
تعلیم زنان و آموزش «العلم» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در همه عرصهها ادامه دارد (۲)
به قلم: اسماء یعقوبی
بزرگان اهل فقه یعنی بزرگانی که عالم و دارای فهم و درک هم هستند بین «العلم» و«الرأي» فرق می گذاشتند و به قرآن و حدیث می گفتند «العلم» و هر چه غیر از آن بود را «الرأی و نظر» می نامیدند. ابن حجر می گوید: و الحاصل اگر رأی و نظر مستند به نقل از قرآن و سنت باشد پسندیده است « وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم» و چنانچه از «العلم» جدا باشد ناپسند و مذموم و بد است چنانچه حدیث عبدالله بن عمرو اشاره دارد که بعد از نبود «العلم» جاهلها با رای خودشان فتوا می دهند. [۱]بر این اساس بود که به کسانی چون امام مالک می گفتند: أنت من أوعيةِ العلمِ.[۲] تو از ظروف علم هستی.
این «علم» شریعت هم که واجب و فرض است دو نوع است:
- علمی که فرض عین است که هر شخص مسلمانی باید آن را بداند و منظور حدیث « طلبُ العلمِ فريضةٌ على كلِّ مسلمٍ » هم همین علم است : مثل علم به لا اله – الا الله «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ» (محمد/۱۹) یا علم طاغوت شناسی و کفر به طاغوت و ایمان به الله، « فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ » (بقره/۲۵۶) و علم به طهارت و نماز و روزه و امثالهم
- علمی که فرض کفایه است مثل علم به زکات: زمانی بر شخص واجب می شود که صاحب مال باشد؛ یا علم حج: زمانی بر شخص واجب می شود که توانائی ادای این فریضه را داشته باشد، یا علم پزشکی زمانی که جامعه به آن نیاز دارد.
پس یادگیری العلم بر ما فرض و واجب است و همچنانکه در انجام نماز و روزه کوتاهی و سهل انگاری نمی کنیم در یادگیری قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است هم باید تلاش و کوشش کنیم تا هر چه بیشتر یادبگیریم.
از سفیان الثوري و امام شافعی نقل است که گفته اند: لَيْسَ بَعْدَ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ شَيْءٌ أَفْضَلُ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ.[۳] بعد از اداء فریضه ها چیزی بهتر از یادگیری و طلب علم نیست و امام شافعی در جای دیگری می گوید: طَلَبُ الْعِلْمِ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ النَّافِلَةِ.[۴] دنبال علم رفتن و یادگیری «علم» از نماز سنت هم بهتر است. ابن قیم از امام ابوحنیفه سخنانی با همین مضمون را در برتری «علم» بر سایر نوافل و سنتها آورده است.[۵]
این علم را الله بر ما واجب کرده است یعنی چه؟ یعنی هر انسانی چه دختر باشد چه پسر چه باسواد باشد چه بی سواد و چه پیر باشد یا جوان به شرطی که دیوانه نباشد می تواند آنها را یاد بگیرد و اصلاً سخت و دشوار نیست بلکه خیلی ساده و آسان است.
پس یادگیری قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم هم برای همه ساده و آسان است و همه می توانند آنرا یادبگیرند، الله می فرماید: وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(قمر/۳۲) ما قرآن را (برای یادگیری) ساده و آسان نمودهایم، آیا پندپذیری و عبرتگیری هست؟
در این صورت برخلاف ادعاهای رسانههای آمریکایی، غربی و مخالفان، تعلیم و تربیه زنان در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در عرصههای گوناگون یادگیری «العلم» ادامه دارد و در کنار این آموزش سایر امور تجربی نیز در حد توان انجام می شود. مثلاً آموزش مهارتهای کمپیوتر در مدرسه امالمؤمنین عایشه صدیقه رضیاللهعنها در ولایت بلخ، نمونهای روشن از این واقعیت است.
این تصاویر گوشهای از حضور و فعالیت آموزشی دختران افغان را نشان میدهد؛ دخترانی که در کنار فراگیری «العلم»، مهارتهای کمپیوتر را نیز میآموزند تا برای خدمت به خانواده و جامعه آماده شوند.
مدرسه امالمؤمنین عایشه صدیقه رضیاللهعنها با فراهمکردن زمینه آموزش دینی و مهارتهای معاصر، نشان میدهد که آموزش زنان در افغانستان میتواند در چارچوب ارزشهای اسلامی و نیازهای روز جامعه ادامه داشته باشد.
این برنامهها پاسخی روشن به تبلیغات منفی رسانههای بیگانه و مخالفان است؛ زیرا واقعیتهای موجود نشان میدهد که دختران افغان در محیطهای آموزشی مناسب، به فراگیری علم، مهارت و تربیه اسلامی مشغولاند.
تعلیم زنان در افغانستان متوقف نشده است؛ بلکه در چارچوب شریعت اسلامی و با توجه به نیازهای جامعه و توان و امکاناتی که برایشان فراهم است، در بخشهای مختلف ادامه دارد.
[۱] أحمد بن علي بن حجر العسقلاني (۱۴۰۷ هـ/ ۱۹۸۶م). فتح الباري شرح صحيح البخاري كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب ما كان النبي ﷺ يسأل مما لم ينزل عليه الوحي فيقول لا أدري. حديث رقم: (۶۸۷۹). دارالريان للتراث./ «والحاصل أن الرأي إن كان مستندا للنقل من الكتاب أو السنة فهو محمود وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم، وعليه يدل حديث عبد الله بن عمرو المذكور، فإنه ذكر بعد فقد العلم أن الجهال يفتون برأيهم»
[۲] مالك، محمد أبو زهرة، ص۸۹ / قال له الزهري: «أنت من أوعية العلم، وإنك لنعم المستودَع للعلم»
[۳] رواه أبو نعيم في حلية الأولياء (۶/۳۶۳). مناقب الشافعي للبيهقي (ج٢ ص١٣٨)
[۴] مسند الشافعي (۱/۱۸) بترتيب السندي
[۵] ابن قیم، مفتاح دار السعادة (۱/۱۱۹)