
متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه راه حقیقت
ارائه: مسعود سنه ای
اخیراً یکی از گروههای حنفی مذهب با «مجاهد دین» از فعالین برجسته ی عقیدتی شافعی مذهب مصاحبه ای انجام داده است که مناسب دیدم با گردآوری کل مصاحبه آنرا جهت نشر به سایت بنیان جهاد علیه سکولاریسم ارسال کنم.
من بر این باورم که تجربیات و نکات بسیار مفیدی در این گفتگو وجود دارد که می تواند چراغی بر فراز راه بسیاری از جوانان ما باشد تا بار دیگر مرتکب این اشتباهات و حرکت در این مسیرهای اشتباه نشوند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سؤال ۱: استاد محترم، لطفأ خودتان را معرفی کنید، چه تحصیلاتی دارید و به کاری مشغولید؟
مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۴ ب.ظ]
به نام خدای مهربان، من بنده ای گناهکار و کوتاهی کننده در حقوق پروردگارم هستم که به عفو و بخشش پروردگارم بسیار نیازمندم، با اسم مجاهد دین در تلگرام فعالیت می کنم، و شخصیت حقیقی ام مجهول نیست بلکه فقط برای عموم پنهان است و کسانی چون ماموستا بهروز عزیزی از پاوه و ماموستا برزان ملکی از سنندج هویت واقعی من را می شناسند. در مورد تحصیلات دینی ام، من طلبه هستم و اگر الله توفیق بدهد طلبه نیز خواهم ماند. و من قبلا چند سالی انیماتور بودم بعدا سراغ بورس رفتم و اکنون در بازارهای مالی سرمایه گذاری می کنم و نیز در سایت ترجمیک، گاهی اوقات ترجمه عربی به فارسی انجام می دهم.
اتمام
سؤال۲ : اسمی که برای همه آشناست! مجاهد دین( یکی معروفترین داعیان و محققین غیرمقلد در زمان گذشته) قبل از اینکه غیرمقلد شوید، چه مسلک و مذهبی داشتید؟
مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۸ ب.ظ]
بله، اگر الله متعال قبول کند، مجاهد دین هستم، و این اسم مستعاری است که برای خودم انتخاب کرده ام. و من از پدر و مادری شافعی مذهب و اشعری مسلک به دنیا آمده ام بر این اساس من قبل از اینکه به قول شما غیر مقلد شوم، در فقه شافعی و در عقیده اشعری بوده ام.
اتمام
سؤال ۳: علت جذب شما به سلفیت( وهابیت و یا غیرمقلدیت) چه بود و معمولا چرا بعضی از عوام و یا خواص جذب سلفیت می شوند؟ و بیشتر چه شخصیتی از غیرمقلدین برای شما تاثیر گذار بود؟
مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۱۱ ب.ظ]
علت جذب شدن من به آنچه که به سلفیت یا وهابیت یا غیر مقلدیت شناخته می شود، در واقع چیزی جز توحید نبود. و تنها چیزی که هر شخص از عوام مردم غیر آگاه به علوم دینی را جذب وهابیت می کند در مرحله اول، شعار توحید است، و به من چنین تفهیم و منتقل شد که اولا در قرآن آمده است که مردگان نمی شنوند و دوما مشرکان نیز بت هایی که نمی شنیدند را صدا می زدند و هدفشان از صدا زدن آنها فقط شفاعت خواهی از آنان به درگاه الله بود و به این آیه استناد می شد:
﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى﴾ [الزمر: ۳]
«و کسانیکه به جای او معبودان (و اولیایی) گرفتند (و گفتند) اینها را نمیپرستیم جز برای اینکه ما را به الله نزدیک کنند».
و نتیجه ای که گرفته می شد این بود که فقط ما موحد هستیم و این مردم که به اولیاء و انبیاء متوسل می شوند مشرک هستند و ما به اهل توحید پیوسته ایم و از اهل شرک جدا شده ایم. و این مردمان نیز همان کاری را می کنند که مشرکان اولیه می کردند!
در حالی که آنچه من در آن زمان یاد گرفته بودم (و یا هر شخص عامی دیگری که برای اولین بار با این شعار توحیدی در ظاهر زیبا اما در باطن اشتباه و پر از تدلیس مواجه می شود و یاد میگیرد) توحیدی پوشالی و خوارجانه بود، و از فهم حقیقت شرک مشرکان در ربوبیت، و از اعتقاد آنان به شفاعتی نافذ و بدون نیاز به اذن الله، و از تاویل درست این آیات و اقوال جمهور علمای مسلمین درباره تفاوت اخذ اسباب با اخذ ارباب آگاه نبودیم.
برای همین وقتی در این مرحله اول، عقیده داعیان وهابی را تلقی به قبول کردی و فهم آنان از توحید را درست پنداشتی، پس در ادامه و مراحل بعد نیز، بخاطر حسن ظنی که به آنان داری، هر آنچه که آنها بگویند را نیز تلقی به قبول خواهی کرد، مانند مذموم بودن تقلید از مذاهب اربعه و مانند درست بودن قیام برای جهاد و قتال علیه این مردم مسلمانی که در پندار وهابیان مشرک هستند و…
و شخصیت خاصی از آنان را مد نظر ندارم که بیشتر بر من تاثیر گذاشته باشد، اما بطور کلی بیشتر علاقه به سلفی های جهادی و علمای آنان داشتم.
اتمام
ادامه خواندن متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه راه حقیقت







