
عذر به تأویل از موانع تکفیر (۹ و پایان)
به قلم : مجاهد دین
همچنین ابن حجر دربارهی این حدیث:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ المَكِّيُّ، قَالَ: سَمِعْتُ إِبْرَاهِيمَ بْنَ سَعْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي الزُّهْرِيُّ، عَنْ سَالِمٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: لاَ وَاللَّهِ مَا قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِعِيسَى أَحْمَرُ، وَلَكِنْ قَالَ: ” بَيْنَمَا أَنَا نَائِمٌ أَطُوفُ بِالكَعْبَةِ، فَإِذَا رَجُلٌ آدَمُ، سَبْطُ الشَّعَرِ، يُهَادَى بَيْنَ رَجُلَيْنِ، يَنْطِفُ رَأْسُهُ مَاءً، أَوْ يُهَرَاقُ رَأْسُهُ مَاءً، فَقُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالُوا: ابْنُ مَرْيَمَ، فَذَهَبْتُ أَلْتَفِتُ، فَإِذَا رَجُلٌ أَحْمَرُ جَسِيمٌ، جَعْدُ الرَّأْسِ، أَعْوَرُ عَيْنِهِ اليُمْنَى، كَأَنَّ عَيْنَهُ عِنَبَةٌ طَافِيَةٌ، قُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالُوا: هَذَا الدَّجَّالُ، وَأَقْرَبُ النَّاسِ بِهِ، شَبَهًا ابْنُ قَطَنٍ ” قَالَ الزُّهْرِيُّ: رَجُلٌ مِنْ خُزَاعَةَ، هَلَكَ فِي الجَاهِلِيَّةِ.
ترجمه: «از زهری از سالم از پدرش روایت است که گفت: نه به خدا سوگند که پیامبر ص نگفته است که عیسی علیه السلام سرخگون است و لیکن گفته است در حالی که خوابیده بودم کعبه را طواف میکردم، ناگاه مردی گندم گون و فروهشته موی را دیدم که میان دو نفر روانه بود و آب از سر وی میچکید. من گفتم: او کیست؟ گفتند: پسر مریم است. در این حال که مینگریستم ناگاه مردی تناور سرخ گون را دیدم که زنگوله موی بود (موی مجعد داشت) و چشم راست وی کور بود، گویی چشم وی دانهای انگور بود که برآمده بود. گفتم: او کیست؟ گفتند: او دجال است و نزدیکترین مردم در مشابهت به او ابن قطن بود. زهری گفته است ابن قطن مردی از قبیلهی خزاعه است که در دوران جاهلیت مرده است».
در شرح این حدیث و چند حدیث پیش از آن که دربارهی ملاقات پیامبر ص با دیگر پیامبران در حادثهی إسرا و معراج است، دربارهی تعارض این حدیث که ابن عمر گفته است عیسی سرخگون نیست، با احادیث پیشین که در آن آمده است که عیسی سرخگون است، توضیحاتی میدهد و میگوید که حدیثی که در آن سرخگون بودن عیسی آمده است مربوط به زمان اسراء و معراج است، اما این حدیث ابن عمر مربوط به زمانی دیگر است یعنی زمانی که پیامبر در کنار کعبه و در حالت خواب بوده است و در آن خواب عیسی را سرخگون دیده است.
سپس توضیحاتی دربارهی اینکه پیامبر ص چگونه آنان را دیده است و حالت آنان را توضیح میداده است و اینکه آن پیامبران چگونه در حالی که وفات کرده بودند اما در زمان اسراء و معراج پیامبر دربارهی آنان میگویند که مثلا موسی را در قبرش دیدم که نماز میخواند و … توضیحاتی میدهد به این شکل:
«أَحَدُهَا أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ أَفْضَلُ مِنَ الشُّهَدَاءِ وَالشُّهَدَاءُ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ فَكَذَلِكَ الْأَنْبِيَاءُ فَلَا يَبْعُدُ أَنْ يُصَلُّوا وَيَحُجُّوا وَيَتَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ بِمَا اسْتَطَاعُوا مَا دَامَتِ الدُّنْيَا وَهِيَ دَارُ تَكْلِيفٍ بَاقِيَةٌ ثَانِيهَا أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُرِيَ حَالَهُمُ الَّتِي كَانُوا فِي حِيَاتِهِمْ عَلَيْهَا فَمَثَلُوا لَهُ كَيْفَ كَانُوا وَكَيْفَ كَانَ حَجُّهُمْ وَتَلْبِيَتُهُمْ وَلِهَذَا قَالَ أَيْضا فِي رِوَايَة أبي الْعَالِيَة عَن بن عَبَّاسٍ عِنْدَ مُسْلِمٍ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مُوسَى وَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى يُونُسَ ثَالِثُهَا أَنْ يَكُونَ أَخْبَرَ عَمَّا أُوحِيَ إِلَيْهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَا كَانَ مِنْهُمْ فَلِهَذَا أَدْخَلَ حَرْفَ التَّشْبِيهِ فِي الرِّوَايَةِ وَحَيْثُ أَطْلَقَهَا فَهِيَ مَحْمُولَةٌ عَلَى ذَلِكَ وَاللَّهُ أَعْلَمُ وَقَدْ جَمَعَ الْبَيْهَقِيُّ كِتَابًا لَطِيفًا فِي حَيَاةِ الْأَنْبِيَاءِ فِي قُبُورِهِمْ أَوْرَدَ فِيهِ حَدِيثَ أَنَسٍ الْأَنْبِيَاءُ أَحْيَاءٌ فِي قُبُورِهِمْ».
ترجمه: «جواب اول اینکه انبیا افضلتر از شهدا هستند و شهدا هم نزد پروردگارشان زنده هستند، پس به همان شکل انبیا نیز. پس بعید نیست که نماز بخوانند و حج کنند و به الله تعالی تقرب بجویند با آنچه که در استطاعتشان است تا زمانی که دنیا که دار تکلیف است باقی است.
دوم اینکه پیامبر ص آن حالتی از آنان را دیده است که آنان در زمان حیاتشان بر آن حالت بودند، و آنان برایش به تمثیل کشیده شدهاند که چگونه بودند و حجشان و تلبیهشان چگونه بوده است، برای همین در روایت ابی العالیه از ابن عباس که نزد مسلم[۱] است فرموده است که: انگار من دارم به موسی نگاه میکنم، و انگار دارم به یونس نگاه میکنم. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۹ و پایان )






