اسلام کامل و اسلام ناقص آمریکائی و تنها راه داشتن اسلام کامل

اسلام کامل و اسلام ناقص آمریکائی و تنها راه داشتن اسلام کامل

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

سید قطب رحمه الله زمانی که می فرمود: «یا اسلام کامل یا هیچ» در واقع عملا به رد کسانی می پرداخت که خواهان اسلامی ناقص بودند که الله تعالی در موردشان می فرماید: وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا (نساء/۱۵۰) و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند…

و در کنار این شعار پرمحتوا سید قطب رحمه الله برای این طرفداران اسلام ناقص از عبارت اسلام آمریکائی استفاده کرد . اسلام کامل یعنی اسلامی که با کفر به طاغوت و ولاء و براء و برائت از مشرکین(سکولاریستها) تنها به قانون شریعت الله و حکومت اسلامی راضی است . یعنی اسلام ظلم‌ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و مستضعفان. اسلام آمریکائی هم یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیاده‌خواهی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل دست‌اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، اسلام کمک به اقویا، اسلامی که با همه‌ی این مفاسد می سازد.

 اسلام کامل هم، تنها در پناه قدرت حکومت اسلامی و تحکیم شریعت الله امکان پیاده سازی و عمل به آن وجود دارد و جز با حاکمیت اسلام و تشکیل نظام اسلامی امکانپذیر نیست به همین دلیل اگر ما دارای چنین قدرت حکومتی هستیم حراست و صیانت از آن واجب‌ترین واجبهاست؛ چون داشتن و صیانت از اسلام کامل وابسته به داشتن و صیانت از قدرت حکومت اسلامی است و اسلام کامل بدون داشتن قدرت حکومتی امکان پذیر نیست.

گزینه های پیشنهادی اسلام آمریکائی توسط غرب به مسلمین

گزینه های پیشنهادی اسلام آمریکائی توسط غرب به مسلمین

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که سید قطب رحمه الله از اسلام آمریکائی صحبت می کرد در واقع منظورش دسته ای از علمای سلفیت خاص نجدیت و درباری آل سعود بود که خود را به مسائل ریز شخصی مشغول نموده و از مسائل اساسی چون حاکمیت قانون شریعت الله و مبارزه با استعمار گران و مسائل اقتصادی، اجتماعی، آزادی خواهی و جهاد به دور بوده اند .

این اسلام تحریف شده که در خدمت طاغوتها در آمده است قابله ی نوعی اسلام تکفیری هم هست که بی رحمانه مسلمین را مورد تهاجم قرار می دهد و مسلمین را به مسلمین مشغول نموده و تفرق را در میان آنها دامن می زند و در هر جا رشد کرده باعث نابود شدن جبهه های جهادی بر علیه کفار اشغالگر خارجی وباعث ترویج سكولاریزم و بی‌دینی شده اند.

«سلفی‌گری» اگر به معنای اصولگرائی در كتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیا شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی ما سلفی هستیم، اما این جریان مقلدین دسته هائی از علمای درباری آل سعود شده اند که خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف اربابان آل سعود قرار گرفته اند و سلف صالح از اینها بیزار و برائت می جویند.

نوع دیگر از اسلام آمریکائی اسلام لائیک و سکولاری است که مشخصا توسط دارودسته ی منافقین سازماندهی و مدیریت می شود و نماینده ی لیبرال دموکراسی بومی شده در میان مسلمین است که یکی از اهدافش این است که مسلمین را به دام سرمايه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى بکشاند.

کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی این دو نوع اسلام تحریف شده را به مسلمین پیشنهاد می دهند و قصد دارند مسلمین را بین این دو گزینه قرار دهند تا الگوی «اسلام راستین»  در میان انقلابهای منطقه و تولید مومنین واقعی تقویت نشود.

ما به هر دو پیشنهاد غرب که با شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی و با هزینه های کلان تبلیغ می گردند بدبین بوده و جواب رد می دهیم.

بگذار دارودسته ی منافقین در شبهات خود در باره ی حکومت اسلامی بتازند

بگذار دارودسته ی منافقین در شبهات خود در باره ی حکومت اسلامی بتازند

به قلم کارزان شکاک

زمانی که دارودسته ی منافقین در قالب احزاب به ظاهر اسلامگرا در مورد حکومت مطلوب خود صحبت می کنند، تصویری از حکومتهای سکولار غربی با تمام اسکلت بندی و موسسات آن را با ادبیات و شعارها و رنگ آمیزی شبه اسلامی ارائه می دهند.

البته جهت محکم کاری بدون توجه به قرآن و سنت صحیح و آراء ائمه ی خیر القرون دنبال آراء شاذ فقهی می گردند که به نحوی با چهره ی مسخ شده ای که ارائه داده اند سازگاری ایجاد کنند.

با این وجود زمانی که سقوط فکری در توهّم ادله ی آنها توسط اهل علم ثابت می شود، در توجیه افکار فاسد خود و یا وجود احزاب کفری سکولاریستی که در سیستم دموکراسی و دین سکولاریسم به آن اجازه داده شده است با پشت گوش انداختن اصول و مبانی قانون شریعت الله به وقایع تاریخی استناد می کنند. به عنوان مثال به وجود منافقین در زمان حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم استدلال می کنند .

منافقین اصلی با آنکه بسیاری از مسلمین ضعیف الایمان را هم دور خود جمع کرده اند با این وجود کافر هستند و چنین به مخاطبین خود می فهمانند که در حکومت اسلامی این کفار به عنوان حزبی سیاسی بودند و رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را می شناخت ولی آنها را از پرداختن به فعالیتهایی که حقّ حزبی آنها بود منع نکرد، پس کفار و مرتدین محلی هم در هر شکل و قالبی مثل احزاب کمونیست و لیبرال و همجنس باز و… باید اجازه ی فعالیت داشته باشند.

اما این جاهلها هنوز نمی دانند که همین دارودسته ی منافقین در دنیا حکم مسلمین را دارند، چون در دنیا تابع قوانین اسلامی هستند نه قوانین کفری که در باطن پنهان کرده اند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها تعدادی از منافقین اصلی که کافر هستند را که الله تعالی معرفی کرده بود می شناخت نه همه ی آنها را، و سایر صحابه غیر از حذیفه رضی الله عنه این تعداد کم را نیز نمی شناختند. پس اینها در دنیا تابع قانون شریعت الله هستند نه قوانین کفری دیگر و در دنیا جزو مسلمین هستند نه کفار.

عده ای دیگر از همین دارودسته ی منافقین جهت توجیه وجود خود و سایر احزاب سکولار کفری به مثال خوارج استناد می کنند که رسول الله آنها را سگهای اهل جهنم نام برده است اما خوارج که در زمان علی بن ابی طالب رضی الله عنه به صورت گسترده ظهور کردند آنها را از اعمال حق فکریشان منع نکرد و فقط به خاطر اینکه آنها علیه جامعه مسلمان دست به اسلحه بردند با آنها جنگید.  

باز این احزاب مفلس و بی حیاء از یاد برده اند که خوارج نیز تابع قانون شریعت الله و مسلمان بودند و طبیعی است که هر مسلمانی مادام که مرتد نشده باشد مشمول حکم مسلمین می گردد و نمی توان یک مسلمان مخالف یا حتی اهل بغی را با کافری سکولار(مشرک) مقایسه کرد.

همین احزاب به ظاهر اسلامگرا و دارودسته ی منافقین بودند که عبارتها و اصطلاحات ترکیبی و التقاطی  چون کمونیستهای مسلمان و سوسیالیستهای مسلمان و مسلمین سکولار و اسلام دموکراتیک و… را میان مسلمین شایع کردند، یعنی به زبان دیگر به مسلمین می گفتند که اسلام یهودی، اسلام نصرانی، اسلام مشرک (سکولار) و سایر ترکیبات هم داریم و اشکالی ندارد .

اما بگذار این احزاب و جریانات فاسدی که هم اکنون از پشتوانه ی ماهواره ای و مجازی چون کلمه و وصال و جبهه سنت و سهاب و غیره برخوردارند و در دهها گروه مجازی و حزب سیاسی مختلف و متفرق اعلام موجودیت کرده اند در توهمات خود در مورد حکومت اسلامی بتازند؛ حکومت اسلامی جای جولان این آشغالهای بی غیرت نیست که حتی با هم جنس بازان نیز خود را سازگار نموده اند.

به اسلام مطلوب آمریکائی – انگلیسی بدبین و از مبلغین آن دوری کنید

به اسلام مطلوب آمریکائی – انگلیسی بدبین و از مبلغین آن دوری کنید

به قلم : کیوان مریوانی

دینی که از محتوای چهار گانه ی آن یعنی ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت ۴- پاداش و جزا  خالی و تهی باشد در واقع تنها اسم دین را دارد. اسلامی که کفار سکولار جهانی با همکاری طاغوتهای محلی و علمای دین فروش به مردم عرضه داشته اند اسلامی است که از این مفاهیم اساسی خالی و تهی است .

پس باید به این اسلام مطلوب واشنگتن و لندن بدبین باشید؛ چه از نوع لائیک و غربگرا از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه، و چه از نوع متحجر و خشن آن از کانال طاغوتهای فاسد و مرتد آل سعود. به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل می کند، ولی با مذاهب اسلامیِ دیگر بیرحمانه مواجه می شود، دست آشتی به سوی آمریکا و ناتو دراز می کند، ولی در داخل به جنگهای قبیله‌ای و مذهبی دامن می زند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با کفار است، اعتماد نکنید. به اسلام آمریکائی و انگلیسی بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه‌داری غرب و مصرف‌زدگی و انحطاط اخلاقی می کشانند.

این همان نکته ی حساس و مهمی است که بزرگانی چون سید قطب رحمه الله تحت عنوان اسلام آمریکائی مسلمین را به پرهیز از آن سفارش می کرد و ما هم اکنون در شبکه های ماهواره ای منتسب به تسنن و تشیع شاهدش هستیم .

سیاست اسلام ناقص و آلوده ی آمریکائی – انگلیسی در برابر مسلمین

سیاست اسلام ناقص و آلوده ی آمریکائی – انگلیسی در برابر مسلمین

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

آنچه در شبکه های ماهواره ای منتسب به اهل سنت و تشیع که از انگلیس، آمریکا، دول دست نشانده و فاسد عربی خلیج فارس دیده می شود این است که به نام اسلام، دشمنان اسلام در پوشش اسلام با اسلام مقابله می کنند؛ اسلام آمریکایى – انگلیسی  ناقص و آلوده در برابر اسلامی که محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین(۱- قدرت حاکمبت۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت از این قوانین و حاکمیت ۴- مجازات و پاداش دادن بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت) را به خود اختصاص داده و دین را برای الله خالص کرده است .

اسلام آمریکایى، اسلامى است که با طاغوت و بخصوص منافع کفار سکولار و اشغالگرجهانی و صهیونیستها و هوا و هوس حکام دست نشده ی محلی  خود را تطبیق داده است و در خدمت هدفهاى آمریکا و سایر دشمنان دین قرار می گیرد، ظاهر آن شبیه  اسلام و اسم آن هم اسلام است.

یکی از اهداف این اسلام ناقص و آلوده این است که کاری  کند که مذاهب اسلامی به خاطر مسائل خیلی ریز فقهی گریبان یكدیگر را بگیرند و كشمكش با همدیگر را شروع كنند، تا این دشمنان اصلی نفس راحتی بکشند . دشمنان اسلام این مطلب را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یك طرف گروه‌های منتسب به اهل سنت را با اتکاء به سلفیت آل سعود و گروههای شیعه را با اتکاء به اندیشه های غلاة تحت کنترل انگلیس را به راه می‌اندازند كه نه فقط مذاهب مخالف خود را تكفیر كنند، بلكه بسیاری از فِرق  هم مذهب خود را هم تكفیر كنند؛ وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها می گذارند؛ در كجا؟ در آمریكا و لندن و دول جنایتکار عربی خلیج فارس!

پایبندی به فقه و منهج اسلامی خیرالقرون و وحدت اسلامی، عاملی در برابر اسلام آمریکائی – انگلیسی و خیانت به جبهه مسلمین

پایبندی به فقه و منهج اسلامی خیرالقرون و وحدت اسلامی، عاملی در برابر اسلام آمریکائی – انگلیسی و خیانت به جبهه مسلمین

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

مسلمین از همان ابتدا غیر از دفاع مشروع از خود علیه هیچ کشور خارجی اعلام جنگ نکرده اند، اما در برابر، عقیده و منهج جهادی خود را با صدای بلندی اعلام کرده اند. در برابر این منهج صحیح، اسلامی آلوده و متحجر درباری آل سعود به همراه اسلامی سکولار به اصطلاح مدرن در کنار تشیع انگلیسی همه با هم صف آرائی کرده اند.

مثلث اسلام درباری آل سعود به همراه اسلام سکولار و تشیع انگلیسی آشکارا هر کدام از طرفی در برابر منهج صحیح و وحدت گرای سایر مسلمین قرار گرفته اند و مسلمین نباید این مثلث شوم را با سایر مسلمین اشتباه بگیرند.

اسلامِ  وحدت گرا و صحیح، اسلامِ برادری اسلامی و پایبندی به منهج صحیح ائمه ی خیر القرون و اسلامِ صفا و معنویت و پرهیزکاری و فرقه ی ناجیه  و اسلامِ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم» است. اما اسلامِ آمریکایی – انگلیسی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امت اسلامی است. اسلامی که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جای اعتماد به وعده‌ی الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جای مبارزه با کفار سکولار جهانی و صهیونیستم منطقه ای با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکا و انگیسی جنایتکار و اشغالگرعلیه ملت خود یا ملتهای دیگر متحد شود و در پوشش اسلام با اسلام مقابله کنند؛ و با طاغوتهای مزدور و رژیم صهیونیستی می سازدو در خدمت هدفهاى آمریکا و انگلیس قرار می گیرد، تنها ظاهر و اسم آن  اسلام است که بعضى از مراسمهای ریز شخصی اسلامى را هم انجام می دهند و در جهت کلّى قطعاً ۱۸۰ درجه در جهت مخالف اسلام حرکت می کنند همان کسانی هستند که  با دشمنان اشغالگر و طاغوتهای محلی خواسته یا ناخواسته در برابر مومنین مجاهد قرار گرفته اند و در راه طاغوت می جنگند که الله تعالی می فرماید: اَلَّذینَ ءامَنُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ‌الله وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ الطّاغُوت؛

 حالا به خودت نگاه کن، اگر شما با نام اسلام، در راه طاغوتی چون آمریکا و انگلیس و ناتو و ترکیه و غیره حرکت می کنید، کشف بکنید که این اسلام، اسلام درست و حسابى‌اى نیست، اسلام واقعى نیست، یک‌جاى کار عیب دارد و دشمنان دارند برنامه های شما را صحنه‌گردانى می کنند.

اگر هر یک از اهل سنت با معارف قرآن  و فقه پویای مذهبی خود انس داشته باشد، و بیشتر با سایر مذاهب اسلامی آشنا باشد، این‌جور حوادث کمتر پیش مى‌آید. ارتباط و اتّصال دلها به خدا و فقه صحیح خیر القرون مانع می شود از اینکه دلها به راه خدا خیانت کنند؛ که امیدواریم این پیش بیاید.

آشنائی با شاخه های اسلام آمریکائی

آشنائی با شاخه های اسلام آمریکائی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

اسلام آمریکائی دارای دو شاخه است:

  1. اسلام متحجر درباری آل سعود
  2. اسلام سکولار در قالب اسلام مدرن و به روز شده

این دو بازوی اسلام آمریکائی همیشه مورد حمایت کفار سکولار جهانی بوده است و در مناسبتهای مختلفی از آن در برابر جنبشهای صحیح مسلمین استفاده کرده است .

کفار سکولار جهانی هر جا ببینند که مسلمین در حال حرکت به سوی تشکیل حکومتی اسلامی هستند و منافع آنها و نوکرانشان ممکن است در معرض خطر قرار گیرد زمینه های شکل گیری این اسلام جعلی را در میان آنها با میدان دادن به تشکیل احزاب و مدارس دینی و شبکه های ماهواره ای و خطبای اسلام آمریکائی و… فراهم کرده و از کانالهای خاص خود این جریان مخرب را راهنمائی کرده و حتی کمکهای لازم را نیز به آنها ارائه می دهند.

اسلام متحجر درباری آل به سبک خودش مشغول مقابله با اسلام و قوانین همه جانبه ی آن است و با گرفتن بخشی از مسائل ریز اسلام بخشهای عظیم اسلام را نادیده می گیرد و با همین مسائل ریز و جانبی مسلمین را به مسلمین مشغول کرده و آنها را متفرق و ذلیل می نماید و گاه تولید جنگهای داخلی می کند .  

اسلام سکولار هم  شبیه مسیحیّت سکولار است که میرود در گوشه‌ی کلیسا، خودش را زندانی میکند و در محیط واقعی زندگی هیچ حضوری ندارد؛ اینها به اسلام منزوی دعوت می دهند؛ اسلامی که هیچ کاری به کار زندگی مردم ندارد؛ مردم را به یک عبادتی، به یک چیزی گوشه‌ی مسجد یا گوشه‌ی خانه‌ها فرا می خواند.

عمده ترین تفاوت القاعده ی اسامه بن لادن با القاعده ی ایمن الظواهری

عمده ترین تفاوت القاعده ی اسامه بن لادن با القاعده ی ایمن الظواهری

به قلم: ابوبکر الخراسانی

ما می دانیم زمانی که ابومصعب زرقاوی در افغانستان بود هرگز به القاعده بیعت نداد و حتی زمانی که با انصار الاسلام اورامان هم بود باز به القاعده بیعت نداد و زمانی هم که جماعت توحید و جهاد را تشکیل داد باز بیعت ندارد، چرا؟ چون او دارای تفکرات سلفیت نجدی ابومحمد مقدسی بود و این تفکرات با تفکرات وحدت طلبانه ی اسامه بن لادن سازگار نبود.

با این وجود برای اتحاد با سایر گروهها در مرحله ای به القاعده بیعت داد و تا زمانی که شرعی های او مثل ابوانس شامی زنده بودند ابومصعب نتوانست در اندیشه های نجدی مقدسی خالص گردد. پس از مرگ این شرعی ها و شخص اسامه بن لادن کلا منهج عوض شد و سایه ی سلفیت خاص نجدیت بر گروه زرقاوی و ادامه دهندگان راه او تا کنون سایه افکند و کلا از منهج شیخ اسامه بن لادن دور شدند و حتی عده ای از غلاة آنها به تکفیر شیخ اسامه هم پرداختند.

نکته ی مهم این است که ابومحمد مقدسی هم مجاهدین افغان در زمان شیخ عبدالله عزام را مشرک و دموکراسی پرست معرفی می کند و شیخ عبدالله عزام را نیز مدافع مشرکین و دموکراسی پرستان و مانع و سدی در برابر اهل توحید معرفی می کند و به سبک خودش آنها را تکفیر می کند و بر این باور است این مشکلات به خاطر این بوده که عبدالله عزام  جزو اخوان المسلمین بوده است .

دکتر عبدالله عزام نیز از این گروه تند رو در تفسیراواخر سوره ی توبه بسیار گله داشت  و معتقد بود این متشددین تنها جهت تکفیر دیگران و مخالفت با اهل جهاد و  ایجاد تفرق میان مجاهدین و دلسرد کردن مسلمین از اهل جهاد به پیشاور آمده بودند. اما آنچه مهمتر است اینکه ایمن الظواهری نیز می گوید که  شیخ اسامه بن لادن نیز جزو جماعت اخوان المسلمین بوده و اینکه در این دوران از ابومحمد مقدسی مطالبی یاد گرفته و به تعریف و تمجید منهج سلفیت خاص نجدیت وی پرداخته و دعا می کند تا آخر بر این منهج بماند.

در این صورت می بینیم انگار کودتاهی بر علیه منهج جهادی اهل سنت و القاعده  و بخصوص رهبراین چون عبدالله عزام و اسامه بن لادن از جانب سلفیت خاص نجدیت صورت گرفته است که یکی از سرچشمه های آن به ابومحمد مقدسی بر می گردد و  نتیجه ای غیر از تفرق و ذلیلی و شکست و اشتباهات فاحش برای اهل سنت در بر نداشته است.

هدف مشترک سلفیت نجدی و شیعیان انگلیسی از دروغگوئی و پنهان کردن حقایق در مورد صلاح الدین ایوبی

هدف مشترک سلفیت نجدی و شیعیان انگلیسی از دروغگوئی و پنهان کردن حقایق در مورد صلاح الدین ایوبی

به قلم : مسعود سنه ای

صلاح الدین ایوبی یکی از سربازان و فرماندهان نورالدین زنگی رحمه الله بوده که زیر دست و تحت فرمان عمویش شیرکو بود. شیرکو بعد از ورود به مصر تحت حاکمیت شیعیان ۷ امامی وزیر جنگ این حکومت می شود و بعد از دو ماه وزارت فوت می کند و صلاح الدین مدت نزدیک به ۱۹ سال وزیر حکومت فاطمی مصر می شود، آنهم وزیر جنگ و ارتش؛ قبل از اتمام وزارت صلاح الدین ایوبی سلطان نورالدین زنگی در یازدهم شوال سال ۵۶۹ هـ برابر با ۱۱۷۴ م در سن ۵۶ سالگی بر اثر بیماری دیفتری فوت می کند.

خارج از انکار واقعیات تاریخی و جعل و تحریف آنها لازم است بدانیم که هدف سلفیت نجدی از پوشاندن این قریب به ۱۹ سال وزارت صلاح الدین ایوبی که دوست و دشمن به آن اقرار دارند چیست؟ چرا می خواهند این حقیقت تاریخی را بپوشانند؟ هدف از دروغ گفتن و تحریف تاریخ چیست؟ دروغ گفتن به چه کسی خدمت می کند به قانون شریعت الله و مسلمین یا دشمنان مسلمین؟

البته شیعیان غلات و روافض میان شیعه هم سعی دارند در  مورد صلاح الدین دروغ بگویند و دروغها و داستان سرائی هائی کرده اند که نیاز به بازگوئی نیست چون هدف این شیعیان انگلیسی مثل شیطان یاری و یاسر الخبیث و دانشگند و امثالهم واضح و روشن است .

لطفا سلفیون نجدی واضح جواب بدهید و طفره نروید که چرا شما به همراه این غلات دست به یکی کرده و سعی دارید در مورد صلاح الدین ایوبی دروغ بگوئید ؟ من بر این باورم که اگر واقعیتها در مورد صلاح الدین گفته شود شما مجبور می شوید صلاح الدین را طبق منهج غلط خودتان تکفیر کرده و دستتان برای تمام مسلمین رو شود به همین دلیل به این دروغها متوسل می شوید.  

ادامه خواندن هدف مشترک سلفیت نجدی و شیعیان انگلیسی از دروغگوئی و پنهان کردن حقایق در مورد صلاح الدین ایوبی

حکومتهای سکولار و مدارس دینی

حکومتهای سکولار و مدارس دینی 

به قلم : عبدالباسط / مدرسه علوم دینی شیخ ضیائی بندر عباس

با آنکه در حکومتهای سکولار به مسلمین و نصرانی ها و یهود و بودائی و غیره به یکسان آزادی هائی داده می شود اما در مورد مدارس دینی این آزادی ها بسیار کمتر از سایرین است. در این حکومتها همیشه سعی می شود که دروس اساسی مربوط جهاد و حکومت اسلامی و سایر مسائل مهم حذف شوند، و در عوض با تدریس درسهای مختلف و کم محتوا مراکز دانش دین را منزوی، منفعل، بی روحیه، بی ابتکار، وابسته به خود و فارغ از آرمانهای بزرگ کنند.

این ترفند کفار سکولار در بسیاری از سرزمینها تاثیر گذاشته و طلبه ها و دانشجویانی را پرورش داده اند که به راحتی تسلیم سکولاریستها و اشغالگران خارجی و دموکراسی توهمی آنها شده اند.

اگر به بسیاری از طلبه های عربستان و مالزی و ترکیه و مصر و تونس و… نگاه کنی متوجه می شوی که مدارس دینی آنها سربازانی برای طاغوتها تربیت کرده اند که چیزی از حکومت اسلامی و جهاد و آزادگی و مبارزه باظلمین و حتی کفر به طاغوت و ولاء و براء به آنها یاد نداده اند .

حکومتها و امارتهای اسلامی راز تجدید حیات و بزرگترین نعمت برای مدارس دینی هستند که به این نهال الهی رشد و رونق بی سلبقه ای می بخشند و مدارس دینی را تا دورانهای طولانی بیمه کرده اند.