احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

ارائه دهنده: کیوان مریوانی

این روزها در ایران ما می بینیم که نجدی چیزی می گوید و مکتب مفتی زاده چیزی و شیعه ی انگلیسی و سنی لیبرال یا متحجر آمریکائی چیزی و درویش و صوفی ها و غیره هم برای خودشان مسیرهای متفاوتی را می روند. با مثالی خدمت شما عرض کنم که : در چراغ راهنمایی ورانندگی روشن بودن چراغ قرمز به معنی توقف و همچنین عبور با احتیاط است. فرض کنیم در مورد چراغ قرمز ما این دو حکم – منع و دیگری جواز عبور – را داشته باشیم نتیجه ان چه خواهد بود؟! .. مصیبت …

در هر جامعه ، حکومت ، حزب و یا اجتماع کافی است برای هر امر مشخصی و یا حتی تعداد محدودی از انها دو قانون و نه بیشتر وجود داشته باشد بیقین چنین مجتمعی قادر نخواهد بود به شیوه ای منسجم و متوازن حیات و اداره خویش را به پیش ببرد..

در جامعه های پیشرفته که نمونه بارز آن جامعه پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم  است توانسته اند هم داشتن “آراء مختلف” و هم “قانون واحد” را یکجا بپذیرند اما جوامع دیگر یا با نفی آراء مختلف سیستمی دیکتاتوری بوجود آورده اند و یا اینکه با پذیرفتن آراء مختلف بجای قانون واحد هر روز بر تشتت و عقب ماندگی خود افزوده اند..

جامعه مسلمانان ، بخصوص احزاب سلامی با چنین مشکل اساسی دست و پنجه نرم می کنند این احزاب بجای عمل کردن براساس قانونی واحد براساس آراء مختلف و چه بسا متناقض عمل می کنند و این یکی از اساسیات کلی تفرق بین ما مسلمانان است.

شما حق دارید براساس تحقیق خود،  دست هایت را  در نماز مثل حنبلی ها روی سینه قرار دهی یا مثل شافعی ها رو ناف قرار دهی یا متثل حنفی ها پایین تر از ناف یا مثل مالکی ها و جعفری ها و زیدی ها و غیره دستانت را رها کنی و دست بسته نماز نخوانی اما این تا زمانی است که شما یک فرد هستید اما هنگامی که وارد نماز جماعت می شوی دیگر اینجا یک قانون عمل می کند  قانون تبعیت از امام …

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إنَّمَا جُعِلَ الإِمَامُ لِيُؤْتَمَّ بِهِ، فَلا تَخْتَلِفُوا عَلَيْهِ، فَإِذَا كَبَّرَ فَكَبِّرُوا، وَإِذَا رَكَعَ فَارْكَعُوا، وَإِذَا قَالَ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، فَقُولُوا: رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ. وَإِذَا سَجَدَ فَاسْجُدُوا، وَإِذَا صَلَّى جَالِساً فَصَلُّوا جُلُوساً أَجْمَعُونَ»: «امام برای این قرار داده شده که به او اقتدا شود، پس با او مخالفت نکنید؛ زمانی که تکبیر گفت، تکبیر بگویید و آنگاه که رکوع کرد، رکوع کنید. و زمانی که “سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ” گفت، “رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ” بگویید. و وقتی سجده کرد، سجده کنید. و اگر نشسته نماز خواند، همگی نشسته نماز بخوانید». 

 اجتهاد عثمان بر این بود که نمازش را در منی کامل بخواند برخی از اصحاب مانند ابن مسعود اعتراض کردند که نباید نماز کامل خوانده شود همانطور که پیامبرو ابوبکر و عمر کامل نخواند اما هنگامی که عثمان به اجتهاد خود عمل کرد افرادی که منتظر بودند با ابن مسعود نمازشان را بصورت قصر بخوانند دیدند که برخلاف انتظار انها ابن مسعود به امام عثمان اقتدا نمود و نمازش را کامل خواند و فرمودند : فخلاف شرّ.

ادامه خواندن احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

نویسنده: صلاح الدین عباسی

     تعداد مذاهب و فرق اسلامی، بسی بیش از ۷۲ عدد است. این مذاهب و فرقه ها در فقه، کلام، روایات، احادیث و تاریخ با همدیگر اختلاف دارند. در این میان دو مذهب شیعه و سنی به دلایل عمدتا سیاسی، چند سال است که اختلافاتشان از لای کتابها و کلام علما خارج و به خیابانها و میادین کشیده شده است. هر چند شیعه و سنی با هم اختلافات زیادی دارند اما جالب توجه است که در میان این دو مذهب گروههایی وجود دارند که به مذهب مقابل نزدیکتر از سایر گروههای مذهب خویش می باشند. مثلاً گروه زیدیه شیعه به سنی‌ها نزدیکتر است تا به سایر گروههای شیعه. یا شیعه اثنی عشری به سنی شافعی نزدیکتر است تا به علوی‌ و نصیری واهل حقهای شیعه. شافعی‌ها و صوفیهای سنی به شیعه اثنی عشری نزدیک‌ترند تا دیدگاههای سلفی و وهابی اهل سنت.

     آن چه واقعیت دارد و اجتناب ناپذیر است، وجود اختلاف در میان این مذاهب و میان گروههای داخل هر مذهب است. شرح و ریشه یابی و چرایی و چگونگی و هر گونه توضیحی در مورد اختلافات در اینجا مورد بحث نیست. این اختلافات، سابقه تاریخی صدها ساله دارند. بارها به خونریزی و کشتار و غارت کشیده شده اند. مذاهب اسلامی هزاران صفحه نوشتار و روایات در اثبات و رد همدیگر نقل کرده و نوشته اند. کتابخانه هر کدام از مذاهب اسلامی، دارای کتابها و مقالات متعدد در رد ونقد مذاهب دیگر می باشد…..

      چنانچه اشاره رفت، این اختلافات بارها به جنگ و خونریزی میان پیروان مذاهب کشیده شده است. مجموع کشته های جنگهای میان سنی و شیعه و شافعی و حنبلی و اثنی عشری و اسماعیلی و خارجی و غیر خارجی، بیشتر از تعداد کشته های جنگهای بین مسلمانان و غیر مسلمانان است.

     سوال این است، آیا در قرن پانزدهم اسلامی و بیست و یکم میلادی، تبدیل اختلاف به جنگ، امری منطقی و عقلانی است؟ آیا همچون ۱۴۰۰ سال و ۷۰۰سال و ۴۰۰سال پیش، در دوران معاصر نیز، جنگ و برخورد و خونریزی میان مردم و حکومت‌های معتقد به مذاهب متفاوت ادامه پیدا کند؟ آیا در قرن حاضر نیز عراقیها و ایرانیها و افغانیها و شیعه ها و سنی ها و خوارج، مثل دوران ایوبیان و فاطمیان و صفویان و عثمانیان، همدیگر را لت و پار کنند، غارت کنند، ویرانی به بار بیاورند؟

آیا مسلمانان در دوران کنونی نیز باید رودرروی هم قرار گیرند، چرا که بیش از۱۴۰۰سال پیش سقیفه ای و غدیری بوده است. بنی هاشم جانشینی را حق خود دانسته و بنیهای دیگر حق خود. که علی با معاویه حکمیت را پذیرفته و نباید می پذیرفت.

ادامه خواندن مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

کفران نعمت با دامن زدن به تفرق

کفران نعمت با دامن زدن به تفرق

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

خداوند متعال می فرماید: هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/۶۲او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.‏ یعنی بعد از نصرت الله، عاملی که باعث تقویت و پشتیبانی مومنین می شود خود مومنین هستند و این نعمتی است که الله تعالی در آیه ی بعدی در مورد آن می فرماید: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ‏(انفال/۶۳) و (خدا بود که) در میان آنان الفت ایجاد نمود ( و دلهای پر از حقد و کینه آنان را به هم نزدیک و مهربان کرد، به گونه‌ای که) اگر همه آنچه در زمین است صرف می‌کردی نمی‌توانستی میان دلهایشان انس و الفت برقرار سازی . ولی خداوند ( با هدایت آنان به ایمان و دوستی و برادری) میانشان انس و الفت انداخت ، چرا که او عزیز و حکیم است.‏

به همین دلیل در آیه ی بعدی الله تعالی خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم که رهبر دارالاسلام و حکومت اسلامی است می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/۶۴) ای پیغمبر ! خدا برای تو و برای مؤمنانی که از تو پیروی کرده‌اند کافی و بسنده است.

در اینجا واضح است که الله تعالی با قرآن و شریعتش قلبهای مومنین را به هم نزدیک کرده و بین آنها الفت و انس ایجاد کرده است و با وحدتی که میان این مومنین ایجاد کرده آنها را بعد از نصرت خودش تنها عامل تقویت و پشتیبانی همدیگر و رهبر دارالاسلام معرفی می کند.

البته در همین سوره و در چند آیه قبل الله تعالی هشدار داده است که: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ‏(انفال/۴۶) و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و ( در میان خود اختلاف و) کشمکش مکنید،  ( که اگر کشمکش کنید) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود ( و ترس و هراسی از شما نمی‌شود).

پس الله تعالی با ایجاد وحدت میان قلبهای مومنین با ۱- الله واحد ۲- قرآن واحد ۳- پیامبر واحد ۴- قبله ی واحد، به آنها نعمت بزرگی داده است که هیچ چیزی و هیچ کسی غیر از الله قادر نخواهد بود اینگونه میان مومنین الفت و وحدت ایجاد کند، حالا اگر مومنین این موارد وحدت آفرین را رها کرده و با مطرح کردن مسائل قومیتی و نژادی و زبانی و مسائل ریز فقهی قابل چشم پوشی در واقع کفران نعمت کرده است و خودش و دیگران به سمت و سوی درماندگی و ناتوانی سوق می دهد که ثمره ای غیر از ،از بین رفتن شکوه و هیبت مومنین ندارد که در نتیجه ی آن ترس مومنین از دل کفار برداشته می شود و دشمنان در اشغال سرزمین های مومنین و زور گوئی به مومنین طمع می کنند.

پس آن خطیب اهل سنت یا آن فعال مجازی اهل سنت یا شیعه یا حتی آن مداح شیعه که سخنان آنها در جلسات مذهبی یا خوانندگی و مدّاحی یا منابر به این نتیجه منتهی بشود که به وحدت مسلمین لطمه وارد کند و دشمنان ما را در اهداف جنگی روانی شان موفّق بکند بدون شک آنها دچار کفران نعمت شده اند و فرصت سربلندی و با عزت زندگی کردن و قدرت گیری و آزاد سازی زمین را هدر داده‌اند و کفران کرده‌اند و مشمول کسانی شده اند که الله تعالی در موردشان می فرماید:أَلَم تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلوا نِعمَتَ اللَّهِ كُفرًا وَأَحَلّوا قَومَهُم دارَ البَوارِ(ابراهیم/۲۸)آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟!

این روزها که مثل روز روشن است که دشمنان با مطرح کردن مسائل نژادی و قومیتی و ناسیونالیستی و با برجسته کردن مسائل ریز فقهی مذهبی مورد اختلاف قصد دامن زدن به تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین را دارند، پس حتی بیان مطالبی که در قلب مومنین نسبت به هم کینه ای ایجاد کند یا آنها را نسبت به هم بد بین یا بی خیال کند بدون شک کفران نعمت و حرکت در مسیر اهداف و نقشه های دشمنان است .

آمادگی در برابر دشمنان با وارد کردن ضربات کوبنده و آمادگی های نظامی

آمادگی در برابر دشمنان با وارد کردن ضربات کوبنده و آمادگی های نظامی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

الله تعالی در سوره ی انفال در مورد کفار می فرماید: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ‏(انفال/۵۷) بیگمان بدترین جنبنده در پیشگاه الله، کسانی هستند که کافرند و ایمان نمی‌آورند.‏

 بعد در مورد همین کفار می فرماید: فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ‏(انفال/۵۷) اگر آنان را در جنگ رویاروی بیابی آن چنان آنان را در هم بکوب و تارو مار و پراکنده کن که کسانی که در پشت سر ایشان قرار دارند (و دوستان و یاران و هم پیمانان و طرفدارن و حامیان ایشان هستند) پند گیرند (و جرئت عرض اندام و حمله نداشته باشند) .‏

در سه آیه ی بعد باز می فرماید : وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی و قدرت و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

الله تعالی واضح و آشکارا کفار را بدترین جنبنده معرفی می کند یعنی بدتر از تمام موجودات و چیزهایی که می بینی و حتی بدتر از میکروبها و ویروسها؛ و بعد از آن امر می کند که در جنگ با کفار محارب چنان ضربات کوبنده ای بر آنان وارد کرد که متحدین و پشتیبانان و طرفداران و حامیان آنها نیز عبرت بگیرند و به اصطلاح حساب دستشان بیاید که در صورت تکرار چنین غلطهایی چه چیزی در انتظارشان است.

به دنبال این و به عنوان عاملی بازدارنده به فراهم کردن قدرت نظامی امر می کند آنهم جهت «ترساندن» این دشمنان آشکاری که ما می بینیم و دشمنان پنهان داخلی یا همان منافقین و دارودسته ی منافقین که ما به درستی آنها را نمی شناسیم.

پس «ترساندن و ارهاب دشمنان الله و خودمان یک فریضه است» و مومن یا دارالاسلامی که از چنان قدرت نظامی برخوردار نباشد که باعث ترساندن و ارهاب دشمنان آشکار خارجی و پنهان داخلی شود چنین مومن و دارالاسلامی امر الله را انجام نداده و به عنوان یک خطا کار باید همیشه منتظر حملات دشمنان و وحشی گری های آنها باشد.

اینجاست که باید به جایگاه حضور هوشمندانه و مقتدرانه و آگاهانه ی نیروهای مسلح دارالاسلام پی ببریم، بخصوص ما که خواهان اسلام کامل هستیم و با کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی روبرو شده ایم که یکی از پست ترین جنبنده های اطراف ما بوده و در کنار سایر کفار و دارودسته ی منافقین محلی معدن توطئه و خیانت هستند و در کمین نشسته اند که در کجا ما دچار ضعف و سستی شده ایم تا از همان نقطه به ما و جماعت ما که توسط دارالاسلام تشکیل شده است ضربه بزنند.

آنچه از عزت و اقتدار و شرافت و آزادگی ما در برابر کفار سکولار محافظت می کند و جلو وحشیگری های آنها را می گیرد قدرت علمی یا استدلال یا عقیده ی قومی ما نیست بلکه بعد از نصرت الله تعالی تنها قدرت نظامی مومنین و قدرت نظامی نیروهای مسلح دارالاسلام است.

اگر تو خواب باشی به این معنی نیست که دشمن هم در خواب است

اگر تو خواب باشی به این معنی نیست که دشمن هم در خواب است

به قلم: کیوان مریوانی

نکته ای پر محتوا از سیدنا علی ابن ابی طالب روایت شده است که در نامه اش به اهل مصر می گوید: وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ؛ و هر كه از دشمن آسوده بخوابد دشمن نسبت به او نخواهد خفت.

این یعنی هر گونه غفلت ما از دشمنان آشکار خارجی و دشمنان پنهان داخلی مساویست با انتظار ضربه خوردن از سوی این دشمنان. دشمنان به راحتی از غفلت ما سوء استفاده می کنند و به سادگی از همانجایی که غفلت کرده ایم به ما ضربه خواهند زد.

امروزه دارالاسلام به عنوان بزرگترین نعمتی که از عزت مومنین محافظت می کند و دارودسته ی منافقین داخلی و کفاراصلی را در ذلت و ضعف و زیردستی قرار داده است از سوی دشمنان در معرض انواع جنگهای روانی و رسانه ای و اقتصادی و فرهنگی و حتی امنیتی قرار گرفته است.

دشمن سعی دارد با برجسته کردن پاره ای از مشکلات اقتصادی که خودش با تحریمهای مختلف از مسببین اصلی این مشکلات است و با ناچیز جلوه دادن اینهمه ترقی و حرکت رو به جلو دارالاسلام از یک سو، و با برجسته کردن اختلافات فرقه ای و مذهبی و نژادی و قومیتی از سوی دیگر، ما را نسبت به این نعمت دارالاسلام غافل کند و از همین کانال به اصل نظام و دارالاسلام ضربه بزند.

کم هوش ترین مومن هم می داند که هدف کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین که در یک جبهه بر علیه دارالاسلام قرار گرفته اند تغییر نظام کنونی به نظامی بر اساس قوانین فقهی یکی دیگر از مذاهب اسلامی نیست، بلکه اینها از اساس با حاکمیت قوانین شریعت الله مخالف هستند و برایشان فرق ندارد این قوانین توسط دارالاسلام ایران بر اساس فقه جعفری و در حکام مدنی و محلی بر اساس فقه حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و زیدی اجرا شود یا در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر اساس فقه حنفی باشد یا در سومالی بر اساس فقه شافعی باشد یا در مالی و لیبی بر اساس فقه مالکی و یا در یمن بر اساس فقه شافعی یا زیدی باشد.

اینها با قوانین شریعت الله سر دشمنی و ناسازگاری دارند و مذهبها برایشان یکسان هستند.

پس از مکرها و حیله های مجریان جنگ روانی دشمنان که این روزها در قالب شبکه های مختلف و متنوع ماهواره ای و مجازی در حال فعالیت هستند و با اربابی واحد گاه به دفاع از اهل سنت بر علیه شیعه فعالیت دارند و گاه به دفاع از تشیع بر علیه اهل سنت سخنپرانی و فعالیت دارند غافل نشویم، هدف اصلی اینها غافل کردن ما از اصل نظام و دارالاسلام و در نهایت ضربه زدن به دارالاسلام و تبدیل کردن آن به دارالکفری سکولار است.

اگر خود را به مسائل ریز و جانبی مشغول کردیم و یا دشمن موفق شد ما را به چنین دامی بکشاند که به مسائل ریز و جانبی و فرقه ای و قومیتی مشغول کند و از مسئله‌ی اصلی که حفظ کیان مومنین و حفظ کیان دارالاسلام است، غافل شدیم، دشمن ممکن است به ما ضربه بزند و چنانچه دارالاسلام ضربه بخورد چه بخواهیم یا نخواهیم حاکمیت قوانین شریعت الله و تمام مذاهب اسلامی ضربه خواهند خورد و این هدف نهایی دشمن از غافل کردن ماست و چنانچه مومنین غافل شوند باید منتظر باشند که دشمن از این ناحیه ی حساس و اصلی به آنها ضربه بزند.

ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎﺭﺍ به وسیه ی دارالاسلام ﺟﻤﻊ ﮐﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ بین ﻗﻠﻮﺏ ﻣﺎﻥ ﺍﻟﻔﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﭼﺭﺍ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎﺭﺍ به وسیه ی دارالاسلام ﺟﻤﻊ ﮐﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ بین ﻗﻠﻮﺏ ﻣﺎﻥ ﺍﻟﻔﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﭼﺭﺍ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

به قلم: کارزان شکاک

ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﻭﺍﻟﺼﻠﻮﺓ . ﻭﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋلی ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪ:

ﺑﺪﻭﻥ شک ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﺍﻩ مستقیم و عقیده صحیح دور پرچمی واحد و تحت امر امام واحدی در دارالاسلام جمع کرد و ما اهل جماعت شدیم . جماعتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم  حمایت و پشتیبانی الله تعالی از آن را اعلام کرده و می فرماید:

ﭘﺱ ﺁﯾﺍ ﮐﺍﺭ ﺍﻫﻞ ﺩﺭﮎ ﻭ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﮐﻩ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍنی ﮐﻩ با بهانه ی ریز و قابل چشم پوشی فقهی یا تاریخی ﺑﺴﻮﯼ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻑ می روند می گویم – ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺘﺮﺱﯿﺩ ﻭ ﺏﯿﻥ ﻫﻢ ﺻﻠﺢ ﮐﻥﯿﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﺍﻡ ﻫﺎﯼ ﺵﯿﻃﺎﻥ ﮐﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﮐﺭﺩﻥ ﭘﻫﻦ ﮐﺭﺩﻩ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻥﯿﺩ . ﻭ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات/۱۰) ‏ فقط مؤمنان برادران همدیگرند ، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید ، و از خدا ترس و پروا داشته باشید ، تا به شما رحم شود .‏

الله تعالی با توحید اسلام و نور قرآن و با توحید صف و جماعتی واحد در دارالاسلام  ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﺱ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺴﻮﯼ ﺗﻔﺮﻗﻪ ناسپاسی نکنید و الله را شکر کنید . الله تعالی می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ ‏(ابرهیم/۷)

‏و آن زمان را که پروردگارتان مؤکّدانه اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کردید ، هر آینه (نعمتهای خود را ) برایتان افزایش می‌دهم ، و اگر کافر (و ناسپاس) شدید ( شما را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازم و بدانید که) بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است.‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه ی حجه الوداع نیز خطاب به مومنین می فرماید: الله متعال خونریزی در میان شما و گرفتن به ناحقِ اموال تان از یکدیگر را مانند حرمت روز عید قربان و حرمت مکه و حرمت ذی الحجة حرام کرده است. سپس فرمود: آیا آنچه مامور به ابلاغ آن به شما شدم، ابلاغ نمودم؟ همه گفتند: بله؛ فرمود: یا الله شاهد باش که گواهی می دهند به آنها ابلاغ شده است. و این را سه بار فرمود. سپس آنها را امر نمود که بعد از او همچون کفار به جان هم نیفتند و خون یکدیگر را نریزند. لا ترجعوا بعدي كُفَّارًا يضرب بعضكم رِقَابَ بعض (متفق علیه) مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر و کشت و کشتار از همدیگر کافر و ناسپاس نشويد.

ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺍﻡ ﺁﯾﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﮎ ﺗﻔﺮﻗﻪ همین کافی نیست که می بینید همه کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد داخلی به همراه دارودسته ی منافقین و سکولار زده های بومی بر علیه ما و دارالاسلام ما که از جماعت ما محافظت می کند جمع و یکصدا شده اند و جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند؟

ﻭ ﺑﺮﺍﯼ اهل تفرق و محدود بینان کوتاه فکر می گویم ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺘﺮسید و مواظب مکر شیطان باشید تا به حیله ی شهرت و علم و خود بزرگبینی (مثل علمای سوء و دعوتگران به سوی آتش و الرویبضه) در گمراهی تفرق و جنگ داخلی و خدمت مجانی برای شیطان و یارانش نیافتید: إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿۶﴾ در حقيقت‏ شيطان دشمن شماست‏ شما [نيز] او را دشمن گيريد [او] فقط دار و دسته خود را مى‏ خواند تا آنها از ياران آتش باشند.

چه وقت ما و دارالاسلام ما از سوی دشمنان سکولار ضربه خواهیم خورد؟

چه وقت ما و دارالاسلام ما از سوی دشمنان سکولار ضربه خواهیم خورد؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

مسلمین در دارالاسلام ایران و افغانستان در معرض بدترین جنگهای تبلیغاتی و روانی و اقتصادی و حتی امنیتی قرار گرفته اند.

دارالاسلام ایران با تجربیات بیشتری در این زمینه توانسته است در برابر تمام این توطئه گران داخلی و خارجی کارنامه ی موفقی از خودش نشان دهد که بزرگترین عامل موفقیت آن به بصیرت عمومی مومنین ایران بر می گردد.

زمانی که ملتی بصیرت دارد آگاهانه حرکت می کند و در برابر اتفاقات روز آگاهانه قدم بر می دارد به همین دلیل می بینیم که تمام توطئه ها و فتنه ها که زمانی به خاطر انتخابات ۸۸ برپا شدند و زمانی به خاطر تخم مرغ و زمانی به خاطر بنزین و مرغ و …. به بن بست رسیدند و اقلیت ناچیز فریب خورده هم که به امثال آمریکا و انگلیس و سایر کفار دل بسته اند دچار یاس و نا امیدی شده اند.

با این وجود ما شاهد ترورهای کوری در دارالاسلام ایران و افغانستان هستیم و این نشان می دهد که حتی در بهترین شرایط، امکان ضربه زدن از سوی دشمنان خارجی و مزدوران محلی آنها وجود دارد و باید همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم.

زمانی که الله تعالی در مورد سکولاریستها(احزاب= مشرکین) می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) (سکولاریستها) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ یعنی تا زمانی که ما دست از آن چهار معنی و مفهوم دین (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت از این حاکمیت و قوانین ۴- مجازات و پاداش بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت اسلامی) نکشیم با ما خواهند جنگید و زمانی که ما دین خود را از این چهار معنی و محتوا تهی کردیم و این چهار معنی را به دین سکولاریسم و سکولاریستها دادیم آنوقت است که کاری به کار ما ندارند.

این هدف همیشگی کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی در مورد مومنین و دارالاسلام است .

اگر ملت ما بصیرت خود را در اینگونه موارد اساسی از دست بدهد و چنانچه فراموش کنیم که دشمنانی آشکار خارجی و پنهان داخلی همیشه در کمین ما هستند، آنوقت باید منتظر تحمل ضرباتی از سوی این دشمنان باشیم.

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

پیاده شده از سخنرانی: آیت الله خامنه ای

بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع پیدا می‌کنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمی‌خواهیم!» این، ضربه‌ی بزرگی است.

 من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه‌ی وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل می‌کنم.

کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‌نشین است جمهوری آذربایجان آشنا بود، می‌گفت:

آن زمان که کمونیستها بر منطقه‌ی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه‌ی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلًا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود!

دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آن‌ها یک وسیله‌ی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این‌گونه علیه دین استفاده می‌کند.

 هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد (.۱۳۷۶/۰۱/۰۱)

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

به قلم: مسعود سنه ای

نقد کردن یعنی بیان واقعی و بدون افراط مشکلات و نقاظ ضعفی که در شیوه ی اجرای مسئولین وجود دارد با ارائه راهکار مناسب و جایگزین مناسب . یعنی هم گفته می شود که این مشکل وجود دارد و هو راه حل رفع این مشکل هم ارائه می شود.

چنین نقد کردنی یعنی حرکت در راستای اصلاح مشکلات جامعه و مطالبه ی مطالبات مردم .

در برارب این نقد اصطلاحگرایانه ای که تماماً در خدمت رفع مشکلات اجرائی جامعه و برگردان حقوق ضایع شده ی مردم است ما شاهد پدیده ی عیب جوئی های جاهلانه و غیر علمی و نفی موفقیتهای غیر قابل انکار جامعه و تردید افکنی در ارزشهای اصولی حاکم بر جامعه به دنبال آن تهمت زنی و بزرگنمائی بی اساس مشکلات ریز جامعه هستیم که سعی دارد مردم را به واکنشهای احساسی و مخرب بکشاند.

این روزها در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان بیشتر تلاش آمریکا و متحدین آن به همراه مزدوران محلی بر این است که نقطه ضعفی را تولید کنند یا اگر نقطه ضعفی در سیستم اجرائی حکومتی وجود دارد (که معمولا تمام کشورهای در حال توسعه با چنین مشکلاتی دست به گریبان بوده اند) چنین نقاط ضعفی را بزرگ نمائی کنند که این روزها بر مشکلات اقتصادی تمرکز کرده اند که بیشترین عامل این مشکلات نیز به تحریمهای اقتصادی همین دشمنان بر می گردد.

هدف آمریکا و متحدین و مزدوران خارجی و داخلی آن از راه انداختن چنین جنگ روانی این است که اعتماد و پیوندی که مسلمین با مسئولین و بخصوص با نظام دارند را سست و یا قطع کنند.  امروزه بیشترین تلاش این دشمنان بر همین امر متمرکز است.

علماء و خطباء باید بدانند که این اغتشاشگران و فتنه گران سکولار هر چند وقت یکبار به بهانه های گرانی تخم مرغ یا بنزین یا مرغ یا روغن و… در واقع اصل نظام اسلامی و اصل اسلام را هدف قرار داده اند نه مذهب حنفی در افغانستان یا مذاهب جعفری و شافعی و حنفی در ایران.

کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و فریب خورده های داخلی و خارجی آنها برای نظامی سکولار تلاش دارند که در آن باید «اطاعت» شخص از الله و قوانین الله گرفته شود و به سکولاریستی و قوانین سکولاریستی آنها داده شود.

پس جنگ این فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران یا افغانستان، جنگ با مذهب حاکم بر افغانستان یا ایران نیست؛ بلکه دشمنی این سکولاریستها با اصل نظام و قوانین اسلامی است و برایشان مذهب حنفی یا شافعی یا جعفری و غیره فرقی ندارد.

پس دفاع از دارالاسلام ایران یا افغانستان دفاع از خودمان است و شرکت ما در جنگ روانی بر علیه این دشمنان در واقع جنگ برای دفاع از خودمان و محافظت از عقاید و باورهای خودمان و موجودیت خودمان به عنوان یک مسلمان پایبند به شریعت الله است .

لطفاً اختلافات ریز مذهبی  اسباب فریب ما از جانب دشمنان نشوند، چون دشمنان بر همین اختلافات ریز تمرکز کرده اند تا ما این چند اختلاف ریز قابل چشم پوشی را بزرگ ببینیم و آنهمه اختلافات بزرگ و عمیق با کفار سکولار را ریز نگریسته و حتی نادیده بگیریم.

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

نویسنده: سید قطب

«وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ. فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَاهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَیَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِینَ لَمۡ یَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ. یَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَة مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡل وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ» (آل عمران/ ۱۶۹ـ ۱۷۱) (گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگانی هستند، بل که زندگانی می باشند که نزد خدایشان روزی داده می شوند. بسی شادمان اند به آن چه خدا به ایشان از فضل خویش داده است و مژدگانی می دهند به کسانی که هنوز به ایشان نپیوسته اند که هیچ هراسی بر آنان نیست و نه ایشان اندوه دارند. مژدگانی می دهند با نعمت و فضلی از سوی خدا و این که خدا مزد مؤمنان را هدر نمی دهد).

هرگاه کسانی را می بینم که از اعلان کلمة الله هراس دارند، در عین حال که خود را دیندار می پندارند.. هرگاه می شنوم جویده جویده کلمه ی توحید را می گویند، ولی از ترس گرفتاری، آن را علنی نمی کنند و هراس دارند که نیروهای شر و طغیان بر ایشان چیرگی یابند.. هرگاه می بینم که بر این ناتوانی خویش لباس زرنگی، زیبایی، جوانمردی و تیزهوشی می پوشانند.. هرگاه چنین چیزهایی را مشاهده می کنم، آن آیات مقدس و ارزشمند کتاب خدا در ذهنم تداعی می شود که راه را روشن می نماید.. راهی که جز آن، مسیری به سوی پیروزی، عزت، سربلندی و موفقیت نیست.. آن گاه است که از ژرفای درونم فریاد برمی آورم که: آهای، این دین یکی است، آهای، پایان آن سامان نمی یابد جز با آن چه آغازش سامان یافت.. آهای، راه این است و بس! «ٱلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَکُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِیمَٰانا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَکِیلُ» (آل عمران/۱۷۳) (آنان که مردم به ایشان گفتند: قطعا مردم برای شما گرد آمده اند، پس از ایشان بترسید، اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است).

آنان نگفتند: ما در میان یک جمع سرکش، اندک هستیم، پس باید بر خواری شکیبا باشیم، به خفت راضی باشیم، با شر مجامله و مدارا کنیم و از طغیان بپرهیزیم، تا خدا خودش کارش را سامان دهد. زیرا مؤمن یقین دارد که: «إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ» (رعد/۱۱) (به یقین خدا تغییر نمی دهد آن چه را به مردمی رسیده است، تا خود متحول کنند آن چه را در آن گرفتارند).

فرمان و کار خدا وقتی محقق می شود که کسانی با عبادت، امورش را اجرا کنند. آسمان همین گونه بر مردم عزت و پیروزی فرو نمی ریزد، بل که هنگامی این امر می سر می شود که مردم دل های خویش را به خدای آسمان پیوند بزنند تا آن گاه نیروهای زمینی در دسترسشان قرار گیرد و زندگی بر زمین آسان شود. آن وقت است که نعمت و فضل خدا از هر سو سرازیر می شود و به ایشان گزندی نمی رسد. هرگاه مردمی کلمة الله را بروز دادند و از غیر خدا نهراسیدند، خدا هم زمین را در اختیارشان قرار می دهد.

باری در یک جلسه که دعوتگرانش مدعی بودند برای بازسازی و بازگشت جوانان به اسلام و یاری اسلام و سربلندی جهان اسلام گرد آمده اند، چنین چیزهایی را بر زبان راندم. ولی هنگامی که سخن از حکومت اسلامی و عمل به شریعت اسلام به میان آمد، بسیاری از آنان سست شده و ترسیدند، مبادا استعمار و غیر استعمار بر ایشان بشورند و چالش ها و گرفتاری های غیر قابل حلی را سر راه شان بگذارند. معتدل ترین ها می گفتند: ما باور داریم که اسلام مکتب عقیده، شریعت، قانون و نظام است، ولی آن را به زمانش موکول می کنیم و فعلا آن چه را بهتر و حکیمانه تر و آرام تر است، برمی گزینیم!

با خودم گفتم: چگونه پیروز می شوند افرادی که از همان مرحله ی نخست از درون و اندیشه شکست خورده اند؟! کسی که می هراسد سخن حق را بر زبان بیاورد یا در نوشتارش بنویسد، چگونه با نیروهای شر و طغیان مبارزه می کند؟! خدا می داند از هیچ چیز همانند دیپلماسی جاری بر زبان افراد پست فطرت و بد جنس که گاهی کسان دیگری هم مدعی آن می شوند، شگفت زده نشده ام! نه تنها در میدان دعوت اسلامی، که حتی در عرصه های مبارزات ملی با استعمارگران یا نبرد اجتماعی بر ضد سرکشی و طغیان، یا دیگر مبارزه های بشری بر علیه تمام انواع شر و بدی! ایشان همواره ناتوانی خود را با شعار «عقل» پوشش داده و شکست و ناکامی خویش را لباس «مانور» پوشانده و عشق به امنیت و سلامتی خود را همیشه با لعاب «منافع عمومی» رنگ می زنند!

ادامه خواندن سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است