زمانی که گفتگو با بعضی از برادران
نجدی در باره ی زیارت قبور آب در هاون کوبیدن است
به قلم: زید فراهی
نميدانم این جمعی که فقط خودشان را اهل
سنت و طرفدار سلف میدانند بي انصاف هستند و يابي
اندازه جاهل. چون خودشان را می بینی که از افکار علمای نجد تقلید می کنند و
رای تمام سلف و ائمه ی این امت را در مورد تعریف شرک، مشرکین ، عذرهای معتبر شرعی
برای مسلمین ، اهل بدعت ، ظوابط تکفیر، زیارت قبور، توسل و … کنار می زنند اما
ادعا دارن اهل سنت و اهل سلف یعنی آنها؛ و باز شروع می کنند به تکفیر و تبدیع و…
مسلمین .انگار اصلا با آنها صحبت نشده است.
گويند يك عالم گرگ رادعوة بترك خوردن گوسفندان مردم
ميكرد وقريب يك ساعت گرگ استاد بودوعالم آية وحديث ميخواند دراخيرگرگ عالم راگفت سخنت
رامختصربگوكه رمه رفت اینها نيزچنين ميكنند.
مقصود ما قناعت دادن غلاة و لجبازان
اینها نيست چون بزرگان اهل سنت هم اینها را قناعت داده نتوانستند و آل سعود با
شبکه های زیاد ماهواره ای و جور کردن دانشگاه در کابل و سایر بلاد اسلامی برای
اینها بسیار خرچ می کند و به نفع بسیاری از اینها نیست که تابع حق شوند. به عنوان
مثال اینها در مورد قبرها چنان غلو می کنند که زیارت قبور مسلمین را (هر چند
اشتباهات و آلودگی هائی به دلیل جهل مسلمین در آن وجود دارد) با بتهای مشرکین و
صلیب نصارا مقایسه می کنند و به این شکل علمای بزرگوار سلف را هم تکفیر کرده اند.
در پی حملات حکومت سکولار ترکیه به کوردهای
سکولار حزب کارگران اوجالان هر کدام از طرفین جنگ سعی دارند به نحوی جنگ را از
جنیک بین دو گروه سکولار به جنگی مذهبی یا حتی نژادی ربط بدهند.
در یک سو علمای درباری میان کوردها
هستند که کلیپ بیرون میدهند و میگویند اردوغان اسلام نیست، یا حتی در نمازهای جمعه
اجمالا و سر بسته میگویند اردوغان مسلمان نیست ولی وارد جزییات نمی شوند، و نمی گویند
مثلا چون تشریع به غیر ما انزل الله دارد و سکولار است مسلمان نیست ، چون این صفت
را هم مزدوران اوجالان و پ.ک.ک دارد و هم بارزانی و کومله ها و دموکراتها و سایر
احزاب سکولار کوردی .
اینها نمی توانند به صراحت بگویند
اردوغان چون سکولار است تبدیل به طاغوت شده است و مشکل نشان دادن طاغوت این است که
حاکم سرزمین خودشان هم یک طاغوت است،. اینها اگر قبل تر معنای سکولاریسم و جایگاه
سکولاریستها در اسلام و طاغوت را برای مردم نشان می دادند و مردم میدانستند که
اردوغان طاغوتی سکولار است ، الان سکولاریستهای کافر محلی و منافقین نمیتوانستند
با استناد به اعمال اردوغان اسلام را مورد طعن قرار دهند و در دل مردم ناآگاه شک و
تردید نسبت به اسلام ایجاد کنند.
اردوغان سوگند یاد می کند که تابع سکولاریسم است و شریعت الله را از حاکمیت و
قوانین اجرائی حاکم بر جامعه جدا می داند. زمانی در جنگ با طالبان و مجاهدین
سومالی و کشتار مسلمین الباب و جرابلس تحت نام لشکر ناتو است! تا اروپا را همراه
خود کند؛ و الان این دجال سکولار در جنگ با سکولاریستهای کورد اسم ارتش محمدی به خود
نهاده ! که ارتش محمدی از طاغوتی سکولار و مرتد مثل اردوغان و حامیان فکری و
نظامیش تو بری است.
آیا الان که اردوغان طاغوت با اسم اسلام لشکر کشی کرده و به دست سکولاریستهای
خائن محلی و طرفداران جاهل آنها بهانه داده ، ملا های اخوانی می گویند که اردوغان
اسلام را زشت کرده و زشت نشان داده و ریاکار و سکولاری است که با الفاظ بازی می
کند و ربطی به اسلام ندارد ؟!
آیا امثال قرضاوی و سایرینی که تا حد خلیفه ی مسلمین اردوغان را بالا
برده بودند این حقیقت ساده و قابل لمس را بیان می کنند که اردوغان با احساسات
اسلامی مسلمین بازی می کند و جزو ارتش ناتو است نه ارتش محمدی ؟
اخیرا شاهد نامه ای پر از مکر و فریب و
دروغ به سبک کمونیستها به دبیرکل سازمان ملل بودیم که اسم حسن امینی در راس آن قرار
داشت. نامه ای پر از راست و دروغ که در نهایت راستها به کلی مخفی شده و دروغها و
باطل برجسته تر شده بود.
واضح و روشن است که حکومت سکولار و
مرتد ترکیه به نمایندگی از ناتو طی توافقات بین المللی و با وتوی روسیه و آمریکا
وارد خاک سوریه جهت جنگ با مزدوران حزب کارگران اوجالان شده است و اهدافی مشخص را طی معاملات بین المللی
دنبال می کند، اینکه یک شخص عادی که مرید شبکه های ماهواره ای دروغپرداز شده و در
جنگی روانی خود را باخته باشد و در تجزیه و تحلیل این رویداد دچار اشتباه شود زیاد
جای تعجب نیست اما برای شخصی که خود را حاکم شرع و مفتی منطقه ای معرفی می کند جای
تعجب داشته و بلکه سوال بر انگیز است .
ما می دانیم که حسن امینی قبل از این
نیز تبریکها و تجلیلهای ویژه ای از سکولاریستهای مرتد بارزانی و طالبانی و غیره
داشته و حتی در مراسم مرده های جنایتکار کمونیست و سکولار حضور یافته یا پیام
تسلیت فرستاده است، پس این اولین بار حسن امینی نیست که در راستای امیال
سکولاریستها و بخصوص کمونیستها حرکت می کند و آشکارا خاطرات شیخ عزالدین حسینی را
در اذهان ما زنده می گرداند که آلت دست کمونیستهای کومله شده بود .
در هر صورت لازم است به صورت موردی به
چند نکته در نامه ی تحت امضای حسن امینی اشاره نمائیم، در این نامه آمده است:
همانگونه
که اطلاع دارید، دولت ترکیه …. با هدف پاکسازی نژادی و ریشه کن کردن کوردها در این
بخش از خاورمیانه برآمده است.
ج: واضح و روشن است که این سخن عین
سخنان کمونیستهای پ.ک.ک است . دروغی آشکار که هیچ انسان صاحب عقلی آن را نمی پذیرد
مگر فریب خورده های شبکه های ماهواره ای که از نزدیک با وقایع آشنا نیستند و تحت
تاثیر دروغهای دروغگویان حزب کارگران اوجالان و سایر سکولاریستهای دروغپرداز قرار گرفته
باشند .
این دروغگویان سکولار همیشه جنگ علیه
خود را جنگ علیه کوردها معرفی کرده اند و ریشه کن شدن خودشان وحزبشان را در منطقه
ای را ریشه کردن شدن کورد و قتل عام کوردها و نسل کشی کوردها و…معرفی کرده اند .
این سبک دروغپردازی سکولاریستهای مرتد در میان کومله و دموکراتها و بارزانی ها و
طالبانی ها و مزدوران اوجالان و سایر حقه بازان سکولار بوده است . این
سکولاریستهای جنایتکار خودشان را معادل کورد می دانند و حتی هر کسی که از خودشان
نباشد را به راحتی دشمن کورد و ضد کورد و … نامیده اند و صدها جنگ داخلی با
هزاران کشته آفریده اند که بازگو کردن جنگهای داخلی این مرتدین برای همه واضح و
روشن است .
سید
قطب رحمه الله در سال ۱۹۴۹ نصرانی[۱] دیدگاه و عبارتی تحت عنوان
اسلام آمریکائی را مطرح کرد و با ذکر اهداف و پیامدهای مخرب آن به مسلمین، سعی کرد
مسلمین از آلوده شدن به این اسلام تقلبی و جعلی دور کند که آمریکا برای مبارزه با
اسلام واقعی به پرورش و دامن زدن به آن پرداخته است.
بعدها در سال 1988نصرانی ریچارد نیكسون ریس جمهور اسبق آمریكا
در كتاب خود (الفرصە السانحە) غرب – از آمریکا تا روسیه – را بر اتحاد علیه «مسلمانانِ
اصولگرا» فراخوانده و گوشزد کرده بود که این نوع مسلمانان به دنبال مسائلی اند از
قبیل:
۱-
بازآفرینی
گذشته به معنای احیای تمدن سابق اسلامی.
۲-
تطبیق
و اجرای کامل شریعت و قوانین اسلامی.
۳-
معتقد
اند که اسلام شامل دین و دولت است – و جدایی دین از سیاست را نمی پذیرند
.
۴-
با
وجود اینکه آنان به گذشته می نگرند، اما از گذشته برای ساختن آینده الهام می
گیرند. آنها محافظه کار نیستند، بلکه جمعی شورشی و انقلابی اند.
آمریکائیان
به این شکل به تعرف اسلام واقعی می پردازند بطوری كە اگر هر جنبش اسلامی به خاسته
و نقشه ی آنان عمل نكند ، دهها واژە و القاب گوناگون بر آنان می زنند و دهها اتهام
را برای آنان می تراشند، تا از این راه رای عام مردم را برای نابودی آنان
بدست آورند. آمریكا و تمام سکولاریستهای جهانی و محلی به هیچ وجه راضی
نیستند كە در سرزمین مسلمانان اسلام و قانون شریعت حاكم باشد.
ریشه های عقیدتی
هم سنگر شدن دسته هائی از سلفیت نجدی با طاغوتهائی سکولار مثل اردوغان و سیسی و
حفتر و…
به قلم:
عبدالباسط / مدرسه ی علوم دینی شیخ ضیائی بندرعباس
امروزه از میان
مدرسه ی سلفیت نجدی کسانی اظهار وجود کرده اند که جهت دفاع از طاغوتهای سکولار و
ضد اسلامی، عملا در حال زنده کردن اندیشه های مدفون شده ی غلات مرجئه هستند. این
دسته از مرجئه هائی داخل سلفیت نجدی اصلا الفاظ عموم نزد آنها وجود ندارد همانطور که
امام شوکانی می گوید : جماعتی از مرجئه وجود دارند که میگویند هیچ لفظی نه به ذات خودش
و نه با قرینه ، بر عمومیت دلالت نمیکند بلکه عمومیت فقط هنگامی وجود دارد که فرد گوینده
در درونش قصد عموم داشته باشد.
سپس امام شوکانی
می گوید که بطلان این مذهب بر هیچکس پنهان نیست بدلیل اینکه این حرف مرجئه ها ، ادعایی
پوچ است و هیچ دلیلی ندارد و هم زبان عربی و هم دلایل شرعی بر خلاف این حرف دلالت دارد
و هر کس به زبان عربی و دلیل های شرعی آگاهی داشته باشد باطل بودن حرف این مرجئه ها
را بخوبی درک میکند .
پس فهمیدیم که این
جهمیه های زمانه از گذشتگان مرجئه ی خود پیروی میکنند ، و میگویند که این الفاظ بر
عمومیت دلالت نمیکنند بلکه مسئله به قلب شخص گوینده ربط دارد و میگویند هرگاه گوینده
در درونش قصد عموم بکند فقط آنوقت لفظ شامل عموم میشود وگرنه شامل عموم نمیشود ، شوکانی
می فرماید این حرف، اصل مذهب جهمیه است چون حکم تمام اعمال را به قلب ربط میدهند
آلبانی در توضیحش
بر مسأله ی تکفیر حرفی گفته است، مفهومش اینست که هر انسانی وقتی ناقضی از نواقض اسلام
را انجام دهد کافر نمیشود مگر زمانی که آن کفر را با قلبش حلال بداند. و در ادامه میگوید
که قطعا ما نمیتوانیم به درون قلب انسانها آگاهی پیدا کنیم تا بدانیم آیا آن کفر را
حلال میداند یا نه ، مگر اینکه خود آن شخص با زبان بگوید که در درونش چه چیزی وجود
دارد و تنها هنگامی میتوان آن شخص را تکفیر کرد که خودش اقرار کند که آن کفر را حلال
دانسته است !!!
روح و جهت گیریهای متفاوت دو نوع اسلام در دنیای کنونی
به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو
برای هر کسی که از اوضاع و مسائل کنونی جهان آگاهی داشته باشد متوجه
خواهد شد که در دنیا، حقیقت واضح و آشکار قابل روئیت و محسوسی وجود دارد که غیر
قابل انکار بوده، و به صورت نرم و سریع در جوامع بشری در حال رشد و نفوذ است،
و آن اسلام است اما کدام اسلام؟
دو اسلام که در بسیاری موارد شباهتهائی با هم دارند اما در روح و
جهتگیری با هم اختلاف دارند را می توان دید . یکی اسلام کامل و حقیقی که با ورود
به قلب و جوامع انسانی باعث تولید انسان و جامعه ای جدید با قوانین و حاکمیتی جدید
خواهد شد و ریشه های طاغوت و جاهلیت را خواهد خشکاند و زندگی جدیدی را تولید خواهد
کرد، و دیگری اسلامی ناقص و تو خالی که از مفاهیم چهار گانه ای دین (۱- قدرت
حاکمیت۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش دادن) تهی شده و تنها
ظاهرش مثل اسلام است و علاوه بر این در خدمت طاغوتها و دشمنان سکولار شرقی و غربی
قرار گرفته است .
آنهانی که مثل آمریکا و انگلیس و رژیمهای فاسدی چون آل سعود و امارت و ترکیه و قطر و… و شبکه های واهواره ای چون کلمه و وصال و .. به همراه شبکه های مجازی از این اسلام بی روح و مسخ شده جانبنداری می کنند در واقع قصد حمله به اسلام زنده و حرکتی را دارند، و اسلام برای آنها یک دکان و وسیلهی حیات و قدرت و بسیج مردم است .
امکان ندارد شخصی هم ادعای اسلامی بودن
داشته باشد و هم روحی اسلامی نداشته و جهت گیری او هم در مسیر اهداف دشمنان بوده و
و مطیع آمریکا و انگلیس و سایر کفار باشد؛ و علاوه بر این مثل آل سعود به مردم ظلم
کند و در رأس قدرت ظالمانهیی قرار داشته باشد و به میل دشمنان اسلام بر مسلمانها
فشار وارد کند. این اسلام از روح اسلام واقعی تهی است و جهت گیری آن هم با جهت
گیری اسلام واقعی فرق دارد.
به همین دلیل است که دیده می شود در
کشورهای عربی و حتی غیر عرب توده های وسیعی از مسلمین در مساجد هستند اما زمانی که
گروهی برای دفاع از قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی و مبارزه با طاغوتها و
اشغالگران قیام می کنند از سوی حکومتها به عنوان انسانهای تروریست و خرابکار معرفی
می شوند و علمای سوئ هم مردم را با این شعارهای طاغوتها هماهنگ می کنند . این یعنی
چه؟ یعنی اینکه مردم از روح و لُب و محتوا و حقیقت اسلام فاصله گرفته اند به همین دلیل جهت گیریهای آنها نیز
غیر اسلامی شده و در جهت منافع دشمنان عمل می کنند.
این اسلام جعلی، یا به قول سید قطب
«اسلام آمریکائی»، اسلامی سازگار با جاهلیت و طاغوتها، نخواهد توانست بر دلهای
حقیقت جو دوام زیادی داشته باشد، تنها اسلام حقیقی است که بر دلها نفوذ خواهد کرد.
تضاد عقیده ی سلفیت نوع دو ابن تیمیه با سلفیت نوع سوم نجدی در طلب
شفاعت
به قلم : اسامه حنفی
امروزه که سلفیت نجدی با چالش جدی در میان اهل سنت مواجه شده و اهل
سنت کارنامه ی عملی آن را دیده اند از نظر منهجی نیز با نوعی تضاد با عقاید اهل
سنت مواجه شده است. یکی از این موارد مساله ی طلب شفاعت از مرده است .در گروه های سلفی نجدی بیان شده که آنها عقیده دارند طلب شفاعت از مرده
جایز نیست، اما این صحت ندارد و کذب و افتراء است، بلکه عقیده سلفیت نجدی و بخصوص
دوله و گروه جولانی و انصار و سایر گروههای سلفی نجدی و حتی شبکه های ماهواره ای
آنها چون کلمه و وصال و غیره این است که فعل شفاعت خواهی از اموات شرک اکبر است و فردی
که این عمل را انجام دهد مشرک می شود زیرا بر این باورند که طلب شفاعت از مرده از سیره
مشرکین عرب بوده است و همه میدانیم که مشرکینی مثل ابوجهل و ابولهب و… همگی جزو
کفار بودند .
بر این اساس در دیدگاه سلفیت نجدی تمام
مسلمینی که معتقد به طلب شفاعت از مرده نزد الله هستند جزو کفار محسوب می شوند. البته
باید در نظر داشت که در نظر ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر به عنوان پرچمداران
سلفیت نوع دوم طلب شفاعت از مرده هرگز شرک نبوده و شخص را جزو کفارمشرک قرار نمی
دهد اما سلفیت نوع سوم نجدی شرک اکبر بودن طلب شفاعت از مرده نزد الله و کافر بودن
انجام دهنده ی آن را پذیرفته است.
علمای سوئی که
با نام سیاست در جبهه ی دشمنان قانون شریعت الله قرار گرفته اند
به قلم : کیوان
مریوانی
زمانی که رسول
الله صلی الله علیه وسلم انبیاء را بزرگترین سیاستمداران معرفی می کند که برای
امور حکومتی و اجرائی مردم قانون و برنامه ارائه می دادند: «کان یسوسهم الأنبیاء»
برای همه واضح و روشن است که قانون و برنامه و سیاستهای انبیاء بر اساس قانون
شریعت الله بوده است .
اگر علماء
وارثان انبیاء هستند در این صورت لازم است که این وظیفه ی سیاستمداری بر عهده ی
علمای اهل فقه و متخصصین شریعت الله باشد. اگر علماء ی اهل فقه و شریعت گرایان از
سیاست دوری کنند بدون شک میدان را برای دشمنان قانون شریعت الله خالی کرده اند و
آنوقت هر کس دروغگو تر و مکارتر و حیله گر تر و ظالمتر باشد و حیلهٴ بزرگتری داشته
باشد و دروغ گندهتری بگوید، موقعیت سیاسی بهتری دارد و در جامعه، رأس رجال سیاسی شمرده
میشود!
اگر می بینیم که
دسته ای از علمای سوء با بازی با شعور مسلمین از کانال شبکه های ماهواره ای و
فضاهای مجازی سعی دارند مردم را به سوی دموکراسی و سکولاریسم و مبارزه با قانون
شریعت الله بکشانند و طرح جدائی دین از سیاست را سر می دهند در واقع باید متوجه
شویم که اینها همان دارودسته ی منافقین و دشمنان قانون شریعت الله هستند که در
لباس دین اسلام بر علیه دین اسلام فعالیت دارند.
این علمای سوء
که در شبکه های ماهواره ای چون کلمه و وصال و نور و … و شبکه های مجازی چون جبهه
سنت و سهاب و … اعلام موجودیت کرده اند در واقع مجریان جنگ روانی آل سعود و
آمریکا و انگلیس و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی و طاغوتهای محلی بر علیه
مجریان قانون شریعت الله هستند که باید جهت حفظ ایمان خود زا آنها حذر کرد .
اقمار جولانی و احرار الشام و دهها
گروه سلفی نجدی در سوریه، جهاد فی سبیل ناتو یا فی سبیل آمریکا و ناتو ؟
به قلم : ابوبکر الخراسانی
بارها و بارها گفته شده است که گروه
مافیائی جولانی و تمام فریب خورده های اطراف آن که دستشان به خون هزاران مسلمان
آلوده شده و حتی به جرم تجاوز به ناموس زنان و دختران اهل سنت هم آلوده شده اند (چنانچه
خود محیسنی هم گواهی داده ) این گروهها در راه ناتو از کانال حکومت سکولار و مرتد
ترکیه در حال جنگ هستند و طبق دستورات آنها جنگ و صلح و آتش بس خود را تنظیم می
کنند .
کسی هم شک ندارد که ناتو متحد آمریکا
در تمام جنایتهایش در تمام سرزمینهای اسلامی است . این واقعیت را عده ای جاهل که
اطراف جولانی را گرفته بودند نمی خواستند قبول کنند انگار اینها اهل تعقل نیستند و
حتما باید اتفاقات رخ دهد تا بفهمند جریان از چه قرار است.
اما این اتفاق هم افتاد و بالاخره دولت
مرتد ترکی به رهبری اردوغان در مناطق شمال شرق فرات گشت مشترک با آمریکایی راه
انداخت. اینهم ثمره ی آنهمه تبلیغات دروغین که شبکه های ماهواره ای کلمه و وصال حق
و دهها شبکه ی مجازی تحت نام جهاد از کشت و کشتار اهل سنت در سوریه حمایت می کردند
. حالا باید فهمیده باشیم که جهاد مورد نظر این خائنین به اهل سنت چیست ؟ با رسیدن
به این مرحله صحوات خبیث شمال سوریه دلشان خنک شد و راحت شدند و ماموریت خود را به
خوبی انجام دادند و گشت آمریکا را وارد شام کردند.
از ابوقتاده فلسطینی، لندن نشینها و
عبدالرزاق المهدی و از امثال ابوبصیر خبیث
و دارو دسته آنها در کانادا و اردن و ترکیه و غیره که در دارالکفرها لم داده اند سوال
می کنیم: آیا خیال می کنید ما هم مثل مقلدین قلاده به گردنتان از ماهیت شما و
گروههائی که از شما تقلید می کنند بی خبر هستیم؟ خیال نکنید که اهل سنت فریب شماها
را خواهد خورد . شماها تنها برای یک فکر الگو هستید : تنها برای سلفیون خاص نجدی
که دهها گروه ضد هم شده اند و تا به حال غیر از جنگ داخلی و کشت و کشتار میان
مسلمین و خیر رسانی به کفار سکولار جهانی ثمره ای به بار نیاورده اند .
ما از شما و این فکر تفرقه افکن و ذلیل کننده برای مسلمین اعلام برائت می جوئیم و بدانید که اهل سنت کارنامه ی شماها را مثل کارنامه ی سکولاریستهای مرتد محلی و کفار سکولار جهانی فراموش نخواهد کرد.
تا کی فریب می خورید و خیال می کنید
اهل سنت کور هستند و نمی بینند؟ آیا وقت آن نرسیده به دامان اهل سنت و جهاد صحیح
برگردید؟
هر چند شما را برادران منحرف خود می
دانیم اما فراموش نمی کنیم که این سلفیت خاص نجدیت چه جنایاتی در حق اهل سنت مرتکب
شده است .
توجیهات اشتباه مقلدین علمای نجد در
حمله به اماکن مذهبی نصرانی ها و کلیساها
به قلم : ابوابراهیم هورامی
همه می دانیم که دوله تجمعات زیادی از شیعیان و صوفی های اهل سنت و کلیساهای نصرانی را به خاک و خون کشیده و صدها نفر از زنان و کودکان و پیران و جوانان موجود در این اماکن مذهبی را قتل عام کرده اند دقیقا در مقیاس کوچکتری همان کاری است که کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر سر نمازگذاران مسلمان در مساجد می آورند .
تمام توجیهات آنها به این شکل است :
” تغییر در حالت دار اسلام موجب می شود که احکام مربوط به دار اسلام نیز تغییر یابد؛ اگر دار اسلام به
دار کفر تبدیل شود احکامش متفاوت می گردد!
نصارا و مسیحیان و اهل ذمه که قبلا در دار اسلام زندگی می کردند و از طرف
مسلمین و دولت مسلمین امان داشته اند، با تغییر دولت مسلمین به دولت مرتدین و یا
دولت کفار و ملحدین، ذمه و امان آنها ملغی محسوب می گردد و از حالت اهل امان و
مستامن بودن به حالت اهل حرب داخل می گردند.”
این درست است که بزرگانی چون امام
کاسانی در بدائع الصنائع به همین موضوع اشاره کرده اند اما این شاگردان علمای نجد
لازم است به چند نکته ی اساسی دقت کنند :
۱- هم
اکنون هیچ کشور نصرانی وجود ندارد که بر اساس نصرانیت اداره شود و قانونش بر اساس
شریعت نصرانیت باشد بلکه تمام این کشورها بدون استثناء سکولار (مشرک) هستند. این یکی
از همان واقعیتهائی است که این طرفداران سلفیت نجدیت که در قرون قبل از رنانس
مانده اند و به امروز تعلق ندارند نمی خواهند به گوش کسی برسد.
اینها هنوز در جنگهای صلیبی مانده اند
و امروز را درک نمی کنند و در برابر تمام دلایل شرعی و تاریخی و واقعیتهائی که از
قانون تمام کشورها که می بینند تنها استنادشان به سخنان سکولار و مشرکی دروغگو مثل
جورج بوش است که عضو انجمن شیطان پرستی استخوان و جمجمه می باشد که گفت جنگ ما صلیبی است .
اینها درک نکردند که این شیطان پرست
سکولار هدفش این بود که جنگ مسلمین را به سوی نصرانی ها هدایت کند و مسلمین از
سکولاریستها و مشرکین غافل شوند و دیدیم که در مورد عده ای واقعا موفق شد. چون این
عده هنوز نمی توانند درک کنند که مشرکین در قران چه کسانی هستند و این کفار مشرک
چه تفاوتهائی با کفار اهل کتاب و مجوس و صابئین دارند؟!
۲- مشکل
اساسی دیگر این شاگردان و مقلدین علمای نجد در این است که هنوز نمی خواهند قبول
کنند که حتی اگر نصرانی ها نیز صاحب حکومت و ارتش و نیرو بودند و با ما می جنگیدند
بین مردمان موجود در کلیساها و خود کلیساها با سایر مردم فرق وجود دارد .
از همان ابتدای اجازه ی جهاد، یکی از
اهداف جهاد محافظت از این اماکن مذهبی غیر مسلمین است قبل از محافظت از مساجد مسلمین
که الله تعالی می فرماید: وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ
اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ
لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/۴۰) و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمیکرد
صومعه ها و كليساها و كنيسه ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى شود
سخت ويران مى شد و قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى كند يارى مى دهد چرا
كه خدا سخت نيرومند شكست ناپذير است
آیا مقلدین علمای نجد نمی خواهند بیدار
شوند و به مسیر صحیح اهل سنت برگردند؟