پیامی از مجاهدین امارت اسلامی افغانستان به مجاهدین جماعت نصرت‌الاسلام و المسلمین (القاعدة مالی)

پیامی از مجاهدین امارت اسلامی افغانستان به مجاهدین جماعت نصرت‌الاسلام و المسلمین (القاعدة مالی)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

پیروزی و تمکین و ثبات یک نظام اسلامی، پیش از آنکه به قدرت سلاح وابسته باشد، به پیوند عمیق میان مجاهدین و عامه‌ی مسلمین بستگی دارد. تجارب تلخ دهه‌های اخیر در سرزمین‌های اسلامی نشان داده است که  یکی از بزرگترین موانع در برابر تشکیل یک امارت پایدار، نه فقط خائنین داخلی و دشمن خارجی، بلکه «فتنه‌ی تکفیر» و «تنگ‌نظری مذهبی» و در نهایت «تفرق و جنگ داخلی میان اهل دعوت و جهاد» بوده است.

نجدیت (الدعوة النجدیة) با تمام رشادتی که از مجاهدین مسلح آنها دیده شده است اما در نهایت یکی از تفکراتی است که قابله ی تفرق و جنگ داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین در میان مسلمین بوده است؛ متأسفانه امروز مشاهده می‌شود که هم «تنظیم دوله (داعش)» و هم بخش‌هایی از «جماعت نصرت‌الاسلام»، تحت تأثیر تفکرات تنگ نظرانه ی«نجدیت» قرار گرفته‌اند. این منهج، جریانی است که ثابت کرده در هنگام داشتن قدرت، در آن «پذیرش مخالف» معنایی ندارد. پیروان این تفکر حتی یکدیگر را بر سر مسائل جزئی برنمی‌تابند، چه رسد به عامه‌ی مردمی که به آنها انواع برچسبها را بر آنها زده اندومیان صفوف مسلمین انشقاق ایجاد کرده و حتی دسته ای از آنها خون این «اهل قبله» را حلال شمرده است. این تفکر نه مایه نصرت، که مایه‌ی ویرانی و شکست است.

مردم مسلمان مالی قرن‌هاست که بر مذهب امام مالک رحمه‌الله زیسته‌اند. این دین‌داری ریشه‌دار، هویت اصلی مردم این سرزمین است اما نجدیت با برچسب زدن‌هایی چون «قبوری»، «بدعتی» و «صوفی» و «مشرک»، عملاً به جای اقامه ی حجت نبوی و روشنگری و پذیرش سایر تفکرات و مذاهب اسلامی و پایبندی به شورای مذاهب و تفاسیر مختلف اسلامی، جنگ با مسلمین را آغاز می‌کند در حالی که ریختن خون مسلمان به بهانه‌ی مسائل اختلافی فقهی، از بزرگترین گناهان کبیره است که برکت را از جهاد می‌برد و در نهایت ثمره ی جنگ را به کفار سکولار خارجی و مرتدین داخلی و گروه منافقین بومی تقدیم می کنند.

موفقیت چشم‌گیر امارت اسلامی افغانستان در مقابله با اشغالگران و برپایی نظام، مدیون یک نکته کلیدی بود: پایبندی به مذهب امام ابوحنیفه رحمه‌الله.

رهبران امارت اسلامی افغانستان به‌جای وارد کردن تفکرات بیگانه و مذهب نجدیت، بر همان مذهبی عمل کردند که قرن‌هاست مردم افغانستان بر آن هستند. آن‌ها مذهب مردم را مذهب حکومت قرار دادند و با این کار، قلب‌های عموم مردم حنفی مذهب را تسخیر کردند هر چند به سایر مذاهب اسلامی نیز در حیطه ی مسائل شخصی خود آزادی داده اند؛ نصیحت ما به مجاهدین مالی این است: اگر خواهان امارتی مستحکم هستید، به مذهب مالکی و ادلة الفقه این مذهب بازگردید. با مردمِ خود نجنگید؛ بلکه آنان را با همان عقیده ی اهل سنت و جماعت و ادلة الفقهی که مذهب امام مالک رحمه الله دارد رهبری کنید.

دشمنان بین‌المللی تنها زمانی پیروز می‌شوند که ما مسلمانان را به جان هم بیندازند. وقتی شما بر سر مسائل ریز فقهی، برادر مسلمان خود را تکفیر می‌کنید، در واقع در زمین دشمن بازی کرده‌اید.وحدت کلمه تنها با پذیرش تکثر مذهبی در دایره‌ی اسلام ممکن است. امارت یعنی چتری برای همه‌ی مسلمین، نه زندانی برای تحمیل یک قرائت خاص و تندروانه.

پس شک نداشته باشیم که نصرت الهی زمانی نازل می‌شود که دست از خون ناحق شسته شود و رحمت اسلامی جایگزین خشونت تکفیری گردد. نجدیت، مسیری به سوی بن‌بست و فتنه است. برای تمکین دین در سرزمین مالی، راهی جز احترام به فقه سلف صالح این سرزمین و دوری از انحصار گرائی وجود ندارد.

بیانیه ی جدید جماعة نصرة الإسلام و المسلمین : اتحاد با همه وطن دوستان به شرط اولویت اساسیِ برقراری «شریعت»

بیانیه ی جدید جماعة نصرة الإسلام و المسلمین : اتحاد با همه وطن دوستان به شرط اولویت اساسیِ برقراری «شریعت»

جماعة نصرة الإسلام و المسلمین اعلام کرد:

عملیات پیروزمندانه آزادسازی شهر «کیدال» توسط نیروهای JNIM و با همکاری نزدیک و ثمربخش برادران و شرکای ما در «جبهه آزادی‌بخش آزاواد» (FLA) انجام شد.

حملات همزمان و ویرانگری که در گائو، سواره، کاتی و همچنین در نزدیکی فرودگاه باماکو و دیگر سایت‌های استراتژیک جنوب اجرا شد، منحصراً اثر قدرتمند JNIM است. ما در مواجهه با استبداد جنایتکارانه این نظامیانی (خونتا) که مالی را در هرج‌ومرج و تحقیر فرو برده‌اند، فراخوانی رسمی، فوری و سازش‌ناپذیر خطاب به تمام نیروهای فعال ملت مالی صادر می‌کنیم.

لحظه حقیقت فرار رسیده است: باید مالی را پیش از آنکه خیلی دیر شود، از سقوط به پرتگاه نجات داد. ما از همه وطن‌ دوستان مخلص، بدون هیچ استثنایی، می‌خواهیم که برخیزند و نیروهایمان را در یک جبهه مشترک متحد کنند: احزاب سیاسی، نیروهای مسلح ملی، مقامات مذهبی، سران قبایل و تمام اجزای جامعه مالی؛ تا کلمة‌الله بالاترین باشد و مالی حاکمیت واقعی و عزت خود را باز یابد.

پایان دادن به دیکتاتوری این نظامیان تروریست با تمام ابزارهای مشروع، امری حیاتی است. اما هشدار می‌دهیم: سرنگونی این جبهه نظامی کافی نیست. ما باید با هم، از هرگونه خلاء قدرت که منجر به هرج‌ومرج شده و میهنمان را به فروپاشی کامل می‌کشاند، جلوگیری کنیم. ما خواهان یک دوره انتقالی مسالمت‌آمیز، مسئولانه و فراگیر هستیم که هدف اصلی آن ساختن «مالی جدید» با اولویت اساسیِ برقراری «شریعت» باشد.

این وظیفه‌ای سنگین، اما جمعی و مقدس است. مالی دیگر نمی‌تواند منتظر بماند.

شکوه، پیروزی درخشان و ستایش برتر از آنِ الله، قادر متعال و پروردگار جهانیان است.

درود و سلام بر پیامبر، محمد صلی الله علیه وسلم.

جماعة نصرة الإسلام و المسلمین

تلنگری دیگر به گروه منافقین و فریب خورده هائی که هنوز در جنگ بین آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال خود فریبی هستند

تلنگری دیگر به گروه منافقین و فریب خورده هائی که هنوز در جنگ بین آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال خود فریبی هستند

به قلم: ابواسامه الکوردی

عده ای از فریب خورده ها و بخصوص گروه منافقین که در برابر منهج اهل سنت و جماعت کم آورده اند و می دانند که اگر به «اجماع» علمای اهل سنت و جماعت مراجعه کنند باید در این جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران ، از دارالاسلام ایران حمایت کنند و حتی چیزی به نام بی طرفی وجود ندارد و اگر با یک کلمه از کفار آمریکائی – صهیونی حمایت کنند از دایره ی اسلام خارج می شوند، با این وجود اصلاً از منهج و عقیده و آراء علما و ائمه ی اهل سنت و جماعت صحبت نمی کنند و با آوردن شبهات مختلف می خواهند بی طرفی خود را با حمله ی ظاهری به هر دو طرف توجیه کنند.

یکی از شبهاتی که اخیراً مطرح کرده اند این است که می گویند: هر دو طرف باطل هستند؛ ما از هیچ کدام حمایت نمی کنیم.

ابتدا باید بگوئیم : یک شافعی مذهب اگر مذهب حنفیت را باطل نمی دانست قطعاً حنفی می شد و به همین ترتیب به سایر مذاهب اسلامی نگاه کن…

اجازه دهید به نگرش مخاطب خود اهمیت ندهیم که آیا بر اساس منهج و مذاهب اهل سنت و جماعت شیعیان را مذهبی از مذاهب اسلامی می داند یا همچون تفکر نجدیت شیعه را همچون اکثریت مطلق اهل سنت و جماعت به اتهام قبوری بودن و توسل و … جزو کفار مشرک قلمداد می کند.

با این وجود و با استناد به آیات اولیه سوره ی روم :

۱. یومئذ یفرح المؤمنون

۲. بنصر الله ینصر من یشاء

و اینکه أبو سعيد الخدري رضی الله عنه می گوید:

لمَّا كانَ يومُ بدرٍ ظَهرتِ الرُّومُ على فارِسَ فأعجَبَ ذلِكَ المؤمنينَ فنزلت الم غُلِبَتِ الرُّومُ – إلى قولِهِ – يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ قالَ ففرحَ المؤمنونَ بظُهورِ الرُّومِ على فارِسَ ( صحيح الترمذي ۳۱۹۲)

باید:

۱. به پیروزی ایران بر کفار محارب آمریکا و اسرائیل خوشحال باشیم

۲. چون الله نصرتش را نصیب ایران می کند و ما به خاطر چنین یاری خوشحال می شویم .

چرا؟

چون شیعه در هر صورتی از کفار اصلی آمریکائی و صهیونیستی به اهل سنت و جماعت «نزدیکتر» و «أقرَبُ» است.

دلیل:

أبو سعيدٍ: “ففَرِح المؤمِنون بظُهورِ الرُّومِ على فارِسَ”؛ فالرُّومُ «أقرَبُ» إليهم؛ فهُم أهلُ كتابٍ، أمَّا الفرسُ فعُبَّادٌ للنَّارِ.

پس :

در اینجا اصلا شکی در باطل بودن عقیده و منهج و مذهب نصرانی ها و مجوس نداریم، چون اگر آنها را باطل نمی دانستیم الان ما هم یکی از آنها بودیم، یعنی نباید بر این مساله انگشت گذاشت که اینها باطلند، بلکه باید بر این نکته ی مهم انگشت گذاشت که کدامیک به ما «نزدیکتر» و «أقرَبُ» هستند. معیار ، میزان نزدیکی آنها به ماست.

بدون شک شیعه به ما اهل سنت نزدیکتر است تا ترامپ و نتانیاهو و هم مسیرانشان.

در اینجا بنده بر اساس سخنان این گروه جاهل، فریب خورده و بخصوص بر اساس سخنان گروه منافقین و در بدترین حالت و قضاوت ممکن در مورد تشیع ۱۲ امامی صحبت کردم و گرنه همچنانکه علامه ماموستا کرێکار فک الله اسره استدلال می آورد اجماع سلف و خلف بر این است که از سرزمین اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی حمایت کرد و بر این اساس می گوید او بدون شک از ایران در برابر آمریکا یا هر کافر دیگری که به‌ آن‌ حمله کند حمایت می کند .

مواظب باشیم که الله مومنین را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.

پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد در راه خدا، قلّه اسلام است، و ما شاهد فداکاری‌ها و تلاش‌های شما در راستای اعتلای کلمه حق و یاری مستضعفین در مالی بوده‌ایم. در حالی که از خداوند متعال برای شما پایداری و توفیق را مسئلت داریم، خیرخواهی برای خدا، رسولش و عموم مسلمانان، ایجاب می‌کند که اصول راسخی را یادآوری کنیم که بنای پیروزی جز بر آن‌ها استوار نمی‌گردد؛ و آن منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت و وحدت آن است.

اولاً: وحدت امت، سد دفاعی و رمز پیروزی است

خداوند متعال ما را به وحدت امر فرموده و از تفرقه به شدت برحذر داشته است. در کتاب کریمش می‌فرماید:وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  (آل عمران/ ۱۰۳)و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

و جل شأنه، از نزاع و درگیری که منجر به سستی و از بین رفتن قوت می‌شود، هشدار داده و می‌فرماید:وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ  (الأنفال/ ۴۶)و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت و قدرت شما از میان می‌رود.

و این پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم است که امت خود را از بازگشت به کفر پس از ایمان به دلیل کشتار داخلی برحذر می‌دارد و می‌فرماید: لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ.[۱] پس از من کافر نشوید که گردن یکدیگر را بزنید. و همچنین می‌فرماید: المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُه، ولا يَخذُلُه، ولا يَحقِرُه.[۲] مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمی‌کند، او را تنها نمی‌گذارد و تحقیرش نمی‌کند.

ثانیاً: خطر تکفیر و اثرات ویرانگر آن

بارها و بارها در میادین جهادی دیگر – از الجزایر و شام و عراق و یمن و لیبی گرفته تا بخش‌هایی از خود آفریقا – دیده‌ایم که چگونه رویکردهایی که بر تکفیر بی‌محابای مسلمانان، از «صوفی»یا «قبوری» یا «شیعه» یا غیره، تکیه کرده‌اند، به فجایع مهلک انجامیده است. این رویکردها که به سمت برخی از گروه‌های جهادی متمایل شده‌اند که از فهمی محدود و افراطی از منهج نجدیت (الدعوة النجدیة) تأثیر پذیرفته‌اند، باعث ریختن خون‌های معصوم، پاره‌پاره شدن صف مسلمانان، و تبدیل شدن تلاش مجاهدان از مبارزه با دشمن اصلی به مبارزه با برادر مسلمان شده است، که این امر شوکت امت را تضعیف کرده و مجاهدان را از پایگاه مردمی‌شان محروم ساخته است.

تکفیر امری عظیم و خطرناک است که نباید جز با برهان روشن از شرع و پس از تحقق شروط و رفع موانع، و توسط راسخین در علم، و با منهج اهل سنت و جماعت که با رحمت و حلم و تحقیق و بصیرت توصیف می‌شود، به آن پرداخته شود. این منهج در اخراج کسی از دین عجله نمی‌کند مادامی که به شهادتین اقرار کند و به سمت قبله نماز بگزارد.

ثالثاً: منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت

اهل سنت و جماعت اکثریت عظیم امت هستند که اصول ایمان و مقاصد شریعت آن‌ها را گرد هم آورده است، اگرچه ممکن است مذاهب فقهی‌شان (مانند حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) یا برخی دیدگاه‌های کلامی‌شان متفاوت باشد، اما در مجموع، آن‌ها با یکدیگر هم‌دل و مهربان هستند. واجب است که مجاهدان از منهج ائمه اربعه و دیگر ائمه هدایت پیروی کنند، کسانی که به اختلافات علمی احترام می‌گذاشتند و عموم مسلمانان را تکریم می‌کردند و برای وحدت صفوف آن‌ها تلاش می‌کردند، نه برای تفرقه آن‌ها.

رابعاً: مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند

راست گفته کسی که فرمود: «مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند.» هرچه آب زلال‌تر و فراوان‌تر باشد، ماهی قوی‌تر و تواناتر برای بقا و رشد خواهد بود. و هرچه این آب کم شود یا با تکفیر، محدودیت و تفرقه آلوده گردد، ماهی در معرض هلاکت و نابودی قرار می‌گیرد. پایگاه مردمی شما از مسلمانان در مالی، پس از خداوند متعال، سوخت و تکیه‌گاه و یاور شماست. با تعامل حکیمانه و نرم و با رحمت و عدل با آن‌ها، و عدم تکفیر یا طرد آن‌ها به دلیل اختلافات فرعی یا اعمالی که ممکن است حقیقتشان بر آن‌ها پوشیده باشد، شما اطمینان آن‌ها و حمایتشان را جلب می‌کنید، و این چیزی است که جهاد بدون آن نمی‌تواند استوار بماند.

خلاصه:

قرآن کریم و سنت شریف نبوی ما را از نزاع و تفرقه برحذر داشته و به وحدت و چنگ زدن به ریسمان خدا ترغیب کرده‌اند. و ما با چشم یقین دیده‌ایم که رویکردهایی که به سمت غلو و تکفیر گرایش پیدا کرده‌اند، منجر به تضعیف جهاد، پراکندگی امت و شکست تلاش‌های آن شده‌اند. بنابراین، از شما می‌خواهیم که به منهج میانه‌رو و معتدل اهل سنت و جماعت پایبند باشید، و در جمع‌آوری کلمه و متحد ساختن صفوف، و دوری از هر آنچه که به تفرقه بین مسلمانان منجر می‌شود، بکوشید.

پیروزی حقیقی در درک و به کار بستن این اصول عظیم نهفته است. پس بگذارید تجربه شما در مالی، درسی و عبرتی برای یک منهج جهادی باشد که ثمره‌اش عزت، پیروزی و تمکین است، نه تفرقه، ضعف و خواری.

خداوند شما را توفیق دهد و گام‌هایتان را در راه خیر اسلام و مسلمین استوار بدارد.


[۱]  متفق علیه

[۲]  رواه مسلم

زمانی که منهج اهل سنت و جماعت گروه منافقین را در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران عقب راند

زمانی که منهج اهل سنت و جماعت گروه منافقین را در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران عقب راند

به قلم: محمد اسامه

منهج اهل سنت و جماعت به صورت واضح و آشکارا بیان می کند که در جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی بر هر بخشی از سرزمینهای اسلامی جهاد به صورت دایره وار بر مومنین آن منطقه و سراسر دنیا فرض عین می شود و در این جنگ انسانهای روی زمین به ۳ دسته تقسیم می شوند:

  1. کفار محارب و جبهه ی همسو با آنها
  2. مومنین که در جبهه ی دارالاسلام قرار دارند
  3. گروه منافقین که می خواهند نشان دهند تماشاچی و بی طرف هستند اما در واقع با جبهه ی کفار محارب خارجی اند.

این منهج واضح اهل سنت و جماعت است؛ اما گروه منافقین در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به دست و پازدنها و مکر و فریبها و غوغاسلاری و عوامفریبی های مختلفی دست زدند و در نهایت در بین خودشان نیز به ۳ گروه عمده تقسیم شدند:

  1. عده ای آشکارا همچون خدمتی و ترشابی و هاشمی و احراری و … نفاق و جبهه ی خود را آشکار کرده و در صف مرتدینی چون موشه رضا پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی قرار گرفتند و یکی از مرتدین شدند.
  2. عده ای تنها به دارالاسلام ایران حمله کردند و به مشکلات و نارسائی ها و حتی اختلافات فقهی و مذهبی و غیره خود را شمغول کردند و بخشی از سربازان جنگ روانی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران شدند بدون آنکه اسمی از آمریکا یا صهیونیستها یا اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بیاورند.
  3. عده ای نیز تنها بی طرف ماندند و تماشاچی

الله می فرماید: وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (انفال/ ۳۰) آن‌ها نقشه می‌کشند و مکر می کنندو الله هم نقشه می‌کشد و مکر می کند؛ و خداوند بهترین مکر کننده و چاره‌جویان است.

بله، مکر اینها به جائی نمی سرد چون اهل سنت و جماعت بیدار است اما اینها را باید به این حکم الله بشارت داد که می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا* الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹). منافقان را بشارت ده که بر آنان عذابی دردناک خواهد بود. همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند، آیا نزد کافران عزّت می‌طلبند؟ عزّت همه نزد خداست.

در کنار این جوجه منافقین داخلی باز ما شاهد مکرهای پی درپی مسئولین حکومتی و وعاظ السلاطین دارالکفرهای زاری آل‌سعود، امارات، قطر، بحرین، پاکستان، اردن، سوریه، مصر و… بودیم که فرسنگ‌ها از آرمان فلسطین فاصله گرفته و به پیاده‌نظام آمریکا و صهیونیسم تبدیل شده‌اند. این حکام مرتد که در ظاهر ادعای مسلمانی دارند، در باطن برای تثبیت قدرت خود، با دشمنان خدا هم‌پیمان گشته‌اند.

این دولت‌ها با کمک مجریان جنگ روانی و تبلیغی خود وظیفه دارند سناریوی «اختلافات مذهبی» را در رسانه‌های خود (مانند العربیه و الجزیره و کلمه و …) دامن بزنند تا مسلمین ناآگاه را علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مجاهدین همسو با آن بشورانند.

هم اکنون که ما چهره ی واقعی این خائنین و مرتدین موجود در شبکه های ماهواره ای را دیدیم که در لباس دین خود را نشان داده اما یکی از دشمنان دین و قوانین شریعت الله و سربازی از سربازان مرتدین داخلی و کفار محارب خارجی هستند باید یک لگد جانانه ای به آنها بزنیم و هرگز فریب شعارهای فریبکارانه ی شبه اسلامی آنها را نخوریم اگر مومن هستیم؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  لا یُلدَغُ المُؤمِنُ مِن جُحرٍ واحِدٍ مَرَّتَینِ.[۱] مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.

مومنین آگاه، فریب سم پاشی های گروه منافقین آشکار شده و سناریوهای هالیوودی-صهیونیستی را نخواهند خورد و می‌دانند که صیانت از دارالاسلام و عزت مومنین، جز با نابودیِ غده‌ی سرطانی و تنبیه حکام خائن و بیرون راندن آمریکا و سایر کفار محارب از سرزمینهای اسلامی میسر نخواهد بود.

برای مومنین و حتی کسانی که خود را مسلمان می دانند و هنوز به دایره ی مومنین وارد نشده و ابزار دست گروه منافقین و مرتدین داخلی شده بودند این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که چهره ی اصلی خائنین را اشکار کرد باید برایشان فرصتی باشد و زمانی که می بینند الله به آنها فرصت شروع جدید را زرقشان کرده است دیگر از اشتباهات گذشته دست بکشند.

.


[۱]   بخاری ۶۱۳۳

وحدت کلمه در برابر کفر مطلق و بازگشتی به فتوای مجاهدانه مفتی بزرگ لیبی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

وحدت کلمه در برابر کفر مطلق و بازگشتی به فتوای مجاهدانه مفتی بزرگ لیبی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: خالد هورامی

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/ ۹۲)

سخنان شیخ المجاهد الصادق الغریانی، مفتی عام لیبی، در خصوص جایگاه ایران به عنوان «دارالاسلام»، نه‌تنها یک موضع سیاسی، بلکه تجلی دقیق منهج نبوی و فقه اصیل اهل‌سنت و جماعت است. ایشان با بصیرتی دقیق شرعی، بر این حقیقت پای فشردند که ایران، بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می شود و «دارالاسلام» است و بر این اساس دفاع از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین منطقه ای و داخلی «فرض عین» است.

این روح مطلب فقهی و شرعی سخنان مفتی مالکی مذهب سرزمین لیبی است. فتوائی که نه تنها شافعی ها و حنفی ها و حنبلی ها بلکه تمام مذاهب اسلامی در طول قرون گذشته در مورد «دارالاسلام» بر آن تاکید کرده اند به همین دلیل است که شیخ الغریانی می گوید: در جنگ بین مسلمانان و کفار بی طرف وجود ندارد و هر کسی که بی طرف باشد منافق است.

عده ای سعی داشتند با برداشتهای آلوده ی نجدیت آل سعود در اسلام شیعیان خدشه ای وارد کنند تا «دارالاسلام» بودن ایران را نیز زیر سوال ببرند، اما هم آیات قرآن و هم احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز مرز میان اسلام و کفر را به وضوح تبیین فرموده‌اندچنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ صَلَّى صَلَاتَنَا، وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا، وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا، فَذَلِكَ الْمُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ.[۱] هر کس نماز ما را بخواند و رو به قبله ما بایستد و از ذبیحه ما بخورد، او مسلمانی است که در امان خدا و رسول اوست.

یکی از فصل‌الخطاب های مفتی اهل سنت لیبی نیز همین است: وقتی در دارالاسلام ایران پرچم توحید برافراشته است و میلیون‌ها مؤمن رو به سوی کعبه دارند، هیچ‌کس حق ندارد بر اساس اختلافات مذهبی یا سیاسی، آن‌ها را از دایره‌ی اسلام خارج کند.

این منهج پایدار ائمه‌ی اربعه ی اهل سنت و جماعت (امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) است که همواره بر حفظ وحدت امت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی استوار بوده است.

در فقه سیاسی مذاهب اربعه، هنگامی که «دارالاسلام» که مهمترین ابزار جهت حفظ کیان و اساس اسلام و مومنین است  توسط کفار حربی آمریکائی و صهیونیستها تهدید شود، تمامی اختلافات فرعی، کلامی و فقهی حرام گشته و وجوب دفاعِ مشترک تحت پرچم توحید، بر همگان فرض می‌گردد.

الله جل جلاله به صراحت می‌فرماید: وَالَّذينَ كَفَروا بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ إِلّا تَفعَلوهُ تَكُن فِتنَةٌ فِي الأَرضِ وَفَسادٌ كَبيرٌ (انفال/ ۷۳) کافران یار و یاور یکدیگرند؛ اگر شما [مسلمانان] چنین نکنید (و یار هم نباشید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

مفتی اهل سنت لیبی با درک این آیه و ایات و احادیث و احکام مشابه به آن، هشدار می‌دهد که در جنگ میان دارالاسلام (ایران و جبهه مقاومت) و دارالکفرهای محارب (آمریکا و صهیونیسم)، هرگونه تفرقه، پهن کردن سفره برای شیطان است. وقتی موشک‌های کفر بر سر مسلمانان فرود می‌آید، آن‌ها نمی‌پرسند که این مسلمان «سنی» است یا «شیعه»؛ آن‌ها به دنبال نابودی اصلِ اسلام هستند. لذا، ایستادن در کنار دارالاسلام ایران، ایستادن در سنگر اسلام است.

این واکنش، یعنی کنار زدن «خلاف‌های جزئی» برای «اصل کلی» بر این قاعده‌ی فقهی استوار است که می‌گوید: « درء المفسدة مقدم على المصلحة». امروز «ضرورت حفظ دارالاسلام» در برابر هجمه‌ی وحشیانه‌ی کفار سکولار آمریکائی – صهیونی و شرکای غربی آنها و «دور نمون مفسده ی» این کفار محارب، بر تمام مباحثات علمی و مذهبی که ممکن است خیری هم در آن باشد مقدم است. فتوای شیخ الغریانی، بازگشت به عصر عزتمندی امت است؛ عصری که در آن دشمن اصلی  و سر افعی(آمریکا) شناخته شده و برادر مسلمان (هرچند با اختلاف سلیقه و فکر و مذهب) در آغوش گرفته می‌شود.

در این صورت موضع شجاعانه‌ی مفتی لیبی که در آن کشور حتی یک لیبایی شیعه مذهب نیز وجود ندارد، فریاد بیداری در جهان اهل سنت و جماعت است. او در این فتوای خود و با تکیه بر منهج سلف صالح، ثابت کرد که:

۱.  دارالاسلام ایران، سپر مجاهدین اهل دعوت و جهاد و دژ مستحکم اسلام در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی است.

۲. دشمن کنونی دارالاسلام ایران (آمریکا و اسرائیل) کافر سکولار(مشرک)ی است که دشمن تمام پیامبران و کتب آسمانی است.

۳. هر کس در این جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی، علیه دارالاسلام ایران و به نفع جبهه‌ی کفر موضع بگیرد، از صراط مستقیم اسلام خارج و به جرگه‌ی منافقین و مزدوران پیوسته است.

پس سلام بر مجاهدانی که مرزهای مذهبی را برای اعتلای کلمة‌الله درنوردیدند و در برابر آمریکا (سر افعی و شیطان بزرگ) و صهیونیستهای وحشی، ید واحده گشتند.


[۱]  بخاری ۳۹۱

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۲)

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۲)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

ج) شمول اهل قبله نسبت به شیعه و صوفیه:

• شیعه:

    شیعیان به توحید، نبوت، معاد، کتاب قرآن و قبله مشترک ایمان دارند. آنان شهادتین را جاری می‌کنند و ارکان نماز و حج را به جا می‌آورند. هرچند تفاوت‌های اساسی در موضوع امامت و برخی فروع فقهی با اهل سنت دارند، اما این تفاوت‌ها در اصول ضروری دین نیست که موجب خروج از دایره اسلام و تکفیر شود. بنابراین، از منظر فقه اسلامی، شیعیان نیز جزو اهل قبله محسوب می‌شوند.

    [مستند فقهی: بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت، از جمله ابن عابدین حنفی در «حاشیة ابن عابدین»، و علمای معاصر در فتاوای خود، شیعیان را مادامی که به اصول اسلام پایبند باشند، جزو اهل قبله می‌دانند. امام ابوحامد غزالی و دیگران بر این اصل تأکید کرده‌اند.]

• صوفیه (تصوف):

    تصوف با تمام انحرافاتی که همچون سایر جریانات در آن به وجود آمده و به شاخته های مختلفی تقسیم شده است اما یک جریان درونی و معنوی در اسلام است که هدف آن تهذیب نفس و تقرب به خداست. صوفیه نیز به تمامی ارکان اسلام و ایمان باور دارند و اعمال شرعی را به جا می‌آورند، اما بر جنبه‌های درونی و تهذیب نفس و عرفانی دین تأکید بیشتری دارند. مادامی که اقوال یا اعمال یک صوفی همچون سایر جریانات  به انکار یکی از ضروریات دین، مانند انکار نبوت، توحید، معاد، یا حلال شمردن حرام قطعی و حرام دانستن حلال قطعی نرسد و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، وی نیز در دایره اهل قبله قرار دارد.

    [مستند فقهی: غالب علمای اهل سنت، تصوف را یک بعد از ابعاد اسلامی می‌دانند و تنها با انحرافات غلوآمیز و خارج از شریعت مقابله کرده‌اند. امام غزالی در *احیاء علوم الدین* تصوف را با شریعت پیوند زده است.]

۳٫ نقد تعمیم‌های ناروا و لزوم انصاف در قضاوت

الف) پرهیز از تعمیم (قاعده الأکثر لا یأخذ حکم الکل):

در فقه اسلامی، قاعده‌ای وجود دارد که “الحکم للأکثر لا یأخذ حکم الکل” یعنی حکم اکثریت به کل جمعیت تعمیم داده نمی‌شود. نسبت دادن یک دیدگاه یا عمل خاص به “سلفیه” یا هر گروه بزرگی، بدون دلیل و مستند دقیق، خلاف اصول انصاف و واقعیت است. اختلاف نظر حتی در درون یک مکتب نیز وجود دارد و نباید همه را با یک چشم دید.

ب) اهمیت انصاف در برخورد با مسلمانان:

شریعت اسلام بر لزوم انصاف، عدل و پرهیز از ظلم و کینه‌توزی در برخورد با تمامی انسان‌ها، به‌ویژه مسلمانان، تأکید دارد. این شامل یادآوری خوبی‌ها و پرهیز از بزرگ‌نمایی خطاهاست. نادیده گرفتن حسنات یک گروه و تمرکز صرف بر نقایص، با روح تعالیم اسلامی در تضاد است.

[مستند فقهی: قرآن کریم: “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى” (مائده/ ۸). همچنین احادیث نبوی متعدد در باب عدل و انصاف.]

بر این اساس و بر مبنای فقهی اهل سنت و جماعت:

۱٫ انتساب جمله مورد نظر به ابن تیمیه رحمه الله از نظر فقهی و تاریخی فاقد صحت است و باید از نشر آن پرهیز شود.

۲٫ شیعه و صوفیه، مادامی که به اصول بنیادین اسلام (شهادتین، توحید، نبوت، معاد) پایبند باشند و اصول خمسه را اعتقاد داشته باشند و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشند، در دایره اهل قبله قرار دارند و تکفیر آنان جایز نیست.

۳٫ پرهیز از تعمیم‌های ناروا و حفظ انصاف و عدل در برخورد با گروه‌های مختلف اسلامی، از اصول بنیادین شریعت است و برای حفظ وحدت و همبستگی امت اسلامی حیاتی است.

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش(۱)

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۱)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در شریعت اسلام، امانت‌داری در نقل قول، به‌ویژه از علمای بزرگ، اصلی اساسی است. همچنین، فهم صحیح مفهوم “اهل قبله” و مرزهای آن در فقه اسلامی، برای حفظ وحدت امت و پرهیز از تکفیر بی‌جا، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

۱٫ بررسی و تحلیل انتساب جمله به ابن تیمیه رحمه الله:

الف) متن مورد ادعا:

“اگر مجوس، رافضی‌ها و یهودیان با یکدیگر بجنگند، خدا را شکر کن که مسلمانان را از شرّ آنها راحت کرده است و از خدا بخواه که فتنه تو در میان هیچ یک از آنها نباشد.”

ب) بررسی فقهی و مستند:

پس از بررسی دقیق و جامع در مجموعه‌آثار شیخ‌الاسلام ابن تیمیه، از جمله «مجموع الفتاوی»، «منهاج السنة النبویة» و دیگر کتب معتبر منسوب به ایشان، این جمله با این صیغه و محتوا یافت نشد. این سخن، علی‌الظاهر، از جمله انتسابات دروغین و نادرستی است که به ایشان نسبت داده شده و فاقد هرگونه سندیت معتبر است.

نکته فقهی (لزوم تثبت):

در اصول فقه و علم حدیث، قاعده “تثبت” و “توقف” بر نقل اقوال، به‌ویژه در مسائل حساس و مورد اختلاف، تأکید فراوان دارد. انتساب قول به عالمی بدون سند صحیح، جایز نیست و می‌تواند موجب اتهام و افترا گردد. بسیاری از علمای سلف، بر وجوب پرهیز از روایت سخنان دروغین و منسوب‌سازی باطل، حتی اگر قصد خیری هم در آن باشد، تأکید کرده‌اند.

مستند فقهی: این اصل در کتب اصول فقه و مصطلح الحدیث، مانند «الکفایة فی علم الروایة» خطیب بغدادی، «الجامع لأخلاق الراوی و آداب السامع» و دیگر کتب متقدم، به‌صراحت بیان شده است.

۲٫ تبیین فقهی مفهوم “اهل قبله” و شمول آن

الف) تعریف فقهی اهل قبله:

“اهل قبله” در اصطلاح فقها، به کسانی اطلاق می‌شود که به وحدانیت الله، نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و معاد ایمان دارند و به سمت کعبه نماز می‌خوانند. این تعریف شامل تمام کسانی است که شهادتین (لا إله إلا الله، محمد رسول الله) را بر زبان جاری می‌کنند، حتی اگر در برخی فروع و تفسیر نصوص اختلاف نظر داشته باشند.

ب) حکم فقهی “پرهیز از تکفیر نابجای اهل قبله”:

از قواعد مشهور و مورد اتفاق جمهور فقها این است که “لا یُکَفَّرُ أحدٌ من أهل القبلة بذنبٍ، و لا بظنٍّ” (هیچ‌کس از اهل قبله به خاطر گناهی یا گمانی تکفیر نمی‌شود). این قاعده بیانگر آن است که تا زمانی که فردی ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، در دایره اسلام باقی می‌ماند. اختلاف در اجتهاد و تفسیر، مادامی که به انکار یکی از ضروریات دین منجر نشود، موجب خروج از اسلام نیست.

مستند فقهی: این اصل در کتب عقاید و فقه اهل سنت و شیعه، از جمله «الفقه الأکبر» امام ابوحنیفه، «شرح العقیدة الطحاویه» و بسیاری از متون کلامی و فقهی دیگر به وضوح ذکر شده است. امام غزالی در «فیصل التفرقة بین الإسلام و الزندقة» بر پرهیز شدید از تکفیر تأکید دارد.]

فتوای دکتر ذاکر نایک در حمایت از دارالاسلام ایران بر علیه کفار آمریکائی – صهیونی و غلامان منطقه ای آنها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

فتوای دکتر ذاکر نایک در حمایت از دارالاسلام ایران بر علیه کفار آمریکائی – صهیونی و غلامان منطقه ای آنها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در حالی که همه ی مومنین انتظار داشتند یک مولوی چون عبدالحمید زاهدانی فتوائی صریح بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله که ادعای آن را دارد صادر کند که واضح و آشکارا نشان دهد مومنین را به جهاد با کفار آمریکائی و صهیونیستی و غلامان منطقه ای آنها دعوت می دهد، اما چنین کاری نکرد؛ شاید به این دلیل باشد که او یک خطیب رسانه ای و عوام زده است و چون دوره ی افتا را نگذرانده شایستگی فتوا دادن ندارد هر چند به صورت رگباری دهها عنوان شیخ الحدیث و التفسیر و شیخ الاسلام و… را به او نسبت داده باشند.

با این وجود تمام مومنین اهل دعوت و جهاد در طول این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی سعی کرده اند در برابر جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار بگیرند هر چند کسانی چون شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله در همان روز اول حمله، و کسانی چون علامه کریکار فک الله اسره سالها قبل آشکارا و واضح فتوا داده اند که در هر جنگی که دارالاسلام ایران با هر کافری انجام دهد در کنار دارالاسلام ایران خواهند بود.  

در این راستا و اخیراً، دکتر ذاکر نایک خطیب و دعوتگر مشهور نیز اعلام کرد که :

“ایرانی‌ها از مرگ نمی‌ترسند و در جایی که دیگران از ترس بمباران فرار می‌کنند، ایرانی‌ها در مقابل آنها می‌ایستند و زنجیره انسانی تشکیل می‌دهند.

ذاکر نایک گفت که ما با شیعیان اختلاف داریم، اما در زمانی که آنها با آمریکا و اسرائیل می‌جنگند، همه مسلمانان باید از آنها حمایت کنند.

او گفت که اختلاف نظر در میان یاران پیامبر نیز وجود داشته است. اختلاف به این معنی نیست که ما باید ایران را تنها بگذاریم.”

بدون شک هر کسی در میان اهل سنت که بوئی از منهج اهل سنت و جماعت برده باشد و جزو گروه منافقین یا مرتدین نباشد در کنار دارالاسلام ایران و بر علیه کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار می گیرد.

دکتر ذاکر نایک یکی از دعوتگرانی است که در مواردی ما با او اختلاف داریم اما می داند که در این جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی بر دارالاسلام «بی طرف و تماشاچی» وجود ندارد؛ شخص تماشاچی جزو گروه منافقین است و شخصی که در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها باشد نیز جزو گروه مرتدین است و هر کسی خودش را مومن می داند باید در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار گیرد.

نگاه کن کجا ایستاده ای و جزو کدام گروه هستی؟

 خنجر خیانت بر پیکر امت و دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

 خنجر خیانت بر پیکر امت و دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که کفار آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران تحمیل کردند همسوئی خائنین حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن جراحتی عمیق‌تر از شمشیر دشمن اصلی بود.

اگر به تاریخ اندلس یا تاریخ مغولها و سایر ادوار تاریخ نگاه کنی متوجه خواهی شد که تاریخ امت اسلامی گواهی می‌دهد که هیچ‌گاه دشمنان و کفار محارب خارجی نتوانسته‌اند بر مسلمین غلبه کنند، مگر آنکه ابتدا خائنانی از درون، جاده‌صاف‌کن آن‌ها شده باشند. امروز در حالی که خون مردم دارالاسلام ایران و لبنان و مظلومان در غزه و سایر بلاد اسلامی توسط بمب‌های آمریکایی و جوخه‌های ترور صهیونیستی بر زمین می‌ریزد، شاهد تلخ‌ترین صحنه تاریخ هستیم، یعنی ائتلاف نانوشته حکام حاکم بر بخشهائی از سرزمینهای اسلامی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و علمای درباری و دارودسته ی منافقین با جبهه کفار محارب خارجی.

کاری به حاکم مرتد و اپوزیسیون سکولار و خطبای همسو با آنها نداریم اما خطاب که کسانی که خود را مومن می نامند باید هشدار داده شود که الله آنها را خطاب قرار داده و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده /۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیه‌گاه) خود انتخاب نکنید، آن‌ها اولیا و سرپرست یکدیگرند؛ و کسانی از شما که آنان را به سرپرستی گیرند، از آن‌ها هستند.

این در مورد کفار یهود و نصارا است حالا چه رسد به کفار مشرک (سکولار) که الله در میان انسانها تنها آنها را نجس نامیده و تنها از آنها برائت می شود چنانچه می فرماید:

  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸)
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ (توبه/۳)

حاکمانی که خود را خادم حرمین می‌نامند، امروز سرزمین وحی را به پایگاه نظامی کفار محارب تبدیل کرده و در پشت پرده، با کفار مشرک (سکولار) یعنی دشمنان قسم‌خورده رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام پیامبران پیمان مودت می‌بندند. آنان با ثروت مسلمین، ماشین جنگی آمریکا را تغذیه می‌کنند.

مصر و ترکیه و اردن و سوریه هم حاکمانی که با شعارهای میان‌تهی، از یک سو ادعای حمایت از فلسطین دارند و از سوی دیگر، شریان‌های اقتصادی و نظامی صهیونیست‌ها را گرم نگه می‌دارند. بستن گذرگاه‌ها بر روی مظلومان و تداوم روابط تجاری در اوج جنایات، مصداق بارز خیانت به آرمان قدس است.

بزرگترین ضربه به پیکر اسلام از سوی کسانی وارد می‌شود که دین را با ادبیاتی سکولاریستی و در راستای اهداف آمریکا و صهیونیستها تاویل و تفسیر کرده اند مثل شبکه کلمه در میان اهل سنت و گروه رجوی مرتد در میان شیعه ها.

در کنار این افراد و گروههای دین‌فروش که مستقیماً در جبهه ی کفار آمریکائی قرار گرفته اند ما شاهد دسته ای دیگر از خزبا و علما بودیم که با سکوت مرگبار خود در برابر جنایات آمریکا و اسرائیل، و با صدور فتواهای سفارشی علیه مجاهدین راه حق، عملاً در جبهه ابلیس قرار گرفته‌اند. آنان «مزبزبین» (مترددین) و گمراهانی هستند که دین را ابزار توجیه خیانتِ حکام کرده‌اند.

امروز هر عالمی که در برابر تجاوزات آمریکا و صهیونیسم و همدستی حکام عرب و عجم سکوت کند، در خون‌های ریخته شده شریک است.

پس بدانید که پیروزی بر آمریکا و اسرائیل ممکن نیست، مگر با قطع دست خائنان داخلی. تا زمانی که حکام مزدور و علمای سوء بر مقدرات بلاد اسلامی حاکم باشند، دشمن بر ما مسلط خواهد بود.

تنها راه، تمسک به حبل‌الله و پیوستن به جبهه مقتدر اسلامی تحت پرچم دارالاسلام ایران است که ترسی از هیبت پوشالی کفار آمریکائی – صهیونی ندارد و مردانه در برابر تثلیث «آمریکا، صهیونیسم و نفاق داخلی» ایستاده است.