سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۱)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۱)

به قلم: محمد اسامه

اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO) که از ۳۱ آگوست تا ۱ سپتامبر ۲۰۲۵ در تیانجین برگزار شد، نه تنها یک نمایش قدرت، بلکه کاتالیزوری برای تغییرات در معماری جهانی بود.

در بحبوحه تشدید رویارویی بین ایالات متحده و چین، سازمان همکاری شانگهای در حال تقویت موقعیت خود به عنوان یک مرکز نفوذ جایگزین است که هژمونی غرب را به چالش می‌کشد.

زمینه: سازمان همکاری شانگهای به عنوان وزنه تعادل غرب

اجلاس تیانجین که رهبران بیش از ۲۰ کشور و ۱۰ سازمان بین‌المللی را گرد هم آورد، بزرگترین اجلاس در تاریخ سازمان همکاری شانگهای بود. چین که ریاست دوره‌ای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ را بر عهده دارد، از این مجمع برای ترویج ابتکار عمل خود در زمینه مدیریت جهانی استفاده کرد که از حمایت همه شرکت‌ کنندگان، از جمله روسیه، هند و ایران، برخوردار است.

شی جین‌پینگ، رهبر کمونیست چین، بر لزوم ایجاد یک «نظم بین‌المللی جدید» مبتنی بر چندقطبی بودن و دوری از «تقابل بلوکی» تأکید کرد. کارشناسان این سخنان را کنایه‌ای به غرب، به‌ویژه ایالات متحده، دانستند.

این بیانیه که با ابتکارات اقتصادی مانند ۲۸۰ میلیون دلار بودجه برای پروژه‌های سازمان همکاری شانگهای و ۱۰ میلیارد دلار وام پشتیبانی می‌شود، موقعیت پکن را به عنوان رهبر یک مرکز نفوذ جایگزین در جهان، با تکیه بر منابع به اصطلاح جنوب جهانی، تقویت می‌کند.

منابع در واشنگتن می‌گویند دولت ترامپ، سازمان همکاری شانگهای را تهدید اصلی برای نفوذ آمریکا می‌داند. لندن نیز نگران است که ترکیه، عضو ناتو و کشورهای آسه‌آن مانند ویتنام و مالزی، به‌طور فزاینده‌ای در رویدادهای سازمان همکاری شانگهای شرکت کنند و وحدت اتحادهای غربی را تضعیف کنند.

روندهای سیاست بین‌الملل

۱. تسریع دلارزدایی: چین به ترویج یوان در تجارت با شرکای خود در سازمان همکاری شانگهای، به ویژه در بخش انرژی، ادامه خواهد داد. گزارش‌های محرمانه اطلاعاتی بریتانیا نشان می‌دهد که پکن قصد دارد در سال ۲۰۲۶ یک مکانیسم مالی جدید شبیه به صندوق بین‌المللی پول در سازمان همکاری شانگهای برای حمایت از کشورهای عضو ایجاد کند. این امر استقلال اقتصادی این سازمان را از غرب تقویت می‌کند، اما باعث تحریم‌های تلافی‌جویانه ایالات متحده، از جمله محدودیت‌های دسترسی به سوئیفت برای کشورهایی که به طور فعال از یوان استفاده می‌کنند، خواهد شد.

۲. تعمیق اتحاد روسیه و چین: مذاکرات پوتین و شی جین پینگ در تیانجین، قصد مسکو و پکن را برای گسترش همکاری در زمینه‌های دفاعی، انرژی و فناوری تأیید کرد. منابع واشنگتن می‌گویند روسیه و چین در حال برنامه‌ریزی رزمایش‌های نظامی مشترک در دریای چین جنوبی در سال ۲۰۲۶ هستند که چالشی مستقیم برای ایالات متحده و متحدانش در منطقه است. ۳. افزایش نفوذ ترکیه و آذربایجان: ترکیه و آذربایجان که به عنوان شرکای گفتگو در سازمان همکاری شانگهای شرکت می‌کنند، در حال تقویت مواضع خود در قفقاز جنوبی هستند. کریدور زنگزور، که توسط آنکارا و باکو پشتیبانی می‌شود، عنصر کلیدی ابتکار کمربند و جاده خواهد بود.

اطلاعات رسیده از لندن نشان می‌دهد که ترکیه ممکن است از نفوذ خود در سازمان همکاری شانگهای برای پیشبرد توافق صلح بین آذربایجان و ارمنستان استفاده کند، که نقش آن را به عنوان میانجی منطقه‌ای تقویت می‌کند.

۴. تضعیف اتحادهای غربی: هند، با وجود روابط پرتنش با چین، از پیوستن به ابتکارات ضد چینی ایالات متحده، مانند QUAD، خودداری می‌کند. طبق اطلاعات فاش شده از منابع محرمانه در وزارت امور خارجه بریتانیا، دهلی نو ممکن است مشارکت خود را در رزمایش‌های نظامی مشترک با ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ کاهش دهد و همکاری اقتصادی با چین و روسیه را در چارچوب سازمان همکاری شانگهای ترجیح دهد.

شیخ عبدالرزاق المهدی خطاب به دولت احمد الشرع: «از خدا بترسید، دولت…!»

شیخ عبدالرزاق المهدی خطاب به دولت احمد الشرع: «از خدا بترسید، دولت…!»

به قلم: ابوخالد کردستانی

روندهای منفی در سوریه در ارتباط با سیاست تحمیل لیبرالیسم اقتدارگرا و دخالت اسدی‌ها و شبیحه ها در قدرت توسط دولت احمد الشرع در پس زمینه به حاشیه راندن شرکت‌کنندگان در انقلاب سوریه (دمشق ترجیح می‌دهد جهاد سوریه را انقلاب بنامد)، برخی از علمای اسلامی را مجبور می‌کند تا به طور فزاینده‌ای با انتقاد آشکار از دولت فعلی صحبت کنند که آشکارا ابزار دست آمریکا شده و همسو با ترکیه و صهیونیستها در حرکت است.

شیخ عبدالرزاق المهدی، محقق مشهور اسلامی حدیث در سوریه، که اخیراً از ورود به ترکیه منع شد، یکی از معدود علمایی است که این مشکل را «به خاطر منافع دولت» پنهان نمی‌کند، بلکه آشکارا در مورد آن صحبت می‌کند و به خطر قریب‌الوقوع اشاره می‌کند.

شیخ عبدالرزاق المهدی بار دیگر از مقامات سوریه خواست تا سیاست به حاشیه راندن شرکت‌کنندگان در انقلاب سوریه و گشودن درهای قدرت و رسانه‌ها برای اسدی‌ها و شبیحه‌ها را کنار بگذارند.

شیخ عبدالرزاق المهدی می گوید:

– ای دولت، از خدا بترسید! ای مسئولان، از خدا بترسید!

معلوم، مجهول و مجهول، معلوم شده است. چگونه می‌توان آنها را «نفوذ» نامید؟

آنها تفاله‌های جامعه هستند و برخی از آنها نماز را در ملاء عام مسخره می‌کردند. حکم کسانی که نماز را مسخره می‌کنند، کاملاً مشخص است!

در حالی که افراد تأثیرگذار واقعی، جوانانی هستند که خود را وقف خدا کردند و برای حفظ کلام خدا و اجرای شریعت او با دشمن جنگیدند.

مردانی که نماز خواندند، از خدا ترسیدند، شبانه‌روز در سنگرها، سنگرها و غارها در سرمای شدید زمستان و در گرمای سوزان تابستان جنگیدند و از مرزها محافظت کردند.

برخی از آنها معلول شدند. یکی پایش قطع شد، دیگری دستش بریده شد، دیگری چشمش از حدقه بیرون آمد، و دیگری، و دیگری…

با این حال، آنها به حاشیه رانده شدند، نادیده گرفته شدند و مورد بی‌توجهی قرار گرفتند، گویی هیچ کاری نکرده‌اند و هیچ چیزی ارائه نداده‌اند. در حالی که منفعت واقعی در جذب نقاط قوت و توانایی‌های آنهاست!!

همچنین جذب مردان و زنانی از رسانه‌های شبیحه که برای ماهر، بشار و همسرش اسماء کار می‌کردند، تحت پرچم “صلح مدنی” عجیب است!

ای حاکم، از خدا بترس.

ای حاکم، از خدا بترس، زیرا در روز قیامت از تو در این مورد سوال خواهد شد.

بیایید همه ما قبل از اینکه عذاب و بلا را بر ما و شما نازل کند، به سوی خدا توبه کنیم.

ای خداوند، ما را ببخش، توبه ما را بپذیر و ما را به رحمت خود ببخش، ای پروردگار جهانیان…!

این نتیجه و ثمره ی تبلیغاتی جهادی نجدی امثال ملافتاحی است که آنهمه جوان را فی سبیل آمریکا و ناتو و در راستای منافع صهیونیستها خرج کردند در حالی که خودشان هرگز یک سنگر و میدان جنگ را ندیدند و هم اکنون نیز از ثمرات خون این جوانان و در زیر پرچم آمریکا و تحت شعار مبارزه با تروریسم بهره مند می شوند.

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۲)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۲)

به قلم: کارزان شکاک

در اینجا تحلیل دقیقی از تناقضات فزاینده در نخبگان حاکم آمریکا را که توسط نشریه کانادایی Dosequotidienne.ca به زبان فرانسوی قبل از برکناری رسمی جفری کروز، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی، منتشر شده است، به خوانندگان خود ارائه می‌دهیم:

– اطلاعات نظامی ایالات متحده متزلزل شده است. به گفته یک مقام ارشد، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده (DIA)، ستون خاموش اما حیاتی دستگاه امنیتی واشنگتن، از سمت خود برکنار خواهد شد.

این تصمیم از نظر شدت، نادر است، زیرا یکی از افرادی را که قرار است ثبات استراتژیک ایالات متحده را در جهانی که از قبل در آتش می‌سوزد، تضمین کند، سرنگون می‌کند.

DIA فقط یک آژانس نیست: بلکه چشم نامرئی ارتش آمریکا است، جعبه سیاهی که حساس‌ترین اسرار در آن ذخیره می‌شود، جایی که نتایج جنگ‌های آینده قبل از شروع آنها تعیین می‌شود.

دیدن اخراج مدیر آن، مانند شکافی در زره قدرت آمریکا است.

DIA در مرکز یک جنگ اطلاعاتی و نظارت پنهانی قرار دارد و هر تغییر رهبری، یک ضربه لرزه‌ای است.

برای اینکه چنین چرخشی از وقایع به واقعیت تبدیل شود، این آشفتگی باید عمیق باشد، اعتماد باید از بین برود و خط مشی باید تا بالا مورد چالش قرار گیرد.

پشت این افشاگری‌ها، جریانی سنگین از تسویه حساب، فشار داخلی و تردیدهای استراتژیک نهفته است. این برکناری احتمالی فقط یک اقدام مدیریتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ضعفی است که جهان اکنون با علاقه زیادی آن را زیر نظر دارد.

DIA: بازیگری کمتر شناخته شده، اما مهم

برخلاف سیا، آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) در سایه‌ها و با حفظ حریم خصوصی فعالیت می‌کند. این آژانس، بازوی تحلیلی و عملیاتی وزارت دفاع است که نه تنها مسئول پیش‌بینی تهدیدهای نظامی خارجی، بلکه مسئول تغذیه مستقیم پنتاگون با اطلاعات حیاتی نیز می‌باشد.

گزارش‌های این آژانس بر استقرار نیروها، تخصیص سلاح و اولویت‌های استراتژیک در قبال چین، روسیه، ایران و کره شمالی تأثیر می‌گذارد.

به این ترتیب، این آژانس یک آژانس فرعی نیست: این آژانس ستون فقرات توانایی ارتش ایالات متحده برای “تنفس در مه جنگ مدرن” است. وقتی رهبر آن سرنگون می‌شود، کل معماری امنیت ملی از این شوک متزلزل می‌شود.

سقوط رهبر آن نشانه روشنی است که چیزی به طور جدی اشتباه پیش رفته است. نمرات بد؟ درگیری با کاخ سفید؟ رقابت با سیا یا آژانس امنیت ملی؟ هر چیزی ممکن است. زیرا در دنیای آرام آژانس‌های اطلاعاتی، سقوط هرگز تصادفی اتفاق نمی‌افتد.

هر برکناری، اوج قابل مشاهده‌ای در یک جنگ زیرزمینی است که در آن جاه‌طلبی‌ها، مبارزات قدرت و محاسبات ژئوپلیتیکی با هم تلاقی می‌کنند.

زمان‌بندی نگران‌کننده‌تر از خود تصمیم است.

آنچه نگران‌کننده‌ترین است، خود تصمیم نیست، بلکه زمان‌بندی آن است. کل جهان در حال حاضر متشنج است: جنگ جاری در اوکراین، تنش‌های فزاینده در تنگه تایوان و بی‌ثباتی در خاورمیانه.

تغییر رهبری آژانس اطلاعاتی مانند تعویض خلبان در هنگام پرواز هواپیما در طوفان است. چرا حالا؟ چه اشتباهات یا انگیزه‌های سیاسی چنین تغییری را در بدترین لحظه ممکن توجیه می‌کند؟

به نظر می‌رسد استعفا، تجلی فضای گسترده‌تر بی‌اعتمادی داخلی در دولت ترامپ باشد، جایی که جنگ نامرئی بین سرویس‌های اطلاعاتی به اندازه تهدیدات خارجی خطرناک می‌شود.

این همگرایی زمانی است که نگران‌کننده است. زیرا اگر آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) از درون متزلزل باشد، چگونه می‌تواند قدرت ایالات متحده را در مواجهه با دشمنانی که از قبل شکاف‌ها را احساس می‌کنند، تضمین کند؟ تصویر قدرت مطلقی که آمریکایی‌ها دوست دارند از خود نشان دهند، در مقابل چشمان ما در حال فروپاشی است. یک رهبر سقوط کرده است و اعتماد جهانی به ماشین نظامی آمریکا تضعیف شده است.

۶سپتامبر – روز احیای استقلال دولت چچن، از ابتدا تا حاکمیت شریعت الله  

 ۶سپتامبر – روز احیای استقلال دولت چچن، از ابتدا تا حاکمیت شریعت الله  

به قلم: کارزان شکاک

در این روز، ۶ سپتامبر ۱۹۹۱، تظاهرات گسترده مردم چچن که در ارتباط با کودتای GKChP در مسکو به خیابان‌ها آمده بودند، به حداکثر شدت خود رسید و اخراج جدید برنامه‌ریزی شده چچنی‌ها به سیبری توسط مسکو را مختل کرد.

توده‌های مردم به رهبری رهبران OKChN (کنگره سراسری مردم چچن) شورای عالی جمهوری چچن-اینگوش را پراکنده کردند.قدرت به OKChN به ریاست ژنرال جوخار دودایف منتقل شد.

از همان ابتدای ظهور OKChN و پس از به قدرت رسیدن، رهبران چچن به هر طریق ممکن تلاش کردند تا با تکیه بر قوانین بین‌المللی، به اصول دموکراتیک پایبند باشند. با این حال، رویدادهای بعدی نشان داد که دموکراسی مردم چچن را از نسل‌کشی دیگری نجات نداد.

دنیای دموکراتیک، که چچنی‌ها دست دوستی و کمک به سوی آن دراز کردند، با بدبینی خونسردانه‌ای نظاره‌گر غرق کردن مردم چچن توسط روسیه بود. علاوه بر این، دنیای دموکراتیک (ایالات متحده و اروپا)، بدون هیچ تردیدی، مسکو را با تأمین مالی تجاوز نظامی علیه جمهوری خلق چین به قتل عام تشویق کرد.

مردم چچن با اعتقاد به “آینده دموکراتیک روشن” با حقوق بشر و سایر ویژگی‌ها و آیین‌های یک دین دموکراتیک، برای پذیرفته شدن در “جامعه ملت‌های متمدن”، هر حرف و کاما را انجام دادند.با این حال، دموکراسی مردم چچن را از نسل‌کشی نجات نداد.

چچنی‌ها اصول “رئال‌پلیتیک” را که قوانین سود و چانه‌زنی سیاسی را دیکته می‌کند، تجربه کردند. علاوه بر این، وضعیت چچنی‌ها با این واقعیت که مسلمان بودند، بدتر شد.

نتیجه این تجربه غم‌انگیز، رهایی از توهمات دموکراتیک، بازگشت به آغوش اسلام و اتحاد تلاش‌ها با دیگر مردمان قفقاز برای ایجاد یک دولت مستقل واقعی مبتنی بر قانون خالق بود، نه یک دولت-ملی دست‌نشانده تحت الحمایه کفر بین‌المللی با ارزش‌های دموکراتیک آن شامل فساد کامل، فساد، لواط آشکار و شیطان‌پرستی.

متاسفانه، حتی امروز، پس از سخت‌ترین تجربه خونین، هنوز گروه‌های جداگانه‌ای از مردم در میان ما وجود دارند که همچنان به یک خیال واهی دموکراتیک امیدوارند و اطمینان می‌دهند که با راندن چچنی‌ها به یک منطقه قومی جداگانه در مرزهایی که دشمن ابدی ما ترسیم کرده است، مردم نجات خواهند یافت.

روند سیاسی اعلام استقلال چچن با رویدادهای زیر آغاز شد:

در ۹ و ۱۰ سپتامبر ۱۹۸۹، دومین کنگره مردم اینگوش در گروزنی (سولژا-گیالا) برگزار شد که در نهایت مسیر خروج اینگوش از جمهوری سوسیالیستی شوروی چچن-اینگوش را تعیین کرد.

در ۲۳ و ۲۵ نوامبر ۱۹۹۰، اولین کنگره ملی چچن در گروزنی (سولژا-گیالا) برگزار شد که در آن حاکمیت دولتی جمهوری چچن (نوخچیچو) اعلام شد. کمیته اجرایی کنگره سراسری مردم چچن (ANCP) به ریاست ژنرال نیروی هوایی، جوهر دودایف، انتخاب شد.

در تاریخ ۲۷ نوامبر ۱۹۹۰، شورای عالی جمهوری سوسیالیستی خودمختار چچن-اینگوش (بخشی از جمهوری سوسیالیستی شوروی سوسیالیستی شوروی – اتحاد جماهیر شوروی)، بر اساس تصمیم اولین کنگره مردم چچن، اعلامیه حاکمیت دولتی جمهوری چچن-اینگوش را تصویب کرد.

در ۱ و ۲ سپتامبر ۱۹۹۱، سومین جلسه OKChN برگزار شد که در آن شورای عالی جمهوری چچن ایران برکنار و تمام قدرت در چچن به کمیته اجرایی OKChN به ریاست جوهر دودایف منتقل شد. قطعنامه‌ای در مورد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان جمهوری چچن تصویب شد. اسناد قانونی اصلی برای برگزاری انتخابات تدوین و کمیسیون انتخابات تعیین شد. به کمیته اجرایی OKChN دستور داده شد تا انتخابات را سازماندهی و برگزار کند.

در ۶ سپتامبر ۱۹۹۱، کمیته اجرایی OKChN به ریاست جوهر دودایف کنترل مراکز اصلی سیاسی و اداری در گروزنی و بقیه چچن را به دست گرفت. شورای عالی جمهوری چچن ایران به دلیل از دست دادن مشروعیت خود منحل شد. کمیته موقت کنترل بر کار مجتمع اقتصادی ملی به عنوان یک دولت موقت تأسیس شد. ۶ سپتامبر به عنوان روز احیای استقلال دولتی مردم چچن اعلام شد.

در ۲۷ اکتبر ۱۹۹۱، تحت نظارت نمایندگان ۲۷ کشور و سازمان جهان، انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان جمهوری چچن برگزار شد. جوهر دودایف به عنوان رئیس جمهور جمهوری چچن انتخاب شد.

در ۱ نوامبر ۱۹۹۱، رئیس جمهور منتخب جمهوری چچن، جوهر دودایف، اولین فرمان خود را صادر کرد – “در مورد اعلام حاکمیت دولتی جمهوری چچن”.

در ۹ نوامبر ۱۹۹۱، در شهر گروزنی، در ساختمان تئاتر درام خانپاشی نورادیلوف، مراسم تحلیف اولین رئیس جمهور جمهوری چچن، جوهر دودایف، برگزار شد.

در ۷ اکتبر ۲۰۰۷ (۲۵ رمضان ۱۴۲۸)، رئیس جمهور جمهوری چچن، امیر مجاهدین قفقاز، دوکو عمروف، از برقراری کامل حکومت شریعت در سراسر قلمرو دولت چچن و سرزمین‌های قفقاز شمالی، که منطقه عملیات نظامی هستند، خبر داد و تشکیل دولت اسلامی – امارت قفقاز – را اعلام کرد. (انتشار رسمی بیانیه امیر دوکو ابو عثمان در مورد اعلام امارت قفقاز). ایچکریا به پایه و اساس دولت پان قفقازی امارت قفقاز تبدیل شد.

انقلاب چچن در ۶ سپتامبر ۱۹۹۱: نبردها پیروز و شکست‌خورده می‌شوند، اما مبارزه ادامه دارد

انقلاب چچن در ۶ سپتامبر ۱۹۹۱: نبردها پیروز و شکست‌خورده می‌شوند، اما مبارزه ادامه دارد

به قلم: کارزان شکاک

در ۶ سپتامبر ۱۹۹۱، مردم چچن قاطعانه شورای عالی دست‌نشانده خودمختاری سابق با حقوق یک مستعمره را سرنگون کردند و استقلال دولتی خود را که در نتیجه قرن‌ها مبارزه با استعمارگران روسی از دست داده بودند، احیا کردند.

جوهر دودایف، اولین رئیس جمهور دولت مستقل احیا شده چچن، به چچنی‌ها هشدار داد: “آزادی چیز گرانی است و شما باید بهای بسیار بالایی برای آن بپردازید!”

رویدادهای بعدی نشان داد که مردم چچن، با تکیه بر دین خود، اسلام، چالش دوران را پذیرفتند و نشان دادند که هر چقدر هم که بهای آزادی بالا باشد، از مسیر انتخاب شده خود روی برنخواهند گرداند.

در طول تاریخ روابط بین روسیه و ایچکریا، لحظه تعیین‌کننده این روابط، جنگ بود.

راهپیمایی پیروزمندانه لشکریان روس در سیبری، آسیا و اروپا در قفقاز متوقف شد. امپراتوری جهانی که نامش به تنهایی اروپا را به لرزه در می‌آورد، در قطعه کوچکی از سرزمین قفقاز گیر افتاده بود. مجبور شد بهترین سربازان و بیش از نیمی از کل نیروهای مسلح خود را به اینجا اعزام کند.

به گفته ژنرال بولگاکف (“۶۰ سال جنگ قفقاز”)، روسیه مجبور شد یک سپاه ۳۰۰۰۰۰ نفری را در صحنه عملیات نظامی قفقاز نگه دارد و حتی در بحرانی‌ترین لحظات جنگ در جهت اروپا و در منطقه دریای سیاه، کرملین نتوانست حتی یک گردان از قفقاز شمالی را برای سربازانی که متحمل شکست شده بودند، اختصاص دهد.

مورخان و ژنرال‌های روسی اعتراف کردند که بهترین نیروهای امپراتوری روسیه در آن زمان در قفقاز مستقر بودند که “می‌توانستند بدون احساس هیچ فشار خاصی اروپا را زیر و رو کنند.” اراده و قدرت مقاومت کوه‌نشینان قفقاز، استعمارگران را شگفت‌زده کرد.

آنها در گزارش‌ها و سوابق نظامی خود خاطرنشان کردند: «اقداماتی که ما در چچن انجام می‌دهیم قادر به مطیع کردن هر مردمی است، اما بعید است که اعتماد چندین چچنی را متزلزل کند. سرسختی آنها باورنکردنی است.» («۶۰ سال جنگ قفقاز»، ژنرال بولگاکف).

تاریخ مدرن مردم چچن، ارزیابی‌های دشمنان و دوستان را تأیید می‌کند.

امروزه، چچن توسط بخش عظیمی از امپراتوری روسیه خرد شده است، اما شکسته نشده است. مردم چچن که توسط به اصطلاح «جامعه بین‌المللی» مورد خیانت قرار گرفته‌اند، یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ خود را سپری می‌کنند.

پس از دو جنگ بی‌سابقه و بی‌رحمانه، همراه با نسل‌کشی آشکار، سیاست هولناک قوم‌کشی علیه مردم چچن در حال اجرا است.

مسکو با کمک فشار روانی کامل و وحشت دائمی، تلاش می‌کند تا روحیه مردم را بشکند، آنها را در بی‌تفاوتی فرو ببرد و پوچی هرگونه تفکری در مورد آزادی را در آنها القا کند.

با این حال، چچن در تاریخ خود، بارها و بارها، نسل به نسل، دوران بدتری را تجربه کرده است، قدرت خود را افزایش داده و بارها و بارها عزم راسخ خود را برای رهایی از یوغ گروه روس، بازیابی آزادی و احیای قانون قادر مطلق در سرزمین خود به جهانیان نشان داده است.

در نبردها پیروز و بازنده وجود دارد. چچن هم پیروزی‌های بزرگ و هم تلخی شکست را تجربه کرده است. اما هرگز از مبارزه برای آزادی و دین خود دست نکشیده است و تا زمان فرا رسیدن فرمان خدا متوقف نخواهد شد.

یکی از دستاوردهای سکولاریسم: اگر همسایه‌ها زنگ نزنند؛ تقریبا هر روز در برلین یک مومیایی کشف می‌شود

یکی از دستاوردهای سکولاریسم: اگر همسایه‌ها زنگ نزنند؛ تقریبا هر روز در برلین یک مومیایی کشف می‌شود

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

به گزارش تاگس اشپیگل، در برلین تقریبا هر روز پلیس یا پزشکان قانونی با اجساد متلاشی، مومیایی یا اسکلتی در آپارتمان‌ها روبر‌و می‌شوند. این افراد معمولا در تنهایی، انزوا و بی‌خبری همسایگان و بستگان دنیا را ترک می‌کنند و گاهی هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا جسدشان پیدا شود.

به عنوان نمونه، جسد یک زن ۴۸ ساله در تمپلهوف برلین پس از دو سال پیدا شد. کسی در این مدت سراغی از او نگرفته بود. جسد این زن در حمام پیدا شد. یا در دسامبر سال ۲۰۱۸ یک شرکت املاک که برای تخلیه آپارتمان آمده بود، جسد در حال تجزیه مرد مستأجر را در منطقه مارتسان در آشپزخانه پیدا کرد. تخمین‌زده می‌شود که او در سال ۲۰۱۴ فوت شده است.

سالانه حدود ۳۸ هزار نفر در برلین می‌میرند که به حدود ۲۴۰۰ پرونده، دستور کالبدشکافی داده می‌شود. تنها ۵ درصد موارد قتل است.

بیش از نیمی از برلینی‌ها مجرد هستند. طبق اعلام اداره آمار فدرال، حدود ۲/۱ میلیون بزرگسال در برلین مجرد هستند و این در حال افزایش است. ۳۰ درصد متأهل و ۵ درصد مطلقه هستند.

چهره‌ی واقعی تمدن غربی با تمام زرق‌وبرق ظاهری‌اش، چه اندازه تاریک و اندوه‌بار است.

در کشوری مثل آلمان، که خود را «مهد پیشرفت، آزادی و انسانیت» معرفی می‌کند، هر روز اجساد انسان‌هایی در آپارتمان‌ها پیدا می‌شود که سال‌ها در تنهایی مرده‌اند؛ نه همسایه‌ای خبر داشته، نه دوستی سراغی گرفته، نه خانواده‌ای جست‌وجو کرده است. این صحنه هولناک، نتیجه‌ی زندگی در جامعه‌ای است که خانواده و پیوندهای انسانی و معنوی را قربانی فردگرایی و لذت‌پرستی کرده است.

سکولاریسم، با بریدن ریشه‌های ایمان و محبت، انسان‌ها را از خدا، از خانواده و از جامعه جدا کرده است. این همان «جاهلیت مدرن» است که سید قطب رحمه‌الله می‌گفت: تمدنی که ماشین و تکنولوژی دارد، اما قلب و روح ندارد.

اسلام جامعه‌ای را می‌خواهد که در آن:

همسایه از حال همسایه غافل نباشد.

صله‌رحم و دیدار با خویشاوندان عبادت باشد.

مهربانی با والدین، یتیمان و نیازمندان بخشی از ایمان باشد.

اما در لجنزار تمدن مادی غرب، انسان تنها و بی‌پناه می‌میرد و جسدش پس از سال‌ها به شکل مومیایی پیدا می‌شود.

این همان «مرگ تمدن» است؛ مرگی که از درون آغاز می‌شود، پیش از آن‌که از بیرون نابود گردد.

جنگ با اسلام. مقامات سکولار ازبکستان از همسران امامان و معاونان آنها خواستند حجاب خود را بردارند

جنگ با اسلام. مقامات سکولار ازبکستان از همسران امامان و معاونان آنها خواستند حجاب خود را بردارند

به قلم: ابراهیم یعقوبی

در شهر نمنگان ازبکستان، همسران امامان و معاونان آنها موظف بودند حجاب خود را بردارند و روسری‌هایی به اصطلاح “سبک ملی سنتی” بپوشند.

“سبک ملی” روسری است که مردم در دوران کمونیست‌ها در دوران شوروی پس از ترور جمعی و مبارزه با “یادگارهای گذشته” و “عقب‌ماندگی مذهبی” شروع به پوشیدن آن کردند.

فقط همسران امامان و معاونان آنها موظف بودند در جلسه ویژه‌ای که توسط سایورا ایساکوف، دستیار رئیس اداره روابط با سازمان‌های عمومی و مذهبی اداره منطقه‌ای نمنگان برگزار شد، حضور یابند. شوهران آنها دعوت نشده بودند.

ایساکووا در این جلسه گفت: «حالا قانون وجود دارد. از همسر امام به خاطر پوشاندن سرش شکایت شد. زنان قبلاً برقع می‌پوشیدند، اما حالا مردم می‌دانند که این کار ممنوع است.

ما یاد گرفته‌ایم که سرمان را با روسری بپوشانیم. طبق ماده ۱۸۴، بخش ۴ قانون تخلفات اداری، ماسک یا روسری یکی هستند. اگر شما توسط سازمان‌های امور داخلی بازداشت شوید، من نمی‌توانم کمکی کنم. اگر همسران امامان دستگیر شوند، شوهرانشان در امان نخواهند بود.»

ایساکووا همچنین ادعا کرد که ظاهراً قرآن «حجاب را تجویز نمی‌کند». بنا به گزارش‌ها، برخی از همسران امامان هنگام خروج از جلسه، روسری‌های خود را از ترس اخراج شوهران امامشان، برداشتند.

در همین حال، مقامات ازبکستان مردان را نیز رها نمی‌کنند. موج دیگری از مبارزه با ریش‌ در کشور بالا گرفته است. علاوه بر این، حتی ته ریش سه روزه نیز ریش محسوب می‌شود.

مقامات به ویژه نسبت به کارآفرینان به شدت عمل می‌کنند. بنابراین، در بازارهای ازبکستان، موارد متعددی از اخراج تاجران به دلیل عدم اصلاح صورتشان مشاهده شده است.

مفتی مُلا فتاحی فتوا داد: خون سوری بر سوری حرام؛ پس بر صهیونیستها چه؟

مفتی مُلا فتاحی فتوا داد: خون سوری بر سوری حرام؛ پس بر صهیونیستها چه؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

از زمان پیدا شدن گروهک چند نفره ی مُلا فتاحی که در اختیار جولانی بودند با دلایل و مستندات کافی در همین پایگاه رسانه ای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» ثابت کردیم که باند جولانی که مُلا فتاحی جزئی از این باند است در راه آمریکا و ناتو در حال قتال است و جنگ آنها ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد تا اینکه این حقیقت بعد از حاکمیت آنها بر ادلب و تسلیم دمشق به آنها برای کم هوش ترین انسان هم واضح و آشکار شده است.

هم اکنون که جولانی به بهانه ی مبارزه با گروههای تروریستی (اهل جهاد چون حماس و جهاد اسلامی و …) به صورت رسمی و آشکار زیر پرچم آمریکا قرار گرفته و علاوه بر آن تبدیل به یکی دیگر از صهیونیستهای عرب شده و از مرزهای رژیم صهیونیستی محافظت می کند و نه تنها درهای جهاد را بسته است بلکه به جای حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله حاکمیتی قومیت گرای عربی در سوریه را اعلام کرده است برای همه واضح شده است که ماهیت باند جولانی چیست؟

مفتی عام سوریه ی تحت اشغال آمریکا و غرب و صهیونیستها شخصی به اسم شیخ أسامه رفاعی است که فتوا داد: «دم السوري على السوري حرام»!! یعنی خون سوری بر سوری حرام است.!

این فتوای مفتی مُلا فتاحی در برابر این حکم شریعت الله است که می گوید: شریعت به روشنی می گوید «دم المسلم على المسلم حرام! » یعنی خون مسلمان بر مسلمان حرام است.

یعنی حتی یک طلبه ی علم شرعی یا کسی که تنها یک کتاب در زمینه ی شریعت خوانده باشد می داند که باند جولانی که مُلا فتاحی هم جزئی از آن است چگونه با مفاهیم شرعی بازی می کنند و دست به تحریف و تبدیل در شریعت می زنند

در میان جنگ بین کفر و ایمان، این مسائل قومیتی و نژادی اصلا مطرح نیست بخصوص زمانی که این قوم از مسلمین و مرتدین و کفار اصلی و خائنین به دین و ملت تشکیل شده باشد.

برای هیچ یک از ما قابل تصور نیست که رسول الله صل یالله علیه وسلم فرموده باشد«خون مکی بر مکی حرام است» یا فرموده باشد«خون مدنی بر مدنی حرام است».

این حکم مفتی مُلا فتاحی است که مُلا فتاحی تا کنون در برابر آن سکوت کرده است، حکم جاهلیت و قوم پرستانی شبیه سکولاریستهای مرتد تُرک و عرب و کُرد و فارس و … که خون هم نژاد خود را حرام می دانند که بیشترین کشتار را از هم نژادان خود در خدمت به بیگانگان مرتکب شده اند.

البته همه می بینیم که اراذل و اوباش صهیونیست با جنون شیطانی به کشتن کودکان و نوزادان فلسطینی با تمام ابزارها و روش‌های ممکن ادامه می‌دهند و باند جولانی و مُلا فتاحی نیز فقط تماشا می کنند وبا آنکه همسایه ی اهل غزه هستند و بر سرزمین حیاتی و بزرگی در شام مسلط هستند این سخن ابوعبیده نیز هیچ تاثیری در آنها ندارد که می گوید: «حاکمان مسلمان نظاره‌گر کشته شدن برادران و خواهران خود در غزه هستند. آیا این امت دو میلیارد نفری نمی‌تواند به برادران گرسنه خود غذا و دارو برساند؟ خون صدها هزار بی‌گناه، گردن رهبران و علمای امت را سنگین کرده است. ما در روز قیامت از شما بازخواست خواهیم کرد.»

علاوه بر این، صهیونیستها بخشهای زیادی از سوریه را به اشغال خود درآورده اند و روزانه افرادی از مسلمین سوریه را به قتل می رسانند و ما به صورت مستمر شاهد کشتار مسلمین سوریه توسط صهیونیستها هستیم بدون آنکه شاهد واکنشی از سوی باند جولانی باشیم و به صورت عملی این یعنی خون مسلمین سوریه برای صهیونیستها حلال است.

به راستی که این ضلالت و گمراهی است که مُلا فتاحی سالهاست در آن افتاده و به خاطر چنین هدف پستی دهها جوان اهل سنت ایران را با شعارهای شبه جهادی به کشتن داد تا اینکه سوریه را برده و زیر دست آمریکا و ناتو و صهیونیستها کنند.

اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچها بار دیگر در معرض آزمایش دیگری شبیه به آنچه مُلا فتاحی انجام داد قرار گرفته اند؛ فتنه ی «قتال الفتنه»ی گروههایی چون جیش العدل در میان بلوچهای حنفی مذهب که دقیقا با همان شعارهای شبه جهادی همان مسیر مُلا فتاحی آمریکا و ناتو را می روند.

بیدار شویم و فریب شعارهای شبه جهادی این گروهکها را نخوریم.

مفقودی ۴ صهیونیست کودک کش در غزه و تغییر استراتژیک در روند جنگ

مفقودی ۴ صهیونیست کودک کش در غزه و تغییر استراتژیک در روند جنگ

به قلم: صلاح الدین مجاهد

باند صهیونیستی «اسرائیل» در غزه متحمل خسارات سنگینی شد. ۴ کودک‌کش یهودی مفقود شده‌اند.این سرتیتر خبر بسیاری از رسانه شده است که به دلیل شرایط خاص مجاهدین غزه و تهاجماعت وسیع کفار متحد با آمریکا از کانال صهیونیستها، بسیاری را متعجب کرده است.

اطلاعات مربوط به کمین توسط سازمان پخش «اسرائیل» تأیید شد، اما این سازمان تنها داده‌های اندکی را که برای رسانه‌ها تنظیم شده بود، گزارش داد. به گفته صهیونیست‌ها، فلسطینی‌ها به لشکر ۱۶۲ و تیپ ۴۰۱ «اسرائیل» در منطقه زیتون حمله کردند.

فرماندهی باند «نیروهای دفاعی اسرائیل» سانسور شدیدی را بر هرگونه اطلاعات مربوط به این حادثه اعمال کرد و خود را به اذعان به زخمی شدن ۷ کودک‌کش صهیونیست محدود کرد.

عملیات کمین در شب انجام شد. مبارزان فلسطینی از دستگاه‌های دید در شب استفاده کردند.

این حمله نه تنها علیه نیروهای پیشرو، بلکه علیه واحدهای نجاتی که به محل حادثه رسیدند نیز انجام شد که تلفات صهیونیست‌ها را افزایش داد و باعث سردرگمی در فرماندهی عملیاتی شد.

بزرگترین شگفتی، از دست دادن چهار عضو باند ارتش اسرائیل بود که احتمالاً زنده دستگیر شدند. بنا به گزارش‌ها، صهیونیست‌ها از پروتکل موسوم به «پروتکل هانیبال» برای کشتن جنگجویان خود استفاده کردند تا از اسارت آنها جلوگیری شود.

در همین حال، برخی از تحلیلگران نظامی «اسرائیلی» موافقند که آنچه در زیتون اتفاق افتاد می‌تواند باعث تغییر استراتژیک در روند جنگ شود.

مفسران خاطرنشان می‌کنند که رژیم نتانیاهو به شدت اطلاعات مربوط به تعداد واقعی اعضای باندهای کشته شده ارتش اسرائیل را سانسور می‌کند تا باعث ایجاد ناآرامی در میان یهودیان منطقه غیرقانونی صهیونیستی نشود.

نتانیاهو تقریباً دو سال است که «پیروزی کامل بر حماس» را وعده می‌دهد، اما وضعیت عملیاتی در میدان نبرد، گزارش‌های رهبر صهیونیستهای کودک کش را رد می‌کند.

سیاست خارجی دارالاسلام ایران با روسیه و اعتماد اصلی بر وحدت و قدرت مردمی خود

سیاست خارجی دارالاسلام ایران با روسیه و اعتماد اصلی بر وحدت و قدرت مردمی خود

به قلم: کارزان شکاک

اخیرا یکی از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران با بیان حقایقی از اتحاد استراتژیک خود با روسیه نکاتی را بیان کرده که برای رسانه های مختلف جهانی و داخلی قابل توجه بود.

محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت که روسیه اطلاعات محرمانه‌ای را به اسرائیل داده است که به صهیونیست‌ها اجازه داده است در طول جنگ ۱۲ روزه حملات دقیقی به سیستم‌های دفاع هوایی ایران انجام دهند.

صدر گفت: «برخی تردیدها در مورد اینکه چرا اسرائیل اینقدر دقیق بوده، ایجاد شده است. البته اطلاعاتی وجود دارد. من گفتم، این روسیه است. این بدان معناست که روسیه همدردی ویژه‌ای با اسرائیل دارد.»

او یادآوری کرد که روسیه اولین کشوری بود که واقعاً «اسرائیل» را ایجاد کرد و تصمیمات مربوطه سازمان ملل را تصویب کرد، که به گفته این مقام ایرانی، نشان دهنده «روند خاصی» در سیاست روسیه است.

صدر همچنین به شدت از ایده اتحاد استراتژیک با روسیه انتقاد کرد و آن را «مزخرف» خواند.

این مقام رسمی توجه را به این واقعیت جلب کرد که روسیه سامانه‌های موشکی ضدهوایی S-400 را به ترکیه، عضو ناتو، عرضه کرده است، اما از ارائه سامانه‌های مشابه به ایران خودداری کرده است. علاوه بر این، مسکو هنوز با فروش جنگنده‌های Su-35 به تهران موافقت نکرده است.

وی تأکید کرد: “بنابراین نباید فکر کنیم که در یک لحظه بحرانی، روسیه به کمک ایران خواهد آمد. ما می‌توانیم روابط جدی با روسیه داشته باشیم، اما نباید به آن اعتماد کنیم.”

علاوه بر این، این مقام ایرانی به واکنش ضعیف روسیه به اقدامات اسرائیل اشاره کرد که به نظر او، تنها به محکومیت رسمی تجاوز صهیونیستی محدود شده بود. به گفته صدر، این امر بار دیگر غیرقابل اعتماد بودن روسیه به عنوان متحد در مسائل کلیدی برای ایران را تأیید می‌کند.

بیانیه محمد صدر، تردیدهای فزاینده در ایران در مورد نیات روسیه و نقش آن در سیاست خاورمیانه را برجسته می‌کند. همچنین نشان دهنده واقع بین بودن تهران از همکاری استراتژیک خود با دارالکفر روسیه و سایر دارالکفرهاست و اینکه تمرکز و اعتماد اصلی دارالاسلام ایران بر قدرت داخلی و مردمی خود است.