متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

ارائه: مسعود سنه ای

اخیراً یکی از گروههای حنفی مذهب با «مجاهد دین» از فعالین برجسته ی عقیدتی شافعی مذهب مصاحبه ای انجام داده است که مناسب دیدم با گردآوری کل مصاحبه آنرا جهت نشر به سایت بنیان جهاد علیه سکولاریسم ارسال کنم. 

من بر این باورم که تجربیات و نکات بسیار مفیدی در این گفتگو وجود دارد که می تواند چراغی بر فراز راه بسیاری از جوانان ما باشد تا بار دیگر مرتکب این اشتباهات و حرکت در این مسیرهای اشتباه نشوند.  

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال ۱: استاد محترم، لطفأ خودتان را معرفی کنید، چه تحصیلاتی دارید و به کاری مشغولید؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۴ ب.ظ]

به نام خدای مهربان، من بنده ای گناهکار و کوتاهی کننده در حقوق پروردگارم هستم که به عفو و بخشش پروردگارم بسیار نیازمندم، با اسم مجاهد دین در تلگرام فعالیت می کنم، و شخصیت حقیقی ام مجهول نیست بلکه فقط برای عموم پنهان است و کسانی چون ماموستا بهروز عزیزی از پاوه و ماموستا برزان ملکی از سنندج هویت واقعی من را می شناسند. در مورد تحصیلات دینی ام، من طلبه هستم و اگر الله توفیق بدهد طلبه نیز خواهم ماند. و من قبلا چند سالی انیماتور بودم بعدا سراغ بورس رفتم و اکنون در بازارهای مالی سرمایه گذاری می کنم و نیز در سایت ترجمیک، گاهی اوقات ترجمه عربی به فارسی انجام می دهم.

اتمام

سؤال۲ : اسمی که برای همه آشناست! مجاهد دین( یکی معروفترین داعیان و محققین غیرمقلد در زمان گذشته) قبل از اینکه غیرمقلد شوید، چه مسلک و مذهبی داشتید؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۸ ب.ظ]

بله، اگر الله متعال قبول کند، مجاهد دین هستم، و این اسم مستعاری است که برای خودم انتخاب کرده ام. و من از پدر و مادری شافعی مذهب و اشعری مسلک به دنیا آمده ام بر این اساس من قبل از اینکه به قول شما غیر مقلد شوم، در فقه شافعی و در عقیده اشعری بوده ام.

اتمام

سؤال ۳:  علت جذب شما به سلفیت( وهابیت و یا غیرمقلدیت) چه بود و معمولا چرا بعضی از عوام و یا خواص جذب سلفیت می شوند؟ و بیشتر چه شخصیتی از غیرمقلدین برای شما تاثیر گذار بود؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۱۱ ب.ظ]

علت جذب شدن من به آنچه که به سلفیت یا وهابیت یا غیر مقلدیت شناخته می شود، در واقع چیزی جز توحید نبود. و تنها چیزی که هر شخص از عوام مردم غیر آگاه به علوم دینی را جذب وهابیت می کند در مرحله اول، شعار توحید است، و به من چنین تفهیم و منتقل شد که اولا در قرآن آمده است که مردگان نمی شنوند و دوما مشرکان نیز بت هایی که نمی شنیدند را صدا می زدند و هدفشان از صدا زدن آنها فقط شفاعت خواهی از آنان به درگاه الله بود و به این آیه استناد می شد:

﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى﴾ [الزمر: ۳]

«و کسانی‌که به جای او معبودان (و اولیایی) گرفتند (و گفتند) این‌ها را نمی‌پرستیم جز برای این‌که ما را به الله نزدیک کنند».

 و نتیجه ای که گرفته می شد این بود که فقط ما موحد هستیم و این مردم که به اولیاء و انبیاء متوسل می شوند مشرک هستند و ما به اهل توحید پیوسته ایم و از اهل شرک جدا شده ایم. و این مردمان نیز همان کاری را می کنند که مشرکان اولیه می کردند!

در حالی که آنچه من در آن زمان یاد گرفته بودم (و یا هر شخص عامی دیگری که برای اولین بار با این شعار توحیدی در ظاهر زیبا اما در باطن اشتباه و پر از تدلیس مواجه می شود و یاد میگیرد) توحیدی پوشالی و خوارجانه بود، و از فهم حقیقت شرک مشرکان در ربوبیت، و از اعتقاد آنان به شفاعتی نافذ و بدون نیاز به اذن الله، و از تاویل درست این آیات و اقوال جمهور علمای مسلمین درباره تفاوت اخذ اسباب با اخذ ارباب آگاه نبودیم.

برای همین وقتی در این مرحله اول، عقیده داعیان وهابی را تلقی به قبول کردی و فهم آنان از توحید را درست پنداشتی، پس در ادامه و مراحل بعد نیز، بخاطر حسن ظنی که به آنان داری، هر آنچه که آنها بگویند را نیز تلقی به قبول خواهی کرد، مانند مذموم بودن تقلید از مذاهب اربعه و مانند درست بودن قیام برای جهاد و قتال علیه این مردم مسلمانی که در پندار وهابیان مشرک هستند و…

و شخصیت خاصی از آنان را مد نظر ندارم که بیشتر بر من تاثیر گذاشته باشد، اما بطور کلی بیشتر علاقه به سلفی های جهادی و علمای آنان داشتم.

اتمام

ادامه خواندن متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکن

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکن

به قلم: مسعود سنه ای

امروز که ما دارای دارالاسلامی قدرتمند به عنوان سپری غیر قابل انکار هستیم بیشتر از هر زمانی نیازمند اتحاد اسلامی با تمام فرقه ها و تفاسیر اسلامی و حتی نیازمند تشکیل جبهه ای واحدو مشترک از مسلمان و غیر مسلمان در جنگ با آمریکا به عنوان «سر افعی» و دشمن اصلی هستیم.

یعنی خود را چنان به سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیک کنیم که علاوه بر آنکه بتوانیم همچون دارالاسلام مدینه در مسیر وحدت اسلامی حرکت کنیم، با متحد کردن کفار یهودی اطراف مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و … جبهه ی مشترکی را بر علیه دشمن اصلی که مشرکین قریش بودند تشکیل دهیم.

اگر کسانی به این درجه از فهم و فقه در دین رسیده اند در این عصری که عده ی زیادی از مسلمین فریب جاهلیت موجود را خورده اند؛ ارزش خود وتوانائیهایتان در خدمت به دین پاک را در این عصر غربت بدانید و سید قطب وار عمل نمائید.

سروران گرامی:  هدف مشترک ما  تشکیل جامعه ای اسلامی است که در آن اصول و لوازم «أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» تحقق یابند  و به قول کاک ناصر سبحانی رحمه الله ما بتوانیم در چنین جامعه ای در ۵ مور حیاتی ۱- امنیت در دین و عقیده و عمل به کل دین ۲- امنیت در جان ۳- امنیت درنسل وناموس ۴- امنیت در عقل و روان ۵- امنیت در مال و مسئله ی مهم اقتصاد  برای همگان؛ مجری رفع گرسنگی وفقر و ناامنی و برپا دارنده ی رفاه و امنیت  عمومی باشیم . این وظیفه ی دنیوی دین وحکمت حکومت دنیوی اسلام برای بندگان خداست .

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکنید. بیشتر به تمرین بردباری بپردازیم و مواظب زبانمان باشیم همچنانکه از فرجمان مراقبت می کنیم  .

در مورد کفر یا ایمان اشخاص هم؛ لطفا احتیاط کنید و به  قواعد تکفیر، موانع تکفیر و «فیلترهای ۴گانه» باید دقت کرد . تکفیر  فقط کار خدا ورسول صلی الله  علیه وسلم  است که صحابه و تابعین وعلمای بزرگوار روشنگری نموده اند . لطفاً به آثار  این بزرگان  مراجعه کنید .

 از خداوند  تبارک وتعالی می خواهم  که من وشما را از دایره ی کفر و ارتداد دور و محفوظ بدارد . آمین

می گوید زندگی تلخ شده و شیطان بر دلم مسلط شده ….

می گوید زندگی تلخ شده و شیطان بر دلم مسلط شده ….

ترجمه: سلیمان یعقوبی

اویس قرنی رحمه الله می گوید:

اگر یکی برای مقابله و جنگ با دشمنش بیرون رفت :

  • احساس کرد سپرش سنگین است … و آنرا دور انداخت
  • بعد از طی کردن مسیری باز احساس کرد شمشیرش هم برایش سنگین است … و آنرا دور انداخت
  • و مواد خوراکی و آبی که به همراه دارد نیز برایش سنگین بود .. و آنرا دور ریخت
  • به دنبال این با دشمنش روبرو شود، بدون سپر و شمشیر و با شکم گرسنه ….

آیا امکانش هست چنین شخصی پیروز شود؟

به همین شکل:

  • هر کسی که ذکر الله نزدش سنگینی کند … و دست از ذکر الله بکشد
  • و سنتهای راتبه ی نماز برایش سنگین بود که انجامشان دهد …. و سهل انگاری کرد
  • و انجام واجبات برایش سنگین بود … و آنها را به تاخیر انداخت
  • و  قوانین و دستورات شریعت الله  نزدش سنگین بودند …. و به آنها گوش نداد

به دنبال این می آید و از بدی حالت خودش و زندگیش شکایت می کند و می گوید شیطان بر دلم مسلط شده است!!

چنین شخصی واقعاً انسان درمانده و بیچاره ای است

با نفس خودت دربیافت قبل از آنکه با دشمن دربیافتی

چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

 متشکرم! پیروزی که منجر به آزادی کشورمان و به دنبال آن استقرار نظام اسلامی شد را به همه تبریک می گوییم.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

: پیروزی جهاد افغانستان به طور کلی پاداش بزرگی برای تمام امت و به ویژه مردم افغانستان است، خداوند همه قربانیان را قبول کند.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

 : در این بیست سالی که همه فداکاری کردند، خسته اند، خداوند متعال قبول فرماید، برای خانواده شهدا و ایتام آرزوی سلامتی دارم، هر که از جهاد ما در گفتار و عمل و اخلاق حمایت کند، خداوند او را بپذیرد.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

 برادران عزیز! موفقیت جهاد افغانستان نه تنها مایه مباهات افغان ها بلکه برای مسلمانان سراسر جهان است و همه مردم متدین جهان از پیروزی طالبان خوشحال هستند.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

: مردم انتظار دارند تا شعارهای که در جریان جهاد داده می‌شد عملی شود.

ادامه خواندن چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

أسامة بن لادن 

إن الحمدَ  لله نحمده و نستعينه و نستغفره , و نعوذُ بالله من شرور أنفسنا و سيئات أعمالنا , من يهده الله فلا مُضل له و من يُضلل فلا هادي له , و أشهدُ ألا إله إلا الله وحده لا شريك له و أشهد أن محمداً عبده و رسوله .

 أما بعد به امت اسلامي گرانقدر به صورت عام و خصوصا به اهل شكيباي خودم در جبهه هاي جنگ مرزها عراق  ،اهل علم وفضل،به فرماندهان گروههاي جهادي و اعضاي شوري آن، و به شيوخ قبيله ها آزاده وبا صلابت، و به همه برادران مجاهدم. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

صحبتي كه الان با شما دارم راجع نقشه هاي صلبيها و يهودان به رهبري امريكا و همكاري هم پيمانانشان در منطقه براي سرقت ثمره جهاد مبارك در سرزمين دو نهر(عراق) ميباشد،و ما بايد براي خنثي كردن آن چه كار بايد انجام بدهيم.

بر شما پوشيده نيست كه امريكا نتوانست با راههاي مختلف نظامي وسياسي در عراق نيروهاي خود را تثبيت نمايد. براي همين وقتي فهميد با جنگ نمي تواند كاري انجام دهد راهكارهاي سياسي وتبليغاتي خود را براي فريب دادن مسلمين زيادتر كرد،واز جمله مكرهايش سعي در فربيب دادن عشاير و خريدن آنها كرد. و گروههاي به نام (مجالس صحوات)بيداري تشكيل داد آنطور كه ادعا ميكنند.و عشاير زيادي از اين كار امتنا كردند،كه اينگونه دينشان و شرفشان را بفروشند.واز خداوند طلب ثبات برحق و ذخيره اي براي نصرت اسلام را براي آنها دارم. وخداوند در نفسشان و اهلشان و اموالشان بركت قرار دهد، وجزاي خيري نصيبشان بگرداند.

در اين بين بعضي از ضعيف النفسها مانند گمراه، گمراه كننده عبدالستار ابو ريشه و همدستانش به ملت و امت خيانت كردند. وبراي خودشان بدبختي دنيا ،رسوايي و ننگ كه تا ابدا دامنگيرشان است خريدند.(مگر اينكه توبه كنند). و بدترين تجار آنهاي هستند كه با دين خودشان و پيروانشان تجارت ميكنند، وآن را به اين دنياي پست ميفروشند.اما شيران اسلام او را مهلت ندادند و بوش نتوانست از او سودي ببرد.وخسارت دنيا و آخرت نصيبش شد، بدرستيكه خسارت آشكاري است.

من نصيحت ميكنم به كساني كه در اين راه گمراهي هستند، دستشان را از اين كفر وننگ بشورند با توبه نصوح به امت باز گردند. خداوند ميفرمايد: ((آنهايكه بعد از اين توبه كنند و راه اصلاح را در پيش گيرند،خداوند بخشنده ومهربان است)) سرباز گيري امريكا از منافقين عشاير يك هدف است و هدف ديگر سعي امريكا از خلال نمايندگانش در منطقه تشكيل يك حكومت دست نشانده مانند حكومتهاي خليج به جاي مالكي به اسم حكومت وحدت ملي .

ادامه خواندن ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

آنهایی که مصلحت و مفسده را می پرستند

آنهایی که مصلحت و مفسده را می پرستند

سید قطب رحمه الله می گوید:

” كلّ من جَبُنَ عن قول كلمة الحقّ، تحجّج بالمصلحة والمفسدة حتى أصبحت المصلحة والمفسدة طاغوتاً يُعبدُ من دونِ الله.

همه ی کسانی که از بیان کلمه حق می ترسند دلیل آن را مصلحت و مفسده ذکر می کنند چنانکه رفته رفته مصلحت و مفسده به طاغوتی تبدیل می گردد که به جای الله عبادت می شود.

چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

ارائه: عبدالباسط خُنجی

پیروز شدیم…

روزگاری که شعارمان لااله الا الله بود. روزی که سربازانمان پیشانی خود را قبل از نبرد، برای سجده بسوی خداوند خاک آلود می کردند. روزی که ارتش ما در زمین تکبیر می گفت تا به دنبال آنان، ملائکه در آسمان تکبیر گفته و از الله اکبر آنان کوه ها به لرزه آیند و قلب دشمنان از جا کنده شده و پیروزی و ظفر به دست آید…

چنانکه اقبال می گوید:

ماییم آنان که اگر در آن حال که جنگ، زمین را جامی سرخ می نوشاند، به نماز فراخوانده شوند

صورت ها را بسوی حجاز گردانده و در گوش روح الامین تکبیر می گوییم تا او نیز تکبیر گوید

پیروز شدیم، آن روز که خالد بن ولید به پیکارگاه یرموک آمده بود و در حالی که ارتش روم چونان دریایی ناآرام در برابرش قرار داشت، یکی از ترسوها به او گفت: “امروز ای خالد به کوه سلما و آجا فرار خواهیم کرد” خالد چشمان خود را به آسمان دوخت و انگشت سبابه اش را بلند کرد و گفت: “نه به خداوند سوگند که نه به سلما و نه به آجا بلکه پناه ما بسوی الله است!” و آنگاه فتح مبین نصیب آنان شد.

پیروز شدیم، آنگاه که “قتیبة بن مسلم” (۱) کابل را در محاصره گرفت یکی از عباد انگشتش را بلند کرد و گفت “یا حی یا قیوم” “(ای زنده ی استوار) قتیبه به او گفت: “به الله سوگند که این انگشت تو نزد من از صدهزار جوان ورزیده و صدهزار شمشیر برنده قوی تر است”

و پیروز شدیم، آنگاه که صلاح الدین در حطین صبر کرد تا خطبا در روز جمعه به بالای منبر بروند تا در لحظه ی اجابت دعا قرار گیرد…

و آنگاه که سلطان “قطز” (۲) در عین جالوت فریاد “وا اسلاماه” سر داد.

پیروز شدیم آنگاه که “نورالدین محمود” (۳) در هنگام فتح عکا به سجده افتاد و از خداوند خواست که در راه او شهید شده و او را در شکم درندگان و پرندگان محشور کند…

پیروز شدیم، روزی که عبدالعزیز بن عبدالرحمن به یکی از کارگزارانش گفت: “اگر خداوند با تو باشد از که می ترسی؟ و اگر با تو نباشد به که امید خواهی داشت؟”

ادامه خواندن چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

Пайғамбаримизни ёронларидан уч киши табук ғазотида қатнашмасдан орқада қолиб кетишган эди. Мана бу уч кишини хар бирини ,  минглаб мўъминлардан ташкил топган лашкарни орасида ўзини ўрни бор эди; аммо уларнинг ва бошқа мўъминларнинг  қилган муомаласи, рафтори ана ўша кундан бошлаб кейинги даврларда хам исломий харакатни йўлига ўзини таъсирини кўрсата олди. Албатта уларни қилган рафтори, доим сўзлари ва рафториларини кўрмаганликка олинадиган мунофиқлар ( секулярзодалар)ни рафторини умуман аксини кўрсатган.  

ادامه خواندن Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

پَیغَمبَرِیمِیزنِی یارانلَرِیدَن اوُچ کِیشِی تَبُوک غَزاتِیدَه قَتنَشمَسدَن آرقَدَه قالِیب کِیتِیشگن اِیدِی. مَنَه بُو اوُچ کِیشِینِی هَر بِیرِینِی، مِینگلَب مُؤمِنلَردَن تَشکِیل تاپگن لَشکَرنِی آرَسِیدَه اوُزِینِی اوُرنِی بار اِیدِی؛ اَمّا اوُلَرنِینگ وَ باشقه مُؤمِنلَرنِینگ قِیلگن مُعامَلَه سِی، رَفتارِی اَنَه اوُشَه کوُندَن باشلَب کِییِینگِی دَورلَردَه هَم اِسلامِی حَرَکَتنِی یُولِیگه اوُزِینِی تأثِیرِینِی کوُرسَتهَ آلدِی. اَلبَتّه اوُلَرنِی قِیلگن رَفتارِی، دائِم سُوزلَرِی وَ رَفتارلَرِینِی کوُرمَگنلِیکگه آلِینَدِیگن مُنافِقلر( سکولرزاده لر) نِی رَفتارِینِی عُمُوماً عَکِسینِی کوُرسَتگن.

مَنَه بُو اوُچ کِیشِی تَبُوک غَزاتِیدَه عُذرسِیز قَتنَشمَسدَن آرقَدَه قالِیب کِیتِیشگن اِیدِی. اَمّا اوُلَر الله وَ رَسُولِینِی قَرشِیسِیدَه اوُزلَرِینِی صادِقانَه رَفتارلَرِینِی بَیان قِیلِیشَدِی وَ پَیغَمبَر هَم اوُلَرگه بِیرگن جَوابلَرِیدَه مَرحَمَت قِیلَدِیلَر: ” سِینِی سُوزِینگ تُوغرِی، اَمّا حاضِر الله تَعالی بُو مَسَلَه بُویِیچَه حُکم چِیقَرگوُنِیچَه کِیتَوِیر.”  

ادامه خواندن دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

دیدگاه ابن القیّم دربارۀ امامیه

دیدگاه ابن القیّم دربارۀ امامیه

به قلم: مجاهد دین

ابن القیّم رحمه الله دربارۀ اینکه اگر کسی که به طلاق سوگند بخورد سپس سوگندش را بشکند، آیا طلاقش می‌افتد یا نه، وجوه مختلفی از اقوال علما دربارۀ آن را می‌آورد، سپس در وجه هفتم دیدگاه شیعۀ #امامیه در این باره را بیان می‌کند و می‌گوید:

«الوجه التاسع: إن فقهاء الإمامية من أولهم إلى آخرهم ينقلون عن أهل البيت أنه لا يقع الطلاق المحلوف به وهذا متواتر عندهم عن جعفر بن محمد وغيره من أهل البيت. وهب أن مكابرا كذبهم كلهم وقال قد تواطئوا على الكذب عن أهل البيت ففي القوم فقهاء وأصحاب علم ونظر في اجتهاد وإن كانوا مخطئين مبتدعين في أمر الصحابة فلا يوجب ذلك الحكم عليهم كلهم بالكذب والجهل وقد روى أصحاب الصحيح عن جماعة من الشيعة وحملوا حديثهم واحتج به المسلمون ولم يزل الفقهاء ينقلون خلافهم ويبحثون معهم والقوم وإن أخطأوا في بعض المواضع لم يلزم من ذلك أن يكون جميع ما قالوه خطأ».

ترجمه: «وجه هفتم: فقهای امامیه از اولشان تا آخرشان از اهل بیت نقل کرده‌اند که کسی که به طلاق سوگند بخورد و سوگندش را بشکند، طلاقش نمی‌افتد و این موضوع در نزدشان از جعفر بن محمد و دیگر اهل بیت، متواتر می‌باشد. و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند و بگوید بر دروغ بستن بر اهل بیت همدستی کرده‌اند! برای اینکه در بین آنان (امامیه)، فقها و اصحاب علم و نظر در اجتهاد وجود دارد و اگرچه که دربارۀ موضوع صحابه دچار خطا و بدعت شده‌اند اما چنین چیزی موجب این نمی‌شود که بر همۀ آنان حکم به دروغگو و جاهل بودنشان داده شود، و به تحقیق که صاحبان کتب حدیثی صحیح، از جماعتی از شیعیان روایت کرده‌اند و به حدیثشان عمل کرده و مسلمانان به حدیثشان احتجاج کرده‌اند، و فقها (ی اهل سنت) پیوسته مخالفت‌های آنان را نقل کرده و با آنان بحث کرده‌اند و آنان (امامیه) اگرچه در بعضی از مواضع خطا کرده‌اند، اما از آن چنین لازم نمی‌آید که همۀ آنچه که می‌گویند خطا باشد».[۱]

اگر این متن را بدون مشخص کردن اسم گوینده‌اش می‌آوردم، به نظر شما غلات تکفیری، گوینده‌اش را چند بار لعن و نفرین و تبدیع و تفسیق و تکفیر می‌کردند؟

در نزد غالیان و اهل بدعت (از هر فرقه و مذهبی که باشند) که ولاء و براءشان بر اساس شرع نیست، ظلم کردن به دشمن و مخالفشان، و حتی دروغ بستن بر آنان جایز است، چون هدفشان تنها مخالفت کردن با مخالفانشان است و برای رسیدن به این مخالفت، اگر لازم باشد به مخالفشان ظلم هم می‌کنند. اما مسلمان واقعی، به دشمن خود ظلم نمی‌کند و  چیزی که نیست را به او نسبت نمی‌دهد.

تصور کنید یکی بیاید و بگوید شیطان یا همان ابلیس، از ابتدای خلق شدنش، بد بود و قبلا از مومنان و مقربان درگاه الهی نبود.

حال یکی بیاید و بگوید: نه برادر، اشتباه می‌کنی، بلکه شیطان ابتدا از مقربان بود و مومن بود و عبادت خدا را می‌کرد، اما بعدا منحرف شد و از درگاه الهی و جایگاهی که داشت رانده شد.

سپس آن شخص برگردد و بگوید: آی داد بی داد فلانی از شیطان دفاع کرد، فلانی با شیطان موالات دارد، فلانی دارد برای شیطان تبلیغ می‌کند، فلانی شیطان را تزکیه کرد و…

داستان ما با غالیان نیز اینگونه است، اگر بگویی در دشمنی کردن با مخالفانت، تابع شرع باش و بر اساس جاهلیت با او مخالفت نکن. و اگر ظلمی که در حق دشمنش کرده است را بر او رد و انکار نمایی، فریاد می‌زند و می‌گوید فلانی از مخالفان اهل سنت دفاع کرده است!!! انگار اگر یکی مخالف اهل سنت بود پس جایز است با او به هر شیوۀ شرعی و ناشرعی مبارزه کرد!


[۱] الصواعق المرسلة في الرد على الجهمية والمعطلة، ج ۲ صص ۶۱۶-۶۱۷٫