مُلا فتاحی و گروه چند نفره اش حق ندارند از شریعت الله سخنی بگویند و از سیسی عیب بگیرند

مُلا فتاحی و گروه چند نفره اش حق ندارند از شریعت الله سخنی بگویند و از سیسی عیب بگیرند

به قلم: مسعود سنه ای

واقعاً امت اسلامی در حیرت است!

در این دو سال، کودکان، زنان، مردان پیر و جوان غزه بی‌گناه کشته می‌شوند، زیر ظلم و تجاوز صهیونیست‌ها و حامیانشان.

اگر امروز فرعونیان بر مصر حاکم بودند، یقیناً آزادی خواهان مصر شخصی چون موسی رهبر خود می کردند و انتقام مظلومان غزه را می‌گرفتند و جلوی این ظلم را می‌ایستادند.

اما امروز، مردم مصر گرفتار فرعون بی‌غیرتی مثل سیسی هستند، کسی که نه شجاعت دارد و نه عزت، و تنها چشم به دشمنان اسلام دوخته است.

این وضعیت، هشدار به همه امت اسلامی است: اگر ملت‌ها و حکام ایمان و شجاعت نداشته باشند، خون مظلومان پایمال می‌شود و دشمن بر سرزمین‌های اسلامی مسلط می‌گردد پس انتظاری از امثال سیسی و ملک عبدالله اردن و بن زاید امارات و بن سلمان آل سعود و سایر صهیونیستهای عرب نیست اما این باعث توجیه سکوت و خیانت دیگران در سوریه و سایر سرزمینهای اسلامی نسبت به جنایات صهیونیستها و آنهمه کشتار اهل غزه نمی شود.

ای نجدی‌ها و بخصوص گروهک چند نفره ی ملا فتاحی:

شماها اینهمه سال تبلیغ کردید و شعار دادید که جهاد می کنیم برای تطبیق شریعت الله و تشکیل حکومت اسلامی و آزاد قدس اما نه حاکمیت اسلامی تشکیل دادید نه تطبیق شریعت الله شد و نه کمک به اهل غزه بلکه صهیونیستها وارد سوریه شده و در تیررس شماها قرار گرفتند و شماها ذلیلانه فقط آنها را نگاه کرده اید.

اگر جهاد به تشکیل حکومت اسلامی و جهاد با اشغالگران خارجی منجر نشود، پس انجام آن بی‌ثمر و بی‌فایده است!

این یک هشدار به تمام جهادگران در سوریه و شام است: جهاد باید هدفمند و مطابق با احکام و دستورات قرآن و شریعت باشد، نه صرفاً درگیری و خونریزی بدون نتیجه.

شما از خود پرسیدید، غیر از اعتماد به آمریکا و هم جبهه یا شدن با آمریکا تحت شعار مبارزه با تروریسم و تشکیل جامعه ای سکولار غربگرا «چی بدست آوردید با، ابو محمد الجولانی؟»

جهاد واقعی، جهادی است که اسلام و امت اسلامی را عزت بخشد و پایه‌های حکومت الهی را مستقر کند.

اگر هدف این نباشد، تلاش و خون ریخته شده، ثمر نخواهد داشت و همان بهتر که انجام نشود. بخصوص زمانی که خون مومنین منجر به تولید مزدور دیگری برای آمریکا و صهیونیست عرب دیگری در سوریه و سایر سرزمینهای اسلامی شود.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۴)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۴)

به قلم: محمد اسامه

۵. غزه: علیرغم خشم عمومی از نسل‌کشی انجام شده توسط “اسرائیل” در غزه، همدستی نخبگان حاکم در غرب با صهیونیست‌ها و موضع کاملاً بی‌رحمانه و آشکارا بزدلانه حاکمان جهان اسلام، هیچ تغییر اساسی در وضعیت را پیش‌بینی نمی‌کند. علاوه بر این، واضح است که غرب و رژیم‌های عربی در واقع در نسل‌کشی غزه همدست هستند.

امیدها مبنی بر اینکه پس از سرنگونی رژیم شیعه اسد در سوریه، فلسطینی‌ها از دمشق کمک دریافت کنند، به حقیقت نپیوسته است. دولت احمد الشرع راه رژیم‌های حاکم بر نوچه‌های عرب را دنبال کرده و نقش نگهبانان “اسرائیل” را ایفا می‌کند. در مورد ترکیه، جدا از لفاظی‌های عمومی شدید، تحریم‌های اقتصادی و سیاسی، نمی‌توانیم انتظار هیچ گام نظامی واقعی از آنکارا برای توقف قتل عام در غزه داشته باشیم. حداقل فعلاً.

با این حال، اوضاع ممکن است به طرز چشمگیری تغییر کند و دلیل این تغییرات، رژیم صهیونیستی در تل آویو خواهد بود که شیفته‌ی ایده‌ی ساخت «اسرائیل بزرگ» از نیل تا فرات است.

اگر اظهارات مبنی بر اینکه «اسرائیل» قصد احترام به مرزهای فعلی کشورهای خاورمیانه را ندارد، به اقدامات واقعی تبدیل شود (که تا حدودی با تصرف خاک سوریه آغاز شده است)، اوضاع ممکن است از کنترل ایالات متحده و متحدان اروپایی آن خارج شود.

در این صورت، محتمل‌ترین سناریو می‌تواند درگیری نظامی بین ترکیه و «اسرائیل» باشد که در آن سوریه به میدان نبرد تبدیل خواهد شد. که به نوبه خود می‌تواند منجر به سرنگونی رژیم احمد الشرع شود، اگر او سعی کند به ایفای نقش «صلح‌طلب» ادامه دهد، و به حمله‌ی نیروهای نظامی از سوریه به «اسرائیل». با توجه به رفتار غیرمنطقی «اسرائیل»، که ناشی از تعصب مذهبی است (در حالی که خود صهیونیست‌ها فقط از عامل مذهبی برای پیشبرد برنامه‌های توسعه‌طلبانه خود استفاده می‌کنند)، می‌توان با احتمال بالایی فرض کرد که «اسرائیل» سعی در تحریک یک جنگ بزرگ در منطقه خواهد داشت (که در واقع، در حال حاضر با کمک مبلغان صهیونیست آمریکایی در حال انجام آن است).

بنابراین، احتمال اینکه «اسرائیل» با مشارکت ایالات متحده، جنگی را به صورت فیزیکی بر سوریه و ترکیه تحمیل کند، بسیار زیاد است. و با تمام اکراه آنکارا و دمشق، دیر یا زود آنها مجبور به جنگ خواهند شد.

هیچ تضمینی وجود ندارد که در چنین سناریویی، رژیم‌های حاکم بر کشورهای نوظهور عرب بتوانند جمعیت خود را در مرزهای تعریف شده توسط توافق‌نامه بدنام سایکس-پیکو نگه دارند، که اتفاقاً «اسرائیل» آن را به رسمیت نمی‌شناسد.

در نتیجه،

اجلاس سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، گذار جهان به یک نظام چندقطبی را تأیید کرد، جایی که چین و روسیه هژمونی ایالات متحده را به چالش می‌کشند. در سال ۲۰۲۶، سازمان همکاری شانگهای احتمالاً نفوذ خود را تقویت خواهد کرد، اما تناقضات داخلی و سیاست‌های تهاجمی ترامپ، خطرات تشدید تنش در قفقاز جنوبی، تایوان و خاورمیانه را ایجاد خواهد کرد.

احتمال جنگ جهانی هنوز به “خط قرمز” نرسیده است، اما تشدید درگیری‌های محلی می‌تواند پتانسیل تشدید درگیری‌های گسترده‌تر با حضور بازیگران اصلی را به طرز چشمگیری افزایش دهد. این تهدید، دستور کار بین‌المللی را تعیین خواهد کرد.

ترکیه و آذربایجان، به دلیل موقعیت استراتژیک خود، نقش کلیدی در مهار تشدید تنش ایفا خواهند کرد، اما موفقیت دیپلماسی آنها به توانایی غرب و سازمان همکاری شانگهای در یافتن سازش در مواجهه با رویارویی فزاینده بستگی دارد.

خطرناک‌ترین “بازیگر” در صفحه شطرنج سیاسی، “اسرائیل” است. منطقه صهیونیستی در فلسطین اشغالی، که به مسیحایی‌گرایی روان‌پریشانه آلوده شده است، می‌تواند (و در واقع، به طور فعال به دنبال آن است) با دخالت بازیگران اصلی جهان در این درگیری، اوضاع خاورمیانه را منفجر کند.

نجدیت درباری آل سعود و سکوت در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی

نجدیت درباری آل سعود و سکوت در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی

به قلم: ابومحمود کندزی

صهیونیستها با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا و مرتدین محلی چون محمود عباس و شاه اردن و مصر و آل سعود و امارات متحده عربی و… در حال جنایت در غزه هستند اما سوال اینجاست که چرا علمای درباری نجدی در برابر خون‌های ریخته‌شده در غزه و فریادهای فلسطین خاموش‌اند؟!

زیرا این خائنان، ابن‌سلمانِ سکولار مرتد را ولی‌امر خود می‌دانند؛ همان کسی که در سرزمین وحی، قانون کفر و سکولار را حاکم ساخته، دست دوستی به آمریکا و اسرائیل داده و در جنگ علیه مسلمین شریک است!

ای علمای درباری!

شما کورید، شما کرّید، شما لالید!

شما نه صدای مظلوم را می‌شنوید، نه غیرت اسلام را دارید، و نه عزت امت را می‌شناسید.

تاریخ شهادت می‌دهد:

تفکر نجدی جز نفاق و تفرقه چیزی برای امت نداشت!

جز ذلت و خفت چیزی نیاورد!

جز خیانت و مزدوری چیزی به جا نگذاشت!

بله، ابن‌سلمان «ولی‌امر» آنهاست که با آمریکا و اسرائیل ـ سرکردگان کفر در منطقه ـ روابط دوستانه برقرار نموده و در جنگ علیه مسلمین شریک شده است به همین دلیل است که این علمای سوء و درباریان خائن، نه غیرت اسلامی دارند، نه درد امت را احساس می‌کنند. تاریخ گواه است که این تفکر نجدی و علمای وابسته‌اش هیچ سودی برای امت اسلامی نداشت، جز مصیبت، نفاق و ذلت.

ننگ و لعنت بر چنین علمای مزدور که لباس دین پوشیده‌اند اما در حقیقت، خنجری زهرآگین بر پشت امت اسلامی‌اند.

اما گوشه ای از کارنامه ی آل سعود:

سال‌هاست که خاندان آل‌سعود با زور و زر و تکیه بر علمای سوء درباری، بر سرزمین وحی و مدینهٔ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم حکمرانی می‌کنند.

این خاندان مجعول، با حمایت انگلیس و آمریکا و غرب بر تخت نشسته است؛شریک خونریزی در بلاد مسلمین است؛شریک اشغال و جنایت علیه امت اسلامی است؛شریک کفر و طاغوت پرستی در هر جنگ و خیانت است.

آل‌سعود دست در دست آمریکا و اسرائیل است که بمب بر سر کودکان یمن فرو می‌ریزند،و در جنایت‌های غزه سکوت و خیانت پیشه می‌کنند.

اینان نان و نفت امت را به دشمن می‌دهند،و خون مسلمین را برای بقای تخت خود می‌فروشند.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۳)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۳)
به قلم: محمد اسامه

نقاط درد و خطرات یک جنگ جهانی:
۱. تایوان: درگیری بر سر تایوان همچنان خطرناک‌ترین نقطه است. منابع پنتاگون به برنامه‌های ایالات متحده برای افزایش عرضه سلاح به تایپه در سال ۲۰۲۶، از جمله سیستم‌های دفاع موشکی، اشاره می‌کنند.
چین در واکنش می‌تواند رزمایش‌های نظامی گسترده‌ای برگزار کند یا این جزیره را محاصره دریایی کند. کارشناسان احتمال درگیری نظامی مستقیم بین ایالات متحده و چین را در سال ۲۰۲۶، ۲۰ درصد تخمین می‌زنند، اما تحریم‌های اقتصادی و حملات سایبری محتمل‌تر هستند.
۲. اوکراین: بعید است مذاکرات بین روسیه و اوکراین به آتش‌بس پایدار در سال ۲۰۲۶ منجر شود. منابع اطلاعاتی بریتانیا می‌گویند که پوتین بدون تضمین بی‌طرفی اوکراین و لغو تحریم‌ها آماده سازش نیست. ادامه درگیری با احتمال ۸۰ درصد، تنش‌ها بین روسیه و ناتو را افزایش می‌دهد، به ویژه اگر ایالات متحده کمک‌های نظامی به کیف را افزایش دهد.
۳. خاورمیانه: قتل عام غزه و حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ که در اجلاس سازمان همکاری شانگهای محکوم شد، احساسات ضد غربی را افزایش می‌دهد. اطلاعات محرمانه از واشنگتن نشان می‌دهد که “اسرائیل” قصد دارد به بهانه یافتن “شواهد جدید” از توسعه سلاح‌های هسته‌ای تهران، حملات جدیدی به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام دهد. این می‌تواند باعث یک جنگ منطقه‌ای با دخالت نیابتی چین شود که منافع اقتصادی عمیقی در ایران دارد. در مورد روسیه، نباید انتظار کمک واقعی از مسکو داشت، مگر در حد لفاظی.
۴. دریای چین جنوبی: تقویت حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در منطقه می‌تواند اقدامات تلافی‌جویانه چین، از جمله رهگیری کشتی‌های جنگی و هواپیماها را برانگیزد. با این حال، احتمال وقوع یک حادثه با درگیری نظامی محدود در سال ۲۰۲۶ هنوز کم است، اگرچه پویایی تنش‌ها رو به افزایش است که می‌تواند منجر به عواقب غیرمنتظره‌ای شود.
چه انتظاری باید داشت؟
۱. فشار اقتصادی ایالات متحده: ترامپ ممکن است تحریم‌های جدیدی را علیه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از جمله هند و ترکیه، به دلیل همکاری با روسیه و چین اعمال کند. این امر پکن را به سمت ایجاد یک سیستم مالی جایگزین در سازمان همکاری شانگهای سوق می‌دهد که تا پایان سال ۲۰۲۶ به صورت محدود شروع به کار خواهد کرد.

۲. کریدور زنگزور: آذربایجان و ارمنستان تحت فشار ترکیه و ایالات متحده به توافق‌نامه افتتاح این کریدور پایبند خواهند بود. با این حال، روسیه و ایران مانع اجرای این پروژه خواهند شد و نیروهای ارمنی را به طور غیررسمی تحریک می‌کنند که این امر خطر درگیری محلی را افزایش می‌دهد.
۳. بحران تایوان: چین فشار نظامی بر تایوان را افزایش خواهد داد، اما به احتمال زیاد سعی خواهد کرد از درگیری مستقیم جلوگیری کند و اقدامات اقتصادی مانند محدود کردن صادرات فلزات خاکی کمیاب را ترجیح می‌دهد. ایالات متحده با افزایش حضور نظامی خود در منطقه پاسخ خواهد داد که این امر خطر درگیری‌های تصادفی را افزایش می‌دهد.
۴. اوکراین: تلاش‌ها برای ایجاد یک روند مذاکره با روسیه ادامه خواهد یافت، اما با توجه به اقدامات و لفاظی‌های کرملین، پیشرفت قابل توجهی نخواهد داشت. روسیه برای تقویت موضع خود قبل از مذاکرات احتمالی آینده با دولت آمریکا، فشار نظامی در شرق اوکراین را افزایش خواهد داد.

نجدیت قابله ی تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین

نجدیت قابله ی تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین

به قلم: ابومحمود کندزی

نجدیت یعنی تفکر محمد بن عبدالوهاب که در نجد شروع شد و خودشان آنرا «الدعوه النجدیه» می نامند.  این تفکر که انشعابی از پیروان مذهب امام احمد بن حنبل است با شعار توحید و مبارزه با خرافات و بدعت و شرک و … تا کنون ضربان سنگینی بر اتحاد اسلامی مسلمین وارد کرده و هر جا رفته با برداشت غلطی که از اصطلاحات شرعی توحید و شرک و مشرکین و … دارد و با برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین پیام آور تفرق و جنگ داخلی و در نهایت خواسته ( مثل جولانی و گروهش) یا ناخواسته ( مثل داعش) در خدمت پروژه های کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی بوده است چون خروجی تمام کارهای آنها به نفع همین دشمنان بوده است.

دوست دارم در اینجا با آوردن نمونه های عینی خطاب به این دسته از نجدی ها که گاه به اشتباه خود را به عوام الناس، سلفی هم معرفی می کنند بگویم:

ای نجدی‌ها،در همین یمنِ باعزت نگاه کنید، شما چه می‌کنید؟ امریکا و مزدوران محلی را رها کرده‌اید،شمشیر برادرکشی به دست گرفته‌اید.

به جای اینکه در برابر امریکا و امارت عربی و آل سعود مزدور بایستید، رفته‌اید سراغ اتحاد مظلوم زیدی‌ها و شافعی‌ها، آیا این همان چیزی نیست که دشمن می‌خواهد؟ آیا این همان خنجری نیست که از پشت بر پیکر امت فرو می‌برید؟

الله متعال فرمود‏ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ(انفال/۴۶) ‏و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و ( در میان خود اختلاف و ) کشمکش مکنید ،  ( که اگر کشمکش کنید ) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود ( و ترس و هراسی از شما نمی‌شود ) . شکیبائی کنید که خدا با شکیبایان است.

اما شما نجدی‌ها، نزاع را دین ساخته‌اید؛ به جای جهاد علیه کفار، به جان مسلمان افتاده‌اید؛ به جای عزت، ذلت می‌آوری؛ به جای وحدت، تفرقه می‌پراکنید.

یمنِ عزیز امروز شاهد است: مجاهدین واقعی در برابر امریکا و مزدورانش و به حمایت از اهل سنت غزه ایستاده‌اند، اما شما در گوشه‌های تاریک، آتش تفرقه را شعله‌ور می‌کنید.

ای نجدی‌ها، در آفریقا چه می‌کنید؟!

به جای جهاد علیه کفار اشغالگر خارجی و استعمارگر،شمشیر برادرکشی کشیده‌اید.

شما در میان خود خون هم می‌ریزید، گروه گروه تکفیر می‌کنید،مسلمانان مظلوم را به خاک و خون می‌کشید، و سکولارزده‌های مزدور و نوکران استعمار فقط می‌نشینند و تماشا می‌کنند.

آیا نمی‌بینید که دشمنان اسلام از خنده شادمان‌اند؟ زیرا شما به جای زدن امریکا و فرانسه و مزدوران‌شان، به جان برادران مسلمان خود افتاده‌اید و نزاع و خون‌ریزی را جهاد نامیدید، در حالی که جهاد حقیقی، علیه استعمارگران و سکولارزده‌هاست، نه علیه خودِ امت اسلامی.

لطفاً بیدار شوید و دست از تفرق و مشغول شدن به مسلمین بردارید و از اتحاد اسلامی در برابر اشغالگران خارجی به رهبری آمریکا و شرکای آن چون صهیونیستها و ناتو حمایت و پشتیبانی کنید.

اتحاد خیلی ساده است: مثل تمام سلف صالح و پیروان صادق آنها از هر اهل قبله ای در برابر هر کافر اشغالگر خارجی حمایت کنید.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۲)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۲)

به قلم: محمد اسامه

تأثیر سازمان همکاری شانگهای بر نظم جهانی:

سازمان همکاری شانگهای خود را به عنوان جایگزینی برای نهادهای غربی مانند سازمان ملل، ناتو و صندوق بین‌المللی پول معرفی می‌کند. تصویب اعلامیه تیانجین و حمایت از ابتکار عمل شی جین پینگ در زمینه حکومت جهانی، نشان‌دهنده آرمان‌های این سازمان برای ایجاد یک نظم بین‌المللی جدید مبتنی بر اصول حاکمیت و وابستگی متقابل اقتصادی است.

با این حال، تضادهای داخلی، مانند تنش‌ها بین هند و پاکستان یا رقابت بین چین و روسیه برای نفوذ در آسیای مرکزی، پتانسیل سازمان همکاری شانگهای را به عنوان یک بلوک واحد محدود می‌کند.

در سال ۲۰۲۶، سازمان همکاری شانگهای احتمالاً گسترش بیشتری خواهد یافت، از جمله کشورهای جدیدی مانند میانمار، و همکاری با آسه‌آن و سازمان همکاری اسلامی را تقویت خواهد کرد.

این امر یک شبکه اتحاد جایگزین ایجاد خواهد کرد که قادر به مقاومت در برابر تحریم‌ها و فشارهای غرب است. با این حال، ضعف‌های نهادی، مانند فقدان صندوق مالی مشترک و تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع، مانع از تحقق کامل جاه‌طلبی‌های سازمان همکاری شانگهای خواهد شد.

تغییرات مرزی بالقوه:

قفقاز جنوبی کریدور زنگزور همچنان یک مسئله کلیدی است که می‌تواند مرزهای منطقه‌ای را تغییر دهد. پس از پیروزی آذربایجان در جنگ دوم قره باغ و انحلال گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۲۰۲۵، باکو در حال دیکته کردن شرایط صلح با ارمنستان است.

ایالات متحده از افتتاح این کریدور برای تضعیف نفوذ روسیه و ایران در قفقاز جنوبی حمایت می‌کند. با این حال، مسکو و تهران این پروژه را تهدیدی برای منافع خود می‌دانند که می‌تواند منجر به تشدید تنش شود.

اگر ارمنستان از تحقق شرایط کریدور زنگزور خودداری کند، آذربایجان با حمایت ترکیه می‌تواند برای تضمین دسترسی به نخجوان به اقدامات نظامی متوسل شود. این امر خطر درگیری جدیدی را ایجاد می‌کند که می‌تواند روسیه، ایران و به طور غیرمستقیم ناتو را از طریق ترکیه درگیر کند.

منابع لندن احتمال ۶۰ درصدی درگیری محلی در قفقاز جنوبی را در نیمه اول سال ۲۰۲۶ در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک نشان می‌دهند.

خطابی برادرانه به نجدی های مسلحی که ادعای جهاد دارند و مسیر تفرق و ذلیلی را می روند

خطابی برادرانه به نجدی های مسلحی که ادعای جهاد دارند و مسیر تفرق و ذلیلی را می روند

به قلم: خالد سیف الله المسلول

هر چه به تاریخ تفکر نجدیت از ابتدای پیدایش آن در نجد توسط شیخ محمد بن عبدالوهاب نگاه می کنیم متوجه می شویم که با تاویلات اشتباه یا به کشتار مسلمین مخالف مشغول بوده اند یا با مصلحت تراشی های جاهلانه در خدمت طاغوتها بوده اند و با پرداختن به مسائل ریز شخصی و فقهی مسلمین را به مسلمین مشغول کرده و در برابر اشغالگران خارجی سکوت کرده اند.

از نجدی های اهل جهاد سوال این است که چرا از شهید اسامه رحمه‌الله پیروی نکردید که دارای تفکر اخوانی سید قطب تقبله الله بود و از هر اهل قبله ای بر علیه هر کافری حمایت می کرد و از اتحاد مسلمین حمایت می کرد و حتی دعوت می کرد با بعثی های کافر بر علیه آمریکا و شرکای اشغالگر آن متحد شد؟

شیخ اسامه بن لادن تقبله الله که پرچم جهاد را برافراشت و در راه عزت امت خون داد، چرا راه او را رها کردید و به منهج انحرافی نجدیت شیخ محمد بن عبدالوهاب برگشتید؟

به خدا قسم کسانی که زمانی با القاعده بودید یا خود را هم مسیر آن می دانستید و به جهاد زبانی و مالی و مسلحانه یا همراهی قلبی با این جبهه افتخار می کردید که بر آمریکا به عنوان «سر افعی» تمرکز کرده بود، بعد از شهادت شیخ اسامه تقبله الله (نحسبه کذالک و الله حسیبه) با برگشت به نجدیت و پیاده کردن نجدیت:

  •  به‌جای اتحاد، شما فرقه فرقه شدید
  • به‌جای جهاد علیه دشمن، به تکفیر یکدیگر پرداختید
  • به جان هم افتادید و خون مهاجرین و مسلمین را ریختید

شما بودید که مجاهدین را به خاک و خون کشاندید و امت را به ذلت نشاندید

اکنون چه شد؟

با لجاجت و سرخوردگی در خاموشی به‌سر می‌برید.

نه صدای عزت، نه پرچم وحدت، نه آوای جهاد!

ای گمراهان نجدی:

چرا به سخن الله و رسولش ﷺ در مساله ی اتحاد و جایگاه حق مسلمین گوش نمی‌دهید؟

چرا بازگشت به عزت و وحدت امت برای شما سنگین است؟

پس برگردید، به راه رسول الله صلی الله علیه وسلم و منهج اهل سنت بازگردید، به عزت و وحدت امت بازگردید.

برای رضای الله، به جای خون و تفرقه، به سوی اخوت و نصرت امت گام بردارید.

دیگر تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و خوشحال کردن دشمنان اصلی بس است.

تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی از آل سعود و نجدیت در سرزمین وحی که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد

تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی از آل سعود و نجدیت در سرزمین وحی که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد

به قلم: ابواسامه محمود

در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و حاکمیت غلامان مرتدی چون کرزای و غنی و عبدالله عبدالله و دوستم و سایر جزایر قدرت در افغانستان، تفکر نجدیت درباری هم (که شغل آن مشغول کردن مسلمین به مسلمین با مسائل ریز فقهی مورد اختلاف و رها کردن دشمنان اصلی اشغالگر و مرتدین حاکم بر مسلمین است) پا به پای این اشغالگران و غلامانشان در افغانستان فعالیت داشتند.

البته ناگفته نماند در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی ها و همچنین در زمان جنگ عمرسوم رحمه الله با احزاب مزدور اتحاد شمال، دسته هائی از نجدیت جهادی در کنار سایر مسلمین وجود داشتند اما در دوران ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و به دلایل مختلف شرعی، این دسته هم در افغانستان نتوانستند فعالیت کنند و تنها نجدیت درباری یا به اصطلاح خودشان نجدیت مدخلی فرصت فعالیت پیدا کرد.

لازم است بدانیم از روزی که تفکر نجدی محمد بن عبدالوهاب در سرزمین وحی سر برآورد، امت اسلام جز فتنه، خون‌ریزی و خیانت در سرزمین وحی و سرزمینهائی که نجدیت درباری آل سعود در آن نفوذ کرد چیزی ندید. این اندیشه، نه پرچم عزت اسلام را برافراشت، نه پرچم جهاد علیه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را، بلکه اولین ثمره‌اش این بود که یک خاندان مجعول و بی‌ریشه بر حرمین شریفین مسلط شد: خاندان آل‌سعود.

این پیوند شوم میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود، به زودی به خنجری در پشت خلافت اسلامی عثمانی بدل شد. در حالی که خلافت عثمانی ـ با تمام ضعف‌هایش ـ هنوز پرچم اسلام را در برابر استعمار غرب برافراشته بود، نجدیان به جای یاری، شمشیر بر روی آن کشیدند. آنان با نام توحید، به قتل مسلمانان پرداختند؛ شهرها را به خاک و خون کشیدند و در نهایت، با دستان خود راه نفوذ استعمار انگلیس و سپس آمریکا را به سرزمین وحی و سرزمینهای اطراف باز کردند.

ثمره این تفکر چه بود؟

۱. سقوط اقتدار خلافت عثمانی در حجاز.

۲. حاکم شدن آل‌سعود به پشتوانه انگلیس و سپس آمریکا.

۳. تبدیل سرزمین وحی به پایگاه نظامی و سیاسی کفار.

۴. خاموش شدن صدای جهاد علیه استعمار، و آغاز جنگ علیه خود مسلمانان.

پس ای مسلمانان! تاریخ گواهی می‌دهد که از روزی که این تفکر نجدی بر حرمین حاکم شد، دیگر خبری از عزت اسلام و وحدت امت نبود؛ بلکه تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی شد که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد.

در سالروز عملیات مبارک یازده سپتامبر: خطاب به دارالاسلام ایران،دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و یمن

در سالروز عملیات مبارک یازده سپتامبر: خطاب به دارالاسلام ایران،دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و یمن

کاتب: ابومحمود کندزی

همه می دانیم که شیخ اسامه بن لادن رحمه الله دارای تفکرات اخوان المسلمین تحریف نشده ی سید قطب رحمه الله بود که با وجود اختلافات فقهی و مذهبی که با امارت اسلامی افغانستان داشت اما به امیر آن در جهاد با کفار اشغالگر و مزدوران داخلی آنها بیعت داد.

اسامه بن لادن مثل سید قطب شدیدا به وحدت اسلامی تمام مذاهب اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی که آمریکا و صهیونیستها هستند اعتقاد داشت، ای دارالاسلام ایران، ای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، ای دارالاسلام یمنِ مقاوم، قرآن می‌فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (حجرات/۱۰) بی‌گمان  تنها مؤمنان با هم برادرند.»

دشمن شما یکی است؛ آمریکا، صهیونیسم اشغالگر و مزدوران غربی.

پس چرا از این برادری الهی بهره نبریم؟

چرا دست در دست هم نگذاریم و یک صف واحد در برابر متجاوز نسازیم؟

ای رهبران ایران، افغانستان و یمن!

به وعدهٔ الهی اعتماد کنید و صف‌های خود را یکی کنید.

اتحاد بر محور قرآن و عدالت، بزرگ‌ترین سلاح شما در برابر استکبار و اشغالگر است.

هرچه این وحدت عمیق‌تر شود، دشمن مشترک ضعیف‌تر و امت اسلامی نیرومندتر خواهد شد.

این وظیفه ی خطیر اتحاد و وحدت اسلامی بیشتر بر دوش دارالاسلام ایران سنگینی می کند چون از نظر زمانی قبل از همه تشکیل شده است و از نظر فقهی و شرعی نیز مسلمین وظایف سنگین تری در برابر آن دارند.

دشمن اصلی ما آمریکاست و رژیم صهیونیستی و تمام حکام دست نشانده تابع این دشمن اصلی هستند به همین دلیل بود که شیخ اسامه بن لادن آمریکا را سر افعی نامگذاری کرده بود. یعنی با نابودی سر افعی سایر اعضای بدن او نیز خود به خود نابود می شوند.

شیخ اسامه بن لادن در ۱۱ سپتامبر با حمله ی مستقیم به آمریکا به سر افعی حمله کرد.

هم اکنون که دارالاسلام ایران به همراه جماعتهایی چون حماس و جهاد اسلامی و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و… پرچمدار جهاد با آمریکا و صهیونیستها است بر مسولین امارت اسلامی لازم است همچنانکه تا کنون به حمایت آشکار از جهاد اهل غزه در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی ایستاده اند به این راه مبارک ادامه دهند و اتحاد خود با اعضای جبهه ی مقاومت ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی را مستحکمتر کنند تا به ادن الله به وحدت اسلامی برسند.

در جنگ با آمریکا، با اتحاد اسلامی خود پشت برادر مسلمان خود را خالی نکنیم

در جنگ با آمریکا، با اتحاد اسلامی خود پشت برادر مسلمان خود را خالی نکنیم

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

هنوز بسیاری از مسلمین نمی دانند زمانی که آمریکا و صهیونیستها یا هر کافر اشغالگر خارجی به کمک مرتدین داخلی برادران و خواهران ما را مورد مورد حمله قرار داده و اینها تنها تماشاچی و نظاره گر هستند در واقع در حال ظلم کردن به خودشان هستند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

مَا مِنِ امْرِئٍ يَخْذُلُ مُسْلِماً فِي مَوْطِنٍ يُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ ، وَيُنْتَقَصُ فِيهِ عِرْضُهُ إِلا خَذَلَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ، وَمَا مِنِ امْرِئٍ يَنْصُرُ مُسْلِماً فِي مَوْطِنٍ يُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ وَتُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ إِلا نَصَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ.» (ابوداود (۴۸۸۴) و مسند احمد (۱۶۳۶۸))

کسی‌که پشت مسلمان را در جایی‌که حرمتش پایمال شده و آبرویش ریخته شود، خالی کند، الله (سبحانه وتعالی) او را در شرایطی‌که دوست دارد مورد نصرت الهی قرار گیرد، به حال خودش رها می‌کند و هرکس مسلمانی را در شرایطی‌که حرمتش پایمال شود و به آبرویش لطمه وارد شود، یاری نماید، الله (سبحانه وتعالی) او را در شرایطی‌که دوست دارد، یاری شود، مورد نصرت خود قرار می‌دهد.

پس اینکه تنها تماشاچی جنایات آمریکا و صهیونیستها و نوکران آنها باشی اینگونه در حق خودت ظلم کرده ای حالا چه رسد به اینکه به بهانه های اختلافات مذهبی یا قومیتی و سایر امور جاهلیت بخواهی با برادران خود وارد جنگ نرم و روانی شوی و به اتحاد اسلامی مسلمین ضربه بزنی که در واقع خدمت به دشمنان اشغالگر و مزدوران محلی آنهاست.

خالی کردن پشت هر اهل قبله ای در برابر هر کافر و مرتد سکولار داخلی ظلمی اشکار است و جنگیدن فکری و لفظی با این اهل قبله به بهانه های جاهلی و مذهبی نیز شریک شدن مستقیم در جنایات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و ضربه زدن مستقیم به اهل قبله است.

اتحاد اسلامی با تمام اهل قبله مهمترین وسیله جهت تقویت خودمان و سایر مسلمین تحت ستم است.