نکاتی بر بیانیه ی رسوائی و نمایشی گروه منحله عبدالرحمن فتاحی در مورد جنگ دارالاسلام ایران با دارالحرب رژیم صهیونیستی

نکاتی بر بیانیه ی رسوائی و نمایشی گروه منحله عبدالرحمن فتاحی در مورد جنگ دارالاسلام ایران با دارالحرب رژیم صهیونیستی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

چرا بیانیه ی نمایشی و بی پایه و اساس؟ چون بعد از تسلیم دمشق به احمد الشرع(جولانی) تمام گروهها و جماعتهای مسلح منحل شدند و در حاکمیت جدید سوریه حل شدند؛ پس چیزی به نام گروه مهاجرین اهل سنت وجود خارجی ندارد که بیانه ای نشر دهد همچنانکه گروهی بنام حراس الدین و … وجود خارجی ندارند.

با این وجود، چون گروه چند نفره ی مُلا فتاحی  به همراه جولانی از ابتدا تا کنون با غدر و خیانت به ابوبکر بغدادی و ایمن الظواهری و احرار الشام و سایر گروهها و کتائب انقلابی و جهادی وبر خیانت به آرمان فلسطین و بر اساس نقشه و برنامه ی آمریکا و صهیونیستها و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به اینجا رسیده است برایشان خیلی عادی است از زبان گروهی که وجود خارجی ندارد در جنگ کنونی دارالاسلام ایران با دارالحرب و الکفر رژیم صهیونیستی، به نفع جبهه ی رژیم صهیونیستی و آمریکا بیانیه صادر کنند و موضع گیری داشته باشند.

با این وجود اگر به مفهوم و ذات این بیانیه ی نمایشی نگاه کنید چیزی جدیدی به نسبت آنچه بوقهای صهیونیستهای عرب و گروه داعش قبلا در مورد جنگ حماس و جهاد اسلامی با صهیونیستهای وحشی و اشغالگر می گفتند در آن وجود ندارد با این تفاوت که اسم حماس و جهاد اسلامی با ایران عوض شده است.

توضیح آنکه از ابتدا تا کنون و از آغاز جنگ بین حماس و جهاد اسلامی با رژیم کودک کش صهیونیستی و جنگ کنونی ایران با رژیم صهیونیستی که به نیابت از آمریکا و صهیونیستهای عرب وارد جنگ مستقیم با ایران شده است سه طیف و واکنش و جریان برجسته در میان اهل سنت و منتسبین به اهل سنت وجود داشته است:

گروه و جریان اول که با تمرکز بر امت گرائی آشکارا در جبهه ی مقاومت بر علیه اشغالگران صهیونیست و آمریکا قرار داشته اند و از گروهی از منتسبین به اهل سنت ناسزا شنیده است با این وجود جنگ کنونی و مستقیم صهیونیستهای اشغالگر با دارالاسلام ایران نشان داد از ابتدا تاکنون هر چه این جریان گفته است واقعیت داشته و دارالاسلام ایران به صورت منهجی و عقیدتی و ایمانی به آرمان فلسطین و مواضع ضد صهیونیستی خود صادق بوده است.

جریان و گروه دوم میان اهل سنت، جریانات غیر مسلح و بخصوص جماعتهای جهادی چون القاعده ی شیخ اسامه بن لادن تقبله است که نه آشکارا به جبهه ی اول هستند و نه در برابر آنها قرار گرفته اند بلکه پرچم تمرکز جهاد بر آمریکا و صهیونیستها به عنوان دشمنان اصلی را در دست گرفته اند که الشیخ سعد العولقی امیر انصارالشریعه یمن بعد از الشیخ اسامه بن لادن بار دیگر این پرچم را احیا کرد که مدتی توسط آمریکا و اسرائیل و صهیونیستهای عرب به انحراف کشیده بود.

این جریان بدون مشغول کردن خود به اشتباهات حماس و جهاد اسلامی و ایران و… بر این باور است جبهه ی که اینها تشکیل داده اند در هر حال جبهه ی مسلمین است بر علیه وحشی ترین کافر محاربی که تا کنونی مسلمین در تاریخ خود دیده اند و در هر صورت پیروزی ایران و حماس و جهاد اسلامی و… بر صهیونیستها پیروزی مسلمین بر کفار محارب و اشغالگر خارجی است.

علاوه بر این، طیف غیر مسلح آن چون جماعت علمای پاکستان به رهبری مفتی محمد تقی عثمانی مسلمین را به اتحاد و هم جبهه ای شدن با ایران در جنگ با صهیونیستها دعوت می کنند و طیف مسلح این جریان از اهل سنت به موازات جنگ ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و… با آمریکا و صهیونیستها، خود نیز در حال جهاد با این دشمنان شرور است و تمام مومنین جهان را به تمرکز جهاد خود بر این دو دشمن تشویق و ترغیب می کنند که باز در بیانیه ی اخیر الشیخ سعد العولقی این موضع گیری آشکارا نمایان است.

در برابر این دو جریان از اهل سنت، جریان و طیف دیگری از منتسبین به اهل سنت وجود دارند که از ابتدای جهاد فلسطین تا کنون سربازان مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا و صهیونیستها در بخش جنگ روانی و تبلیغی بوده اند که به صهیونیستهای عرب مشهورند که مزدوران غیر عرب هم سخنان اینها را تکرار می کنند.

این صهیونیستهای عرب در بخش جنگ تبلیغی و روانی سرسخت ترین دشمنان جهاد فلسطین بوده اند و گروه مُلا فتاحی از زمانی که با تحویل دمشق به جولانی به یکی دیگر از صهیونیستهای عرب و سپری دیگر برای محافظت از مرزهای رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده اند بخشی از این جریان شده اند که اساسا برای دشمنی با دو طیف اولی موجود در اهل سنت و ایران درست شده اند و در جنگ اخیر بین ایران و رژیم صهیونیستی شعار اصلی آنها این است که ما بی طرف هستیم و «اللهم ادفع الظالمین بالظالمین» و… اما در عین حال با تهاجم عقیدتی و فکری و برجسته کردن نقاط اختلاف فقهی که میان تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی وجود دارد و با ردیف کردن شبهات و اتهامات رگباری و حتی دروغهای آشکار بر علیه ایران سعی دارند با جدا کردن و دلسرد کردن مردم از جبهه ی ضد صهیونیستی و حتی ایجاد تفرق و تحریک به اغتشاش و جنگ بر علیه ایران به تقویت جبهه ی صهیونیستها و آمریکا بپردازند.

این در واقع همان جبهه ی عبدالله بن ابی سلول منافق و مهمترین ظرفیت جبهه کفر و نفاق است که ایران و جبهه ی ضد صهیونیست را بدتر از آمریکا و صهیونیستها معرفی کرده و تنها منتظر فرصت و زمینه سازی توسط آمریکا و صهیونیستهاست که عملاً جهت مقابله با ایران و جبهه ی ضد صهیونیستی به میدان بیاید. 

مُلا فتاحی در چنین جریانی قرار دارد و بیانیه ی رسوائی که از سوی گروه منحله ای که وجود خارجی ندارد نشر داده بر این امر تاکید دارد.

نخستین واکنش رسمی دارالاسلام ایران به ادعای آتش بس آمریکا و صهیونیستهای اشغالگر

نخستین واکنش رسمی دارالاسلام ایران به ادعای آتش بس آمریکا و صهیونیستهای اشغالگر

سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه دارالاسلام ایران در مورد اخبار مربوط به توافق آتش بس واکنش نشان داد و در فضای مجازی پیامی منتشر کرد و در صفحه خود در فضای ایکس نوشت:

همانگونه که مکرراً گفته‌ایم، این رژیم اسرائیل بود که جنگ را آغاز کرد نه ما.  در حال حاضر توافقی در موضوع آتش‌بس یا توقف عملیات وجود ندارد. با این حال به شرط آنکه رژیم اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود علیه مردم ایران را تا ساعت ۴ صبح امروز متوقف کند، ما نیز قصدی برای ادامه پاسخ نداریم.

تصمیم نهایی درخصوص توقف عملیات نظامی از سوی ما متعاقبا اتخاذ خواهد شد.

الله اکبر، دارالاسلام ایران اینبار هم در برابر آمریکا وسگ هار غرب پیروز شد و روسیاهی برای خائنین و گروه منافقین تماشاچی ماند

الله اکبر، دارالاسلام ایران اینبار هم در برابر آمریکا و سگ هار غرب پیروز شد و روسیاهی برای خائنین و گروه منافقین تماشاچی ماند

به قلم: صلاح الدین یعقوبی

در جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران که به نمایندگی از آمریکا و سایر شرکای جهانی و منطقه ای آنها شروع شد ۴ واکنش در برابر آن نشان داده شد:

  1. دسته ی خائنین شناسنامه داری چون گروه رجوی و ربع پهلوی و کومله ها و دمکراتهایی که همیشه در خدمت دشمنان ایران از صدام حسین تا کنون بوده اند اینبار نیز در جبهه ی آمریکا و سگیونیستها قرار گرفتند و طرفداران آنها نیز با زبان و جاسوسی و یا حتی با حملات پهبادی به مراکز کشورشان این خیانت جدید را در کارنامه ی خود ثبت کردند.
  2. مومنین اهل دعوت و جهاد سراسر دنیا که این جنگ را جنگ امت اسلامی بر علیه آمریکا و سگیونیستها و جنگ کفر و اسلام می دانستند و همچون امارت اسلامی افغانستان و حماس و جهاد اسلامی و طالبان پاکستان و علمای مختلف جهان اسلام به صورت آشکار در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار گرفتند و با موضع گیرهایشان به صورت موازی حملات خود را بر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمرکز دادند و به این شکل در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار گرفتند.
  3. دارودسته ی منافقین روسیاهی که عملا با تمرکز جنگ روانی خود بر دارالاسلام ایران و بزرگ نمائی مشکلات داخلی و نارسائی های اجرائی و … و یا با دامن زدن به اختلافات مذهبی با آنکه خود را تماشاچی و نظاره گر نشان می دادند اما«عملاً» در جبهه ی آمریکا و سگیونیستها قرار گرفتند و با شعارهای مکارانه و عوام فریبانه ای چون «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین و…» این خیانت آشکار خود را پوشش می دادند.

بله، این جنگ هم پس از ۱۲ روز مقاومت غرور آفرین با پیروزی و سربلندی دارالاسلام ایران خاتمه یافت و روسیاهی برای تمام کسانی ماند که در جبهه ی دشمنان قرار گرفتند و یا با خیانت سکوت خود و با تماشاچی و نظاره گر شدن  کارنامه ی خود را نوشتند.

بیانیه نیرو‌های مسلح دارالاسلام ایران در پی حمله به پایگاه آمریکا در قطر

بیانیه نیرو‌های مسلح دارالاسلام ایران در پی حمله به پایگاه آمریکا در قطر

متن بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم 

فَمَنِ ٱعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْ فَٱعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا ٱعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْۚ

ملت شریف و مقاوم ایران!

در پی تجاوز نظامی آشکار رژیم جنایتکار ایالات متحده آمریکا به تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران و نقض صریح حقوق بین‌الملل، با تدبیر شورای عالی امنیت ملی و راهبری قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” با رمز مقدس یا اباعبدالله الحسین (ع) در عملیات بشارت فتح پایگاه العدید قطر را هدف تهاجم ویرانگر و قدرتمند موشکی قرار داده است. این پایگاه، مقر سرفرماندهی نیروی هوایی و بزرگترین دارایی راهبردی ارتش تروریستی آمریکا در منطقه غرب آسیا است.

پیام اقدام قاطع فرزندان ملت در نیرو‌های مسلح برای کاخ سفید و متحدانش روشن و صریح است:”جمهوری اسلامی ایران با اتکاء به خداوند متعال، اتکاء به مردم مومن و پرآوازه ایران اسلامی تحت هیچ شرایطی تعرض به تمامیت سرزمینی، حاکمیت و امنیت ملی خود را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. “

با تجاوز دشمن آمریکایی بر همگان آشکار شد که شرارت صهیونیست‌ها امتداد طراحی آمریکایی‌ها بوده است. بر این اساس یادآور می‌شویم که در این دفاع ملی، پایگاه‌ها و اهداف نظامی متحرک آمریکا در منطقه نه نقطه قدرت، بلکه نقطه ضعف بزرگ و چشم اسفندیار این رژیم جنگ افروز به شمار می‌رود.

در آستانه ماه محرم ماه عزای سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بار دیگر به دشمنان ایران اسلامی هشدار می‌دهیم که دوره بزن و دررو به سر آمده است و اراده نیرو‌های مسلح مقتدر مردمی کشور هرگونه تکرار شیطنت منجر به تسریع در فروپاشی ارکان نظامی آمریکا در منطقه، فرار خفت بار آن‌ها از غرب آسیا و تحقق آرمان مشترک امت اسلامی و ملت‌های آزادی خواه جهان در محو غده سرطانی صهیون خواهد شد.

شکستهای مفتضح اسرائیل (واگنر غرب) در غزه و ایران و گروه روسی “واگنِر” در مالی  

شکستهای مفتضح اسرائیل (واگنر غرب) در غزه و ایران و گروه روسی “واگنِر” در مالی  

به قلم: صلاح الدین مجاهد

پس از ماهها کشتار وحشیانه ی اهل غزه توسط اسرائیل (واگنر غرب)، این رژیم کودک کش به هیچ یک از اهداف خود نرسید و شکستی مفتضح را تا کنون متحمل شده است که بر کسی پوشیده نیست.

به دنبال این شکست، حماقت بزرگتر این رژیم کودک کش حمله به دارالاسلام ایران است که با حمایت مستقیم آمریکا و انگلیس صورت گرفته است؛ این حماقت آنها را دیر یا زود بیچاره و پشیمان خواهد کرد.

اسرائیل (واگنر غرب) با آنکه دیروز از حمایت مستقیم آمریکا به سه نیروگاه اتمی ایران برخوردار شد اما همچون غزه، در ایران هم به هیچ یک از اهداف این تجاوز خود نرسیده است، بلکه با تمام سانسور خبری که انجام می دهد همه می بینند که خسارات مادی و بخصوص نابودی روحیه ی مردم سرزمینهای اشغالی بسیار بزرگ و قابل توجه و اصلا قابل مقایسه با خسارات مادی دارالاسلام ایران نیست.

این جنگ تحمیلی صهیونیستها و آمریکا بر علیه دارالاسلام ایران نه تنها هیمنه ی صهیونیستها را برای اولین بار درتاریخ شان شکست و برای اولین بار سرزمینهای اشغالی شاهد چنین تخریباتی بودند، باعث شد تمام اقشار اجتماعی و قومیتی دارالاسلام ایران با هم متحد شده و یکصدا در برابر این تجاوز خارجی زیر پرچم رهبر خود قرار بگیرند.

این خدمت اسرائیل و آمریکا برای دارالاسلام ایران با نابودی صهیونیستها و اخراج آمریکائی ها از منطقه قابل تشکر و قدردانی است.

در برابر این شکست اسرائیل (واگنر غرب) در غزه و دارالاسلام ایران، گروه روسی “واگنر” خروج کامل نیروهای خود از مالی را اعلام کرده است. این تصمیم به دلیل خسارات سنگینی است که در نبردهای گسترده با شورشیان طوارق و واحدهای القاعده مالی در شمال این کشور متحمل شده‌اند.

مفسران به یاد می‌آورند که از ۲۲ تا ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۴، ستونی از اعضای باند “واگنر” و ارتش شورای نظامی حاکم در نزدیکی شهر تین زوتین، در نزدیکی مرز با الجزایر، مورد کمین قرار گرفتند.

این ستون توسط واحدهای طوارق از جنبش ازواد و واحدهایی از جماعت نصرت الاسلام والمسلمین وابسته به القاعده مورد حمله قرار گرفت.

این درگیری پنج روز طول کشید وآزادی خواهان از سلاح‌های سنگین، پهپادها و خودروهای بمب‌گذاری شده استفاده کردند. طبق منابع مختلف، تلفات اعضای باند “واگنر” حدود ۱۰۰ نفر بوده است، از جمله رهبر گروه سیزدهم حمله، سِرگِئی شِوچِنکو (با نام مستعار “Prud”).

این خسارات برای واگنر در طول حضورش در آفریقا بسیار دردناک بوده است. پس از مرگ پریگوژین در سال ۲۰۲۳ و روند سازماندهی مجدد پس از آن، واگنر تا حدی در به اصطلاح “سپاه آفریقا” تحت کنترل وزارت دفاع روسیه ادغام شد اما درگیری‌ها در مالی آسیب‌پذیری این باند را در فقدان پشتیبانی هوایی نشان داد.

 شکست واگنرهای غرب و روسیه پیام مهمی در بر دارد:

این نیروها در نبرد زمینی با مومنین آزادیخواه جزو ترسوترین و ضعییفترین جنگنجویان هستند و چنانچه حملات هوائی از آنها حمایت نکند نابودی آنها توسط گروه اندکی از مومنین هم کار سختی نخواهد بود.

هم اکنون رژیم وحشی و کودک کش صهیونیستی (واگنرغرب) نیز تنها متکی بر حملات بزدلانه هوائی و بخصوص تسلیحات غربی ها چون آمریکا در کشتار زنان و کودکان و فرار از منطقه است و حماسه ی غزه نشان داده است که این واگنرهای غرب فرقی با واگنرهای روسیه ندارند.

آیا پس از حمله ی مشترک آمریکا و اسرائیل به دارالاسلام ایران شورشی در ارتش آمریکا در حال شکل‌گیری است؟

آیا پس از حمله ی مشترک آمریکا و اسرائیل به دارالاسلام ایران شورشی در ارتش آمریکا در حال شکل‌گیری است؟
به قلم: خالد سیف الله المسلول
سرهنگ ناتان مک‌کورمک، که سمتی کلیدی در ستاد مشترک ارتش آمریکا داشت، به دلیل انتشار پست‌هایی در شبکه‌های اجتماعی که به شدت از باند صهیونیستی “اسرائیل” انتقاد می‌کرد، از خدمت تعلیق شد.
در پست‌های خود، “اسرائیل” را “فرقه مرگ” نامید و نتانیاهو و اطرافیانش را به “برتری‌طلبی نژادی” متهم کرد.
ناتان مک‌کورمک همچنین نقش آمریکا در روابطش با “اسرائیل” را زیر سوال برد و پرسید: آیا ارتش آمریکا به نیروی نیابتی “اسرائیل” در خاورمیانه تبدیل شده است؟
در این راستا، توجه داریم که موج انتقاد از «اسرائیل» و ترامپ در بخش انگلیسی زبان شبکه‌های اجتماعی پس از حمله صهیونیست‌ها به ایران به شدت افزایش یافته است. دروغ‌های آشکار و تناقضات موجود در اظهارات و اقدامات ترامپ باعث شده است که آمریکایی‌ها به طور فزاینده‌ای عصبانی شوند.
تقریباً هیچ کس در این واقعیت که نتانیاهو به طور نمایشی و گستاخانه ایالات متحده را به جنگ می‌کشاند، شک ندارد. بدیهی است که حمله به ایران بدون کمک آمریکایی‌ها و متحدان آنها، در درجه اول بریتانیا، نمی‌توانست اتفاق بیفتد. همچنین به خوبی شناخته شده است که «اسرائیل» نمی‌تواند هیچ نوع جنگ طولانی مدتی را بدون حمایت ایالات متحده انجام دهد.
با این حال، رژیم صهیونیستی به حمایت صرف بسنده نمی‌کند، زیرا بعید است که باند نتانیاهو بتواند بدون استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به تنهایی با ایران مقابله کند
به همین دلیل است که مشارکت مستقیم ایالات متحده در جنگ برای صهیونیست‌ها بسیار مهم است، زیرا در غیر این صورت خطر شکست افزایش می‌یابد که می‌تواند منجر به ناپدید شدن “اسرائیل” از نقشه جهان شود.
نارضایتی از سیاست‌های ترامپ و اقدامات “اسرائیل” در میان ارتش ایالات متحده، علامتی نگران‌کننده هم برای صهیونیست‌ها و هم برای همدستان و حامیان آنها در تشکیلات سیاسی کاملاً صهیونیستی آمریکا است.
بنابراین، وقتی نتانیاهو در مورد تهدید وجودی برای بقای “اسرائیل” صحبت می‌کند، اساساً حق با اوست، زیرا خودش این تهدید را برانگیخته، آن را ایجاد کرده و با سماجت یک سگ هار، تمام تلاش خود را می‌کند تا آن را به واقعیت تبدیل کند.
بدون کوچکترین تریدی می یتوان گفت ادامه ی جنگ صهیونیستها با دارالاسلام ایران این رژیم وحشی را به نابودی خواهد کشاند.

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)  (۴)

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)  (4)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

زندگینامه شیخ عبدالخلیم

– عبدالحلیم سعدالله ‌یف ، پسر ابوسلام (سعیدولین ابوسلامان عبدالحلیم) در سال ۱۹۶۶ در شهر آرگون (اوسترادا-گیالا) جمهوری سوسیالیستی شوروی چچن-اینگوش (که اکنون ولایت نوخچیچو (ایچکریا) امارت قفقاز است) متولد شد.

در سال ۱۹۸۴، او از یکی از مدارس متوسطه آرگون فارغ‌التحصیل شد.

در سال‌های ۱۹۸۴-۱۹۸۶، او خدمت سربازی خود را در صفوف نیروهای مسلح اتحاد جماهیر شوروی (در یک گروه محدود از نیروهای شوروی در جمهوری دموکراتیک آلمان خدمت کرد) انجام داد. او با درجه سرگروهبانی به نیروی ذخیره منتقل شد.

از سال ۱۹۸۷، او به عنوان سرکارگر تعمیرکاران در انبار آرگون مشغول به کار شد. در همان زمان، او شروع به تحصیل در دوره‌های عصرگاهی در رشته‌های “زبان عربی و حقوق اسلامی” و ورزش (کاراته، هاتا یوگا) کرد.

پس از اتمام دوره‌های زبان عربی، او به تحصیل حقوق اسلامی (شریعت) نزد علمای برجسته چچنی   از مدرسه امام شافعی ادامه داد (او با آثار سه امام بزرگ دیگر که بنیانگذاران مدارس اصلی اسلامی – مذاهب بودند، آشنا بود).

 در سال ۱۹۹۰، او مدرک «قاضی درجه جمهوری در کاراته» را دریافت کرد

. از سال ۱۹۹۱، او شروع به تدریس کرد و اسلام را به جوانان چچنی آموزش داد (او دوره‌های زبان عربی را تدریس می‌کرد(

). از سال ۱۹۹۲، او عضو کمیسیون کنترل تحت مدیریت شهر آرگون بود.

از همان آغاز تجاوز روسیه به جمهوری چچن در پاییز ۱۹۹۴، او به طور فعال به مبارزه علیه اشغالگران روسی پیوست. خانه او در آرگون، مقر یکی از واحدهای شبه‌نظامی چچن بود. سخنان صمیمانه شیخ عبدالخلیم در مورد اسلام و دعوت به جهاد مقدس، مجاهدین را الهام بخشید و صفوف مبارزان نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا را پر کرد. از آوریل ۱۹۹۵، او ریاست واحد تحقیقات ویژه (شریعت) در ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (رئیس اصلان مسخدوف) را بر عهده داشت.

در پاییز ۱۹۹۶ (پس از پایان جنگ)، او وارد بخش مکاتبات دانشکده زبان‌شناسی دانشگاه دولتی چچن (ChSU)  شد و شروع به یادگیری تخصص دوم – زبان و ادبیات چچنی – کرد. مدتی امام مسجد شهر آرگون بود

  از فوریه ۱۹۹۷، او معاون رئیس تلویزیون دولتی CRI در امور ایدئولوژی (مذهب) شد و شروع به تحقیق عمیق در زمینه قانون اسلامی (شریعت) کرد. سخنرانی‌ها و خطبه‌های اسلامی (دعوت) شیخ عبدالحلیم ، که اغلب از تلویزیون پخش می‌شد، تقریباً در بین همه اقشار مردم بسیار محبوب بود.

در سال ۱۹۹۷، او به حج (زیارت) مکه مشرف شد

از آغاز سال ۱۹۹۸، او دوره‌هایی در مورد «حقوق اسلامی و اخلاق اسلامی» ترتیب داد، که عمدتاً معلمان مدارس متوسطه و اساتید دانشگاه در آن دوره‌های بازآموزی را می‌گذراندند. او امام مسجدی در شهر جوهر (نزدیک فروشگاه «لوچ») بود

.  در فوریه ۱۹۹۹، رئیس جمهور جمهوری آذربایجان، اصلان مسخدوف، با حکم خود، شیخ عبدالحلیم را به کمیسیون دولتی توسعه قانون اساسی شریعت جمهوری آذربایجان (رئیس احمد زاکایف) معرفی کرد.

در سال ۱۹۹۹، در جریان انتخابات رهبری مفتیان جمهوری آذربایجان (پس از آزادی مفتی قدیروف، همکارش) که توسط شورای علمای کشور برگزار شد، او به عنوان معاون اول مفتی انتخاب شد (بایعلی توسییف به عنوان مفتی انتخاب شد).

با آغاز جنگ دوم روسیه و چچن، او ریاست جماعت اسلامی آرگون را بر عهده گرفت که زیرمجموعه ساختاری جبهه شرقی نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (فرمانده امیر ابو الولید) است.

مهارت‌های سازمانی شیخ عبدالحلیم به ویژه در دوره سازماندهی دفاع از جهت آگیستا (روستاهای آگیستا، توزانا، خاتونی، ماخکتی، سلمن-تاوزن) از اکتبر ۱۹۹۹ مشهود بود

  از سال ۲۰۰۰، او عضو هیئت تحریریه روزنامه «صدای جهاد» (سردبیر عبدالله ودنسکی) بود که به صورت زیرزمینی منتشر می‌شد.

در سال ۲۰۰۱، در یکی از روستاهای منطقه ودنسکی، سرویس‌های ویژه روسیه، فاطمه (پتیامات) همسر شیخ عبدالحلیم را ربودند و از او خواستند که محل اختفای شوهرش را گزارش دهد (طبق گفته سرویس‌های ویژه چچن، او به طرز وحشیانه‌ای شکنجه و کشته شد).

در اوایل سال ۲۰۰۲، رئیس جمهور جمهوری چک، اصلان مسخدوف، شیخ عبدالخلیم را به عنوان معاون رئیس جمهور جمهوری چک منصوب کرد (واخا ارسانوف در اوت ۲۰۰۱ از سمت خود برکنار شد(

) در تابستان ۲۰۰۲، در جلسه گسترده کمیته دفاع دولتی – مجلس شورای جمهوری چک (بالاترین نهاد قدرت دولتی جمهوری چک در دوره جنگ) ، شیخ عبدالخلیم در سمت معاون رئیس جمهور جمهوری چک تأیید شد. او همچنین به عنوان رئیس دادگاه عالی شریعت جمهوری چک و رئیس کمیته شریعت کمیته دفاع دولتی – مجلس شورای جمهوری چک منصوب شد. پس از درگذشت رئیس دولت چچن، اصلان مسخدوف (۸ مارس ۲۰۰۵)، عبدالحلیم سعدولایف، معاون رئیس جمهور چچن، وظایف رئیس جمهور چچن، رئیس کابینه وزیران چچن، فرمانده کل نیروهای مسلح چچن، امیر کمیته دفاع دولتی – مجلس شورای چچن (او همچنین همزمان به عنوان رئیس دادگاه عالی شریعت چچن خدمت می‌کرد) را بر عهده گرفت.

در ماه مه ۲۰۰۵، شیخ عبدالحلیم یکی از اولین احکام خود را به عنوان رئیس دولت چچن و امیر کمیته دفاع دولتی – مجلس شورا – در مورد ایجاد جبهه قفقاز در ساختار نیروهای مسلح جمهوری چچن صادر کرد که به تغییر اساسی در وضعیت جبهه‌های جنگ روسیه و چچن که به زودی به جنگ روسیه و قفقاز تبدیل شد، کمک کرد.

پس از صدور حکم ایجاد جبهه قفقاز، شیخ عبدالحلیم رسماً اولین امیر مجاهدین قفقاز شد، امری که اعضای LPG – مخالفان امارت قفقاز – نمی‌خواهند آن را بپذیرند

 او در نبردی نابرابر با کفار روسی در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۶ در زادگاهش آرگون (اوسترادا-گیالا) به شهادت رسید (ان شاءالله(

او به زبان‌های چچنی، عربی و روسی صحبت می‌کرد.

او دارنده بالاترین نشان CRI “Koman siy” (“افتخار ملت”) و تعدادی دیگر از جوایز دولتی ایچکریا بود

 او برای دومین بار ازدواج کرد و فرزندی ندارد

شیخ عبدالحلیم به عنوان یک شرکت کننده فعال در احیای اسلامی در ایچکریا و قفقاز و چهارمین رئیس جمهور ایچکریا و اولین امیر مجاهدین قفقاز که ان شاءالله در جنگ مقدس علیه کفار روسی و نوکران آنها شهید شد، وارد تاریخ مدرن مردم چچن و قفقاز و جهان اسلام شد.

شیخ عبدالحلیم از اقتدار بالایی برخوردار بود و نه تنها در بین چچنی‌ها، بلکه در بین تمام مردم قفقاز نیز مورد احترام بود.

خداوند غزوات برادرمان شیخ عبدالخلیم را برکت دهد! امین!

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)   (۳)

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)   (3)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

پس از شهادت شیخ عبدالحلیم، عکس او منتشر شد. در عکس، خون خشک شده روی دست او به وضوح به شکل نام خداوند متعال – الله – دیده می‌شود.

این عکس بلافاصله پس از آنکه دشمنان جسد شیخ را پس از نبرد در شهر آرگون پیدا کردند، گرفته شده است. دشمن هنوز فرصت نکرده بود که جسد امیر مجاهدین را مسخره کند و آن را در یک ژست تحقیرآمیز (به گمان خودشان) در معرض دید عموم قرار دهد.

این عکس واقعاً شگفت‌انگیز است. چهره آرام و متین رهبر مجاهدین که به مقام شهید (انشاءالله) رسیده است، توجه را به خود جلب می‌کند. اما آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، این واقعیت است که نام الله بر دست شیخ عبدالخلیم حک شده است – نشانه‌ای بی‌قید و شرط مبنی بر اینکه امیر مجاهدین به شیوه‌ای شایسته یک شهید، از جانب خداوند متعال پاداش گرفته است.

در چچن، همه می‌دانند که کفار و مرتدان همیشه سعی می‌کنند اجساد مجاهدینی را که به مقام شهید (ان شاءالله) رسیده‌اند، از شکل بیندازند، زیرا نشانه‌های آشکاری از رحمت خداوند را در چهره‌های آنها می‌بینند.

همچنین در همان زمان گزارش شد که چندین مرتد که به جسد شیخ عبدالخلیم نزدیک شدند، فوراً او را شناختند.

یکی از مرتدان که از نشانه‌های آشکار نور (نور) که از چهره شیخ ساطع می‌شد، شگفت‌زده شده بود، بی‌اختیار فریاد زد: – به چهره‌اش نگاه کنید.

. دومی که ظاهراً عربی می‌دانست، فوراً فریاد زد: و به دست هم نگاه کنید. نام الله با خون روی آن نقش بسته است.

یکی از آنها موفق شد با دوربین تلفن از عبدالخلیم عکس بگیرد. آنها به پولی که (برای مجاهدین) در نظر گرفته شده بود و در کنار شیخ افتاده بود، دست نزدند.

جمع جدیدی از مرتدان و کافران که به محل شهادت شیخ عبدالحلیم رسیده بودند، بلافاصله شروع به مسخره کردن جسد کردند، به پول‌ها حمله کردند، جیب‌هایشان را بیرون آوردند و با عجله محتویات آن را در جیب‌های خودشان گذاشتند. سپس جسد امیر مجاهدین را به ماشینی بستند و به طرز نمایشی روی زمین کشیدند.

گفته می‌شود که صاحب عکس، شیخ عبدالحلیم، مجبور شد از اربابان سابق خود پنهان شود. او همچنین این عکس را که نشان آشکاری از الله بر آن نقش بسته بود، بین مسلمانان توزیع کرد.

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)  (۲)

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله)  (2)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

بخشی از پیام شیخ عبدالحلیم درباره دولت اسلامی پان قفقازی آینده:

“من توضیح دادم که در اسلام هیچ نام (مقامی) – رئیس جمهور – وجود ندارد. عناوین اسلامی – امیر، خلیفه، امام، حتی سلطان وجود دارد. در زبان چچنی، این به معنای رهبر است.

ما قصد داریم همه چیز را کاملاً با اسلام مطابقت دهیم و امروز روی این موضوع کار می‌کنیم و شما را از دستورالعمل‌های بیشتر مطلع خواهیم کرد.

لازم است درک شود که اگر قدرت رئیس جمهور در چچن محدود باشد، قدرت امیر به کل قفقاز شمالی گسترش می‌یابد

 من خودم را شایسته این مقام نمی‌دانم و نمی‌خواستم فقط به خاطر رهبری امیر باشم، بلکه می‌خواستم برای خشنود کردن دل مسلمانان این مقام را داشته باشم.

بنابراین، اگر این مقام را معرفی کنیم، باید حکومتداری مناسب باشد و این مسئولیت مستقیم ما به عنوان مسلمان است. ما از مجاهدین قفقاز سوگند یاد کردیم و بر این اساس باید مسئولیت آنها را بر عهده بگیریم.

تاکنون جمهوری چچن ایچکریا وجود داشت، اما امروز ما به تغییر این موضوع و یک دولت پان قفقازی فکر می‌کنیم. سرزمین‌هایی که تاکنون مسئول آنها بودیم محدود به جمهوری چچن (CRI) بود، اما اکنون این سرزمین‌ها افزایش یافته‌اند و ما مسئول آنها هستیم. از نظر سیاسی، ما آماده اعلام یک دولت پان قفقازی هستیم.

اکنون در حال بحث در مورد نیروها و توانایی‌های خود هستیم. ما تمام مسائل مربوط به سازماندهی مجدد ساختار دولت را با ابو ادریس (شمیل باسایف) مورد بحث قرار دادیم و به سایر امیران اطلاع دادیم.

ما به اعلام یک دولت اسلامی فکر می‌کنیم و وقتی تصمیم بگیریم که زمان آن فرا رسیده است، بیانیه ویژه‌ای صادر خواهیم کرد و این بدون هیچ شکی است. ما به سمت این حرکت می‌کنیم.

یا خلافت خواهد بود یا امامت، اما واقعیت این است که ما روی این موضوع کار می‌کنیم.

من به واکنش جهان غیراسلامی به این بیانیه و وضعیت مهاجران ما در خارج از کشور فکر می‌کنم. واضح است که آنها ممکن است مشکلاتی داشته باشند، اما اگر زمان آن فرا رسیده باشد، ما نمی‌توانیم اعلام دولت اسلامی را به تأخیر بیندازیم و من به این فکر می‌کنم

 پس از اعلام امامت، به عنوان مثال، تمام نهادهای جمهوری خلق چین، از جمله پارلمان که در خارج از کشور قرار دارد، منحل خواهند شد. آنها نماینده جمهوری خلق چین نخواهند بود. اما کفار مطمئناً سعی خواهند کرد از نهادهای ایچکریای سابق (مانند پارلمان) علیه ما استفاده کنند. حتی در حال حاضر می‌بینیم که اگرچه آنها ما را به رسمیت نمی‌شناسند، اما همچنان، در صورت نیاز، در مورد ایچکریا، رهبران و نمایندگان آن صحبت می‌کنند.

بنابراین، این گمان وجود دارد که کفار سعی خواهند کرد از این لحظه علیه ما استفاده کنند. اما ما همچنان در این مسیر حرکت خواهیم کرد

 علاوه بر این، من در مورد بیانیه‌ای فکر می‌کنم که می‌گوید جنگ تا آزادسازی کامل سرزمین‌های اسلامی ادامه خواهد یافت.

  ما در حال فکر کردن به این موضوع و آماده شدن هستیم و وقتی آماده شدیم، آن را انجام خواهیم داد. بنابراین، ما در حال بررسی اوضاع، مطالعه اوضاع و مشورت با یکدیگر هستیم.

ما باید این کار را در اولین فرصت انجام دهیم، زیرا حق نداریم این موضوع را به تأخیر بیندازیم. ما حتی حق نداریم مسلمانان دیگری را که تحت ستم کفار هستند، بدون کمک رها کنیم.

هر کسی که با این واقعیت که ما یک دولت اسلامی داریم مخالفت کند، طبق شریعت اشتباه می‌کند و نمی‌تواند به عنوان نماینده من در مورد آن صحبت کند. و هیچ کس حق ندارد در این امر با شما دخالت کند و ما این اجازه را به هیچ کس نخواهیم داد، تا زمانی که شما به وظیفه خود عمل کنید، می‌خواهم در سمت وزیر اطلاعات و مطبوعات باقی بمانید

  از شما می‌خواهم که تا حد امکان در این راستا، از جمله در وب‌سایت، تلاش کنید. تا حد امکان، صحبت کنید، صحبت کنید و دوباره صحبت کنید.

البته در غرب خواهند گفت که پس از مسخدوف، یک بنیادگرای اسلامی آمد و ساختار دولت را تغییر داد، اگرچه حتی طبق قوانین آنها (اگر به آنها اعتماد کنیم)، تغییرات (شریعت) قبلاً انجام شده بود، حتی در زمان مسخدوف، اگرچه او را به عنوان یک دموکرات معرفی می‌کردند…”

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله) (۱)

قهرمانان خود را بشناسید: امیر مجاهدین قفقاز، شیخ عبدالحلیم (تقبله الله) (۱)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

سالها  پیش،  در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۶، شیخ عبدالحلیم، رئیس جمهوری خلق چچن و امیر مجاهدین قفقاز، به همراه ۵ مجاهد، برای ملاقات با برخی از امیران وارد شهر آرگون شد.

همانطور که بعداً مشخص شد، خودرویی که شیخ با آن به خانه‌ای شخصی در «روستای سرخپوستان» می‌رفت، توجه رئیس گروه FSB مستقر در آرگون را به خود جلب کرد. تقریباً در همان زمان، در محله همسایه، کفار و دست‌نشانده‌های محلی تصمیم گرفتند به اصطلاح «پاکسازی» انجام دهند.

یک کافر به همراه یک مرتد برای بررسی به خانه‌ای که ماشین وارد آن شده بود، فرستاده شدند. آنها پس از ورود به حیاط خانه و صحبت با صاحبخانه، مشکوک شدند که مشکلی وجود دارد. با این حال، صاحبخانه توانست مرتد را متقاعد کند که بهتر است هیچ اقدامی نکند، زیرا در غیر این صورت تلفات زیادی به بار خواهد آمد.

پس از این، مجاهدین به همراه شیخ عبدالحلیم سوار ماشین شدند و شروع به ترک خانه کردند. با این حال، در آخرین لحظه، یک کافر به سمت ماشین دوید و فریاد زد: “من فقط یک نفر را آنجا می‌بینم، ما الان به سرعت او را تمام می‌کنیم” و سعی کرد در را باز کند. در پاسخ، گلوله‌ای به پیشانی او اصابت کرد. پس از این، تیراندازی آغاز شد.

کافران و مرتدان نیروها را به محل تیراندازی کشاندند. مجاهدین به همراه شیخ عبدالحلیم در پشت پی یک خانه ناتمام در همسایگی، مواضع دفاعی گرفتند.

نبرد شدید چندین ساعت طول کشید. طبق گزارش شرکت‌کنندگان در این نبرد، شیخ عبدالحلیم برای شلیک برخاست و در آن لحظه گلوله‌ای به شقیقه‌اش اصابت کرد.

او فوراً درگذشت. او هیچ زخم دیگری نداشت. مجاهدین حدود یک ساعت دیگر جنگیدند، سپس از منطقه محاصره شده عبور کردند و آن را ترک کردند. هیچ مجاهد دیگری زخمی نشد.

شرکت‌کنندگان در نبرد گزارش دادند که مطمئن هستند ۲ کافر و ۴ مرتد کشته شده‌اند (و تعداد زیادی زخمی نیز وجود دارد)، از جمله همان رئیس FSB که متوجه ورود خودرو به خانه شده بود. با این حال، طبق اطلاعات ساکنان روستا، تلفات دشمن به طور قابل توجهی بیشتر بوده است.

از خاطرات روزنامه‌نگار احمد سردلی:

من و شیخ عبدالحلیم فقط آشنا نبودیم، ما همسایه دیوار به دیوار هم بودیم. عبدالحلیم ۸ سال از من کوچکتر بود و جلوی چشمان من بزرگ شد. در خاطر من، او همان پسری خواهد ماند که کنار جوی آب می‌نشست و با چوب انواع حشرات بی‌احتیاطی را که جریان آب آنها را با خود می‌برد، می‌گرفت. از او می‌پرسیدیم: «پسر، داری چه کار می‌کنی؟» پسر کوچک با لحنی معنادار پاسخ می‌داد: «من از آفریده‌های خدا محافظت می‌کنم.»

عبدالحلیم هرگز از مسیر یک فرد مسن‌تر عبور نمی‌کرد. او که فراتر از سن خود فکر می‌کرد، با چشمانی به دنیا نگاه می‌کرد که اصلاً کودکانه نبود و در آنها خرد یک بزرگسال می‌درخشید. عبدالحلیم در ارتباطات، لباس پوشیدن و زندگی روزمره متواضع بود.

 یک بار، یک ماشین ژیگولی به او هدیه داده شد. او که از این موضوع خجالت می‌کشید، هدیه را نپذیرفت، اما به محض اینکه هدیه‌دهنده آنجا را ترک کرد و هدیه‌اش را در حیاط گذاشت، عبدالحلیم فوراً رو به یکی از رفقای رنج‌دیده ما، ابوبکر (شهید ان شاالله!) کرد و اصرار داشت که ماشین را برای خودش بردارد.

«تو بیشتر به او نیاز داری، ابوبکر. خانواده‌ات بزرگ و نیازمندند، اما برای من و فاطمه آسان‌تر است.» در جوانی، شیخ آینده هرگز در هیچ مراسم تفریحی دیده نمی‌شد، می‌توانستی همه چیز را با او تقسیم کنی، و من هرگز نشنیدم که از کسی بد بگوید.  

او پاسخ داد: «هر کاری که می‌کرد، برای خودش می‌کرد.» این عبدالحلیم ما در رابطه با اطرافیانش بود.

در بزرگسالی، او آن مسلمانی بود که اعمالش به همان اندازه انجام مناسک مذهبی، عبادت بود. او دائماً مشغول کارهای نیک بود و به دنبال جلب لطف خداوند بود.

او ایمانی عمیق و خالص داشت و با توجیه هدف وجودش در این زندگی، که با کلام خداوند متعال تعریف شده است، آنجا را ترک کرد: «و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند، نیافریدم.»