مُلافتاحی سرباز آمریکا، ایمان را چگونه در جولانی و خودش می بیند؟

مُلافتاحی سرباز آمریکا، ایمان را چگونه در جولانی و خودش می بیند؟

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

امام شافعی می گوید: الإيمانُ قَولٌ وعَمَلٌ، يَزيدُ ويَنقُصُ. [۱]

امام احمد بن حنبل نیز می گوید: الإيمانُ بَعضُه أفضَلُ من بَعضٍ، يَزيدُ ويَنقُصُ، وزيادتُه في العَمَلِ، ونُقصانُه في تَرْكِ العَمَلِ؛ لأنَّ القَولَ هو مُقِرٌّ به.[۲]

پس ایمان در اسلام، صرفاً یک ادعای زبانی یا تصدیق منزوی در قلب نیست، بلکه حقیقتی است که ثمره و تجلی آن باید در شجاعت عمل، پایبندی به حدود الهی و ایستادگی بر اصول شریعت آشکار شود و ایمان ماندگار و ثابت نیست بلکه عده ای را به درجه ی ارتداد می کشاند هر چند این شخص عبدالله بن سَعْد بن اَبی‌سَرْح از کاتبان وحی باشد که مرتد و سکولار (مشرک) شد و از دارالاسلام مدینه به دارالکفر مکه فرار کرد، یا کسی چون عبيد اللّه بن جحش باشد که به خاطر ایمانش از مکه به حبشه مهاجرت کرده بود باز مرتد و مسیحی شد.

اگر قبلاً تنها آگاهان به دعوت و جهاد و اهل حکمت می گفتند که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها در حال قتال است اما هم اکنون همه می دانند که جولانی رسماً با شعار «مبارزه با تروریسم» به زیر پرچم آمریکا در آمده و سربازی از سربازان آمریکا در جنگ با اهل دعوت و جهاد راستین و سایر دشمنان آمریکا و شرکای آمریکاست و مُلافتاحی هم با آنکه فاصولیاخور بوده و حتی در یک جنگ هم شرکت نکرده اما سربازی از سربازان جولانی مرتدی است که حاکمیتی سکولار را در سوریه به وجود آورده و قوانین سکولاریستی را به جای قوانین شریعت الله به اجرا در می آورد.

مُلافتاحی قصد دارد این کفر و ارتداد بزرگ را با فحش دادن به شیعیان و حاکمیت ایران و نشر آشفته گوئی های غرض آلود و غیر علمی و آلوده ی امثال ابوبصیر طرطوسی و دیگران در مورد تشیع بپوشاند اما کسی که وارد دایره ی ارتداد شد سخنان او بی ارزش هستند هر چند مُلافتاحی هم اکنون در حال نشر کینه پراکنی و دروغپراکنی به جای نشر حقایق علمی و شرعی و تاریخی به نفع جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست و سرباز بخش جنگ روانی این دشمنان آشکار امت اسلامی شده است.

پس حق داریم بپرسیم این مُلای حیض و نفاس و دستشوئی که مدتی ادای مجاهدین را درمی آورد و در نهایت سر از آخور آمریکا و صهیونیستها درآورد چگونه ایمان اسلامی را خودش و جولانی می بیند؟

الله تعالی در آیات متعددی، ایمان واقعی را مشروط به عمل صالح بر اساس شریعت الله و تطبیق احکام الهی دانسته است. کسانی که تنها ادعای اسلام دارند اما در میدان عمل و تطبیق شریعت خائنانی هستند که قوانین کفری سکولاریستی را به اجرا درمی آورند ربطی به اهل ایمان ندارند.

الله تعالی می فرماید:  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/ ۱۵) مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به الله و پیامبرش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد کرده‌اند؛ اینان همان راستگویانند.

مُلا فتاحی از همین جهاد در راه الله صحبت کرد اما قتال در راه آمریکا و ناتو و صهیونیستها را انجام داد و انگار در حال نشر عقیده ی مرجئه گری است که درهای انواع مفاسد عقیدتی و اخلاقی و رفتاری را بر روی خود شو سایرین باز می کند.

تفکر مرجئه که معتقد بود «با وجود ایمان، هیچ گناه یا ترک عملی به انسان زیان نمی‌رساند»، از سوی قاطبه سلف صالح و ائمه اربعه مردود شناخته شده است.

تعریف واحد اهل‌سنت و جماعت این است که عقیده پایدار بر این است که: الإِیمَانُ قَولٌ وَعَمَلٌ، یَزِیدُ وَیَنْقُصُ (ایمان گفتار، کردار و اعتقاد است؛ با طاعت زیاد و با معصیت کم می‌شود).

امام شافعی در کتاب *الام* به صراحت می‌گوید: اجماع صحابه و تابعین بر این است که ایمان بدون عمل کفایت نمی‌کند.

صِرف ترک برخی اعمال بدون استحلال (حلال شمردن) از نظر جمهور مایه کفر اکبر نیست، اما اجرا کردن قوانین کفری با قدرت نظامی و حکومتی بر مردم و جلوگیری کردن از اجرائی شدن قوانین شریعت الله و معطل کردن شریعت الهی، نشانه‌ای از ضعف شدید و زوال حقیقت ایمان در شخصی مجری چنین قوانین سکولاریستی است.

ای پیروان و ناظران جریان‌های معاصر، ملاک شرعی برای مشروعیت و اصالت یک رهبر یا حاکمیت، قانون اساسی آن است و ثبات قدم بر اصول شریعت الله، و عدم تنازل از احکام قطعی اسلام در بازی‌های سیاسی که جولانی و از جمله سرباز حراف و گزافه گویش مُلافتاحی در جنگ روانی، مدافع حاکمیت کفری سکولاریستی هستند که به زری پرچم آمریکا در آمده است .


[۱]  أخرجه أبو نعيم في الحلية (۹/۱۱۰)، والبيهقي في معرفة السنن والآثار (۳۴۹)

[۲]  أخرجه الخلال في السنة ۱۰۰۸

شبکه ماهواره ای نجدی «کلمه» تریبون کفر و نفاق و ارتداد به دین سکولاریسم در نقاب اهل سنت

شبکه ماهواره ای نجدی «کلمه» تریبون کفر و نفاق و ارتداد به دین سکولاریسم در نقاب اهل سنت

به قلم: صلاح الدین مجاهد  

تمام مجریان اصلی شبکه ی کلمه همچون خدمتی و عقیل هاشمی و کیانی و ترشابی دارای تفکرات نجدیت هستند، نجدیتی که با کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه مسلمین هم مسیر شده است که در تفکرات نجدیت هم چنین جرمی آنها را از دایره ی اسلام خارج می کند.

مدت‌هاست که رسانه‌ای نجدی تحت عنوان «شبکه کلمه»، با پنهان شدن پشت نام اهل‌سنت و با ظاهری فریبنده، سعی در همسو کردن اهل سنت با جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی داشته است. اما گذشت زمان و حوادث، پرده‌ها را کنار زد و ماهیتِ پلیدِ این تریبون وابسته به آمریکا، صهیونیست‌ها و کفار محارب غربی و دولتهای دست نشانده ی حاشیه خلیج فارس را آشکار کرد. امروز دیگر بر هیچ‌کس پوشیده نیست که «شبکه نجدی کلمه»، نه تنها مدافع ارزش‌های دینی نیست، بلکه بلندگوی اصلی سکولاریسم و الحاد در پوشش فریبکارانه‌ی مذهبی است.

این شبکه که سال‌ها با سوءاستفاده از روایات و آرای بزرگان اهل‌سنت، آتش تفرقه را میان برادران مسلمان شعله‌ور می‌کرد، اکنون با دعوت از کسانی که آشکارا به ساحت مقدس الله و رسولش صلی الله علیه وسلم توهین می‌کنند و مروّج فساد و الحاد هستند، نشان داده که هدفش نه خدمت به اسلام، بلکه نابودی ریشه‌های دین در این سرزمین است. هم‌سویی با چهره‌های معاند و تریبون دادن به جریانات سکولار و مرتد، دیگر جای شک باقی نمی‌گذارد که این رسانه، در حقیقت «شبکه کفر» است.

الله تعالی در قرآن کریم، این جماعت منافق را که با ظاهری مذهبی به جنگ دارالاسلام و مجاهدین شریعتگرا می‌روند، چنین توصیف می‌کند: وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُوا فِی الأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ (بقره/۱۱-۱۲) و چون به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند ما اصلاح‌گریم، آگاه باشید که قطعاً آنان همان مفسدانند، اما نمی‌فهمند.

شبکه کلمه مصداق بارز «مفسد فی‌الارض» است که با استفاده از ابزار رسانه، سعی در گسترش افکار مسموم کفری سکولاریستی دارد.

آری، تکیه زدن این شبکه به جریاناتی کافر سکولار که دشمنان آشکار توحید و قوانین شریعت الله هستند، پرده از نفاق عمیق آنان برداشته است.

شبکه نجدی کلمه که امروز دوشادوش چهره‌های مرتد سکولار و الحادی در نشست‌های مرتدین سکولار مانند نشست اسلو حضور می‌یابد، دیگر هیچ ارتباطی با منهج پاک اهل‌سنت ندارد. این جریان، بخشی از پازل جنگ نرم آمریکا و غرب برای تضعیف اعتقادات امت اسلامی است.

بر امت اسلامی و دلسوزان دین لازم است که هوشیار باشند و فریب بازی‌های این «شبکه کفر» را نخورند که با دستان آلوده، به نام آزادی، کمر به نابودی ایمان به قوانین شریعت الله بسته‌اند.

مُلا فتاحی و مدعیان خاموش در سوریه در برابر نوامیس اهل سنت و جماعت

مُلا فتاحی و مدعیان خاموش در سوریه در برابر نوامیس اهل سنت و جماعت

به قلم: محمد اسامه

وقتی به چنل مُلافتاحی رئیس سابق گروه چند نفره ی مهاجرین اهل سنت ایران در سوریه نگاه می کنم به اوج حقارت و بی ارزشی و حتی ناامیدی و به بن رسیدن این مولوی متخصص در حیض و نفاس و طهارت که برای مدتی شعارهای جهادی را با تفکرات نجدیت تکرار و بازنشر میداد می بینم.

اتفاقات زیادی افتاده است که می توانیم هریک از آنها را برچشمان کور مُلافتاحی بزنیم که هم اکنون به زیر پرچم آمریکا درآمده است و قبلاً به صورت غیر رسمی فی سبیل آمریکا و ناتو قتال می کرد، اما در عید مبارک قربان ۱۴۰۵ش به ناگاه یاد خواهران مسلمان و مهاجرمان از استرالیا افتادم که جولانی مرتد آنها را تحویل این کفار محارب داد و به محض رسیدن به استرالیا آنها را دستگیر کردند.

این خیانت بزرگ در حالی انجام شده است که الله جل جلاله در مورد زنانی که به سوی دارالاسلام هجرت می کنند می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ  (اي مؤمنان ! هنگامي كه زنان مؤمن به سوي شما مهاجرت كردند ، ايشان را بيازمائيد – الله از ايمان آنان آگاه‌تر است ( تا شما ) – هرگاه ايشان را مؤمن يافتيد ، آنان را به سوي كافران برنگردانيد) ۚ ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ ۖ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (ممتحنه/۱۰) اينها حكم الله است ، و الله است كه در ميانتان فرمانروائي و داوري مي‌كند ، و او آگاه كار بجا است .‏

ای ملا فتاحی، می دانیم که تو هم این آیه را خوانده ای و حکم آنرا می دانی؟ اما ارباب مرتد تو یعنی جولانی ناکث و خائن به اهل دعوت و جهاد نه تنها به این خواهران ما امان اسلامی نداد بلکه آنها را زندانی کرد در حالی که این زنان در استقامت بر ایمان و رعایت شئونات اسلامی از زن جولانی مرتد و سایر هم مسیران این خائن باربار بهتر بوده اند (نحسبهم کذالک و الله حسیبهم) اما شما به آنها و در واقع به ناموس اهل سنت و مسلمین خیانت کردید و آنها را تحویل کفار محارب دادید.

آیا شرم نداری از تبریکی عید قربان صحبت کردی در حالی که خواهرانمان را تحویل کفار محارب داده اید؟

تو درغگوی کذاب از چه رباط و جهادی گپ می زنی؟

تو که بر کرسیِ وعظ تکیه زده‌ای و خود را مبلغ اسلام می‌دانی، امروز «ناموسِ مسلمین» در سرزمین شام، زیر چکمه‌های نیروهای ملحد «قسد» و در سایه‌ی توافقات پنهانی با حکومت سکولار و مرتد جولانی، فریاد استغاثه سر می‌دهد. اما چرا صدای شما در گلو خشکیده است؟

یادم رفت… تو یک بازنده ای که قصد داری با سخن گفتن در مورد ایران و شیعه برای خودت اعتبار جور کنی اما ای بازنده ی روسیاه این را بدان که در تاریخ فقه ما، امام ابن نجیم حنفی فرمود که اگر زنی در مشرق اسیر شود، بر اهل مغرب واجب است که برای رهایی او برخیزند. امروز زنان مسلمان در اردوگاه‌های «الروج» مورد هتک حرمت و شکنجه قرار می‌گیرند. آیا این‌ها پاره‌ی تن این امت نیستند؟

آیا همین زنان مهاجر مومنه ای که تاهنوز زیر سلطه ی مرتدین قسد و هم زبانهای مرتدت هستند جزو آنهائی نیستند که الله جل جلاله در موردشان می فرماید:

وَمَا لَكُمْ لا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.(نساء/۷۵)

و چرا باید در راه الله و (‌نجات‌) مردان و زنـان و كودكان درمانده و بیچاره‌ای نجنگید كه (‌فریاد برمی‌آورند و) می گویند: پروردگارا! ما را از این شهر و دیاری كه ساكنان آن ستمكارند (‌و بـر مـا بیچارگان، سـتم روا مـی‌دارند) خارج ساز، و از جانب خود سرپرست و حمایتگری برای ما پدید آور، و از سوی خود یاوری برایمان قرار بده (‌تـا ما را یاری كند و از دست ظالمان برهاند)‌. (نساء /۷۵)

ای مِلافتاحی خائن به دین و ملت تو نه تنها این خواهران ما را بلکه همه  ی کسانی که زمانی با شعار جهاد آنها را به سوی میدانهای جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو کشانده بودی را شرمنده و خجالت زده کردی در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظْلِمُه، ولا يَخْذُلُه.[۱]

شما که زنان و دختران و کودکان مومن را تسلیم کفار محارب استرالیائی کرده اید و یا هنوز تعداد زیادی از آنها در اسارت نیروهای ملحد هستند، اگر چه در دنیا نزد ما رویتان سیاه است اما چگونه در قیامت به روی آنها نگاه خواهید کرد زمانی که شما را به عنوان خصم و دشمن خود نزد الله معرفی کردند؟

پس امروز در سرزمین شام فاجعه فراتر از جبهه‌های جنگ است؛ فاجعه در «فتواهای فروشی» و سکوت‌های مصلحتی امثال مُلافتاحی و استادکان او چون شاشو و عبدالرزاق المهدی است. کسانی که دین را به بهای ناچیزِ قدرت به «جولانی» و اربابان او فروخته‌اند، همان «بلعم‌های باعورا»ی زمان هستند که علمشان وبال گردنشان شده است.

حکامِ خائن و علمای سوء، امروز عملاً در جبهه‌ی آمریکا و صهیونیسم ایستاده‌اند. در حالی که غزه  زیر آتش مستقیم هستند، شما با ادغام در ساختارهای سکولار و همکاری با ملحدان، خنجر را بر پهلوی امت فرو کرده‌اید.

ای ملا فتاحی، گمان نکنید که این خیانت‌ها با توجیهات سیاسی یا قدرت نظامیِ جولانی یا فحش دادن تو به شیعه و ایران نزد اهل سنت دفن می‌شود. فریاد مظلومان اویغور، ازبک و… دربند شام، لرزه بر عرش الهی می‌اندازد.

شما که مدعی جهاد بودید، اکنون به خادمان نظمِ سکولار و آمریکا تبدیل شده‌اید. بدانید که سنت الهی در مورد خائنین به دین و ملت تغییرناپذیر است و تمام ادعاهای علمی و دینی شما، طبل توخالی است.


[۱]  شعيب الأرناؤوط، تخريج المسند لشعيب ۵۳۵۷

سکوت ملا فتاحی نوکر جولانی در برابر هتک حرمت خواهران مسلمان توسط مرتدین پ.ک.ک در سوریه

سکوت ملا فتاحی نوکر جولانی در برابر هتک حرمت خواهران مسلمان توسط مرتدین پ.ک.ک در سوریه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی  

در همان سالهای ابتدای جنگ داخلی سوریه و خیانت جولانی به حکومت ابوبکر بغدادی ما شاهد خیانتهای متکرر این مزدور شماره ۹۰ آمریکا در سوریه بودیم. جالب اینجاست که مُلافتاحی هم که آنهمه سروصدا و گرد و خاک به پا کرده بود با وجود آنکه کسانی چون الشیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله در فرصتهای مختلف و از جمله در:

  • پیام شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به مهاجرین اهل سنت موجود در گروههای مسلح در شام / سه شنبه ،۱۴ آذر( قَوس ) ۱۳۹۶ – الثلاثاء ، ۱۶ ربیع الاول ۱۴۳۹ 
  • مصاحبه ای که اینجانب و بردارم کارزان شکاک با ایشان داشتیم و در سایت بنیان جهاد با عنوان « مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸)» نشر شد
  • پرهیز از توطئه، دام و خط انحرافی جنگ مسلحانه در سرزمین (سوریه) شام  / پیاده شده از پیام صوتی: شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۵/۹/۱۴۰۳ش)

به وضوع بیان کرده است که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو در حال جنگ است و سالها قبل امروز سوریه را با توجه به تجربیات جهادی که داشت برای امثال مُلافتاحی و سایرین پیش بینی کرده بود اما مُلافتاحی جاهل به علم جهاد و انقلاب، ترجیح داده است تا کنون با خائن و مرتدی چون جولانی در خدمت به آمریکا و شرکایش با شعار مبارزه با تروریسم ( جنگ با هل دعوت و جهاد و سایر دشمنان آمریکا و شرکایش) هم مسیر شود.

تنها اقدام جولانی سخنان دیروز ۴خرداد ۱۴۰۵ش اوست که می گوید:  “سیاست‌های دولت نوپای سوریه در معرض انتقادات زیادی است، اما درک آنها همیشه از سخنرانی‌های رهبران یا نزدیکان آنها حاصل نمی‌شود؛ مواضع مخالفان ممکن است بازتاب دقیق‌تری از ماهیت این رژیم و رهبری آن باشد.”

توچه می گوئی؟ تازه بیدار شدی یا خودت را به جهالت زدی؟ جولانی مدتهاست توسط شیخ ابومحمد المقدسی از شیوخ سابق خودت تکفیر شده. یعنی تو نمی دانی حکم کسی که حکومت سکولاریسم و دموکراسی را پیاده کند و با آمریکا بر علیه اهل دعوت و جهاد هم مسیر شود چیست؟

اینها را رها کن و به موضوع نامه ی دیروز خواهرمان در اردوگاه روژ تحت مدیریت مرتدین پ.ک.ک در سوریه بپردازد از کمی غیرت کوردایه تی در تو باقی مانده چون می دانم غیرت اسلامی از وجود تو و تمام خائنین هم مسیر با جولانی مرتد رخت بربسته.

پاسخ بده ای ملا فتاحی، شما که خود را عالم دینی و دلسوز مسلمانان معرفی می‌کنید، پرسش‌هایی جدی درباره موضع و سکوت شما در این برهه حساس مطرح است. در حالی که اخبار هولناک از اردوگاه الروج در شمال شرق حسکه می‌رسد، مبنی بر اینکه زنان و کودکان مسلمان در چنگال نیروهای مرتد پ.ک.ک رنج می‌برند، مورد یورش، توهین، سرقت اموال و هتک حرمت قرار می‌گیرند  چرا علیه این نیروی مرتد که سابقه  یتاریک و پر از جنایت و خیانتی در میان کوردها هم دارند جهاد اعلام نمی‌کنید؟

آیا این حجم از تعرض و پایمال کردن کرامت، برای برانگیختن غیرت دینی شما کافی نیست؟

در حالی که شما پیوسته جولانی مرتد پیروی می‌کنید؛ کسی که دولتی سکولار  بنیان نهاده و اکنون با قسد ادغام شده است، چرا در این باره سکوت می‌کنید؟ آیا ایمان و ناموس مسلمین از هر چیزی مقدس‌تر نیست؟ آیا چیزی بالاتر از این دو وجود دارد که شما برای آن غیرتی نمی‌شناسید؟

این چه نوع جهادی است که در این لحظه سکوت اختیار می‌کند؟ کجاست غیرت شما برای دفاع از شرف و کرامت خواهران و فرزندان مسلمانتان، هنگامی که در اردوگاه‌ها مورد تعرض قرار می‌گیرند؟ این سکوت، ای ملا فتاحی، به چه معناست؟ آیا از دید شما هیچ هتک حرمتی نیست که شایسته واکنش باشد؟ این فقط نشان می‌دهد که اولویت‌های شما همچون تمام مزدوران آمریکا با زندگی و کرامت مسلمانان همخوانی ندارد.

اشتباه فاحش آنهائی که اردوغان سکولار(مشرک) و امثال او را با نجاشی رضی الله عنه مقایسه می کنند

اشتباه فاحش آنهائی که اردوغان سکولار(مشرک) و امثال او را با نجاشی رضی الله عنه مقایسه می کنند

به قلم: ابوبکر الخراسانی

می دانیم نجاشی رحمه الله مسلمانی بود که به آنچه به وی رسیده بود عمل می کرد و به آنچه که به وی نرسیده بود بر اساس شریعت نصرانیت عمل می کرد. یعنی نجاشی در این حالتی که شریعت به وی نرسیده بود هرگز بر اساس دین مشرکین و سکولاریستها عمل نکرد بلکه بر اساس شریعتهای آسمانی عمل کرد.

اما اردوغان یک سکولار(مشرک)است که از سکولاریستها(مشرکین) حمایت کرده و در ارتش کفار مشرک اتحادیه ی اروپا (ناتو) عضویت داشته و شانه به شانه ی آمریکا و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی با مسلمین و شریعت گرایان دشمنی و جنگ می کند.

پس قیاس اردوغان سکولار( که قبلا می گفت شخص یا مسلمان است یا سکولار اما هم اکنون خودش را سکولار و مدافع سکولاریستها دانسته و عملا در برابر شریعتهای آسمانی ایستاده است) به سیدنا نجاشی قیاسی باطل است جهت فریب افکار عمومی . فقط به دو مثال اشاره می کنم :

نجاشی

مسلمانان را امان داد و انها را بحضور پذیرفت در حالیکه اردوغان مسلمانان را تحویل کفار می دهد مانند خواهرمان دکتر ایمان کنجو که اردوغان سکولار و مشرک او را تحویل رژیم صهیونیستی داد چون مثل آل سعود با رژیم صهیونیستی پیمان امنیتی دارد.

نجاشی

از کشور حبشه به هیچ کافری اجازه نداد که به مسلمانان حمله شود در حالیکه اردوغان بزرگترین پایگاه هوایی ترکیه را در اختیار امریکا قرار داده است تا از انجا به مسلمانان حمله شود و خودش نیز به عنوان بازوی قدرتمند ناتو در عراق و سوریه و افغانستان و یمن و سومالی و لیبی و غیره بر علیه مسلمین جنگیده و یا هنوز در حال جنگ است.

عده ای می گویند که امثال اردوغان و شاه آل سعود نماز می‌خوانند و خیر زیاد انجام می‌دهند پس نمی‌توان آن‌هارا مثل کفار ناتو و آمریکا جزو ارتش آنها قرار داد!!

در جواب می گوییم مسلمانی که آگاهانه، عمدا و به میل خودش قانون سکولاریسم را پذیرفته و با زور اسلحه آن را بر مسلمین تطبیق می دهد و ار تطبیق قانون شریعت الله جلوگیری می کند و مسلمین شریعت گرا را زندانی و اعدام می کند و علاوه بر این آشکارا و واضح خود را سکولار و مشرک[۱] می داند و وارد ارتش کفار شده و بخشی از ارتش کفار و تحت امر کفار بر علیه مسلمین می جنگد، تمام اعمالش از جمله نماز و روزه و تمام اعمال صالحی هم که داشته باشد باطل می‌شود و از بین می‌رود همانطور که الله متعال می‌فرماید: ﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ الزمر/۶۵

به تو و به يكايك پيغمبران پيش از تو وحي شده است كه اگر شرك ورزي كردارت (باطل و بي پاداش می‌گردد و) هيچ و نابود می‌شود، و از زيانكاران خواهي بود.

همچنین می‌فرماید: ﴿وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُوراً﴾ الفرقان/۲۳  ما به سراغ تمام اعمالي كه (به ظاهر نيك بوده و در دنيا) آنان انجام داده‌اند می‌رویم و همه را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا می‌سازیم (و ايشان را از اجر و پاداش آن محروم می‌کنیم. چرا كه نداشتن ايمان، موجب محو و نابودي احسان، و بي اعتبار شدن اعمال خوب انسان می‌گردد).

و همچنین ام المومنین عائشه رضی الله عنها روایت است می‌فرماید: (قلت: يا رسول الله، ابنُ جُدعان كان في الجاهلية يصل الرحم، ويطعم المساكن، فهل ذاك نافعه؟ قال: “لا يا عائشة، إنه لم يقل يوماً ربِّ اغفر لي خطيئتي يوم الدين”)[۲] گفتم: اي رسول الله ع ابن جدعان در جاهليت صله رحم بجا می‌آورد و به فقرا طعام می‌داد آيا اين کار نفعي به او می‌رساند؟ فرمودند: هيچ نفعي به او نمی‌رساند چون او روزي نگفته است:پروردگارا در روز قيامت از گناهانم در گذر.

پس شرط پذیرش نماز و روزه و اعمال خیر، توحید است و اگر کسی مثل اردوغان سکولار(مشرک)شد تمام اعمالش باطل و محو می‌شود.


[۱]  مشرک به زبان امروزین یعنی سکولار . مشرک نه یهودی است نه نصرانی نه مجوس نه صابئی و نه مسلمان . بلکه مشرک مثل ابوجهل و ابولهب کسی است که به هیچ یک از قوانین شریعتهیا آسمانی عمل نمی کند و خودش برای خودش قانون می تراشد.

[۲]  صحیح مسلم رقم/۲۱۴

زمانی که اخلاص و عدم تقیه ی دوله (داعش) سایر پیروان نجدیت را در تنگناه منهجی قرار داد

زمانی که اخلاص و عدم تقیه ی دوله (داعش) سایر پیروان نجدیت را در تنگناه منهجی قرار داد

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

بدون شک مشکل اهل سنت با نجدیت به مسائل منهجی چون تعریف توحید و شرک و مشرک و مسلمان و دشمن شناسی و عذرهای معتبر شرعی و تکفیر و… برمی گردد که برای هر یک نوعی جهانبینی خاصی تولید کرده است.

به عنوان مثال اهل سنت به شیوه ای به مسلمین و دشمنان مسلمین می نگرد و نجدیت خاص آل سعود نیز به شیوه ی دیگری، همین تفاوت در نگرش باعث اتخاذ سیاستهای عملی مختلفی هم شده است که آشکارا نشان داده است این سیاستهای مخالف با اهل سنتی که نجدیت اتخاذ کرده اند کاملا غیر شرعی اند که برای مسلمین غیر از تفرق و جنگ داخلی و ذلیلی و شکست در بر نداشته است .

عده ای از نجدی ها چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و ابو محمد مقدسی و طارق عبدالحلیم و هانی السباعی و غیره قصد دارند ایجاد این آفتها و مشکلات برای مسلمین را تنها به سیاستهای دوله (داعش) یا گروههای نجدی مخالف خود چون گروه جولانی محدود و منحصر کنند و به نحوی منهج و عقاید نجدیت دوله و سایر گروهها را تبرئه نمایند؛ اما واقعیت نشان داده است که دوله تنها کسانی هستند که با اخلاص تمام و بدون تقیه و ریاکاری به تطبیق منهج نجدیت اقدام کرده اند و عمل جماعت دولة یعنی منهج کامل نجدیت و عمل سایر گروهها و افرادی که ادعای نجدیت را دارند یعنی نجدیت ناقص و ریاکار و اهل تقیه و فرصت طلب و سازگار با وضع موجود.

در این صورت مشکل در منهج است نه در فرعیاتی که از این منهج سرچشمه گرفته اند؛ و زمانی که امثال ابومحمد مقدسی مجاهدین افغان را مشرک و دکتر عبدالله عزام تقبله الله را مدافع مشرکین و مانع توحید معرفی کنند یا دكتور أحمد الجزائري به تکفیر فله ای علماء و مجاهدین افغانستان و… می پردازد یا امثال سيد إمام اکثریت مردم مصر را تکفیر می کند و… اینها به همراه دهها مورد دیگر هستند که سم و آلودگی را به جریان جهادی اهل سنت تزریق کرده اند و زمانی که بیماران علائم این سم و بیماری را بروز می دهند اولین کار این علمای نجدی این است که جهت حفظ جایگاه و موقعیت خود و فراافکنی و غوغاسالاری از این آلوده شده ها و بیماران دوری کرده و موزیانه می خواهند منهج فاسد خود را با دوری از این ثمراتشان محفوظ نگه دارند.

اما زمانی که شرعی های دوله می گفتند که چرا ما را خوارج و… می نامید در حالی که ما به منهج و فرعیات این منهج و تطبیق احکامش اقدام کرده ایم؟! چرا در برابر ما قرار گرفته اید در حالی که این منهج را ما از شماها یاد گرفته ایم و این همان چیزی است که هم اکنون شماها به سوی آن دعوت می دهید و… ؟!! در اینجا بود که به تمام مخالفین نجدیت مسلح و غیر مسلح و دولتی و غیر دولتیِ جماعت دولة شوک وارد می شد و همه در برابر این سوالات حقیقی جماعت دولة مجبور به سکوت و طفره رفتن و غوغاسلاری و فرار از جواب می شدند، کاری که تا کنون در حال انجام آن هستند.

با آنکه مرجئه در کنار طواغیت قرار گرفته اند و رسما به فساد میان عوام مسلمین مشغولند اما این منهج غلط نجدیت نیز علاوه بر خدمت به طاغوتها دسته ای از آن به فساد میان اهل جهاد مشغول است و بدون شک ضرر اینها برای دین و دنیای مسلمین بیشتر بوده است.

اگر می بینیم که فساد این منهج در چند دهه ی گذشته ابتدا در الجزائر و سپس در چچن و عراق و سوریه و یمن و لیبی دوباره خودش را نشان می دهد به دلیل ظروفی است که این جریان در آن قرار گرفته است. چون قبلا تنها به عنوان مخالفین طواغیت و یا خادمین سایر گروههای جهادی خود را نشان می دادند و حتی یک روستا هم در اختیارشان نبود که به تطبیق منهج خود بپردازند، به همین دلیل جایگاه ویژه ای نزد مسلمین و مخالفین طواغیت و اشغالگران داشتند؛ اما تسلط آنها بر روستاها و شهرها و تطبیق منهج نجدیت توسط این گروهها ماهیت منهج و تمام گروههای همسو با این منهج را برای تمام مسلمین برملاء کرد، و بخصوص جماعت دولة با تطبیق دقیق و بدون تقیه ی این منهج آینده ی سایر سلفیون درباری و غیر درباری مسلح و غیر مسلح را برای اهل سنت به نمایش گذاشت و تمام گروههای مروج این منهج را به چالش جدی کشاند و در تنگناه منهجی وحشتناکی قرار داده است .  

اهل سنت دریافته است که مخالفتهای بخشهائی از این تفکر نجدیت با طاغوتها و ظالمین مثل مخالفت سایر گروههای دموکراسی خواه و سکولار با این طاغوتها هرگز به این معنی نخواهد بود که اگر اینها جایگزین طاغوت قبلی شوند شرشان برای مسلمین کمتر خواهد بود.

گروههای سکولار و دموکراسی خواه به شیوه ای به مسلمین صدمه می زنند و گروههای نجدیت هم به شیوه ی خودشان، و تنها راه بازگشت به منهج صحیح اسلامی و حرکت در مسیر شورا و وحدت و پرهیز از تفرق و جنگ داخلی و دفاع از تطبیق قانون شریعت الله در زمین از کانال یکی از «۳ابزار» برتر است.

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

چنانچه به دقت در اندیشه های علمای سلفیت نوع سوم که به سلفیت نجدی یا سلفیت آل سعود شناخته شده است نگریسته شود متوجه خواهیم شد که پیروان این نگرش با برداشت اشتباه از اصطلاحاتی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و…و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین نگاهی متفاوت به مسلمین پیدا کرده اند.

گاه برای تکفیر اهل سنت زنده و مرده به مکاتب فکری اشاره می کنند و چنین نشان می دهند که مثلا منظورشان از تکفیر فلان جریان تنها گذشتگان این جریان است در حالی که این جریانات هم اکنون اکثریت مطلق اهل سنت را شامل می گردند. به عنوان مثال زمانی که خالد بن علي المرضي الغامدي کتاب «نقض عقائد الأشاعرة والماتريدية» را به رشته ی تحریر در می آورد در واقع در مورد تمام حنفی ها و شافعی ها و مالکی ها و اکثریت حنبلی ها رای داده است و زمانی که همین شخص در کتابش درباره تکفیر اشاعره می گوید:

«قلت: ومن عرف عنه هذا القول كالنووي وابن حجر والهيتمي والقرطبي وغيرهم من الأشاعرة فلا يجوز أن يترحم عليه إلا أن يثبت رجوعه بل يجب أن يحكم بكفره ونفي الإسلام عنه إن مات على هذه العقيدة الجهمية الكافرة التي لم يختلف السلف على كفر أصحابها». «می گویم: کسانی مانند نووی و ابن حجر و هیتمی و قرطبی و غیر آنان از اشاعره که چنین قولی از آنان شناخته شده است جایز نیست که بر آنان رحمت فرستاده شود مگر اینکه رجوعش از آن از آنها ثابت شود. بلکه واجب است که حکم به کفر آنان و نفی از اسلام از آنان کرد در صورتی که بر این عقیده جهمیه کفری مرده باشند که سلف بر کفر صاحبان آنها اختلافی نداشته اند».

در اینجا درواقع تمام شافعی ها را تکفیر کرده است . به همین سبک با تکفیر ماتریدیها به تکفیر سایر اهل سنت نیز می پردازند. این است واقعیت پشت پرده ی سلفیت خاص نجدیت در تکفیر و تبدیع مسلمین که به کرات در گروههای متفرق مسلح و غیر مسلح نجدی دیده ایم.

این همان منهجی است که شبکه های ماهواره ای دموکراسی خواه منتسب به اهل سنت چون کلمه و نور و وصال در حال نشر آن هستند.

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز جمعه ۱خرداد ۱۴۰۵ش عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان جهت گدائی مذاکره با آمریکا به دارالاسلام ایران آمد. فراموش نکنیم که همین عاصم منیر در مقدمات تهاجمات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران با حکومت خائن آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بست و هم اکنون ارتش پاکستان و آل سعود یکی شده اند.  

در هر صورت و در پی تحولات اخیر در منطقه و افزایش تنش‌ها میان جبهه تحت پرچم دارالاسلام ایران  و محور غربی-صهیونیستی، بار دیگر نقش برخی کشورهای منطقه که از آن‌ها به عنوان «دارالکفر طاری» و «ستون پنجم» دشمن یاد می‌شود، مورد توجه اهل دعوت و جهاد قرار گرفته است.

کشورهائی نظیر امارات متحده صهیونی و بحرین و کویت و آل سعود و قطر و اردن که از پایگاههای آنها به دارالاسلام ایران حمله می شد و به عنوان بخشی از این جنگ محسوب می شده اند و کشورهایی نظیر پاکستان و ترکیه نیز، برخلاف ادعاهای اسلامی خود، در موقعیتهای حساس تاریخی به عنوان بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم عمل کرده و با نقاب «میانجی‌گری»، سعی در نجات اربابان غربی خود دارند.

گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که هرگاه جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و توان نظامی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت همسو با آن احساس ضعف و ناتوانی می‌کند، کشورهای وابسته به میدان فرستاده می‌شوند. این کشورها که از خود اراده و اختیاری ندارند، با نقش بازی کردن در قامت «صلح‌جو» و «میانجی»، تلاش می‌کنند تا مانع از وارد آمدن ضربات نهایی و مهلک به پیکره نیمه‌جان دشمن شوند.

این راهبرد به دشمن اجازه می‌دهد تا از زیر فشار خارج شده و فرصت بازسازی قوا پیدا کند. در حقیقت، این «سگان شکار»، به جای حمایت از دارالاسلام و منافع امت اسلامی، تنها زمانی فعال می‌شوند که منافع ارباب آمریکایی‌شان در خطر باشد.

نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رفتار، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی دیکته شده است. در اینجا به برخی از نمونه‌های تاریخی و مستند این خیانت‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان با سنتکام:

در طول دهه‌های گذشته، پاکستان علی‌رغم ادعاهای برادری، بارها حریم هوایی و پایگاه‌های خود را در اختیار نیروهای تروریست آمریکایی قرار داده است تا علیه ملت‌های مسلمان منطقه و بخصوص ملت مسلمان افغانستان و پاکستان اقدام کنند. در جریان بسیاری از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی آمریکا، ردپای همکاری‌های اطلاعاتی این کشور به وضوح دیده می‌شود. پاکستان به عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان غیرناتوی آمریکا، همواره به عنوان سدی در برابر اتحاد کامل دنیای اسلام عمل کرده است.

۲. نقش دوگانه ترکیه در ناتو و روابط با صهیونیست‌ها:

ترکیه به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو، میزبان رادارهای راهبردی (مانند رادار کوره جیک) است که وظیفه اصلی آن‌ها حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت اسلامی است. البته همه می دانیم که در اوج لفاظی‌های سیاسی حکومت سکولار و مرتد ترکیه علیه تل‌آویو، مبادلات تجاری و همکاری‌های نظامی و امنیتی آنکارا با صهیونیست‌ها هرگز متوقف نشده است. ترکیه در بحران سوریه نیز با حمایت از خائنین به اهل دعوت و جهاد چون باند جولانی مرتد، عملاً به عنوان ستون پنجم دشمن برای تضعیف اهل دعوت و جهاد عمل کرد.

۳. خیانت در پوشش میانجی‌گری (نمونه توافقات مهارکننده):

هر زمان که دارالاسلام ایران در آستانه پاسخ تنبیهی به تجاوزات صهیونیست‌ها یا آمریکایی‌ها بوده است، دستگاه‌های دیپلماسی این دو کشور با پیام‌های ارسالی از واشنگتن، به تهران سفر کرده‌اند تا با وعده‌های توخالی و ایجاد تردید، مانع از اجرای عدالت اسلامی شوند. هدف آن‌ها نه صلح، بلکه جلوگیری از وارد شدن ضربه به «سرافعی» جهانی است.

با این توضیحات می توان گفت که دارالاسلام ایران نباید فریب حرکات نمایشی این غلامان حلقه به گوش را بخورد. این کشورها که آرزوی قلبی‌شان ضربه خوردن دارالاسلام ایران و جبهه ی اهل دعوت و جهاد در سراسر دنیاست، تنها زمانی به صلح روی می‌آورند که اربابشان در موضع ضعف باشد. هوشیاری در برابر این «ستون پنجم» که خطرشان گاهی از دشمن مستقیم نیز بیشتر است، شرط لازم برای پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل خواهد بود.

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۴)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۴)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

  • می گوید:  نشر المخدرات والمشروبات الکحولیة وترویج الفساد الأخلاقی فی مناطق أهل السنة

بدون شک وجود مواد مخدر و مشروبات الکی و مفاسد اخلاقی در ایران مختص به مناطق شیعه یا سنی ندارد بلکه آفت و مصیبتی فراگیر است که نه تنها ایران بلکه تمام سرزمینهای دیگر را نیز به نسبتهای مختلفی آلوده کرده است و هرگز نمی توان پذیرفت که مثلاً حکومت ایران به اهل سنت می گوید بروید مواد مخدر بکشید یا مشروبات الکلی مصرف کنید یا دچار مفاسد اخلاقی شوید بلکه این خود مفسدین هستند که با میل و اختیار خود دنبال چنین مفاسدی می روند.

این شخص با تکرار سخنان دروغین احزاب سکولار و مرتد کُرد که جهت سیاه نمائی حکومتهای مذهبی و اسلامی بیان کرده اند می گوید که حکومت ایران چنین مفاسدی را در میان ما نشر می دهد؛ اگر می گفت ایران بر اساس فقه اهل سنت و جماعت با این مجرمین برخورد نمی کند مساله ی دیگری بود و برای ما قابل هضم است، اما زمانی که می گوید نشر می دهد یعنی باید مثل آب و برق و گاز و خدمات بهداشتی و… این مفاسد را نیز نشر دهد؛ یا مثل کُردستان عراق و سوریه ی جولانی و امارات متحده عربی و … مراکزی برای این مفاسد درست کرده باشد.

اهل سنت ایران با تحمل صدمات فراوان نزدیک به ۵۰۰ سال با حکومت حیدری مذهب و بعدها شیعه مذهب ایران تعامل داشته و به مدت ۵۰ سال هم حکومت سکولار پهلوی را تجزبه کرده و هم اکنون نیز در سراسر دنیا در حال تجربه ی حکومتهای مختلف است، اما آنچه که باعث نابودی اهل سنت و رواج مفاسد اخلاقی در میان آن شده به عقاید کفری دین سکولاریسم برمی گردد و بعد، عدم تطبیق شریعت الله بر مجرمین به عنوان تنها عامل بازدارندی دنیوی .

مُلافتاحی که خودش در سوریه ی سکولار جولانی زندگی می کند و کاباره ها و بارهای مشروب فروشی و فحشابازی آن برای همه آشکار هستند حق ندارد در این زمینه ها صحبت کند چون خودش به همراه جولانی مرتد از مروجین انواع مفاسد اخلاقی در میان اهل سنت سوریه بوده اند و هم اکنون نیز در صف آمریکا در حال کشتن مومنین اهل دعوت و جهاد و صادقین میان اهل سنت هستند..

واقعا رسول الله صلی الله علیه وسلم راست گفته که می فرماید: «إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ».[۱] یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده.


[۱]  صحیح بخاری (۶۱۲۰)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۳)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۳)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

  • می گوید: خلق انعدام الأمن بشكل متعمد والقمع الدموی بذرائع أمنیة

در مسائل امنیتی بیائید واقع بین باشیم: ما در منطقه نمین استان اردبیل، طالش استان گیلان، ترکمن صحرای استان مازندران، ترکمن صحرای استان گران، ترکمن صحرای استان خراسان شمالی، منطقه اطراف بیرجند خراسانی جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و… اهل سنت داریم، چرا تنها در دو منطقه ی سیستان و بلوچستان و بخشهائی ازغرب ایران باید شاهد ناامنی ها باشیم؟ آیا این ناامنی توسط گروهکهای سکولار و مرتد کُرد مزدور آمریکا و صهیونیستها و گروهکهای دست نشانده ی بلوچ تولید شده یا توسط نظام حکومتی ایران؟ واقعاً انصاف و عدالت هم خوب چیزی است که امثال مُلافتاحی از آن بوئی نبرده اند.

اگر قرار بر ناامنی برای اهل سنت ایران باشد باید در تمام این استانها اهل سنت در ناامنی به سرببرند همچنانکه اقلیت شیعیان سوریه در سراسر کشور در ناامنی هستند.

 در مورد کولبری و مسائل اداری دیگری هم شبهاتی مطرح کرده که نیاز به بحث نیست اما نگاه کنید می گوید:

  • حرمان نخب وطلاب أهل السنة من التعلیم العالی

یعنی حکومت ایران اجازه نمی دهد که مثلاً یک اهل سنت برود و لیسانس بگیرد؟ یا فوق لیسانس بگیرد؟ یا دکترا بگیرد؟ یا متخصص و فوق تخصص شود؟

یعنی حکومت ایران می گوید یک سنی فقط باید تا دیپلم یا لیسانس یا فلان درجه بخواند؟

واقعاً اینهمه توهم و دروغ فروشی و سوء استفاده ی مُلافتاحی از جهالت مخاطبین عربش شرم آور است.

  • می گوید: الحرمان الاجتماعی والتعلیمی وحتى بقاء بعض أهل السنة بدون هوية (شهادة میلاد)

کدام امر اجتماعی در ایران وجود دارد که اهل سنت از آن محروم شده است؟ آیا اهل سنت از مدرسه رفتن محروم شده اند؟ این انسان واقعاً حیاء ندارد؟

در مورد شناسنامه ی تولد نوزاد هم آیا در کُردستان یا طالش یا هرمزگان و گرگان و سایر مناطق اهل سنت به بچه های سنی ها شناسنامه نمی دهند؟ این شخص که اسم مُلا را هم یدک می کشد و خودش را یک نجدی (سلفی جهادی) هم می نامد به سادگی دروغ می گوید و عوام فریبی می کند؛ حداقل نمی گوید که مثلاً بلوچهای مهاجر دارای شناسنامه ی پاکستانی یا افغانی در ایران شناسنامه ندارند بلکه می گوید اهل سنت ایران از گرفتن شناسنامه برای فرزندانشان محروم هستند.

به عنوان یک اهل سنت به خودت و اطرافیانت نگاه کن و ببین می توانی یک ایرانی اهل سنت را پیدا کنی که ثبت احوال به جرم سنی بودن به او شناسنامه نداده باشند؟

  • می گوید:  تغییر دین أبناء أهل السنة عبر النظام التعلیمی الرسمی (من ریاض الأطفال إلى الجامعة)

ما همه از جامعه ی اهل سنت هستیم، به خاطر الله بگوئید کجا و کَی تنها یک نفر از اهل سنت به خاطر کودکستان و کتابهای مدرسه اش شیعه شده؟ آیا مدرسه رفتن باعث تغییر دین بچه های ما شده است یا تفکرات کفری سکولاریستی و خیانتهای امثال این دین فروش خائن؟

باور کنید به دلیل نامناسب بودن محتوای دروس مدرسه و سکولار بودن و تجربی بودن آنها، مدرسه رفتن نه تنها بچه های شیعه و سنی را دیندار نکرده بلکه آنها را نسبت به دین بی رغبت هم کرده است. فقط نگاه کنید مدرسه یک بچه را بعد از ۱۲ سال چه جوری تحویل جامعه می دهد؟

این انسان نجدی جاهل به منهج و فقه اهل سنت و جماعت به جای تغییر مذهب می گوید تغییر دین؛ یعنی دین اسلام مورد نظر خودش را چیزی می داند و شیعه را نیز دین دیگری در برابر دین اسلام معرفی می کند! آیا در میان ائمه و بزرگان تمام مذاهب اهل سنت و جماعت چنین حماقتی را دیده اید که این مزدور جولانی که او مزدور آمریکا و صهیونیستهاست می گوید؟

این مُلای دین فروش و از مجریان جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها رسماً بخشی از ارتش آمریکا و در صف کفار آمریکائی و شرکایش در جنگ با اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم درآمده و سربازی از سربازان این کفار محارب اشغالگر خارجی شده و بر اساس آیه ی قرآن «وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ» یکی از این کفار محسوب می شود آنوقت مذهب تشیع را دینی در برابر دین اسلام معرفی می کند.

البته از مرتد شدن جوانان ما به دین سکولاریسم چیزی نمی گوید و هرگز نمی گوید دین سکولاریسم چون خودش هم سرباز جولانی مرتد است که در حال پیاده کردن سکولاریسم در سوریه است و برای سکولاریستهای آمریکائی و غربی و صهیونیستها مزدوری می کند.