هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

به قلم: عبدالباسط بازماندگان (مدرسه علوم دینی اهل سنت بندرعابس)

زمانی از رسانه های مجازی یا ماهواره ای می دیدیم یا می خواندیم که عده ای تبلیغ می کردند که جاهایی از شمال سوریه از گروه نجدی بغدادی گرفته شود و در اختیار آمریکا و مزدوران آمریکا قرار بگیرد. مزدورانی مثل ملحدین سکولار کورد از حزب کارگران اوجالان و سایر مزدوران عرب که در اختیار آمریکا و ناتو هستند و برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند.

یا باز از رسانه ها می خواندیم  و یا می دیدیم که باز عده  ای به حمایت از ملحدین سکولار کورد دوست داشتند که سنجار (شنگال) از حاکمیت جماعت بغدادی گرفته شود و به این ملحدین سکولار کورد داده شود.

کسانی که از این سیاست تبعیت می کردند دو دسته ی عمده بودند:

  1.  احزاب سکولار و مرتد داخلی و دارودسته ی منافقین که در اساس با حاکمیت مسلمین و تطبیق قانون شریعت الله مخالف هستند و برایشان فرق ندارد این مسلمان دارای تفکرات نجدی باشد (مثل گروه بغدادی) یا شافعی باشد (مثل سومالی و غزه و یمن) یا حنفی باشند(مثل افغانستان و پاکستان و..) یا مالکی باشند(مثل لیبی و مالی و الجزائر و…) یا شیعه جعفری باشد (مثل ایران) یا شیعه زیدی باشد مثل یمن.
  2. کسانی از میان مسلمین که تنها به دلایل اختلاف مذهبی و کینه ی نابجا از مذهب مخالف خود دچار این گناه شده اند در حالی که الله تعالی به مومنین امر می کند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/۸) ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با ایشان) دادگری نکنید. دادگری کنید که دادگری (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر (و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا) است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

این مومنین اگر بدانند و آگاه باشند که سکولاریسم دین کفار مشرک و سکولار است و بداند که «سکولاریستها» همان «مشرکین» در قرآن و سنت صحیح و شریعت الله هستند و تنها اسم آنها عوض شده است و ماهیت آنها (مثل لوطی و هم جنس باز) فرق ندارد، با این وجود راضی باشد که این کفار سکولار خارجی یا داخلی بر دارالاسلام ایران یا هر یک از دارالاسلامها پیروز شود، سوگند به خدائی که محمد را به پیامبری فرستاده معنی این آرزویش این است که دوست دارد که حاکمیت شیطان و پیروان شیطان بر ایران و مسلمین تطبیق داده شود و حاکمیت بر اساس مذهب شیعه و سایر مذاهب (حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و زیدی) که در ایران رسمیت دارند از بین برود .

چنانچه مومنی ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری چنین آرزوی داشته باشد از دایره ی مومنین خارج می شود و چنانچه از حالت آرزو خارج شده و جنبه ی عملی به خودش بگیرد و حتی با یک کلمه یا با کمک مالی یا نظامی این کفار را بر علیه دارالاسلام ایران یا هر سرزمیت تحت حاکمیت قوانین الله بر اساس هر مذهب اسلامی یاری برساند خاک برسر و عاقبت به شری است که کلاً از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود و نماز و روزه و سایر عباداتش نیز باطل و نابود می شوند .  

پس در این دوران فتنه ها از ایمان و قیامت خود محافظت کنیم و اجازه ندهیم شیطان و یارانش ما را عاقبت به شر نموده و به جهنم راهنمایی کنند.

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

به قلم: کارزان شکاک

انسانهای جاهلی وجود دارند که خیال می کنند تجهیزات نظامی و بخصوص نیروی هوایی کفار سکولار جهانی چون آمریکا و ناتو و جنگ روانی رسانه های دشمن به همراه دین فروشان داخلی تا حدودی توانسته است از پیروزی حق و بخصوص پیروزهای بزرگ دارالاسلام ایران جلوگیری کنند؛ این در حالی است که الله تعالی می فرماید:

  • (إن ینصرکم الله فلا غالب لکم)
  • یا می فرماید: (إن تنصروا الله ینصرکم)
  • یا می فرماید: (ولینصرن الله من ینصره)!

در اینجا واقعیت این است که پیروزی از آن مومنین است نه کفار، و حتما مومنین دارای مشکلاتی داخلی هستند که این پیروزی نزد کفار رفته است.

زمانی که مومنین با تفرقه و جنگهای داخلی اسباب سستی و بی ابهتی خود را فراهم کردند در واقع دست از انهمه آیه و حدیث کشیدند که مومنین را به وحدت و یکپارچگی صفها دعوت می کنند و به این شکل مومنین به راحتی دست از نصرت دین الله تعالی کشیدند و الله تعالی هم دست از نصرت و پیروزی آنها کشیده است.

یکی از حکمتهای به تاخیر افتادن کسب پیروزهای بزرگ توسط دارالاسلام ایران ممکن است این باشد که الله تعالی بخواهد فرصت بیشتری به مومنین سایر مذاهب اسلامی بدهد تا بیشتر فکر کنند و بیشتر به تقویت ایمان خود و دور ریختن تفرق و درگیریهای داخلی بپردازند و الله تعالی به این شکل به مومنین فرصت بیشری برای توبه و بازگشت به شریعتش را بدهد؛ و گرنه پیروزی بزرگ بر سر مجاهدین دارالاسلام ایستاده و منتظر(کن فیکون) است.

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

ارائه: مُلا نور احمد (زید فراهی)

سه تن از یاران پیامبر از شرکت در غزوه ی تبوک دچار تخلف شدند. هر یک از این سه تن هرچند یکی از هزاران سرباز مومن را تشکیل می دادند؛ اما بازتاب رفتار آنان همچون سایر مومنین مسیر حرکت اسلامی را از ان روز تا آخر تحت تأثیر قرار داد. دقیقا بر خلاف رفتار دارودسته ی منافقین ( سکولار زده ها) که اکثر اوقات سخنان و رفتارها و حتی خودشان نادیده گرفته می شوند.

آن سه تن بدون عذر از شرکت در غزوه تبوک تخلف کردند. اما در تخلف خود با خدا و رسول خدا صادقانه رفتار کردند و پیامبر نیز در پاسخ یکی از آنان فرمود : «سخن تو راست است، اما برخیز تا خداوند در این مورد قضاوت کند».

توجیه ربّانی این سه تن با قطع رابطه ی مسلمانان صورت گرفت و رسول خدا مسلمانان را از سخن گفتن با آنان منع کرد. این قطع رابطه به اندازه ای که برای آن سه تن دشوار بود برای جمع مسلمانان نیز دشوار ود؛ اما با لبیک به فرمان رسول خدا استحکام صف و همبستگی مسلمانان در زیباترین شکل تاریخی خود را نشان داد، تا جایی که آنان سلام می کردند و یاران پاسخ نمی دادند! مهم تر و سخت از همه قطع رابطه ی همسران بود به گونه ای که تاریخ صفحه ای مشابه این صفحه را نقل نکرده است. یکی از آنان می گوید : «چهل روز از قطع رابطه سپری شد. ناگهان خبری از رسول خدا آمد که با همسرم قطع رابطه کنم. گفتم : او را طلاق دهم یا چه؟ گفت: نه، فقط به وی نزدیک نشو».

اهمیت این موضوع و خطری که صف مسلمانان را تهدید می کرد به جایی رسید که دشمنان اسلام در شام هم از این موضوع خبر یافتند و با شاعر مشهور اسلام کعب بن مالک که یکی از آن سه تن بود تماس گرفتند و به وی پیشنهاد کردند که به آنان بپیوندد. کعب می گوید : «روزی یکی از نبطیان ساکن شما که برای فروش مواد غذایی به مدینه آمده بود، آدرس من را از مردم پرس و جو می کرد، تا این که مردم من را به وی معرفی کردند و با نامه ای امیر غسان که در پارچه ی حریر نوشته شده بود به نزد من آمد. محتوای نامه این بود : «به ما خبر رسیده است که دوستت با تو جفا کرده است و خداوند قبول ندارد در ذلت و زبونی و در منزل تنگ و تاریک به سر ببری. به ما بپیوند تا با تو همدردی کنیم.» هنگامی که این نامه را خواندم با خود گفتم : این هم مصیبت دیگری است. عاقبت من به جایی رسیده است که مشرکی من را تطمیع می کند. سپس نامه را به تنور انداختم تا بسوزد.»

کعب بن مالک از روی صداقت و ایمان خود پرده از این رابطه و مکاتبه برمی دارد و این نامه را به تنور می اندازد، اما راستی عبدالله بن ابی چند جلسه، مکاتبه و طرح و نقشه را دیده و عملی کرده باشد و از این طریق علیه مسلمانان به توطئه پرداخته باشد.

حرکت اسلامی برای اطمینان از سلامتی صف مسلمانان باید توانایی خود را بیازماید و این قاعده را در میان گروه های ویژه ای اجرا نماید. اگر در اجرای این قاعده در میان گروهی محدود با شکست مواجه شود در سطح وسیع تر به طریق اولی شکست پذیر خواهد بود؛ بنابراین تا رسیدن به ساختار مستحکم و تشکیلات پایبند و دارای انضباط راه پر فراز و نشیبی در پیش خواهد داشت.

در پایان اشاره به این نکته ضروری است که جامعه ی اسلامی در نهایت بیداری و پایبندی و درد و زاری مشکل این سه برادر دینی خود را درک می کرد و از آن رنج می برد. زمانی که خبر قبول توبه ی آنان از آسمان به دینی رسید، بامداد مردی با بلندترین صوت از قله ی کوه فریاد زد : « ای کعب تو را مژده باد که توبه ات پذیرفته شد!» یکی از مادران مؤمنین می خواست شب این خبر را برساند که رسول خدا فرمود : «در این صورت مردم ازخوشحالی نمی گذارند شب بخوابید».

عملاً صف مسلمانان همچون یک جسد خود را نشان داد که اگر عضوی از آن را به درد می آورد روزگار سایر اعضاء را نماند قرا. زیباترین تصویر این اتفاق وجود عاطفه، دوستی کامل و مشارکت در درد و امید یکدیگر بود.

مسیر انحرافی و لغزشگاه تکیه بر قومیت گرائی و ناسیونالیسم

مسیر انحرافی و لغزشگاه تکیه بر قومیت گرائی و ناسیونالیسم

نویسنده: شیخ عاصم برقاوی

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال خطاب به پیامبرش  صلی الله علیه وسلم می­فرماید: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى» ضحی/۶: «آياخداتورايتيم نيافت وپناه نداد؟‏» یعنی: تو را نزد جدکافرت پناه داد و بعد از او نزد عموی کافرت پناه دادکه تو را نصرت داد و از تو حمایت کرد و اذیت وآزار قومت را از تو بازداشت.

و خداوند سبحانه وتعالی در مورد دشمنان پیامبر شعیب علیه السلام می­فرماید: «لَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ» هود/۹۱: «اگر قبیله و خویشاوندانت نبودند تو را سنگسار می­نمودیم.» درحالی که خویشاوندان اوکافر بودند.

و خداوند متعال درباره­ی پیامبر خدا صالح علیه السلام و ولی او که از او دفاع می­نمود میفرماید: «قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏»نمل/۴۹: «گفتند: براي همديگربه خداسوگندبخوريدكه برصالح وخانواده‌اش شبيخون مي‌زنيم وآنانرابه قتل مي‌رسانيم،سپس به ولي اومي‌گوئيم كه مادركشتن (وي و) خانواده‌اش شركت نداشته‌ايم و (درآنچه مي‌گوئيم) راستگوئيم.»

بر داعی یا مجاهد حرجی نیست، اگر قوم کافرش او را نصرت دهند یا قبیله­اش یا خویشاوندانش با انگیزه­ی جاهلیت و هم قبیله بودن از او دفاع کنند و برایش مشکلی نیست که از تأیید قومش برای او، که بر اساس روابط قومی و نسبی است، استفاده کند، مادامی که ولاء و براء و دوستی و دشمنی را براساس این روابط جاهلی قرار ندهد.

و از همین جنس است، اگر کسانی از ملی­گراها و یا فعالان حقوقی و یا دمکراسی­گراها یا غیرآنها، ازکسانی که منهج غیراسلامی دارند، او را نصرت دهند و از او دفاع کنند، و مانند آن است اگرکسانی همچون بعضی از داوطلبان سازمانهای بین المللی کافر چه سکولار و چه غیر آن که ظاهراً سعی در کاستن ظلم وستم دارند او را یاری دهند، در این مورد هیچ مشکل و حرجی بر مجاهد نیست مادامی که از این مناهج منحرف و ادیان کفری برائت نموده و به آنها کفر می­ورزد وآنها را مدح نمی­کند یا بر اساس آنها ولاء و براء ندارد.

ادامه خواندن مسیر انحرافی و لغزشگاه تکیه بر قومیت گرائی و ناسیونالیسم

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۳) آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

 پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۳) آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد …

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:

«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»

«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها بر پا شده. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.

در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.
این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها – امری ساده و ممکن است و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

پس از اینکه در قسمتهای قبل عوامل اول و دوم  را شرح دادیم اکنون به عامل سوم می پردازیم.

سوم : آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

همانطور که برای هر فعالیتی اسباب و مقدماتی لازم است، اگر این فعالیت در راه دین خداوند و تلاش برای تحکیم شرع مطهرش و مقابله با دشمنانش باشد این شروط و مقدمات بیشتر از همیشه ضرورت می یابد. به این مقدمات در اصطلاح شرعی،” اعداد (آماده سازی)” گفته می شود همانگونه که خداوند متعال می فرماید:

« وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ »  انفال ۶۰

« براي ( مبارزه با ) آنان تا آنجا كه مي‌توانيد نيروي ( مادي و معنوي ) و ( از جمله ) اسبهاي ورزيده آماده سازيد ، تا بدان ( آمادگي و ساز و برگ جنگي ) دشمنِ خدا و دشمن خويش را بترسانيد ، و كسان ديگري جز آنان را نيز به هراس اندازيد كه ايشان را نمي‌شناسيد و خدا آنان را مي‌شناسد.»

ادامه خواندن پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۳) آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۲) – جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۲) – جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی (با اندکی تصرف)

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد ..

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:
«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»
«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها بر پا شده. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.
در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.

این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی امری ساده و ممکن است – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها- و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

عامل دوم: جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته
زمانیکه این عقیده پاک در نهاد این مجموعه شکل گرفت، علی رغم عده کم آنها، می توانند جماعتی مؤمن تشکیل دهند که خداوند به وسیله آنها دین اسلام را نصرت دهد. این دقیقاً همان کاری بود که پیامبر صلی الله علیه و سلم زمانیکه خداوند او را به سوی مردم مبعوث کرد، در پیش گرفت، ایشان مجموعه ای از مؤمنان را انتخاب نمود و بذر عقیده ای صحیح و خالی از هرگونه شائبه را در دل آنها کاشت و این عمل تا زمان مناسبی ادامه یافت که در نهایت ثمره آن به بهترین شکل ممکن بروز کرد.

پس امکان ندارد دین اسلام بر پا شود مگر در خلال ایجاد یک جماعت مؤمن که اوامر خداوند متعال را به جای آورند. و لازم است که یک سری صفات درون این جماعت وجود داشته باشد تا اینکه شایستگی حمل این امانت تغییر و انقلاب مورد انتظار را پیدا کنند.

پاکی عقيده، مهمترين ويژگی است که بايد در اين گروه باشد، زيرا امکان ندارد که افرادی بر سر اطاعت از خداوند و رسولش صلی الله علیه و سلم جمع شوند، در حاليکه عقيده شان با هم متفاوت باشد و يا در آن عقيده، فسادی موجود باشد.

ادامه خواندن پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۲) – جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: ۱-  عقیده صحیح و مسئله ی  ولاء و براء

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: ۱-  عقیده صحیح و مسئله ی  ولاء و براء

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد ..

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:
«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»
«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها توسط دیکتاتوری سکولاریسم جهانی ومرتدین سکولار محلی بر پا شده است. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.

در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.
این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی امری ساده و ممکن است – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها- و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

عامل اول: عقیده صحیح
از مبانی اولیه برای هر امت و مجتمعی، وجود عقیده و مذهبی است که مرجع آنها در تمامی کارهایشان باشد، هر چند از جماعتی به جماعت دیگر این عقائد و مذاهب متفاوت است، اما در نهایت همگی بر ضرورت وجود این چنین عقیده ای که روشنگر راه آنها در طول مسیر باشد، متفق اند.

خداوند متعال به وسیله عقیده توحیدی، به امت اسلام عزت و نعمت بخشیده است، عقیده ای توحیدی که استوار است بر توحید خداوند در ربوبیت و الوهیت و همچنین توحید اسماء و صفات، و ایمان به اینکه همانا انسان برای انجام مأموریت عبادت و سپس جانشینی بر روی زمین طبق آنچه خداوند در کتابش (قرآن) بر آخرین پیامبرش محمد صلی الله علیه و سلم نازل کرده است، خلق شده است.

ادامه خواندن پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: ۱-  عقیده صحیح و مسئله ی  ولاء و براء

رمضان است و در توبه باز

رمضان است و در توبه باز

گردآوری: محسن صادقی/سقز

{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم ۸](ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند)

توبه چیست؟

توبه همان پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، عدم بازگشت توسط اندام . بیائیم با قلب پشیمان شویم (ندامت شدید) و همراه با زبان از خدا طلب مغفرت کنیم (استغفار) وبا اندام خود نشان دهیم که می توانیم خدا را خوشحال کنیم.

این سوال پیش می آید اگر ما تمام این موارد را عمل کنیم چه می شود؟ گناهان قبل از توبه چه می شود؟

ای پیامبر از سوی من بگو ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. به راستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان و پیش از آنکه عذاب به شما برسد، آنگاه یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز آیید و در برابر او تسلیم شوید. ( سوره زمر آیه ۵۳،۶۳)

وهمچنین ابن ماجه رحمه الله روایت میکند.«التائب من الذنب کمن لا ذنب له» (صحیح الجامع ۳۰۰۸)«توبه کننده از گناه همانند کسی است که هیچ گناهی ندارد».

جواب دوستانی که  ناشی از عدم یقین وایمان وهمچنین بدبینی احساس می کنند که گناهان آنها بیشتر از آن است که خداوند آنها را ببخشد.خداوند تبارک وتعالی میفرماید:{ورحمتی وسعت کل شیء}«رحمت من همه چیز را فرا گرفته»

وهمچنین خداوند  تبارک وتعالی  در حدیث قدسی می فرماید:«هر کس نظر وعلمش درباره من چنین باشد که توانایی بخشیدن تمامی گناهان را دارم او را خواهم بخشید و برایم اصلا مهم  نخواهد بود به شرط آنکه با من کسی را شریک نگرداند» این حدیث را طبرانی در کبیر و همچنین حاکم روایت کرده است (صحیح الجامع ۴۳۳۰)

کارهایی که فرد توبه کننده باید انجام دهد.

ادامه خواندن رمضان است و در توبه باز

حکم عملیاتهایی که بر علیه صهیونیستهای سکولار و آمریکا و سایر دارالکفرهای سکولار انجام می شود (۱)

حکم عملیاتهایی که بر علیه صهیونیستهای سکولار و آمریکا و سایر دارالکفرهای سکولار انجام می شود (۱)

ارائه دهنده: کارزان شکاک

لازم است بدانیم مرکز ثابتی که کشورهای سکولاری چون رژیم اشغالگر قدس و آمریکا و انگلیس و روسیه و چین و امثالهم را مدیریت و اداره می کند و هر تصمیمی که این کشورهای سکولار در برنامه های جنگی و مسائلی که به آینده و سرنوشت مردم مربوط است میگیرند توسط مجلس های سناتورها و مجلس عوام و سایر مجالسی انجام می شود که در این کشورها ثابت هستند و تمام این مجالس یا با رای مستقیم مردم آن کشور یا توسط نمایندگان مردم انتخاب شده اند .

رئیس جمهور یا نخست وزیر در تمام این کشورها تابع این مجالس ثابت است و می توان او را پیمانکار اجرائی سیاستهای کلان این مجالس محسوب کرد که باید بر اساس نقشه ای حرکت کند که برایش تعیین شده است . پس نباید تصور کنید کشوری چند صد ساله مثل آمریکا سرنوشتش را دست یک انسان نیمه دیوانه ای چون ترامپ بدهد یا دست بایدنی بدهد که هر چند وقت یکبار با خرزوخان گفتگو می کند و ….!

در این سو نیز سیاستهای مسلمین در برابر این کفار سکولار اشغالگر و محارب از کانال دارالاسلام و بر اساس قرآن و سنت صحیح به پیش می رود. الله تعالی در مورد برائت از مشرکین یا سکولاریستها می فرماید: قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَه…..( ممتحنه/۴) (رفتار و کردار ) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند ، الگوی خوبی برای شما است ، بدانگاه که به قوم خود گفتند : ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا می‌پرستید ، بیزار و گریزانیم ، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم ، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است ، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی می‌پرستید….

با این وجود دارالاسلام می تواند با دسته هائی از این کفار بر علیه دشمن اصلی و سر افعی متحد شود همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبایل سکولار و مشرک بنی خزاعه و بنی ضمره و غیره و با یهودی های اطراف مدینه و با مجوس الاحساء و با نصرانی های نجران بر علیه مشرکین قریش به عنوان دشمنان اصلی و سر افعی متحد شد.

امروزه نیز که آمریکا دولتی کافر ودشمن اسلام ومسلمین و سر افعی است است، و به آخرین درجه استکبار وظلم وگردن کشی رسیده است و به بسیاری از ملتهای اسلامی حمله ور شده است و با قدرتهای سکولار و کفری دیگری مانند انگلیس و فرانسه و…. در هجوم به مسلمین ونابودی اسلام تعاون و همکاری کرده است و  فلسطینیان را از دیارشان آواره کرده و صهیونیستها را در فلسطین اسکان داده است و با تمام امکانات خود از دولت فاجر سکولار صهیونیستها پشتیبانی کرده و با مال و سلاح با آن کمک کرده است، چطور آمریکا این اعمال را انجام می دهد ودشمن ومحارب ملتهای مسلمان و دشمن درجه یک اسلام و مسلمین محسوب نمی شود؟

نباید فراموش کرد که دولت سکولارو کافر آمریکا چه جنایتها و قتل عامها و فساد و ویرانی را در بسیاری از سرزمین های اسلامی انجام داده است؛ و باید دانست که تنها دارالاسلام است که می تواند با دارالکفرها پیمان ببندد و چنانچه جماعتی خارج از دارالاسلام مثل جماعت ابوبصیر الکوردی پیمانی با این دارالکفرها نداشته باشند می توانند به این دارالکفرها به صورت «آتش به اختیار» حمله کنند و عهد وپیمان را نقض نکرده اند، چون اصلاً پیمانی وجود نداتشه است تا نقض شود و پیمان مزدوران و غلامان آمریکا برای مومنین ارزشی ندارد. البته اعلان ما درباره دشمنی با این کفار سکولار و بغض با آنها و بیزاری جستن از آنان ربطی به عهود ومواثیق ندارد و این امری است که الله تعالی به نص قرآن برما واجب کرده است.

آمریکا حتی به عهد و پیمانهای خود با دارالاسلام ایران و امارتهای اسلامی در مالی و سومالی و یمن و امارت تازه شکل گرفته ی افغانستان وفا نکرده است و هرگز دست از تجاوزات خود در قالبهای مختلف نظامی و جنگ اقتصادی و جنگ روانی و… نکشیده است و چون عهد ومیثاق طرفین پیمان را ملزم به وفای به عهد می کند و اگر وفا نکردند عهد ومیثاق نقض می شود پس عهدهای آمریکا اعتباری ندارد. الله تعالی می فرماید: وَإِن نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ (‏توبه/۱۲)‏ و اگر پیمانهائی را که بسته‌اند و مؤکّد نموده‌اند شکستند، و آئین شما را مورد طعن و تمسخر قرار دادند (اینان سردستگان کفر و ضلالند و) با سردستگان کفر و ضلال بجنگید، چرا که پیمانهای ایشان کمترین ارزشی ندارد . شاید دست بردارند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

مجاهدین بیداری اسلامی سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا سکولار زده ها عوام فریبی می کنند؟

مجاهدین بیداری اسلامی سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا سکولار زده ها عوام فریبی می کنند؟

ارائه دهنده : مُلا نور احمد فراهی (زید)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله کما امر و الصلاة و السلام علی خیرالبشر.. اما بعد..

آیا مجاهدان واقعاً سبب بدنام شدن اسلام شده اند؟ اگر کسی این سوال را از طرفداران و یاران مجاهدان بپرسد، او شدیداً این مساله را انکار میکند و در جواب به مدح آنها (مجاهدان و یارانشان) می پردازد. در طرف مقابل اگر این سوال از مخالفان مجاهدان پرسیده شود، پاسخ او مثبت خواهد بود و بلکه بر این عبارت افزوده و انواع تهمت ها را به آنها نسبت می دهد و برائت از مجاهدان و منهجشان را ابراز می کند.

حال که اینگونه است چگونه به پاسخ صحیح این سوال که سوال بسیاری از تحلیل گران و دعوتگران نیز می باشد، پاسخ دهیم؟

بسیار سخت و شاید غیرممکن باشد که این سوال را از کسی بپرسیم که با وجود اطلاع و آگاهی از واقع معاصر، بی طرفانه یا نسبی به این سوال پاسخ گوید، زیرا همانگونه که بوش گفت: جهان به دو دسته تقسیم شده. یا با ترور (اسلام) و یا با ما (یعنی با کفر).

پس مجالی برای بی طرفی یا نسبیت برای پاسخ به این سوال وجود ندارد، حال چگونه حقیقت را دریابیم؟ یعنی چگونه حقیقت مجاهدان و استراتژی آنها و ارتباط آنها با بدنام شدن اسلام را دریابیم؟ برای پاسخ به این سوال اشخاص و افراد را کنار می گذاریم و در دنیای واقع به دنبال جواب سوال خود می گردیم. و به زبان واقع سخن می گوییم:

همانگونه که واضح است هدف از بیداری اسلامی و جهادی که  بر اساس دستورات رسول الله صلی الله علیه وسلم در پرهیز از تفرق و چند دستگی و از کانال یکی از «۳ابزار» برتر با «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور» و «تلْتزٍمُ جماعَهَ المُسلمینَ و امَامَهُم» انجام می گیرد در حالت کلی از بین بردن نظامهای حامی کفار سکولار جهانی و برپاداشتن دولتهای اسلامی پس از آنهاست که مقدمه ای باشد بر برپایی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت که وعده داده شده. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه سلم نیز به بازگشت دوباره آن مژده داده است، آنجا که می فرماید:(تکون النبّوةُ مِنکم ما شاءَاللهُ أن تکون، ثمَّ يَرْفَعُها اللهُ إذا شاءَ أَنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ، فتکون ما شاءَاللهُ أَنْ تکونَ، ثمَّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون مُلکاً عَاضّاً فيکون ماشاءَ اللهُ أَنْ تکونَ، ثمّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أن يَرْفَعَها. ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ) [۱]

ادامه خواندن مجاهدین بیداری اسلامی سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا سکولار زده ها عوام فریبی می کنند؟