روح و جهت گیریهای متفاوت دو نوع اسلام در دنیای کنونی

روح و جهت گیریهای متفاوت دو نوع اسلام در دنیای کنونی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

برای هر کسی که از اوضاع و مسائل کنونی جهان آگاهی داشته باشد متوجه خواهد شد که در دنیا، حقیقت واضح و آشکار قابل روئیت و محسوسی وجود دارد که غیر قابل انکار بوده، و به صورت نرم و سریع در جوامع بشری در حال رشد و نفوذ است، و  آن اسلام است اما کدام اسلام؟

دو اسلام که در بسیاری موارد شباهتهائی با هم دارند اما در روح و جهتگیری با هم اختلاف دارند را می توان دید . یکی اسلام کامل و حقیقی که با ورود به قلب و جوامع انسانی باعث تولید انسان و جامعه ای جدید با قوانین و حاکمیتی جدید خواهد شد و ریشه های طاغوت و جاهلیت را خواهد خشکاند و زندگی جدیدی را تولید خواهد کرد، و دیگری اسلامی ناقص و تو خالی که از مفاهیم چهار گانه ای دین (۱- قدرت حاکمیت۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش دادن) تهی شده و تنها ظاهرش مثل اسلام است و علاوه بر این در خدمت طاغوتها و دشمنان سکولار شرقی و غربی قرار گرفته است .

آنهانی که مثل آمریکا و انگلیس و رژیمهای فاسدی چون آل سعود و امارت و ترکیه و قطر و… و شبکه های واهواره ای چون کلمه و وصال و .. به همراه شبکه های مجازی از این اسلام بی روح و مسخ شده جانبنداری می کنند در واقع قصد حمله به اسلام زنده و حرکتی را دارند، و اسلام برای آنها یک دکان و وسیله‌ی حیات و قدرت و بسیج مردم است .

امکان ندارد شخصی هم ادعای اسلامی بودن داشته باشد و هم روحی اسلامی نداشته و جهت گیری او هم در مسیر اهداف دشمنان بوده و و مطیع آمریکا و انگلیس و سایر کفار باشد؛ و علاوه بر این مثل آل سعود به مردم ظلم کند و در رأس قدرت ظالمانه‌یی قرار داشته باشد و به میل دشمنان اسلام بر مسلمانها فشار وارد کند. این اسلام از روح اسلام واقعی تهی است و جهت گیری آن هم با جهت گیری اسلام واقعی فرق دارد.

به همین دلیل است که دیده می شود در کشورهای عربی و حتی غیر عرب توده های وسیعی از مسلمین در مساجد هستند اما زمانی که گروهی برای دفاع از قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی و مبارزه با طاغوتها و اشغالگران قیام می کنند از سوی حکومتها به عنوان انسانهای تروریست و خرابکار معرفی می شوند و علمای سوئ هم مردم را با این شعارهای طاغوتها هماهنگ می کنند . این یعنی چه؟ یعنی اینکه مردم از روح و لُب و محتوا و حقیقت اسلام فاصله  گرفته اند به همین دلیل جهت گیریهای آنها نیز غیر اسلامی شده و در جهت منافع دشمنان عمل می کنند.

این اسلام جعلی، یا به قول سید قطب «اسلام آمریکائی»، اسلامی سازگار با جاهلیت و طاغوتها، نخواهد توانست بر دلهای حقیقت جو دوام زیادی داشته باشد، تنها اسلام حقیقی است که بر دلها نفوذ خواهد کرد.

توهم تمکین در ادلب و مناطق تحت کنترل گروههای مسلح سوری

توهم تمکین در ادلب و مناطق تحت کنترل گروههای مسلح سوری

به قلم: ابوخالد کوردستانی

تا به حال باید ساده ترین و لجبازترین شخص پی برده باشد که حکومتهائی که توسط گروههای مسلحی چون اقمار جولانی و احرار الشام و جیش الحر یا همین جیش وطنی و… تشکل شده اند و مجالسی هم که بر اساس این حکومات شکل گرفته اند بر اساس خیال تمکین  و وهمی بوده است که تنها حول مصالح آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه چرخیده است.

این دسته از اهل سنت با فتواهای دروغین علمای سوء در حالت مستی عجیبی قرار گرفته اند که انگار قرار نیست از اوهام تمکین کاذب و دروغینی که تصور کرده اند به خود آیند.

اینها هنوز نمی دانند که  ضعیفان و ذلیلانی هستند که به عنوان ابزار دست طاغوتهائی چون آمریکا و ناتو  نقش بازی می کنند  اما با ادبیاتی شبه اسلامی، و رهبریت آنها نیز باز در اختیار آمریکا و ناتو است اما از کانال رهبرانی محلی.

ابتدا احرار الشام در این مسیر ذلت بار حرکت کرد و بعد از او سایر گروهها تا به دارودسته ی جولانی و انصار و سایر اقمار جولانی در ادلب ختم شده است.

اینها همگی مجریان سیاستهای کلانی هستند که از خارج بر آنها دیکته می شود و در صورت نیاز سربازان مخلص ناتو و ترکیه خواهند شد اگر از آنها خواسته شود.

این است واقعیت آنها و مسیر جنگ و ثمره ی آنهمه ویرانی و کشتاری که صورت داده اند.

عبرتهائی در فتوای رسمی عبدالرزاق مهدی در جهاد فی سبیل ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه

عبرتهائی در فتوای رسمی عبدالرزاق مهدی در جهاد فی سبیل ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه

به قلم: ابوخالد کوردستانی

عبدالرزاق مهدی یکی از شیوخ گروههای مسلح شمال سوریه رسما و بدون شرم جهاد فی سبیل ناتو از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه را بار دیگر اعلام کرد و جنگیدن در صفوف ارتش سکولار ترکیه را به عنوان یک «واجب» دانسته و گفت: ” فقتالهم واجب بأي وسيلة متاحة وفيه مصالح عظيمة ودفع لمفاسد كبيرة.. وسواء حصل مع الجيش التركي أو بدون..”

نکته ی قابل توجه در این فتوای عبدالرزاق مهدی این است که مناطق اشغال شده توسط ارتش ترکیه و مزدورانش را به عنوان مناطق «آزاد شده» نام می برد و باز شرکت در چنین جنگی را «واجب» دانسته و می گوید: “فتحرير تلك المناطق واجب… ”

از کی تا به حال جنگیدن زیر پرچم کفاری چون ناتو و از کانال حکومتی سکولار و مرتد چون حکومت طاغوت ترکیه «واجب» شده است؟

در کجای شریعت جنگیدن و خون دادن برای جایگزین شدن یک طاغوت و کافری به جای کافر دیگری «واجب» قلمداد شده است؟

از چه زمانی تا کنون مناطق «اشغال شده» توسط کفار تحت عنوان مناطق «آزاد شده» نام برده شده است؟

دیروز آمریکا کوردهای سکولار عراق را فروخت و امروز کوردهای سکولار سوریه را و در کنار ناتو قرار گرفته، آیا این گروههای مزدور سوریه هم نمی دانند که فردا آمریکا و ناتو آنها را باز خواهند فروخت؟

یادمان نمی رود که کوردهای سکولار سوریه زمانی که آمریکا به کمکشان آمد می گفتند که «خدای ما آمد و به دادمان رسید حالا خدای شما کجاست که به دادتان برسد»، حالا این اله و بت چوبی آنها را رها کرده و عبرتی کرده برای دیگران، آیا پند گیرنده ای هست؟ آیا قرار است با شکست بت و اله ای دروغین به نام پ.ک.ک بت و اله ای دیگری به نام آمریکا – ناتو و ترکیه جایگزین شوند؟

آیا اهل سنت بیدار نمی شوند؟ آیا قرار نیست جهاد فی سبیل ناتو و آمریکا خاتمه یابد و به جهاد فی سبیل الله و در راه حاکم گرداندن قانون شریعت الله و حکومتی اسلامی با رهبری مسلمان مبدل شود؟

تحلیلی برحمله ی حکومت سکولار ترکیه به کوردهای سکولارپ.ک.ک و ثمرات آن برای ملت مسلمان کورد و حکومت جمهوری اسلامی ایران

تحلیلی برحمله ی حکومت سکولار ترکیه به کوردهای سکولارپ.ک.ک و ثمرات آن برای ملت مسلمان کورد و حکومت جمهوری اسلامی ایران

به قلم : سیروان هه ورامی

حمله ی ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به نیروهای سکولار پ.ک.ک در خاک سوریه را می توان دفع ظالم با ظالم نامید که در این حملات سودهای زیادی هم برای حکومت جمهوری اسلامی ایران دارد و هم برای ملت مسلمان کورد؛ اما سود اصلی را کوردهای مسلمان خواهند برد.

 چون ملت مسلمان کورد و عرب به ارتش ترکیه و ناتو همچون یک اشغالگر خواهند نگریست و بدون شک این وضع باعث اتحاد کوردها و عربها و انسجام جهت بیرون راندن اشغالگران خواهد داشت و عمر اشغالگر طولانی نخواهد بود اما تسلط مرتدین  علاوه بر انکه از درون مردم را فاسد و دچار تفرق و چند دستگی خواهد کرد دوام آن نیز بیشتر خواهد شد و صدماتش هم بیشتر خواهد بود .

 اما سودهای آن برای حکومت جمهوری اسلامی ایران دو طرفه است . کوردهای سکولار به آمریکا دل بسته بودند و با حمایت آمریکا قدرتی به هم رسانده بودند و نشان می دهد که خارج کردن این بخش از تصرفات پ.ک.ک و آمریکا سخت تر از خارج کردن ترکهای اشغالگر خواهد بود.

نکته ی دیگر قدرت گیری بیش از اندازه ی این مرتدین است که اصلا به سود حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران نبوده و نیست و لازم است جهت کنترل ومدیریت این مزدوران توازن و تعادل قوائی صورت بگیرد .

ادامه خواندن تحلیلی برحمله ی حکومت سکولار ترکیه به کوردهای سکولارپ.ک.ک و ثمرات آن برای ملت مسلمان کورد و حکومت جمهوری اسلامی ایران

خرید تجهیزات نظامی روسیه توسط آل سعود جرقه ای جهت شناخت دشمنان و انقلابیون یمن

خرید تجهیزات نظامی روسیه توسط آل سعود جرقه ای جهت شناخت دشمنان و انقلابیون یمن

به قلم : عبدالعزیز براهوئی

در حین حمله ی مشترک رژیم آل سعود و امارات و سایر متحدین از طریق زمین و هوا به انقلابیون شافعی و زیدی حاکم بر صنعا و در زمانی که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و ناتو نیز در این حمله در کنار رژیم فاسد آل سعود و بر علیه انقلابیون شافعی – زیدی قرار گرفته اند، حکومت سکولار روسیه تجهیزات مهم و استراتژیکی را به رژیم آل سعود می فروشد . مثل:

۱_ سامانه پدافندی اس-۴۰۰

۲_سامانه موشکی کورنت-ایی ام

۳_راکت انداز توس-۱ اِی

۴_نارنجک انداز ای جی اس-۳۰

۵_اسلحه تهاجمی ای کا-۱۰۳

به نظر شما فروش اینهمه اسلحه وتجهیزات نظامی کفار سکولار شرق وغرب  به حکومتهای مزدور و دست نشانده ای چون آل سعود برای چیست؟ برای دفاع از مسلمین و جنگ با کفار؟ نه این سوال احمقانه ای است بلکه باید گفت برای خدمت به کفار و کشتار مسلمین و اشغال وظلم و نابودی مناطق جنگ زده ومحروم مسلمین در یمن.

این همان روسیه ای است که عده ای مسلمانان متحد شافعی – زیدی یمن را مزدور آن می دانند و سعی دارند با این دروغ بزرگ جنایات آل سعود و آمریکا و ناتو و سایر مزدوران در حق مسلمین یمن را توجیه کنند.

انقلاب یمن انقلاب مسلمانان شافعی و شیعیان زیدی مذهب بر علیه آمریکا و ناتو و آل سعود و مزدوران آنهاست که شبکه های رسانه ای تمایلی به گفتن این حقیت ندارند .

تضاد عقیده ی سلفیت نوع دو ابن تیمیه با سلفیت نوع سوم نجدی در طلب شفاعت

تضاد عقیده ی سلفیت نوع دو ابن تیمیه با سلفیت نوع سوم نجدی در طلب شفاعت

به قلم : اسامه حنفی

امروزه که سلفیت نجدی با چالش جدی در میان اهل سنت مواجه شده و اهل سنت کارنامه ی عملی آن را دیده اند از نظر منهجی نیز با نوعی تضاد با عقاید اهل سنت مواجه شده است. یکی از این موارد مساله ی طلب شفاعت از مرده است .در گروه های سلفی نجدی بیان شده که آنها عقیده دارند طلب شفاعت از مرده جایز نیست، اما این صحت ندارد و کذب و افتراء است، بلکه عقیده سلفیت نجدی و بخصوص دوله و گروه جولانی و انصار و سایر گروههای سلفی نجدی و حتی شبکه های ماهواره ای آنها چون کلمه و وصال و غیره این است که فعل شفاعت خواهی از اموات شرک اکبر است و فردی که این عمل را انجام دهد مشرک می شود زیرا بر این باورند که طلب شفاعت از مرده از سیره مشرکین عرب بوده است و همه میدانیم که مشرکینی مثل ابوجهل و ابولهب و… همگی جزو کفار بودند .

بر این اساس در دیدگاه سلفیت نجدی تمام مسلمینی که معتقد به طلب شفاعت از مرده نزد الله هستند جزو کفار محسوب می شوند. البته باید در نظر داشت که در نظر ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر به عنوان پرچمداران سلفیت نوع دوم طلب شفاعت از مرده هرگز شرک نبوده و شخص را جزو کفارمشرک قرار نمی دهد اما سلفیت نوع سوم نجدی شرک اکبر بودن طلب شفاعت از مرده نزد الله و کافر بودن انجام دهنده ی آن را پذیرفته است.

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت چهارم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت چهارم)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

‏س۱۴۱: به نظر شما این مرگ بر آمریکا گفتنها وجه شرعی دارد؟

ج: الله تعالی می فرماید: لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعاً عَلِيماً ‏(نساء/ ۱۴۸) الله زبان به بدگوئي بازکردن را دوست ندارد، مگر آن كسي كه مورد ظلم قرار گرفته باشد و الله شنواي آگاه است.‏

مگر ما از سوی دارالکفر سکولار و محارب آمریکا و تمام متحدین جهانی سکولار و مرتدین محلی اش مورد ظلم واقع نشده ایم؟ حالا زمانی که الله تعالی در مورد ظالمینی که اصحاب الاخدود را به قتل رساندند می فرماید: قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ‏(بروج / ۴) مرگ و نفرين بر صاحبان گودال باد!‏

 ما هم میگوئیم مرگ بر صاحبان چاله ها و بمبهای فوسفوری و خوشه ای و شیمیائی در حلبچه و سردشت و باغوز و موصل و رقه و افغانستان و یمن و سومالی و مالی و لیبی و عراق وغزه و ….

ما هم میگویم مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس و چین و روسیه و فرانسه و آلمان  و صهیونیستها و…

س۱۴۲: آیا ممکن است که در میان کفار، حکومتی عادل پیدا بشود؟ مثلاً الان عده ای می گویند علت دوام آمریکا و چین به خاطر عدالت آن است.

ج: عدالت یعنی قرار دادن هر چیزی به جای خودش و دادن حق هر کسی که الله تعالی این حق را به او داده باشد که امروزه عده ای بیشتر در  حاکمیت و دادگستری ها محصورش کرده اند و زمانی که این عدالت نمود ظاهری و عینی پیدا می کند (بیشتر در امور اقتصادی) عده ای به قسط از آن نام برده اند و حتی قسط را زیر بنای پیشرفت اقتصادی معرفی کرده اند و به این شکل قسط و عدل یا همان «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/۴) را در آیاتی چون : فَانْ فاءَتْ فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ اقْسِطُوا انَّ اللَّهِ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ‏ (حجرات/۹)  با هم معنی می کنند و به این شکل مدیریت تمام زندگی مادی و معنوی مومنین را به عدل و قسط گره می زنند.

به عنوان مثالی کوچک سلمان رضی الله عنه به ابی دردا می گوید: إنَّ لِرَبِّكَ عَلَيْكَ حَقًّا، ولِنَفْسِكَ عَلَيْكَ حَقًّا، ولِأَهْلِكَ عَلَيْكَ حَقًّا، فأعْطِ كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ.[۲] پروردگارت بر تو حقّی دارد، و نفست بر تو حقّی دارد، و اهل و خانواده ات (نیز) بر تو حقّی دارد؛ پس حق هر صاحب حقی را بده. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز این سخن سلمان را تائید می کند.

در سطوح بالاتر هم باز عدالت یعنی دادن حق هر شخصی که الله تعالی این حق را به او داده باشد، پس عدالت یعنی اجرا کردن آنچه که در قانون شریعت الله آمده است و هر آنچه بر خلاف قوانین شریعت الله باشد فحشاء و منکر و بغی و سرکشی است: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(نحل/۹۰)

در مساله ی حاکمیت هم باز حکم کردن بر اساس عدل یعنی حکم کردن بر اساس قوانین شریعت الله که هر سخن و عمل و چیزی را در جای شرعی و صحیح آن قرار می دهد. چنانچه الله تعالی در سوره ی شورا می فرماید: فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ (شورا/۱۵) ‏تو نیز مردمان را به سوی آن (اسلام ) دعوت کن و آن گونه که به تو فرمان داده شده است ایستادگی و استقامت کن و از خواستها و هوسهای ایشان پیروی مکن، و بگو : من به هر کتابی که از سوی الله نازل شده باشد ایمان دارم ، و به من دستور داده شده است که در میان شما عدالت کنم .

 حالا ممکن است در شریعت یهودی یا نصرانی با آنهمه تحریفاتی که در آنها شده است مواردی از عدالت باقی مانده باشد یا در میان ملل و اقوام دیگر هم از پس مانده های انبیاء قوانین و احکامی از عدالت باقی مانده باشد به عنوان مثال  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إنَّ ممَّا أدْرَكَ النَّاسُ مِن كَلامِ النُّبُوَّةِ، إذا لَمْ تَسْتَحْيِ فافْعَلْ ما شِئْتَ.[۳] آن چه مردم از سخن پیامبران پیشین در يافتند: هر گاه  شرم وحيا نداشتي،هر چه خواستي بكن.

پس قبل از آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم ملل مختلف به نسبتهای مختلفی پس مانده هایی از تعالیم انبیاء و قوانینی از شریعت الله در میانشان مانده بود و در حالت ضرورت و اضطرار زمانی که دارالاسلامی برای مومنین به آخرین شریعت وجود ندارد، بله، ممکنه در این حالت ضرورت و اضطرار حکومتی مثل نجاشی در میان کفار نصرانی وجود داشته باشه که در موردی خاص، مثل آزادی عبادت یا موارد مشابه که آزادی عبادت مومنین را محدود نکند اهل عدالت باشد.

اما باید دقت داشت که هرگز در میان کفار سکولار یا مشرک، کشور و حاکم عادلی در همین حد هم پیدا نمیشه، چون سیاست اینها جنگ طلبی و حذف تمام احکام وقوانین شریعتهای آسمانی از اداره ی زندگی اجتماعی مردم و دیکتاتوری قوانین سکولاریستی و تحمیل قوانین سکولاریستی خود بر مردم با زور و قدرتی حکومتی است، به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسلمین اجازه ی هجرت به سرزمین تحت حاکمیت کفار نصرانی حبشه را داد، نه به سرزمینهای تحت فرمان کفار سکولار جزیره العرب یا سرزمینهای تحت حاکمیت مجوسی های فارس یا سرزمینهای تحت حاکمیت یهودی ها و یا حتی سرزمینهای تحت حاکمیت نصرانی های نجران یا نصرانی های روم شرقی؛ نجاشی نصرانی در زمینه ی آزادی عبادت برای مومنین به شریعت الله نزدیکتر بود و در این زمینه ی خاص عدالت داشت. 

به زبانی دیگر، الله تعالی شهادت می دهد که کفار سکولار قریش برای شهروندان خود که تابع قوانین سکولاریستی آنها بودند «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/۴) به وجود آورده بودند، یعنی هم گرسنگی را از بین برده بودند و مردم سیر بودند و هم ترس را از بین برده بودند و شهروندانشان در امنیت بودند، اما این رفاه و امنیت تنها مختص کسانی بود که تابع قوانین سکولاریستی آنها بودند و الله تعالی چنین چیزی را برای بندگانش بدون «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» (قریش/۳) نمی خواهد و باید عبادت یعنی امور پنجگانه ی متعلق به مسائل ۱- عقیدتی ۲- قلبی ۳- زبانی ۴- بدنی ۵- مالی تنها مختص الله شود و شخص مومن بگوید«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/۵)

 در این صورت زمانی که در آثار عده ای مثلاً می بینیم که گفتن ” اللهُ يَنْصُرُ الدَّوْلةَ العادِلةَ وإنْ كانَتْ كافِرةً، ويَضَعُ الدَّوْلةَ الظَّالِمةَ وإنْ كانَتْ مُؤْمِنةً “[۴] در اینجا منظور اصلی حاکمیتی است که آزادی عبادت در هر ۵ جزء آنرا برای مومنین تضمین می کند.

البته در موارد جزئی تر و به صورت «لفظی» نیز استفاده ی انسانها از سنتهای تغییر ناپذیر الله و نزدیک شدن به قوانین حکومتی شریعت الله گاه مورد نظر عده ای بوده و مثلاً گفته اند فلان کافر در فلان مورد عادل بوده و به این شکل هر کسی آنها را به هر میزانی اجرا کند به همان میزان در آن موارد خاص به عدالت نزدیک شده است.

 همچنین منظور، نصرت دولتهای کافر اهل کتاب بر بدتر از خودشان است که در سوره ی روم به خوبی به آن اشاره شده است و در عصر این بزرگان چنین دولتهای کافر اهل کتابی وجود داشتند که از سایرین به شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نزدیکتر بودند؛ و علاوه بر این، این سخن می خواهد به ما بگوید که دولت مومنین هم با ظلم دوام پیدا نمی کند. 

در این صورت واضح است که کفار هرگز به صورت کامل و در اخلاق عقیدتی نمی توانند در معنی «شرعی» عادل باشند، چون قوانین آنها قانون شریعت الله نیست؛ اما در معنی «لفظی» عدالت و در اخلاق عمومی مثل دادن دستمزد کارگران یا راه اندازی یک مرکز علمی تجربی یا مدیریت یک کارخانه ی اقتصادی ممکنه یا حتی در مدیریت یک قالب و امور حکومتی، به سنتهایی خاص از میان سنتهای متعدد الله در این موارد عمل کنند و الله او را در این موارد خاص یاری دهد، مثل اینکه یک کافر جهت بچه دار شدن برود و ازدواج کند و یک مسلمان باز بچه بخواهد اما ازدواج نکند، در اینجا عادی خواهد بود الله تعالی اگر بخواهد به این کافر فرزند بدهد و آن مومن که از این سنت لا یتغییرالله برای بچه دار شدن استفاده نکرده از داشتن فرزند محروم شود؛ در این صورت می توانیم بگوئیم هر کسی که به قانون شریعت الله و سنتهای الله نزدیکتر باشد الله تعالی اگر بخواهد در آن موارد خاص نصرتش را شامل حال او می کند.

در آیات اولیه ی سوره ی روم علاوه بر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، ما واضح می بینیم که الله تعالی نصرت و یاریش را به کفار نصرانی می دهد که از کفار مجوس به مودة نسبت به مومنین که جزئی از عدالت موجود در شریعت الله است نزدیکتر بودند و مومنین هم در همان دوران مکی و قبل از نازل شدن آنهمه قوانین و احکام شریعت الله از چنان فهم و درکی در مساله ی دشمن شناسی و نزدیک یا دور بودن کفار به شریعت خودشان آگاه بودند که با پیروزی کفار اهل کتاب نصرانی بر کفار شبه اهل کتاب مجوس خوشحال بودند: وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * ‏ بِنَصْرِ اللَّهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ‏ (روم/۴-۵)

در اینجا ما متوجه سننی میشویم که الله تعالی برای هلاکت و نابودی ایجاد کرده و هر کسی که از آنها پیروی کند از بین میرود و باز شاهد سننی برای تمکین و قدرت گیری هستیم که باز هر کسی که از آنها پیروی کند تمکین پیدا می کند و قدرت می گیرد؛ اینها سنن الهی هستند و ثابت.

 الله تعالی می فرماید: وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ القُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ (هود/۱۱۷) ‏(سنّت و عادت) پروردگارت چنین نبوده است که شهرها و آبادیها را ستمگرانه ویران کند، در حالی که ساکنان آنجاها درصدد اصلاح برآمده باشند.‏ مشخصه که اصلاح نیز تنها بر اساس قانون شریعت الله و حرکت در مسیر فطرت سالم که همان اسلام است صورت می گیرد نه بر اساس قوانین کفری سکولاریستها که در برابر قوانین شریعت الله و فطرت سالم تولید شده اند؛ با این وجود می بینیم که کفار سکولار (مشرک) جهت پیش برد این قوانین کفری و ضد اسلامی خود و جهت قدرت گیری و پیروزی و حاکمیت بر دیگران گاه از ابزارهای اسلامی و صحیح استفاده می کنند.  

به عنوان مثال کمونیستها و حتی بورژواهای لیبرال یعنی کل کفار سکولار دنیا از سیستم شورائی تحت عناوین پارلمان و شورای سناتورها و… استفاده می کنند. اینها هستند که به عنوان رهبران مادام العمر این کشورهای سکولار کشور را اداره می کنند و رئیس جمهور یا نخست وزیر یا هر اسم دیگری در واقع مجری برنامه های کلان و استراتژی های اونهاست و جایگاهی بیشتر از یک پیمانکار ندارد که  در مناقصه ای پر از دغل بازی به نام انتخابات برنده شده، صاحب کار اصلی خودشانند و…

حالا اینها با اینهمه دغل بازی و اینهمه حزب و فرقه و گروه مختلف از این سیستم شورائی استفاده می کنند و با تمرکز بر مشترکاتی که دارند به جلو می روند اما  مسلمین «ابزار شورا» را دور انداخته اند و همیشه در جا می زنند یا به عقب بر می گردند.

الله به مومنین امر می کند: مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ* مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (روم/۳۱-۳۲) اما مسلمین در تولید تفرق و حزب بازی خود را در این صفت شبیه سکولاریستها کرده اند، با این وجود از «پارلمان» و «دموکراسی» سکولاریستی و کفری سکولاریستها نیز نمی توانند استفاده کنند چون می دانند کفر و ارتداد است، به همین دلیل در سرزمینهائی تا مرز داشتن دین حداقلی فردی سقوط کرده اند، اما کفار سکولار با همین شورا و دموکراسی بین خودشان وحدت فرماندهی و وحدت عمل پیدا می کنند و قدرت می گیرند و با قدرت نظامی که تهیه کرده اند بر این مسلمین متفرق حزب باز پیروز می شوند.

الله وسیله ای به نام شورا را معرفی کرده، یک کافر استفاده می کند و پیروز میشود و یک مسلمان استفاده نمی کند و شکست میخورد و ذلیل دست کفار میشود.

الله راه بچه دار شدن را معرفی کرده اما مسلمان بدون ازدواج کردن تنها با دعا و خواب و خیال میخواهد بچه دار بشود. مگه میشه؟

در اینجا واضح است که علت دوام حکومتهای کافر و سکولاری چون آمریکا و انگلیس و چین و غیره به خاطر عدالت آنها نیست بلکه به خاطر استفاده ی صحیح آنها از ابزارهای کسب قدرت، و به دنبال کسب قدرت، تاراج و دزدی آشکار از انسانها و سرزمینهای ضعیف، و در نهایت نبود قدرت لازم  «الجماعة» مومنین و دارالاسلام جهت شروع جهاد تهاجمی و ابتدائی بر علیه این طاغوتها است.

ادامه خواندن مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت چهارم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت سوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت سوم)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

س۹۰: بعضی از ماها اقوامی داریم که سکولار(مشرک) مرده اند یا در یکی از احزاب سکولار(مشرک) کشته شده اند آیا می توانیم برای آنها طلب بخشش و مغفرت کنیم؟  

ج:  اگر مشرک و سکولار بودن شخصی با یقین و بدون شک ثابت شد در این صورت طلب بخش و مغفرت برای مشرکین یا سکولاریستها اصلاً جایز نیست چون الله تعالی می فرماید: مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (توبه /١١٣) براي نبی و مؤمنان شايسته نيست كه براي سکولاریستها [از الله] طلب آمرزش كنند، هرچند از نزديكان‌شان باشد. آن هم پس از آن كه براي آنها روشن شد كه اين گروه اهل دوزخند. (هر کافری اهل دوزخ است و سکولاریستها نیز یک دسته از کفار ۵ گانه ی اصلی ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَى ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) هستند؛ کسی هم که عضو یکی از این کفار ۵ گانه باشد هیچ عذری ندارد و یکی از این کفار محسوب می شود.)

داستان سیدنا ابراهیم و هشدار در مورد استغفار برای پدر سکولارش می تونه مثال خوبی در این زمینه باشه که الله تعالی می فرماید: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (ممتحنه/۴) ‏( سخنان و رفتار و کردار) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شما است، زمانی که به قوم (سکولار) خود گفتند: ما از شما و از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنا هستیم به شما کفر کرده ایم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما به وجود آمده است، تا زمانی که به الله یگانه ایمان می‌آورید. ( کردار و رفتار ابراهیم و پیروان او، سرمشق خوبی برای شما است) مگر سخنی که ابراهیم به پدر(سکولار) خود گفت: من قطعاً برای تو طلب آمرزش می‌کنم، و در عین حال برای تو در پیشگاه  الله هیچ کار دیگری نمی‌توانم بکنم.  ( این سخن، چیزی نیست که به آن اقتداء کنید). پروردگارا ! به تو توکل می‌کنیم، و به تو روی می‌آوریم، و بازگشت به سوی تو است ( و همه راهها سر به جانب تو دارد و به تو منتهی می‌گردد) .‏

یعنی  فإنه لا أسوة لنا فيه في ذلك، این در واقع علاوه بر پاسداری از کفر به طاغوت و ولاء برای مومنین و برائت از سکولاریستها(=مشرکین= احزاب)، پایبند شدن به یکی از قوانین شریعت الله و بخشی از برائت از سکولاریستها و اعلام نوعی  جنگ روانی مسلمین برعلیه کفار سکولاره که باید طبق دستور الله تعالی در زمان حیات و بعد از مرگشون انجام بشه.

س۹۱: یعنی نمی توانیم سر زیارت پدر و برادر و اقوام نزدیکی که سکولار مرده اند برویم و سر زیارت آنها هم برایشان دعایی کنیم شاید الله آنها را بخشید؟

ج: دعای طلب آمرزش برای مشرکین مرده یا به زبان امروزین سکولاریستهای مرده صحیح وجایز نیست چون الله تعالی می‌فرماید:مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَی مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (توبه/۱۱۳)  برای نبی و مؤمنان شایسته نیست که برای سکولاریستها [از الله] طلب آمرزش کنند، هرچند از نزدیکان‌شان باشد. آن هم پس از آن که برای آنها روشن شد که این گروه اهل جهنم هستند.

در منابع حدیثی اهل سنت و جماعت آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای پدر و مادرش که به عنوان یک سکولار وفات کرده بودند دعای خیر و طلب بخشش نکرد؛ چنانچه مسلم روایت می کند که: رسول الله صلی الله علیه وسلم قبر مادرش را زیارت کرد؛ آنجا گریه کرد و کسانی را هم که اطراف او بودند، به گریه انداخت «فَبَکی وَ اَبْکی مَنْ حَوْلَهُ»؛ سپس فرمود: من از الله خواستم که اجازه دهد برای او استغفار کنم؛ ولی به من اجازه نداد؛ ولی از الله اجازه خواستم که قبر او را زیارت کنم؛ پس اجازه داد. بنابراین، شما هم « فَزُورُوا الْقُبُورَ فَانَّها تُذَکِّرُالْمَوْتَ » قبرها را زیارت کنید؛ زیرا زیارت قبور، مرگ را یادآوری می کند. [۲] پس نه گریه کردن شرعی و نه زیارت شرعی منعی در شریعت الله تعالی ندارد بلکه به زیارت قبور هم امر شده ایم؛ یکی از موارد منع شده در مورد مردگانی که واضح و آشکار است که بر اساس عقاید سکولاریستی مرده اند عدم طلب بخشش برای آنهاست. 

البته باز در منابع حدیثی اهل سنت آمده است که یکی از اصحاب هم که پدرش بر عقیده سکولاریستها مرده بود پی در پی از رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسید که يَا رَسُولَ اللَّهِ ، أَيْنَ أَبِي؟ پدرم کجاست و چه وضعیتی داره؟:  قَالَ: فِي النَّارِ . رسول الله صلی الله علیه وسلم به او گفت که پدرش در جهنم است،  فَلَمَّا قَفَّى دَعَاهُ ، فَقَالَ: إِنَّ أَبِي وَأَبَاكَ فِي النَّار[۳] و آن مرد ناراحت شد و رفت، ولی کمی بعد برای اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم از ناراحتی آن مرد بکاهد او را دوباره خواست و به او گفت: پدر من و پدر تو هر دو در جهنم هستند.

در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم خواست به این شخص و تمام انسانها برسونه که هر کسی بر اساس عقیده ی سکولاریستها و یک سکولار بمیره باید در این دنیا حکم داده بشه که در جهنمه. هر چند که بر اساس آیه ی « وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » (آل عمران/۴۹)  عده ای بر این باورند که عیسی علیه السلام برای بنی اسرائیل و قوم خودش اومد و تنها پیامبر خاتم برای تمام قومها و نژادهاست؛ در این صورت این دیدگاه نیز وجود دارد که پدر و مادر رسول الله صلی الله علیه وسلم اهل فتره هستند. چون از قوم بنی اسرائیل نبودند. با این وجود ما در دنیا چون نمی توانیم اهل فتره را تشخیص بدیم حکم دنیوی اونها را با حکم سکولاریستها یکی می گیریم و حساب آنها با الله تعالی و قیامت است.

اما برگردیم به سوال شما: بدون شک وضع کسانی از مسلمین که آگاهانه، عمداً و به میل خودشان از اسلام به کفر و ارتداد دین سکولاریسم نقل مکان کرده اند و یا وارد یکی از احزاب سکولار و مرتد شده اند با اهل فتره تفاوت دارد . اینها جزو مشرکین یا احزاب یا سکولاریستها هستن و اگه با همین عقیده و عضویت در این احزاب مرده باشند نه می توان برای آنها دعای خیر و مغفرت کرد و نه در مراسم تدفین و تعزیه ی آنها شرکت کرد .

 پس به سخنان فریبنده ی دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها که در لباس مولوی و مُلا و علمای سوء بر شما ظاهر می شوند و یا ملائی درباری و در اختیار طاغوتها و احزاب سکولار و مرتد هستند گوش ندهید و از ایمان و قیامت خود محافظت کنید، نه من و شما نزد الله عزیزتر ابراهیم و پیامبر خاتم هستیم و نه نزدیکان ما ارجح تر از نزدیکان آنها . پس از ایمان و قیامتتان محافظت کنید و به خاطر این اشخاص مجرم خلاف دستور الله تعالی و سنت رسولش صلی الله علیه وسلم عمل نکنید.

س۹۲:  اما عده ای را دیده ایم که به کشته شده های احزاب سکولار و مرتد و سایر مزدوران آمریکا لقب شهید می دهند، حتی دیدیم که ژنرال عبدالرشید دوستُم به کشته شده های آمریکا در افغانستان هم می گوید شهید. شهید کیست؟

ج: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: « الرَّجُلُ یُقَاتِلُ لِلْمَغْنَمِ وَالرَّجُلُ یُقَاتِلُ لِیُذْکَرَ وَیُقَاتِلُ لِیُرَی مَکَانُهُ، مَنْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؟ فَقَالَ : مَنْ قَاتَلَ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا فَهُوَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»[۴].یکی بخاطر غنیمت، دیگری بخاطر نام و نشان و فردی بخاطر ریا می جنگد. کدامیک، مجاهد راه الله، بشمار می رود؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «کسی که برای اعلای کلمة الله بجنگد، او مجاهد راه الله است». یعنی برای این بجنگد که حکم و قانون و حاکمیت برای الله باشد و بالاتر از تمام قوانین و برنامه های دیگر باشد.

باز رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد یهودی ها و نصرانی ها که اهل کتاب هستن فرمودند: «وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا یَسْمَعُ بِی أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ یَهُودِیٌّ وَلا نَصْرَانِیٌّ ثُمَّ یَمُوتُ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ إِلا کَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» [۵] قسم به آنکس که نفس محمد به دست اوست؛ هرکس از این ملت یهودی یا نصرانی که پیام مرا بشنود، و به آنچه بر من نازل شده ایمان نیاورد، و سپس بمیرد، او از اهل آتش خواهد بود.

این در مورد کفار اهل کتابه حالا جایگاه کفار سکولار باید چگونه باشه؟ مشرکین یا سکولاریستها به صورت عام با تمام قوانین شریعتهای آسمانی که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد دشمنی و سرناسازگاری دارند و اینها یا آتئیست و ماتریالست و دهری هستن و اصلاً هیچ اعتقادی به زندگی بعدی ندارند، یا تصوری آلوده از زندگی بعدی دارند که از یکی از شریعتهای آسمانی با کم و زیاد کردنهائی گرفته اند، اینها قیامت و بهشتی که الله در آخرین شریعتش برای مومنین قرار داده را نمی خواهند چون خودشان مومن نیستند اما عده ای خائن اصرار دارند اونها را شهید بنامند و جایگاه شهید در قیامت را براشون متصور بشن. چرا؟ برای جلوگیری از ایزوله شدنشان از مسلمین و اینکه نشان دهند یک کافر و مرتد سکولار هم باز جزو همین مردم مسلمانه و بتونن مردم بیشتری با خود همراه کنند و مسلمین بیشتری در راه سناریوها و اهداف کفری خود و ارابابان سکولارشان خرج کنند.

سکولاریستها با خونشون شاهدی می دهند که قوانین یکی از احزاب دین سکولاریسم بهتر از قانون شریعت الله است و می خواهند قوانین و حاکمیت کفری سکولاریسم بر قوانین شریعت الله مسلط و چیره باشد و کلمه ی الله و شریعت اسلام زیر دست آنها باشد، اما شهید نزد الله تعالی کسی است که با خونش شاهدی می دهد که قانون شریعت الله برتر از تمام قوانین کفری بشری و طاغوتهاست.

ادامه خواندن مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت سوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت دوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت دوم)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

س۳۵: نکته ی مهم دیگری که نمی توان در مورد آن سکوت کرد مساله ی تشیع است . روش برخورد شما با تشیع بر چه اساسیه؟

ج: زمانی که می گوئیم حنفی، زیدی، مالکی، شافعی، حنبلی ، جعفری یعنی ۶ مذهب جدا گانه ی مستقل با مختصات خاص خودشان؛ در این مورد خاص شیعه ی جعفری باید گفته شود که تشیع انواع مختلفی داره و هم اکنون قطعا منظور شما آن تشیعی نیست که همچون غلاة و اسلام امریکائی در میان اهل سنت، در احزاب و گروههای مختلف و متفرقی به عنوان یک ابزار در اختیار کفار سکولار جهانی مثل انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی و روسیه و چین و اتحادیه آفریقا و غیره قرار گرفته.

ما «الان» در دارالاسلام ایران با تشیع زنده ای سروکار داریم که وارد میدان شده که با پیروی از پروسه ی مجتهد و مرجع تقلید زنده و به سرآمدن اجتهادات مجتهد مرده، هرگز امروزش مثل دیروز نبوده و همیشه در حال تغییر و تحول و حرکت رو به جلو بوده تا به اینجا رسیده، این تغییر و تحول به خاطر این «پروسه ی مجتهد زنده» و منابع تصمیم گیری اونهاست که قرآن، سنت، اجماع وعقل را معیار عمل خود قرار داده اند .

البته معیار برای مدیریت صحت و سقم سنت و عقل و سخن ائمه نزد آنها تنها قرآنه چنانچه از امام جعفر صادق رحمه الله روایت کرده اند که گفته:  « اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى اَنْزَلَ فِى الْقُرْآنِ تِبْیانَ کُلِّ شَىء حَتّى وَ اللهِ ما تَرَکَ شَیْئاً تَحْتاجُ اِلَیْهِ الْعِبادُ، حتّى لا یَسْتَطیعَ عَبْد یَقُولُ لَوْ کانَ هذا، اُنْزِلَ فِى الْقُرانِ، اَلا وَ قَدْ اَنْزَلَهُ اللهُ فیهِ » [۲]؛ الله  بزرگ بیان همه چیز را در قرآن نازل کرده است، سوگند به الله چیزى را که بندگان (در زمینه‌ى هدایت) به آن نیاز دارند، ‌فروگذار نکرده است تا کسى نتواند بگوید اگر این حکم از الله بود، در قرآن نازل مى‌شد، آگاه باشید که الله آن را در قرآن نازل فرموده است.

یا در جای دیگه ای از وی روایت می کنن که گفته: « مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اِثْنَانِ إِلاَّ وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لاَ تَبْلُغُهُ عُقُولُ اَلرِّجَالِ» [۳]؛ هیچ مسأله‌اى که مورد اختلاف قرار گیرد، وجود ندارد مگر این که اصل آن در کتاب الهى آمده است؛ ولى عقول افراد به آن نمى‌رسد.

پس معیار سنجش صحت و سقم هر چیزی نزد این دسته از شیعیان قرآن است. در مورد حدیث هم باز از امام جعفر صادق روایت کرده اند که گفته:  « فما وافَقَ كِتابَ اللّه ِ فخُذوهُ ، و ما خالَفَ كِتابَ اللّه ِ فدَعُوهُ ».[۴] یا روایت کرده اند که گفته: « مَا لَمْ يُوَافِقْ مِنَ الْحَدِيثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُفٌ ».[۵]

به همین دلیله هر زمان که می بینند مساله ای با منابع اصلی اونها نمی خونه به سادگی اونو کنار می گذارند. پس ما در مسائل فکری و عقیدتی این دسته از شیعیان «تنها به امروز» اونها نگاه می کنیم و «امروز» آنها در دارالاسلام ایران نیز یعنی «امام حاکم بر ایران کنونی».

مهمتر از اون آنچه که ما را راهنمائی می کند که این شیعه ها در مورد سایر مذاهب اسلامی چه جوری فکر می کنن و آیا به آنچه که میگن معتقد هستن یا فقط زبانیه،  تنها سیره ی عملی اونهاست .

ما به سیره ی عملی اونها نگاه می کنیم همچنانکه به سیره ی عملی سایر فرق اسلامی معروف به اهل سنت نگاه می کنیم؛  سیره ی عملی این نوع از تشیع از سال ۵۷ تا کنون را در دست داریم . بخصوص بیشتر از ۲۴ سال است که جریان ما از نزدیک این جریان را آزموده است.

س۳۶: اختلاف اساسی تشیع و تسنن بر چه مواردیه؟

اختلاف تسنن و تشیع هرگز بر سر اصل قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصول کلی نبوده، بلکه اختلاف تنها بر سر فهم از قرآن و سنت و فروعه، مثل اختلاف میان یک حنفی با یک حنبلی یا سایر مذاهب اسلامی با همدیگر که همه در جستجوی حقیقتی یکسان هستند اما به شیوه های مختلفی در فروعیات؛ اما مسلمین جاهل و بخصوص دشمنان آگاه و اهل هوا و هوس که تضمین بقا و معیشت خود را در تفرقه مى یابند شکاف میان حنفی، زیدی، مالکی ، شیعه و حنبلی و شافعی و غیره در فروعیات و حواشی را به اصول عقیده ربط می دهند که خواسته یا ناخواسته به شرک تفرق و حتی جنگهای داخلی و خدمت به دشمنان مسلمین ختم میشه .

س ۳۷:  اما شیعه ها اهل سنت را کافر می دانند .

اجازه بدین با یک واقعه ی تاریخی – قرآنی نگرش شیعه ی جعفری در زمینه ی انواع کفر را مشخص کنیم .

ابن عمر رضي  الله عنهما می گوید: مردی در غزوه تبوک در میان جمعی گفت: من از این قاریان قرآن هیچ احدی را طمع کارتر، دروغگوتر، و ترسوتر در جنگ نیافتم؛ عوف بن مالك رضي الله عنه  در پاسخ او گفت: دروغ می گویی و تو منافق  هستی و من رسول  الله صلى الله عليه وسلم را از گفته های تو مطلع خواهم ساخت.

عبدالله بن عمر رضي الله عنهما می گوید: عوف  بن مالک نزد رسول  الله صلی الله عليه وسلم رفت تا ایشان را از گفته های آن مرد باخبر بسازد که مطلع شد وحی از او سبقت گرفته است؛[۶]

عبدالله  بن عمر رضي الله عنهما می گوید: من آن مرد را مشاهده کردم که خود را به شتر رسول  الله  صلى الله عليه وسلم که در حال رفتن بود آویزان کرده و در حالیکه پاهایش به سنگ ها برخورد می کرد می گفت: ای رسول  الله؛ ما شوخی می کردیم تا بدینوسیله راه- طولانی- را- با حرف زدن- سپری کنیم.

 عبدالله  بن عمر رضي الله عنهما می گوید: گویی هم اکنون  به او نگاه می کنم که یکی از آنها به کجاوه شتر رسول الله صلی الله عليه وسلم  آویزان شده است و سنگ ها به پاهایش برخورد می کرد و می گفت: هدف ما از آن سخنان شوخی و بازی بود و رسول الله صلى الله عليه وسلم  هم- آیات نازل شده به او را برای او تلاوت می کرد و- می فرمود: أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (التوبة/۶۵) آیا با الله و آیات او و پیامبرش  بازی  و شوخی می کنید؟

و رسول الله صلى الله عليه وسلم و صحابه ایشان که از قاریان قرآن بودند هیچ گونه توجه و اعتنایی به او نمی کردند؛ سپس الله متعال در ادامه آیات بیان می کند که شوخی مذکور منجر به کافر شدن آنها گشت؛ الله متعال می فرماید:لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ (التوبة/۶۶) عذرو توجیه  نیاورید قطعا بعد از ایمان  آوردن تان کافر گشتید.

در اینجا مخاطب الله تعالی دسته ای از مومنین میان مسلمین هستن نه یک مسلمان در معنی آیه ای که قبلاً به آن اشاره کردیم. خوب، حالا این کافر خطاب کردن یک «مومن» به معنی ارتداده که باید حکم مرتد را در موردش پیاده کرد؟ یا مساله چیزدیگه ایه؟

ادامه خواندن مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت دوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت اول)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت اول)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

س: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته . از اینکه دعوت ما را قبول کردین تشکر می کنیم

ج: و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته برادران گرامی . خیلی خوش آمدین .

س ۱: اجازه بدهید مستقیم برویم سراغ سوالات زیادی که داریم . چنانچه واضح است هم اکنون بعد از ایمان، جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی مهمترین فرض عین شده است، به نظر شما در کنار جهاد چه کاری فضیلت بیشتری دارد؟

ج: بسم الله و الحمد لله . بعد از ایمان و ادای نماز و در کنار جهاد، اصلاح روابط بین تمام فرق و مذاهب اسلامی از کانال یکی از «۳ابزار» برتر و قرار دادن اونها در مسیر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی می تونه یکی از بافضیلت ترین اعمال محسوب بشه.

 ابوالدرداء رضی الله تعالی عنه  می گوید رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت : ألَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ ؟ “. قَالُوا : بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ : ” إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ. وَفَسَادُ ذَاتِ الْبَيْنِ الْحَالِقَةُ»[۲].«  آیا به چیزی با فضیلت تر از روزه و نماز و صدقه آگاهتان نکنم؟  گفتند: بله یا رسول الله ، فرمود: آن اصلاح روابط میان مردم است، زیرا خراب شدن رابطه بین مردم ریشه کن کننده دین است».

ما هم اکنون با چشم خود می بینیم که خراب شدن رابطه ی بین مسلمین از سوی دوستان جاهل و دشمنان آگاه چه صدماتی به دین و دنیای مسلمین وارد کرده، در این صورت بعد از یادگیری ایمان و انجام نماز، در کنار جهاد فی سبیل الله، به عنوان یک مقدمه ی ضروری جهاد، اصلاح رابطه ی بین مسلمین در اولویت قرار میگیره که یکی از منابع قدرت و وحدتی میشه که درها را بر روی فضیلتهای دیگه باز می کنه. باذن الله

لازمه که مشغولیت ما به ایمان خودمون باشه و کاری به اندازه گیری میزان ایمان دیگران نداشته باشیم . ما دنبال  عذر و کوچکترین شبهه ای می گردیم که دیگران را از اشتباهاتی که می کنن تبرئه کنیم، و  طمع داریم به همراه خودمان سایر اهل قبله هم باذن الله  وارد بهشت بشن، هر چند عده ای از برادران تنها دنبال اشتباهات قابل اغماض دیگران هستن تا با سرهم کردن چند اصطلاح من درآوردی و غیر شرعی شروع به غیبت در مورد اونها و حتی ترور شخصیتی و گاه جسمی اونها کنن و  تلاششون اینه که به دیگران بفهمانند که غیر از خودشان و هم فکرانشان همه در داخل آتش جهنم هستند.

س ۲: شما در جاهای مختلفی از شخصیتها و حتی گروههای مختلف اسلامی صرف نظر از مذهب و تفسیر آنها دفاع کرده اید و هزینه هائی هم برای شما داشته حداقل آنچه در فضای مجازی رایجه گاه شما را داعشی و گاه وهابی و گاه صوفی و گاه رافضی و گاه مکتب قرآنی و … نامیده اند، دلیل و نتیجه ی این کارهای شما چیست؟

ج: اگه اینها مسلمانند و بنده از آنها دفاع کرده ام، این دفاع کردنهای بنده و هم مسیران بنده  تنها و تنها یک دلیل داره آنهم این دلیله که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: من ذَبَّ عن عِرضِ أخیه بالغَیبَة، کان حقاً على الله أن یعتِقَهُ من النَّار”.[۳] هر کس در غیاب و نبود برادر (دینیش) از آبروی او دفاع کند، حق است برالله (که در روز قیامت) اورا از آتش (جهنم) آزاد گرداند.

یا می فرماید: صلی الله علیه وسلم : مَن ردَّ عن عِرضِ أخیه، ردَّ اللهُ عن وجهِه النارَ یومَ القیامةِ “[۴].هر کس (عیبی را) از آبروی برادر (دینیش) دور کند (و از آبروی او دفاع کند) الله در روز قیامت آتش (جهنم) را از چهره اش دور خواهد کرد.

حالا به نظر شما این دفاع کردنها ارزش نداره ؟ نتیجه چطوره؟

نکته ی دیگر اینکه اکثر این مفتری ها در برابر جنگ مسلحانه و خونین کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر علیه مخالفین خود نه تنها سکوت نمی کنند بلکه به بهانه ی صوفی یا رافضی  یا خوارج و وهابی و غیره بودن و با به راه انداختن جنگ روانی بر علیه این فِرَق، «عملاً» در جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها قرار می گیرند.

آیا معقول است که کفار سکولار جهانی به رهبری دارالکفرهای آمریکا و روسیه و چین و ناتو به  همراه مزدورانشان به جنگ مسلمین بیایند و صدها میلیارد دلار در این جنگ خرج کنند به بهانه ی اینکه ما صوفی یا رافضی یا خوارج یا وهابی و مکتب قرآنی و غیره هستیم و برای اسلام اصیل ضررمند هستیم؟

آیا تعجب آور نیست که کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های محلی با خون و مال خود و به خطر انداختن امنیت خود برای یاری اسلام و مسلمین در برابر صوفی ها و روافض و خوارج و وهابی ها و مکتب قرآنی ها وغیره بیایند؟

به نظر شما این دینی که کفار و مزدوران سکولار و سکولار زده ی محلی به یاری اش آمده اند چگونه دینی خواهد بود؟ آیا علمای سوء و مجریان جنگ روانی که در کنار این کفار سکولار اشغالگر و مرتدین محلی قرار گرفته اند اندیشیده اند که در چه منجلابی افتاده اند و در کدام جبهه قرار گرفته اند که در این جنگ تنها دو جبهه وجود دارد : الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/۷۶) یا شخص در جبهه ی جنگ سرد و گرم طاغوت و اولیای شیطان است یا در جبهه ی مومنین و مجاهدین فی سبیل الله.

ادامه خواندن مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت اول)