، اسامی کسانی را برایت میشمارد که تازه به «امن عمومی» پیوسته اند؛ کسانی که هیچ نسبتی با انقلاب و اخلاق ندارند، فقط اوباشاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *